﻿1
00:00:00,008 --> 00:00:06,109
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:06,359 --> 00:00:13,542
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:13,833 --> 00:00:16,041
‫ممنون که قبل از مدرسه وقت گذاشتین.

4
00:00:17,333 --> 00:00:18,254
‫امروز بچه رو می‌بینم؟

5
00:00:18,294 --> 00:00:19,140
« کتاب چهارم »
« مراثی »

6
00:00:19,165 --> 00:00:21,999
‫عه، دختره؟
‫فکر کردم نمی‌خواستی بدونی.

7
00:00:22,083 --> 00:00:24,500
‫نمی‌خوام. فقط می‌خوام که یهو بهم بگی.

8
00:00:24,583 --> 00:00:26,416
‫می‌تونی این‌‌کارو کنی؟
‫نکن.

9
00:00:27,458 --> 00:00:29,250
‫امروز فقط به صدای ضربانش گوش می‌دیم.

10
00:00:30,625 --> 00:00:32,250
‫به‌طور کلی حالت چطوره؟

11
00:00:33,291 --> 00:00:38,458
‫تحت فشارم، ولی خب به‌جز اون،
‫بیشتر هیجان زده‌م.

12
00:00:38,541 --> 00:00:42,083
‫واسه بزرگ شدن بدنم و پوشیدن اون کمربند کشی
‫هیجان دارم

13
00:00:42,166 --> 00:00:44,833
‫واسه اینکه همه چیز بخورم،
‫و همیشه راحت باشم.

14
00:00:45,833 --> 00:00:48,333
‫اصلا قرار نیست راحت باشم، مگه نه؟

15
00:00:50,166 --> 00:00:53,375
‫همه‌ش منتظر اون ولع‌های عجیب و غریبم
‫که همه مدام در موردش صحبت می‌کنن

16
00:00:53,458 --> 00:00:56,291
‫ولی تا اینجا فقط پنیر کلبه و انگور بوده.

17
00:00:56,375 --> 00:00:58,500
‫و کورن فلکس «لاکی چارمز»،
‫یه راست از خود جعبه.

18
00:01:00,541 --> 00:01:01,583
‫مشکلی که نیست؟

19
00:01:02,541 --> 00:01:04,958
‫می‌دونی، شاید بد نباشه امروز یه نگاهی هم
‫بهش بندازیم

20
00:01:06,250 --> 00:01:08,916
‫مشکلی نداره؟ فکر می‌کردم
‫نباید زیاد ازش استفاده کنیم.

21
00:01:09,750 --> 00:01:12,583
‫واسه امروز مشکلی نداره.
‫حرکاتش چطور بود؟

22
00:01:12,666 --> 00:01:14,041
‫زیاد جا به جا شده و لگد زده؟

23
00:01:14,125 --> 00:01:20,083
‫آره، مثل یه پروانه با پاهای کوچیک.
‫البته نه خیلی شبیه «پا کوچولو».

24
00:01:20,916 --> 00:01:22,833
‫توی ۲۴ الی ۴۸ ساعت گذشته تفاوتی حس کردی؟

25
00:01:23,541 --> 00:01:26,875
‫فکر نکنم،‌ یعنی حتی دیروز...

26
00:01:30,541 --> 00:01:31,958
‫فکر کنم بخوام جنسیت رو بدونم.

27
00:01:33,666 --> 00:01:36,291
‫می‌تونی بهم بگی.
‫می‌تونی بگی. بگو فقط.

28
00:01:37,125 --> 00:01:39,375
‫انقباض یا خون‌ریزی‌ای داشتی؟

29
00:01:39,458 --> 00:01:40,458
‫نه.

30
00:01:45,833 --> 00:01:48,193
‫ضربان قلبش کو؟
‫باید ضربان قلبش رو می‌شنیدیم دیگه، درسته؟

31
00:01:48,625 --> 00:01:50,583
‫- بذار ببینم،‌ چی‌ می‌بینی؟
‫- ارین.

32
00:01:50,666 --> 00:01:51,666
‫هیچی.

33
00:01:54,000 --> 00:01:56,958
‫جدی می‌گم.
‫ هیچی نمی‌بینم.

