﻿1
00:00:40,510 --> 00:00:48,510
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:49,675 --> 00:00:51,635
داری باهام شوخی می‌کنی.

3
00:00:54,471 --> 00:00:58,683
این انگار خودِ جام مقدسه، یا یه همچین چیزی.

4
00:00:58,684 --> 00:01:00,226
این قراره همه‌چیز رو در مورد

5
00:01:00,227 --> 00:01:01,687
فیلم پدرم تغییر بده.

6
00:01:03,522 --> 00:01:04,773
باورنکردنیه.

7
00:01:05,673 --> 00:01:09,973
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

8
00:01:17,452 --> 00:01:20,454
سلام، من «راجر پترسون»ام،
و می‌خوام براتون بگم

9
00:01:20,455 --> 00:01:22,415
که چطوری وارد این
ماجراجوییِ هیجان‌انگیز شدم

10
00:01:22,416 --> 00:01:25,042
و چند تا از اتفاقاتی که
برام افتاد رو هم تعریف کنم.

11
00:01:25,043 --> 00:01:27,879
کسایی که به وجود پاگنده
اعتقاد دارن، فیلمِ پترسون رو

12
00:01:27,880 --> 00:01:31,215
بهترین مدرک برای اثبات وجودش می‌دونن.

13
00:01:31,216 --> 00:01:33,301
این فیلم، در کنار فیلمِ
«زاپرودر» از ترورِ کندی،

14
00:01:33,302 --> 00:01:35,261
بیشترین بررسی و بیشترین میزان پخش رو

15
00:01:35,262 --> 00:01:38,724
در تمام دنیا داشته.

16
00:01:41,185 --> 00:01:44,061
تصویرِ این موجود که حالا
به اسم «پتی» شناخته می‌شه،

17
00:01:44,062 --> 00:01:45,688
دقیقاً به همون اندازه‌ی

18
00:01:45,689 --> 00:01:47,481
فیلمِ اولین فرود روی
کره‌ی ماه، افسانه‌ای شده.

19
00:01:47,482 --> 00:01:50,026
این یه قدمِ کوچیک برای یه انسانه،

20
00:01:50,027 --> 00:01:54,113
ولی یه جهشِ بزرگ برای بشریته.

21
00:01:54,114 --> 00:01:57,033
این یه بازی نیست، این یکی
از بزرگ‌ترین اکتشافاتِ علمی‌ایه

22
00:01:57,034 --> 00:01:58,410
که دنیا به چشم خودش دیده.

23
00:01:59,286 --> 00:02:02,872
این فیلم بدجوری تو
فرهنگِ آمریکا ریشه دوونده.

24
00:02:02,873 --> 00:02:04,790
به نظرم خودِ پاگنده تاره،

25
00:02:04,791 --> 00:02:06,292
مشکل اینه.

26
00:02:06,293 --> 00:02:08,419
تقصیر فیلم‌بردار نیست.

27
00:02:08,420 --> 00:02:10,630
در واقع، فیلم پترسون

28
00:02:10,631 --> 00:02:12,507
برای اونایی که خوره و متعصبِ پاگنده‌ن،

29
00:02:12,508 --> 00:02:13,966
حکم همه‌چیز رو داره.

30
00:02:13,967 --> 00:02:15,928
اونا رسماً این فیلم رو می‌پرستن.

31
00:02:17,513 --> 00:02:20,848
من معتقدم که این فیلم صددرصد واقعیه.

32
00:02:20,849 --> 00:02:22,892
فکر نکنم هیچ‌وقت این قضیه مطرح بشه

33
00:02:22,893 --> 00:02:24,018
که این فیلم فیک بوده.

34
00:02:24,019 --> 00:02:26,229
من باور دارم.

35
00:02:26,230 --> 00:02:27,772
داریم سر همین موضوع بحث می‌کنیم دیگه،

36
00:02:27,773 --> 00:02:29,315
اینکه واقعیه یا فیک؟

37
00:02:29,316 --> 00:02:31,859
این یکی از بزرگ‌ترین رازهای

38
00:02:31,860 --> 00:02:33,486
عمرمونه.

39
00:02:33,487 --> 00:02:35,905
تاحالا هیچ‌کس نتونسته
دروغ بودنش رو ثابت کنه.

40
00:02:35,906 --> 00:02:39,075
این فیلم بلافاصله یه بحثِ
به شدت داغ رو راه انداخت،

41
00:02:39,076 --> 00:02:40,993
بین کسایی که ادعا می‌کنن واقعیه

42
00:02:40,994 --> 00:02:43,621
و آدمای شکاکی که می‌گن
این یه کلاه‌برداریِ پیچیده‌ست

43
00:02:43,622 --> 00:02:46,082
که با یه آدمِ لباس‌پوشیده صحنه‌سازی شده.

44
00:02:46,083 --> 00:02:48,417
عمراً اون چیزی که تو تصویره،

45
00:02:48,418 --> 00:02:49,710
یه آدم باشه که لباس پوشیده.

46
00:02:49,711 --> 00:02:51,879
این فیلم فقط یه تیکه‌ی کوچیک

47
00:02:51,880 --> 00:02:53,799
از کل داستانه.

48
00:02:56,468 --> 00:02:58,928
این داستانی راجع‌به پول و طمعه.

49
00:02:58,929 --> 00:03:01,180
بعد از اینکه این فیلم ساخته شد،

50
00:03:01,181 --> 00:03:02,932
اتفاقاتِ خیلی کثیفی افتاد.

51
00:03:02,933 --> 00:03:05,685
یه نفرینی روی این فیلم هست.

52
00:03:05,686 --> 00:03:08,771
تقریباً هرکسی که باهاش در ارتباط بوده،

53
00:03:08,772 --> 00:03:11,440
زندگیش نابود شده.

54
00:03:11,441 --> 00:03:13,485
کاش هیچ‌وقت این اتفاق نمی‌افتاد.

55
00:03:14,987 --> 00:03:16,612
اگه بخواید بگید

56
00:03:16,613 --> 00:03:18,239
که این فیلم یه حقه‌ست،

57
00:03:18,240 --> 00:03:20,700
پس باید اینم بگید که «راجر پترسون»

58
00:03:20,701 --> 00:03:24,203
بزرگ‌ترین نابغه‌ی جلوه‌های ویژه‌ی گریم

59
00:03:24,204 --> 00:03:26,706
تو کل تاریخه.

60
00:03:26,707 --> 00:03:28,749
من نمی‌تونم تصور کنم اون کابویِ کوچولو

61
00:03:28,750 --> 00:03:31,043
تو «یاکیما»ی واشنگتن،
همچین ایده‌ای به سرش بزنه

62
00:03:31,044 --> 00:03:33,337
و همچین لباسِ بی‌نقصی داشته باشه

63
00:03:33,338 --> 00:03:36,048
و با همچین فیلم‌برداری و
زمان‌بندیِ عالی‌ای کار رو دربیاره.

64
00:03:36,049 --> 00:03:37,800
و حالا بعد از ۵۷ سال،

65
00:03:37,801 --> 00:03:40,136
ما اینجاییم، و هنوز
داریم سعی می‌کنیم بفهمیم

66
00:03:40,137 --> 00:03:41,596
که آخه چطوری این کار رو کرده.

67
00:03:55,569 --> 00:03:57,779
خب، این همون...

68
00:04:00,616 --> 00:04:01,824
خلوتگاهِ منه.

69
00:04:03,493 --> 00:04:06,495
بدیهیه که بعد از سال‌ها و سال‌ها کار

70
00:04:06,496 --> 00:04:08,331
اینجا توی دانشگاه،

71
00:04:08,332 --> 00:04:11,083
کلی وسایل جمع شده.

72
00:04:11,084 --> 00:04:13,753
حتی یه نمونه از مدل و مارکِ

73
00:04:13,754 --> 00:04:16,130
دوربینی که «راجر»
استفاده کرده بود رو هم دارم.

74
00:04:22,179 --> 00:04:23,763
وقتی حرف از فیلم پترسون می‌شه،

75
00:04:23,764 --> 00:04:27,099
من رسماً دهه‌هاست که

76
00:04:27,100 --> 00:04:29,185
درگیر آنالیز و تحلیلشم

77
00:04:29,186 --> 00:04:31,145
و از زوایای خیلی،

78
00:04:31,146 --> 00:04:32,855
خیلی مختلفی بهش نگاه کردم.

79
00:04:32,856 --> 00:04:34,440
چه از نظر کالبدشناسی تطبیقی،

80
00:04:34,441 --> 00:04:36,067
چه بررسیِ ردپاها، و چه از نظرِ ماهیتِ

81
00:04:36,068 --> 00:04:37,527
خودِ فیلم.

82
00:04:37,528 --> 00:04:38,819
از سر شروع می‌کنم

83
00:04:38,820 --> 00:04:40,446
تا می‌رسم به پاها،

84
00:04:40,447 --> 00:04:42,490
من می‌تونم از سر تا پا برم پایین و

85
00:04:42,491 --> 00:04:43,866
گروه‌های عضلانی رو تک‌به‌تک بهتون نشون بدم.

86
00:04:43,867 --> 00:04:45,660
شما می‌تونید عضله‌ی ذوزنقه‌ای رو ببینید.

87
00:04:45,661 --> 00:04:47,578
می‌تونید عضله‌ی پشتی بزرگ رو ببینید.

88
00:04:47,579 --> 00:04:48,996
شما می‌تونید این استخوان کتف رو ببینید

89
00:04:48,997 --> 00:04:50,748
که داره زیر اون عضلات سُر می‌خوره.

90
00:04:50,749 --> 00:04:52,500
می‌تونید عضله‌ی راست‌کننده‌ی
ستون مهره‌ها رو ببینید.

91
00:04:52,501 --> 00:04:54,001
من می‌تونم سرهای مجزای

92
00:04:54,002 --> 00:04:55,670
عضله‌ی سه‌سر بازویی رو تشخیص بدم.

93
00:04:55,671 --> 00:04:57,213
منظورم اینه که، می‌تونم به بررسی
ادامه بدم و اسم تمام این عضلات رو

94
00:04:57,214 --> 00:05:00,132
تا خودِ مچِ پا بهتون بگم.

95
00:05:00,133 --> 00:05:01,551
من به اعتبار اون فیلم

96
00:05:01,552 --> 00:05:03,219
اون‌قدر مطمئنم

97
00:05:03,220 --> 00:05:04,720
که انگار خودم اون بعدازظهرِ اکتبر

98
00:05:04,721 --> 00:05:07,557
اونجا روی اون ساحل شنی ایستاده بودم.

99
00:05:07,558 --> 00:05:11,519
اصلاً هیچ استدلالِ
قانع‌کننده‌ای در ردِ این فیلم

100
00:05:11,520 --> 00:05:13,187
وجود نداره

101
00:05:13,188 --> 00:05:15,232
که بتونه زیرِ ذره‌بین دووم بیاره.

102
00:05:21,113 --> 00:05:23,573
بچه‌ها، این داره کلی
خاطره رو برام زنده می‌کنه.

103
00:05:23,574 --> 00:05:24,908
بزرگ شدن تو اینجا.

104
00:05:26,952 --> 00:05:29,078
پدرم همیشه دارت‌های
بی‌هوش‌کننده با خودش داشت.

105
00:05:29,079 --> 00:05:31,497
و قرار بود با دارت بزنن به یه پاگنده،

106
00:05:31,498 --> 00:05:33,583
می‌خواستن با زنجیر ببندنش به اینجا

107
00:05:33,584 --> 00:05:36,753
و منتقلش کنن به باغ‌وحشِ «سن دیگو».

108
00:05:38,922 --> 00:05:41,048
اون قسمت که تخته سه‌لا داره،

109
00:05:41,049 --> 00:05:42,633
یادمه که یه سوراخ توش بود.

110
00:05:42,634 --> 00:05:44,051
و اون یه تشت هم داشت که می‌رفت زیرش

111
00:05:44,052 --> 00:05:45,595
تا اگه پاگنده خواست بِریِنه،

112
00:05:45,596 --> 00:05:47,722
بتونن تمیز نگهش دارن و از این حرفا.

113
00:05:51,143 --> 00:05:54,228
اوه، ایناهاش— اینا یه چند تا از تابلوهاشه.

114
00:05:54,229 --> 00:05:55,898
پدرسوخته.

115
00:06:02,321 --> 00:06:06,032
«گروه اکتشافی پاگنده، ۱۹۶۷.»

116
00:06:06,033 --> 00:06:10,077
هدفش این بود که ثابت کنه
پاگنده وجود داره.

117
00:06:10,078 --> 00:06:12,998
اون این مقاله‌ها رو خوند و
بعدش این خوره افتاد به جونش.

118
00:06:14,333 --> 00:06:16,083
تاحالا شده یه چیزی بخونی

119
00:06:16,084 --> 00:06:17,502
یا یه داستانی بشنوی

120
00:06:17,503 --> 00:06:18,753
و آرزو کنی که کاش تو هم بخشی از اون بودی؟

121
00:06:18,754 --> 00:06:20,546
فکر کنم این دقیقاً همون حسیه که من داشتم،

122
00:06:20,547 --> 00:06:23,758
وقتی تو سال ۱۹۵۹ یه مقاله
تو مجله‌ی "تِرو" (True) خوندم.

123
00:06:23,759 --> 00:06:25,593
اون مقاله از ردپاهای
غول‌پیکر انسان‌مانندی می‌گفت

124
00:06:25,594 --> 00:06:27,970
که به طور مرموزی تو جاده‌های چوب‌بری

125
00:06:27,971 --> 00:06:30,015
توی کوهستان‌های شمال کالیفرنیا پیدا می‌شدن.

126
00:06:31,475 --> 00:06:32,767
اون مقاله تو ادامه‌ش می‌گفت

127
00:06:32,768 --> 00:06:34,810
که موجوداتِ غول‌پیکری هستن

128
00:06:34,811 --> 00:06:36,896
که شبا وقتی چوب‌برها از کوه میان پایین،

129
00:06:36,897 --> 00:06:39,524
جلوشون از این‌ورِ جاده می‌پرن اون‌ور.

130
00:06:39,525 --> 00:06:41,359
یه داستانِ عجیب‌وغریب.

131
00:06:41,360 --> 00:06:42,861
اما با این حال، بدجور کنجکاو شده بودم.

132
00:06:45,197 --> 00:06:47,240
قرن‌هاست که مردم دارن
موجوداتِ پاگنده‌مانند می‌بینن

133
00:06:47,241 --> 00:06:49,659
و ردپاهاشون رو پیدا می‌کنن.

134
00:06:49,660 --> 00:06:51,744
من از پدر و مادرم و آدمای مختلفی شنیدم

135
00:06:51,745 --> 00:06:53,538
که درباره‌ش حرف می‌زدن.

136
00:06:53,539 --> 00:06:56,332
اونا براش یه اسم دارن،

137
00:06:56,333 --> 00:06:58,084
این چیزیه که اونا صداش می‌زنن.

138
00:06:58,085 --> 00:07:00,253
قدمتِ داستان‌ها و افسانه‌های این موجود

139
00:07:00,254 --> 00:07:02,922
بین سرخ‌پوست‌های آمریکا، به صدها

140
00:07:02,923 --> 00:07:05,383
اگر نگیم هزاران سال پیش برمی‌گرده.

141
00:07:05,384 --> 00:07:06,968
اون اسم‌های زیادی داره.

142
00:07:06,969 --> 00:07:08,886
تو مناطق کوهستانیِ شمال کالیفرنیا،

143
00:07:08,887 --> 00:07:10,806
به اسم «پاگنده» شناخته می‌شه.

144
00:07:13,058 --> 00:07:14,976
تو مناطقِ وحشیِ «بریتیش کلمبیا»،

145
00:07:14,977 --> 00:07:17,061
بهش می‌گن «ساسکواچ».

146
00:07:17,062 --> 00:07:19,230
اون‌ورِ دنیا، تو هیمالیا،

147
00:07:19,231 --> 00:07:23,067
بهش می‌گن «یِتی»، یا «مرد برفی منفور».

148
00:07:23,068 --> 00:07:24,652
من شروع کردم به حرف زدن

149
00:07:24,653 --> 00:07:26,112
با هر کسی که فکر می‌کردم
به حرفام گوش می‌ده،

150
00:07:26,113 --> 00:07:27,780
اما اکثراً فقط می‌خندیدن و می‌گفتن،

151
00:07:27,781 --> 00:07:30,283
«راجر، تو به یه تعطیلاتِ طولانی نیاز داری.

152
00:07:30,284 --> 00:07:32,201
داری دیوونه می‌شی.»

153
00:07:32,202 --> 00:07:33,787
منم به این نتیجه رسیدم که حق با اوناست.

154
00:07:34,997 --> 00:07:37,081
پس همون تعطیلاتِ طولانی رو رفتم،

155
00:07:37,082 --> 00:07:39,209
اونم درست وسط کوهستان‌های شمال کالیفرنیا.

156
00:07:46,884 --> 00:07:49,093
خواهر و برادرم،

157
00:07:49,094 --> 00:07:52,597
نمی‌خواستن هیچ ربطی به
این قضیه‌ی پاگنده داشته باشن.

158
00:07:52,598 --> 00:07:54,682
بنابراین بابام، منو می‌برد، می‌دونی،

159
00:07:54,683 --> 00:07:56,601
تا بریم شکار پاگنده.

160
00:07:56,602 --> 00:07:59,604
من اون موقع ۶، ۷ سالم بود.

161
00:07:59,605 --> 00:08:01,272
الان که بهش نگاه می‌کنم،

162
00:08:01,273 --> 00:08:03,983
پاگنده اصلاً برام هیچ اهمیتی نداشت.

163
00:08:03,984 --> 00:08:06,861
من فقط دلم می‌خواست پیش بابام باشم.

164
00:08:06,862 --> 00:08:09,739
اون یه فولکس‌واگنِ ون داشت. توش یه‌جورایی،

165
00:08:09,740 --> 00:08:11,824
چندتا نیمکت کوچیک بود.

166
00:08:11,825 --> 00:08:14,577
اون کلِ توش رو خالی
کرد، همه‌چیز رو ریخت دور،

167
00:08:14,578 --> 00:08:18,831
و تصمیم گرفت که «من می‌خوام
این اسب‌ها رو بذارم اینجا.»

168
00:08:18,832 --> 00:08:20,500
یعنی منظورم اینه که، ما تو جاده می‌رفتیم،

169
00:08:20,501 --> 00:08:22,293
و من می‌تونستم برگردم و سر اسب‌ها رو

170
00:08:22,294 --> 00:08:24,045
نوازش کنم.

171
00:08:24,046 --> 00:08:25,463
انگار که یه سگ یا همچین چیزی اون تو بود،

172
00:08:25,464 --> 00:08:27,924
ولی خب ما دو تا اسب اون تو داشتیم.

173
00:08:27,925 --> 00:08:29,842
ما دمِ یه مغازه می‌زدیم بغل،

174
00:08:29,843 --> 00:08:31,677
و درِ بغل ون رو باز می‌کردیم،

175
00:08:31,678 --> 00:08:33,513
و مردم بدو بدو میومدن سمتمون،

176
00:08:33,514 --> 00:08:35,640
و می‌گفتن، «ما می‌خوایم از این عکس بگیریم!»

177
00:08:35,641 --> 00:08:37,391
«شماها دارید چیکار می‌کنید؟»

178
00:08:37,392 --> 00:08:39,561
و بابام می‌گفت، «خب، ما
داریم می‌ریم شکار پاگنده.»

179
00:08:41,063 --> 00:08:43,356
انگار که ما، مثلاً سوپراستار بودیم.

180
00:08:47,611 --> 00:08:49,403
اون دوربین و ضبط‌کننده‌ش رو همراهش داشت،

181
00:08:49,404 --> 00:08:51,822
و با آدمایی که پاگنده رو
دیده بودن مصاحبه می‌کرد.

182
00:08:51,823 --> 00:08:53,783
خانم «هیگینز»، می‌شه
لطفاً یه کم برام توضیح بدید

183
00:08:53,784 --> 00:08:56,327
درباره‌ی اون چیزی که دیدید؟

184
00:08:56,328 --> 00:08:59,539
اونا این بالا تو تپه‌ها
در حال پرسه زدن بودن.

185
00:08:59,540 --> 00:09:02,875
و داستان بعد داستان پشتِ
داستان بود که می‌شنیدیم.

186
00:09:02,876 --> 00:09:05,336
می‌تونستی تو زمان‌های
خاصی از سال فریاد بزنی،

187
00:09:05,337 --> 00:09:08,381
و این موجود با یه صدای خِرخِر
مانند از تهِ گلو جواب می‌داد.

188
00:09:08,382 --> 00:09:10,591
من هیچ‌وقت تو عمرم این‌قدر نترسیده بودم.

189
00:09:10,592 --> 00:09:13,177
جوری بود که موهای پشت گردنت سیخ می‌شد.

190
00:09:13,178 --> 00:09:14,720
به عنوان یه بچه، با خودم می‌گفتم،

191
00:09:14,721 --> 00:09:16,138
«این آدما که کُس‌شعر نمی‌گن.»

192
00:09:16,139 --> 00:09:17,640
اونا یه چیزی دیدن.

193
00:09:17,641 --> 00:09:18,850
یه چیزی که زَهره‌شون رو آب کرده بود.

194
00:09:20,269 --> 00:09:22,812
و اون یواش‌یواش داشت به
این قضیه وسواس پیدا می‌کرد.

195
00:09:22,813 --> 00:09:24,397
کارش از مصاحبه با کسایی

196
00:09:24,398 --> 00:09:25,982
که یکی از اونا رو دیده بودن شروع شد،

197
00:09:25,983 --> 00:09:27,733
بعدش گزارش‌هایی در مورد
ردپاها به دستش می‌رسید،

198
00:09:27,734 --> 00:09:29,193
و اون می‌رفت اونجا

199
00:09:29,194 --> 00:09:32,071
و با گچِ پاریس از ردپاهاشون قالب می‌گرفت.

200
00:09:32,072 --> 00:09:33,447
من کاملاً متقاعد شدم

201
00:09:33,448 --> 00:09:35,032
که این موجودات وجود دارن،

202
00:09:35,033 --> 00:09:36,534
و قراره این رو ثابت کنم

203
00:09:36,535 --> 00:09:38,119
حتی اگه بقیه‌ی عمرم رو پاش بذارم.

204
00:09:43,333 --> 00:09:44,876
دلم می‌خواست باهاش باشم

205
00:09:44,877 --> 00:09:47,295
تا باهم بریم شکارشون، اما بدجور وحشت داشتم

206
00:09:47,296 --> 00:09:49,840
که یه وقت، می‌دونی، با یکیشون روبه‌رو بشیم.

207
00:09:58,807 --> 00:10:01,142
تو یکی از همین سفرا، من
داشتم کمپ رو راه می‌نداختم

208
00:10:01,143 --> 00:10:03,352
و هیزم جمع می‌کردم،

209
00:10:03,353 --> 00:10:06,898
و اونم اون‌طرف داشت یه
تختِ سفری رو برپا می‌کرد.

210
00:10:06,899 --> 00:10:09,901
و این تخته یه کله‌ی یونولیتی داشت،

211
00:10:09,902 --> 00:10:11,903
که روش یه کلاه‌گیسِ بلوند گذاشت،

212
00:10:11,904 --> 00:10:15,323
و جوری درستش کرد که
انگار یه نفر اونجا دراز کشیده.

213
00:10:15,324 --> 00:10:19,285
و داشت این صحنه رو اونجا می‌چید

214
00:10:19,286 --> 00:10:21,746
تا پاگنده رو بکشونه سمت خودش.

215
00:10:21,747 --> 00:10:24,749
بهم گفت که تمام این زنایی

216
00:10:24,750 --> 00:10:28,002
که ادعا کردن پاگنده رو دیدن

217
00:10:28,003 --> 00:10:30,588
معمولاً تو دورانِ پریودشون بودن.

218
00:10:30,589 --> 00:10:32,965
من فقط یه بچه‌ی کوچیک بودم.

219
00:10:32,966 --> 00:10:34,800
اصلاً نمی‌دونستم پریود یعنی چی.

220
00:10:36,470 --> 00:10:39,013
اتفاقِ بعدی‌ای که یادمه، اینه که اونجا بود

221
00:10:39,014 --> 00:10:41,432
با یه شیشه‌ی یه‌گالنی.

222
00:10:41,433 --> 00:10:43,851
دست کرد توش و از این پدها...

223
00:10:43,852 --> 00:10:45,561
می‌دونی، پدهای بهداشتی گذاشت اونجا.

224
00:10:45,562 --> 00:10:47,940
خودش بهش می‌گفت
«بویِ یه زن».

225
00:10:50,025 --> 00:10:52,109
رفتیم و خزیدیم تو تخت‌خوابای کوچیکمون

226
00:10:52,110 --> 00:10:53,027
توی ون.

227
00:10:56,240 --> 00:10:58,449
و بعدش شنیدم یه چیزی داره تو
جنگل همه‌چیز رو می‌شکنه و میاد جلو.

228
00:10:58,450 --> 00:11:00,284
با خودم گفتم، «اوه، اومد...»

229
00:11:00,285 --> 00:11:01,410
«اومدش.

230
00:11:01,411 --> 00:11:02,828
«پاگنده اومد.

231
00:11:02,829 --> 00:11:04,539
داره میاد داخل.»

232
00:11:04,540 --> 00:11:06,874
و داشتم از ترس سکته می‌کردم.

233
00:11:06,875 --> 00:11:08,626
آیا اون پاگنده بود؟

234
00:11:08,627 --> 00:11:11,254
مطمئن نیستم.

235
00:11:11,255 --> 00:11:13,965
ولی از یه چیزی کاملاً مطمئنم،

236
00:11:13,966 --> 00:11:17,385
اینکه اون صدایی که اومد صدای
خرس، گوزن یا شیر کوهی نبود.

237
00:11:17,386 --> 00:11:18,846
به هیچ‌وجه.

238
00:11:20,514 --> 00:11:22,974
البته ما هیچ‌وقت پاگنده رو ندیدیم.

239
00:11:22,975 --> 00:11:24,767
بعد از اون قضیه، مامانم دیگه نذاشت

240
00:11:24,768 --> 00:11:26,478
برم شکار پاگنده.

241
00:11:30,983 --> 00:11:33,861
به عنوان یه پدر، یکم تندرو و افراطی بود،

242
00:11:35,696 --> 00:11:37,530
ولی قهرمانِ من بود،

243
00:11:37,531 --> 00:11:39,991
و تا مغزِ استخونش یه کابوی بود.

244
00:11:42,619 --> 00:11:45,121
گاو بازی بهترین حسِ دنیاست.

245
00:11:45,122 --> 00:11:47,164
اصلاً خطرش برام مهم نبود.

246
00:11:47,165 --> 00:11:49,500
اوجِ هیجان و آدرنالینه.

247
00:11:49,501 --> 00:11:51,169
بابام ۲۰ سالش بود،

248
00:11:51,170 --> 00:11:54,380
و مامانم فقط ۱۶ سالش
بود وقتی باهم آشنا شدن.

249
00:11:54,381 --> 00:11:56,340
وقتی همدیگه رو دیدن،

250
00:11:56,341 --> 00:11:57,592
دیوانه‌وار عاشقِ هم شدن.

251
00:11:59,595 --> 00:12:02,221
پدرم تو سال ۱۹۵۸،

252
00:12:02,222 --> 00:12:04,891
مسابقه‌ی سوارکاری بدونِ زین رو برد.

253
00:12:04,892 --> 00:12:06,934
اون یه ماشین «استودبیکر» کوچیک داشت.

254
00:12:06,935 --> 00:12:09,979
اونا رفتن صندلی عقب ماشین
و این پیروزی رو جشن گرفتن.

255
00:12:09,980 --> 00:12:11,898
و یهو، «کلینت پترسون» وارد داستان می‌شه.

256
00:12:14,443 --> 00:12:16,444
وقتی از واژنِ مامانم اومدم بیرون،

257
00:12:16,445 --> 00:12:18,112
سریع یه کلاه کابوی گذاشتن سرم.

258
00:12:18,113 --> 00:12:20,406
کاملاً جدی می‌گم.

259
00:12:20,407 --> 00:12:21,866
اونا می‌گفتن، «تو قراره تا آخر عمرت

260
00:12:21,867 --> 00:12:23,826
یه کابوی باشی.»

261
00:12:23,827 --> 00:12:25,745
اون منو به این باور رسونده بود که قراره

262
00:12:25,746 --> 00:12:27,706
بهترین کابویِ تمامِ دوران بشم.

263
00:12:36,215 --> 00:12:37,882
«راجر» دلش نمی‌خواست کار کنه،

264
00:12:37,883 --> 00:12:41,844
یعنی اینکه یه شغل ثابت
داشته باشه یا همچین چیزی.

265
00:12:41,845 --> 00:12:43,346
تمام هدفش این بود که

266
00:12:43,347 --> 00:12:45,598
مجبور نباشه برای کسی کار کنه

267
00:12:45,599 --> 00:12:47,558
و کسی بهش دستور نده.

268
00:12:47,559 --> 00:12:49,810
بنابراین، درآمد ثابتی نداشت.

