﻿1
00:00:20,833 --> 00:00:23,375
‫«فرانکفورت، آلمان»

2
00:00:30,875 --> 00:00:34,708
‫- دانته!
‫- دانته!

3
00:00:38,041 --> 00:00:40,416
‫«دانته»

4
00:00:40,440 --> 00:00:50,440
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

5
00:00:50,464 --> 00:00:54,464
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

6
00:01:36,708 --> 00:01:38,625
‫۱، ۲، ۳.

7
00:01:39,916 --> 00:01:40,833
‫۱...

8
00:01:41,583 --> 00:01:43,458
‫«سارا جنکینز
‫مقامِ اول»

9
00:01:43,541 --> 00:01:45,291
‫«کارشناسیِ مهندسی
‫سارا جنکینز»

10
00:02:02,625 --> 00:02:05,083
‫یالا! بجنب عزیزم، زود باش!

11
00:02:12,666 --> 00:02:15,291
‫مسابقه - عشقِ ساختگی

12
00:02:15,375 --> 00:02:18,000
‫«برگرفته از رمانِ (فرمان)
‫نوشته‌ی (تامارا لاش)»

13
00:02:32,208 --> 00:02:33,541
‫سلام مامان.

14
00:02:33,625 --> 00:02:36,666
‫اولش که،
‫کلِ دیشب رو از شدتِ هیجان نخوابیدم،

15
00:02:36,750 --> 00:02:38,416
‫واسه همین خواب موندم و دیر بیدار شدم.

16
00:02:38,500 --> 00:02:39,583
‫فدای سرت.

17
00:02:39,666 --> 00:02:42,541
‫امیدوارم روزِ اولت عالی پیش بره، قشنگم.

18
00:02:42,625 --> 00:02:43,708
‫ممنونم.

19
00:02:44,250 --> 00:02:47,875
‫تازه همون‌طور که خودت می‌دونی،
‫اگه بابات بود خیلی بهت افتخار می‌کرد.

20
00:02:47,958 --> 00:02:50,416
‫تو اولین تعمیرکارِ فنیِ زن توی
‫گروهِ «ایگل ریسینگ» هستی.

21
00:02:50,500 --> 00:02:53,958
‫دیگه باید قطع کنم، تقریباً رسیدم.
‫عاشقتم، بعداً می‌بینمت.

22
00:03:03,416 --> 00:03:06,458
‫پایگاهِ گروهِ «ایگل». به مقصدِ خود رسیدید.

23
00:03:11,916 --> 00:03:15,916
‫حواست کجاست! مگه کوری، احمق؟

24
00:03:18,500 --> 00:03:20,250
‫معذرت می‌خوام، آقای آنونزیاتا!

25
00:03:20,791 --> 00:03:21,833
‫ببخشید.

26
00:03:28,625 --> 00:03:29,625
‫«تانیا»

27
00:03:29,708 --> 00:03:31,583
‫سلام دانته، کجایی؟

28
00:03:31,666 --> 00:03:33,875
‫عکس‌های دیشب رو دیدی؟

29
00:03:33,958 --> 00:03:35,875
‫چون همه دارن در موردش حرف می‌زنن.

30
00:03:35,958 --> 00:03:38,000
‫بیا فقط خونسردیمون رو
‫حفظ کنیم، قبوله؟ بعداً می‌بینمت.

31
00:03:45,166 --> 00:03:48,125
‫دانته!

32
00:03:48,208 --> 00:03:50,791
‫اونجا چه غلطی داری می‌کنی آخه؟

33
00:04:00,500 --> 00:04:02,166
‫لعنتی!

34
00:04:04,791 --> 00:04:07,333
‫- سوالتون چی بود؟
‫- دیشب مشغولِ مهمونی و خوش‌گذرونی بودی؟

35
00:04:07,416 --> 00:04:11,041
‫عکس‌هات توی باشگاهِ شبانه‌ی «افترلایف»
‫کلِ شبکه‌های اجتماعی رو پر کرده.

36
00:04:12,625 --> 00:04:15,958
‫امکان نداره، عکاسی کردن اون داخل ممنوعه.

37
00:04:17,583 --> 00:04:19,750
‫به نظرت عملکردت توی
‫پیست هم همین‌قدر خنده‌داره؟

38
00:04:19,833 --> 00:04:22,375
‫به خاطرِ کله‌شقی و بی‌فکریت از
‫مسابقاتِ «فرمول ۱» اخراج شدی.

39
00:04:22,458 --> 00:04:24,208
‫- برنامه‌ت چیه؟
‫- خودم جلوی این وضع رو می‌گیرم!

40
00:04:24,291 --> 00:04:27,000
‫و حالا بعد از ۵ تا مسابقه، توی مسابقاتِ
‫«یورو جی‌تی» توی رتبه‌ی سوم جا خوش کردی.

41
00:04:27,083 --> 00:04:28,041
‫پارسال،
‫روبین که

42
00:04:28,125 --> 00:04:31,541
‫به خاطرِ اومدنِ تو کنار
‫گذاشته شد، مقامِ اول رو آورد.

43
00:04:31,625 --> 00:04:33,540
‫مسابقه‌ی «لامونت» هفته‌ی
‫آینده برگزار می‌شه، اون‌وقت

44
00:04:33,552 --> 00:04:35,333
‫تو نشستی داری مهمونی
‫می‌گیری و عشق و حال می‌کنی.

45
00:04:35,416 --> 00:04:37,958
‫- خیلی سرِ این موضوع تحقیق کردی؟
‫- فقط دارم واقعیت‌ها رو می‌گم.

46
00:04:38,041 --> 00:04:42,000
‫واقعیت اینه که ما توی گروه ممکنه
‫سرِ روشِ کار با هم اختلاف‌نظر داشته باشیم،

47
00:04:42,083 --> 00:04:43,250
‫ولی روی هدفمون هیچ اختلافی نداریم.

48
00:04:43,333 --> 00:04:46,208
‫- و این هدف چیه؟
‫- بردنِ جامِ قهرمانی، دیگه چی می‌تونه باشه؟

49
00:04:46,291 --> 00:04:47,958
‫و اگه دانته برنده نشه چی؟

50
00:04:48,041 --> 00:04:49,964
‫به عنوانِ مدیرِ گروه،
‫فکر نمی‌کنی با توجه به

51
00:04:49,976 --> 00:04:52,041
‫حاشیه‌ها و مشکلاتِ اون،
‫داری خطرِ بزرگی می‌کنی؟

52
00:04:56,166 --> 00:04:57,916
‫ما به دانته ایمان داریم.

53
00:04:58,000 --> 00:05:01,625
‫نشستِ خبری تموم شد، ممنون از همگی.
‫روزتون بخیر، تا دیدارِ بعدی.

54
00:05:01,708 --> 00:05:03,041
‫دانته، یه سوالِ آخر دارم.

55
00:05:03,500 --> 00:05:06,583
‫تقریباً دو سال از تصادفِ
‫دلخراشِ خواهرت می‌گذره.

56
00:05:06,666 --> 00:05:08,583
‫اگه زنده بود به این سبکِ
‫زندگیت افتخار می‌کرد؟

57
00:05:08,666 --> 00:05:11,083
‫- چی زر زدی؟
‫- روراست جوابم رو بده.

58
00:05:11,166 --> 00:05:12,458
‫- خیلی خب.
‫- عوضیِ آشغال!

59
00:05:12,541 --> 00:05:13,625
‫- هی، صبر کن!
‫- بسه دیگه!

60
00:05:13,708 --> 00:05:15,083
‫- تمومش کن!
‫- برو بیرون!

61
00:05:15,166 --> 00:05:16,291
‫چی گفتی الان؟

62
00:05:17,125 --> 00:05:18,250
‫آروم باش!

63
00:05:18,333 --> 00:05:20,791
‫نه الکل، نه مهمونی،
‫و نه هیچ کوفتِ دیگه‌ای شبیهِ اینا!

64
00:05:20,875 --> 00:05:22,833
‫تمامِ اینا خیلی واضح توی قراردادت ذکر شده.

65
00:05:22,916 --> 00:05:25,500
‫عکس‌های دیشب برات ۲۰ هزار یورو
‫جریمه‌ی نقدی آب می‌خوره!

66
00:05:25,583 --> 00:05:27,625
‫و اون رفتارِ وحشیانه‌ت
‫هم، ۲۰ هزار تای دیگه.

67
00:05:27,708 --> 00:05:30,458
‫- خودم قراردادم رو خوب بلدم.
‫- پس پاش وایسا و بهش عمل کن.

68
00:05:30,541 --> 00:05:31,625
‫بسیار خب، دیگه کافیه.

69
00:05:34,250 --> 00:05:35,791
‫دانته، حالت خوبه؟

70
00:05:36,333 --> 00:05:38,750
‫یا می‌خوای روبین به جای تو بره تمرین کنه؟

71
00:05:39,750 --> 00:05:40,583
‫مگه اینکه خوابش رو ببینی.

72
00:05:41,166 --> 00:05:43,208
‫یالا، هر سه‌تاتون برین
‫بیرون. برین سرِ تمرین.

73
00:05:44,333 --> 00:05:45,375
‫بزن بریم.

74
00:06:03,500 --> 00:06:04,500
‫«سرعت»

75
00:06:07,583 --> 00:06:09,625
‫۲۸۹ کیلومتر بر ساعت!

76
00:06:09,708 --> 00:06:12,625
‫پسر، انگار باید خبرنگارا
‫رو بیشتر بندازیم به جونت.

77
00:06:25,083 --> 00:06:26,041
‫این بهترین زمانِ ثبت‌شده‌ست!

78
00:06:26,125 --> 00:06:27,750
‫«پیستِ (ایگل ریسینگ)
‫ثبتِ بهترین زمانِ جدید»

79
00:06:27,833 --> 00:06:28,666
‫- قشنگ بود.
‫- ایول!

80
00:06:28,750 --> 00:06:31,833
‫عصبانیتِ شما رو درک می‌کنم، آقای ریشتر،
‫چون خودِ من هم عصبانی‌ام.

81
00:06:34,708 --> 00:06:35,791
‫متوجه شدم.

82
00:06:41,916 --> 00:06:42,750
‫چی گفت؟

83
00:06:42,833 --> 00:06:45,833
‫بزرگ‌ترین حامیِ مالیمون تصمیم
‫گرفته تا اطلاعِ ثانوی بکشه کنار.

84
00:06:52,208 --> 00:06:53,916
‫واسه توقفِ فنی و تعمیرات آماده بشین.

85
00:06:55,166 --> 00:06:57,875
‫- آماده‌ای، سارا؟
‫- آره، آماده‌م.

86
00:07:05,833 --> 00:07:08,916
‫امکان نداره! تیمو! داری شوخی می‌کنی؟

87
00:07:09,000 --> 00:07:11,708
‫- دوروبرم رو یه مشت تازه‌کارِ ناشی پر کردن.
‫- صبر کن، من یه قطعه‌ی یدکی دارم.

88
00:07:17,416 --> 00:07:20,500
‫خیلی خب بچه‌ها، عملکردِ «تقریباً
‫بی‌نقص» واسه برنده شدن کافی نیست.

89
00:07:20,583 --> 00:07:24,166
‫می‌تونستیم یه زمانِ فوق‌العاده ثبت کنیم
‫اگه تیمو دوباره گند نمی‌زد. ممنون ازت.

90
00:07:27,041 --> 00:07:29,750
‫از همکارِ جدیدمون تشکر کنین.

91
00:07:29,833 --> 00:07:32,750
‫ایشون ساراست،
‫تعمیرکارِ فنیِ جدیدِ گروه.

92
00:07:33,250 --> 00:07:35,541
‫بسیار خب. از این لحظه به بعد،
‫تمامِ تمرکزمون رو می‌ذاریم

93
00:07:35,625 --> 00:07:37,125
‫روی مسابقه‌ی «لامونت»!

94
00:07:37,708 --> 00:07:39,750
‫به همسرها و بچه‌هاتون خبر دادیم

95
00:07:40,291 --> 00:07:42,208
‫که تا قبل از جشنِ سالِ نو
‫چشمشون به جمالتون روشن نمی‌شه.

96
00:07:55,916 --> 00:07:57,000
‫سارا؟

97
00:07:58,333 --> 00:07:59,416
‫سلام.

98
00:07:59,500 --> 00:08:00,458
‫فوق‌العاده‌ست.

99
00:08:01,208 --> 00:08:04,041
‫- خیلی وقته ندیدمت.
‫- آره، سلام.

100
00:08:05,291 --> 00:08:08,458
‫آره، مسابقاتِ قهرمانیِ کارتینگِ
‫نوجوونا توی سالِ ۲۰۱۲.

101
00:08:10,333 --> 00:08:12,708
‫- «سرِ خطِ پایان می‌بینمت!»
‫- آره.

102
00:08:13,458 --> 00:08:15,541
‫یه بار از من سریع‌تر نروندی؟

103
00:08:16,375 --> 00:08:19,708
‫- فقط «یه بار»؟
‫- باشه، حالا بعداً معلوم می‌شه.

104
00:08:19,791 --> 00:08:21,750
‫راستی تو چطور؟ هنوزم پشتِ فرمون می‌شینی؟

105
00:08:23,083 --> 00:08:25,416
‫فقط توی «پلی‌استیشن».

106
00:08:26,583 --> 00:08:27,666
‫پس شدیم دو نفر.

107
00:08:29,541 --> 00:08:31,416
‫چرا بهم خبر ندادی که
‫می‌خوای بیای اینجا کار کنی؟

108
00:08:31,500 --> 00:08:33,583
‫می‌تونستم سفارشت رو بکنم.

109
00:08:35,041 --> 00:08:36,583
‫می‌خواستم روی پای خودم وایستم.

110
00:08:40,166 --> 00:08:41,166
‫منطقیه.

111
00:08:45,791 --> 00:08:46,875
‫حالِ مادرت چطوره؟

112
00:08:51,000 --> 00:08:52,083
‫حالش خوبه.

113
00:08:55,000 --> 00:08:55,833
‫خوبه.

114
00:08:58,083 --> 00:08:59,083
‫می‌شه...

115
00:09:00,166 --> 00:09:01,875
‫سلامِ من رو بهش برسون.

116
00:09:01,958 --> 00:09:04,375
‫آره، حتماً می‌رسونم. بعداً می‌بینمت.

117
00:09:05,708 --> 00:09:09,041
‫و اگه یه وقت به کسی نیاز
‫داشتی که باهاش درد و دل کنی...

118
00:09:10,416 --> 00:09:11,500
‫من هستم.

119
00:10:11,083 --> 00:10:12,708
‫- تو سارایی، مگه نه؟
‫- آره.

120
00:10:12,791 --> 00:10:15,583
‫من تانیام، مسئولِ رسانه و بازاریابی.

121
00:10:16,583 --> 00:10:18,208
‫- از دیدنت خوشبختم.
‫- منم از دیدنت خوشبختم.

122
00:10:21,375 --> 00:10:22,416
‫نه، باز این زنه نه.

123
00:10:22,500 --> 00:10:23,958
‫«اوا ماریا فیشر
‫کارشناسِ امورِ چهره‌های مشهور»

124
00:10:24,041 --> 00:10:25,083
‫ای وای.

125
00:10:26,833 --> 00:10:27,916
‫یادداشت واسه فردا،

126
00:10:28,000 --> 00:10:31,875
‫باید به سردبیرهای «اوا
‫ماریا فیشر» زنگ بزنم.

127
00:10:33,583 --> 00:10:35,291
‫راستی، یه نصیحتِ کوچولو بهت بکنم.

128
00:10:36,208 --> 00:10:39,416
‫هرکی می‌خواد با دانته کنار بیاد
‫و آبش باهاش توی یه جوب بره،

129
00:10:39,500 --> 00:10:42,541
‫هیچ‌وقت نباید بحثِ خواهرش رو پیش بکشه.