34
00:01:57,041 --> 00:01:59,375
‫یعنی، هیچی اونجا نیست.

35
00:02:01,333 --> 00:02:02,533
‫متوجه...متوجه نمی‌شم.

36
00:02:04,083 --> 00:02:05,875
‫هیچی توی رحم‌ـت نیست.

37
00:02:09,291 --> 00:02:12,166
‫من...متوجه نمی‌شم.

38
00:02:12,250 --> 00:02:15,375
‫توی هفته‌های اول بعضی‌ها
‫بدون اینکه متوجه بشن، سقط می‌کنن،

39
00:02:15,458 --> 00:02:18,000
‫ولی تو هفته‌ای که تو هستی...
‫خودت...

40
00:02:18,083 --> 00:02:20,458
‫مشخص می‌شد،
‫کاملا مشخص.

41
00:02:21,333 --> 00:02:22,166
‫سقط؟

42
00:02:22,250 --> 00:02:24,041
‫و خب ارین، اولین نفری هم نیستی که

43
00:02:24,125 --> 00:02:26,958
‫همچین چیزی رو تجربه کنی
‫و بخوای از ذهنت پاکش کنی.

44
00:02:27,041 --> 00:02:28,625
‫ولی هیچی...

45
00:02:29,791 --> 00:02:33,458
‫- فقط خیلی متأسفم. خیلی متأسفم.
‫- نه، من سقط نکردم.

46
00:02:34,625 --> 00:02:37,125
‫کار زیادی نیست که بتونم بکنم.

47
00:02:37,208 --> 00:02:40,458
‫می‌تونیم آزمایش خون بگیریم
‫و بفرستیم آزمایشگاه

48
00:02:41,541 --> 00:02:43,625
‫ولی به‌نظر میاد سقط کرده باشی.

49
00:02:44,208 --> 00:02:46,041
‫- حتما سقط کردی.
‫- نکردم.

50
00:02:47,500 --> 00:02:48,708
‫بچه‌م کجاست؟

51
00:02:50,083 --> 00:02:52,916
‫تو رو به یکی از همکارا توی شهر معرفی می‌کنم.

52
00:02:53,000 --> 00:02:54,416
‫خیلی مشاور خوبیه.

53
00:02:54,500 --> 00:02:55,750
‫بچه‌م کجاست؟

54
00:03:08,089 --> 00:03:11,401
‫[کلیسای کاتولیک سنت پاتریک
‫تأسیس سال ۱۸۲۴]

55
00:03:11,995 --> 00:03:15,768
‫[عشاء ربانیِ امروز لغو شد]

56
00:03:17,901 --> 00:03:20,159
‫[مونسنیور جان مایکل پرویت]

57
00:03:21,591 --> 00:03:28,459
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

58
00:03:29,625 --> 00:03:30,625
‫حالش چطوره؟

59
00:03:32,375 --> 00:03:33,375
‫مطمئن نیستم.

60
00:03:33,443 --> 00:03:35,498
‫[مرمت و بازسازی کلیسای
‫سنت پاتریک تکمیل شد]

61
00:03:35,750 --> 00:03:37,291
‫عالیه، مگه نه؟

62
00:03:38,000 --> 00:03:40,291
‫یعنی چندین سال عکس‌های قدیمی رو دیده بودم

63
00:03:40,375 --> 00:03:44,291
‫ولی بازم بار اولی که دیدمش
‫اصلا به ذهنم خطور نکرد.

64
00:03:44,375 --> 00:03:45,458
‫حتی هیچ شباهتی حس نکردم.

65
00:03:46,083 --> 00:03:47,875
‫انگار شرایط و وضعیت خیلی تعیین کننده‌ست.

66
00:03:47,958 --> 00:03:51,500
‫حیرت‌آوره که چطور پرده
‫از چشم آدم برداشته می‌شه، مگه نه؟

67
00:03:52,041 --> 00:03:54,250
‫دالی و وید بالاخره اومدن خونه؟

68
00:03:54,333 --> 00:03:55,458
‫اوهوم.