269
00:12:49,811 --> 00:12:52,605
که مثلاً بگه، «هفته‌ی
دیگه یه چک حقوقی داریم.»

270
00:12:52,606 --> 00:12:55,107
هیچ‌وقت این‌جوری نبود. همه‌ش...

271
00:12:55,108 --> 00:12:57,401
می‌دونی، با هر پولی که
دستش میومد سر می‌کردیم.

272
00:12:59,821 --> 00:13:02,074
مامانم، اون خیلی از این قضیه کلافه بود.

273
00:13:03,951 --> 00:13:05,785
فشار زیادی روی بابام بود

274
00:13:05,786 --> 00:13:08,162
که شروع کنه یکم پول دربیاره.

275
00:13:08,163 --> 00:13:10,373
آخه اون یه زن و سه تا بچه‌ی کوچیک داشت

276
00:13:10,374 --> 00:13:11,792
که باید خرجشون رو می‌داد.

277
00:13:14,169 --> 00:13:16,880
اونجا بود که با تمام وجود
زد تو کار شکارِ پاگنده.

278
00:13:19,800 --> 00:13:21,884
خیلی ناگهانی، تو همون منطقه‌ی کوچیکی

279
00:13:21,885 --> 00:13:23,678
که ما زندگی می‌کردیم،

280
00:13:23,679 --> 00:13:27,181
انگار شده بود پاتوقِ،
می‌دونی، دیدنِ پاگنده‌ها.

281
00:13:28,934 --> 00:13:33,437
تمام این آدمای محلی
می‌گفتن، «ما یه چیزی دیدیم.»

282
00:13:33,438 --> 00:13:35,523
اتفاقای عجیبی شروع کرد به رخ دادن

283
00:13:35,524 --> 00:13:36,983
تو باغ‌های سیب.

284
00:13:36,984 --> 00:13:38,401
جعبه‌های سیب رو

285
00:13:38,402 --> 00:13:39,861
این‌ور و اون‌ور پرت می‌کردن.

286
00:13:39,862 --> 00:13:41,404
و یه چیزی داشت روی سیب‌ها لگد می‌کرد

287
00:13:41,405 --> 00:13:43,198
و همه‌شون رو له می‌کرد.

288
00:13:46,326 --> 00:13:48,244
و همون موقع بود که

289
00:13:48,245 --> 00:13:51,163
بابام داشت کتابش رو می‌نوشت.

290
00:13:51,164 --> 00:13:56,919
«آیا مردان برفیِ منفور در
آمریکا واقعاً وجود دارند؟»

291
00:13:56,920 --> 00:13:58,629
این همون شکلیه که اون تصور می‌کرد

292
00:13:58,630 --> 00:14:01,465
چهره‌ی یه پاگنده باید باشه.

293
00:14:01,466 --> 00:14:03,468
تمام این نقاشی‌ها رو خودش کشیده.

294
00:14:05,179 --> 00:14:08,806
اینجا نوشته، «تقدیم به
کلینت، با عشق، بابا.»

295
00:14:08,807 --> 00:14:10,225
راجر پترسون.»

296
00:14:13,103 --> 00:14:15,229
این—این

297
00:14:15,230 --> 00:14:17,649
احتمالاً تنها نسخه‌ایه که
اون تاحالا امضا کرده.

298
00:14:23,197 --> 00:14:24,780
اون کتاب تا همین امروز،

299
00:14:24,781 --> 00:14:26,199
تو قفسه‌ی من جا خوش کرده.

300
00:14:26,200 --> 00:14:28,618
این همون نسخه‌ایه که من تو بچگی

301
00:14:28,619 --> 00:14:30,661
وقتی یه بچه‌ی ۱۰ ساله بودم، خریدم.

302
00:14:30,662 --> 00:14:32,705
همون‌طور که می‌بینید، حسابی کهنه شده.

303
00:14:32,706 --> 00:14:34,290
شیرازه‌ی کتاب شکسته.

304
00:14:34,291 --> 00:14:37,001
ولی من اینو بارها و بارها خوندمش.

305
00:14:37,002 --> 00:14:39,962
تأثیر موندگاری روی من گذاشت.

306
00:14:39,963 --> 00:14:41,797
بهتون می‌گم، وقتی اون کتاب رو خوندم،

307
00:14:41,798 --> 00:14:44,134
یه‌جورایی منو قانع کرد که
دارم مسیر درستی رو می‌رم.

308
00:14:46,428 --> 00:14:47,929
اسم من «لری لاند»ئه.

309
00:14:47,930 --> 00:14:50,306
من به «کارآگاه ساسکواچ (پاگنده)» معروفم،

310
00:14:50,307 --> 00:14:53,851
و حدود ۶۰ ساله که
دارم دنبال پاگنده می‌گردم.

311
00:14:53,852 --> 00:14:56,355
که البته هیچ‌وقت هم موفق نبودم.

312
00:15:00,484 --> 00:15:02,610
میدونی، وقتی شروع کردم،
کلاً چند نفر بیشتر نبودیم

313
00:15:02,611 --> 00:15:04,570
که دنبال این کارا بودیم.

314
00:15:04,571 --> 00:15:06,239
با خودمون می‌گفتیم شاید فردا،

315
00:15:06,240 --> 00:15:08,283
همین دور و برا ببینیمش
که داره واسه خودش قدم می‌زنه.

316
00:15:10,077 --> 00:15:12,662
اینطوری شد که با چندتا
از کله‌گنده‌ها آشنا شدم.

317
00:15:12,663 --> 00:15:15,581
آدمایی مثل «رِنه داهیندِن».

318
00:15:15,582 --> 00:15:17,458
رنه، چند وقته داری

319
00:15:17,459 --> 00:15:19,377
دنبال پاگنده می‌گردی؟
- چهل ساله.

320
00:15:19,378 --> 00:15:21,045
تو این مدت، حدس می‌زنی چند بار

321
00:15:21,046 --> 00:15:22,088
دیدیش؟

322
00:15:22,089 --> 00:15:23,214
منظورت با چشم خودم و از نزدیکه؟

323
00:15:23,215 --> 00:15:24,173
آره.
- هیچی.

324
00:15:24,174 --> 00:15:25,633
اگه یه روز با این جونور شاخ‌به‌شاخ بشی،

325
00:15:25,634 --> 00:15:27,343
چطوری می‌خوای بگیریش رنه؟

326
00:15:27,344 --> 00:15:29,178
حرکت این جونور عین آدمیزاده.

327
00:15:29,179 --> 00:15:30,638
درسته.
- تخمین من اینه

328
00:15:30,639 --> 00:15:34,100
که حداکثر سرعتش
۱۵ کیلومتر در ساعته.

329
00:15:34,101 --> 00:15:36,018
با این سرعت، راحت می‌تونم

330
00:15:36,019 --> 00:15:37,520
با دویدن بهش برسم و گیرش بندازم.

331
00:15:37,521 --> 00:15:39,146
پس حتماً بدنت خیلی رو فرمه.

332
00:15:39,147 --> 00:15:40,106
معلومه.
تمرین می‌کنم، ورزش می‌کنم.

333
00:15:40,107 --> 00:15:42,024
کاملاً آماده‌ام.

334
00:15:42,025 --> 00:15:43,986
هیشکی شبیه «رنه داهیندن» نبود.

335
00:15:45,320 --> 00:15:47,613
می‌خوام بدونم کی چی چاپ می‌کنه،

336
00:15:47,614 --> 00:15:49,448
کی و کجا!

337
00:15:49,449 --> 00:15:53,203
می‌خواستم بفهمم این یارو
«راجر پترسون» اصلاً چه خریه!

338
00:15:54,955 --> 00:15:58,583
کلی وقتِ کوفتی تو یاکیما هدر دادم.

339
00:15:58,584 --> 00:16:01,669
حسابی مو رو از ماست کشیدم بیرون.

340
00:16:01,670 --> 00:16:03,504
رنه سال‌های سال ذهنش درگیر

341
00:16:03,505 --> 00:16:06,507
پیدا کردن پاگنده بود،

342
00:16:06,508 --> 00:16:09,760
خیلی قبل‌تر از اینکه
راجر سر و کله‌ش پیدا بشه.

343
00:16:09,761 --> 00:16:13,055
راجر پترسون به عنوان محقق ساسکواچ،

344
00:16:13,056 --> 00:16:14,599
کارش حرف نداشت.

345
00:16:14,600 --> 00:16:16,517
پای پاگنده که وسط میومد،

346
00:16:16,518 --> 00:16:19,270
تحقیقاتش و چیزایی که دیده بود،

347
00:16:19,271 --> 00:16:21,230
ردپاهایی که پیدا کرده بود...

348
00:16:21,231 --> 00:16:23,192
آره، من بهش اعتماد داشتم.

349
00:16:25,736 --> 00:16:28,946
پترسون و یه مشت الدنگ دیگه سوار بر اسب،

350
00:16:28,947 --> 00:16:30,699
می‌خواستن فیلم بسازن.

351
00:16:32,868 --> 00:16:34,452
می‌خواست این مستند رو بسازه

352
00:16:34,453 --> 00:16:35,870
تا بفروشتش و پول به جیب بزنه

353
00:16:35,871 --> 00:16:38,039
که بتونه به گشتن دنبال پاگنده ادامه بده.

354
00:16:38,040 --> 00:16:39,999
توی فیلم، خودش و رفیقاش رو نشون می‌داد

355
00:16:40,000 --> 00:16:43,544
که اسب‌سواری می‌کنن و
میرن پی اکتشاف و این داستانا.

356
00:16:43,545 --> 00:16:47,006
اینا هم گاوچرونایی هستن که تو فیلم بودن.

357
00:16:47,007 --> 00:16:49,175
همه‌شون رفقای فابریکش بودن.

358
00:16:49,176 --> 00:16:51,135
نمی‌دونم... باب هم این تو هست؟

359
00:16:51,136 --> 00:16:53,638
آره، اون بابه.

360
00:16:53,639 --> 00:16:55,264
«باب هایرانیموس»،

361
00:16:55,265 --> 00:16:59,018
به اصطلاح گنده‌لات‌ترین و
گردن‌کلفت‌ترین یاروی یاکیما بود.

362
00:16:59,019 --> 00:17:00,728
این منم، باب هایرانیموس،

363
00:17:00,729 --> 00:17:03,439
سوار بر اسبم، چیکو.

364
00:17:03,440 --> 00:17:06,025
اون موقع‌ها واسه خودم
یلی بودم، هیکلی و قوی.

365
00:17:06,026 --> 00:17:08,903
یه چشم مصنوعی داشت. درش میاورد

366
00:17:08,904 --> 00:17:10,947
مینداختش تهِ لیوان آبجو،

367
00:17:10,948 --> 00:17:12,490
فقط برای اینکه دعوا راه بندازه.

368
00:17:12,491 --> 00:17:14,116
بقیه که نگاه می‌کردن اون ته،

369
00:17:14,117 --> 00:17:15,326
می‌دیدن یه چشم داره زل می‌زنه بهشون.

370
00:17:16,787 --> 00:17:18,955
کنار دستم هم باب گیملینـه

371
00:17:18,956 --> 00:17:20,957
با اون اسب آپالوساش.

372
00:17:20,958 --> 00:17:23,876
من و اون...
رفقای جون‌جونی بودیم.

373
00:17:23,877 --> 00:17:24,961
آخرین باری که

374
00:17:24,962 --> 00:17:26,629
این عکسو دیدی کی بود؟

375
00:17:26,630 --> 00:17:28,798
وای خدای من.

376
00:17:28,799 --> 00:17:31,300
اصلاً من کجای این خراب‌شده‌ام؟

377
00:17:31,301 --> 00:17:33,302
اونجا کلاه‌گیس سرت کرده بود.

378
00:17:33,303 --> 00:17:38,015
آره، اون موقع سرخ‌پوست شده بودم.

379
00:17:38,016 --> 00:17:40,142
باب گیملین مثلاً قرار بود

380
00:17:40,143 --> 00:17:44,313
یه جور ردیاب سرخ‌پوست آپاچی باشه
که دنبال پاگنده می‌گرده.

381
00:17:48,527 --> 00:17:51,112
ای بابا، بگذریم. همه‌ش واسه تفریح
و خنده بود دیگه، نه؟

382
00:18:00,706 --> 00:18:02,207
داشت سعی می‌کرد به مردم بفهمونه
که دنبال پاگنده افتاده بودیم.

383
00:18:03,375 --> 00:18:04,876
واسه همین همه‌مون اسب داشتیم

384
00:18:04,877 --> 00:18:06,043
و همگی زدیم به دل بیشه‌زار،

385
00:18:06,044 --> 00:18:07,129
شلاق‌کشون و مهمیززنان.

386
00:18:10,090 --> 00:18:12,425
می‌دونی، دو سه تا سگ هم همراهمون بود.

387
00:18:12,426 --> 00:18:15,470
داشتن یه سناریو رو فیلم بازی می‌کردن.

388
00:18:16,972 --> 00:18:18,973
می‌خواست بفروشتش به یه کمپانی گردن‌کلفت،

389
00:18:18,974 --> 00:18:22,810
ولی قبل از اینکه بتونه تمومش کنه،
کفگیرش خورد به تهِ دیگ و بی‌پول شد.

390
00:18:22,811 --> 00:18:26,480
راجر فقط یه نفر رو داشت
که می‌تونست بهش رو بندازه.

391
00:18:26,481 --> 00:18:28,400
این شد که «ال دی‌اتلی» پیداش شد.

392
00:18:30,694 --> 00:18:32,029
من ال دی‌اتلی هستم.

393
00:18:34,448 --> 00:18:36,908
دایی ال، شوهر خواهرِ راجر بود،

394
00:18:36,909 --> 00:18:38,492
یعنی همسر عمه آیوا.

395
00:18:38,493 --> 00:18:39,702
وقتی با زنم عروسی کردم،

396
00:18:39,703 --> 00:18:41,913
انگار با کل ایل و تبارش عروسی کرده بودم.

397
00:18:41,914 --> 00:18:45,167
اون بی‌همه‌چیزا هم کل وقت
کصشعرای گاوچرونی بلغور می‌کردن.

398
00:18:47,794 --> 00:18:51,005
یه شرکت داشت به اسم «سوپریور آسفالت».

399
00:18:51,006 --> 00:18:52,089
همه خیال می‌کردن من

400
00:18:52,090 --> 00:18:53,716
روی یه کوه پول لعنتی خوابیدم،

401
00:18:53,717 --> 00:18:56,344
ولی اون موقع،
کارِ ساخت‌وساز واقعاً به گا رفته بود.

402
00:18:56,345 --> 00:18:57,970
می‌دیدن قراردادای گنده بستم،

403
00:18:57,971 --> 00:18:59,722
ولی حالیشون نبود که سرِ بعضی از همون کارا

404
00:18:59,723 --> 00:19:00,891
حتی قشنگ ضرر می‌دادم.

405
00:19:02,559 --> 00:19:06,229
به یه چیزی نیاز داشتن
که «سوپریور آسفالت» رو نجات بده.

406
00:19:06,230 --> 00:19:08,231
و این وسط، پای پاگنده اومد وسط.

407
00:19:08,232 --> 00:19:10,191
من هیچ‌وقت این چرت‌وپرتِ
پاگنده رو باور نکردم.

408
00:19:10,192 --> 00:19:12,235
واسه همین وقتی راجر زر
زدن دربارشو شروع می‌کرد

409
00:19:12,236 --> 00:19:14,028
و سر و کله رفقاش پیدا می‌شد،

410
00:19:14,029 --> 00:19:15,696
که یه مشت اسکلِ
پاگنده‌بازِ افراطی بودن،

411
00:19:15,697 --> 00:19:18,241
فقط به ریششون می‌خندیدم.

412
00:19:18,242 --> 00:19:19,742
پاگنده واقعی بود یا نه،

413
00:19:19,743 --> 00:19:20,868
اصلاً به تخمم هم نبود.

414
00:19:20,869 --> 00:19:23,746
تنها چیزی که برام مهم بود پول بود.

415
00:19:23,747 --> 00:19:27,792
می‌خوام یه جمله از توی
کتاب راجر براتون بخونم.

416
00:19:27,793 --> 00:19:32,171
«هر آن‌کس که به قدر کافی و با سرسختی بجوید،

417
00:19:32,172 --> 00:19:34,799
حقیقت را پیدا خواهد کرد،

418
00:19:34,800 --> 00:19:37,594
حقیقت هر چه که باشد.»

419
00:19:40,514 --> 00:19:41,931
راجر بهم گفت توی کالیفرنیا یه پاگنده هست،

420
00:19:41,932 --> 00:19:43,724
و قراره بره اونجا

421
00:19:43,725 --> 00:19:45,351
تا واسه مستندش

422
00:19:45,352 --> 00:19:47,436
ازش عکس و فیلم بگیره.

423
00:19:47,437 --> 00:19:49,397
ال هم مایشو داد، یه پولی ریخت تو جیبش،

424
00:19:49,398 --> 00:19:50,941
میدونی، که بتونه پاشه بره اونجا.

425
00:19:54,319 --> 00:19:55,736
همین الان داریم

426
00:19:55,737 --> 00:19:57,531
یه تیم اکتشاف راه میندازیم.

427
00:19:59,741 --> 00:20:01,033
منطقه «بلوف کریک»

428
00:20:01,034 --> 00:20:03,035
تا جایی که فکرشو بکنی وحشیه.

429
00:20:03,036 --> 00:20:07,665
یه بیابونِ برهوتِ بی‌در و پیکر
و به شدت خوفناک و لعنتیه.

430
00:20:07,666 --> 00:20:11,169
از سال ۱۹۵۸ به بعد، ۶ سری

431
00:20:11,170 --> 00:20:13,754
ردپای مختلف اونجا پیدا شده بود.

432
00:20:13,755 --> 00:20:15,756
توی بلوف کریکِ کالیفرنیا،

433
00:20:15,757 --> 00:20:20,052
«جرالد کرو» ردپاهایی به
طول ۴۰ سانتی‌متر پیدا کرد.

434
00:20:20,053 --> 00:20:21,804
این اولین قالبی بود

435
00:20:21,805 --> 00:20:24,223
که حداقل تو کل آمریکا
از یه پاگنده گرفته می‌شد.

436
00:20:24,224 --> 00:20:26,392
و اصطلاحِ عملیِ

437
00:20:26,393 --> 00:20:29,854
«پاگنده» دقیقاً از همون‌جا متولد شد.

438
00:20:29,855 --> 00:20:32,106
اواخر اوت، بهمون زنگ زدن

439
00:20:32,107 --> 00:20:34,317
که ردپاها همه‌شون ریخته تو بلوف کریک،

440
00:20:34,318 --> 00:20:35,776
ما هم رفتیم اونجا

441
00:20:35,777 --> 00:20:37,278
و ازشون عکس گرفتیم.

442
00:20:37,279 --> 00:20:40,281
بعدشم به پترسون قضیه رو گفتیم.

443
00:20:40,282 --> 00:20:44,076
واسه همین هم بود که
پترسون راه افتاد رفت اونجا.

444
00:20:44,077 --> 00:20:46,829
هر بار که یه خبری به گوشمون می‌رسید،

445
00:20:46,830 --> 00:20:48,332
می‌رفتیم تا آمارشو دربیاریم.

446
00:20:49,875 --> 00:20:51,501
سال ۱۹۶۷،

447
00:20:51,502 --> 00:20:52,919
بیستم اکتبر،

448
00:20:52,920 --> 00:20:54,962
من و باب گیملین

449
00:20:54,963 --> 00:20:58,090
داشتیم می‌رفتیم سمت کالیفرنیای شمالی.

450
00:21:02,304 --> 00:21:03,888
آفتاب بالا اومده بود

451
00:21:03,889 --> 00:21:06,182
و برگ درختا داشتن زرد و قرمز

452
00:21:06,183 --> 00:21:08,267
و رنگارنگ می‌شدن.

453
00:21:08,268 --> 00:21:10,978
راجر داشت از منظره فیلم و عکس می‌گرفت

454
00:21:10,979 --> 00:21:13,314
و چند تایی هم از من گرفت.

455
00:21:13,315 --> 00:21:15,316
منم حتماً چند تایی ازش عکس گرفتم

456
00:21:15,317 --> 00:21:18,236
وقتی داشت اسب بارکش رو می‌برد.

457
00:21:18,237 --> 00:21:19,487
توی اون روز به‌خصوص،

458
00:21:19,488 --> 00:21:21,280
زده بودیم به بالادست بلوف کریک

459
00:21:21,281 --> 00:21:23,616
و حدود ۶ کیلومتر و نیمی

460
00:21:23,617 --> 00:21:24,743
از کمپی که زده بودیم دور شده بودیم.

461
00:21:26,954 --> 00:21:28,704
پیچ رودخونه رو که رد کردیم،

462
00:21:28,705 --> 00:21:32,250
دیدیم یه جونورِ گنده و پشمالو
عین آدمیزاد اونجا وایساده.

463
00:21:35,838 --> 00:21:38,589
من سوار این اسب فسقلی بودم

464
00:21:38,590 --> 00:21:40,216
به اسم پینات.

465
00:21:40,217 --> 00:21:44,220
اسبه رَم کرد و پرید عقب و رفت رو دو پاش،

466
00:21:44,221 --> 00:21:46,347
تا این کارو کرد، خواستم
افسارش رو بکشم پایین،

467
00:21:46,348 --> 00:21:48,099
ولی زیادی محکم کشیدم

468
00:21:48,100 --> 00:21:49,851
و جفتمون تلپ خوردیم زمین.

469
00:21:49,852 --> 00:21:53,187
همه‌چی خیلی تند و رگباری اتفاق افتاد.

470
00:21:53,188 --> 00:21:54,564
اولین فکری که زد به سرم این بود:

471
00:21:54,565 --> 00:21:56,816
«این کوفتیا واقعاً وجود دارن،

472
00:21:56,817 --> 00:21:59,777
و الانم داره قدم می‌زنه و دور میشه.»

473
00:21:59,778 --> 00:22:01,571
تونستم دستمو بکنم توی خورجینِ زین

474
00:22:01,572 --> 00:22:04,740
و شروع کنم به عکس گرفتن.

475
00:22:04,741 --> 00:22:07,326
معلومه، راجر دوربین چسبیده بود به چشمش

476
00:22:07,327 --> 00:22:09,245
و دوید اون‌ور رودخونه

477
00:22:09,246 --> 00:22:10,705
تا روش فوکوس کنه،

478
00:22:10,706 --> 00:22:12,290
که پاش گیر کرد و شترق خورد زمین.

479
00:22:12,291 --> 00:22:14,792
بعد سریع پرید بالا، آرنجاشو
تکیه داد به اون کُنده درخت

480
00:22:14,793 --> 00:22:17,629
و لرزش دستشو گرفت.

481
00:22:28,182 --> 00:22:31,392
بعدش راجر داد زد: «باب، هوامو داشته باش.»

482
00:22:31,393 --> 00:22:34,353
منم اون تفنگو کشیدم
بیرون و آماده نگهش داشتم.

483
00:22:34,354 --> 00:22:36,063
من و باب با هم قرار گذاشته بودیم

484
00:22:36,064 --> 00:22:37,857
که به هیچ‌کدوم از این جونورا شلیک نکنیم

485
00:22:37,858 --> 00:22:40,693
مگه اینکه پای دفاع از جونمون در میون باشه.

486
00:22:40,694 --> 00:22:43,112
تا وقتی که داشت پشت به من دور می‌شد،

487
00:22:43,113 --> 00:22:45,114
فقط وایساده بودم و نگاش می‌کردم.

488
00:22:45,115 --> 00:22:47,491
یه بوی تند و گندی مثل بوی مُشک می‌داد.

489
00:22:47,492 --> 00:22:49,452
یه‌جورایی شبیه بوی سگی بود

490
00:22:49,453 --> 00:22:52,330
که تو لاشه یه حیوون مرده غلت زده باشه

491
00:22:52,331 --> 00:22:54,707
و بعدش رفته باشه تو آب.

492
00:22:54,708 --> 00:22:56,626
هنوز از دیدم خارج نشده بود،

493
00:22:56,627 --> 00:22:58,586
گفتم: «می‌خوام برم دنبالش.»

494
00:22:58,587 --> 00:23:01,006
راجر گفت:
«فیلمم تموم شد باب.»

495
00:23:03,091 --> 00:23:05,052
یادمه داشتم توی حیاط بازی می‌کردم.

496
00:23:06,053 --> 00:23:08,972
یهو رسیدن دم در و گفتن:
«از یکیشون فیلم گرفتیم!»

497
00:23:10,432 --> 00:23:14,060
منم گفتم: «پشمام!
بالاخره کارو درآوردن! کارو درآوردن!»

498
00:23:14,061 --> 00:23:16,896
تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که گل کاشتن.

499
00:23:16,897 --> 00:23:18,190
بالاخره یکیشونو به دام انداختن.

500
00:23:36,500 --> 00:23:40,920
این نوارها ۲۵ سال تموم
گوشه کمد خاک خورده بودن.

501
00:23:40,921 --> 00:23:43,173
چیزای زیادی از راجر
پترسون برامون رو می‌کنن.

502
00:23:44,550 --> 00:23:46,801
مطمئنم خیلی‌ها این بیرون هستن

503
00:23:46,802 --> 00:23:49,262
که آرزو دارن این نوارها نیست و نابود بشن.

504
00:23:50,931 --> 00:23:52,974
الو؟
- گرگ لانگ هستم، تماس می‌گیرم.

505
00:23:52,975 --> 00:23:54,433
می‌خواستم با باب گیملین مصاحبه کنم.

506
00:23:54,434 --> 00:23:56,352
سلام خانم پترسون، گرگ لانگ هستم.

507
00:23:56,353 --> 00:23:58,272
سلام، می‌خواستم با رنه داهیندن صحبت کنم.

508
00:23:59,898 --> 00:24:02,860
نوشتن کتاب «ساختنِ پاگنده»
رو سال ۱۹۹۸ شروع کردم.

509
00:24:05,112 --> 00:24:07,655
با همسرم پت می‌کوبیدیم می‌رفتیم یاکیما،

510
00:24:07,656 --> 00:24:09,323
و با آدمایی که راجر رو می‌شناختن

511
00:24:09,324 --> 00:24:11,076
و از فیلم معروفش خبر داشتن مصاحبه می‌کردم.

512
00:24:14,162 --> 00:24:16,707
زنم دوربین دستش بود و عکس می‌گرفت.

513
00:24:18,041 --> 00:24:19,960
عاشق این کار بود، با
جون و دل انجامش می‌داد.

514
00:24:20,961 --> 00:24:22,838
منم کِیف می‌کردم که کنارمه.

515
00:24:24,298 --> 00:24:26,466
این ماجرا تا چند سال ادامه داشت.

516
00:24:27,801 --> 00:24:30,970
جامعه پاگنده‌شناسا واقعاً روی
همین فیلم جوش خورد و سرِ پا موند،

517
00:24:30,971 --> 00:24:33,848
چون این فیلم مدرک اصلیشون بود.

518
00:24:33,849 --> 00:24:36,727
منم دنبال این بودم که
حقیقت ماجرا رو دربیارم.

519
00:24:38,270 --> 00:24:39,812
عین یه جنون بود.

520
00:24:39,813 --> 00:24:42,190
یه‌جور وسواس داری که
حتماً یه چیزی رو برملا کنی.

521
00:24:42,191 --> 00:24:43,775
می‌دونی، یه راز واقعی رو.

522
00:24:44,693 --> 00:24:47,945
تهِ کل این تحقیقات، کار به جایی رسید
که ۱۳۰ تا نوار کاست صوتی جمع شد.

523
00:24:47,946 --> 00:24:50,156
ساعت‌ها و ساعت‌ها حرف‌های آدما،

524
00:24:50,157 --> 00:24:52,992
که سفره دلشونو برام باز کردن

525
00:24:52,993 --> 00:24:55,286
و درباره پترسون و اون فیلم همه چیو گفتن.

526
00:24:57,247 --> 00:24:59,957
بعد از اینکه راجر و باب فیلم رو گرفتن،

527
00:24:59,958 --> 00:25:02,544
راجر زنگ زد به روزنامه و
سیر تا پیاز رو تعریف کرد.

528
00:25:03,712 --> 00:25:06,088
فرداش عکسش رفت رو صفحه
اول روزنامه هامبولت تایمز.

529
00:25:08,342 --> 00:25:09,675
فهمیدن این موجود ماده‌ست

530
00:25:09,676 --> 00:25:11,386
چون سینه‌هاش قشنگ معلوم بود.

531
00:25:16,266 --> 00:25:17,892
توی فریم ۳۵۲،

532
00:25:17,893 --> 00:25:20,311
یه کم به سمت دوربین می‌چرخه

533
00:25:20,312 --> 00:25:22,522
و ممه‌هاش تکون می‌خورن.

534
00:25:22,523 --> 00:25:25,734
در واقع همون فریم ۳۵۲
بود که منو کاملاً قانع کرد.

535
00:25:26,902 --> 00:25:28,444
اگه می‌خواستن فیلم بازی کنن و کلک سوار کنن،

536
00:25:28,445 --> 00:25:31,364
چه مرضی بود که واسه
همچین هیولایی ممه بذارن؟!