130
00:10:42,625 --> 00:10:44,083
‫مطلقاً هیچ‌وقت.

131
00:10:44,833 --> 00:10:45,666
‫چشم.

132
00:11:12,791 --> 00:11:14,041
‫این رختکنِ عمومیه و مالِ همه‌ست.

133
00:11:15,333 --> 00:11:16,833
‫مشکلی با این قضیه داری؟

134
00:11:17,916 --> 00:11:18,750
‫نه.

135
00:11:20,166 --> 00:11:21,250
‫در هر صورت یه کم عجیب‌غریبه.

136
00:11:23,000 --> 00:11:24,541
‫به هر حال تو هم الان جزئی از این گروهی.

137
00:11:35,250 --> 00:11:36,083
‫اه، لعنتی.

138
00:11:41,041 --> 00:11:43,583
‫- تکون نخور.
‫- قیچی داری؟

139
00:11:46,625 --> 00:11:47,458
‫تکون نخور.

140
00:11:51,416 --> 00:11:53,166
‫اگه می‌خوای با من کار کنی،

141
00:11:54,875 --> 00:11:56,541
‫باید چشم‌بسته و صددرصد
‫به همدیگه اعتماد داشته باشیم.

142
00:12:01,958 --> 00:12:02,791
‫قبوله؟

143
00:12:03,708 --> 00:12:04,750
‫باشه.

144
00:12:08,958 --> 00:12:10,833
‫اگه یه روزی دوباره به کمک نیاز داشتی،

145
00:12:12,583 --> 00:12:14,250
‫خبرم کن.

146
00:12:19,833 --> 00:12:20,875
‫بعداً می‌بینمت، ساندرا.

147
00:12:22,083 --> 00:12:23,041
‫اسمم ساراست.

148
00:12:37,833 --> 00:12:38,875
‫مامان؟

149
00:13:04,833 --> 00:13:08,875
‫«موضوع: بدهی‌ها
‫سرکار خانم جنکینزِ عزیز،»

150
00:13:08,958 --> 00:13:11,708
‫«۱۸۲,۳۶۷ یورو»

151
00:13:25,500 --> 00:13:27,708
‫«مسابقاتِ قهرمانیِ کارتینگ
‫مقامِ اول»

152
00:13:45,333 --> 00:13:48,375
‫منم می‌خوام راننده‌ی مسابقه
‫بشم. درست مثلِ خودت.

153
00:13:48,916 --> 00:13:51,041
‫یه راننده تا ابد راننده باقی می‌مونه.

154
00:13:56,208 --> 00:13:58,583
‫«نشستِ خبریِ جنجالی و طوفانیِ گروهِ (ایگل)»

155
00:13:58,666 --> 00:14:01,000
‫- چی گفتی؟
‫- برو بیرون!

156
00:14:01,750 --> 00:14:04,166
‫تصاویرِ تکان‌دهنده، این
‫خبرِ دلخراش رو تأیید می‌کنن.

157
00:14:04,250 --> 00:14:05,791
‫گابریلا آنونزیاتا،

158
00:14:05,875 --> 00:14:08,291
‫خواهرِ دانته آنونزیاتا،
‫ستاره‌ی مسابقاتِ «فرمول ۱»،

159
00:14:08,375 --> 00:14:10,791
‫پشتِ فرمونِ ماشینی بوده که دچارِ سانحه شده.

160
00:14:10,875 --> 00:14:12,291
‫اون در دم توی محلِ حادثه جون باخت.

161
00:14:12,375 --> 00:14:14,208
‫در حالی که وضعیتِ خودِ دانته هنوز نامشخصه.

162
00:14:14,291 --> 00:14:16,083
‫تصاویرِ تکان‌دهنده تأیید می‌کنن...

163
00:14:16,166 --> 00:14:18,375
‫حال و روزِ دانته آنونزیاتا چطوره؟

164
00:14:18,458 --> 00:14:21,833
‫راستش رو بخواین اصلاً خوب نیست. ماجرا با
‫داستان‌های دیوونه‌وارِ رابطه‌هاش شروع شد،

165
00:14:21,916 --> 00:14:24,666
‫و بعد رسید به داستان‌های زیاده‌روی
‫توی مشروب‌خوری و مهمونی‌های بی‌پایان.

166
00:14:24,750 --> 00:14:27,791
‫جای تعجب نداره که پارسال از مسابقاتِ
‫«فرمول ۱» اخراجش کردن.

167
00:14:27,875 --> 00:14:30,416
‫از وقتی خواهرش فوت کرده، کاملاً
‫سردرگم و ازخودبی‌خود به نظر می‌رسه.

168
00:14:30,500 --> 00:14:32,078
‫دیدنش توی این وضعیت
‫واقعاً غم‌انگیزه، به‌خصوص

169
00:14:32,090 --> 00:14:33,750
‫وقتی یادمون میاد که روزی
‫در اوجِ قله قرار داشت.

170
00:14:45,958 --> 00:14:49,125
‫پشمام بچه‌ها. این عکس رو دیدین؟

171
00:14:49,208 --> 00:14:52,458
‫خشکم زده اصلاً. دانته
‫آنونزیاتا چه مرگش شده؟

172
00:14:52,541 --> 00:14:53,666
‫موندم که...

173
00:14:53,750 --> 00:14:54,708
‫«بوسه»

174
00:14:54,791 --> 00:14:56,875
‫«رسواییِ داغِ رختکنِ (دانته)
‫در (ایگل ریسینگ)»

175
00:14:58,375 --> 00:14:59,791
‫«توی رختکن
‫چه اتفاقی افتاد؟»

176
00:14:59,875 --> 00:15:02,208
‫«خارج از مهار!
‫(دانته) در مسیرِ سقوط به پرتگاه!»

177
00:15:02,291 --> 00:15:03,875
‫دانته، چه مرگته؟

178
00:15:03,958 --> 00:15:05,125
‫دانته!

179
00:15:05,208 --> 00:15:06,791
‫می‌خوام همه‌ی جزئیات رو بدونم.

180
00:15:08,791 --> 00:15:13,208
‫ستاره‌ی مسابقات و دخترِ تعمیرکار.
‫یه رابطه‌ی عاشقانه‌ی داغ توی محلِ کار.

181
00:15:13,291 --> 00:15:15,333
‫حامیانِ مالی به شدت خشمگین و ناراضی‌ان.

182
00:15:17,833 --> 00:15:18,666
‫لعنتی!

183
00:15:18,750 --> 00:15:20,083
‫- چی شده؟
‫- گندش بزنن!

184
00:15:21,916 --> 00:15:23,708
‫قسم می‌خورم هیچ اتفاقی
‫بینِ ما نیفتاده. هیچی.

185
00:15:26,541 --> 00:15:27,583
‫سارا.

186
00:15:27,666 --> 00:15:28,750
‫الان وقتش نیست، مفهومه؟

187
00:15:30,166 --> 00:15:33,041
‫این یه رسواییِ بزرگِ رسانه‌ایه. حامیانِ
‫مالی از عصبانیت دارن خونشون به جوش میاد.

188
00:15:33,125 --> 00:15:35,458
‫- تو از کار معلق شدی.
‫- یه سوءتفاهم پیش اومده.

189
00:15:35,541 --> 00:15:37,725
‫بذارین براتون توضیح
‫بدم، نمی‌دونم چطوری...

190
00:15:37,737 --> 00:15:39,250
‫دیگه تصمیمِ نهایی گرفته شده.

191
00:15:40,708 --> 00:15:43,625
‫- مجبورم اخراجت کنم.
‫- ولی هیچ اتفاقی نیفتاده!

192
00:15:43,708 --> 00:15:45,166
‫متأسفم.

193
00:15:57,958 --> 00:16:01,083
‫اگه به مسابقه دادن با ما ادامه بدی،
‫ریشتر حمایتِ مالیش رو قطع می‌کنه.

194
00:16:04,000 --> 00:16:06,583
‫تو واسه ما فقط یه
‫راننده‌ی ساده نیستی، دانته.

195
00:16:06,666 --> 00:16:09,750
‫بلکه ویترین و چهره‌ی
‫مایی. سفیرِ نامِ تجاریِ ما!

196
00:16:09,833 --> 00:16:14,333
‫و در حالِ حاضر، یه فاجعه‌ی تمام‌عیار
‫واسه نامِ تجاریِ ما محسوب می‌شی.

197
00:16:23,458 --> 00:16:25,083
‫من الگوی اخلاقیِ کسی نیستم.

198
00:16:26,291 --> 00:16:28,416
‫همون موقعی هم که باهام قرارداد
‫بستین، دقیقاً همین شکلی بودم.

199
00:16:40,458 --> 00:16:41,833
‫حق با توئه.

200
00:16:42,666 --> 00:16:45,083
‫کاملاً درسته. چون چیزی
‫که ما دنبالشیم فقط بردن نیست.

201
00:16:46,375 --> 00:16:47,625
‫ما به یه داستان نیاز داریم.

202
00:16:48,583 --> 00:16:50,750
‫باید واسه مردم داستانی
‫تعریف کنیم که به دلشون بشینه.

203
00:16:51,791 --> 00:16:53,333
‫اون‌وقت این داستان دقیقاً چیه؟

204
00:17:18,208 --> 00:17:19,250
‫سارا؟

205
00:17:27,750 --> 00:17:29,250
‫راهت رو گم کردی؟

206
00:17:30,666 --> 00:17:31,500
‫نه.

207
00:17:41,416 --> 00:17:44,291
‫فکر کنم هر دوتامون داریم یه
‫روزِ فاجعه‌بار رو می‌گذرونیم.

208
00:17:46,666 --> 00:17:48,125
‫من از کارم اخراج شدم.

209
00:17:49,000 --> 00:17:50,988
‫شما یه پیشرانه‌ی ۶۰۰
‫اسب بخاری زیرِ این سرپوش

210
00:17:51,000 --> 00:17:53,000
‫دارین، محاله روزتون
‫تا این حد فاجعه‌بار باشه.

211
00:17:55,375 --> 00:17:58,625
‫خب، درست مثلِ پدرت حاضرجواب و تیزهوشی.

212
00:18:01,916 --> 00:18:04,833
‫وقتی که مسابقه می‌داد، می‌شناختمش.

213
00:18:05,541 --> 00:18:06,583
‫استعدادش بی‌نظیر بود.

214
00:18:09,250 --> 00:18:11,750
‫ولی بدونِ پول،
‫توی این ورزش به هیچ جایی نمی‌شه رسید.

215
00:18:14,458 --> 00:18:17,125
‫می‌دونم که تامی به استعدادِ
‫تو ایمانِ راسخ داشت.

216
00:18:17,208 --> 00:18:20,916
‫واسه تأمینِ هزینه‌های رویای تو، خودش
‫رو تا خرخره توی قرض و بدهی فرو برد.

217
00:18:24,458 --> 00:18:28,041
‫هنوز کفنِ پدرم خشک نشده بود که برگه‌ی
‫احضاریه‌ی اداره‌ی مالیات رسید دستمون.

218
00:18:29,000 --> 00:18:30,375
‫۱۸۰ هزار یورو.

219
00:18:31,583 --> 00:18:34,250
‫از وقتی ۱۶ سالم بود، این
‫بارِ سنگین روی دوشِ ما افتاده.

220
00:18:35,041 --> 00:18:36,500
‫و تو خودت رو بابتش مقصر و مسئول می‌دونی.

221
00:18:39,833 --> 00:18:41,125
‫واسه چی اومدی اینجا؟

222
00:18:46,750 --> 00:18:47,583
‫واسه یه رانندگیِ آزمایشی.

223
00:18:48,625 --> 00:18:49,791
‫بزن بریم.

224
00:18:57,458 --> 00:18:58,458
‫معرکه‌ست.

225
00:19:06,375 --> 00:19:08,958
‫زیرِ سرپوشِ این یکی، یه
‫پیشرانه‌ی ۴۶۰ اسب بخاری خوابیده.

226
00:19:10,208 --> 00:19:11,916
‫دیگه امروزمون فاجعه‌بار نیست، مگه نه؟

227
00:19:12,000 --> 00:19:14,061
‫اگه منظورتون اینه که
‫با خبرنگارا حرف نزنم،

228
00:19:14,073 --> 00:19:16,291
‫خیالتون راحت باشه، این
‫کارا توی ذاتِ من نیست.

229
00:19:16,375 --> 00:19:18,666
‫- منظورم این نیست.
‫- پس چیه؟

230
00:19:19,333 --> 00:19:21,750
‫یه معامله‌ی دوسربُرد واسه همه‌مون.

231
00:19:30,208 --> 00:19:33,208
‫تا پایانِ فصل، جلوی چشمِ مردم
‫نقشِ دوست‌دختر و معشوقه‌ی دانته رو بازی کن.

232
00:19:34,375 --> 00:19:35,916
‫و در عوضش...

233
00:19:37,250 --> 00:19:40,625
‫سارا، صبر کن. وایسا، سارا.

234
00:19:42,000 --> 00:19:43,583
‫تمامِ بدهی‌هات رو صاف می‌کنم.

235
00:19:44,208 --> 00:19:46,875
‫همه‌ش رو. کلِ اون ۱۸۰
‫هزار تا رو کامل می‌دم.

236
00:19:49,208 --> 00:19:50,416
‫و تازه این همه‌ش نیست.

237
00:19:51,250 --> 00:19:52,750
‫تو دلت می‌خواد رانندگی کنی.

238
00:19:54,583 --> 00:19:56,166
‫منظورم رانندگیِ حرفه‌ای توی مسابقه‌ست.

239
00:19:57,791 --> 00:20:00,125
‫بهت این فرصت رو می‌دم که اولین راننده‌ی زن

240
00:20:00,208 --> 00:20:02,166
‫در تاریخِ «ایگل ریسینگ» بشی.

241
00:20:03,625 --> 00:20:06,458
‫اگه دانته قهرمان بشه،
‫برمی‌گرده به مسابقاتِ «فرمول ۱».

242
00:20:06,541 --> 00:20:07,903
‫و اگه ببازه، شوت
‫می‌شه بیرون. در هر دو

243
00:20:07,915 --> 00:20:09,500
‫صورت، من به یه
‫راننده‌ی اولِ جدید نیاز دارم.

244
00:20:10,958 --> 00:20:12,875
‫روبین چی؟ پس روبین چی می‌شه؟

245
00:20:13,500 --> 00:20:15,041
‫اگه تو ازش سریع‌تر
‫باشی، دیگه به اون نمی‌رسه.

246
00:20:16,708 --> 00:20:19,541
‫من همون چیزی رو توی وجودت
‫می‌بینم که پدرت می‌دید، سارا.

247
00:20:19,625 --> 00:20:21,500
‫و حاضرم روت سرمایه‌گذاری کنم.

248
00:20:21,583 --> 00:20:25,541
‫نقشِ دوست‌دخترِ دانته رو بازی کن
‫تا آتیشِ این رسوایی رو بخوابونیم،

249
00:20:25,625 --> 00:20:29,166
‫و منم تضمین می‌کنم که بهترین آموزش و تمرینی
‫که با پول می‌شه خرید رو در اختیارت بذارم.

250
00:20:31,083 --> 00:20:32,750
‫ولی فقط یه شرط داره.

251
00:20:34,208 --> 00:20:38,041
‫هیچ‌کس نباید از این توافقِ پنهانیِ ما
‫بویی ببره. هیچ‌کس.

252
00:20:38,125 --> 00:20:39,666
‫به‌خصوص خودِ دانته.

253
00:20:39,750 --> 00:20:42,541
‫نباید از ماجرای تمرین کردنت خبردار بشه.

254
00:20:42,625 --> 00:20:44,958
‫اون فکر می‌کنه که این داستانِ اونه،

255
00:20:47,041 --> 00:20:48,125
‫ولی تو تبدیلش کن به داستانِ خودت.