69
00:03:55,541 --> 00:03:58,500
‫خوبه. لازمه که بخوابن.
‫همه‌مون خواب لازمیم.

70
00:03:59,250 --> 00:04:00,333
‫تازه اول روزه.

71
00:04:00,958 --> 00:04:04,666
‫حالش چطوره؟
‫تب داره؟ چیزی می‌خوره؟

72
00:04:06,458 --> 00:04:10,916
‫من...خب...زیاد بهش نزدیک نشدم.

73
00:04:11,000 --> 00:04:12,000
‫هیچ کدوممون نشدیم.

74
00:04:12,500 --> 00:04:14,458
‫هر سه‌تامون، ما...

75
00:04:15,416 --> 00:04:17,791
‫راستش رو بخوای یه‌کم ترسیده بودیم.

76
00:04:18,500 --> 00:04:19,500
‫ترسیده؟

77
00:04:26,500 --> 00:04:28,416
‫پدر؟ عه!

78
00:04:29,250 --> 00:04:33,000
‫خدای بزرگ!
‫چرا اینجا این‌قدر تاریکه؟

79
00:04:33,666 --> 00:04:36,416
‫- نگاش کن، سُر و مُر و گنده!
‫- همم.

80
00:04:36,500 --> 00:04:39,458
‫انگار خدا دعاهام رو مستجاب کرده.
‫بدجوری نگرانت بودم.

81
00:04:39,541 --> 00:04:42,541
‫ببخشید!
‫چشمام رو اذیت می‌کنه.

82
00:04:42,625 --> 00:04:43,625
‫عه.

83
00:04:44,375 --> 00:04:45,375
‫اشکال نداره.

84
00:04:46,666 --> 00:04:48,375
‫- شب سنگینی داشتی
‫- اوهوم.

85
00:04:48,458 --> 00:04:49,958
‫شب سنگین.

86
00:04:50,041 --> 00:04:55,250
‫بیا. واسه‌ت سوپ مرغ زنجبیلی‌ای که
‫وقتی مریض بودم مادرم واسه‌م درست می‌کرد پختم.

87
00:04:55,333 --> 00:04:58,291
‫خیلی لطف کردی.
‫دارم از گرسنگی می‌میرم.

88
00:04:58,375 --> 00:05:01,833
‫یادم نمیاد تا حالا این‌قدر گرسنه باشم.

89
00:05:02,416 --> 00:05:03,500
‫منطقیه.

90
00:05:04,000 --> 00:05:08,750
‫همیشه بعد از یه سفر طولانی گرسنگی هست،
‫و شما هم ماجراجویی خیلی زیادی داشتی.

91
00:05:08,833 --> 00:05:10,500
‫مسلماً.

92
00:05:10,583 --> 00:05:13,041
‫تعداد انگشت‌شماری مسیری که
‫شما رفتی رو رفته‌ن.

93
00:05:13,125 --> 00:05:13,958
‫همم.

94
00:05:14,041 --> 00:05:17,291
‫پسرِ «بیوه نایین»،
‫دخترِ «جریوس»،‌ «ایلعازر»

95
00:05:18,166 --> 00:05:21,791
‫خود عیسی مسیح
‫سه روز طول کشید تا اون مسیر رو رفت

96
00:05:21,875 --> 00:05:23,625
‫و شما سه دقیقه هم طول نکشید.

97
00:05:24,416 --> 00:05:26,875
‫- مراسم عشای ربانی رو لغو کردی؟
‫- آره.

98
00:05:26,958 --> 00:05:30,708
‫«استورج» توی کلیساست که
‫به کسایی که علامت رو ندیده‌ن توضیح بده.

99
00:05:31,958 --> 00:05:33,666
‫ولی خب شما هم دیگه حالت بهتر به‌نظر میاد

100
00:05:33,750 --> 00:05:36,833
‫پس فکر کنم اگه خوب غذا بخوری،
‫تا فردا آماده باشی.

101
00:05:37,916 --> 00:05:39,416
‫ولی باید غذا بخوری.

102
00:05:41,458 --> 00:05:43,750
‫می‌خورم، فقط نه الان.

103
00:05:53,000 --> 00:05:54,625
‫شاید یه معاینهٔ سریع داشته باشی.