537
00:25:31,365 --> 00:25:34,534
از یه جایی به بعد، اسم اون موجود رو
به خاطر راجر پترسون

538
00:25:34,535 --> 00:25:36,369
گذاشتن «پَتی».

539
00:25:36,370 --> 00:25:37,870
حالا بدبختی اینجاست

540
00:25:37,871 --> 00:25:39,289
که اسم زن خودشم پاتریشیا بود.

541
00:25:41,667 --> 00:25:44,377
تا قبل از اون هیچ‌وقت فیلمی
از پاگنده گرفته نشده بود.

542
00:25:44,378 --> 00:25:46,462
مثل بمب تو کل آمریکا ترکید.

543
00:25:46,463 --> 00:25:48,757
این شما و اینم جانی!

544
00:25:50,592 --> 00:25:53,219
از ول چرخیدن توی یه ونِ فولکس‌واگن

545
00:25:53,220 --> 00:25:54,637
با بابام واسه پیدا کردن پاگنده،

546
00:25:54,638 --> 00:25:56,764
یهو دیدم بابام رفته تو برنامه جانی کارسون!

547
00:25:56,765 --> 00:25:58,432
برنامه مِرو گریفین،

548
00:25:58,433 --> 00:26:00,059
آرت لینک‌لِتِر.

549
00:26:00,060 --> 00:26:02,311
ظرف ۵ سال، نهایتاً ۱۰ سال آینده،

550
00:26:02,312 --> 00:26:04,772
اگه من یکی‌شونو زنده
نگیرم، بالاخره یکی می‌گیره.

551
00:26:04,773 --> 00:26:06,858
با این همه برنامه تلویزیونی،
با خودم گفتم: «پشمام،

552
00:26:06,859 --> 00:26:08,402
بابام دیگه معروف شد.»

553
00:26:09,444 --> 00:26:11,362
«این یارو بدجوری مشهور شد.»

554
00:26:11,363 --> 00:26:14,073
۸ سال گذشته رو صرف این کار کردم و...

555
00:26:14,074 --> 00:26:16,285
کاتش کن، قطع کن.

556
00:26:18,537 --> 00:26:21,581
حالا دیگه فیلمش توی کل کشور پخش شده بود،

557
00:26:21,582 --> 00:26:24,710
و همین باعث شد که به
اوج شهرت و افتخار برسه.

558
00:26:28,297 --> 00:26:29,797
فکر نمی‌کنم راجر،

559
00:26:29,798 --> 00:26:31,465
ال، یا هیچ‌کس دیگه‌ای فکرشو می‌کرد

560
00:26:31,466 --> 00:26:33,593
که قراره این‌طوری بترکونه و بگیره.

561
00:26:33,594 --> 00:26:35,553
این فیلم قبل از اینکه اصلاً کلمه «وایرال»

562
00:26:35,554 --> 00:26:38,140
به وجود بیاد، همه‌جا وایرال شد و چرخید.

563
00:26:47,608 --> 00:26:49,400
اونا حالا یه فیلم کامل داشتن،

564
00:26:49,401 --> 00:26:50,693
که هم ویدیوی

565
00:26:50,694 --> 00:26:54,071
۶۰ ثانیه‌ای از پاگنده رو توش جا داده بودن،

566
00:26:54,072 --> 00:26:57,074
و هم تصاویر مستندِ خود راجر رو

567
00:26:57,075 --> 00:26:59,577
درباره شکارِ پاگنده.

568
00:26:59,578 --> 00:27:01,913
چند هفته بیشتر نکشید

569
00:27:01,914 --> 00:27:05,000
که رفت روی پرده سینماهای سراسر کشور.

570
00:27:06,335 --> 00:27:08,628
«ال دی‌اتلی» گرداننده اصلی بود

571
00:27:08,629 --> 00:27:10,588
برای اینکه فیلم رو ببره تو سینماها.

572
00:27:10,589 --> 00:27:12,715
وقتی کارِ ساخت‌وساز تعطیل و خلوت بود،

573
00:27:12,716 --> 00:27:14,342
کل کشور رو زیر پا گذاشت،

574
00:27:14,343 --> 00:27:16,886
و چند نفر رو هم استخدام
کرد تا این کارو جمع کنن.

575
00:27:16,887 --> 00:27:18,387
یهو اومدن و گفتن:

576
00:27:18,388 --> 00:27:20,556
«ما این فیلمو درآوردیم.»

577
00:27:20,557 --> 00:27:22,683
منم گفتم: «پشمام، خیلی خفنه!»

578
00:27:22,684 --> 00:27:25,895
گفت: «پایه‌ای؟»
گفتم: «آره داداش، تا تهش هستم.»

579
00:27:25,896 --> 00:27:28,940
این شد که من و داداشم تری، زدیم به جاده.

580
00:27:34,112 --> 00:27:36,906
دایی ال، من براش کار می‌کردم.

581
00:27:36,907 --> 00:27:39,450
فصل کار و کاسبی داشت تموم می‌شد،

582
00:27:39,451 --> 00:27:42,620
و فرصتی پیش اومد که
برم اون فیلمو اکران کنم،

583
00:27:42,621 --> 00:27:45,082
منم دقیقاً همین کارو کردم.

584
00:27:48,710 --> 00:27:50,253
از اورگن شروع کردیم.

585
00:27:50,254 --> 00:27:52,296
یه هفته تبلیغ کردم، بعد
توی آمفی‌تئاترِ یه دبیرستان

586
00:27:52,297 --> 00:27:54,215
اکرانِ افتتاحیه‌شو گذاشتیم.

587
00:27:54,216 --> 00:27:55,758
۳ تا سانس نمایش،

588
00:27:55,759 --> 00:27:57,385
و بلیت‌های تک‌تکشون تا ته سولد اوت شد.

589
00:27:57,386 --> 00:27:59,011
فکر کنم حدود ۸۰ درصد از جمعیت

590
00:27:59,012 --> 00:28:00,681
اون منطقه پاشدن اومدن.

591
00:28:02,933 --> 00:28:05,268
بهم یه کار دادن.

592
00:28:05,269 --> 00:28:08,312
وایساده بودم اونجا و به هر کسی

593
00:28:08,313 --> 00:28:09,480
که از گیت کوچیکِ ورودی

594
00:28:09,481 --> 00:28:11,608
رد می‌شد بروشور می‌دادم.

595
00:28:13,151 --> 00:28:14,694
وقتی خودم برای تماشای

596
00:28:14,695 --> 00:28:16,195
اکران فیلم پترسون-گیملین

597
00:28:16,196 --> 00:28:18,281
توی سالن «اسپوکن کولیسیوم» رفتم،

598
00:28:18,282 --> 00:28:20,283
باید حوالی سال ۱۹۶۹ بوده باشه.

599
00:28:20,284 --> 00:28:22,743
اون موقع‌ها کلاس پنجم بودم.

600
00:28:22,744 --> 00:28:25,121
کاملاً یادمه که داشتم بابام رو راضی می‌کردم

601
00:28:25,122 --> 00:28:28,082
که هر جور شده باید منو ببره.

602
00:28:28,083 --> 00:28:29,625
یه هیجانی بود

603
00:28:29,626 --> 00:28:32,545
و شوری که کل فضا رو پر کرده بود.

604
00:28:32,546 --> 00:28:34,964
و بعدش راجر پترسون میاد روی صحنه،

605
00:28:34,965 --> 00:28:38,594
و چیزی که قراره ببینیم رو معرفی می‌کنه.

606
00:28:40,012 --> 00:28:44,348
دیدن این تصویر غول‌پیکر

607
00:28:44,349 --> 00:28:46,393
که داشت از روی اون تپه
شنی رد می‌شد، واقعاً خفن بود.

608
00:28:47,519 --> 00:28:50,229
واقعاً بدجور مسحورش شده بودم.

609
00:28:50,230 --> 00:28:51,647
هیچ شکی نیست

610
00:28:51,648 --> 00:28:53,649
که تجربه من تو بچگیم،

611
00:28:53,650 --> 00:28:55,151
می‌دونی، به عنوان یه بچه ۱۰ ساله اونجا

612
00:28:55,152 --> 00:28:57,445
تو صندلی ردیف سوم،

613
00:28:57,446 --> 00:29:00,740
تأثیر خیلی عمیقی روم گذاشت.

614
00:29:00,741 --> 00:29:02,742
درست قبل از آنتراکت،

615
00:29:02,743 --> 00:29:05,953
راجر پترسون صدای نعره‌ای رو درآورد

616
00:29:05,954 --> 00:29:08,665
که یه پاگنده (بیگ‌فوت) ممکنه دربیاره.

617
00:29:13,545 --> 00:29:16,631
من همیشه نورها رو خیلی کم می‌کردم.

618
00:29:19,885 --> 00:29:22,428
همیشه مو به تنشون سیخ می‌شد.

619
00:29:22,429 --> 00:29:27,058
و همه می‌گفتن: «پشمام، این لعنتی رو ببین.»

620
00:29:27,059 --> 00:29:28,809
مردم همیشه می‌گفتن،

621
00:29:28,810 --> 00:29:30,603
«تو چی، خودت باورش داری؟»

622
00:29:30,604 --> 00:29:33,105
و من می‌گفتم: «معلومه که آره.» واقعیه.

623
00:29:33,106 --> 00:29:34,482
واسه همینه که اینجاییم دیگه.

624
00:29:34,483 --> 00:29:36,692
می‌دونم وقتی خودم دیدمش، گفتم:

625
00:29:36,693 --> 00:29:38,487
«پشمام، این دیگه اصلِ جنسه.»

626
00:29:41,740 --> 00:29:43,157
تو اون دوران،

627
00:29:43,158 --> 00:29:46,869
فیلم تو کل کشور دست به دست می‌شد.

628
00:29:46,870 --> 00:29:49,830
اما راجر چند بار بدجور مریض شد،

629
00:29:49,831 --> 00:29:51,624
خون سرفه می‌کرد و اینجور چیزا.

630
00:29:54,545 --> 00:29:56,922
تشخیص دادن که بیماری هاجکین داره.

631
00:29:59,299 --> 00:30:01,134
بهش گفتن فقط دو سال زنده می‌مونه.

632
00:30:02,970 --> 00:30:05,596
از یه آدم قوی

633
00:30:05,597 --> 00:30:07,599
تبدیل شد به یه آدم ضعیف و نحیف.

634
00:30:10,644 --> 00:30:13,396
این قضیه برای "پت" واقعاً ویرانگر بود،

635
00:30:13,397 --> 00:30:16,524
که سعی می‌کرد بچه‌های
کوچیک رو خوشحال نگه داره.

636
00:30:16,525 --> 00:30:19,319
بچه‌ها یه جوری باباشون رو
دوست داشتن که باورت نمیشه.

637
00:30:20,696 --> 00:30:22,446
یه دستگاه کبالت بود

638
00:30:22,447 --> 00:30:24,574
تو انباری کوچیکِ پشت خونه‌اش.

639
00:30:24,575 --> 00:30:26,117
می‌رفت اونجا و کل سیستم بدنش رو

640
00:30:26,118 --> 00:30:27,618
پاکسازی می‌کرد.

641
00:30:27,619 --> 00:30:28,911
و ما می‌رفتیم اونجا و دستاش رو می‌گرفتیم

642
00:30:28,912 --> 00:30:30,330
و باهاش حرف می‌زدیم.

643
00:30:31,915 --> 00:30:34,709
راجر اون‌قدر حالش بد بود،

644
00:30:34,710 --> 00:30:36,253
که همه‌مون می‌دونستیم داره می‌میره.

645
00:30:37,754 --> 00:30:39,005
و اون حتی نمی‌دونست

646
00:30:39,006 --> 00:30:40,423
که فیلمش چقدر داره معروف میشه.

647
00:30:42,176 --> 00:30:44,218
ما رفتیم دنور، کلرادو،

648
00:30:44,219 --> 00:30:45,803
و بازار تلویزیون اونجا رو ترکوندیم.

649
00:30:45,804 --> 00:30:46,929
معرکه بود!

650
00:30:46,930 --> 00:30:49,015
نبراسکا. معرکه بود!

651
00:30:49,016 --> 00:30:52,059
یوتا، کلرادو، آیووا، اوهایو.

652
00:30:52,060 --> 00:30:55,104
ویچیتا، کانزاس، بدفورد، اورگان،

653
00:30:55,105 --> 00:30:57,106
گرین بی، ویسکانسین،

654
00:30:57,107 --> 00:30:58,858
میزولا، مونتانا،

655
00:30:58,859 --> 00:31:00,526
لارامی، وایومینگ،

656
00:31:00,527 --> 00:31:02,278
کانزاس سیتی، کانزاس،

657
00:31:02,279 --> 00:31:04,197
توین فالز، آیداهو.

658
00:31:04,198 --> 00:31:06,866
ما حدود ۱۶ جای مختلف داشتیم

659
00:31:06,867 --> 00:31:10,203
که تو یه شب مشخص این فیلم رو نشون می‌دادیم.

660
00:31:10,204 --> 00:31:12,288
و تا پایین خیابون،

661
00:31:12,289 --> 00:31:14,708
و تا سر نبش، مردم صف می‌کشیدن.

662
00:31:15,876 --> 00:31:17,960
وقتی ۶۰۰ نفر آدم اونجا بودن،

663
00:31:17,961 --> 00:31:19,795
با بلیطی دو دلار،

664
00:31:19,796 --> 00:31:21,756
کلی پول نقد دستت میومد.

665
00:31:21,757 --> 00:31:23,758
با پر شدن سالن یه پول تپل به جیب می‌زدن

666
00:31:23,759 --> 00:31:25,968
و بعد از شهر می‌رفتن سراغ سینمای بعدی.

667
00:31:25,969 --> 00:31:27,470
ما بردیمش یوتا،

668
00:31:27,471 --> 00:31:29,680
ولی سینماها ما رو راه ندادن و بایکوت کردن.

669
00:31:29,681 --> 00:31:31,475
پس رفتیم به "سالت پالاس".

670
00:31:32,893 --> 00:31:36,270
نمی‌دونستیم مورمون‌ها
یکشنبه‌ها نمی‌تونن برن سینما.

671
00:31:36,271 --> 00:31:38,105
واسه همین یه قرارداد مفت و ارزون بستیم

672
00:31:38,106 --> 00:31:40,192
چون فکر می‌کردن فیلمه قراره شکست بخوره.

673
00:31:41,818 --> 00:31:44,738
اون روز اعصاب‌خردکن‌ترین روز زندگیم بود!

674
00:31:45,739 --> 00:31:47,865
نیرویی برای فروش بلیط نذاشته بودن.

675
00:31:47,866 --> 00:31:49,867
کلا دو نفر اونجا بودن

676
00:31:49,868 --> 00:31:51,786
چون مسئولای سالن گفتن،

677
00:31:51,787 --> 00:31:52,870
«هیچ‌کس نمیاد.»

678
00:31:52,871 --> 00:31:54,206
امروز یکشنبه‌ست.

679
00:31:55,165 --> 00:31:57,750
حدود ۱۰ دقیقه قبل از اینکه نمایش بخواد

680
00:31:57,751 --> 00:32:00,378
شروع بشه، رسماً به اونجا هجوم آوردن.

681
00:32:02,130 --> 00:32:06,217
تا زانو تو اسکناس‌های ۲۰ دلاری غرق شده بودم

682
00:32:06,218 --> 00:32:08,427
تو باجه بلیط فروشی و داشتم بلیط می‌فروختم

683
00:32:08,428 --> 00:32:10,388
با عموم، عمو اَل.

684
00:32:10,389 --> 00:32:13,432
ما دو هفته بعد از "سایمون و
گارفانکل" برنامه اجرا کردیم

685
00:32:13,433 --> 00:32:14,976
و پولی که ما تو یه روز از اونجا درآوردیم

686
00:32:14,977 --> 00:32:16,853
بیشتر از پولی بود که اونا درآوردن.

687
00:32:16,854 --> 00:32:20,231
مردم تو صف‌های ۱۲ متری پول سمتت پرت می‌کردن

688
00:32:20,232 --> 00:32:21,607
تا بتونن برن داخل.

689
00:32:29,449 --> 00:32:32,493
ما ۸۴ هزار دلار از اون سالن پول درآوردیم

690
00:32:32,494 --> 00:32:34,537
که ریختیمشون تو روبالشی.

691
00:32:34,538 --> 00:32:36,622
بردیمش به اتاقمون،

692
00:32:36,623 --> 00:32:38,165
تو متل اسکاتی،

693
00:32:38,166 --> 00:32:40,418
همه‌شو خالی کردیم رو تخت

694
00:32:40,419 --> 00:32:43,629
و باهاشون مثل کاغذ رنگی رفتار می‌کردیم.

695
00:32:43,630 --> 00:32:45,089
باورنکردنی بود.

696
00:32:45,090 --> 00:32:46,758
یکی از بهترین روزهای زندگیم!

697
00:32:54,516 --> 00:32:55,641
جالبه بدونی،

698
00:32:55,642 --> 00:32:59,771
باب گیملین از سود این
فیلم کاملاً خط خورده بود.

699
00:33:00,981 --> 00:33:03,107
در اصل اَل دی‌اَتلی و باب گیملین

700
00:33:03,108 --> 00:33:05,860
و راجر پترسون صاحب حقوق این فیلم بودن.

701
00:33:05,861 --> 00:33:07,528
آره.

702
00:33:07,529 --> 00:33:10,949
باب گیملین پای اون یک
سوم سهم خودش واینستاد.

703
00:33:12,910 --> 00:33:15,244
هیچ‌وقت نفهمیدم چه تأثیری

704
00:33:15,245 --> 00:33:17,121
قراره رو زندگیم بذاره.

705
00:33:17,122 --> 00:33:20,959
برام خیلی بهتر می‌شد اگه اصلاً
هیچ اتفاقی سر این قضیه نمی‌افتاد.

706
00:33:22,252 --> 00:33:24,795
باب و زنش جودی، سیبلِ

707
00:33:24,796 --> 00:33:27,340
کلی مسخره‌بازی و دست‌انداختن شدن،

708
00:33:27,341 --> 00:33:29,175
مخصوصاً زنش.

709
00:33:29,176 --> 00:33:32,720
اون مخصوصاً روی رفتار
بدی که همکاراش با زنش داشتن

710
00:33:32,721 --> 00:33:34,597
خیلی حساس بود.

711
00:33:34,598 --> 00:33:38,226
زن من تو بانک فدرال یاکیما کار می‌کرد

712
00:33:38,227 --> 00:33:40,353
و با گریه می‌اومد خونه

713
00:33:40,354 --> 00:33:41,979
و می‌گفت: «باب،»

714
00:33:41,980 --> 00:33:44,899
«کاش هیچ‌وقت قاطی این ماجرا نمی‌شدی.»

715
00:33:44,900 --> 00:33:47,276
و من می‌گفتم: «عزیزم، منم همین‌طور.»

716
00:33:47,277 --> 00:33:49,237
گیملین کلاً غیبش زده بود.

717
00:33:49,238 --> 00:33:52,406
یهو دیگه پیداش نبود.

718
00:33:52,407 --> 00:33:54,116
اون خودش رو از سفر رفتن

719
00:33:54,117 --> 00:33:56,786
واسه تبلیغ فیلم کنار کشید.

720
00:33:56,787 --> 00:33:59,748
اونا یه یارویی که شبیه من بود رو می‌آوردن.

721
00:34:01,583 --> 00:34:03,626
اونم می‌گفت که باب گیملینه.

722
00:34:03,627 --> 00:34:06,254
خب، کسی هم فرقشو نمی‌فهمید.

723
00:34:06,255 --> 00:34:08,673
تو حق امتیازی گرفتی؟

724
00:34:08,674 --> 00:34:10,174
اصلاً هیچ پولی نگرفتم.

725
00:34:10,175 --> 00:34:11,634
هیچی. هیچی.

726
00:34:11,635 --> 00:34:14,011
حس می‌کردم سرم کلاه رفته.

727
00:34:14,012 --> 00:34:15,930
وقتی فهمید

728
00:34:15,931 --> 00:34:18,391
که قراره هیچی از این ماجرا بهش نماسه،

729
00:34:18,392 --> 00:34:21,561
خب، می‌دونی، رسماً گندش
دراومد و اوضاع به هم ریخت.

730
00:34:21,562 --> 00:34:23,354
من تو این سال‌ها بارها و بارها

731
00:34:23,355 --> 00:34:25,064
با گیملین حرف زدم، خب؟

732
00:34:25,065 --> 00:34:26,941
و هر دفعه

733
00:34:26,942 --> 00:34:28,568
که باهاش حرف می‌زدم، داشت غر می‌زد،

734
00:34:28,569 --> 00:34:31,487
و از پترسون و اَل دی‌اَتلی شاکی بود.

735
00:34:31,488 --> 00:34:34,991
وقتایی بود که دلم می‌خواست

736
00:34:34,992 --> 00:34:37,618
مستقیم جفت‌پا برم تو صورت اون یاروها.

737
00:34:37,619 --> 00:34:39,913
فکر کنم یه بار می‌خواست
به راجرِ پیر شلیک کنه.

738
00:34:40,873 --> 00:34:44,001
اونا رفیق بودن و آخرش دشمن هم شدن.

739
00:34:45,711 --> 00:34:47,628
باب گیملین چند بار از مصاحبه کردن

740
00:34:47,629 --> 00:34:49,548
با من امتناع کرد.

741
00:34:51,884 --> 00:34:53,176
من گرِگ لانگ هستم.

742
00:34:53,177 --> 00:34:55,136
می‌خوام با باب گیملین مصاحبه کنم.

743
00:34:55,137 --> 00:34:57,221
هر چی با آدمای بیشتری مصاحبه
می‌کنم، حقیقت و واقعیت‌های بیشتری

744
00:34:57,222 --> 00:34:59,182
در مورد راجر پترسون رو میشه.

745
00:34:59,183 --> 00:35:02,476
فکر می‌کنم مردم حق دارن
حقیقت رو از زبون تو بشنون.

746
00:35:02,477 --> 00:35:04,563
بهم زنگ بزن. گرِگ لانگ.

747
00:35:06,356 --> 00:35:08,399
کسی که بیشترین پول رو

748
00:35:08,400 --> 00:35:10,944
از این فیلم به جیب زد، اَل دی‌اَتلی بود.

749
00:35:13,071 --> 00:35:15,781
صدها هزار دلار.

750
00:35:15,782 --> 00:35:18,659
این تو سال‌های ۶۷-۶۸ خیلی پوله.

751
00:35:23,165 --> 00:35:24,749
عمو اَل،

752
00:35:24,750 --> 00:35:28,169
بعد از اینکه کل هفته
براش مثل سگ کار می‌کردم،

753
00:35:28,170 --> 00:35:31,589
شنبه‌ها می‌رفتم خونه‌اش.

754
00:35:31,590 --> 00:35:34,467
یه خونه خفن، با استخر.

755
00:35:36,512 --> 00:35:40,056
کلی آبجو می‌خوردیم و درباره
چیزای مختلف حرف می‌زدیم.

756
00:35:40,057 --> 00:35:42,266
و اون برمی‌گشت می‌گفت: «خب، می‌دونی

757
00:35:42,267 --> 00:35:45,603
چطور تو کار یا زندگی پیشرفت کنی؟»

758
00:35:45,604 --> 00:35:47,146
من می‌گفتم: «راستش، نه خیلی.»

759
00:35:47,147 --> 00:35:49,148
اون می‌گفت: «باید حق نیروهات رو بخوری.»

760
00:35:49,149 --> 00:35:50,943
من می‌گفتم: «خب، منم نیروی توام دیگه.»

761
00:35:53,529 --> 00:35:55,154
می‌گفت: «می‌دونی بزرگترین لذتی

762
00:35:55,155 --> 00:35:57,365
که از هر چیزی می‌برم چیه؟

763
00:35:57,366 --> 00:35:59,951
اینه که پول مردمو بالا بکشم.»

764
00:35:59,952 --> 00:36:03,621
خب، اون یه عالمه از
پول خونواده منو بالا کشید.

765
00:36:03,622 --> 00:36:05,164
به نظرم این کار خیلی مریضه.

766
00:36:05,165 --> 00:36:07,875
از یه آدم در حال مرگ سوءاستفاده کنی.

767
00:36:07,876 --> 00:36:10,336
و اَل شوهر خواهر راجر بود.

768
00:36:10,337 --> 00:36:13,089
یه آدم غریبه از تو خیابون نبود که.

769
00:36:13,090 --> 00:36:16,175
بیشتر پولی که از فیلم دراومد

770
00:36:16,176 --> 00:36:18,553
رفت تو جیب اَل تا شرکتِ

771
00:36:18,554 --> 00:36:19,972
"سوپریور آسفالت" رو نجات بده.

772
00:36:21,306 --> 00:36:23,558
بعد از اینکه سر و کله پاگنده پیدا شد، یهو

773
00:36:23,559 --> 00:36:25,852
شروع کرد به خریدن تجهیزات جدید آسفالت‌کاری،

774
00:36:25,853 --> 00:36:28,229
کامیون‌های جدید و ماشین‌های سنگ‌فرش جدید.

775
00:36:28,230 --> 00:36:29,730
پسر، یارو رسماً شکوفا شد.

776
00:36:29,731 --> 00:36:32,567
اَل دی‌اَتلی کلی پول از این قضیه به جیب زد.

777
00:36:32,568 --> 00:36:34,360
خیلی پول.

778
00:36:34,361 --> 00:36:36,613
اونا بزرگترین پیمانکارهای ایالت بودن.

779
00:36:37,906 --> 00:36:41,701
اون تونست یه خونه ۲۰،
۳۰ میلیون دلاری بسازه،

780
00:36:41,702 --> 00:36:43,078
که واقعاً چندش‌آوره.

781
00:36:45,289 --> 00:36:47,582
همه می‌گفتن: «چرا یکی باید

782
00:36:47,583 --> 00:36:49,458
یه همچین چیز گنده و زشتی اونجا بسازه؟»

783
00:36:49,459 --> 00:36:51,085
و من می‌گفتم: «چون داره بهت نشون میده

784
00:36:51,086 --> 00:36:53,212
که اون غولِ مرحله آخره و تو نیستی.»

785
00:36:53,213 --> 00:36:54,673
اون پادشاهه.

786
00:36:56,592 --> 00:36:59,510
یارو کلاهبرداره.

787
00:36:59,511 --> 00:37:02,013
و من حتی یه ثانیه هم
وقتمو براش تلف نمی‌کردم

788
00:37:02,014 --> 00:37:04,557
حتی اگه وقتمون داشت تموم می‌شد.

789
00:37:04,558 --> 00:37:05,809
آمین.

790
00:37:26,538 --> 00:37:29,332
یه روز صبح، از تخت پا شدم،

791
00:37:29,333 --> 00:37:31,834
و دیدم مادربزرگم رو مبل خوابیده.

792
00:37:31,835 --> 00:37:34,420
با خودم گفتم: «این اینجا چه غلطی می‌کنه؟»

793
00:37:34,421 --> 00:37:36,506
تا به خودم اومدم،

794
00:37:36,507 --> 00:37:39,717
هر ۳ تا بچه رو جمع کرد دور هم

795
00:37:39,718 --> 00:37:42,804
و گفتن: «باباتون دیشب مرد.»

796
00:37:43,889 --> 00:37:46,098
و من گفتم: «دارید چرت و پرت میگید.»

797
00:37:48,352 --> 00:37:50,437
رفتم اسبم رو زین کردم و زدم بیرون.

798
00:37:52,147 --> 00:37:53,607
از خدا متنفر بودم.

799
00:37:54,983 --> 00:37:56,567
هیچ خدایی هیچ‌جا وجود نداره

800
00:37:56,568 --> 00:37:58,612
که بتونه این کار رو با من بکنه.

801
00:38:01,949 --> 00:38:04,617
قهرمان من، معلم من،

802
00:38:04,618 --> 00:38:06,953
دیگه هیچ‌وقت قرار نبود ببینمش.

803
00:38:06,954 --> 00:38:09,581
بدترین روز تمام عمرم بود.

804
00:38:12,000 --> 00:38:14,544
برادراش بهم زنگ زدن و گفتن،

805
00:38:14,545 --> 00:38:16,379
«باب، میری راجر رو ببینی؟

806
00:38:16,380 --> 00:38:17,756
سراغتو گرفته.»

807
00:38:20,008 --> 00:38:22,718
یه جورایی اون کینه‌ای که از اون و اَل داشتم

808
00:38:22,719 --> 00:38:24,512
بابت اینکه اون‌طور بدجور سرم
کلاه گذاشتن رو فراموش کردم.

809
00:38:24,513 --> 00:38:26,390
پس رفتم که راجر رو ببینم.

810
00:38:27,683 --> 00:38:31,018
می‌دونی وقتی یه نفر به آخر خط رسیده،

811
00:38:31,019 --> 00:38:32,521
فقط گفت: «هی، باب.»

812
00:38:34,189 --> 00:38:36,024
«می‌دونم که دارم رفتنی میشم.»

813
00:38:37,401 --> 00:38:40,153
اما گفت: «خوشحالم که اینجایی.»