256
00:20:49,375 --> 00:20:50,208
‫می‌شنوی چی می‌گم؟

257
00:20:50,958 --> 00:20:52,083
‫تبدیلش کن به داستانِ خودت.

258
00:21:03,375 --> 00:21:06,041
‫«در قبالِ این تعهد،
‫شرکتِ (ایگل ریسینگ) موافقت می‌کند که

259
00:21:06,125 --> 00:21:08,666
‫پس از انجامِ کاملِ آن،
‫مواردِ زیر را ارائه دهد:

260
00:21:08,750 --> 00:21:12,458
‫نخست، پرداختِ مبلغِ ۲۰۰ هزار یورو
‫به دوشیزه (جنکینز).»

261
00:21:12,541 --> 00:21:13,791
‫انگار مثلاً کسی قراره
‫این نمایش رو باور کنه!

262
00:21:13,875 --> 00:21:16,791
‫مردم در موردش حرف
‫می‌زنن، و مهم‌ترین چیز هم همینه.

263
00:21:16,875 --> 00:21:18,541
‫بازی دادنِ ذهن‌ها، بعد پرت کردنِ
‫حواس‌ها، و در نهایت نابود کردنِ حاشیه‌ها.

264
00:21:19,875 --> 00:21:24,416
‫«دوم، طرفین موافقت می‌کنند
‫که حساب‌های کاربریِ خود در شبکه‌های اجتماعی

265
00:21:24,500 --> 00:21:28,125
‫و حضورِ رسانه‌ای‌شان را به طورِ
‫کامل در اختیارِ شرکت قرار دهند،

266
00:21:29,833 --> 00:21:33,416
‫و بسته به اقتضای شرایط، در اماکنِ عمومی
‫نسبت به یکدیگر ابرازِ علاقه و محبت نمایند.»

267
00:21:34,041 --> 00:21:34,916
‫چی؟

268
00:21:36,375 --> 00:21:39,000
‫گرفتنِ دستِ همدیگه، با هم
‫خرید رفتن و این‌جور چیزا.

269
00:21:39,083 --> 00:21:41,666
‫و بوسیدن، داریم در موردِ لب
‫گرفتن حرف می‌زنیم، مفهومه؟

270
00:21:42,625 --> 00:21:44,375
‫مطمئن شدیم که از نظرِ جسمی کاملاً سالمه؟

271
00:21:46,208 --> 00:21:47,833
‫ببخشید، شما کی هستین؟

272
00:21:49,666 --> 00:21:50,875
‫مادرش هستم.

273
00:21:51,833 --> 00:21:54,541
‫نمی‌خوایم که دانته وسطِ فصلِ مسابقات
‫دچارِ هیچ‌گونه بیماری و عفونتی بشه.

274
00:21:54,625 --> 00:21:57,750
‫منظورتون همون پسریه که
‫با هیچ زنی دو بار نمی‌خوابه؟

275
00:21:57,833 --> 00:21:58,666
‫کی اینو می‌گه؟

276
00:21:59,458 --> 00:22:00,500
‫فضای مجازی.

277
00:22:00,583 --> 00:22:03,166
‫از فردا به بعد، فضای مجازی قراره
‫بگه که من دیوونه‌وار عاشقِ توئم.

278
00:22:03,250 --> 00:22:04,250
‫لطفاً به خوندن ادامه بده.

279
00:22:05,541 --> 00:22:07,666
‫«در اینجا به طورِ
‫ویژه بر بندِ زیر به عنوانِ

280
00:22:07,678 --> 00:22:09,625
‫یکی از شروطِ صریحِ
‫قرارداد تأکید می‌شود،

281
00:22:09,708 --> 00:22:11,834
‫و آن هم بوسیدنِ یکدیگر
‫بر روی فرشِ قرمز در

282
00:22:11,846 --> 00:22:14,083
‫مراسمِ جوایزِ ورزشیِ
‫اروپا در (موناکو) است.»

283
00:22:15,041 --> 00:22:18,375
‫این قرارداد به شدت محرمانه‌ست.

284
00:22:18,458 --> 00:22:21,416
‫ولی توش ذکر نشده که
‫توافق‌های شفاهیِ دیگه باطله.

285
00:22:21,500 --> 00:22:23,333
‫این بند معمولاً توی همه‌ی
‫قراردادها هست، مگه نه؟

286
00:22:25,208 --> 00:22:27,208
‫مشکلی نیست. فرض کن
‫سرِ این مورد هم توافق کردیم.

287
00:22:27,291 --> 00:22:28,208
‫بسیار خب، عالیه.

288
00:22:44,666 --> 00:22:47,416
‫بدونِ اجازه به من دست نزن.

289
00:22:47,916 --> 00:22:49,500
‫با کمالِ میل.

290
00:22:53,541 --> 00:22:55,541
‫کجا با هم آشنا شدیم؟

291
00:22:55,625 --> 00:22:56,541
‫سوالِ بجایی بود!

292
00:22:56,625 --> 00:22:58,995
‫آشناییِ شما عشق در
‫یک نگاه نبود، بلکه اون مثلِ

293
00:22:59,007 --> 00:23:01,541
‫یه قهرمان توی یه لحظه‌ی
‫حساس جونِ تو رو نجات داد.

294
00:23:01,625 --> 00:23:05,458
‫یه غذاخوریِ مجلل با
‫چشم‌اندازی خیره‌کننده به افقِ شهر.

295
00:23:05,541 --> 00:23:07,916
‫چشمت بهش افتاد و بلافاصله واردِ عمل شدی.

296
00:23:08,750 --> 00:23:09,708
‫حالت خوبه؟

297
00:23:10,708 --> 00:23:12,382
‫این داستان یه کم زیادی
‫اغراق‌آمیز و مصنوعی نیست؟

298
00:23:12,394 --> 00:23:13,750
‫خب پس بهتر بود ولش
‫می‌کردی تا خفه بشه؟

299
00:23:16,791 --> 00:23:19,041
‫- معلومه که نه.
‫- بسیار خب، خلاصه اینکه...

300
00:23:19,125 --> 00:23:23,708
‫درست توی همون لحظه، جرقه‌ی عشق زده شد.
‫عشق در اولین نگاه.

301
00:23:23,791 --> 00:23:24,666
‫ممنونم ازت.

302
00:23:24,750 --> 00:23:27,541
‫ولی شروعش یه کم لنگ می‌زد، چون شماره‌هاتون
‫رو به هم نداده بودین که در ارتباط باشین.

303
00:23:28,208 --> 00:23:31,875
‫وضعیت سختی بود،
‫ولی سرنوشت به این راحتی‌ها کوتاه نمی‌آد،

304
00:23:31,958 --> 00:23:34,166
‫واسه همین به ماجراها سرعت داد.

305
00:23:34,750 --> 00:23:38,083
‫تو اولین روزِ کاریِ «سارا» تو گروهِ «ایگل»
‫غافلگیریه اتفاق افتاد!

306
00:23:42,208 --> 00:23:45,666
‫دوباره به هم برخوردین، و دنیا
‫دور و برتون از حرکت وایساد.

307
00:23:45,750 --> 00:23:49,208
‫نگاه‌های معنی‌دار
‫و تپش قلبِ تند و از این حرفا.

308
00:23:49,291 --> 00:23:51,291
‫عین فیلم‌ها.

309
00:23:51,375 --> 00:23:53,583
‫و از همون لحظه،
‫رابطه‌تون با آخرین سرعت راه افتاد.

310
00:23:54,916 --> 00:23:57,916
‫عشقی توی مسیر مسابقه و در جایگاه اول.

311
00:23:58,625 --> 00:24:00,583
‫و امروز، همون روزِ موعوده.

312
00:24:00,666 --> 00:24:04,916
‫روزیه که قراره یه فیلم ازت پخش بشه
‫در حالی که داری حلقه نامزدی می‌خری.

313
00:24:05,000 --> 00:24:09,375
‫اونم نه هر حلقه‌ای. یه حلقه طلا سفید
‫دست‌کم از عیارِ ۱۵ قیراط.

314
00:24:09,458 --> 00:24:12,041
‫و «سارا» هم که معلومه
‫روحش از چیزی خبر نداره،

315
00:24:12,125 --> 00:24:15,625
‫وقتی برمی‌گرده به همون جایی
‫که همه‌چی ازش شروع شد.

316
00:24:15,708 --> 00:24:16,625
‫داستان قشنگیه.

317
00:24:18,375 --> 00:24:19,250
‫آره.

318
00:24:36,500 --> 00:24:37,625
‫آب دهنت راه افتاده.

319
00:24:42,250 --> 00:24:43,541
‫نمی‌تونم این کارو بکنم.

320
00:24:43,625 --> 00:24:46,041
‫فکر کنم زن‌ها این حرفو زیاد ازت می‌شنون.

321
00:24:47,750 --> 00:24:50,125
‫رفتارت خیلی نچسب و خشکه.
‫مطمئنم تو جعبه‌دنده‌ت شن ریخته.

322
00:24:53,666 --> 00:24:56,083
‫ممنون، واقعاً بهش نیاز داشتم.

323
00:25:02,750 --> 00:25:03,791
‫داری چیکار می‌کنی؟

324
00:25:04,500 --> 00:25:06,291
‫دارم بزرگ‌ترین اشتباه زندگیمو می‌کنم.

325
00:25:10,000 --> 00:25:12,125
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

326
00:25:14,791 --> 00:25:15,750
‫معلومه.

327
00:25:21,750 --> 00:25:24,708
‫- خودت انتخابش کردی؟
‫- خفه شو.

328
00:25:25,541 --> 00:25:29,166
‫به نظر می‌رسه راننده
‫مسابقات «دانته آنونزیاتا»

329
00:25:29,250 --> 00:25:33,541
‫با آخرین سرعت داره می‌ره سمت صدر جدول.

330
00:25:33,625 --> 00:25:38,083
‫از یه دالانِ تاریک اومد بیرون. از یه رسوایی
‫بزرگ رسید به یه داستانِ عاشقانه‌ی محشر.

331
00:25:38,166 --> 00:25:41,583
‫- تو توی روابط عمومی یه نابغه‌ای.
‫- محشره. ممنون، «اوا ماریا فیشر».

332
00:25:42,625 --> 00:25:43,791
‫معرکه‌ست.

333
00:25:43,875 --> 00:25:47,833
‫درکت می‌کنم که جا خوردی،
‫چون خودمم جا خوردم، ولی…

334
00:25:47,916 --> 00:25:50,416
‫قضیه اون‌جوری که به
‫چشم بقیه می‌آد نیست. اون…

335
00:25:50,500 --> 00:25:53,916
‫اون جذابه و باحاله و…

336
00:25:54,000 --> 00:25:56,375
‫و چشماش خیلی قشنگه.

337
00:25:56,458 --> 00:26:01,041
‫و بوی خیلی خوبی هم می‌ده. آرزوی هر زنیه.

338
00:26:04,333 --> 00:26:05,583
‫به من نگاه کن.

339
00:26:06,416 --> 00:26:08,041
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.

340
00:26:08,625 --> 00:26:11,250
‫قبلاً هیچی در مورد این پسره بهم نگفته بودی.

341
00:26:11,333 --> 00:26:13,833
‫بعد یهو نامزدش می‌شی؟

342
00:26:15,333 --> 00:26:16,916
‫و قراره بری «موناکو»؟

343
00:26:19,750 --> 00:26:21,500
‫داری یه چیزی رو ازم قایم می‌کنی.

344
00:26:25,750 --> 00:26:27,541
‫بهم قول می‌دی این یه راز بمونه؟

345
00:26:29,375 --> 00:26:30,291
‫باشه.

346
00:26:31,500 --> 00:26:34,333
‫بدهی‌هامون برای همیشه
‫دود می‌شه می‌ره هوا. بفرما.

347
00:26:36,625 --> 00:26:37,750
‫قرارداده کاملاً روشنه.

348
00:26:38,458 --> 00:26:40,791
‫مامان، ۲۰۰ هزار یورو بهم پول می‌دن.

349
00:26:40,875 --> 00:26:45,333
‫و تنها کاری که ازم می‌خوان
‫اینه که فیلم بازی کنم نامزدِ یه احمقم.

350
00:26:48,625 --> 00:26:50,083
‫- عزیزم…
‫- مامان، تو رو خدا.

351
00:26:51,541 --> 00:26:53,041
‫از پسش برمی‌آم.

352
00:27:13,250 --> 00:27:14,500
‫«(موناکو)»

353
00:27:24,166 --> 00:27:26,666
‫اینم چندتا نکته درباره
‫مهمونیِ امشب برای شما دوتا.

354
00:27:26,750 --> 00:27:28,416
‫ماشینمون ساعت ۸ شب راه می‌افته.

355
00:27:28,500 --> 00:27:29,750
‫سرِ ساعت، از طبقه پایین.

356
00:27:29,833 --> 00:27:35,041
‫آرایشگره گفت آماده کردنت
‫بین دو و نیم تا ۳ ساعت طول می‌کشه.

357
00:27:35,125 --> 00:27:36,041
‫۳ ساعت؟

358
00:27:36,125 --> 00:27:37,625
‫- آره.
‫- تازه اگه همینم کفاف بده.

359
00:27:38,875 --> 00:27:40,041
‫عوضی!

360
00:27:40,125 --> 00:27:42,875
‫پس نگران هیچی نباش.

361
00:27:42,958 --> 00:27:45,666
‫مطمئنم که معرکه می‌شی. حله؟

362
00:27:46,208 --> 00:27:49,708
‫و در مورد پوشش هم،
‫چندتا گزینه داری، مگه نه؟

363
00:27:49,791 --> 00:27:51,000
‫منظورت لباسه؟

364
00:27:51,083 --> 00:27:53,750
‫منظورم لباس شب و مجلسیه. پس آره، لباس.

365
00:27:53,833 --> 00:27:57,500
‫همه اینا تو اون پیامِ الکترونیکی توضیح
‫داده شده که فرض می‌کنم خوندیش.

366
00:27:57,583 --> 00:27:59,625
‫آره.

367
00:27:59,708 --> 00:28:03,708
‫عالی شد، نامزدم قراره
‫با لباس ورزشی رو فرش قرمز راه بره.

368
00:28:03,791 --> 00:28:07,166
‫این خیلی بهتر از اون دخترای
‫نمایشیه که با لباسای بدن‌نما دورتن!

369
00:28:07,250 --> 00:28:08,791
‫چون چیزی واسه قایم کردن ندارن، دلیلش اینه.

370
00:28:10,208 --> 00:28:12,375
‫واسه همینه که خودت شلوار بدن‌نما نمی‌پوشی؟

371
00:28:14,750 --> 00:28:15,583
‫ایول، خوب زدی.

372
00:28:18,833 --> 00:28:20,000
‫«مهمان‌سرای (رویال مارکوانت)»

373
00:28:41,750 --> 00:28:44,583
‫از برگشتنتون خوشحالیم، آقای «آنونزیاتا».

374
00:28:44,666 --> 00:28:46,875
‫دیدنتون همیشه باعث افتخار ماست.

375
00:28:46,958 --> 00:28:48,958
‫افتخار از منه.

376
00:28:49,041 --> 00:28:51,541
‫همون اتاقِ دفعه پیش؟

377
00:28:55,833 --> 00:28:59,958
‫بخشِ ویژه ماه‌عسل رو براتون کنار گذاشتیم.

378
00:29:02,958 --> 00:29:08,125
‫توی سامانه این‌طوری ثبت شده.
‫برای آقای «آنونزیاتا» و دوشیزه «جینکینز».

379
00:29:08,208 --> 00:29:09,875
‫- «ینکینز».
‫- دوشیزه «جینکینز».

380
00:29:09,958 --> 00:29:11,625
‫- «ینکینز».
‫- دوشیزه «جینکینز».

381
00:29:11,708 --> 00:29:12,708
‫«ینکینز».