104
00:05:54,708 --> 00:05:56,333
‫- می‌تونم به دکتر گانینگ بگم بیاد...
‫- نه.

105
00:05:56,416 --> 00:05:59,583
‫لازم نیست فعلا.
‫حس می‌کنم...

106
00:06:00,541 --> 00:06:06,250
‫حس می‌کنم هر چیزی که داره اتفاق میفته،
‫با ایمان حل می‌شه، نه علم

107
00:06:06,333 --> 00:06:10,041
‫پس نمی‌خوام هیچ شک و شبهه‌ای پیش بیاد.

108
00:06:11,666 --> 00:06:14,458
‫همیشه زن با ایمانی بودی «بو».

109
00:06:16,791 --> 00:06:20,291
‫همیشه سعیم رو کردم.
‫خدا رو شکر که متوجه شدید.

110
00:06:21,083 --> 00:06:23,708
‫می‌خوام...یه رازی رو بهت بگم.

111
00:06:38,916 --> 00:06:39,916
‫یه چیزی...

112
00:06:42,083 --> 00:06:45,250
‫داره درونم اتفاق میفته و تغییر می‌کنه.

113
00:06:47,291 --> 00:06:48,833
‫یادمه وقتی بچه بودم

114
00:06:50,291 --> 00:06:55,291
‫دوران بلوغ روحی و معنوی
‫بزرگی رو ترجمه کردم.

115
00:06:57,166 --> 00:06:58,750
‫ولی اون فقط...

116
00:06:58,833 --> 00:07:01,291
‫اصلا شبیه این نبیست.

117
00:07:02,000 --> 00:07:03,625
‫انگار می‌تونم حس کنم خدا...

118
00:07:06,250 --> 00:07:08,250
‫داخلم حرکت می‌کنه.

119
00:07:10,083 --> 00:07:11,333
‫بی‌نظیره.

120
00:07:20,250 --> 00:07:21,958
‫فکر کنم بهتره بقیهٔ روز رو

121
00:07:23,125 --> 00:07:24,375
‫تنها باشم.

122
00:07:25,583 --> 00:07:26,583
‫که دعا کنم.

123
00:07:32,500 --> 00:07:33,500
‫همم.

124
00:07:48,958 --> 00:07:50,541
‫دالی و وید آدمای خوبی هستن.

125
00:07:51,458 --> 00:07:52,791
‫می‌تونن راز نگه‌‌دار باشن.

126
00:07:53,875 --> 00:07:58,291
‫استورج به تماس‌ها جواب میده،
‫مبشر خوبی واسه‌تون می‌شه.

127
00:07:58,375 --> 00:08:00,250
‫فقط یه‌سری راهنمایی می‌خواد.

128
00:08:00,333 --> 00:08:03,208
‫می‌تونیم فعلا صداش رو در نیاریم.

129
00:08:05,458 --> 00:08:06,666
‫ولی جناب «مونسنیور»...

130
00:08:09,041 --> 00:08:10,208
‫باید نشون‌ـشون بدیم.

131
00:08:12,666 --> 00:08:14,916
‫بهشون بگیم که کی هستی.

132
00:08:15,000 --> 00:08:17,083
‫موهبتی که بهت رسیده رو مخفی نکن.
‫*«روایتِ نور زیر کاسه در انجیل»*

133
00:08:17,166 --> 00:08:18,291
‫این یکی از روایت‌هاست

134
00:08:18,375 --> 00:08:22,916
‫و اون‌قدری مهم بوده که
‫«متی»، «مرقس» و «لوقا» همه‌شون نوشتنش.

135
00:08:23,916 --> 00:08:25,916
‫البته که کاری که شما بخوای رو انجام می‌دیم.

136
00:08:26,791 --> 00:08:29,208
‫و اگه به‌نظرت مردم آماده نیستن،
‫مشکلی نیست.

137
00:08:29,916 --> 00:08:32,958
‫مسیح هم بعد از رستاخیز
‫کم کم خودش رو به بقیه نشون داد

138
00:08:33,041 --> 00:08:37,166
‫ولی چه مکاشفهٔ بی‌نظیری می‌شه که بفهمن

139
00:08:37,250 --> 00:08:42,791
‫مونسنیور «پرویت» عزیزشون
‫توسط فرشتهٔ خدا خوب شده.