814
00:38:41,154 --> 00:38:43,407
و من گفتم: «منم همین‌طور، راجر.»

815
00:38:45,742 --> 00:38:48,620
اون روز خیلی حرف زدیم.

816
00:38:49,663 --> 00:38:53,292
و روز بعدش فوت کرد.

817
00:38:56,503 --> 00:38:59,965
خیلی خوش‌شانسم که تو
رو به عنوان یه بابا داشتم.

818
00:39:02,384 --> 00:39:04,051
دوستت دارم.

819
00:39:04,052 --> 00:39:06,805
و امیدوارم اون بالا تو بهشت پیش خدا باشی.

820
00:39:07,723 --> 00:39:09,558
یه روزی میام می‌بینمت.

821
00:39:25,699 --> 00:39:28,159
مجبورم این سؤال رو ازت بپرسم.

822
00:39:28,160 --> 00:39:31,329
آیا تو هم بخشی از یه کلاهبرداری بودی

823
00:39:31,330 --> 00:39:33,247
که توش راجر پترسون

824
00:39:33,248 --> 00:39:35,833
ممکنه این فیلم رو ساخته باشه؟

825
00:39:35,834 --> 00:39:37,544
جواب من نه هستش.

826
00:39:39,213 --> 00:39:41,672
آیا بعد از فیلمبرداری قاطی ماجرا شدم

827
00:39:41,673 --> 00:39:44,342
و سعی کردم ازش پول دربیارم؟

828
00:39:44,343 --> 00:39:45,551
آره.

829
00:39:45,552 --> 00:39:47,428
این قضیه یکم عذاب وجدان بهم می‌داد.

830
00:39:47,429 --> 00:39:49,180
چون اگه قرار بود باهام مصاحبه بشه

831
00:39:49,181 --> 00:39:50,765
یا با کسی حرف بزنم،

832
00:39:50,766 --> 00:39:53,226
مجبور بودم خودم رو
یه آدمِ باورمند نشون بدم.

833
00:39:53,227 --> 00:39:54,686
و دیگه اون کیفِ قضیه از بین رفت.

834
00:39:56,563 --> 00:39:58,773
اون می‌خواست خودش رو دور کنه

835
00:39:58,774 --> 00:40:00,525
از فیلم پاگنده

836
00:40:00,526 --> 00:40:02,026
چون می‌دونست قرار نیست

837
00:40:02,027 --> 00:40:03,237
پول بیشتری ازش دربیاره.

838
00:40:04,238 --> 00:40:06,572
و باید در حد و اندازه یه
بیزینس‌من رفتار می‌کرد.

839
00:40:06,573 --> 00:40:08,574
و نمی‌خواست هیچ نقشی داشته باشه.

840
00:40:08,575 --> 00:40:11,954
در واقع، اون خیلی راحت
حق امتیاز فیلم رو داد به مامانم.

841
00:40:13,455 --> 00:40:16,582
وقتی راجر رفت، برای پت خیلی سخت شد

842
00:40:16,583 --> 00:40:19,085
چون پول زیادی نداشت.

843
00:40:19,086 --> 00:40:20,963
و ۳ تا بچه هم داشت.

844
00:40:24,925 --> 00:40:27,218
شبکه دیسکاوری، شبکه هیستوری،

845
00:40:27,219 --> 00:40:30,179
همه این آدما داشتن این مستندها رو می‌ساختن.

846
00:40:30,180 --> 00:40:32,265
مامانم داشت پول خوبی درمی‌آورد

847
00:40:32,266 --> 00:40:33,724
با اجازه دادن به بقیه واسه خرید حق امتیاز

848
00:40:33,725 --> 00:40:36,143
این فیلم برای مدت ۵ تا ۱۰ سال.

849
00:40:36,144 --> 00:40:38,605
اینجوری بود که خرج زندگیش رو درمی‌آورد.

850
00:40:39,982 --> 00:40:42,233
و مردم می‌دیدن که، اوه، چون تو تیتراژ

851
00:40:42,234 --> 00:40:44,902
نوشته شده: "پت پترسون."

852
00:40:44,903 --> 00:40:48,739
کینه خیلی زیادی از
طرف باب گیملین اونجا بود.

853
00:40:48,740 --> 00:40:52,201
وقتی دید مامانم داره یه پولی به جیب می‌زنه،

854
00:40:52,202 --> 00:40:54,453
فکر کنم بدجور کونش سوخت.

855
00:40:54,454 --> 00:40:57,708
اولش نمی‌خواست هیچ
ربطی به این قضیه داشته باشه.

856
00:40:58,917 --> 00:41:00,627
اما بعدش همه‌چی عوض شد.

857
00:41:08,177 --> 00:41:11,345
تغییر خیلی بزرگی بود وقتی که قبول کرد

858
00:41:11,346 --> 00:41:13,097
تو انظار عمومی ظاهر بشه

859
00:41:13,098 --> 00:41:15,600
تو موزه چاینا فلتس ویلو کریک

860
00:41:15,601 --> 00:41:17,727
که مصادف بود با افتتاح

861
00:41:17,728 --> 00:41:21,480
یه بخش جدید که به پاگنده
اختصاص داده شده بود.

862
00:41:21,481 --> 00:41:23,065
با خودم گفتم: «خب، واو، این عالیه.»

863
00:41:23,066 --> 00:41:24,817
باب داره میاد بیرون و یه کاری می‌کنه

864
00:41:24,818 --> 00:41:26,527
«و از تجربه‌اش یه چیزی به دست میاره.»

865
00:41:26,528 --> 00:41:28,154
چون حقش بود.

866
00:41:28,155 --> 00:41:30,239
اسم من باب گیملینه.

867
00:41:30,240 --> 00:41:32,533
تو یاکیما، واشنگتن زندگی می‌کنم.

868
00:41:32,534 --> 00:41:35,786
تا حالا شده به عقب برگردی
و از اون روزی که گفتی

869
00:41:35,787 --> 00:41:37,205
«حتماً، راجر.

870
00:41:37,206 --> 00:41:38,831
باهات میام کالیفرنیا» پشیمون بشی؟

871
00:41:40,292 --> 00:41:41,584
راستش نمی‌تونستم باور کنم

872
00:41:41,585 --> 00:41:44,212
چه استقبالی ازم اونجا شد.

873
00:41:44,213 --> 00:41:46,255
اون موقع پشیمون نبودم.

874
00:41:46,256 --> 00:41:48,424
و قطعاً امروز هم از

875
00:41:48,425 --> 00:41:50,259
دیدن این همه آدم اینجا پشیمون نیستم.

876
00:41:50,260 --> 00:41:52,303
اون ۳۰۰ نفری که دیدم،

877
00:41:52,304 --> 00:41:54,680
شدیداً به این موضوع باور داشتن.

878
00:41:54,681 --> 00:41:56,766
فیلم موثقه. واقعیه.

879
00:41:56,767 --> 00:41:58,601
یه آدم تو لباس عروسکی نیست

880
00:41:58,602 --> 00:42:00,353
و اونا به من باور داشتن.

881
00:42:02,147 --> 00:42:05,441
پس این قضیه همه‌چی رو برای من کلاً عوض کرد.

882
00:42:08,153 --> 00:42:11,447
الان باب گیملین به کل کشور دعوت میشه

883
00:42:11,448 --> 00:42:14,575
که سخنرانی کنه، و یه جورایی یه قهرمانه.

884
00:42:14,576 --> 00:42:18,829
اون واقعاً توسط کسایی که به پاگنده
باور دارن پرستش میشه و محبوبه.

885
00:42:18,830 --> 00:42:20,790
همه‌مون می‌شناختیمش و
درباره‌اش رویاپردازی می‌کردیم

886
00:42:20,791 --> 00:42:23,334
از همون ۲۰ اکتبر ۱۹۶۷،

887
00:42:23,335 --> 00:42:25,127
وقتی که اون زندگیِ همه‌مون رو

888
00:42:25,128 --> 00:42:26,963
به یه نحوی تغییر داد.

889
00:42:26,964 --> 00:42:30,049
آخرین کابویِ باقی‌مونده
تو این اتاق آقای باب گیملین.

890
00:42:34,137 --> 00:42:36,430
خیلی لذت‌بخش و راضی‌کننده‌ست که می‌بینم

891
00:42:36,431 --> 00:42:39,433
تجربه‌اش تو این موضوع

892
00:42:39,434 --> 00:42:41,269
با یه همچین حس مثبتی تموم میشه.

893
00:42:41,270 --> 00:42:44,022
واسه همینه که اون صورت رو می‌بینی.

894
00:42:45,899 --> 00:42:47,275
ووو!

895
00:42:47,276 --> 00:42:49,485
در تضاد با اون مسخره شدن

896
00:42:49,486 --> 00:42:51,153
و آزار و اذیتی که اون و زنش

897
00:42:51,154 --> 00:42:52,739
قبلاً تحمل کرده بودن.

898
00:42:59,746 --> 00:43:00,956
تو یه مقطع زمانی خاص،

899
00:43:02,332 --> 00:43:04,001
احتمالاً تو سال‌های نوجوونیم،

900
00:43:05,294 --> 00:43:07,170
شروع کردم به شنیدن حرفای مردم که می‌گفتن،

901
00:43:07,171 --> 00:43:08,671
«اوه، می‌دونی،

902
00:43:08,672 --> 00:43:10,256
که اَل دی‌اتلی توی اون لباس بوده»،

903
00:43:10,257 --> 00:43:11,592
می‌دونی، فقط در حد مسخره‌بازی و جک ساختن.

904
00:43:13,635 --> 00:43:15,928
منم می‌گفتم: «بعید می‌دونم
اَل رفته باشه توی لباس پاگنده»،

905
00:43:15,929 --> 00:43:17,139
یا هر چی.

906
00:43:18,557 --> 00:43:20,224
بابام عمراً به من دروغ نمی‌گفت.

907
00:43:25,230 --> 00:43:27,064
بعدش کم‌کم به خودم گفتم: «می‌دونی چیه؟»

908
00:43:27,065 --> 00:43:28,816
«شاید این مردم یه چیزی می‌دونن

909
00:43:28,817 --> 00:43:30,152
که من ازش بی‌خبرم.»

910
00:43:31,195 --> 00:43:33,112
واسه همین گفتم، می‌خوام سر دربیارم

911
00:43:33,113 --> 00:43:34,448
که واقعاً چه گهی خورده شده.

912
00:43:35,532 --> 00:43:37,284
می‌خواستم خودِ حقیقتو بفهمم.

913
00:43:39,077 --> 00:43:42,288
وضعیت واقعاً لجن و کثیفیه

914
00:43:42,289 --> 00:43:45,876
اینکه بخوای مغز حقیقت رو از توش بکشی بیرون.

915
00:43:47,044 --> 00:43:49,838
تمام تمرکزمو گذاشتم روی اون فیلم.

916
00:43:51,131 --> 00:43:52,840
من بیشتر از هر کسی درباره این فیلم می‌دونم،

917
00:43:52,841 --> 00:43:55,635
شاید حتی بیشتر از پترسون
و گیملین، متوجهی؟

918
00:43:55,636 --> 00:43:57,512
آره.
فقط مسئله اینه که نمی‌دونم

919
00:43:57,513 --> 00:43:59,264
اون فیلم لعنتی اصلاً واقعیه یا نه!

920
00:44:00,724 --> 00:44:03,559
وقتی پای فیلم پترسون
و رِنه در میون بود،

921
00:44:03,560 --> 00:44:06,729
به خیلی از جاهاش به دیده شک نگاه می‌کرد،

922
00:44:06,730 --> 00:44:08,940
ولی عاشقش بود، اون فیلم مثل بچه‌ش بود.

923
00:44:08,941 --> 00:44:11,526
یعنی تنها مدرکی بود
که تو کل عمرش داشت

924
00:44:11,527 --> 00:44:13,653
که نشون می‌داد پاگنده واقعاً وجود داره.

925
00:44:13,654 --> 00:44:16,906
من نتونستم دست فیلمو رو کنم.

926
00:44:16,907 --> 00:44:19,659
نتونستم اون لباس پشمی رو پیدا کنم.

927
00:44:19,660 --> 00:44:21,536
ولی مهم‌تر از اون، اون
یارویی که ادعا می‌کنه

928
00:44:21,537 --> 00:44:23,872
توی لباس پشمی بوده کجاست؟

929
00:44:28,669 --> 00:44:30,419
باب هیرونیموس در حال درآوردن ادای پاگنده

930
00:44:30,420 --> 00:44:32,089
توی فیلم راجر پترسون.
بفرما، برو بریم.

931
00:44:34,007 --> 00:44:36,384
باب هیرونیموس تقریباً همون اوایل

932
00:44:36,385 --> 00:44:38,010
توی تحقیقاتم پیداش شد.

933
00:44:38,011 --> 00:44:39,804
یکی از اولین شاهدهایی که توی منطقه یاکیما

934
00:44:39,805 --> 00:44:41,055
باهاش مصاحبه کردم بهم گفت:

935
00:44:41,056 --> 00:44:42,682
«آره بابا، باب هیرونیموس

936
00:44:42,683 --> 00:44:44,976
همون یاروییه
که لباس پاگنده رو تنش کرد.»

937
00:44:44,977 --> 00:44:46,853
گفتم:
«باب هیرونیموس دیگه کدوم خریه؟»

938
00:44:50,816 --> 00:44:53,359
گرگ لانگ رو چند باری
از سر خودم وا کردم.

939
00:44:53,360 --> 00:44:55,111
حتی سرشو انداخت اومد تو خونه‌م.

940
00:44:55,112 --> 00:44:56,946
بهش گفتم حوصله‌تو ندارم،

941
00:44:56,947 --> 00:44:58,657
و درو روش بستم، می‌دونی.

942
00:44:59,741 --> 00:45:01,534
الو، با باب هیرونیموس کار داشتم.

943
00:45:01,535 --> 00:45:04,453
آره، سلام، گرگ لانگ هستم.
باب هیرونیموس اونجاست؟

944
00:45:04,454 --> 00:45:06,247
الو سلام، گرگ لانگ تماس می‌گیره.

945
00:45:06,248 --> 00:45:07,707
گرگ لانگ هستم.
باب اونجاست؟

946
00:45:10,752 --> 00:45:12,753
پسر، عین گردباد ول‌کن نبود.

947
00:45:12,754 --> 00:45:14,964
بالاخره بهش زنگ زدم.

948
00:45:14,965 --> 00:45:18,301
بهش گفتم: «دارم درباره
فیلم پترسون تحقیق می‌کنم»،

949
00:45:18,302 --> 00:45:21,262
«و اسمت مدام
می‌آد وسط.»

950
00:45:21,263 --> 00:45:24,765
اونم بهم گفت: «باید یه وکیل بگیرم»،

951
00:45:24,766 --> 00:45:26,810
که این نشون می‌داد کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.

952
00:45:28,061 --> 00:45:30,479
بالاخره چند تا مصاحبه درست‌وحسابی و مفصل

953
00:45:30,480 --> 00:45:32,315
توی یاکیما انجام دادم،
ساعت‌های خیلی خیلی طولانی.

954
00:45:32,316 --> 00:45:34,026
سیر تا پیاز داستانشو برام تعریف کرد.

955
00:45:35,736 --> 00:45:36,903
این آقا باب هیرونیموسه.

956
00:45:36,904 --> 00:45:39,614
داری بهم می‌گی که خودت

957
00:45:39,615 --> 00:45:41,532
همون یاروی توی لباس پاگنده بودی

958
00:45:41,533 --> 00:45:43,201
توی فیلم راجر پترسون، درسته؟

959
00:45:43,202 --> 00:45:44,660
کاملاً درسته، بله.

960
00:45:44,661 --> 00:45:46,579
داری به من چاخان نمی‌گی؟

961
00:45:46,580 --> 00:45:48,372
معلومه که نه.

962
00:45:48,373 --> 00:45:50,791
فقط می‌خوام همه بفهمن
که قضیه فیک بوده.

963
00:45:50,792 --> 00:45:52,543
سرکار گذاشتن بود.

964
00:45:52,544 --> 00:45:54,837
اگه اون پولی که بهم
قول داده بودن رو می‌دادن،

965
00:45:54,838 --> 00:45:56,756
وقتی که اون لباس کوفتی رو توی فیلم پوشیدم،

966
00:45:56,757 --> 00:45:58,716
اصلاً صدام درنمی‌اومد.

967
00:46:01,303 --> 00:46:03,513
خیلی نگذشته بود از اینکه مستندو ضبط کردیم،

968
00:46:03,514 --> 00:46:05,891
گیملین گفت راجر می‌خواد باهام فک بزنه.

969
00:46:07,059 --> 00:46:08,601
راجر گفت: «می‌خوام یه فیلم بسازم،

970
00:46:08,602 --> 00:46:10,895
و یکی رو می‌خوان
که این لباسو تنش کنه.»

971
00:46:10,896 --> 00:46:13,773
و وقتی کاسب شدن و به پول رسیدن،
۱۰۰۰ دلار به من بدن.

972
00:46:13,774 --> 00:46:15,441
و تو باهاش اوکی بودی؟

973
00:46:15,442 --> 00:46:17,985
آره، آره.
تا مدت‌ها باهاش مشکلی نداشتم.

974
00:46:17,986 --> 00:46:19,695
اون موقع پولِ خری بود واسه خودش.

975
00:46:19,696 --> 00:46:22,114
گفتم: «آره، من پایه‌م.»

976
00:46:22,115 --> 00:46:24,826
می‌دونستن می‌شه بهم اعتماد کرد
که دهنم قرصه.

977
00:46:25,911 --> 00:46:27,703
قضیه فوق‌سرّی بود، می‌دونی؟

978
00:46:27,704 --> 00:46:29,288
باید می‌رفتم اونجا و لباسو پرو می‌کردم،

979
00:46:29,289 --> 00:46:31,082
درسته.

980
00:46:31,083 --> 00:46:33,209
همون‌طوری که اونا می‌خواستن
راه می‌رفتم، می‌دونی دیگه.

981
00:46:33,210 --> 00:46:34,877
کمک کردن لباسو تنم کنم،

982
00:46:34,878 --> 00:46:37,047
و راجر گفت:
«خب، راه بیفت ببینم.»

983
00:46:38,215 --> 00:46:39,549
وقتی برگشتم، گفت:

984
00:46:39,550 --> 00:46:41,384
«می‌خوام تندتر بری.»

985
00:46:41,385 --> 00:46:43,512
بار سومم که گفت:
«پسر، خودِ جنس شد!»

986
00:46:44,680 --> 00:46:46,222
حالا، توی فیلم،

987
00:46:46,223 --> 00:46:47,890
این یه پاگنده ماده بود با پستان.

988
00:46:47,891 --> 00:46:49,725
درسته.

989
00:46:49,726 --> 00:46:52,061
یادت میاد
روی لباس سینه دیده باشی؟

990
00:46:52,062 --> 00:46:53,312
آره بابا.

991
00:46:53,313 --> 00:46:55,147
چه شکلی بودن؟

992
00:46:55,148 --> 00:46:56,858
عین... عین ممه دیگه.

993
00:46:58,652 --> 00:47:00,695
گفتم: «فقط امیدوارم یه نرِ
واقعی این دور و برا نباشه»

994
00:47:00,696 --> 00:47:02,698
«وقتی این تنمه.»
می‌دونی چی می‌گم؟

995
00:47:03,699 --> 00:47:05,157
ازم خواستن که چیکو رو ببرن،

996
00:47:05,158 --> 00:47:06,951
اسبمو.

997
00:47:06,952 --> 00:47:09,787
یه یکشنبه اومدن، چیکوی
پیر رو سوار کردن و بردن.

998
00:47:09,788 --> 00:47:11,747
گفتن بیا پایین پیش بلاف کریک،

999
00:47:11,748 --> 00:47:13,875
چهارشنبه‌شب ساعت ۵.

1000
00:47:13,876 --> 00:47:15,668
گفتن بیا تو شهر.

1001
00:47:15,669 --> 00:47:17,879
«یه پمپ‌بنزین سمت چپه.

1002
00:47:17,880 --> 00:47:19,047
تابلوئه، ردش نمی‌کنی.»

1003
00:47:20,382 --> 00:47:22,216
منم پیچیدم توی اون پمپ‌بنزین.

1004
00:47:22,217 --> 00:47:23,092
دیدمشون اونجا.

1005
00:47:23,093 --> 00:47:24,302
گیملین اومد سمتم و گفت:

1006
00:47:24,303 --> 00:47:26,888
«نمی‌خوایم کسی همه‌مونو با هم ببینه.

1007
00:47:26,889 --> 00:47:28,556
جلوتر یه شونه‌خاکی هست.

1008
00:47:28,557 --> 00:47:30,559
اونجا همو می‌بینیم.»
ما هم ماشینو قایم کردیم.

1009
00:47:31,977 --> 00:47:35,104
ردشونو گرفتم تا کمپی که راه انداخته بودن.

1010
00:47:35,105 --> 00:47:36,731
حسابی له و داغون بودم،

1011
00:47:36,732 --> 00:47:38,774
پریدم تو کپر پشت وانت.

1012
00:47:38,775 --> 00:47:40,110
کپیدم.

1013
00:47:41,528 --> 00:47:43,654
داره خوابش می‌بره.
حالت ردیفه؟ باب؟

1014
00:47:43,655 --> 00:47:44,698
باب؟

1015
00:47:45,782 --> 00:47:46,908
باب؟
- باب؟

1016
00:47:46,909 --> 00:47:48,326
هان؟!
- خوبی؟

1017
00:47:48,327 --> 00:47:49,994
داشتی چرت می‌زدی؟

1018
00:47:49,995 --> 00:47:51,370
فردا صبحش زدیم بیرون.

1019
00:47:51,371 --> 00:47:53,080
اسب‌ها رو زین کردیم.

1020
00:47:53,081 --> 00:47:55,291
باب لباسو بسته بود
پشت اسبش.

1021
00:47:55,292 --> 00:47:58,211
منم سوار اسبم، پشت سر راجر راه افتادم.

1022
00:47:58,212 --> 00:48:00,129
رسیدیم به همون لوکیشنی که
از قبل نشون کرده بودن

1023
00:48:00,130 --> 00:48:02,798
و کمکم کردن لباسو تنم کنم.

1024
00:48:02,799 --> 00:48:04,675
ازم خواستن شروع کنم به راه رفتن،

1025
00:48:04,676 --> 00:48:07,470
بعد یهو، نگاه کن! اوناهاشن.

1026
00:48:07,471 --> 00:48:09,765
بعدشم بچرخم و راهمو مستقیم بکشم برم.

1027
00:48:11,099 --> 00:48:12,934
یارو ادعا کرد که چیکو جفتک می‌انداخته.

1028
00:48:12,935 --> 00:48:15,436
اون اسب اصلاً جفتک‌انداز نبود.
اصلاً بلد نبود جفتک چیه.

1029
00:48:15,437 --> 00:48:16,771
راجر هم فقط همون‌جا ایستاده بود

1030
00:48:16,772 --> 00:48:18,315
و با دوربین این‌طوری تاب می‌خورد.

1031
00:48:19,942 --> 00:48:21,359
نمی‌خواست تصویر ان‌قدر شفاف باشه

1032
00:48:21,360 --> 00:48:22,985
که بتونن از هر سوراخ‌سنبه‌ش ایراد بگیرن.

1033
00:48:22,986 --> 00:48:24,863
می‌خواست تصویر یه‌کم تار باشه.

1034
00:48:26,031 --> 00:48:27,573
قلبم مثل چی می‌زد.

1035
00:48:27,574 --> 00:48:29,326
یه ور قضیه نگران بودم
یه تیر حرومم نشه.

1036
00:48:30,661 --> 00:48:32,828
یه ورم اینکه ببینم کارمو
خوب انجام دادم یا نه.

1037
00:48:32,829 --> 00:48:34,164
که ظاهراً خوبم دراومد.

1038
00:48:37,501 --> 00:48:40,044
باب هیرونیموس
اومد وسط و، حاجی،

1039
00:48:40,045 --> 00:48:41,796
شورش به پا شد.

1040
00:48:41,797 --> 00:48:43,130
داهیندن به خونش تشنه بود.

1041
00:48:44,299 --> 00:48:46,467
رفت و باب رو دید.

1042
00:48:46,468 --> 00:48:49,345
گفت قواره هیرونیموس
اصلاً به اون نقش نمی‌خوره،

1043
00:48:49,346 --> 00:48:51,305
واسه همین فقط یه خالی‌بندِ متقلبه.

1044
00:48:51,306 --> 00:48:53,516
منم همون حرفو چسبیدم،
می‌دونی دیگه.

1045
00:48:53,517 --> 00:48:55,185
فکر کنم چون رِنه این‌طوری گفته بود.

1046
00:48:57,104 --> 00:48:58,354
اگه ساختگی بود،

1047
00:48:58,355 --> 00:49:00,189
به نظرت اون دو تا مادرخراب

1048
00:49:00,190 --> 00:49:03,651
جرئت می‌کردن
سر سومی کلاه بذارن و بگاش بدن؟

1049
00:49:03,652 --> 00:49:05,319
شاید فقط می‌ترسیده

1050
00:49:05,320 --> 00:49:06,864
از اینکه جلوشون شاخ بشه؟

1051
00:49:08,240 --> 00:49:11,826
به نظرم قضیه ترسه.
واسه همین خفه‌خون گرفت.

1052
00:49:11,827 --> 00:49:14,745
چون وقتی باب هیرونیموس
اومد با من مصاحبه کنه،

1053
00:49:14,746 --> 00:49:17,248
بهم گفت پای چند تا گردن‌کلفت

1054
00:49:17,249 --> 00:49:19,667
توی این شهر در میونه که من می‌شناسمشون.

1055
00:49:19,668 --> 00:49:21,210
منم گفتم، آدمای گردن‌کلفت؟

1056
00:49:21,211 --> 00:49:22,503
کی می‌تونن باشن؟

1057
00:49:22,504 --> 00:49:24,464
و در جا فهمیدم،
اَل دی‌اتلیه.

1058
00:49:25,507 --> 00:49:27,300
واسه همینه فکر می‌کنم باب هیرونیموس،

1059
00:49:27,301 --> 00:49:28,968
یه دلیل وکیل گرفتنش همین بود.

1060
00:49:28,969 --> 00:49:30,803
چون اگه داستانی رو لو می‌داد

1061
00:49:30,804 --> 00:49:32,346
که یه جوری به اَل دی‌اتلی وصل می‌شد،

1062
00:49:32,347 --> 00:49:34,098
احتمالاً می‌ترسید ازش شکایت کنن

1063
00:49:34,099 --> 00:49:35,893
یا بلای بدتری سرش بیارن.

1064
00:49:37,060 --> 00:49:39,562
داری می‌گی:
«می‌خوام این فیلمو الکی جعل کنم.»

1065
00:49:39,563 --> 00:49:41,772
چند نفر قراره ازش بو ببرن؟

1066
00:49:41,773 --> 00:49:43,399
می‌گن یه راز فقط وقتی امنه

1067
00:49:43,400 --> 00:49:45,610
که بین دو نفر باشه و یکیشون سقط شده باشه.

1068
00:49:45,611 --> 00:49:46,777
مگه نه؟

1069
00:49:46,778 --> 00:49:48,905
ها ها ها!
- مگه نه؟

1070
00:49:48,906 --> 00:49:50,823
یکی از خرپول‌ترین آدمای یاکیماست،

1071
00:49:50,824 --> 00:49:52,116
این‌جوری بگم بهتره.

1072
00:49:52,117 --> 00:49:53,659
اون‌قدر توی یاکیما برش و نفوذ داشت

1073
00:49:53,660 --> 00:49:56,162
که راحت می‌تونست نفلم کنه،
می‌دونی دیگه.

1074
00:49:56,163 --> 00:49:58,497
اوکی، داره رکورد می‌شه.
هروقت خواستی بگو.

1075
00:49:58,498 --> 00:50:00,082
گفتم دهنمو می‌بندم.

1076
00:50:00,083 --> 00:50:01,126
و بستم.

1077
00:50:02,377 --> 00:50:03,961
واسه اینکه بازسازی کنیم

1078
00:50:03,962 --> 00:50:05,880
توی فیلم بلاف کریک چی هست،

1079
00:50:05,881 --> 00:50:07,632
بدن متمایل به جلوئه

1080
00:50:07,633 --> 00:50:10,760
چون اون توده عضلانی خفن
وزنش سنگینی می‌کنه.

1081
00:50:10,761 --> 00:50:12,386
تازه روی همه اینا،

1082
00:50:12,387 --> 00:50:14,598
دست‌هات رو به یه شکل متفاوتی تاب می‌دی.

1083
00:50:17,351 --> 00:50:19,018
چند نفری دیده بودن

1084
00:50:19,019 --> 00:50:20,811
که باب هیرونیموس

1085
00:50:20,812 --> 00:50:22,939
مدل راه رفتنش عجیب و خاص بود

1086
00:50:22,940 --> 00:50:24,858
و شبیه پَتی راه می‌رفت.

1087
00:50:26,193 --> 00:50:27,318
خب، راه رفتن عادیمم

1088
00:50:27,319 --> 00:50:28,945
عین همونیه که توی پاگنده می‌بینن،

1089
00:50:28,946 --> 00:50:31,822
دست‌ها یکی عقب، یکی جلو.