382
00:29:14,958 --> 00:29:17,833
‫این قضیه واسه جفتمون تازگی داره.

383
00:29:18,500 --> 00:29:19,458
‫درسته.

384
00:29:20,041 --> 00:29:20,875
‫بیا.

385
00:29:26,833 --> 00:29:30,375
‫با هر کی دلت می‌خواد خوش بگذرون،
‫ولی تو یه اتاق جدا می‌خوابی.

386
00:29:30,458 --> 00:29:32,500
‫- حسودیت می‌شه؟
‫- نه.

387
00:29:33,083 --> 00:29:36,000
‫فقط در عجبم که چقدر عقده‌ی
‫شکار کردنِ زنا مثل جام قهرمانی رو داری.

388
00:29:36,916 --> 00:29:39,500
‫برخلاف تو، به من بابت این کار پول می‌دن.

389
00:29:42,875 --> 00:29:45,291
‫شنیدم تو هم راننده مسابقه بودی.

390
00:29:45,375 --> 00:29:47,541
‫قهرمانِ «آلمان» تو مسابقاتِ
‫ماشین‌سواریِ نوجوانان در سال ۲۰۱۴.

391
00:29:48,166 --> 00:29:49,833
‫یه راننده، تا ابد راننده می‌مونه.

392
00:29:50,500 --> 00:29:52,750
‫اینو کسایی می‌گن که دیگه راننده نیستن.

393
00:29:53,708 --> 00:29:55,041
‫هر جور راحتی.

394
00:30:09,833 --> 00:30:13,375
‫«نامزدیتون مبارک
‫آقای (آنونزیاتا) و دوشیزه (ینکینز)»

395
00:30:17,250 --> 00:30:20,208
‫تو توی اتاق خواب بخواب
‫منم رو مبل می‌خوابم، مشکلی نیست.

396
00:30:20,291 --> 00:30:21,375
‫توت‌فرنگی می‌خوری؟

397
00:30:27,791 --> 00:30:29,208
‫فقط شکلات سفید دوست دارم.

398
00:30:29,291 --> 00:30:31,125
‫- این که اصلاً شکلات نیست.
‫- بحثِ سلیقه‌ست.

399
00:30:31,208 --> 00:30:32,333
‫بلکه بحثِ شخصیته.

400
00:30:34,500 --> 00:30:36,958
‫از مزه‌ی تلخ خوشم نمی‌آد.

401
00:30:45,958 --> 00:30:50,083
‫سلام، بازم منم، «تانیا».
‫گزینه‌های لباس امشب رو برام بفرست.

402
00:30:50,166 --> 00:30:51,666
‫- خداحافظ، می‌بوسمت.
‫- گندش بزنن.

403
00:30:51,750 --> 00:30:52,750
‫پروازت کیه؟

404
00:30:52,833 --> 00:30:54,583
‫مامان‌بزرگ، بهت گفتم
‫که ما امروز می‌رسیم. نه.

405
00:30:54,666 --> 00:30:56,000
‫- فردا نیست؟
‫- نه.

406
00:30:56,083 --> 00:30:57,500
‫پس نمی‌تونم باهات بیام.

407
00:31:18,625 --> 00:31:19,666
‫سلام.

408
00:31:33,875 --> 00:31:35,333
‫«قیمت
‫۴۸۰۰ یورو»

409
00:31:36,916 --> 00:31:38,333
‫می‌تونم کمکت کنم؟

410
00:31:40,166 --> 00:31:41,750
‫فکر کنم جای اشتباهی اومدم.

411
00:31:43,541 --> 00:31:46,041
‫«سارا»… «سارا ینکینز»!

412
00:31:46,125 --> 00:31:47,958
‫کاملاً درست اومدی. خوش اومدی.

413
00:31:48,791 --> 00:31:50,000
‫چطوری منو شناختی؟

414
00:31:50,083 --> 00:31:53,791
‫معلومه که همه نامزدِ «دانته
‫آنونزیاتا» رو می‌شناسن!

415
00:31:53,875 --> 00:31:55,875
‫واقعاً هم خوش‌سلیقه‌ست.

416
00:31:55,958 --> 00:31:59,166
‫راستش، وقتی از پشت دیدمت، نزدیک بود بگم:

417
00:31:59,250 --> 00:32:01,166
‫«نگهبانا کجان؟ این دختره‌ی
‫آواره رو از اینجا بندازین بیرون!»

418
00:32:01,250 --> 00:32:03,250
‫ولی این همه خوشگلی چیه؟ باورنکردنیه!

419
00:32:03,333 --> 00:32:05,625
‫دنبال لباس واسه جشنِ جوایز امشبی؟

420
00:32:07,583 --> 00:32:08,458
‫آره.

421
00:32:08,541 --> 00:32:10,375
‫راه‌حلش پیش منه دختر! خواستهت دست خودمه.

422
00:32:11,541 --> 00:32:13,375
‫خب، این یکی شاید کارو راه بندازه، نه؟

423
00:32:13,958 --> 00:32:15,208
‫نه، خیلی گشاده.

424
00:32:15,291 --> 00:32:18,125
‫می‌تونی به عنوان چتر نجات ازش استفاده کنی،
‫ولی تو مهمونی نه.

425
00:32:18,208 --> 00:32:19,416
‫یه چیز مناسب پیدا می‌کنیم.

426
00:32:21,583 --> 00:32:23,791
‫شبیه آدم‌فضایی‌ها شدی.

427
00:32:23,875 --> 00:32:24,558
‫عین یه ورق حلبی.

428
00:32:24,570 --> 00:32:26,500
‫یا عین اینایی که به
‫توطئه‌های تخیلی باور دارن.

429
00:32:26,583 --> 00:32:28,625
‫از زرده خوشم اومد.

430
00:32:28,708 --> 00:32:30,125
‫نه، این… خیلی معمولی و خسته‌کننده‌ست.

431
00:32:32,166 --> 00:32:34,291
‫این یکی واقعاً بی‌نهایت خوشگله.

432
00:32:56,041 --> 00:32:58,041
‫فکر کنم یه کم زیادی شلوغ و تو چشمه.

433
00:32:58,791 --> 00:32:59,958
‫قشنگه.

434
00:33:00,708 --> 00:33:02,291
‫مشکیه رو ترجیح می‌دم.

435
00:33:03,041 --> 00:33:04,541
‫اینم قشنگه.

436
00:33:11,083 --> 00:33:14,291
‫- پس انتخابت…
‫- دقیقاً به موقع رسیدی!

437
00:33:17,416 --> 00:33:19,416
‫حدس می‌زنم هیچ لباسی با خودت نیاوردی.

438
00:33:20,875 --> 00:33:24,625
‫صورت‌حسابتون می‌شه ۶۶۰۰ یورو.

439
00:33:24,708 --> 00:33:25,394
‫چی؟

440
00:33:25,406 --> 00:33:27,500
‫و اون لباس براقه رو
‫هم برمی‌داریم، بی‌زحمت.

441
00:33:27,583 --> 00:33:28,416
‫باشه.

442
00:33:36,583 --> 00:33:37,750
‫داشتی زیرچشمی دیدم می‌زدی.

443
00:33:39,791 --> 00:33:41,250
‫از این فکر خوشت می‌آد؟

444
00:33:49,208 --> 00:33:51,250
‫آرایشگره منتظرته.

445
00:34:54,666 --> 00:34:55,500
‫سلام.

446
00:35:00,250 --> 00:35:01,875
‫قیافه‌م یه کم قابل‌تحمل شده؟

447
00:35:01,958 --> 00:35:06,333
‫عبارت «یه کم قابل‌تحمل»
‫در برابر خوشگلیت کم می‌آره.

448
00:35:09,125 --> 00:35:10,916
‫بالاخره آماده کردنم همون ۳ ساعت طول کشید.

449
00:35:11,000 --> 00:35:13,416
‫یه لحظه‌م نمی‌تونم تنهات بذارم.

450
00:35:16,166 --> 00:35:17,708
‫آخه چجوری می‌تونم؟

451
00:35:22,458 --> 00:35:24,958
‫به به، جنابِ کمکی. سفرت چطور بود؟

452
00:35:27,083 --> 00:35:28,750
‫راستش خیلی جالب نبود.

453
00:35:29,333 --> 00:35:31,000
‫درست مثلِ بامزه بودنت.

454
00:35:31,083 --> 00:35:32,833
‫آها، ایناهاشید!

455
00:35:32,916 --> 00:35:37,333
‫هر سه‌تاتون معرکه شدین.
‫وقتِ رفتنه. ماشین بیرونه.

456
00:35:50,541 --> 00:35:51,708
‫شما دوتا با هم بودین؟

457
00:35:53,708 --> 00:35:54,833
‫کی؟

458
00:35:57,250 --> 00:35:58,083
‫تو و «روبن»؟

459
00:35:58,750 --> 00:35:59,791
‫نه.

460
00:35:59,875 --> 00:36:02,375
‫تو یه آموزشگاهِ ماشین‌سواری با هم بودیم.

461
00:36:06,875 --> 00:36:08,166
‫حسودیت می‌شه؟

462
00:36:09,958 --> 00:36:11,125
‫این فقط یه کاره.

463
00:36:12,791 --> 00:36:14,250
‫نه بیشتر و نه کمتر.

464
00:36:59,083 --> 00:37:00,083
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

465
00:37:03,333 --> 00:37:05,750
‫- طرفدارا می‌خوان یه بوسه ببینن.
‫- می‌شه اینجا یه بوس بدین؟

466
00:37:05,833 --> 00:37:06,833
‫بوس!

467
00:37:06,916 --> 00:37:07,958
‫بوس!

468
00:37:08,041 --> 00:37:09,833
‫- به دوربین نگاه کن.
‫- این طرف، همگی!

469
00:37:09,916 --> 00:37:10,958
‫یه بوس واسه ما نمی‌کنین؟

470
00:37:12,666 --> 00:37:14,583
‫فقط یه کاره، مگه نه؟

471
00:37:17,458 --> 00:37:18,541
‫همه‌چیش الکیه.

472
00:37:19,250 --> 00:37:20,375
‫همه‌چیش الکیه.

473
00:38:12,791 --> 00:38:15,958
‫خوش اومدین به جشنِ
‫جوایز ورزشی اروپا در سال جاری

474
00:38:16,041 --> 00:38:17,000
‫در پخش زنده از «موناکو».

475
00:38:17,083 --> 00:38:20,041
‫من «استیون گاتین» هستم،
‫و این هم مهم‌ترین صحنه‌های

476
00:38:20,125 --> 00:38:21,833
‫مراسم اهدای جوایزِ امروز.

477
00:38:21,916 --> 00:38:23,458
‫این هم «دانته آنونزیاتا».

478
00:38:23,541 --> 00:38:27,083
‫این دفعه جام دستش نیست،
‫بلکه «سارا» با یه بوسه همراهیش می‌کنه

479
00:38:27,166 --> 00:38:30,416
‫که رو فرش قرمز نفس‌ها
‫رو تو سینه حبس می‌کنه.

480
00:38:30,500 --> 00:38:32,583
‫به این می‌گن عشق واقعی.

481
00:38:45,208 --> 00:38:46,416
‫بزن بریم!

482
00:38:48,000 --> 00:38:50,875
‫- آقای «ریشتر»!
‫- اوناهاش، اومدن.

483
00:38:51,416 --> 00:38:52,583
‫زوجِ بی‌نقص.

484
00:38:55,583 --> 00:38:58,583
‫از نزدیک خیلی قشنگ‌تر از
‫توی عکسا به نظر می‌رسین.

485
00:38:58,666 --> 00:39:01,000
‫- از دیدنتون خوشبختم.
‫- منم همین‌طور.

486
00:39:01,083 --> 00:39:03,666
‫خوشحالم که به این زودی دلتو برد،

487
00:39:03,750 --> 00:39:06,416
‫ولی ترجیح می‌دم تو مسابقه
‫«لامونت» برنده بشیم.

488
00:39:08,041 --> 00:39:09,208
‫داریم براش تلاش می‌کنیم.

489
00:39:10,041 --> 00:39:14,416
‫تو روزنامه‌ها خوندم که تونستی رامش کنی.

490
00:39:15,041 --> 00:39:15,958
‫این به لطفِ منه؟

491
00:39:16,958 --> 00:39:20,500
‫«سارا» کمکم کرد
‫یه بُعدِ تازه تو شخصیتم کشف کنم.

492
00:39:21,458 --> 00:39:23,333
‫مهم‌تر از اون اینه که سرعتت کم نشه.

493
00:39:28,458 --> 00:39:31,041
‫خیلی زیاد شبیه خواهرشی.

494
00:39:31,125 --> 00:39:33,458
‫اصلاً مو نمی‌زنی باهاش.

495
00:39:35,833 --> 00:39:37,000
‫«گابریلا» رو می‌شناختین؟

496
00:39:38,833 --> 00:39:40,500
‫آشناییِ شخصی؟ نه.

497
00:39:40,583 --> 00:39:46,333
‫ولی شنیدم که راننده
‫فوق‌العاده بااستعدادی بوده.

498
00:39:47,625 --> 00:39:50,041
‫با اجازه‌تون. با من بیا، می‌خوام برقصم.

499
00:39:51,416 --> 00:39:52,250
‫ممنون.

500
00:39:54,291 --> 00:39:55,541
‫عجب آدمِ آشغالیه.

501
00:39:55,625 --> 00:39:58,500
‫چطور جرئت می‌کنه این‌جوری باهات حرف بزنه؟

502
00:39:58,583 --> 00:39:59,583
‫صبر کن.

503
00:40:00,791 --> 00:40:03,125
‫تو این لباس بی‌نهایت خوشگل شدی.

504
00:40:05,541 --> 00:40:07,916
‫تازه بدن‌نما هم نیست.

505
00:40:16,416 --> 00:40:18,000
‫به خاطر من پوشیدیش؟

506
00:40:21,125 --> 00:40:22,458
‫شاید.

507
00:40:27,500 --> 00:40:30,208
‫ولی توقع نداشته باش به خاطرت درش بیارم.

508
00:40:37,541 --> 00:40:39,750
‫خیلی ناز نیستن؟

509
00:40:41,166 --> 00:40:43,041
‫در حدی که باورش سخته.

510
00:40:43,750 --> 00:40:46,125
‫بعضیا می‌گن کلِ این ماجرا فقط یه فیلمه.

511
00:40:49,583 --> 00:40:50,416
‫کی؟

512
00:40:52,625 --> 00:40:55,583
‫…که موقع خرید
‫از «دانته» و «سارا» عکس گرفته.

513
00:40:55,666 --> 00:40:59,625
‫اصلاً بهشون نمی‌خورد عاشق هم باشن.
‫یعنی واقعاً دارن فیلم بازی می‌کنن؟

514
00:41:01,791 --> 00:41:05,875
‫به نظر من که این کاملاً واقعیه.

515
00:41:37,750 --> 00:41:40,083
‫می‌تونی تمومش کنی،
‫اینجا کسی ما رو نمی‌بینه.

516
00:41:40,666 --> 00:41:42,125
‫و اگه نخوام تمومش کنم چی؟

517
00:42:20,708 --> 00:42:23,125
‫«(برونسون)»

518
00:42:33,541 --> 00:42:34,666
‫صبح بخیر.
‫خوب خوابیدی؟

519
00:42:35,625 --> 00:42:38,166
‫- آره.
‫- بوسه‌تون دیشب…

520
00:42:38,250 --> 00:42:42,375
‫نقش بازی کردنتون قانع‌کننده بود.
‫گل کاشتین. صورت‌حساب بی‌زحمت.

521
00:42:44,375 --> 00:42:45,375
‫خواهش می‌کنم.

522
00:42:45,916 --> 00:42:49,541
‫پس قرارمون سر جاشه.
‫تمرین‌ها بعد از مسابقه «لامونت» شروع می‌شه.