140
00:08:44,041 --> 00:08:45,041
‫بهش فکر کن.

141
00:08:45,708 --> 00:08:46,708
‫آره بی‌نظیر می‌شه.

142
00:08:48,125 --> 00:08:49,458
‫وقتی خدا خودش بخواد.

143
00:08:52,291 --> 00:08:53,958
‫جز خواست خداوند هم چیزی مدنظر نیست
‫هست؟

144
00:09:38,375 --> 00:09:39,892
‫ممنون بابت کمک امروز صبح.

145
00:09:39,916 --> 00:09:42,309
‫آره. کم‌کم دیگه به ‌این فکر افتادم
‫که واقعا کمک لازم نداشته باشی.

146
00:09:42,333 --> 00:09:44,208
‫کمرت خوب شده و سالم و سر حالی.

147
00:09:44,291 --> 00:09:46,291
‫شاید.

148
00:09:46,375 --> 00:09:48,416
‫واسه همین به «وارن» گفتی
‫می‌تونه بره مرخصی؟

149
00:09:49,333 --> 00:09:50,916
‫نه، نه راستش.

150
00:09:53,083 --> 00:09:56,208
‫گفتم شاید بتونیم صحبت کنیم،
‫فقط خودمون

151
00:09:56,916 --> 00:09:58,000
‫مرد و مردونه.

152
00:09:59,041 --> 00:10:01,291
‫عه. خب...

153
00:10:02,916 --> 00:10:03,916
‫باشه.

154
00:10:04,875 --> 00:10:07,083
‫چند روز پیش یه اعتراف کردم

155
00:10:07,625 --> 00:10:12,583
‫و پدر روحانی، خب...تشویقم کرد که
‫باهات در مورد چند مسئله صحبت کنم.

156
00:10:14,125 --> 00:10:15,583
‫پس همین کارو می‌کنم به‌نظرم.

157
00:10:17,416 --> 00:10:21,166
‫به‌نظرم تو دلم نسبت بهت کینه داشتم.

158
00:10:23,291 --> 00:10:25,250
‫خیلی‌خب؟

159
00:10:27,041 --> 00:10:29,166
‫و گذاشتمش پای اختلافای جزئی و معمولی.

160
00:10:29,250 --> 00:10:30,958
‫به‌خودم نگرفتم وقتی که

161
00:10:31,875 --> 00:10:35,000
‫می‌دونی...یه‌جوری رفتار کردی که
‫انگار این چیزا در شأن تو نیست.

162
00:10:35,083 --> 00:10:36,291
‫نه، اینجوری نبود.

163
00:10:36,375 --> 00:10:38,750
‫خب، به هرحال اینجوری رفتار کردی.

164
00:10:39,750 --> 00:10:41,166
‫و بعد هم که رفتی.

165
00:10:42,541 --> 00:10:45,791
‫لامصب اصلا نمی‌دونستم به مردم چی بگم
‫وقتی می‌پرسیدن چکار می‌کنی.

166
00:10:45,875 --> 00:10:48,791
‫آخه من چی از تازه‌کارا و کارای تو می‌دونم؟

167
00:10:48,875 --> 00:10:49,875
‫کسب و کار نوپا.

168
00:10:50,958 --> 00:10:52,666
‫فکر کنم از اینم دلخور شدم.

169
00:10:53,833 --> 00:10:58,291
‫انگاری که اون‌قدری برات مهم نبود
‫که به بابای پیر و بی‌خاصیتـت توضیح بدی

170
00:10:58,375 --> 00:11:00,291
‫که دقیقا رفته بودی چکار کنی.

171
00:11:00,375 --> 00:11:02,708
‫سعی کردم که بهت توضیح بدم
‫ولی خب راه به ‌جایی نمی‌برد.

172
00:11:02,791 --> 00:11:04,351
‫گفتی که به اینترنت اهمیتی نمی‌دی

173
00:11:04,375 --> 00:11:05,916
‫یا تکنولوژی یا هر چیز دیگه‌ای که...