1090
00:50:31,823 --> 00:50:33,367
و با قدم‌های بلند.

1091
00:50:34,368 --> 00:50:36,244
آدمِ پا بلندی بود،

1092
00:50:36,245 --> 00:50:37,995
کمرش بالا بود،

1093
00:50:37,996 --> 00:50:39,455
و با یه قوزِ خیلی نامحسوس به جلو

1094
00:50:39,456 --> 00:50:42,166
راه می‌رفت و دستاشو مدل خاصی تکون می‌داد.

1095
00:50:42,167 --> 00:50:45,253
اما راه رفتن باب
فقط از دور شبیه بود به

1096
00:50:45,254 --> 00:50:48,256
اون گام‌های کاملاً منحصربه‌فردِ پَتی،

1097
00:50:48,257 --> 00:50:52,134
که دستاشو خیلی سفت و با قصد قبلی تاب می‌ده،

1098
00:50:52,135 --> 00:50:53,678
دست‌هایی گنده و کلفت.

1099
00:50:53,679 --> 00:50:55,305
عین میمون.

1100
00:50:56,390 --> 00:50:58,224
به آستین‌ها تیکه اضافه کرده بودن،

1101
00:50:58,225 --> 00:51:00,560
می‌دونی، فقط واسه اینکه
دستام درازتر به نظر بیاد.

1102
00:51:00,561 --> 00:51:02,520
و باب یه فیگور مسخره به دستش می‌ده،

1103
00:51:02,521 --> 00:51:03,980
جوری که

1104
00:51:03,981 --> 00:51:05,815
کف دستش رو به پشته.

1105
00:51:05,816 --> 00:51:08,693
فکر کنم همه می‌گن
به هر حال خودمم همون‌طوری راه می‌رم.

1106
00:51:08,694 --> 00:51:10,904
دستی که این‌طوری کاسه می‌شه رو به عقب.

1107
00:51:12,948 --> 00:51:16,117
توی معروف‌ترین عکسی که

1108
00:51:16,118 --> 00:51:20,204
ازش چاپ شده، یه لکه نوری دقیقاً رو دستشه،

1109
00:51:20,205 --> 00:51:22,456
که متاسفانه،

1110
00:51:22,457 --> 00:51:26,711
می‌بینی بارها و بارها و بارها
تقلیدش کردن.

1111
00:51:26,712 --> 00:51:30,465
همیشه پَتی رو طوری نشون می‌دن
که مچ دستش به عقب برگشته.

1112
00:51:32,301 --> 00:51:33,885
و وقتی از باب هیرونیموس

1113
00:51:33,886 --> 00:51:36,179
خواستن جلوی دوربین راه بره،

1114
00:51:36,180 --> 00:51:37,805
چیکار می‌کنه؟

1115
00:51:37,806 --> 00:51:39,515
دستشو کلاً می‌چرخونه به عقب

1116
00:51:39,516 --> 00:51:42,560
و به قول من، عین رقاصای مصری راه می‌ره،

1117
00:51:42,561 --> 00:51:44,437
که من دستش می‌ندازم واسه این کار

1118
00:51:44,438 --> 00:51:47,106
چون تابلوئه که داره چی‌کار می‌کنه.

1119
00:51:47,107 --> 00:51:49,776
داره سعی می‌کنه چیزی رو که دیده تقلید کنه.

1120
00:51:54,239 --> 00:51:55,616
بفرما، رفت.

1121
00:51:57,284 --> 00:51:59,368
یه مشت منتقد دوآتیشه داری

1122
00:51:59,369 --> 00:52:01,287
که می‌گن این فقط یه لباسه.

1123
00:52:01,288 --> 00:52:03,331
ولی اون لباس خیلی پرهزینه درمی‌اومد،

1124
00:52:03,332 --> 00:52:06,709
اولندش، راجر پترسون یه قرونم تو جیبش نداشت.

1125
00:52:06,710 --> 00:52:09,504
تازه اون زمان،
اصلاً غیرممکن بود ساختنش.

1126
00:52:13,509 --> 00:52:15,676
عاشقای پاگنده
کشته‌مرده این فیلمن

1127
00:52:15,677 --> 00:52:17,261
چون باورشون اینه

1128
00:52:17,262 --> 00:52:19,722
که هیچ بنی‌بشری نمی‌تونسته لباسی درست کنه

1129
00:52:19,723 --> 00:52:21,475
که این‌شکلی باشه.

1130
00:52:22,476 --> 00:52:23,851
یادتون نره،

1131
00:52:23,852 --> 00:52:25,102
تهِ تکنولوژی لباس اون دوره

1132
00:52:25,103 --> 00:52:26,771
همونی بود که می‌تونستی

1133
00:52:26,772 --> 00:52:27,813
توی فیلم «سیاره میمون‌ها» ببینی.

1134
00:52:27,814 --> 00:52:30,399
کورنلیوس، اگه امروز یه دقیقه وقت داری...

1135
00:52:30,400 --> 00:52:32,818
پس اینکه ادعا کنی راجر پترسون

1136
00:52:32,819 --> 00:52:34,445
از پس همچین چیزی برمی‌اومده،

1137
00:52:34,446 --> 00:52:37,031
پس چرا هیچ لنگه‌ش

1138
00:52:37,032 --> 00:52:38,909
توی کل سینما پیدا نمی‌شد؟

1139
00:52:39,743 --> 00:52:42,245
ما این فیلمو بردیم کمپانی یونیورسال...

1140
00:52:43,163 --> 00:52:45,831
دادیم متخصّص‌هاشون زیر و بمشو دربیارن.

1141
00:52:45,832 --> 00:52:48,417
به هیچ‌وجه حس نکردن که این فیلم

1142
00:52:48,418 --> 00:52:51,963
بشه با هیچ ترفند و کلکی
صحنه‌سازی شده باشه.

1143
00:52:51,964 --> 00:52:54,090
به چشم من که خیلی، خیلی واقعی اومد.

1144
00:52:54,091 --> 00:52:57,969
من از سال ۱۹۳۹ توی این کارم.

1145
00:52:57,970 --> 00:53:00,763
و اگه واقعاً لباس بوده،

1146
00:53:00,764 --> 00:53:03,224
خفن‌ترین چیزی بوده که تا حالا به عمرم دیدم.

1147
00:53:08,313 --> 00:53:10,273
اسم من بیل مانزه.

1148
00:53:10,274 --> 00:53:14,986
من یه جورایی کارشناسِ
فیلم پترسون-گیملین حساب می‌شم.

1149
00:53:14,987 --> 00:53:17,280
کارمو تو زمینه گریم تخصصی

1150
00:53:17,281 --> 00:53:19,490
حدود سال ۱۹۶۹ شروع کردم

1151
00:53:19,491 --> 00:53:22,327
وقتی که توی استودیو یونیورسال
نیرو استخدام می‌کردن.

1152
00:53:27,207 --> 00:53:29,041
وقتی به فیلم پترسون نگاه می‌کنی،

1153
00:53:29,042 --> 00:53:31,711
باید با دیدِ مهندسی معکوس
نگاش کنی،

1154
00:53:31,712 --> 00:53:34,714
و بگی: «اوکی، فرض می‌گیریم
لباس تنش بوده.»

1155
00:53:34,715 --> 00:53:35,841
خب چطوری ساخته بودنش؟»

1156
00:53:37,176 --> 00:53:38,676
شروع کردم به آنالیز لباس،

1157
00:53:38,677 --> 00:53:40,428
اولین چیزی که توجهمو جلب کرد،

1158
00:53:40,429 --> 00:53:42,890
خیلی عجیبه ولی، پشت گردنش بود.

1159
00:53:45,475 --> 00:53:48,145
توی فیلم، گردنش رو می‌بینم
قبل از اینکه نگاه کنه.

1160
00:53:49,188 --> 00:53:51,147
بعدش هم گردنش رو می‌بینم.

1161
00:53:51,148 --> 00:53:53,482
و دقیقاً مو نمی‌زنه.

1162
00:53:53,483 --> 00:53:55,027
هیچ فرقی نکرده.

1163
00:53:55,903 --> 00:53:59,989
ما سال ۱۹۶۷ عمراً نمی‌تونستیم
همچین چیزی با لباس دربیاریم.

1164
00:53:59,990 --> 00:54:02,325
خز مصنوعی اون دوره کاملاً خشک و زمخت بود.

1165
00:54:02,326 --> 00:54:04,368
اصلاً خز کشی نساخته بودن.

1166
00:54:05,787 --> 00:54:08,123
بعد رفتم سراغ فرم کله‌ش.

1167
00:54:09,333 --> 00:54:11,626
توی سرِ یه شامپانزه یا گوریل،

1168
00:54:11,627 --> 00:54:15,379
کله به بالای استخون ابرو که برسه،

1169
00:54:15,380 --> 00:54:17,215
شیب می‌خوره رو به عقب.

1170
00:54:17,216 --> 00:54:18,926
ولی کله آدم می‌ره بالا.

1171
00:54:19,885 --> 00:54:22,887
چطوری می‌خوای فرم کله رو از بالای ابرو،

1172
00:54:22,888 --> 00:54:24,680
صاف ببری رو به عقب؟

1173
00:54:24,681 --> 00:54:26,599
این معضله.

1174
00:54:26,600 --> 00:54:28,142
تهش با کله‌ای مواجه می‌شی

1175
00:54:28,143 --> 00:54:30,228
که دو سه برابر گنده‌تر از

1176
00:54:30,229 --> 00:54:32,188
کله آدمی می‌شه که رفته اون تو

1177
00:54:32,189 --> 00:54:35,650
چون با پروتز و گریم فقط می‌تونی حجم بدی.

1178
00:54:35,651 --> 00:54:37,610
نمی‌تونی گوشت و استخونو بتراشی.

1179
00:54:37,611 --> 00:54:39,904
نمی‌تونی بازیگرو بگیری کله‌شو قطع کنی.

1180
00:54:39,905 --> 00:54:41,697
سندیکای بازیگران اجازه این گه‌ها رو نمی‌ده.

1181
00:54:41,698 --> 00:54:43,616
توی دنیای جلوه‌های گریم،

1182
00:54:43,617 --> 00:54:44,992
چیزی وجود نداره

1183
00:54:44,993 --> 00:54:47,662
به اسم نابغه یهویی و یه‌شبه،

1184
00:54:47,663 --> 00:54:50,873
چون کل افراد حرفه‌ای خودشون نابغه‌ن،

1185
00:54:50,874 --> 00:54:54,585
و مدام دارن کونشونو پاره می‌کنن
تا یه کار نو بزنن.

1186
00:54:54,586 --> 00:54:57,505
راجر هم نمی‌تونست یه شاهکار خارق‌العاده

1187
00:54:57,506 --> 00:54:59,173
که هیچ‌کس بلد نبوده رو خلق کرده باشه.

1188
00:54:59,174 --> 00:55:02,635
شاید اینکه بعد از ۵۷ سال
مچشو نگرفتن

1189
00:55:02,636 --> 00:55:04,596
واسه اینه که تقلب و فریبی نبوده.

1190
00:55:08,642 --> 00:55:10,268
متخصص‌ها دارن می‌گن

1191
00:55:10,269 --> 00:55:12,895
امکان نداشته یه آدم توی لباس رفته باشه.

1192
00:55:12,896 --> 00:55:14,772
عضلات، نوع حرکات و این‌جور حرفا.

1193
00:55:14,773 --> 00:55:16,441
اینا چیزاییه که سال‌هاست دارم می‌شنوم.

1194
00:55:18,485 --> 00:55:20,862
اون نقطه رو می‌بینی، اون آلونکه رو،

1195
00:55:20,863 --> 00:55:22,656
بابام یه قفل زده بود روش.

1196
00:55:23,866 --> 00:55:25,616
یه بار قفلش نکرده بود،

1197
00:55:25,617 --> 00:55:28,202
رفتم تو، دیدم یه مشت پالتو پوست قدیمی ریخته

1198
00:55:28,203 --> 00:55:29,787
که خریده بود، می‌دونی،

1199
00:55:29,788 --> 00:55:32,082
از خرت‌وپرت‌فروشی‌های تاناکورای شهر.

1200
00:55:33,375 --> 00:55:36,127
اصلاً نفهمیدم داره چه غلطی می‌کنه.

1201
00:55:36,128 --> 00:55:38,421
صد در صد — میز کارش...

1202
00:55:38,422 --> 00:55:39,672
هنوزم همونجاست،

1203
00:55:39,673 --> 00:55:41,090
همونی که همه وسایلش رو می‌ذاشت روش.

1204
00:55:41,091 --> 00:55:42,884
کل این یه میز کار بود.

1205
00:55:42,885 --> 00:55:46,721
و همه اون کلاه‌های ایمنی
قدیمی فوتبال آمریکایی رو داشت.

1206
00:55:46,722 --> 00:55:48,598
یه جمجمه اسب هم این تو بود.

1207
00:55:48,599 --> 00:55:50,892
این همون دریه که روش قفل زده بود،

1208
00:55:50,893 --> 00:55:53,395
یه چیزی، پس قفل آویز این بیرون بود.

1209
00:55:55,647 --> 00:55:58,107
پس اون داشت سعی می‌کرد—
سعی می‌کرد نذاره مردم

1210
00:55:58,108 --> 00:56:00,694
ببیننش، که اون تو داره چه غلطی می‌کنه.

1211
00:56:04,031 --> 00:56:06,032
ولی خب، الان دیگه آب از آب
گذشته و داریم به عقب نگاه می‌کنیم.

1212
00:56:06,033 --> 00:56:07,700
به گذشته نگاه می‌کنم و با خودم میگم،

1213
00:56:07,701 --> 00:56:09,828
«اینجا چه خبره لعنتی؟»

1214
00:56:16,668 --> 00:56:19,212
پس چطور یه کابوی ساده

1215
00:56:19,213 --> 00:56:22,757
تو یاکیما، واشنگتن، می‌تونه
یه همچین لباسی بسازه؟

1216
00:56:22,758 --> 00:56:25,927
خب، ما می‌دونیم که
پترسون آدم خیلی خلاقی بود.

1217
00:56:25,928 --> 00:56:28,095
من یه تصویرسازی تو اندازه واقعی کشیدم

1218
00:56:28,096 --> 00:56:30,765
از اینکه یه نر بالغ ممکنه چه شکلی باشه.

1219
00:56:30,766 --> 00:56:33,184
این نقاشی بر اساس صدها توصیف

1220
00:56:33,185 --> 00:56:35,437
از مردم سراسر شمال غربی کشیده شده.

1221
00:56:38,857 --> 00:56:41,817
من می‌نشستم نقاشی کشیدنش رو
تماشا می‌کردم، بعضی وقتا ساعت‌ها،

1222
00:56:41,818 --> 00:56:43,653
چون نمی‌تونستم باور کنم

1223
00:56:43,654 --> 00:56:45,321
که چطور می‌تونه همین‌جوری یهویی،

1224
00:56:45,322 --> 00:56:48,658
یه نقاشی بی‌نقص از گاوهای نر و اسب‌ها بکشه،

1225
00:56:48,659 --> 00:56:49,785
و مسابقات گاوگیری.

1226
00:56:52,496 --> 00:56:53,955
یکی از پروژه‌هاش

1227
00:56:53,956 --> 00:56:56,207
ساختن کالسکه‌های مینیاتوری بود

1228
00:56:56,208 --> 00:56:58,835
یا گاری‌هایی که پونی‌ها می‌کشیدنشون.

1229
00:56:58,836 --> 00:57:01,629
بچه‌ها می‌تونستن سوارشون بشن
و واسه یه دور سواری ۵ سنت بدن.

1230
00:57:01,630 --> 00:57:04,006
و اون به جزئیات خیلی دقت می‌کرد،

1231
00:57:04,007 --> 00:57:06,593
واسه همین همه‌چیز رو با
دست و با ظرافتِ تمام می‌ساخت.

1232
00:57:08,303 --> 00:57:09,720
اون این صحنه‌های کوچیک رو درست می‌کرد،

1233
00:57:09,721 --> 00:57:11,472
مثل صحنه‌سازیِ یه سرقت.

1234
00:57:11,473 --> 00:57:15,184
اون تو هر چیزی به شدت کمال‌گرا بود.

1235
00:57:15,185 --> 00:57:17,019
می‌گفت: «هر کاری که دارم می‌کنم رو»،

1236
00:57:17,020 --> 00:57:19,480
«یه کاری می‌کنم مردم باورش کنن.

1237
00:57:19,481 --> 00:57:20,940
هر کاری که دارم می‌کنم رو،

1238
00:57:20,941 --> 00:57:23,359
یه کاری می‌کنم مردم باورش کنن.»

1239
00:57:23,360 --> 00:57:26,946
خلاق بود، مغزش خوب کار می‌کرد،

1240
00:57:26,947 --> 00:57:29,991
خیلی متقاعدکننده بود، و همون‌طور که فهمیدم،

1241
00:57:29,992 --> 00:57:32,159
سر خیلی‌ها کلاه گذاشت.

1242
00:57:32,160 --> 00:57:34,787
پشت هر کدوم از معامله‌های کاریش

1243
00:57:34,788 --> 00:57:37,373
یه داستانی هست.

1244
00:57:37,374 --> 00:57:38,833
همیشه قرار بود پولت رو پس بده

1245
00:57:38,834 --> 00:57:40,293
وقتی که پولدار شد.

1246
00:57:40,294 --> 00:57:41,752
کاری که کرد فقط این بود که

1247
00:57:41,753 --> 00:57:43,088
یه مشت کص‌شعر به خوردمون
داد و سرمون شیره مالید.

1248
00:57:44,840 --> 00:57:46,174
کارایی می‌کرد

1249
00:57:46,175 --> 00:57:48,426
که من به هیچ‌کس نمی‌گفتم.

1250
00:57:48,427 --> 00:57:49,886
مثلاً کلاهبرداری پستی؟

1251
00:57:49,887 --> 00:57:51,721
آره، یاد همون افتادم.

1252
00:57:51,722 --> 00:57:55,766
بهم می‌گفت که رئیس پست
دو سه باری احضارش کرده.

1253
00:57:55,767 --> 00:57:57,810
بهش گفته بود: «یا به این آدما می‌فرستی»

1254
00:57:57,811 --> 00:57:59,312
«پولشون رو پس، یا براشون می‌فرستی»

1255
00:57:59,313 --> 00:58:01,439
«همون چیزی رو که به خاطرش بهت پول دادن.»

1256
00:58:01,440 --> 00:58:02,857
پس مردم داشتن براش چک می‌فرستادن

1257
00:58:02,858 --> 00:58:04,483
واسه کتابی که چاپ کرده بود.

1258
00:58:04,484 --> 00:58:05,902
و اونم راحت پولا رو بالا می‌کشید

1259
00:58:05,903 --> 00:58:07,236
و اصلاً هیچی براشون نمی‌فرستاد؟

1260
00:58:07,237 --> 00:58:08,779
آره.

1261
00:58:08,780 --> 00:58:10,990
قبل از اینکه راجر بره به منطقه بلاف کریک

1262
00:58:10,991 --> 00:58:12,533
تا دنبال پاگنده بگرده،

1263
00:58:12,534 --> 00:58:14,619
راجر یه دوربین کرایه کرد

1264
00:58:14,620 --> 00:58:17,038
از دوربین‌فروشی شپرد، همونجا تو یاکیما،

1265
00:58:17,039 --> 00:58:18,331
و با خودش بردش.

1266
00:58:18,332 --> 00:58:19,790
بعداً فهمیدیم

1267
00:58:19,791 --> 00:58:22,084
که هیچ‌وقت دوربین رو پس نداده...

1268
00:58:23,962 --> 00:58:25,963
و راستش دستگیر هم شده بود.

1269
00:58:25,964 --> 00:58:29,342
پس یه سابقه جرایم خرد و کوچیک داشته.

1270
00:58:31,845 --> 00:58:34,138
بعد از اون همه مصاحبه،

1271
00:58:34,139 --> 00:58:36,934
مخصوصاً داستانِ هیرونیموس

1272
00:58:38,227 --> 00:58:40,645
و شخصیت پترسون،

1273
00:58:40,646 --> 00:58:43,899
چیزی که من بهش رسیدم اینه
که فیلم یه دروغ و کلاهبرداریه.

1274
00:58:47,569 --> 00:58:48,277
خیلی خب.

1275
00:58:48,278 --> 00:58:49,779
ولی، مهم نیست چی بگی،

1276
00:58:49,780 --> 00:58:51,239
قراره کلی منتقد داشته باشی.

1277
00:58:51,240 --> 00:58:53,534
اونا ازت مدرک محکم و مستدل می‌خوان.

1278
00:58:55,035 --> 00:58:57,538
من به گرگ لانگ گفتم که
یه برگ برنده تو آستینم دارم.

1279
00:58:58,789 --> 00:59:00,623
من یه چشم مصنوعی دارم، مگه نه؟

1280
00:59:00,624 --> 00:59:02,708
درسته. چشم راستت.

1281
00:59:02,709 --> 00:59:04,418
من این لباس تنم بود، خب؟

1282
00:59:04,419 --> 00:59:06,546
و گفتم: «صبر کن، این‌جوری جواب نمیده.»

1283
00:59:06,547 --> 00:59:07,964
وقتی برمی‌گردم و نگاه می‌کنم،

1284
00:59:07,965 --> 00:59:09,006
تو نمی‌تونی ببینی

1285
00:59:09,007 --> 00:59:10,424
که چشمای من داره بهت نگاه می‌کنه.

1286
00:59:10,425 --> 00:59:12,593
آره. راجر گفت: «راست میگی.»

1287
00:59:12,594 --> 00:59:15,346
خب من یدونه اضافه از این چشما داشتم.

1288
00:59:15,347 --> 00:59:19,433
گفتم: «خب، اگه این چشم
رو اونجا قالب بگیری»،

1289
00:59:19,434 --> 00:59:20,893
«می‌دونی، دقیقاً همین‌جا،

1290
00:59:20,894 --> 00:59:23,020
و یه جورایی بچرخونیش به اون سمت.»

1291
00:59:23,021 --> 00:59:24,647
وقتی برگشتم و بهش نگاه کردم،

1292
00:59:24,648 --> 00:59:26,066
اون چشمه مستقیم زوم شده بود روش.

1293
00:59:27,276 --> 00:59:30,111
اوه، راجر فکر می‌کرد این
خفن‌ترین چیزیه که وجود داره.

1294
00:59:30,112 --> 00:59:32,822
وقتی به فوتیج فیلم نگاه می‌کنی،

1295
00:59:32,823 --> 00:59:35,700
چشم چپش تا این حد رفته عقب و فرو رفته.

1296
00:59:35,701 --> 00:59:38,119
این چشمی که اینجاست این‌طوری زده بیرون

1297
00:59:38,120 --> 00:59:40,497
و وقتی سرم رو برمی‌گردونم
مستقیم داره به راجرِ پیر نگاه می‌کنه.

1298
00:59:43,584 --> 00:59:45,126
وقتی بچه بودم،

1299
00:59:45,127 --> 00:59:47,628
بهم گفتن این گاراژ کوچیک رو تمیز کنم.

1300
00:59:47,629 --> 00:59:50,214
با خودم گفتم خدا می‌دونه
تو اون جعبه‌های اونجا چیه.

1301
00:59:50,215 --> 00:59:51,757
دارم تو همه این تشت‌ها می‌گردم،

1302
00:59:51,758 --> 00:59:53,968
که یه تخم چشم پیدا می‌کنم.

1303
00:59:53,969 --> 00:59:55,721
و با خودم میگم: «این دیگه چیه؟»

1304
00:59:57,014 --> 00:59:58,807
هیچ‌وقت درباره‌اش به کسی چیزی نگفتم.

1305
01:00:00,058 --> 01:00:04,396
اما، الان که بهش فکر می‌کنم،
این چشمِ باب هیرونیموسه.

1306
01:00:05,772 --> 01:00:08,191
اوه، این یه مدرک خیلی فوق‌العاده‌ست

1307
01:00:08,192 --> 01:00:09,651
البته اگه اون لباس لعنتی رو داشتیم.

1308
01:00:09,675 --> 01:00:11,675


1309
01:00:12,487 --> 01:00:14,614
وقتی کتاب «ساختن پاگنده» چاپ شد،

1310
01:00:14,615 --> 01:00:17,742
درجا یه جنجال حسابی

1311
01:00:17,743 --> 01:00:19,952
بین باورمندان به پاگنده به پا کرد.

1312
01:00:19,953 --> 01:00:22,038
تا الان همه‌تون این داستان رو شنیدید.

1313
01:00:22,039 --> 01:00:25,291
اون یه کتاب نوشته، «ساختن پاگنده.»

1314
01:00:25,292 --> 01:00:27,293
وقتی این کتاب رو نوشتم، اصول علمی

1315
01:00:27,294 --> 01:00:28,920
و قوانین روزنامه‌نگاری رو پیاده کردم.

1316
01:00:28,921 --> 01:00:30,671
سعی کردم هر ادعایی

1317
01:00:30,672 --> 01:00:32,548
که بقیه مطرح کردن رو
تأیید و راستی‌آزمایی کنم.

1318
01:00:32,549 --> 01:00:34,926
اما تمرکز کتاب من

1319
01:00:34,927 --> 01:00:37,345
روی مسئله راجر پترسونه.

1320
01:00:37,346 --> 01:00:39,180
اون کی بود؟

1321
01:00:39,181 --> 01:00:40,932
آدم سالمی بود؟ صادق بود؟

1322
01:00:40,933 --> 01:00:42,683
راستگو بود؟

1323
01:00:42,684 --> 01:00:44,769
خب پترسون ممکنه یه کلاهبردار بوده باشه،

1324
01:00:44,770 --> 01:00:46,312
اما سؤال من این نیست، این هیچ ربطی نداره

1325
01:00:46,313 --> 01:00:47,730
به اینکه حیوونی رو دیده یا نه.

1326
01:00:47,731 --> 01:00:49,191
هیچ ربطی به این موضوع نداره.

1327
01:00:50,734 --> 01:00:52,944
گرگ لانگ، فقط داشت شخم می‌زد،

1328
01:00:52,945 --> 01:00:55,071
تا آتو و نقطه ضعف پیدا کنه.

1329
01:00:55,072 --> 01:00:58,866
اون اصلاً محبوبیتی بین
گروه‌های طرفدار پاگنده نداشت.

1330
01:00:58,867 --> 01:01:01,494
باب گیملین میگه این کتاب، به نقل از خودش،

1331
01:01:01,495 --> 01:01:03,955
«یه ترور شخصیتیِ زشت

1332
01:01:03,956 --> 01:01:07,835
از مردیه که دیگه زنده نیست
تا به این اتهامات جواب بده.»

1333
01:01:09,086 --> 01:01:11,754
من هیچ ابایی ندارم از اینکه بگم راجر پترسون

1334
01:01:11,755 --> 01:01:14,674
فقط یه مجرم خرده‌پا بود.

1335
01:01:14,675 --> 01:01:18,469
گرگ لانگ، پسر، اون—
شانس آورده هنوز می‌تونه راه بره.

1336
01:01:20,013 --> 01:01:21,973
وقتی کتاب اومد بیرون،

1337
01:01:21,974 --> 01:01:25,142
داشت راجر رو یه کلاهبردار نشون می‌داد.

1338
01:01:25,143 --> 01:01:26,519
عموهام می‌گفتن،

1339
01:01:26,520 --> 01:01:28,020
«خب، ما نمی‌تونیم اجازه بدیم کسی

1340
01:01:28,021 --> 01:01:31,023
این‌جوری با—
این‌جوری درباره راجر حرف بزنه.»

1341
01:01:31,024 --> 01:01:33,234
می‌خواستن بکشنش.

1342
01:01:33,235 --> 01:01:35,278
من می‌گفتم، «کیرم دهنت، حرومزاده.»

1343
01:01:35,279 --> 01:01:36,946
اوه، پسر...

1344
01:01:36,947 --> 01:01:38,364
من می‌خوام عموم مردم

1345
01:01:38,365 --> 01:01:40,616
حقیقت رو درباره این کلاهبرداری بدونن.

1346
01:01:40,617 --> 01:01:43,119
و بعدش سر و کله باب هیرونیموس پیدا میشه.

1347
01:01:43,120 --> 01:01:45,246
اسم برنامه‌هه «دروغ‌سنج» بود

1348
01:01:45,247 --> 01:01:46,957
یا یه چیزی تو همین مایه‌ها.

1349
01:01:48,542 --> 01:01:51,836
واقعاً پاگنده‌ست یا فقط یه دروغگوی گنده؟

1350
01:01:51,837 --> 01:01:55,631
«دروغ‌سنج» قراره به زودی اینو بفهمه.

1351
01:01:55,632 --> 01:01:57,258
خب، حاضری با دستگاه دروغ‌سنج روبرو بشی؟

1352
01:01:57,259 --> 01:01:58,134
بله، حاضرم.

1353
01:01:58,135 --> 01:02:00,344
بابِ پاگنده.