523
00:42:53,541 --> 00:42:55,541
‫- هنوز سر قرارمون هستی؟
‫- آره.

524
00:42:57,041 --> 00:42:58,833
‫آره، هنوز سر قرارمون هستم. من…

525
00:42:58,916 --> 00:43:02,541
‫- لحظه‌شماری می‌کنم براش.
‫- و یادت نره، به «دانته» هیچی نگی‌ها.

526
00:43:28,041 --> 00:43:32,375
‫تابلوئه که بین ما دوتا، من مهربون‌ترم.

527
00:43:38,250 --> 00:43:41,833
‫تجربه جالبی بود،
‫اینکه بیدار شدم و دیدم تنهام.

528
00:43:48,208 --> 00:43:50,416
‫هر چیزی یه شروعی داره.

529
00:43:57,833 --> 00:44:02,875
‫منظورت اینه که دیشب فقط یه اشتباه بود؟

530
00:44:04,500 --> 00:44:08,083
‫و اینکه همه‌چی بین ما
‫باید فقط در چارچوبِ کار بمونه؟

531
00:44:12,666 --> 00:44:14,250
‫دقیقاً.

532
00:44:16,000 --> 00:44:17,166
‫ببخشید.

533
00:44:32,375 --> 00:44:37,208
‫مسابقه جایزه بزرگِ «لامونت» با اون
‫آب‌وهوای غیرقابل‌پیش‌بینیش مثل همیشه.

534
00:44:38,875 --> 00:44:41,333
‫همین‌جا و همین الان، هر احتمالی وجود داره.

535
00:44:41,416 --> 00:44:43,750
‫این یه مسابقه فوق‌العاده مهم تو جدولِ
‫رقابت‌های «یورو مسترز» به حساب می‌آد.

536
00:44:46,291 --> 00:44:48,208
‫شرایط آب‌وهوایی امروز دوباره ناجوره.

537
00:44:48,291 --> 00:44:51,250
‫هوادارا منتظر یه مسابقه تو اوج هیجان هستن،

538
00:44:51,333 --> 00:44:54,125
‫ولی واسه گروه‌ها،
‫یه آزمایش واقعی برای شجاعتشونه.

539
00:45:15,166 --> 00:45:17,500
‫امروز روز راحتی براش نمی‌شه.

540
00:45:19,041 --> 00:45:20,250
‫چرا؟

541
00:45:22,083 --> 00:45:24,083
‫امروز تولد خواهرشه.

542
00:45:26,375 --> 00:45:28,541
‫دقیقاً تو همچین روزی.

543
00:45:35,541 --> 00:45:38,000
‫حواست به خودت باشه، «سارا».

544
00:45:39,500 --> 00:45:40,500
‫منظورت چیه؟

545
00:45:40,583 --> 00:45:44,375
‫منظورم چیه؟ دارم می‌بینم که
‫کم‌کم داری بهش حس پیدا می‌کنی.

546
00:45:47,250 --> 00:45:48,083
‫این محاله!

547
00:45:49,375 --> 00:45:51,583
‫«برونسون» از قرارِ مخفیت بهم گفت.

548
00:45:51,666 --> 00:45:54,583
‫تو جاه‌طلبی‌های بزرگی
‫داری، پس اینو یادت نره.

549
00:46:02,000 --> 00:46:04,166
‫وقتش نزدیکه.

550
00:46:04,250 --> 00:46:08,291
‫فقط چند ثانیه فاصله داریم
‫با شروع مسابقه جایزه بزرگ «لامونت».

551
00:46:08,375 --> 00:46:11,500
‫«آنونزیاتا» از جایگاه پنجم شروع می‌کنه
‫بعد از یه دورِ مقدماتیِ نفس‌گیر،

552
00:46:11,583 --> 00:46:14,290
‫و امروز به یه معجزه
‫کوچیک نیاز داره اگه می‌خواد

553
00:46:14,302 --> 00:46:16,625
‫شانسی واسه رقابت
‫سرِ قهرمانی داشته باشه.

554
00:46:16,708 --> 00:46:19,208
‫دست‌کم جایگاه دوم،
‫و این اصلاً کار آسونی نیست.

555
00:46:20,708 --> 00:46:23,541
‫مسابقه در «لامونت» شروع شد!

556
00:46:23,625 --> 00:46:24,958
‫یالا.

557
00:46:38,666 --> 00:46:41,708
‫یه شروع عالی از «آنونزیاتا»،
‫استارتی مثل موشک تو این مسابقه.

558
00:46:41,791 --> 00:46:43,083
‫عملکردش محشره.

559
00:46:46,125 --> 00:46:49,458
‫«آنونزیاتا» تو بهترین حالتِ خودشه،
‫و حالا با مهارت از «ماکینن» رد می‌شه.

560
00:46:49,541 --> 00:46:51,916
‫رسید به جایگاه سوم. کی فکرشو می‌کرد؟

561
00:46:52,916 --> 00:46:56,875
‫دور نهم. فاصله خیلی کمی وجود داره
‫بین سه راننده‌ی دور و برِ «آنونزیاتا».

562
00:46:59,583 --> 00:47:03,291
‫همین برتری توی میدونِ مسابقه‌ست
‫که باعث شد باهاش قرارداد ببندن.

563
00:47:03,375 --> 00:47:06,208
‫«دانته آنونزیاتا»
‫امروز داره یه نمایش استثنایی رو نشون می‌ده.

564
00:47:07,375 --> 00:47:09,385
‫و اینجاست که «آنونزیاتا»
‫صدر جدول رو چنگ

565
00:47:09,397 --> 00:47:11,666
‫می‌زنه توی دورِ شانزدهم،
‫با وجود همه سختی‌ها.

566
00:47:11,750 --> 00:47:12,708
‫این باورنکردنیه!

567
00:47:12,791 --> 00:47:13,750
‫ایول!

568
00:47:25,875 --> 00:47:28,875
‫با جعبه‌دنده‌م مشکل پیدا کردم.

569
00:47:28,958 --> 00:47:30,666
‫باشه.

570
00:47:31,833 --> 00:47:33,291
‫اینجا پیش من که همه‌چی سالم به نظر می‌آد.

571
00:47:33,375 --> 00:47:36,875
‫دور آخر در «لامونت». آیا «آنونزیاتا»
‫امروز مسابقه رو به نفع خودش تموم می‌کنه؟

572
00:47:44,875 --> 00:47:46,166
‫داره چیکار می‌کنه؟

573
00:47:46,250 --> 00:47:50,000
‫نه، «آنونزیاتا» برد رو از دست می‌ده
‫تو چند متریِ خط پایان.

574
00:47:50,083 --> 00:47:51,416
‫دوم شد.

575
00:47:52,083 --> 00:47:55,083
‫اعصابش بهش خیانت کرد. این واقعاً سخته.

576
00:47:55,166 --> 00:47:56,125
‫لعنتی!

577
00:48:25,375 --> 00:48:26,291
‫سلام!

578
00:48:28,291 --> 00:48:31,041
‫عملکردت خوب بود، مقام دوم رو آوردی.

579
00:48:31,065 --> 00:48:33,065


580
00:48:40,833 --> 00:48:44,666
‫می‌دونم که نباید
‫تو این مورد حرف بزنم، ولی من…

581
00:48:45,833 --> 00:48:48,208
‫- فکر کنم دلیلش رو می‌دونم…
‫- خواهش می‌کنم.

582
00:48:49,125 --> 00:48:50,916
‫نصیحت‌های هوشمندانه‌ت رو
‫واسه خودت نگه دار، مفهومه؟

583
00:48:51,000 --> 00:48:53,458
‫بهت اطمینان می‌دم که
‫تو هیچی از من نمی‌دونی.

584
00:48:53,541 --> 00:48:55,833
‫نمی‌تونی مسابقه‌ها رو فقط با عقلت ببری.

585
00:48:55,916 --> 00:48:57,791
‫- بلکه با دلت می‌بری.
‫- با دلم؟

586
00:48:57,875 --> 00:49:00,125
‫این رازِ موفقیت توئه؟

587
00:49:00,791 --> 00:49:02,583
‫ای قهرمانِ ماشین‌سواریِ نوجوانانِ سال ۲۰۱۴؟

588
00:49:04,125 --> 00:49:07,250
‫بذار یه رازی رو بهت بگم.
‫تو اصلاً راننده مسابقه نیستی.

589
00:49:07,333 --> 00:49:09,875
‫هیچ‌وقت نبودی، و هیچ‌وقت هم نخواهی شد.

590
00:49:16,416 --> 00:49:18,583
‫- حالت خوبه؟
‫- دست از سرم بردار.

591
00:49:46,958 --> 00:49:49,208
‫نذار هیچ‌کس دست‌کم بگیرتت.

592
00:50:02,041 --> 00:50:02,958
‫بهم قول می‌دی؟

593
00:50:45,000 --> 00:50:47,958
‫ببخشید بچه‌ها، این همه بحث واسه چیه سرِ
‫اینکه آیا اینا دارن ادای عاشقا رو درمی‌آرن؟

594
00:50:48,041 --> 00:50:50,708
‫این بوسه رو ببینین آخه!

595
00:50:50,791 --> 00:50:54,041
‫هر کی همچین بوسه‌ای رو تجربه کرده باشه
‫خوب می‌دونه که عشقشون واقعیه.

596
00:50:54,125 --> 00:50:55,333
‫پس خفه شین.

597
00:50:59,333 --> 00:51:04,750
‫«(سارا ینکینز)
‫سلام، معذرت می‌خوام بابتِ…»

598
00:51:08,625 --> 00:51:14,875
‫«معذرت می‌خوام بابتِ…»

599
00:51:17,791 --> 00:51:20,583
‫«سلام، چه خبرا؟»

600
00:51:27,166 --> 00:51:29,375
‫کاملاً اندازه‌ته.

601
00:51:29,458 --> 00:51:31,666
‫- صدامو می‌شنوی؟
‫- کاملاً واضح.

602
00:51:32,625 --> 00:51:34,000
‫و هیجان داری؟

603
00:51:34,875 --> 00:51:35,708
‫آره.

604
00:51:37,791 --> 00:51:38,958
‫تو از پسش برمی‌آی.

605
00:51:42,958 --> 00:51:45,708
‫خب، ببینیم این همه مخفی‌کاری…

606
00:51:48,625 --> 00:51:50,416
‫گرفتم، واقعاً دست‌فرمونت عالیه.

607
00:51:53,500 --> 00:51:54,708
‫کارت بدک نیست، «سارا».

608
00:51:56,583 --> 00:52:00,041
‫- کارت بدک نیست.
‫- منظورت اینه که واسه یه زن بدک نیست؟

609
00:52:00,125 --> 00:52:01,958
‫نه، من این‌جوری فکر نمی‌کنم.

610
00:52:15,833 --> 00:52:16,958
‫«(برونسون)»

611
00:52:17,041 --> 00:52:19,750
‫سلام، تمرین معرکه‌ای بود «سارا».
‫همین‌جوری بدرخش.

612
00:52:32,750 --> 00:52:34,125
‫گوش کن…

613
00:52:35,791 --> 00:52:37,833
‫نباید اون حرفو می‌زدم.

614
00:52:41,250 --> 00:52:42,416
‫معذرت می‌خوام.

615
00:52:47,083 --> 00:52:48,000
‫صبح بخیر.

616
00:52:49,916 --> 00:52:52,458
‫خب، یه خلاصه‌ی سریع واسه جفتتون بگم.

617
00:52:54,958 --> 00:52:59,625
‫اتفاق خطرناکی نیفتاده، نیازی هم به هول
‫کردن نیست. ولی باید نقشه‌مون رو عوض کنیم.

618
00:53:00,208 --> 00:53:03,250
‫خب بچه‌ها. داداش من تو
‫اون غذاخوری کار می‌کنه

619
00:53:03,333 --> 00:53:07,208
‫همون‌جایی که ادعا می‌شه «دانته آنونزیاتا»
‫جونِ «سارا» رو نجات داده.

620
00:53:07,291 --> 00:53:10,458
‫و جالب اینجاست که داداشم قسم می‌خوره
‫هیچ‌کس همچین اتفاقی رو به چشم ندیده.

621
00:53:10,541 --> 00:53:11,375
‫هیچ‌کس.

622
00:53:13,875 --> 00:53:14,916
‫آره.

623
00:53:15,000 --> 00:53:17,958
‫شایعه‌ش هنوز خیلی نپیچیده، ولی واسه
‫جواب دادن بهش به یه محتوای جدید نیاز داریم.

624
00:53:18,041 --> 00:53:22,041
‫یه محتوای قوی و قانع‌کننده. پس آماده بشین.

625
00:53:22,125 --> 00:53:24,583
‫واسه امشب به یه چیزی فکر کردم.

626
00:53:25,333 --> 00:53:26,708
‫یه چیزِ واقعی.

627
00:53:28,791 --> 00:53:29,875
‫این محاله.

628
00:53:30,708 --> 00:53:32,333
‫بازگشت به نقطه‌ی شروع.

629
00:53:32,416 --> 00:53:34,875
‫- فکرِ «تانیا» معرکه‌ست.
‫- حق با توئه.

630
00:53:34,958 --> 00:53:37,375
‫آره، ولی هیچ شانسی واسه بردنِ من نداری.

631
00:53:37,458 --> 00:53:39,500
‫جدی؟

632
00:53:39,583 --> 00:53:43,333
‫«(اسپید)
‫مسابقات ماشین‌سواری»

633
00:53:50,625 --> 00:53:52,625
‫محشره. هنوزم همون بوی قدیم رو می‌ده.

634
00:53:54,416 --> 00:53:59,625
‫بوی لنت و دنده‌ی فرسوده
‫قاطی با رویاهای نوجوانانه واسه بزرگ شدن.

635
00:54:04,500 --> 00:54:07,500
‫آره، و بوی گندِ دستگاهِ خوراکی‌فروشی.

636
00:54:07,583 --> 00:54:12,375
‫ما هم یکی عین همین داشتیم،
‫ولی آب‌نباتِ نرم بهمون نمی‌داد.

637
00:54:35,208 --> 00:54:36,208
‫این تویی؟

638
00:54:37,083 --> 00:54:37,916
‫آره.

639
00:54:38,958 --> 00:54:40,083
‫با بابام.

640
00:54:41,625 --> 00:54:42,625
‫و این کیه؟

641
00:54:44,958 --> 00:54:46,875
‫- این «روبن»ـه.
‫- چی؟

642
00:54:47,458 --> 00:54:49,750
‫- واقعاً خودشه؟
‫- آره.

643
00:54:50,291 --> 00:54:52,958
‫اون موقع‌ها یه کم تپل بود.

644
00:54:59,208 --> 00:55:01,750
‫چشمای بابات از شدتِ افتخار برق می‌زنه.

645
00:55:03,208 --> 00:55:04,291
‫آره.

646
00:55:08,541 --> 00:55:10,291
‫بابام قهرمانِ من بود.

647
00:55:13,625 --> 00:55:15,416
‫بزرگ‌ترین تکیه‌گاهم بود.

648
00:55:17,041 --> 00:55:19,583
‫اون دلیلِ وارد شدنم به دنیای رانندگیه.

649
00:55:23,166 --> 00:55:25,541
‫وقتی ۱۶ سالم شد، بهم گفت:

650
00:55:25,625 --> 00:55:28,041
‫«(سارا)، دیگه وقتِ
‫کارای نصفه و نیمه گذشته.»

651
00:55:29,416 --> 00:55:31,791
‫و برام یه ماشینِ مسابقه‌ایِ نو خرید.

652
00:55:31,875 --> 00:55:35,500
‫با یه پیشرانه‌ی دوزمانه که با آب خنک می‌شد!
‫و یه مربیِ کاردرست برام پیدا کرد.

653
00:55:37,791 --> 00:55:39,000
‫همه‌چی برام فراهم کرد.