174
00:11:06,000 --> 00:11:07,458
‫ببین. منظورم اینه که...

175
00:11:09,625 --> 00:11:11,750
‫من از قبل کینه و دلخوری تو دلم نگه داشتم.

176
00:11:12,791 --> 00:11:14,000
‫و نباید می‌داشتم.

177
00:11:18,333 --> 00:11:19,333
‫نباید می‌داشتم.

178
00:11:22,458 --> 00:11:24,208
‫ولی بعدش بقیهٔ چیزا اتفاق افتاد.

179
00:11:25,125 --> 00:11:26,708
‫و پسر، واقعا اون دلخورم کرد.

180
00:11:28,541 --> 00:11:31,916
‫نه این‌که فقط بابت شرمساری قضیه
‫و نه فقط به‌خاطر ننگ‌ـش.

181
00:11:34,125 --> 00:11:37,250
‫ولی پولی که باید خرج
‫هزینه‌های حقوقی‌ـت می‌کردیم.

182
00:11:38,583 --> 00:11:42,916
‫هزینهٔ اینکه الان با ما زندگی می‌کنی.
‫یه مرد گنده و بالغ.

183
00:11:43,000 --> 00:11:45,208
‫خدایا، خیلی خوشحالم که
‫این صحبت رو داریم.

184
00:11:45,291 --> 00:11:46,375
‫بذار حرفم رو تموم کنم.

185
00:11:47,791 --> 00:11:49,833
‫می‌دونم باید خدا رو شکر کنم.

186
00:11:49,916 --> 00:11:53,375
‫من...باید شکرگزار باشم که
‫پسرم خونه و آزاده.

187
00:11:53,458 --> 00:11:56,208
‫پروردگار خودش می‌دونه که مادرت
‫شکرگزاره، هر روز.

188
00:11:58,333 --> 00:12:02,666
‫آخه بقیهٔ بچه‌ها کاری
‫که تو کردی رو به خودی خود نمی‌کنن،

189
00:12:02,750 --> 00:12:06,291
‫مگر اینکه پدر یا مادرشون
‫بدجوری ناامیدشون کرده باشن.

190
00:12:06,375 --> 00:12:09,458
‫و خب مادرت که قدیسه،
‫پس فکر کنم فقط می‌مونه من.

191
00:12:11,250 --> 00:12:12,875
‫پس ازت معذرت می‌خوام پسر.

192
00:12:14,416 --> 00:12:15,875
‫واسه هر کاری که کردم.

193
00:12:22,291 --> 00:12:23,333
‫دوست دارم.

194
00:12:24,500 --> 00:12:25,583
‫واقعا دارم.

195
00:12:29,416 --> 00:12:31,916
‫فقط اینکه، یه‌جورایی واسه‌م سخته

196
00:12:34,083 --> 00:12:36,500
‫واسه‌م سخته که وقتی اینجایی
‫بروزش بدم.

197
00:12:38,541 --> 00:12:40,291
‫پس عذر می‌خوام.
‫همین.

198
00:12:46,875 --> 00:12:48,125
‫باید برگردیم.

199
00:12:49,166 --> 00:12:50,458
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه.

200
00:13:12,250 --> 00:13:13,375
‫می‌خوای چکار کنی؟

201
00:13:14,000 --> 00:13:16,500
‫مامان. بلند شدی دوباره.

202
00:13:17,375 --> 00:13:18,708
‫گفتم یه‌کم راه برم.

203
00:13:19,625 --> 00:13:21,958
‫- بیا دوباره انجامش بدیم.
‫- باشه.

204
00:13:22,041 --> 00:13:23,791
‫وقتی بچه بودی چه کارهایی رو
‫باید انجام می‌دادی؟

205
00:13:23,875 --> 00:13:29,833
‫من...خونه رو مرتب نگه‌ می‌داشتم،
‫و همیشه ظرف‌ها رو می‌شستم.