1354
01:02:00,345 --> 01:02:02,054
آیا تو همون پاگنده‌ای بودی

1355
01:02:02,055 --> 01:02:05,391
که تو فیلم سال ۱۹۶۷ پترسون نشون داده شد؟

1356
01:02:05,392 --> 01:02:07,268
بله.

1357
01:02:07,269 --> 01:02:08,728
این تست تموم شد.

1358
01:02:08,729 --> 01:02:11,564
لطفاً ۱۰ ثانیه بی‌حرکت بمون.

1359
01:02:11,565 --> 01:02:15,651
باب، دروغ‌سنج تشخیص داده

1360
01:02:15,652 --> 01:02:17,612
که تو داری...

1361
01:02:22,242 --> 01:02:24,202
باب، تو داری راستش رو میگی.

1362
01:02:24,203 --> 01:02:25,745
خب، خودم همیشه می‌دونستم حقیقته.

1363
01:02:25,746 --> 01:02:27,663
همه کسایی که باهاشون در ارتباطم،

1364
01:02:27,664 --> 01:02:29,749
که دور و برم بودن، می‌دونستن حقیقته.

1365
01:02:29,750 --> 01:02:31,417
و الان به دنیا ثابت کردم

1366
01:02:31,418 --> 01:02:34,463
که من تو فیلم پاگنده پترسون بودم.

1367
01:02:35,797 --> 01:02:39,133
یکی می‌گفت گیملین هم تست دروغ‌سنج داده.

1368
01:02:39,134 --> 01:02:42,303
نمی‌دونم این کار رو کرده یا نه.

1369
01:02:42,304 --> 01:02:44,389
اگه کرده، چطور تونسته ازش رد بشه؟

1370
01:02:47,017 --> 01:02:48,560
هیچ لباس عروسکی در کار نبود.

1371
01:02:50,229 --> 01:02:52,147
اینکه اون میگه

1372
01:02:53,482 --> 01:02:54,566
تو لباس بوده...

1373
01:02:55,484 --> 01:02:56,984
ببین، دارن این چیزا رو درمیارن

1374
01:02:56,985 --> 01:02:59,070
تا ببینن دارم دروغ میگم یا نه.

1375
01:02:59,071 --> 01:03:00,488
کار من نبود.

1376
01:03:00,489 --> 01:03:02,949
مـ—من این کار رو نکردم.

1377
01:03:02,950 --> 01:03:04,283
فکر می‌کنی این قضیه

1378
01:03:04,284 --> 01:03:05,868
چه تأثیری قراره بذاره

1379
01:03:05,869 --> 01:03:07,912
روی خونواده پترسون وقتی گندش دربیاد

1380
01:03:07,913 --> 01:03:09,455
که همه اینا یه کلاهبرداری بوده؟

1381
01:03:09,456 --> 01:03:10,831
بهشون میگه، بهشون نشون میده

1382
01:03:10,832 --> 01:03:12,416
که دیگه آخر خطه.

1383
01:03:12,417 --> 01:03:14,210
منظورم اینه، این— این آخرشه.

1384
01:03:14,211 --> 01:03:16,587
ما می‌گفتیم: «کص‌شعره.»

1385
01:03:16,588 --> 01:03:18,548
«هیچ مدرکی نداره.»

1386
01:03:18,549 --> 01:03:20,883
مامانم هنوز داشت پول خوبی به جیب می‌زد

1387
01:03:20,884 --> 01:03:23,386
با فروش حق امتیاز این فیلم به مردم.

1388
01:03:23,387 --> 01:03:25,221
یادمه، می‌دونی، می‌گفتم:

1389
01:03:25,222 --> 01:03:27,390
«اوه، ما باید از فیلم محافظت کنیم.»

1390
01:03:27,391 --> 01:03:29,392
و فکر می‌کردم باب هیرونیموس

1391
01:03:29,393 --> 01:03:31,686
یه دروغگوی به تمام معناست...

1392
01:03:31,687 --> 01:03:32,812
البته اولش.

1393
01:03:35,440 --> 01:03:37,233
از یه جایی به بعد،

1394
01:03:37,234 --> 01:03:40,111
گفتم: «مامان، می‌خوام بشنوم واقعاً چی شده.»

1395
01:03:40,112 --> 01:03:44,031
اما اون قرار نبود هیچی بهم بگه

1396
01:03:44,032 --> 01:03:47,243
مخصوصاً پشت تلفن.
فکر می‌کرد تلفنش— تلفنش شنود میشه

1397
01:03:47,244 --> 01:03:48,912
یا یه همچین کوفتی.

1398
01:03:50,372 --> 01:03:51,914
رفتم اونجا

1399
01:03:51,915 --> 01:03:54,792
و اون نشسته بود داشت سیگارش رو می‌کشید.

1400
01:03:54,793 --> 01:03:58,421
برگشت گفت: «باب هیرونیموس همون کسی بود

1401
01:03:58,422 --> 01:04:00,716
که تو لباس پاگنده بود.»

1402
01:04:04,386 --> 01:04:07,806
این یعنی بابام بهم دروغ گفته.

1403
01:04:09,433 --> 01:04:11,100
راجر خیلی...

1404
01:04:11,101 --> 01:04:12,811
اون قهرمان من بود.

1405
01:04:15,689 --> 01:04:18,066
کاش فقط
منم در جریان می‌ذاشت

1406
01:04:19,443 --> 01:04:22,111
فکر کنم، تو اون لحظه بود که با خودم گفتم:

1407
01:04:22,112 --> 01:04:24,322
«باید حقیقت رو بگی.

1408
01:04:24,323 --> 01:04:25,908
نمی‌تونی با این دروغ زندگی کنی.»

1409
01:04:27,242 --> 01:04:29,410
رسماً یه ترن هواییِ روانی بوده برام

1410
01:04:29,411 --> 01:04:32,413
جایی که من اعتراف نمی‌کنم
که، می‌دونی، فیکه یا چیز دیگه‌ای.

1411
01:04:32,414 --> 01:04:34,248
و آدما میان سمتم و ازم می‌پرسن،

1412
01:04:34,249 --> 01:04:35,583
«نظرت چیه؟ واقعی بود؟»

1413
01:04:35,584 --> 01:04:37,293
و من میگم: «من اونجا نبودم.»

1414
01:04:37,294 --> 01:04:39,170
منظورم اینه که جوابم اینه.

1415
01:04:39,171 --> 01:04:41,465
و حتی از خودم متنفر میشم که اینو میگم.

1416
01:04:43,967 --> 01:04:47,178
دوست ندارم دروغگو باشم.

1417
01:04:47,179 --> 01:04:48,889
و حاضرم حقیقت رو تمام و کمال بگم.

1418
01:04:53,185 --> 01:04:55,394
چی داری بگی

1419
01:04:55,395 --> 01:04:57,147
به آدمایی که قراره بگن،

1420
01:04:59,983 --> 01:05:01,902
«تو همین الانشم داری به ما دروغ میگی»؟
هر چی دلشون می‌خواد می‌تونن بگن. من...

1421
01:05:03,320 --> 01:05:06,531
دروغ و راستِ زیادی

1422
01:05:06,532 --> 01:05:07,824
درباره این داستان وجود داره.

1423
01:05:08,784 --> 01:05:10,702
مردم می‌تونن خودشون تصمیم بگیرن.

1424
01:05:15,791 --> 01:05:18,125
عواقب و دردسرهای باب هیرونیموس

1425
01:05:18,126 --> 01:05:19,794
بلافاصله این بود که

1426
01:05:19,795 --> 01:05:21,170
باورمندان به پاگنده حرفش رو باور نکردن.

1427
01:05:21,171 --> 01:05:23,089
کلی فحش و توهین شنید،

1428
01:05:23,090 --> 01:05:25,466
که یه دروغگو و یه آدم مسته.

1429
01:05:25,467 --> 01:05:28,302
یه دلیلی داره که نتایج تست دروغ‌سنج

1430
01:05:28,303 --> 01:05:30,304
تو دادگاه قابل استناد نیستن.

1431
01:05:30,305 --> 01:05:32,348
آدمایی هستن که کاملاً می‌تونن

1432
01:05:32,349 --> 01:05:33,808
زل بزنن تو چشمت و دروغ بگن

1433
01:05:33,809 --> 01:05:36,143
بدون اینکه حتی یه ذره خم به ابرو بیارن.

1434
01:05:36,144 --> 01:05:37,979
اون یه دروغگوی حرومزاده‌ست، باشه؟

1435
01:05:37,980 --> 01:05:42,108
بهت صد در صد تضمین میدم.

1436
01:05:42,109 --> 01:05:44,318
شیاد، فیک،

1437
01:05:44,319 --> 01:05:45,862
این کارایی که درآورد.

1438
01:05:45,863 --> 01:05:48,156
من هیچ نیازی به این مدل دروغ‌ها ندارم.

1439
01:05:49,491 --> 01:05:51,200
اعصابم رو گایید.

1440
01:05:51,201 --> 01:05:54,078
تا حالا کسی تو روم بهم نگفته دروغگو،

1441
01:05:54,079 --> 01:05:55,955
ولی احتمالاً الان می‌تونن،

1442
01:05:55,956 --> 01:05:57,708
چون رو ویلچرم.

1443
01:06:00,085 --> 01:06:02,253
باب هیرونیموس فقط...

1444
01:06:02,254 --> 01:06:05,506
فقط می‌خواست یکم معروف بشه.

1445
01:06:05,507 --> 01:06:07,217
و فکر کنم به هدفش رسید.

1446
01:06:09,845 --> 01:06:11,430
من نمی‌تونم...

1447
01:06:12,681 --> 01:06:14,640
تمام احساساتی که به باب هیرونیموس دارم رو

1448
01:06:14,641 --> 01:06:17,476
به زبون بیارم.

1449
01:06:17,477 --> 01:06:19,687
نظرتون درباره هیرونیموس چیه

1450
01:06:19,688 --> 01:06:21,772
و فکر می‌کنید چرا تصمیم گرفت بگه

1451
01:06:21,773 --> 01:06:23,232
اون همون یاروی تو لباس بوده؟

1452
01:06:23,233 --> 01:06:25,318
واقعاً می‌خوای بدونی؟

1453
01:06:25,319 --> 01:06:27,570
نظرش راجع به باب هیرونیموس چیه؟

1454
01:06:27,571 --> 01:06:29,155
نه.

1455
01:06:29,156 --> 01:06:30,531
اینجا خانوم نشسته.

1456
01:06:30,532 --> 01:06:32,325
آره.

1457
01:06:32,326 --> 01:06:34,744
رابطه من با باب گیملین الان

1458
01:06:34,745 --> 01:06:36,370
خیلی خرابه و رو هواست.

1459
01:06:36,371 --> 01:06:38,664
اصلاً— اصلاً باهام دوستانه برخورد نکرد.

1460
01:06:38,665 --> 01:06:41,835
خب، هر دفعه که با ماشین
میرم بیرون می‌بینمش.

1461
01:06:43,045 --> 01:06:45,797
همین بالای خیابون ما زندگی می‌کنه.

1462
01:06:48,383 --> 01:06:50,343
در حدی که تو خیابون بهش برمی‌خورم

1463
01:06:50,344 --> 01:06:52,220
یا من وسط بلوک وایستادم

1464
01:06:52,221 --> 01:06:54,680
و اون رد میشه، ولی حتی دست هم تکون نمیده.

1465
01:06:54,681 --> 01:06:58,434
یه چیزایی هستن که به
احترامشون کلاهت رو برمیداری

1466
01:06:58,435 --> 01:07:02,897
و یه چیزایی هم هستن که کلاهت
رو می‌کشی رو چشمات تا نبینیشون،

1467
01:07:02,898 --> 01:07:04,857
و باب هیرونیموس از همون آدماییه

1468
01:07:04,858 --> 01:07:08,695
که کلاهم رو می‌کشم رو چشمام.

1469
01:07:10,739 --> 01:07:12,407
می‌دونم که همسایمه.

1470
01:07:14,159 --> 01:07:17,162
و می‌دونم که حتی یه کلمه
از حرفاش رو هم باور نمی‌کنم.

1471
01:07:21,124 --> 01:07:23,042
هیرونیموس و لانگ، اینا دو تا شخصیتی هستن

1472
01:07:23,043 --> 01:07:24,335
که اصلاً برام پشیزی اهمیت ندارن.

1473
01:07:24,336 --> 01:07:26,629
به خاک سیاه می‌نشونمشون.

1474
01:07:26,630 --> 01:07:28,548
چرا همه‌ش رو یه‌جا انجام نمیدی؟

1475
01:07:28,549 --> 01:07:31,259
من خیلی بدبین و ناامید شده بودم

1476
01:07:31,260 --> 01:07:33,427
نسبت به اینکه چقدر زمان و انرژی می‌بره

1477
01:07:33,428 --> 01:07:36,055
تا آدما رو درباره حقیقتِ یه چیزی قانع کنی.

1478
01:07:36,056 --> 01:07:37,890
و این خیلی غم‌انگیزه،

1479
01:07:37,891 --> 01:07:40,226
مخصوصاً تو جامعه امروز

1480
01:07:40,227 --> 01:07:43,104
که آدما می‌تونن نظر بدن

1481
01:07:43,105 --> 01:07:45,690
بدون اینکه هیچ مبنای
واقعی و منطقی داشته باشه.

1482
01:07:45,691 --> 01:07:48,109
نظر و اجماع کلی درباره
کتاب گرگ لانگ این بود

1483
01:07:48,110 --> 01:07:49,819
که هیچ اطلاعات

1484
01:07:49,820 --> 01:07:52,321
معنی‌دار و قابل اعتمادی

1485
01:07:52,322 --> 01:07:53,948
به این بحث اضافه نکرد

1486
01:07:53,949 --> 01:07:56,701
و صرفاً یه تلاشِ محکوم به شکست بود

1487
01:07:56,702 --> 01:08:00,121
تا فیلم پترسون-گیملین
رو رد و بی‌اعتبار کنه.

1488
01:08:00,122 --> 01:08:02,749
و در نتیجه فقط خودشون رو ضایع و رسوا کردن.

1489
01:08:04,751 --> 01:08:06,794
در نهایت، امیدوار بودم که این کتاب

1490
01:08:06,795 --> 01:08:09,005
خیلی بیشتر از این حرفا بفروشه.

1491
01:08:09,006 --> 01:08:10,756
زنم کاملاً ویرون شد.

1492
01:08:14,553 --> 01:08:16,012
اون مریض بود.

1493
01:08:16,013 --> 01:08:17,388
تو اون مدت باید با

1494
01:08:17,389 --> 01:08:19,265
کلی مشکل دست و پنجه نرم می‌کرد.

1495
01:08:19,266 --> 01:08:20,808
متأسفانه آخر سر

1496
01:08:20,809 --> 01:08:23,604
حالش هی بد و بدتر شد و فوت کرد.

1497
01:08:26,315 --> 01:08:27,982
ما این تجربه رو با هم داشتیم

1498
01:08:27,983 --> 01:08:29,443
و حالا اون رفته بود.

1499
01:08:30,444 --> 01:08:31,862
و کتاب هم شکست خورده بود.

1500
01:08:33,780 --> 01:08:36,032
واسه همین راستش رو بخوای

1501
01:08:36,033 --> 01:08:37,201
یه جورایی افسرده شدم.

1502
01:08:43,248 --> 01:08:45,666
احتمالاً حدود ۸ سال پیش بود،

1503
01:08:45,667 --> 01:08:49,003
وقتی به مامانم گفتم که قراره حقیقت رو بگم،

1504
01:08:49,004 --> 01:08:51,256
اون اصلاً نمی‌خواست هیچ
دخالتی تو این قضیه داشته باشه.

1505
01:08:53,342 --> 01:08:54,885
اون کلینت رو طرد کرد.

1506
01:08:56,220 --> 01:08:57,720
این قلبم رو بدجور شکست.

1507
01:08:57,721 --> 01:08:59,180
می‌دونی، یه چیزایی می‌گفت و من می‌گفتم،

1508
01:08:59,181 --> 01:09:02,309
«خدای من، پت، اون پسرته.»

1509
01:09:05,479 --> 01:09:06,979
اون فکر می‌کرد من قراره

1510
01:09:06,980 --> 01:09:10,734
گند بزنم به اون منبع درآمدش.

1511
01:09:12,194 --> 01:09:13,736
یه نامه‌ای بهم نوشت

1512
01:09:13,737 --> 01:09:17,031
که اصلاً نمی‌تونم تصور کنم هیچ‌کس تو دنیا

1513
01:09:17,032 --> 01:09:18,866
بتونه چیزایی رو بخونه
که من مجبور شدم بخونم،

1514
01:09:18,867 --> 01:09:20,911
حرفایی که مادرم به خودم زد.

1515
01:09:23,747 --> 01:09:25,456
هر چی که بود و هر حرفی که زد

1516
01:09:25,457 --> 01:09:27,251
تقریباً کلینت رو نابود کرد.

1517
01:09:28,752 --> 01:09:31,755
۸ سال بدون حتی یه ذره ارتباط.

1518
01:09:34,216 --> 01:09:36,175
دلت می‌خواد بهش چی بگی؟

1519
01:09:36,176 --> 01:09:37,678
اینکه دوستش دارم.

1520
01:09:40,055 --> 01:09:42,014
این فیلم ارزشِ

1521
01:09:42,015 --> 01:09:43,683
رابطه‌مون رو نداره.

1522
01:09:48,188 --> 01:09:51,816
یکی از سخت‌ترین روزها
روز مرگ بابام بود.

1523
01:09:51,817 --> 01:09:52,942
دومی

1524
01:09:52,943 --> 01:09:55,069
وقتی بود که مامانم طردم کرد.

1525
01:09:55,070 --> 01:09:56,780
اونم فقط سر این فیلم.

1526
01:10:10,794 --> 01:10:12,545
آیا اصلاً چیزی هست

1527
01:10:12,546 --> 01:10:15,047
که الان یا تو گذشته بهت

1528
01:10:15,048 --> 01:10:18,551
دلیلی واسه نگرانی در
مورد این فیلم داده باشه؟

1529
01:10:18,552 --> 01:10:20,178
می‌دونی، واقعاً یه حسی بهم دست میده

1530
01:10:20,179 --> 01:10:22,221
انگار داری منو می‌کشونی لبه یه پرتگاه

1531
01:10:22,222 --> 01:10:23,931
و دقیقاً می‌خوای منو هل بدی

1532
01:10:23,932 --> 01:10:26,184
پایین، چون یه چیزی داری

1533
01:10:26,185 --> 01:10:27,101
که فکر می‌کنی...

1534
01:10:29,188 --> 01:10:31,105
نیاز به یه نمایشِ شدیداً

1535
01:10:31,106 --> 01:10:34,108
متقاعدکننده از این توانایی داره

1536
01:10:34,109 --> 01:10:36,611
که بشه شرایط و اوضاعِ

1537
01:10:36,612 --> 01:10:38,030
این— این فیلم رو دقیقاً شبیه‌سازی کرد.

1538
01:10:39,198 --> 01:10:40,656
می‌دونی، وقتی بحث میرسه

1539
01:10:40,657 --> 01:10:42,783
به باور کردنِ فیلم پترسون،

1540
01:10:42,784 --> 01:10:45,912
مطمئن نیستم که دلم بخواد
هیچ‌کدوم از دو طرف قضیه ثابت بشه.

1541
01:10:45,913 --> 01:10:49,123
من از بغل این فیلم
یه عمر زندگی خیلی خوبی داشتم.

1542
01:10:49,124 --> 01:10:52,210
ولی تهِ دلم، اگه با خودم خلوت کنم،

1543
01:10:52,211 --> 01:10:54,086
و مخصوصاً تو این اتاق مسخره

1544
01:10:54,087 --> 01:10:55,422
با این همه خرت و پرت...

1545
01:10:56,340 --> 01:10:59,550
با خودم میگم: «می‌دونی،
ما باید بدونیم.»

1546
01:10:59,551 --> 01:11:01,427
«باید بدونیم
این واقعیه یا نه.»

1547
01:11:01,428 --> 01:11:04,972
مثلاً، خیلیا امیدشون به واقعی بودن این بود

1548
01:11:04,973 --> 01:11:06,557
و باور داشتن که واقعیه.

1549
01:11:06,558 --> 01:11:08,185
اصلاً دلم نمی‌خواد ببینم
دروغ بودنش ثابت میشه.

1550
01:11:09,645 --> 01:11:11,646
چه اطلاعاتی لازمه تا تو

1551
01:11:11,647 --> 01:11:14,690
قبول کنی که این فیکه؟

1552
01:11:14,691 --> 01:11:16,317
باید یه چیز خیلی گنده و مهمی باشه

1553
01:11:16,318 --> 01:11:18,319
تا باعث بشه به چیزی
غیر از این واقعیت فکر کنم

1554
01:11:18,320 --> 01:11:21,573
که راجر یه فیلم واقعی گرفته.

1555
01:11:33,043 --> 01:11:34,919
وقتی ابتدایی بودم،

1556
01:11:34,920 --> 01:11:37,672
بچه‌ها تازه شروع کرده بودن به
حرف زدن درباره این قضیه پاگنده.

1557
01:11:37,673 --> 01:11:39,423
من تو یه شهر کوچیک تو دل جنگل زندگی می‌کردم

1558
01:11:39,424 --> 01:11:41,385
و فکر می‌کردم این پاگنده
قراره بیاد بخورتمون.

1559
01:11:42,886 --> 01:11:45,930
وقتی رسیدم خونه، فقط داشتم زار می‌زدم.

1560
01:11:45,931 --> 01:11:47,348
و بعد، وقتی به بابام گفتم

1561
01:11:47,349 --> 01:11:49,475
که چرا این‌قدر ترسیدم و حالم بده،

1562
01:11:49,476 --> 01:11:51,102
اون فقط گفت،

1563
01:11:51,103 --> 01:11:53,354
«ترزا، تو دلیلی واسه ترسیدن نداری

1564
01:11:53,355 --> 01:11:55,565
چون من خودم کل این
قضیه پاگنده رو راه انداختم

1565
01:11:55,566 --> 01:11:58,443
و اون فقط—
فقط یه دروغ و کلاهبرداری بود.»

1566
01:12:03,907 --> 01:12:05,449
می‌دونستم بابام یه فیلم مخفی از پاگنده داره

1567
01:12:05,450 --> 01:12:07,368
که تو گاوصندوقش نگه می‌داره.

1568
01:12:07,369 --> 01:12:09,579
فقط چند باری جعبه‌اش رو دیدم.

1569
01:12:09,580 --> 01:12:12,707
یه‌جورایی می‌گفتن:
«اون فیلم پاگنده‌ست.»

1570
01:12:12,708 --> 01:12:15,043
ولی هیچ‌وقت دقیقاً نفهمیدم
روی اون حلقه فیلم چیه.

1571
01:12:18,672 --> 01:12:20,631
همیشه فکر می‌کردم اون فیلمی که تو گاوصندوقه

1572
01:12:20,632 --> 01:12:22,550
همون فیلم معروف پترسونه،

1573
01:12:22,551 --> 01:12:24,970
فقط به خاطر داستان‌هایی
که از بچگی شنیده بودم.

1574
01:12:29,850 --> 01:12:32,602
چیزی که دیدم کلی سؤال برام درست کرد.

1575
01:12:32,603 --> 01:12:34,563
این فیلم چیه؟

1576
01:12:41,361 --> 01:12:43,112
به نظر میاد یه هیکلِ پشمالوئه

1577
01:12:43,113 --> 01:12:46,699
که داره از این پس‌زمینه جنگلی میاد بیرون.

1578
01:12:48,452 --> 01:12:51,829
خب، اون باید همون پاگنده باشه.

1579
01:12:51,830 --> 01:12:53,956
یکی از چیزایی که دنبالشم

1580
01:12:53,957 --> 01:12:56,334
شماره‌های مخفیِ لبه‌های فیلمه

1581
01:12:56,335 --> 01:12:57,793
که ممکنه بهمون کمک کنه

1582
01:12:57,794 --> 01:12:59,045
در تشخیص نوع فیلم.

1583
01:12:59,046 --> 01:13:01,214
پیداش کردم.

1584
01:13:01,215 --> 01:13:04,675
اینجا با عدد رومی نوشته کوداکروم ۲.

1585
01:13:04,676 --> 01:13:08,804
اما یه نمادِ کدِ دیگه هم اینجاست،

1586
01:13:08,805 --> 01:13:10,848
که یه سری اشکال هندسیه.

1587
01:13:10,849 --> 01:13:12,433
یه مثلث

1588
01:13:12,434 --> 01:13:14,268
که بعدش یه دایره اومده.

1589
01:13:14,269 --> 01:13:17,813
و اینجا ما یه راهنما داریم

1590
01:13:17,814 --> 01:13:21,067
که تاریخچه این کدهای
زمانی رو بهمون نشون میده.

1591
01:13:21,068 --> 01:13:24,695
و اون کد زمانی تو سال ۱۹۲۶،

1592
01:13:24,696 --> 01:13:27,573
۱۹۴۶، و ۱۹۶۶ استفاده می‌شده.

1593
01:13:27,574 --> 01:13:29,033
واو، این دقیقاً

1594
01:13:29,034 --> 01:13:31,202
همون زمانیه که فکر
می‌کنم این فیلم ظاهر شده.

1595
01:13:31,203 --> 01:13:33,913
به نظر میاد که این فیلم رسماً مال

1596
01:13:33,914 --> 01:13:35,373
دهه شصت میلادیه.

1597
01:13:35,374 --> 01:13:38,209
یعنی سال ۱۹۶۶ نوردهی و ظاهر شده؟

1598
01:13:38,210 --> 01:13:41,045
احتمالاً، چون تصویرش خیلی واضحه،

1599
01:13:41,046 --> 01:13:43,673
و هیچ‌جور مه یا محوشدگیِ خاصی توش نیست.

1600
01:13:43,674 --> 01:13:45,550
می‌تونم بپرسم اسم پدرتون چی بود؟

1601
01:13:45,551 --> 01:13:47,051
نورم جانسون.

1602
01:13:47,052 --> 01:13:48,594
آیا اون یکی از آدمای اصلی‌ای بود

1603
01:13:48,595 --> 01:13:49,971
که فیلم رو به دنیا نشون دادن؟

1604
01:13:49,972 --> 01:13:51,430
راستش، نه نبود.

1605
01:13:51,431 --> 01:13:53,641
اون تو پس‌زمینه مخفی بود.

1606
01:13:55,352 --> 01:13:58,772
بابای من تو بویینگ کار
ظاهر کردن فیلم انجام می‌داد.

1607
01:14:00,691 --> 01:14:04,735
اون شد مدیرِ
کل بخش فیلمسازی اونجا.

1608
01:14:04,736 --> 01:14:07,071
تو خونه ما اصلاً حرفی از پاگنده زده نمی‌شد،

1609
01:14:07,072 --> 01:14:09,615
مخصوصاً جلوی مامانم.

1610
01:14:09,616 --> 01:14:11,450
مامانم به بابام گفت،

1611
01:14:11,451 --> 01:14:13,619
«تو قرار نیست هیچ ربطی
به این قضیه داشته باشی

1612
01:14:13,620 --> 01:14:15,872
چون ممکنه بیفتی تو دردسر.»

1613
01:14:15,873 --> 01:14:18,332
پس فکر کنم بابام فقط فیلم رو برداشت

1614
01:14:18,333 --> 01:14:20,668
و گذاشتش تو گاوصندوق تا مامانم رو آروم کنه

1615
01:14:20,669 --> 01:14:22,920
و بگه این فیلم هیچ‌وقت
قرار نیست بیاد بیرون.

1616
01:14:22,921 --> 01:14:24,463
و همون‌جا تو اون گاوصندوق موند

1617
01:14:24,464 --> 01:14:25,966
واسه ۵۰ سال.

1618
01:14:28,343 --> 01:14:30,428
احتمالاً باید درباره برادر بابام،

1619
01:14:30,429 --> 01:14:31,763
دیو جانسون هم بدونی.

1620
01:14:34,433 --> 01:14:35,600
خب عمو دیوِ من،

1621
01:14:35,601 --> 01:14:37,727
اون یه‌جورایی آدم شیاد و کلاهبرداری بود

1622
01:14:37,728 --> 01:14:39,605
که دنبال پولِ یه شبه بود.

1623
01:14:41,940 --> 01:14:43,733
نورم و دیو با هم،

1624
01:14:43,734 --> 01:14:45,318
یه دردسرهایی درست می‌کردن

1625
01:14:45,319 --> 01:14:48,529
قبل از اینکه پای مامانم بیاد وسط.

1626
01:14:48,530 --> 01:14:50,198
وقتی دیو تو یاکیما بود،

1627
01:14:50,199 --> 01:14:52,200
تو یه چاپخونه کار می‌کرد.

1628
01:14:52,201 --> 01:14:54,702
و همونجا بود که پترسون رو دید.

1629
01:14:54,703 --> 01:14:57,581
پترسون اومده بود اونجا تا کتابش رو چاپ کنه.

1630
01:14:59,416 --> 01:15:01,250
بهترین دوست بابام، رِی بریکر

1631
01:15:01,251 --> 01:15:03,836
اون اطلاعات زیادی برام داشت.

1632
01:15:03,837 --> 01:15:07,215
کل این داستان در مورد
وصل کردن نقطه‌ها به همه.