654
00:55:42,458 --> 00:55:44,666
‫و ۶ ماه بعد، از این دنیا رفت.

655
00:55:46,500 --> 00:55:47,791
‫به خاطرِ سکته قلبی.

656
00:55:50,833 --> 00:55:52,333
‫و اون موقع بود که فهمیدیم

657
00:55:52,416 --> 00:55:55,500
‫تا خرخره خودشو تو قرض و قوله فرو کرده بوده
‫تا رویای رانندگیِ منو به واقعیت تبدیل کنه.

658
00:55:57,833 --> 00:55:58,833
‫متأسفم.

659
00:56:06,916 --> 00:56:08,208
‫دلت براش تنگ می‌شه.

660
00:56:12,208 --> 00:56:13,041
‫هر روز.

661
00:56:36,416 --> 00:56:39,708
‫فکر کنم «تانیا» امروز یه مسیرِ
‫دیگه واسه داستانمون کشیده بود.

662
00:56:45,916 --> 00:56:46,958
‫خب پس…

663
00:56:48,333 --> 00:56:50,208
‫بیا اون محتوا رو بسازیم.

664
00:56:58,291 --> 00:57:00,333
‫- زدی ماشینمو داغون کردی!
‫- چی؟

665
00:57:03,541 --> 00:57:05,833
‫- داروی نیروزا زدی!
‫- من داروی نیروزا زدم؟

666
00:57:06,833 --> 00:57:09,625
‫تابلوئه که من بردم.

667
00:57:13,208 --> 00:57:14,666
‫یالا!

668
00:57:39,208 --> 00:57:40,916
‫خیلی حال داد.

669
00:57:41,000 --> 00:57:43,916
‫آره، به منم خیلی خوش گذشت.

670
00:57:48,416 --> 00:57:50,500
‫پایه‌ای بریم یه چیزی بنوشیم؟

671
00:57:53,000 --> 00:57:54,375
‫آره.

672
00:57:54,458 --> 00:57:57,541
‫«(جک)
‫تو میدونِ مسابقه منتظرتم! کجایی؟»

673
00:58:03,750 --> 00:58:05,416
‫باید برگردم خونه.

674
00:58:10,000 --> 00:58:12,791
‫عیبی نداره. بذاریمش واسه یه وقت دیگه.

675
00:58:12,875 --> 00:58:14,416
‫آره، ببخشید.

676
00:58:21,166 --> 00:58:22,625
‫ببخشید «جک»!

677
00:58:22,708 --> 00:58:24,208
‫پیشِ «دانته» بودم.

678
00:58:24,291 --> 00:58:25,541
‫دیگه تکرار نمی‌شه.

679
00:58:25,625 --> 00:58:28,250
‫دفعه بعد، یه کم تندتر برون.

680
00:58:28,333 --> 00:58:29,166
‫چشم.

681
00:58:31,791 --> 00:58:33,291
‫می‌تونی کمربند ایمنی رو ببندی.

682
00:58:34,250 --> 00:58:35,375
‫به عنوانِ جریمه‌ت.

683
00:58:40,833 --> 00:58:42,041
‫خب. آماده‌ای؟

684
00:58:45,000 --> 00:58:48,541
‫منم می‌خوام راننده بشم. درست مثلِ تو.

685
00:58:48,625 --> 00:58:51,041
‫یه راننده، تا ابد راننده می‌مونه.

686
00:59:39,708 --> 00:59:42,000
‫- تو این دور بهترین زمان رو شکوندی.
‫- چی؟

687
00:59:43,000 --> 00:59:44,291
‫زمانِ بی‌سابقه‌ی «دانته» رو.

688
00:59:47,666 --> 00:59:51,041
‫این یه حدنصابِ جدید واسه این میدونه.
‫معرکه‌ست «سارا».

689
01:00:12,291 --> 01:00:13,833
‫داری تلاشِ فوق‌العاده‌ای می‌کنی.

690
01:00:15,250 --> 01:00:17,083
‫- سلام.
‫- سلام.

691
01:00:19,833 --> 01:00:22,208
‫می‌دونی «دانته» دیشب اینجا بوده یا نه؟

692
01:00:25,250 --> 01:00:26,708
‫نمی‌دونم، چطور مگه؟

693
01:00:26,791 --> 01:00:29,666
‫بچه‌ها می‌گن یه حدنصابِ جدید
‫توی سامانه ثبت شده.

694
01:00:29,750 --> 01:00:30,958
‫کارِ من نبوده.

695
01:00:34,416 --> 01:00:36,416
‫شاید خطای سامانه‌ست.

696
01:00:40,833 --> 01:00:41,833
‫آره.

697
01:00:42,583 --> 01:00:45,541
‫- من باید برم دوش بگیرم.
‫- باشه.

698
01:00:50,958 --> 01:00:53,875
‫بعد از یه دورِ مقدماتیِ
‫فوق‌العاده تو روز گذشته،

699
01:00:53,958 --> 01:00:57,083
‫ممکنه «آنونزیاتا»
‫تبدیل به یه کابوسِ وحشتناک واسه رقیباش بشه

700
01:00:57,166 --> 01:00:59,041
‫امروز تو میدونِ «آلپین».

701
01:00:59,125 --> 01:01:05,333
‫«میدونِ مسابقاتِ ماشین‌سواریِ (آلپین)»

702
01:01:05,416 --> 01:01:07,041
‫ولی خب معلومه،

703
01:01:07,125 --> 01:01:10,041
‫پیش‌بینی کردنِ اینکه کی برنده می‌شه
‫به آسونیِ پیش‌بینیِ وضعِ آب‌وهوای اینجاست.

704
01:01:10,125 --> 01:01:11,291
‫یعنی کاملاً غیرممکنه.

705
01:01:11,375 --> 01:01:14,333
‫چون وقتی بحثِ جاده‌های لیز وسط باشه،
‫«ماکینن» از همه کاربلدتره.

706
01:01:20,000 --> 01:01:20,875
‫ممنون.

707
01:01:24,708 --> 01:01:25,541
‫ممنون.

708
01:01:30,125 --> 01:01:33,166
‫«مامان»

709
01:01:35,583 --> 01:01:36,625
‫سلام.

710
01:01:38,000 --> 01:01:38,833
‫سلام.

711
01:01:43,041 --> 01:01:45,625
‫خیلیا فرصت گیرشون می‌آد،

712
01:01:45,708 --> 01:01:48,958
‫ولی آدمای خیلی کمی بلدن
‫درست ازش استفاده کنن.

713
01:01:49,041 --> 01:01:51,916
‫به فهرستِ راننده‌های سالِ آینده خوش اومدی.

714
01:01:53,041 --> 01:01:55,250
‫حق داری به خودت افتخار کنی، «سارا».

715
01:01:57,291 --> 01:01:58,250
‫ممنون.

716
01:02:01,375 --> 01:02:05,500
‫یه نمایشِ خیره‌کننده از «آنونزیاتا».
‫و حالا با اعتمادبه‌نفس از رقیباش رد می‌شه.

717
01:02:14,041 --> 01:02:15,250
‫ایول!

718
01:02:19,750 --> 01:02:20,750
‫سلام.

719
01:02:22,500 --> 01:02:23,458
‫موفق باشی.

720
01:02:25,208 --> 01:02:26,041
‫ممنون.

721
01:02:36,750 --> 01:02:39,083
‫هر ۳ تا راننده امروز
‫دارن از جون مایه می‌ذارن.

722
01:02:39,166 --> 01:02:42,666
‫«ماکینن»، «پولسن» و «آنونزیاتا»،
‫همه‌شون دارن معرکه کار می‌کنن.

723
01:02:42,750 --> 01:02:43,875
‫کی می‌تونه
‫اعصابشو آروم نگه داره؟

724
01:02:45,791 --> 01:02:46,958
‫یعنی می‌تونه؟

725
01:02:50,541 --> 01:02:52,125
‫یعنی می‌تونه؟

726
01:02:52,208 --> 01:02:54,133
‫از رقیبا رد می‌شه!
‫کارو تموم کرد!

727
01:02:54,145 --> 01:02:56,708
‫«آنونزیاتا» مسابقه
‫میدونِ «آلپین» رو می‌بره.

728
01:02:56,791 --> 01:02:59,750
‫معرکه‌ست! عجب پایانی!

729
01:03:09,708 --> 01:03:13,166
‫و قهرمانِ مسابقه میدونِ «آلپین» در سال جاری

730
01:03:13,250 --> 01:03:17,958
‫کسی نیست جز «دانته آنونزیاتا».

731
01:03:43,208 --> 01:03:45,500
‫نامزدِ رانندگیِ ماشین شدی؟

732
01:03:48,458 --> 01:03:49,875
‫واسه سالِ دیگه؟

733
01:03:54,583 --> 01:03:55,416
‫مامان،

734
01:03:56,416 --> 01:03:59,375
‫آقای «برونسون» تو این قضیه جدیه، من مطمئنم.

735
01:04:00,166 --> 01:04:02,125
‫یا شایدم داره ازت سوءاستفاده می‌کنه.

736
01:04:02,208 --> 01:04:04,166
‫یا شایدم داره هوامو داره.

737
01:04:04,708 --> 01:04:06,875
‫چرا قبلاً هیچی از این ماجرا بهم نگفته بودی؟

738
01:04:09,541 --> 01:04:10,958
‫و نظرِ «دانته» در این مورد چیه؟

739
01:04:17,541 --> 01:04:18,958
‫مگه خبر نداره؟

740
01:04:24,333 --> 01:04:27,375
‫عزیزم، کاملاً تابلوئه که بهش حس داری.

741
01:04:27,458 --> 01:04:29,458
‫باید باهاش حرف بزنی.

742
01:04:34,416 --> 01:04:35,583
‫من درو باز می‌کنم.

743
01:04:46,291 --> 01:04:47,125
‫سلام.

744
01:04:51,000 --> 01:04:52,333
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

745
01:04:59,541 --> 01:05:00,541
‫شما «ایرین» هستین، درسته؟

746
01:05:01,291 --> 01:05:02,125
‫بله.

747
01:05:03,000 --> 01:05:04,458
‫من «دانته» هستم. از دیدنتون خوشبختم.

748
01:05:10,958 --> 01:05:13,958
‫می‌خواستم… با خودم ببرمت.

749
01:05:19,541 --> 01:05:20,958
‫و اگه قبول نکنم باهات بیام چی؟

750
01:05:25,250 --> 01:05:27,333
‫اون‌وقت پایِ نیروهای انتظامیِ
‫بین‌المللی وسط کشیده می‌شه.

751
01:05:32,041 --> 01:05:36,125
‫دقیقاً ۶۸ ساعت وقت داریم
‫تا قرارِ شام با حامی‌های مالی.

752
01:05:37,833 --> 01:05:39,083
‫سرِ وقت می‌رسیم.

753
01:05:53,291 --> 01:05:59,041
‫«(آمالفی)، (ایتالیا)»

754
01:06:00,583 --> 01:06:01,541
‫«بستنیِ یخیِ لیمویی»

755
01:06:07,875 --> 01:06:08,958
‫می‌شه ما…

756
01:07:54,666 --> 01:07:57,916
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم
‫که تا حالا به هیچ‌کس نشون ندادم.

757
01:08:01,541 --> 01:08:02,375
‫باشه.

758
01:08:11,208 --> 01:08:12,750
‫تو اون روزِ شوم،

759
01:08:12,833 --> 01:08:15,333
‫ما فقط واسه یه دور زدنِ معمولی با ماشین
‫نرفته بودیم همون‌طوری که بقیه فکر می‌کنن.

760
01:08:15,416 --> 01:08:17,166
‫داشتیم دعوا می‌کردیم.

761
01:08:18,583 --> 01:08:22,083
‫چون به نظرم اون هنوز آماده نبود
‫که رانندگیِ مسابقه رو حرفه‌ای ادامه بده.

762
01:08:42,250 --> 01:08:44,208
‫اینو تو تولد ۱۸ سالگیش بهش کادو دادم.

763
01:08:47,416 --> 01:08:49,583
‫«فرشته‌ی من با زانوهای خونی.»

764
01:08:52,791 --> 01:08:54,375
‫مامانم با این لقب صداش می‌کرد.

765
01:09:06,250 --> 01:09:08,500
‫«گابریلا» خیلی جاه‌طلب بود.

766
01:09:08,583 --> 01:09:10,333
‫راننده‌ی بااستعدادی بود.

767
01:09:12,625 --> 01:09:14,000
‫درست مثلِ تو.

768
01:09:17,291 --> 01:09:18,875
‫ولی من استعدادشو باور نداشتم.

769
01:09:19,916 --> 01:09:21,291
‫تازه دست‌کم هم گرفتمش.

770
01:09:22,625 --> 01:09:26,875
‫سعی کردم از رفتن تو این مسیر منصرفش کنم.
‫و همین باعث شد قاطی کنه.

771
01:09:29,208 --> 01:09:31,083
‫تا عمر دارم نگاهشو به خودم فراموش نمی‌کنم.

772
01:09:36,541 --> 01:09:38,041
‫مثل دیوونه‌ها با آخرین سرعت راه افتاد.

773
01:09:38,125 --> 01:09:40,333
‫می‌خواست خودشو ثابت کنه.

774
01:09:40,416 --> 01:09:41,625
‫بعدش فقط یه اشتباه رخ داد.

775
01:09:45,500 --> 01:09:48,750
‫اختیارِ ماشینش از دستش دررفت
‫و همون‌جا سرِ صحنه‌ی تصادف جون داد.

776
01:09:50,166 --> 01:09:51,208
‫تقصیرِ من بود.

777
01:10:10,000 --> 01:10:11,625
‫تو هیچ تقصیری تو این ماجرا نداری.

778
01:10:49,791 --> 01:10:51,916
‫- صبح بخیر.
‫- سلام.

779
01:11:16,625 --> 01:11:19,708
‫نظرت چیه بعد از تموم
‫شدنِ فصل با هم فرار کنیم؟

780
01:11:23,958 --> 01:11:25,125
‫کجا؟

781
01:11:26,083 --> 01:11:27,291
‫نمی‌دونم.

782
01:11:28,916 --> 01:11:31,000
‫به یه شهربازی تو جنوبِ «ایتالیا».

783
01:11:36,041 --> 01:11:36,875
‫من و تو…

784
01:11:39,666 --> 01:11:40,500
‫می‌تونیم مدیریتِ

785
01:11:43,458 --> 01:11:45,791
‫یه میدونِ ماشین‌برقی رو به عهده بگیریم.

786
01:11:46,500 --> 01:11:48,000
‫به نظر عالی می‌آد.

787
01:12:55,583 --> 01:12:56,875
‫واقعاً مجبوریم بریم؟

788
01:12:59,416 --> 01:13:01,750
‫باید پایبندِ قرارداد باشیم. یادت رفته؟

789
01:13:02,791 --> 01:13:04,666
‫دو روز دیگه همه‌ی اینا تموم می‌شه.

790
01:13:08,375 --> 01:13:09,375
‫آره.

791
01:13:15,083 --> 01:13:16,416
‫«دانته»، باید یه چیزی بهت بگم…

792
01:13:27,666 --> 01:13:28,625
‫ایناهاشن.

793
01:13:29,625 --> 01:13:30,708
‫ایناهاشن!

794
01:13:35,125 --> 01:13:36,416
‫مهمون‌های ویژه.

795
01:13:36,500 --> 01:13:38,916
‫بیا اینجا ببینم قهرمان. از دیدنت خوشحالم.

796
01:13:42,833 --> 01:13:43,666
‫ممنون.

797
01:13:43,750 --> 01:13:47,166
‫منظورم اینه که اگه بپرسیم
‫چیزی از دست نمی‌دیم.

798
01:13:52,916 --> 01:13:54,833
‫ولی فقط بعد از عوض کردنِ چرخ‌ها.