1633
01:15:07,216 --> 01:15:09,759
دوستیِ من و نورم برمی‌گرده به کلاس پنجم.

1634
01:15:09,760 --> 01:15:11,511
داشتیم در مورد پاگنده حرف می‌زدیم

1635
01:15:11,512 --> 01:15:13,429
و اون بهم گفت،

1636
01:15:13,430 --> 01:15:15,473
«خب، من هنوز فیلم اصلی رو دارم.

1637
01:15:15,474 --> 01:15:18,059
پسش ندادم به پترسون.»

1638
01:15:18,060 --> 01:15:19,810
و اون هیچ‌وقت چیزی به ترزا

1639
01:15:19,811 --> 01:15:21,729
یا هیچ‌کس دیگه‌ای در
این مورد نگفت، می‌دونی.

1640
01:15:21,730 --> 01:15:24,066
من تنها کسی بودم
که باهاش در این مورد حرف زد.

1641
01:15:25,484 --> 01:15:27,944
دیو گفت که راجر اومد تو چاپخونه

1642
01:15:27,945 --> 01:15:31,322
تو یاکیما و کیفش رو جا گذاشت.

1643
01:15:31,323 --> 01:15:32,740
و دیو درِ کیف رو باز کرد

1644
01:15:32,741 --> 01:15:35,409
و قالب پاگنده رو دید.

1645
01:15:35,410 --> 01:15:36,786
وقتی راجر برگشت،

1646
01:15:36,787 --> 01:15:39,330
در موردش به دیو گفت.

1647
01:15:39,331 --> 01:15:42,166
دیو بهش گفت که می‌خواد
تو این قضیه شریک باشه.

1648
01:15:42,167 --> 01:15:45,295
و اون راجر رو به برادرش نورم معرفی کرد.

1649
01:15:46,672 --> 01:15:49,967
نورم، چون تو لابراتوار فیلم بویینگ بود...

1650
01:15:51,051 --> 01:15:53,427
اون همون کسیه که این فیلم رو سر هم کرد.

1651
01:15:53,428 --> 01:15:55,304
یه روز که داشتم با نورم حرف می‌زدم، بهم گفت

1652
01:15:55,305 --> 01:15:57,515
که فیلم پاگنده دست اونه

1653
01:15:57,516 --> 01:15:59,058
و گذاشتتش پایین تو آریزونا

1654
01:15:59,059 --> 01:16:01,103
تو صندوق اماناتشون.

1655
01:16:03,063 --> 01:16:05,982
بابام همیشه ازش یه راز بزرگ می‌ساخت.

1656
01:16:05,983 --> 01:16:07,859
واسه همین یه‌جورایی در موردش دو به شکم.

1657
01:16:07,860 --> 01:16:09,903
یه بخشی از وجودم می‌خواست
راز خونوادگی رو نگه داره.

1658
01:16:10,988 --> 01:16:12,446
اما بعد با خودم گفتم،

1659
01:16:12,447 --> 01:16:15,283
«خب، کلی اطلاعات غلط»

1660
01:16:15,284 --> 01:16:16,492
«تو دنیای امروز ما هست»

1661
01:16:16,493 --> 01:16:18,077
«و اعتبارها از بین رفته.»

1662
01:16:18,078 --> 01:16:19,871
واسه همین گفتم: «بذار فقط برم جلو

1663
01:16:19,872 --> 01:16:21,582
و سر از راز این قضیه دربیارم.»

1664
01:16:28,839 --> 01:16:30,340
اینم همون لرزش دوربین رو داره.

1665
01:16:32,009 --> 01:16:33,509
و با درختا دیدش کور شده،

1666
01:16:33,510 --> 01:16:36,304
دقیقاً همون‌جوری که فیلم پترسون ساخته شد.

1667
01:16:36,305 --> 01:16:37,847
توش مدلِ راه رفتنِ این حیوون رو داره

1668
01:16:37,848 --> 01:16:39,891
و پا کوبیدنش و نگاه کردنش رو.

1669
01:16:39,892 --> 01:16:42,894
به‌طرز عجیبی شبیه فیلم سال ۶۷ـه.

1670
01:16:42,895 --> 01:16:44,688
به نظر من، این یه تمرینه.

1671
01:16:46,273 --> 01:16:48,191
داستان همیشه این بوده که راجر پترسون،

1672
01:16:48,192 --> 01:16:49,734
فقط همون یه شانس رو داشته.

1673
01:16:49,735 --> 01:16:50,776
که اون خوش‌شانس‌ترین مرد دنیاست.

1674
01:16:50,777 --> 01:16:52,028
که از یه پاگنده فیلم می‌گیره.

1675
01:16:52,029 --> 01:16:54,363
و با این حال ما اینجا یه پاگنده داریم،

1676
01:16:54,364 --> 01:16:57,909
که تقریباً عینِ فیلم خودش تو سال
۶۶ فیلمبرداری شده، یعنی یه سال قبلش.

1677
01:16:57,910 --> 01:16:59,410
این یه مدرک جرمِ قطعیه،

1678
01:16:59,411 --> 01:17:00,787
و خدا رو شکر که یکی پیداش کرده.

1679
01:17:02,789 --> 01:17:06,083
با بررسیِ فریمِ این فیلم، میشه گفت

1680
01:17:06,084 --> 01:17:11,422
که قطعاً با یه دوربین کداک
کی۱۰۰ فیلمبرداری شده.

1681
01:17:11,423 --> 01:17:14,091
شرکت‌های سازنده دوربین

1682
01:17:14,092 --> 01:17:16,135
یه نوع شکل نامنظم و خاص

1683
01:17:16,136 --> 01:17:17,845
در امتداد لبه فیلم

1684
01:17:17,846 --> 01:17:19,639
یا تو ناحیه سوراخ‌های
نوار فیلم ایجاد می‌کردن

1685
01:17:19,640 --> 01:17:21,474
که نور رو از خودش عبور می‌داد.

1686
01:17:21,475 --> 01:17:22,975
و همون شکلِ خاص

1687
01:17:22,976 --> 01:17:25,603
مشخص می‌کرد که اون دقیقاً چه دوربینیه.

1688
01:17:25,604 --> 01:17:29,525
ما مطمئنیم و می‌دونیم
که راجر از دوربین کی۱۰۰ استفاده کرده بود.

1689
01:17:31,360 --> 01:17:33,819
شباهت‌های بین این
و فیلم پترسون،

1690
01:17:33,820 --> 01:17:36,906
بدون معطلی اعتراف
می‌کنم، که خیلی شگفت‌انگیزه.

1691
01:17:36,907 --> 01:17:39,992
این نمی‌تونه یه تصادف باشه.

1692
01:17:46,416 --> 01:17:49,126
پشمام، داری باهام شوخی می‌کنی.

1693
01:17:49,127 --> 01:17:52,673
با این فیلم مال سال ۶۶
داری مغزم رو منفجر می‌کنی!

1694
01:17:54,132 --> 01:17:56,218
این قراره همه‌چیز رو عوض کنه.

1695
01:17:58,011 --> 01:18:00,221
فکر می‌کنی مامانت چه واکنشی نشون میده؟

1696
01:18:01,890 --> 01:18:04,058
ما باید اینو بهش نشون بدیم.

1697
01:18:04,059 --> 01:18:05,643
اگه بذاره باهاش حرف بزنم،

1698
01:18:05,644 --> 01:18:07,186
نمی‌دونم اصلاً اجازه میده یا نه.

1699
01:18:11,650 --> 01:18:14,318
وقتی مامانم این فوتیجِ آزمایشی رو ببینه،

1700
01:18:14,319 --> 01:18:16,028
مجبور میشه با این قضیه کنار بیاد

1701
01:18:16,029 --> 01:18:18,865
که حقیقت داره رو میشه.

1702
01:18:18,866 --> 01:18:20,908
این کلاهبرداریه، و ما هر
دو— همه‌مون اینو می‌دونیم.

1703
01:18:20,909 --> 01:18:23,202
ما می‌دونیم. این فیکه.

1704
01:18:23,203 --> 01:18:25,162
این فیک بود، و راجر
واقعاً کارش رو تو این زمینه

1705
01:18:25,163 --> 01:18:26,455
عالی انجام داد.

1706
01:18:30,502 --> 01:18:32,337
اوه، محض رضای فاک.

1707
01:18:34,006 --> 01:18:35,923
راجر اون‌قدر کمال‌گرا بود

1708
01:18:35,924 --> 01:18:38,385
که این‌قدر این کار رو تکرار می‌کرد
تا بی‌نقص دربیاد.

1709
01:18:40,012 --> 01:18:41,596
این منو تو شوک فرو می‌بره که راجر

1710
01:18:41,597 --> 01:18:43,264
چطور اجازه داده

1711
01:18:43,265 --> 01:18:45,266
این فوتیج همین‌طوری بیرون بمونه.

1712
01:18:45,267 --> 01:18:48,436
این دقیقاً مثل اینه که یکی رو بکشی، خب؟

1713
01:18:48,437 --> 01:18:50,188
هیچ‌وقت نمی‌تونی به کسی بگی.

1714
01:18:50,189 --> 01:18:51,857
ممکنه بتونی قسر در بری.

1715
01:18:53,150 --> 01:18:54,650
اگه هیچ‌کس نفهمه.

1716
01:19:04,995 --> 01:19:06,746
واکنشِ اولیه‌ات چیه؟

1717
01:19:06,747 --> 01:19:08,664
اولین فکری که به ذهنم می‌رسه اینه که،

1718
01:19:08,665 --> 01:19:11,876
«این یه تمرینه، یه اجرای آزمایشیه؟»

1719
01:19:11,877 --> 01:19:14,337
این شباهت‌ها به‌طرز قابل‌توجهی

1720
01:19:14,338 --> 01:19:18,007
تو چشم و رو اعصابن.

1721
01:19:18,008 --> 01:19:20,468
می‌تونی چندتا فریم بهم نشون بدی؟

1722
01:19:20,469 --> 01:19:22,553
حتی پایینش، آیا— آیا سینه داره؟

1723
01:19:22,554 --> 01:19:23,846
آره.
- آره.

1724
01:19:23,847 --> 01:19:26,265
اصلاً چرا باید
لباسی بسازی که سینه داشته باشه؟

1725
01:19:26,266 --> 01:19:29,310
خب، استدلالِ اون روی سکه

1726
01:19:29,311 --> 01:19:31,854
اینه که ماده‌ها
طبق گزارش‌ها قدشون ۶ تا ۷ فوته،

1727
01:19:31,855 --> 01:19:34,732
در حالی که نرها
قدشون تا ۸.۵ فوت هم می‌رسه.

1728
01:19:34,733 --> 01:19:37,068
پیدا کردن
یه بازیگر ۸.۵ فوتی سخته.

1729
01:19:37,069 --> 01:19:39,695
به هر حال، میشه بذاری
یکم پِلی بشه؟

1730
01:19:39,696 --> 01:19:41,490
دقیقاً همون...

1731
01:19:42,950 --> 01:19:44,368
خط و منحنی رو اونجا داره.

1732
01:19:46,161 --> 01:19:48,162
مطمئنم این قراره موضوعِ بحثِ

1733
01:19:48,163 --> 01:19:50,790
دهه‌ی آینده باشه.

1734
01:19:50,791 --> 01:19:52,792
رسیدن به ساده‌ترین توضیح

1735
01:19:52,793 --> 01:19:55,378
واقعاً آزاردهنده‌ست.

1736
01:19:55,379 --> 01:19:57,296
این یه فکر وسواس‌گونه‌ست که رهات نمی‌کنه.

1737
01:19:57,297 --> 01:19:59,882
مغزم فقط داره به همه
این نقطه‌ها نگاه می‌کنه،

1738
01:19:59,883 --> 01:20:04,429
و سعی می‌کنه احتمالات رو بسنجه.

1739
01:20:22,155 --> 01:20:23,739
این همون جوابی بود که ما

1740
01:20:23,740 --> 01:20:24,700
سال‌ها دنبالش بودیم.

1741
01:20:26,368 --> 01:20:27,785
این قطعاً فیکه

1742
01:20:27,786 --> 01:20:29,871
و قطعاً تمرین شده.

1743
01:20:29,872 --> 01:20:33,125
و این خطوط رو می‌بینی
که از اینجا میان پایین؟

1744
01:20:34,209 --> 01:20:35,585
این عمودی‌ها؟

1745
01:20:37,087 --> 01:20:38,505
دقیقاً همون‌جا هم هستن.

1746
01:20:44,303 --> 01:20:46,304
چه حسی داری؟ منظورم اینه که...

1747
01:20:46,305 --> 01:20:48,056
حسِ باخت.

1748
01:20:54,271 --> 01:20:55,813
طفلکی رنه.

1749
01:20:59,526 --> 01:21:00,985
یه نفر می‌گفت قضیه این بود

1750
01:21:00,986 --> 01:21:02,737
که یا اون ساسکواچ یا من.

1751
01:21:02,738 --> 01:21:06,073
خب، من ساسکواچ رو انتخاب می‌کنم.

1752
01:21:06,074 --> 01:21:09,327
رنه یه زن فوق‌العاده
و دو تا پسر داشت.

1753
01:21:09,328 --> 01:21:12,914
و اون‌قدر عقده این فیلم رو گرفته بود،

1754
01:21:12,915 --> 01:21:14,081
که باعث از هم پاشیدن اون خونواده شد.

1755
01:21:14,082 --> 01:21:15,918
و اونا دیگه هیچ‌وقت به هم برنگشتن.

1756
01:21:18,712 --> 01:21:20,463
منظورم اینه که، هیچ‌جور دیگه‌ای
نمیشه گفتش.

1757
01:21:20,464 --> 01:21:23,466
اون خونواده‌اش رو ول کرد
تا بره دنبال پاگنده بگرده.

1758
01:21:23,467 --> 01:21:25,344
و من خیلی متأسفم که این کار رو کرد.

1759
01:21:26,678 --> 01:21:28,179
اون عشق من بود!

1760
01:21:28,180 --> 01:21:29,805
من تصمیم گرفتم که این کاریه که قراره

1761
01:21:29,806 --> 01:21:31,724
تو این زندگی کیریم بکنم.

1762
01:21:31,725 --> 01:21:33,476
این روزا حالت چطوره؟

1763
01:21:33,477 --> 01:21:35,269
خوبم، می‌دونی.
تو خوبی؟

1764
01:21:35,270 --> 01:21:37,855
اما قرار نیست برم رقص محلی.

1765
01:21:37,856 --> 01:21:39,273
آره.

1766
01:21:39,274 --> 01:21:40,358
دیگه رفع زحمت می‌کنم.

1767
01:21:40,359 --> 01:21:42,068
تمام.

1768
01:21:45,739 --> 01:21:47,323
رنه حالش خوب نبود،

1769
01:21:47,324 --> 01:21:49,200
و می‌دونست
وقت زیادی براش نمونده.

1770
01:21:49,201 --> 01:21:50,660
و بهم زنگ زد

1771
01:21:50,661 --> 01:21:53,329
و گفت:
«لری، داری چیکار می‌کنی؟»

1772
01:21:53,330 --> 01:21:54,705
یه سری حرفای دیگه هم اون وسط زد

1773
01:21:54,706 --> 01:21:56,040
که من اینجا تکرارشون نمی‌کنم.

1774
01:21:56,041 --> 01:21:57,625
«این شنبه؟»

1775
01:21:57,626 --> 01:21:58,835
و من گفتم:
«خب، کار خاصی نمی‌کنم، چطور؟»

1776
01:21:58,836 --> 01:22:01,587
اون گفت: «پاشو بیا اینجا.»

1777
01:22:01,588 --> 01:22:03,965
یادمه که اونجا پیشش نشسته بودم.

1778
01:22:03,966 --> 01:22:07,260
اون گفت: «می‌دونی، لری»،

1779
01:22:07,261 --> 01:22:09,428
«راستش نمی‌دونم.

1780
01:22:09,429 --> 01:22:11,597
این همه وقت و انرژی که پاش گذاشتیم،

1781
01:22:11,598 --> 01:22:13,599
و الان چی گیرمون اومده؟»

1782
01:22:13,600 --> 01:22:15,726
اون فکر می‌کرد هیچی نداریم.

1783
01:22:15,727 --> 01:22:17,688
دو هفته بعدش فوت کرد.

1784
01:22:19,147 --> 01:22:20,649
آیا این احساساتت خودت رو متعجب می‌کنه؟

1785
01:22:22,192 --> 01:22:24,819
آره، چون همیشه با خودم فکر می‌کردم،

1786
01:22:24,820 --> 01:22:27,113
«اوه، خب، می‌دونی، این فقط یه فیلمه»

1787
01:22:27,114 --> 01:22:29,574
«و یارو جعلش کرده.»

1788
01:22:29,575 --> 01:22:31,450
ولی آره، اما ببین
با مردم چیکار کرده.

1789
01:22:31,451 --> 01:22:33,912
چه زندگی‌هایی رو که عوض نکرده.

1790
01:22:39,501 --> 01:22:42,753
چطور درباره این قضیه حرف نزدی؟

1791
01:22:42,754 --> 01:22:44,714
اوه، سال‌ها، من فقط،

1792
01:22:44,715 --> 01:22:46,299
می‌دونی، آدما،

1793
01:22:46,300 --> 01:22:48,968
می‌دونستم این تنها راهِ مامانمه

1794
01:22:48,969 --> 01:22:50,595
واسه پول درآوردن.

1795
01:22:50,596 --> 01:22:52,513
پس فقط باهاش کنار اومدم.
من و ویل...

1796
01:22:52,514 --> 01:22:54,182
چطور جرئت کردی اینو از من مخفی کنی؟

1797
01:22:54,183 --> 01:22:55,975
آره، می‌دونم.
باید بهت می‌گفتم.

1798
01:22:55,976 --> 01:22:57,226
من تمام این مدت اینو باور کرده بودم.

1799
01:22:57,227 --> 01:23:00,229
ولی همیشه فکر می‌کردم
تو— تو خودت از قبل می‌دونستی.

1800
01:23:00,230 --> 01:23:01,565
نه.
- نه.

1801
01:23:02,774 --> 01:23:04,859
وقتی بهش گفتم
که می‌خوام حقیقت رو بگم،

1802
01:23:04,860 --> 01:23:07,862
برام یه نامه ۵ صفحه‌ای نوشت،

1803
01:23:07,863 --> 01:23:11,824
و بهم گفت که کاشکی منو...

1804
01:23:11,825 --> 01:23:13,618
نابودم کرده بود یا یه همچین چیزی.

1805
01:23:13,619 --> 01:23:15,328
اوه، کلینت.
- اوه، آره.

1806
01:23:15,329 --> 01:23:17,372
که کاش اصلاً به دنیا نیومده بودم.

1807
01:23:20,501 --> 01:23:23,170
هیچ‌کس مستحق
یه همچین چیزی نیست، کلینت.

1808
01:23:24,421 --> 01:23:26,339
من برای هیچ‌کس غم و غصه نمی‌خوام،

1809
01:23:26,340 --> 01:23:29,759
ولی امیدوارم واقعاً پشیمون بشه

1810
01:23:29,760 --> 01:23:32,011
از این رفتاری که باهات داشته.

1811
01:23:40,771 --> 01:23:41,979
می‌دونی، چیزای زیادی هست

1812
01:23:41,980 --> 01:23:44,608
که من—من واقعاً ازشون پشیمونم.

1813
01:23:46,985 --> 01:23:50,739
حس بدی دارم که به
باب هیرونیموس گفتم دروغگو.

1814
01:23:52,991 --> 01:23:55,285
فقط داشتم سعی می‌کردم
با اون دروغ بزرگ همراه بشم.

1815
01:23:56,245 --> 01:23:58,746
باید بدونه که حرفش تأیید شده.

1816
01:24:00,999 --> 01:24:02,626
ببین چه کار خفنی کردی.

1817
01:24:04,086 --> 01:24:05,754
تو و اون دستای درازت.

1818
01:24:07,005 --> 01:24:08,882
دمت گرم، رفیق.

1819
01:24:11,635 --> 01:24:13,344
سلام.
سلام.

1820
01:24:13,345 --> 01:24:14,721
گلندا؟

1821
01:24:15,931 --> 01:24:18,015
کلینت پترسونم، پسرِ راجر.

1822
01:24:18,016 --> 01:24:19,475
راجر پترسون.

1823
01:24:19,476 --> 01:24:20,935
پشمام.
اوه، آره.

1824
01:24:20,936 --> 01:24:22,728
تو هم مثل بابات قدکوتایی.

1825
01:24:24,481 --> 01:24:25,815
بیا تو.
دمت گرم که سر زدی.

1826
01:24:25,816 --> 01:24:27,400
باب.

1827
01:24:27,401 --> 01:24:28,484
چطوری، رفیق؟

1828
01:24:28,485 --> 01:24:30,069
خیلی وقته منتظرم
باهات حرف بزنم، رفیق.

1829
01:24:30,070 --> 01:24:31,404
یه قرن گذشته.
حالت چطوره؟

1830
01:24:31,405 --> 01:24:33,281
خیلی وقت گذشته.
دقیقاً.

1831
01:24:33,282 --> 01:24:35,241
یه پسربچه بودم
وقتی می‌دیدمت.

1832
01:24:35,242 --> 01:24:36,409
آره، بودی. بودی.

1833
01:24:36,410 --> 01:24:38,411
کپی باباتی.

1834
01:24:38,412 --> 01:24:40,414
آره.
کپی خودشی.

1835
01:24:41,415 --> 01:24:43,416
خیلی وقتا بهت فکر می‌کردم.

1836
01:24:43,417 --> 01:24:46,002
با خودم می‌گفتم حالت چطوره
یا هر چی، می‌دونی.

1837
01:24:46,003 --> 01:24:48,171
همیشه با خودم می‌گفتم:
«اگه کلینت رو ببینم»،

1838
01:24:48,172 --> 01:24:50,047
«قراره چه واکنشی به این قضیه نشون بده؟»
می‌دونی.

1839
01:24:50,048 --> 01:24:51,549
شاید بخواد
دهنم رو سرویس کنه.»

1840
01:24:51,550 --> 01:24:54,635
می‌خوام عذرخواهی کنم
بابت اتفاقی که برات افتاد.

1841
01:24:54,636 --> 01:24:57,430
می‌دونم که مجبور بودی
کل عمرت با این قضیه سر کنی.

1842
01:24:57,431 --> 01:25:00,183
چیز مهمی نیست.
من قصد نداشتم به کسی آسیب بزنم.

1843
01:25:00,184 --> 01:25:03,352
فقط می‌خواستم مردم
حقیقتش رو بدونن، می‌دونی.

1844
01:25:03,353 --> 01:25:04,854
که اون تو فیلم من بودم.

1845
01:25:04,855 --> 01:25:07,607
خب، می‌دونی، و اون یه کلاهبرداری بود.

1846
01:25:07,608 --> 01:25:09,817
می‌دونی، بعد از ۳۵ سال،
گفتم، این چه...

1847
01:25:09,818 --> 01:25:12,486
گفتم: «فکر نکنم راجر بخواد
اون ۱۰۰۰ دلار منو بده.»

1848
01:25:12,487 --> 01:25:15,239
خب، من اینجام—من اینجام
تا اون قضیه رو جبران کنم.

1849
01:25:15,240 --> 01:25:16,616
نه، این مشکل تو نیست.

1850
01:25:16,617 --> 01:25:18,451
نه، مشکل من نیست،

1851
01:25:18,452 --> 01:25:21,037
ولی بابام بهت قول ۱۰۰۰ دلار داده بود.

1852
01:25:21,038 --> 01:25:22,330
می‌خوام تقدیمش کنم به تو.

1853
01:25:22,331 --> 01:25:24,582
خب.
- میشه لطفاً بگیریش؟

1854
01:25:24,583 --> 01:25:27,752
اگه اصرار می‌کنه، به خاطر بابات...

1855
01:25:27,753 --> 01:25:30,922
بابام، من می‌خوام— من
می‌خوام—من اینو می‌خوام.

1856
01:25:30,923 --> 01:25:32,507
این به خاطر بابامه.
- فقط بذارش همونجا.

1857
01:25:33,467 --> 01:25:34,885
تو— تو واقعاً مردی.

1858
01:25:36,178 --> 01:25:37,678
تو یه کابویِ کاردرستی.

1859
01:25:37,679 --> 01:25:39,180
قبلاً بودم.

1860
01:25:39,181 --> 01:25:40,682
آره، هنوزم هستی.

1861
01:25:50,150 --> 01:25:51,734
تنها باری که ازم فیلم گرفتن

1862
01:25:51,735 --> 01:25:52,861
همون موقعی بود که رفتیم سمت بلاف کریک.

1863
01:25:53,862 --> 01:25:55,614
پس تو اون یکی لباسه تو نیستی؟

1864
01:25:56,698 --> 01:25:57,698
من نبودم.

1865
01:26:00,619 --> 01:26:03,455
پسر، به نظرم اون مدل راه رفتن
دقیقاً شبیه اَلِ.

1866
01:26:05,791 --> 01:26:07,291
اونا لباس رو درست کردن،

1867
01:26:07,292 --> 01:26:10,711
و بعدش تصمیم گرفتن تنِ اَل امتحانش کنن

1868
01:26:10,712 --> 01:26:11,880
چون هیکلش درشت بود.

1869
01:26:12,714 --> 01:26:14,800
بعدش گفتن: «ریدم.»

1870
01:26:15,801 --> 01:26:18,052
«اصلاً شبیه
پاگنده نیست.»

1871
01:26:18,053 --> 01:26:22,181
اون مدل راه رفتن رو نداره،
می‌دونی، اون قدم برداشتن رو.

1872
01:26:22,182 --> 01:26:23,683
راه رفتنش رو.

1873
01:26:23,684 --> 01:26:27,144
پس گفتن،
«نه، جواب نمیده.»

1874
01:26:27,145 --> 01:26:30,690
این اَل دی‌اَتلیه که داره سعی
می‌کنه اون‌جوری راه بره.

1875
01:26:30,691 --> 01:26:31,942
صد در صد.

1876
01:26:32,818 --> 01:26:35,069
اگه با عمه‌آیوا بشینم حرف بزنم،

1877
01:26:35,070 --> 01:26:37,572
تمام حرفایی که الان زدم رو تأیید می‌کنه.

1878
01:26:58,051 --> 01:27:00,344
پاشو، پاشو، پاشو، پاشو، پاشو.

1879
01:27:00,345 --> 01:27:01,805
پاشو، پاشو.

1880
01:27:02,973 --> 01:27:04,432
کلینتی،

1881
01:27:04,433 --> 01:27:08,227
اصلاً به حرفاش محل نده.

1882
01:27:08,228 --> 01:27:10,105
اون یه درو...

1883
01:27:11,398 --> 01:27:15,235
کلینتی، بمون— بشین بغلم.

1884
01:27:20,866 --> 01:27:23,451
خیلی خب بچه‌ها،
بیاید یواش‌یواش وسایلمون رو جمع کنیم.

1885
01:27:23,452 --> 01:27:25,286
آره.

1886
01:27:25,287 --> 01:27:26,705
پس، روی مال اون.

1887
01:27:28,165 --> 01:27:29,749
خیلی خب، چیزی جا نذاشتیم؟

1888
01:27:29,750 --> 01:27:30,792
اوه، کلینت، می‌خوای
همه وسایلت رو...

1889
01:27:32,002 --> 01:27:34,754
فقط می‌خوام همه‌چی رو روشن کنم.

1890
01:27:34,755 --> 01:27:37,882
که اون... اون یه دروغ و کلاهبرداری بود.

1891
01:27:48,727 --> 01:27:52,104
خب، به عمه‌سندی زنگ زدم،

1892
01:27:52,105 --> 01:27:53,690
به امید یه معجزه.

1893
01:27:55,484 --> 01:27:57,986
و گفتم: «میشه لطفاً
به مامانم زنگ بزنی؟»

1894
01:28:03,951 --> 01:28:05,326
سلام، سندی.

1895
01:28:05,327 --> 01:28:08,204
پسر، اعصابش حسابی سر جاش بود.

1896
01:28:08,205 --> 01:28:11,582
بهش گفتم باید
درباره تو باهاش حرف بزنم.

1897
01:28:11,583 --> 01:28:13,376
گفت مشکلی نیست.

1898
01:28:13,377 --> 01:28:16,295
گفت اصلاً یادش نمیاد

1899
01:28:16,296 --> 01:28:17,755
که حتی چه اتفاقی افتاده

1900
01:28:17,756 --> 01:28:20,132
چون کلاً از ذهنش پاکش کرده،

1901
01:28:20,133 --> 01:28:21,968
و گفت نیازی نیست بهش زنگ بزنی،

1902
01:28:21,969 --> 01:28:24,554
فقط می‌تونی بری پیشش،
که هیچ مشکلی هم نیست.

1903
01:28:25,472 --> 01:28:26,806
اوه، خدای من.

1904
01:28:26,807 --> 01:28:28,851
این یه معجزه لعنتیه.

1905
01:28:29,768 --> 01:28:31,185
عجب.

1906
01:28:31,186 --> 01:28:33,980
من فقط— اون زیادی آرومه، کلینت.