799
01:13:56,916 --> 01:13:57,916
‫باشه.

800
01:13:58,916 --> 01:14:00,875
‫یا خدا.

801
01:14:09,583 --> 01:14:11,083
‫من می‌رم دستشویی.

802
01:14:23,916 --> 01:14:25,208
‫چه خبرا، جنابِ کمکی؟

803
01:14:25,791 --> 01:14:27,000
‫سلام بر قهرمان.

804
01:14:28,000 --> 01:14:30,875
‫شاید قضیه خیلی هم مهم نباشه، ولی…

805
01:14:32,000 --> 01:14:34,750
‫تو بودی که سریع‌ترین دور
‫رو تو میدونِ «ایگل» زدی؟

806
01:14:38,375 --> 01:14:39,208
‫توی روز؟

807
01:14:40,000 --> 01:14:41,958
‫آره، توی روز.

808
01:14:44,916 --> 01:14:45,833
‫عجیبه.

809
01:14:56,500 --> 01:15:00,875
‫یه نفر تو تاریکیِ شب حدنصابِ زمانیت رو
‫شکونده، و هیچ‌کس هم لام تا کام حرف نزده.

810
01:15:00,958 --> 01:15:04,083
‫عجیبه، نه؟
‫گروه داره روش سرپوش می‌ذاره.

811
01:15:04,166 --> 01:15:05,125
‫کارِ من نبوده.

812
01:15:06,833 --> 01:15:07,833
‫پس کی بوده؟

813
01:15:12,250 --> 01:15:13,625
‫از این شراب خوشم می‌آد.

814
01:15:14,875 --> 01:15:15,791
‫«جک»!

815
01:15:17,791 --> 01:15:21,250
‫«روبن» فکر می‌کنه یه نفر
‫شبانه حدنصابِ زمانیم رو شکونده.

816
01:15:23,250 --> 01:15:24,291
‫کارِ کیه؟

817
01:15:31,583 --> 01:15:33,541
‫منم دوست دارم بدونم.

818
01:15:41,583 --> 01:15:43,875
‫خب، من…

819
01:15:44,958 --> 01:15:48,625
‫نمی‌خواستیم حواستو پرت کنیم، «دانته».

820
01:15:49,416 --> 01:15:52,875
‫با نزدیک شدن به آخرِ فصل،
‫مهم‌ترین اولویت تو و عملکردت هستین.

821
01:15:54,375 --> 01:15:56,708
‫واسه همین من و «سارا»
‫تصمیم گرفتیم بهت نگیم.

822
01:15:59,083 --> 01:16:00,291
‫چی رو بهم نگین؟

823
01:16:03,000 --> 01:16:04,791
‫«سارا» همون کسیه که
‫حدنصابِ زمانیِ جدید رو ثبت کرده.

824
01:16:08,583 --> 01:16:12,875
‫به شکلِ باورنکردنی‌ای سریع بود. قبلاً
‫هیچ‌وقت همچین چیزی تو تمرین ندیده بودم.

825
01:16:12,958 --> 01:16:13,833
‫تو تمرین؟

826
01:16:15,958 --> 01:16:17,333
‫آره.

827
01:16:19,250 --> 01:16:20,166
‫با تو؟

828
01:16:20,250 --> 01:16:25,000
‫یعنی داریم «سارا» رو
‫آماده می‌کنیم که راننده بشه؟

829
01:16:27,250 --> 01:16:28,166
‫«دانته»…

830
01:16:30,333 --> 01:16:31,666
‫«دانته»، من…

831
01:16:35,458 --> 01:16:36,833
‫صبر کن «دانته».

832
01:16:36,916 --> 01:16:38,208
‫وایسا.

833
01:16:40,000 --> 01:16:41,791
‫- می‌خواستم بهت بگم.
‫- چی رو؟

834
01:16:43,291 --> 01:16:45,416
‫اینکه «جک» داشته یواشکی بهت آموزش می‌داده؟

835
01:16:45,500 --> 01:16:48,791
‫و اینکه دارن نقشه می‌کشن از پشت بهم
‫خنجر بزنن تا تو راننده‌ی گروهِ «ایگل» بشی؟

836
01:16:50,000 --> 01:16:51,666
‫این فقط یه اقدامِ احتیاطیه
‫واسه وقتی که تو بخوای بری.

837
01:16:54,416 --> 01:16:56,291
‫تمامِ این مدت داشتی منو خر فرض می‌کردی.

838
01:17:01,458 --> 01:17:02,291
‫آره.

839
01:17:03,375 --> 01:17:05,333
‫آره، داشتم بهت دروغ می‌گفتم.

840
01:17:06,416 --> 01:17:10,750
‫ولی این فرصتِ طلاییِ منه،
‫«برونسون» این موقعیت رو بهم داد.

841
01:17:11,625 --> 01:17:13,708
‫- و برام خیلی مهم‌تر از…
‫- مهم‌تر از منه؟

842
01:17:15,833 --> 01:17:17,500
‫اینو می‌خوای بگی؟

843
01:17:17,583 --> 01:17:19,125
‫نه، معلومه که نه، ولی…

844
01:17:22,875 --> 01:17:25,791
‫نمی‌دونستم قراره عاشقت بشم.

845
01:17:27,833 --> 01:17:31,666
‫بعد از تموم شدنِ این مسابقه،
‫رابطه‌ی کاریِ بین ما هم تموم می‌شه.

846
01:17:33,458 --> 01:17:35,833
‫تو پولتو می‌گیری، و منم به آرامش می‌رسم.

847
01:17:37,708 --> 01:17:38,708
‫آره.

848
01:17:46,958 --> 01:17:48,041
‫«دانته».

849
01:18:52,625 --> 01:18:55,458
‫امروز چه هیجانی در انتظارمونه؟

850
01:18:55,541 --> 01:18:58,322
‫۸۰ هزار برگه ورودیه واسه
‫مسابقه جایزه بزرگ «آلمان»

851
01:18:58,334 --> 01:19:01,291
‫توی رقابت‌های قهرمانیِ «یورو
‫جی‌تی مسترز» فروخته شده،

852
01:19:01,375 --> 01:19:04,500
‫همین‌جا تو میدونِ قدیمی و اصیلِ «دونرزباخ».

853
01:19:04,583 --> 01:19:09,750
‫دیروز دیدیم که گروه‌ها یه دورِ مقدماتی
‫رو در اوجِ هیجان به نمایش گذاشتن.

854
01:19:09,833 --> 01:19:12,243
‫و هر کدوم از
‫«یاکاتومی»، «ماکینن» و

855
01:19:12,255 --> 01:19:15,416
‫«آنونزیاتا» شانسِ بردنِ
‫عنوان قهرمانی رو دارن.

856
01:19:16,208 --> 01:19:18,279
‫«آنونزیاتا» از جایگاهِ اولِ
‫خطِ شروع حرکت می‌کنه

857
01:19:18,291 --> 01:19:20,458
‫بعد از اینکه سریع‌ترین دور
‫رو به نام خودش ثبت کرد.

858
01:19:20,541 --> 01:19:24,458
‫یه دورِ مقدماتیِ فوق‌العاده قوی رو پشت سر
‫گذاشت و نشون داد که چقدر اعصابش آرومه.

859
01:19:24,541 --> 01:19:27,333
‫ولی همه‌چی بستگی به اتفاقاتِ امروز داره.

860
01:19:27,416 --> 01:19:32,166
‫فصل‌های این داستان داره به طورِ زنده
‫نوشته می‌شه. هنوز هیچی قطعی نشده.

861
01:19:32,250 --> 01:19:36,000
‫و همین انتظار و ابهامه
‫که این ورزش رو این‌قدر محبوب می‌کنه.

862
01:19:36,083 --> 01:19:40,958
‫امروز کی پیروزی رو به چنگ
‫می‌آره؟ کی این کارو می‌کنه؟

863
01:20:04,416 --> 01:20:07,000
‫می‌تونیم انجام دادنِ مصاحبه رو رد کنیم.

864
01:20:07,666 --> 01:20:08,500
‫چرا؟

865
01:20:09,250 --> 01:20:10,708
‫این بخشی از کارمونه.

866
01:20:17,958 --> 01:20:20,583
‫خب، در این صورت باید بریم.

867
01:20:21,125 --> 01:20:21,958
‫مگه نه؟

868
01:20:29,000 --> 01:20:30,625
‫سلام «ایرین».

869
01:20:30,708 --> 01:20:32,000
‫«روبن»؟

870
01:20:32,083 --> 01:20:33,416
‫خیلی وقته ندیدمت.

871
01:20:33,500 --> 01:20:34,750
‫یه عمری می‌شه.

872
01:20:36,250 --> 01:20:37,291
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

873
01:20:39,708 --> 01:20:41,416
‫«سارا» اینجا نیست، درسته؟

874
01:20:41,500 --> 01:20:42,666
‫آره، نیست.

875
01:20:43,291 --> 01:20:44,791
‫اتفاقی افتاده؟

876
01:20:46,333 --> 01:20:47,750
‫می‌تونم بیام تو؟

877
01:20:49,000 --> 01:20:51,750
‫بهم بگو، چرا نمی‌خوای
‫«سارا» بفهمه تو اینجایی؟

878
01:20:51,833 --> 01:20:55,125
‫چون اون فکر می‌کنه می‌تونه
‫تنهایی از پسِ کاراش بربیاد.

879
01:20:57,375 --> 01:21:00,000
‫این اواخر نتونستم باهاش ارتباط بگیرم.

880
01:21:00,083 --> 01:21:03,125
‫و دقیقاً به همین خاطره که ما باید دخالت
‫کنیم تا کمکش کنیم از این مخمصه بیاد بیرون.

881
01:21:03,208 --> 01:21:05,166
‫این آدما فقط به فکرِ منافعِ خودشونن.

882
01:21:05,250 --> 01:21:08,166
‫به محض اینکه کارشون باهاش
‫تموم بشه، می‌ندازنش دور.

883
01:21:08,875 --> 01:21:11,041
‫با منم دقیقاً همین کارو کردن.

884
01:21:17,458 --> 01:21:20,666
‫از همون اول بهش هشدار دادم
‫که این قرارومدار عاقبتِ خوشی نداره.

885
01:21:22,000 --> 01:21:23,708
‫کدوم قرارومدار؟

886
01:21:31,166 --> 01:21:32,625
‫ببین.

887
01:21:35,333 --> 01:21:40,208
‫بهش ۲۰۰ هزار یورو پیشنهاد دادن
‫تا نقشِ نامزدِ «دانته» رو بازی کنه.

888
01:21:40,291 --> 01:21:42,583
‫- خیلی عجیبه، نه؟
‫- صددرصد.

889
01:21:46,708 --> 01:21:47,541
‫نگاه کن.

890
01:21:47,625 --> 01:21:49,041
‫یا خدا.

891
01:21:52,541 --> 01:21:56,041
‫قدغن کرد که اینو به هیچ‌کس نگم.

892
01:21:56,125 --> 01:21:57,916
‫معلومه، چون این یه رسواییِ بزرگه.

893
01:21:58,541 --> 01:22:00,250
‫به هیچ‌کس نگو.

894
01:22:01,041 --> 01:22:03,000
‫- سلام. بله.
‫- از دیدنت خوشبختم.

895
01:22:03,083 --> 01:22:04,833
‫از دیدنِ جفتتون خوشحالم، خوش اومدین.

896
01:22:04,916 --> 01:22:06,250
‫سلام.

897
01:22:07,416 --> 01:22:10,458
‫- بفرمایید پشت سر بشینید.
‫- ممنون از شما.

898
01:22:10,541 --> 01:22:12,500
‫اینجا مناسبه.

899
01:22:14,500 --> 01:22:15,625
‫چقدر عالی.

900
01:22:15,708 --> 01:22:17,875
‫خیلی هیجان‌زده‌م که شما
‫دوتا رو پیشِ خودمون داریم.

901
01:22:19,500 --> 01:22:21,333
‫ما هم از اینکه اینجاییم خیلی هیجان‌زده‌ایم.

902
01:22:22,291 --> 01:22:27,125
‫«دانته»، تو این لحظاتی که قبل از
‫مسابقه پایانیِ بزرگه چی تو سرت می‌گذره؟

903
01:22:27,208 --> 01:22:28,833
‫چیزِ خاصی نیست.

904
01:22:28,916 --> 01:22:30,166
‫تو رو خدا.

905
01:22:31,708 --> 01:22:35,583
‫نه، جدی می‌گم. تمامِ تمرکزم روی مسابقه‌ست.

906
01:22:36,250 --> 01:22:38,666
‫تمامِ تمرکزش روی مسابقه‌ست.

907
01:22:40,208 --> 01:22:44,541
‫شما تبدیل به یه زوجِ موفق و مشهور شدین.

908
01:22:44,625 --> 01:22:48,500
‫چه حسی به این قضیه داری، «سارا»؟

909
01:22:49,291 --> 01:22:51,541
‫با وجودِ این همه توجهِ یهویی بهت؟

910
01:22:51,625 --> 01:22:54,500
‫چون دنیای تو با دنیای «دانته»
‫زمین تا آسمون فرق داره.

911
01:22:59,208 --> 01:23:00,541
‫من…

912
01:23:02,500 --> 01:23:04,208
‫من…

913
01:23:07,166 --> 01:23:11,333
‫من واقعاً قدردانِ تک‌تکِ
‫لحظاتی‌ام که با هم زندگی کردیم.

914
01:23:11,416 --> 01:23:13,333
‫و بابتِ کارایی که به خاطرم کرد.

915
01:23:17,500 --> 01:23:18,666
‫ببخشید.

916
01:23:19,833 --> 01:23:22,666
‫چون به لطفِ اون، دنیای من زیر و رو شد.

917
01:23:22,750 --> 01:23:28,000
‫دخترِ تعمیرکار و راننده‌ی مسابقه.
‫عجب خوشبختیِ محشری.

918
01:23:28,083 --> 01:23:29,500
‫می‌شه گفت همین‌طوره.

919
01:23:30,416 --> 01:23:32,541
‫شبیه یه افسانه‌ی امروزیه.

920
01:23:34,041 --> 01:23:39,416
‫همه‌مون می‌دونیم
‫پایه‌ی قصه‌های خیالیِ موفق چیه.

921
01:23:40,333 --> 01:23:41,750
‫یه داستان‌پردازیِ خوب.

922
01:23:45,125 --> 01:23:47,750
‫یا یه قراردادِ قانونیِ سفت‌وسخت.

923
01:23:47,833 --> 01:23:50,125
‫چون همه‌چی مو به مو اینجا
‫نوشته شده. کلمه به کلمه‌ش.

924
01:23:50,208 --> 01:23:53,916
‫ابراز علاقه، بوسیدنِ همدیگه و رازداری.

925
01:23:54,000 --> 01:23:57,000
‫- و اسمِ تو هم کنار اسمِ «سارا» اومده.
‫- «اوا»، می‌شه ما…

926
01:23:57,083 --> 01:23:59,875
‫- صبر کنین. می‌شه فیلم‌برداری رو قطع کنین؟
‫- به این می‌گن عشق؟

927
01:23:59,958 --> 01:24:01,833
‫- یا اینکه فقط یه…
‫- می‌شه ببینمش؟

928
01:24:01,916 --> 01:24:06,166
‫خب، من یه کاربلد تو این جور چیزا می‌شناسم.

929
01:24:06,250 --> 01:24:08,458
‫می‌تونم از قرارداده عکس
‫بگیرم و براش بفرستم،

930
01:24:08,541 --> 01:24:10,375
‫فقط از سرِ احتیاط، باشه؟

931
01:24:10,458 --> 01:24:11,375
‫باشه.

932
01:24:14,583 --> 01:24:18,833
‫یا اینکه کلِ این ماجرا فقط یه
‫معامله‌ی از پیش تعیین‌شده‌ست؟

933
01:24:19,458 --> 01:24:22,083
‫بینندگان عزیز،
‫با ما بمونید تا از جزئیات باخبر بشید.

934
01:24:23,916 --> 01:24:25,875
‫گندش بزنن. عجب چرندیاتی.

935
01:24:26,500 --> 01:24:28,791
‫- کجا داری می‌ری؟
‫- به مسابقه.

936
01:24:28,875 --> 01:24:30,166
‫لعنتی.

937
01:24:31,000 --> 01:24:33,458
‫گندش بزنن، لعنتی.

938
01:24:33,541 --> 01:24:36,208
‫چند دقیقه مونده به شروع،
‫اتفاقاتِ جنجالی‌ای افتاده.

939
01:24:36,291 --> 01:24:39,333
‫اتهاماتی زده شده
‫به «دانته آنونزیاتا» و گروهِ «ایگل»

940
01:24:39,416 --> 01:24:41,541
‫مبنی بر اینکه رابطه‌ش با
‫«سارا ینکینز» فقط یه فیلم بوده

941
01:24:41,625 --> 01:24:43,583
‫واسه سرپوش گذاشتن روی رسواییِ اون عکس‌ها.

942
01:24:43,666 --> 01:24:47,500
‫بهتون گفتم دارن فیلم بازی می‌کنن!
‫به محض اینکه دیدمشون دوزاریم افتاد.

943
01:24:47,583 --> 01:24:48,791
‫صبر کن.

944
01:24:48,875 --> 01:24:50,708
‫وایسا ببینم. می‌خوای برونی؟

945
01:24:51,375 --> 01:24:52,416
‫می‌خوام ببرم.

946
01:24:53,291 --> 01:24:56,375
‫همینه.
‫دقیقاً همینه که می‌خوایم. برو و برنده شو.

947
01:24:57,791 --> 01:25:01,041
‫خب، آیا این اتهامات
‫روی عملکردِ «آنونزیاتا» تأثیر می‌ذاره؟

948
01:25:01,125 --> 01:25:04,083
‫چون زندگیِ خصوصیش همیشه
‫مایه‌ی دردسر و حاشیه بوده.

949
01:25:13,791 --> 01:25:18,083
‫عزیزم، واقعاً متأسفم.
‫«روبن» اومد و ادعا کرد که می‌خواد کمک کنه.

950
01:25:18,166 --> 01:25:21,041
‫ولی از قرارداده عکس گرفت.
‫حتماً کارِ خودشه که خبر رو لو داده.

951
01:25:21,125 --> 01:25:22,000
‫چی؟

952
01:25:26,500 --> 01:25:27,541
‫آها، اینجایی.

953
01:25:30,541 --> 01:25:31,375
‫چرا؟

954
01:25:32,958 --> 01:25:34,583
‫چرا این کارو کردی؟

955
01:25:36,500 --> 01:25:37,500
‫واقعاً داری می‌پرسی؟

956
01:25:39,416 --> 01:25:44,208
‫چون من ۴ سالِ تمام
‫جونم رو واسه این گروه گذاشتم!

957
01:25:46,083 --> 01:25:47,500
‫و در عوضش چی گیرم اومد؟

958
01:25:49,666 --> 01:25:53,791
‫قرار بود «برونسون» پرتش کنه بیرون
‫به خاطرِ عکستون تو رختکن.

959
01:25:53,875 --> 01:25:57,791
‫ولی به جاش،
‫به رانندگیش ادامه داد، و صاحبِ…

960
01:26:01,708 --> 01:26:02,583
‫تو شد.

961
01:26:06,833 --> 01:26:08,083
‫پس تو بودی که از ما عکس گرفتی.

962
01:26:16,500 --> 01:26:18,041
‫- «سارا»، من…
‫- نه.

963
01:26:23,458 --> 01:26:24,500
‫لعنت بهت «روبن».

964
01:26:26,833 --> 01:26:29,041
‫فقط به اندازه‌ی کافی سریع نبودی، همین.

965
01:26:44,875 --> 01:26:46,250
‫سلام. ممنون ازت.

966
01:26:47,625 --> 01:26:48,583
‫یا خدا.

967
01:26:49,250 --> 01:26:51,458
‫- فکر نکنم امروز از این گندتر بشه.
‫- نه.

968
01:26:51,541 --> 01:26:53,625
‫جوِ اینجا تو «دونرزباخ»
‫حسابی داغ و پرهیجانه.

969
01:26:53,708 --> 01:26:57,333
‫چون شور و شوقِ طرفدارا اینجا،
‫دست‌کمی از هیجانِ خودِ راننده‌ها نداره.

970
01:26:57,416 --> 01:27:00,625
‫خب، برو و قهرمانی رو چنگ بزن. این حقِ توئه.

971
01:27:00,708 --> 01:27:02,166
‫بزن بریم.

972
01:27:09,333 --> 01:27:13,666
‫لحظه‌ی موعود فرا رسید.
‫پایانِ بزرگِ یه فصل در اوجِ هیجان.

973
01:27:16,958 --> 01:27:18,708
‫مسابقه در «دونرزباخ» شروع شد!

974
01:27:24,958 --> 01:27:27,875
‫یه حرکتِ قوی تو مسیرِ مستقیم،
‫و «آنونزیاتا» می‌ره صدرِ مسابقه

975
01:27:27,958 --> 01:27:30,125
‫با یه رانندگیِ هجومی و
‫وحشیانه از همون لحظه‌ی اول.

976
01:27:33,375 --> 01:27:34,541
‫ایول!

977
01:27:46,125 --> 01:27:49,833
‫دورِ پانزدهم. «آنونزیاتا» با اعتمادبه‌نفس
‫جایگاهِ اولش رو محکم‌تر می‌کنه.

978
01:27:49,916 --> 01:27:53,541
‫و الان با اختلافِ ۱۲ ثانیه جلوتره
‫از «پولسن» که نفرِ دومه.

979
01:28:01,041 --> 01:28:03,291
‫بیا تو مسیرِ تعمیرگاه، «دانته»!
‫چرخ‌هات صاف و داغون شدن.

980
01:28:03,375 --> 01:28:04,875
‫نه، الان نه!

981
01:28:04,958 --> 01:28:06,875
‫«دانته»، چرخ‌ها هر آن ممکنه بترکن.

982
01:28:06,958 --> 01:28:08,291
‫مسابقه مالِ توئه، تصمیمش هم با خودته.

983
01:28:16,958 --> 01:28:17,916
‫نه.

984
01:28:22,291 --> 01:28:25,541
‫دورِ بیست و یکم.
‫ماشینِ «آنونزیاتا» یهو سُر می‌خوره.

985
01:28:25,625 --> 01:28:28,625
‫این دیگه چیه؟ مالید به حفاظِ کنار جاده.
‫اصلاً نیازی به همچین اشتباهی نبود.

986
01:28:28,708 --> 01:28:31,708
‫«آنونزیاتا» چش شده؟
‫از فشارِ عصبیه یا مشکل از چرخ‌هاست؟

987
01:28:31,791 --> 01:28:34,208
‫اون تنها راننده‌ایه
‫که تا اینجای کار چرخ‌هاشو عوض نکرده.

988
01:28:34,291 --> 01:28:37,250
‫آره، یه تصمیمِ نقشه‌ایِ مشکوک
‫از طرفِ گروهِ «ایگل ریسینگ»ـه.

989
01:28:37,333 --> 01:28:38,625
‫دارم می‌آم تو مسیرِ تعمیرگاه.

990
01:28:38,708 --> 01:28:39,958
‫آماده بشین واسه توقفِ تعمیرات.

991
01:28:56,000 --> 01:28:57,000
‫«دانته»، چی شده؟

992
01:28:58,375 --> 01:28:59,458
‫«دانته»؟

993
01:28:59,541 --> 01:29:01,625
‫نمی‌تونم مسابقه رو ادامه بدم.

994
01:29:02,166 --> 01:29:04,125
‫نمی‌تونی چی؟ مشکل چیه؟

995
01:29:04,208 --> 01:29:07,541
‫یعنی چی که نمی‌تونی؟ تو نفرِ اولی!

996
01:29:07,625 --> 01:29:09,958
‫آیا این نقطه‌ی عطفی واسه
‫گروهِ «ایگل ریسینگ»ـه؟

997
01:29:10,041 --> 01:29:11,544
‫جایگاهِ اولش داره جلو
‫چشماش دود می‌شه می‌ره هوا!

998
01:29:11,556 --> 01:29:13,041
‫و «آنونزیاتا» از جایگاهِ
‫تعمیرات تکون نمی‌خوره.

999
01:29:16,291 --> 01:29:17,250
‫گوش کن!

1000
01:29:19,000 --> 01:29:19,833
‫«دانته».

1001
01:29:25,375 --> 01:29:26,333
‫به خاطرِ اون ببر.

1002
01:29:27,458 --> 01:29:29,958
‫به خاطرِ فرشته‌ای با زانوهای خونی ببر.

1003
01:29:34,250 --> 01:29:35,833
‫«دانته»، چه خبره؟ گاز بده برو!

1004
01:29:40,375 --> 01:29:44,250
‫«آنونزیاتا» برمی‌گرده به میدون!
‫«پولسن» اوله و «یاکاتومی» تو جایگاهِ دومه.

1005
01:29:44,333 --> 01:29:47,291
‫عجب هیجانی! این دورهای آخر
‫همیشه پر از التهاب و اضطرابه.

1006
01:29:54,041 --> 01:29:58,083
‫«آنونزیاتا» از مسیرِ بیرونی جلو می‌زنه.
‫یه سبقت در سطحِ جهانی…

1007
01:30:16,083 --> 01:30:17,666
‫۴ ثانیه با «پولسن» فاصله داره.

1008
01:30:24,541 --> 01:30:26,291
‫۲ ثانیه با «پولسن» فاصله داره.

1009
01:30:38,666 --> 01:30:39,708
‫تمومش کن!

1010
01:31:45,833 --> 01:31:48,458
‫کارو تموم کرد! این دیوونه‌کننده‌ست!

1011
01:31:48,541 --> 01:31:49,458
‫ایول!

1012
01:31:49,541 --> 01:31:51,443
‫«آنونزیاتا» برنده‌ی
‫مسابقه‌ی جایزه بزرگ «آلمان»

1013
01:31:51,455 --> 01:31:53,250
‫در «دونرزباخ» می‌شه،
‫با وجودِ همه‌ی سختی‌ها!

1014
01:31:53,333 --> 01:31:55,583
‫باورنکردنیه!

1015
01:32:12,250 --> 01:32:15,208
‫گل کاشتی پسر! کارو تموم کردی!

1016
01:32:18,208 --> 01:32:19,666
‫گل کاشتی!

1017
01:32:20,458 --> 01:32:22,125
‫گل کاشتی «دانته».

1018
01:32:22,875 --> 01:32:24,791
‫- «دانته».
‫- ما گل کاشتیم.

1019
01:32:26,375 --> 01:32:28,416
‫با هم انجامش دادیم.

1020
01:33:08,375 --> 01:33:12,583
‫«دانته آنونزیاتا».

1021
01:33:24,500 --> 01:33:25,416
‫«سارا»!

1022
01:33:28,041 --> 01:33:29,083
‫«سارا»!

1023
01:33:30,291 --> 01:33:32,583
‫رو سکوی قهرمانی بودم،

1024
01:33:32,666 --> 01:33:35,166
‫ولی واسه اولین بار تو
‫زندگیم عینِ خیالم هم نبود.

1025
01:33:36,500 --> 01:33:38,541
‫تنها چیزی که می‌خواستم
‫این بود که اینجا باشم.

1026
01:33:38,625 --> 01:33:39,625
‫پیشِ تو.

1027
01:34:06,083 --> 01:34:06,916
‫الان قراره چیکار کنیم؟

1028
01:34:07,875 --> 01:34:09,125
‫بزنیم به چاک؟

1029
01:34:10,416 --> 01:34:11,250
‫چرا که نه؟

1030
01:34:14,583 --> 01:34:15,541
‫تو بشین پشتِ فرمون.

1031
01:34:23,791 --> 01:34:24,916
‫باشه، بپر بالا!

1032
01:34:28,291 --> 01:34:30,750
‫خب بچه‌ها، به عنوانِ یه داستانِ
‫عاشقانه‌ی الکی شروع شد،

1033
01:34:30,833 --> 01:34:32,583
‫بعدش تبدیل شد به یه عشقِ واقعی.

1034
01:34:32,666 --> 01:34:35,625
‫من از همون اولشم
‫می‌دونستم که عشقشون واقعیه.

1035
01:34:35,708 --> 01:34:37,541
‫هیچ‌وقت حس نکردم عشقشون الکیه.

1036
01:34:37,625 --> 01:34:39,458
‫بلکه تمامِ این مدت واقعیِ واقعی بود.

1037
01:34:39,541 --> 01:34:42,708
‫آیا این یه عشقِ واقعیه یا فقط
‫پایبندی به یه قراردادِ کاری؟

1038
01:34:42,791 --> 01:34:45,750
‫بچه‌ها، «سارا» و «دانته» کجا غیبشون زده؟

1039
01:34:45,833 --> 01:34:48,833
‫هفته‌هاست که هیچ خبری ازشون نیست.

1040
01:34:48,916 --> 01:34:50,291
‫کجان آخه؟

1041
01:34:55,375 --> 01:34:56,333
‫«(برونسون)»

1042
01:34:56,416 --> 01:34:57,291
‫«سارا»! سلام!

1043
01:34:57,375 --> 01:34:59,916
‫چند روزه دارم تلاش می‌کنم
‫باهات تماس بگیرم. کجایی تو؟

1044
01:35:00,000 --> 01:35:04,666
‫اگه هنوز زنده‌ای و آینده‌ی کاریت برات مهمه،
‫لطفاً به حرفام گوش کن.

1045
01:35:04,750 --> 01:35:08,291
‫می‌خوایم باهات قرارداد ببندیم، نه واسه
‫یه حقه‌ی تبلیغاتی، بلکه به عنوانِ راننده.

1046
01:35:08,375 --> 01:35:09,875
‫راننده‌ی شماره‌یکِ جدیدِ گروهِ «ایگل».

1047
01:35:09,958 --> 01:35:12,000
‫از «دانته» هیچ خبری ندارم.
‫ولی یه شایعاتی به گوشم خورده.

1048
01:35:12,083 --> 01:35:14,791
‫شاید یه پیشنهاد از «فرمول ۱».
‫به هر حال. برام مهم نیست.

1049
01:35:14,875 --> 01:35:17,583
‫الان قضیه سرِ خودِ توئه.
‫این بزرگ‌ترین شانسِ زندگیته.

1050
01:35:17,666 --> 01:35:19,375
‫بهم زنگ بزن. باید با هم حرف بزنیم.

1051
01:35:29,916 --> 01:35:30,750
‫گوش کن.

1052
01:35:32,916 --> 01:35:35,041
‫بهتره پیشنهاده رو قبول کنی.

1053
01:35:40,791 --> 01:35:41,875
‫پس تو چی؟

1054
01:35:43,333 --> 01:35:45,458
‫شاید دیگه دلم نخواد
‫تو مسابقه‌های «فرمول ۱» شرکت کنم

1055
01:35:45,541 --> 01:35:47,416
‫حالا که قرارداده رو امضا کردم.

1056
01:35:48,833 --> 01:35:51,250
‫- پس چی تو سرته؟
‫- دیدنِ

1057
01:35:51,333 --> 01:35:52,791
‫لبخندِ قشنگِ تو

1058
01:35:53,416 --> 01:35:54,708
‫توی آینه‌ی عقبِ ماشینم.

1059
01:35:57,416 --> 01:35:58,458
‫مگه تو خوابت ببینی.

1060
01:35:59,708 --> 01:36:02,041
‫رانندگی - عشقِ ساختگی

1061
01:36:02,065 --> 01:36:12,065
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