1907
01:28:33,981 --> 01:28:35,565
یه‌جوری که نمی‌دونی

1908
01:28:35,566 --> 01:28:36,483
چطور می‌خواد...

1909
01:28:37,526 --> 01:28:39,987
چطور می‌خواد باهام رفتار کنه یا چی؟

1910
01:28:40,529 --> 01:28:41,863
آره.

1911
01:28:41,864 --> 01:28:43,031
اسلحه‌ای چیزی که اون تو نداره؟

1912
01:28:44,533 --> 01:28:48,160
تا جایی که من می‌دونم نه،
کلینت، به خدا قسم.

1913
01:28:49,705 --> 01:28:52,331
عاشقتم، سندی.
خیلی ممنون.

1914
01:28:52,332 --> 01:28:53,916
منم دوستت دارم، ولی ازت می‌خوام

1915
01:28:53,917 --> 01:28:56,628
که واقعاً حواست جمع باشه.

1916
01:28:57,296 --> 01:28:58,379
کلینت، ازت می‌خوام که بپوشی

1917
01:28:58,380 --> 01:28:59,839
اون پیرهن دکمه‌قابلمه‌ایت رو،

1918
01:28:59,840 --> 01:29:01,757
و من این دوربین رو می‌ذارم

1919
01:29:01,758 --> 01:29:03,885
با این لنزی که داره ضبط می‌کنه
تو جیب پیرهنت.

1920
01:29:03,886 --> 01:29:05,219
با این قضیه مشکلی نداری؟
- نه.

1921
01:29:05,220 --> 01:29:06,596
این واسه امنیت خودتم هست.

1922
01:29:06,597 --> 01:29:07,973
می‌دونم.

1923
01:29:09,266 --> 01:29:11,184
فاک، چرا این‌قدر احساساتی شدم؟

1924
01:29:11,185 --> 01:29:13,436
چون اون مامانته، رفیق.

1925
01:29:13,437 --> 01:29:14,854
داری میری تو

1926
01:29:14,855 --> 01:29:16,147
تا مامانت رو واسه اولین بار

1927
01:29:16,148 --> 01:29:17,523
تو این ۸ سال یا بیشتر ببینی.

1928
01:29:17,524 --> 01:29:18,650
همین‌جا.

1929
01:29:50,974 --> 01:29:52,517
خوشگل شدی، مامان.

1930
01:29:52,518 --> 01:29:53,810
اوه، خودم این‌طور فکر نمی‌کنم.
من...

1931
01:29:54,895 --> 01:29:56,521
پام لب گوره.

1932
01:29:56,522 --> 01:29:58,232
خوبی که.

1933
01:29:59,691 --> 01:30:01,944
اون فیلم یه نفرینه، این که شکی توش نیست.

1934
01:30:02,736 --> 01:30:04,363
یه نفرینِ جهنمی که رهات نمی‌کنه.

1935
01:30:05,822 --> 01:30:07,741
فقط وقتی به چیزایی فکر می‌کنم که...

1936
01:30:09,243 --> 01:30:11,661
اتفاق افتاد و کشیدیم و...

1937
01:30:11,662 --> 01:30:14,205
منظورم اینه، بچه‌ها
تو مدرسه قشنگ جهنم رو تجربه کردن،

1938
01:30:14,206 --> 01:30:16,375
تو اتوبوس مدرسه، اِ...

1939
01:30:18,085 --> 01:30:19,919
نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

1940
01:30:27,803 --> 01:30:28,804
باشه، عیبی نداره.

1941
01:30:30,764 --> 01:30:32,432
فقط از این فیلم متنفرم.

1942
01:30:34,685 --> 01:30:38,104
اَل دی‌اَتلی، ازش می‌ترسیدم، آره.

1943
01:30:38,105 --> 01:30:40,482
چند بار دیدم که آیوا رو کتک زد.

1944
01:30:41,859 --> 01:30:43,985
رابطه پت با اَل

1945
01:30:43,986 --> 01:30:46,696
فقط از روی ترس از اَل بود.

1946
01:30:46,697 --> 01:30:48,364
اون مرد هیکل‌داری بود،

1947
01:30:48,365 --> 01:30:52,202
و آدم ترسناک
و قدرتمندی بود.

1948
01:30:53,412 --> 01:30:55,329
همین‌طوره. اون تهدیدم کرد

1949
01:30:55,330 --> 01:30:56,873
که دهنم رو ببندم

1950
01:30:56,874 --> 01:30:59,209
با اون پوزخندِ کیری که رو صورتش بود.

1951
01:31:00,586 --> 01:31:02,211
خب، امیدوارم یکی از همین روزا

1952
01:31:02,212 --> 01:31:04,338
این قضیه یه‌جورایی کلاً
تموم بشه و فراموش بشه.

1953
01:31:04,339 --> 01:31:05,548
خب، قرار نیست این‌طور بشه.

1954
01:31:08,093 --> 01:31:09,927
حداقل تا وقتی که من...

1955
01:31:09,928 --> 01:31:11,095
ولی شاید احساسات منفی نسبت بهش تموم بشه.

1956
01:31:11,096 --> 01:31:12,264
آره، می‌دونم.

1957
01:31:13,473 --> 01:31:15,475
پس این تو گاوصندوق قفل شده بود

1958
01:31:17,603 --> 01:31:18,770
واسه ۵۵ سال.

1959
01:31:20,272 --> 01:31:22,106
من اینو ندیده بودم.

1960
01:31:22,107 --> 01:31:24,108
نمی‌دونم اصلاً کسی دیده یا نه.

1961
01:31:24,109 --> 01:31:26,777
منظورم اینه که، دیدنش واقعاً حیرت‌انگیزه.

1962
01:31:26,778 --> 01:31:28,779
پس ما از اون نسخه فیلم مرموز

1963
01:31:28,780 --> 01:31:30,489
تو سمت چپ

1964
01:31:30,490 --> 01:31:31,991
رسیدیم به نسخه فیلم پترسون
تو سمت راست.

1965
01:31:31,992 --> 01:31:33,701
داره بهتر میشه، نه؟

1966
01:31:33,702 --> 01:31:36,496
خب، اون آدم کمال‌گرایی بود،
شکی توش نیست.

1967
01:31:38,290 --> 01:31:40,167
و اونم یه اسب آپالوساست.

1968
01:31:40,918 --> 01:31:42,461
اون باب گیملینه؟

1969
01:31:43,629 --> 01:31:44,630
خدای من.

1970
01:31:52,221 --> 01:31:53,554
باب، می‌خواستیم ببینیم

1971
01:31:53,555 --> 01:31:55,681
می‌تونی کمکمون کنی کسی رو

1972
01:31:55,682 --> 01:31:57,642
تو این فیلم شناسایی کنیم.

1973
01:31:57,643 --> 01:31:59,435
آره، یه نگاهی به این بنداز.

1974
01:31:59,436 --> 01:32:00,729
آره، ببین اگه...

1975
01:32:13,575 --> 01:32:14,993
کی رو اسب بود؟

1976
01:32:17,120 --> 01:32:18,497
سؤال خوبیه.

1977
01:32:20,999 --> 01:32:22,333
می‌دونی، فکر نمی‌کنم

1978
01:32:22,334 --> 01:32:24,211
باب گیملین درباره چیزی دروغ گفته باشه.

1979
01:32:24,962 --> 01:32:27,338
ولی مطمئن نیستم که فریب نخورده باشه.

1980
01:32:27,339 --> 01:32:29,006
اون رو بردن اونجا

1981
01:32:29,007 --> 01:32:32,301
تا یه جورایی شاهدِ ماجرا باشه، فکر کنم.

1982
01:32:32,302 --> 01:32:35,680
و اونا از یکی
مثل باب استفاده کردن، که خیلی...

1983
01:32:35,681 --> 01:32:37,390
می‌دونی، خودت قبلاً باهاش حرف زدی.

1984
01:32:37,391 --> 01:32:39,725
فکر می‌کنم آدم خیلی صادقیه.

1985
01:32:44,481 --> 01:32:45,940
این همون مادیونِ آپالوساست

1986
01:32:45,941 --> 01:32:47,109
که سوارش بود.

1987
01:32:48,610 --> 01:32:49,986
این همون اسبیه که سوارش بود

1988
01:32:49,987 --> 01:32:51,947
تو اون مستندی که ساختیم.

1989
01:32:54,408 --> 01:32:55,576
آره، خودِ گیملینه.

1990
01:32:57,077 --> 01:32:59,871
به لبخند رو صورتش نگاه کن.

1991
01:32:59,872 --> 01:33:02,415
نیشش تا بناگوش بازه.

1992
01:33:02,416 --> 01:33:04,125
انگار میگه «منو ببینید.»

1993
01:33:06,003 --> 01:33:07,962
اونم بهمون دروغ گفته.

1994
01:33:07,963 --> 01:33:09,214
همه بهمون دروغ گفتن.

1995
01:33:11,258 --> 01:33:14,135
جز هیرونیموس. اوه، خدایا.

1996
01:33:14,136 --> 01:33:16,054
نگو که اون آدم خوبه‌ست.

1997
01:33:17,347 --> 01:33:19,849
واقعاً فکر می‌کنم می‌خواد
حقیقت رو بگه، ولی...

1998
01:33:19,850 --> 01:33:22,101
خب، می‌دونی، ما—
ما دوستای خوبی بودیم اونجا

1999
01:33:22,102 --> 01:33:23,728
واسه مدت طولانی.

2000
01:33:23,729 --> 01:33:25,438
و شماها همسایه دیوار به دیوارید،

2001
01:33:25,439 --> 01:33:27,106
و این ناراحت‌کننده‌ست چون...

2002
01:33:27,107 --> 01:33:28,399
این یه...

2003
01:33:28,400 --> 01:33:30,693
اون ۹۲ سالشه.
خودش می‌دونه چی شده.

2004
01:33:30,694 --> 01:33:33,029
آره. چرا نـ—چرا
نمی‌خواد حقیقت رو بگه؟

2005
01:33:33,030 --> 01:33:34,989
شماها باید با هم دست بدید و...

2006
01:33:34,990 --> 01:33:36,574
قطعاً، قطعاً.

2007
01:33:36,575 --> 01:33:38,201
واقعاً دلم می‌خواد همچین چیزی رو ببینم.

2008
01:33:38,202 --> 01:33:39,744
می‌دونی، همه‌چیز به عنوان یه

2009
01:33:39,745 --> 01:33:40,995
رفاقت خفن شروع شد، می‌دونی؟

2010
01:33:40,996 --> 01:33:41,914
آره.

2011
01:33:43,248 --> 01:33:44,582
به این فکر کردم که برم

2012
01:33:44,583 --> 01:33:46,375
تو بعضی از این همایش‌های پاگنده.

2013
01:33:46,376 --> 01:33:48,503
اگه کسی می‌فهمید من کی‌ام،

2014
01:33:48,504 --> 01:33:51,214
بهم شلیک می‌کردن یا قیر و پر می‌ریختن روم.

2015
01:33:51,215 --> 01:33:52,757
خب، اگه می‌خوای این کار رو بکنی،

2016
01:33:52,758 --> 01:33:54,300
من باهات میام تو.

2017
01:33:54,301 --> 01:33:56,219
«پسرها، این همون یاروئه
دقیقاً همین‌جا.»

2018
01:33:56,220 --> 01:33:57,762
همایش بعدی که دارن،

2019
01:33:57,763 --> 01:33:59,263
بیا با هم بریم، بریم انجامش بدیم.

2020
01:33:59,264 --> 01:34:01,265
«پاگنده دقیقاً همین‌جاست.»

2021
01:34:01,266 --> 01:34:03,059
عالی میشه.
خیلی عالی میشه.

2022
01:34:09,858 --> 01:34:11,610
سوپر پاگنده!

2023
01:34:16,448 --> 01:34:18,699
پس قراره امروز یه کم دیرتر
باب گیملین رو ببینیم.

2024
01:34:18,700 --> 01:34:20,619
از طرف من بهش بگو،
«فقط راستش رو بگو.»

2025
01:34:21,620 --> 01:34:23,247
فقط حقیقت رو بگه؟
- آره.

2026
01:34:25,332 --> 01:34:27,333
من از یوتام.
اومدم یاکیما

2027
01:34:27,334 --> 01:34:29,669
چون می‌خواستم باب گیملین رو ببینم.

2028
01:34:29,670 --> 01:34:30,879
اون یه جورایی قهرمان منه.

2029
01:34:32,548 --> 01:34:34,507
باب آدم دوست‌داشتنی‌ایه.

2030
01:34:34,508 --> 01:34:36,926
شکی توش نیست، ولی...

2031
01:34:36,927 --> 01:34:39,346
فقط اصلاً برام
احترامی نداره.

2032
01:34:40,472 --> 01:34:42,098
خب، درباره اونایی که انکارش می‌کنن و میگن

2033
01:34:42,099 --> 01:34:43,808
فیلم فیکه چی میگی؟

2034
01:34:43,809 --> 01:34:46,060
بهشون میگم، اگه فرصتش رو پیدا کردن،

2035
01:34:46,061 --> 01:34:47,144
برن باب رو ببینن.

2036
01:34:47,145 --> 01:34:48,813
امکان نداره اون دروغ بگه.

2037
01:34:48,814 --> 01:34:52,483
اون سر پول خیلی تهدیدم کرد

2038
01:34:52,484 --> 01:34:55,653
و گفت قراره به همه بگه
که فیلم فیکه.

2039
01:34:55,654 --> 01:34:57,113
و من گفتم: «هر غلطی می‌خوای بکن.»

2040
01:34:57,114 --> 01:34:58,823
اوه، خدای من. دیدن باب،

2041
01:34:58,824 --> 01:35:00,700
یکی از آرزوهای زندگیم بود
که باید انجامش می‌دادم.

2042
01:35:00,701 --> 01:35:03,744
پس دیدنش برام یه دنیا ارزش داشت.

2043
01:35:03,745 --> 01:35:06,414
باب گیملین— اون فقط تو این ماجرا گیر افتاد.

2044
01:35:06,415 --> 01:35:07,874
و یهو دید

2045
01:35:07,875 --> 01:35:10,126
با رفتن به این همایش‌ها

2046
01:35:10,127 --> 01:35:12,044
داره کلی توجه جلب می‌کنه.

2047
01:35:12,045 --> 01:35:15,256
و حالا مجبوره با این دروغ زندگی کنه.

2048
01:35:15,257 --> 01:35:18,509
و این همون دروغیه
که دارم سعی می‌کنم از رو دوشم برش دارم.

2049
01:35:18,510 --> 01:35:20,344
بیا بریم...

2050
01:35:20,345 --> 01:35:22,597
بیا بریم صف باب گیملین رو پیدا کنیم.

2051
01:35:22,598 --> 01:35:23,640
خیلی خب.

2052
01:35:24,474 --> 01:35:25,726
تو صف چی وایستادید؟

2053
01:35:26,643 --> 01:35:28,144
حرف زدن با آقای گیملین.

2054
01:35:28,145 --> 01:35:29,395
اوکی. منم تهِ
همین صفم.

2055
01:35:29,396 --> 01:35:30,605
شنیدی چی گفتم؟

2056
01:35:30,606 --> 01:35:32,899
گفتم «حرف زدن با آقای گیملین.»

2057
01:35:32,900 --> 01:35:36,695
حدود ۱۵ نفر جلومون هستن.

2058
01:35:38,739 --> 01:35:40,490
اوناهاش.
الان می‌تونم اون گوزوی کوتوله رو ببینم.

2059
01:35:41,992 --> 01:35:44,577
نفر بعدی ماییم.
فکر نکنم هنوز ما رو دیده باشه.

2060
01:35:44,578 --> 01:35:46,579
خوبه.
خیلی خب. بریم.

2061
01:35:46,580 --> 01:35:49,624
نفر بعدی!
هِی! چطوری؟

2062
01:35:49,625 --> 01:35:50,833
هِی، بابی!

2063
01:35:50,834 --> 01:35:52,543
اینجا چه غلطی می‌کنی؟

2064
01:35:52,544 --> 01:35:54,170
خب، دارم آمار تو رو می‌گیرم.

2065
01:35:54,171 --> 01:35:56,923
باب، حالت چطوره؟

2066
01:35:56,924 --> 01:35:58,591
باید میومدم می‌دیدمت.

2067
01:35:58,592 --> 01:36:00,968
خب، از طرف یه کابوی به یه کابوی دیگه،

2068
01:36:00,969 --> 01:36:03,930
باید بهت بگم قضیه از چه قراره.

2069
01:36:03,931 --> 01:36:06,057
من و مامانم، کل خونواده‌ام،

2070
01:36:06,058 --> 01:36:08,142
ما همه داریم—
می‌دونی، داریم حقیقت رو میگیم

2071
01:36:08,143 --> 01:36:11,562
و به همه میگیم که،
می‌دونی، فیک بود.

2072
01:36:11,563 --> 01:36:13,147
که کار راجر بود.

2073
01:36:13,148 --> 01:36:15,233
و خیلی هم کارش رو بی‌نقص و عالی انجام داد.

2074
01:36:15,234 --> 01:36:16,275
می‌دونی، واقعاً همین‌طوره.

2075
01:36:16,276 --> 01:36:18,903
آره، همین‌طوره.
- آره، کارش حرف نداشت.

2076
01:36:18,904 --> 01:36:21,822
حاضری تو هم حقیقت رو بگی؟

2077
01:36:21,823 --> 01:36:24,116
آره.
- اوکی، بیا انجامش بدیم.

2078
01:36:24,117 --> 01:36:25,576
بیا به همه بگیم

2079
01:36:25,577 --> 01:36:28,663
که راجر چه آدم فوق‌العاده‌ای بود.

2080
01:36:28,664 --> 01:36:30,248
آره، حتماً.

2081
01:36:30,249 --> 01:36:32,083
می‌دونی؟

2082
01:36:32,084 --> 01:36:33,668
آره، فقط یه جورایی باید عجله کنیم.

2083
01:36:33,669 --> 01:36:36,045
بابت این موضوع شرمنده‌ام.

2084
01:36:36,046 --> 01:36:37,129
چطوری، بابی؟

2085
01:36:37,130 --> 01:36:38,589
خیلی خوبم.

2086
01:36:38,590 --> 01:36:40,925
هِی، هنوزم همون دست دادنِ محکمی رو داری

2087
01:36:40,926 --> 01:36:42,885
که ۲۰ سال پیش داشتی.

2088
01:36:42,886 --> 01:36:45,180
این دستای پیر دیگه داغون و درب‌وداغون شدن.

2089
01:36:46,223 --> 01:36:47,765
آرتروز گرفتن.

2090
01:36:47,766 --> 01:36:49,267
خیلی زیاد گاو با طناب گرفتی.

2091
01:36:49,268 --> 01:36:51,477
ما باید بریم.

2092
01:36:51,478 --> 01:36:52,895
منو از اینجا ببر بیرون

2093
01:36:52,896 --> 01:36:54,730
تا با ویلچر از رو کسی رد نشدم.

2094
01:36:54,731 --> 01:36:56,566
اوکی، حله.

2095
01:36:56,567 --> 01:36:58,693
کلینت!
بیا یه آبجوی دیگه بزنیم!

2096
01:36:58,694 --> 01:37:00,403
خیلی خوب پیش رفت.

2097
01:37:00,404 --> 01:37:02,363
معلومه که همین‌طوره.
آره، خوب بود.

2098
01:37:02,364 --> 01:37:04,407
می‌دونی چیه؟ باهام دست داد
چون خودش می‌دونه.

2099
01:37:04,408 --> 01:37:06,201
آره.
خب، خودش می‌دونه. آره.

2100
01:37:07,744 --> 01:37:09,495
این عالیه.
این یکی از بهترین اتفاقاییه

2101
01:37:09,496 --> 01:37:11,747
که از وقتی اون لباس رو پوشیدم افتاده.

2102
01:37:19,965 --> 01:37:23,010
می‌دونی، یه اتفاقایی تو زندگیت می‌افته...

2103
01:37:25,387 --> 01:37:27,472
که با خودت می‌بریشون تو گور.

2104
01:37:29,141 --> 01:37:33,978
آبِ زیادی از آسیاب گذشته

2105
01:37:33,979 --> 01:37:35,439
که بشه برگشت به عقب.

2106
01:37:50,746 --> 01:37:52,163
می‌دونی، این قضیه...

2107
01:37:52,164 --> 01:37:54,916
با گفتن حقیقت، یه بارِ سنگین
از رو دوشم برداشته شد،

2108
01:37:54,917 --> 01:37:56,334
که حقیقت رو گفتیم.

2109
01:37:56,335 --> 01:37:58,002
آره، خب، خوبه.

2110
01:37:58,003 --> 01:37:59,795
واسه من و تو دردسر درست کرد.

2111
01:38:02,966 --> 01:38:05,635
و خوشحالم که اینجا پیشت نشستم،

2112
01:38:05,636 --> 01:38:07,011
تا حقیقت رو به گوش همه برسونیم.

2113
01:38:13,519 --> 01:38:14,561
من خیلی خوشحالم.

2114
01:38:16,813 --> 01:38:18,398
خب، یه خبرایی برات دارم.

2115
01:38:19,566 --> 01:38:20,942
کلینت پترسون،

2116
01:38:20,943 --> 01:38:23,361
پسرِ راجر پترسون،

2117
01:38:23,362 --> 01:38:25,530
حقیقت رو گفته

2118
01:38:25,531 --> 01:38:27,615
و اعتراف کرده که همه‌ش
یه دروغ و کلاهبرداری بوده.

2119
01:38:27,616 --> 01:38:28,867
داری باهام شوخی می‌کنی.

2120
01:38:30,118 --> 01:38:31,911
یکی از اعضای خونواده پترسون

2121
01:38:31,912 --> 01:38:36,082
قراره— یه‌جورایی اعتراف کنه

2122
01:38:36,083 --> 01:38:37,750
و داستان رو بگه؟

2123
01:38:37,751 --> 01:38:39,877
و اون باب هیرونیموس بوده که تو لباس بوده.

2124
01:38:39,878 --> 01:38:41,712
پشمام.

2125
01:38:41,713 --> 01:38:43,673
این فوق‌العاده‌ترین خبریه

2126
01:38:43,674 --> 01:38:45,591
که تو این ۲۰ سال شنیدم

2127
01:38:45,592 --> 01:38:46,885
از وقتی که کتابم رو نوشتم.

2128
01:38:47,594 --> 01:38:49,513
بالاخره، آبروم برمی‌گرده.

2129
01:38:50,472 --> 01:38:52,181
تمام زحمات و جون کندن‌های من

2130
01:38:52,182 --> 01:38:55,853
و زحمتی که زنم
تو این راه باهام کشید...

2131
01:38:57,312 --> 01:38:59,481
من و زنم تبرئه شدیم و حقانیتمون ثابت شد.

2132
01:39:03,110 --> 01:39:05,945
بابام کلاهبردار یا هر چیز دیگه‌ای نبود.

2133
01:39:05,946 --> 01:39:07,697
اون فوتیجی که مجبور بود بسازه و سر هم کنه

2134
01:39:07,698 --> 01:39:09,198
فقط برای این بود که بهش انگیزه بده،

2135
01:39:09,199 --> 01:39:10,701
تا ثابت کنه اونا وجود دارن.

2136
01:39:11,785 --> 01:39:14,245
راجر، واقعاً به این قضیه باور داشت.

2137
01:39:14,246 --> 01:39:16,206
اون واقعاً باورش داشت.

2138
01:39:17,332 --> 01:39:20,126
ممکنه که فیلم پترسون-گیملین

2139
01:39:20,127 --> 01:39:23,838
بعد از ۵۷ سال به آخر خط رسیده باشه،

2140
01:39:23,839 --> 01:39:26,465
اما این قضیه هیچ تأثیری روی اون

2141
01:39:26,466 --> 01:39:28,676
سؤال نهایی نداره
که پاگنده وجود داره یا نه.

2142
01:39:28,677 --> 01:39:31,762
نمی‌تونه هیچ چیز دیگه‌ای باشه...

2143
01:39:31,763 --> 01:39:33,764
جز یه ساسکواچ.
آره.

2144
01:39:33,765 --> 01:39:35,391
هنوزم قراره آدمایی باشن

2145
01:39:35,392 --> 01:39:36,976
که باورش می‌کنن.

2146
01:39:36,977 --> 01:39:38,729
اونا قرار نیست این فیلم رو باور کنن.

2147
01:39:39,521 --> 01:39:41,689
خب، راستش رو بخوای، هنوزم
ایمانم رو نسبت به

2148
01:39:41,690 --> 01:39:43,692
اینکه فیلم پترسون واقعیه متزلزل نمی‌کنه.

2149
01:39:45,152 --> 01:39:47,737
همه دلشون می‌خواد به
یه چیزی باور داشته باشن.

2150
01:39:47,738 --> 01:39:50,364
من یه جورایی یه ذره
به آدم‌فضایی‌ها باور دارم،

2151
01:39:50,365 --> 01:39:52,909
یا دلم می‌خواد که واقعی باشن.

2152
01:39:52,910 --> 01:39:55,036
احتمالاً در مورد اینم همین‌طوره،

2153
01:39:55,037 --> 01:39:56,329
چون احتمالاً واقعی نیستن.

2154
01:39:56,330 --> 01:39:57,830
من هیچ نشونه‌ای ندیدم.

2155
01:39:59,499 --> 01:40:02,418
یه مبارزه طولانی و سخت و نفس‌گیر بود،

2156
01:40:02,419 --> 01:40:03,920
ولی چیزی ارضاکننده‌تر از این

2157
01:40:03,921 --> 01:40:05,796
نمی‌تونم تصور کنم.

2158
01:40:05,797 --> 01:40:07,465
من بخشی از

2159
01:40:07,466 --> 01:40:11,052
یکی از بزرگترین کلاهبرداری‌های تاریخ بودم.

2160
01:40:11,053 --> 01:40:12,762
فاک، آره!

2161
01:40:12,763 --> 01:40:15,515
عجب ذهن خلاق و درخشانی این فیلم رو ساخت،

2162
01:40:15,516 --> 01:40:17,976
و حالا حقیقت رو شده.

2163
01:40:18,977 --> 01:40:20,895
منظورم اینه که، واقعاً یه نابغه بود

2164
01:40:20,896 --> 01:40:22,438
که این کار رو به این تمیزی درآورد.

2165
01:40:23,440 --> 01:40:25,233
بهش افتخار می‌کنم.

2166
01:40:25,234 --> 01:40:28,027
من پسرِ همون مردی‌ام
که این شاهکار رو خلق کرد.

2167
01:40:28,028 --> 01:40:29,320
می‌تونی تصور کنی

2168
01:40:29,321 --> 01:40:30,988
با یه چیزی به این گندگی روبرو بشی

2169
01:40:30,989 --> 01:40:32,823
تو جنگل؟

2170
01:40:32,824 --> 01:40:33,742
لعنتی.

2171
01:40:34,952 --> 01:40:37,161
حالا می‌خواید برام روی ترور کندی

2172
01:40:37,162 --> 01:40:38,163
کار کنید؟

2173
01:41:18,036 --> 01:41:19,203
به این چیز نگاه کن.

2174
01:41:19,204 --> 01:41:20,705
یه پای گنده.

2175
01:41:20,706 --> 01:41:22,123
غیرواقعیه. چیکار می‌کردی

2176
01:41:22,124 --> 01:41:23,709
اگه می‌دیدی یکی داره می‌دوئه سمتت؟

2177
01:41:25,002 --> 01:41:26,211
می‌ریدی تو خودت.

2178
01:41:34,011 --> 01:41:36,137
ما تمام سعیمون رو کردیم،

2179
01:41:36,138 --> 01:41:38,139
و، اگه به اندازه کافی خوب نبود،

2180
01:41:38,140 --> 01:41:40,308
خب دوباره از اول سعیمون رو می‌کنیم.

2181
01:41:44,980 --> 01:41:46,689
کابوی‌ها دروغ نمیگن.

2182
01:41:46,690 --> 01:41:49,192
فقط ممکنه هر از گاهی
یکم پیازداغش رو زیاد کنیم.

2183
01:41:54,489 --> 01:41:56,115
دیوانه‌وارترین قسمتش برای من اینه

2184
01:41:56,116 --> 01:41:58,242
که اونا تونستن این کار
رو با موفقیت انجام بدن.

2185
01:41:58,243 --> 01:41:59,285
انجامش دادن.

2186
01:41:59,286 --> 01:42:01,996
اونا واقعاً به ذهنشون رسید
و عملیش کردن.

2187
01:42:04,166 --> 01:42:06,959
من فقط می‌خواستم، می‌دونی،
به عنوان یه آدم صادق شناخته بشم.

2188
01:42:10,214 --> 01:42:12,590
واقعاً فکر می‌کنم یه چیزی اون بیرون هست

2189
01:42:12,591 --> 01:42:14,634
که واقعاً وجود داره. آره، همینه.

2190
01:42:14,635 --> 01:42:16,928
آره، من باور دارم که پاگنده واقعیه.

2191
01:42:32,319 --> 01:42:34,362
افسانه‌ها هیچ‌وقت نمی‌میرن.

2192
01:42:34,386 --> 01:42:44,386
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