206
00:13:29,916 --> 00:13:32,556
‫وقتی نوجوون بودی، با دوستات
‫واسه تفریح و سرگرمی چکار می‌کردین؟

207
00:13:32,583 --> 00:13:34,875
‫کار خیلی زیادی توی
‫«کراک پات» نمی‌شد انجام داد.

208
00:13:35,583 --> 00:13:36,958
‫هنوزم اینجوریه فکر کنم.

209
00:13:38,548 --> 00:13:43,548
‫ولی واسه آبجو و رفتن پیش پسرا
‫می‌رفتم «آپاردز».

210
00:13:43,625 --> 00:13:45,000
‫اسم پدرم چی بود؟

211
00:13:47,541 --> 00:13:48,416
‫مامان؟

212
00:13:48,500 --> 00:13:51,625
‫چیزه...اسم پدرت «جورج» بود.

213
00:13:51,708 --> 00:13:52,833
‫کارش چی بود؟

214
00:13:53,500 --> 00:13:57,583
‫اون یه ماهی‌گیر بود،
‫بعد استخدام نیروی دریایی شد.

215
00:13:57,666 --> 00:13:58,750
‫چطور با هم آشنا شدین؟

216
00:13:59,416 --> 00:14:02,250
‫موقع رقص توی شهر با هم آشنا شدیم.

217
00:14:02,333 --> 00:14:03,333
‫و من کی هستم؟

218
00:14:05,333 --> 00:14:06,833
‫تو همه کس منی.

219
00:14:07,666 --> 00:14:09,125
‫جون و دل منی.

220
00:14:10,333 --> 00:14:11,791
‫دخترم سارایی.

221
00:14:12,875 --> 00:14:13,875
‫خانوم دکتر.

222
00:14:15,583 --> 00:14:19,875
‫چای می‌خوری؟
‫میرم چایی درست کنم.

223
00:14:37,724 --> 00:14:42,435
‫کانال اطلاع‌رسانی زیرنویس‌ها:
‫≡ <font color="#ff0000">@Night_sub</font> ≡

224
00:14:51,033 --> 00:14:53,916
‫از وقتی برگشتم همه‌ش می‌خواستم
‫وسایلش رو جمع کنم.

225
00:14:55,875 --> 00:14:58,166
‫به‌ هر دلیلی که بود نمی‌تونستم شروع کنم.

226
00:14:59,791 --> 00:15:02,583
‫از چند هفته شد چند ماه،
‫و دیگه اصلا اولویتم نبود

227
00:15:02,666 --> 00:15:06,166
‫و بعد امروز دو اتاق و
‫نصف زیرشیروونی رو مرتب کردم.

228
00:15:07,791 --> 00:15:09,291
‫هر کاری که لازمه بکن.

229
00:15:17,833 --> 00:15:20,666
‫خیلی‌ها از متون انجیل تابلو  درست می‌کنن.

230
00:15:22,166 --> 00:15:23,166
‫ولی مامانم...

231
00:15:24,278 --> 00:15:28,448
‫مامان من میره از کتاب
‫«مراثی» متن انتخاب می‌کنه.

232
00:15:28,473 --> 00:15:31,100
‫«بنگر و ببین آیا اندوهی چون غم و اندوه من در جهان هست؟»
‫[مراثی 1:12]

233
00:15:31,125 --> 00:15:32,875
‫یه‌جورایی خود-دلسوزیه که

234
00:15:32,958 --> 00:15:35,375
‫که وضعیت خودت رو هم ردهٔ
‫نابودی اورشلیم بدونی.

235
00:15:43,208 --> 00:15:45,500
‫وقتی بچه بودم پرنده داشتیم.

236
00:15:46,708 --> 00:15:47,708
‫کبوتر.

237
00:15:49,458 --> 00:15:51,125
‫مامانم هفته‌ها وقت گذاشت

238
00:15:51,208 --> 00:15:54,500
‫که اون قفس مسخره
‫بیرون از پنجرهٔ آشپزخونه رو درست کنه.

239
00:15:55,625 --> 00:15:57,666
‫از شهر کبوتر سفارش داد.

240
00:15:58,583 --> 00:15:59,916
‫و وقتی بالاخره رسیدن اینجا

241
00:16:00,000 --> 00:16:03,041
‫اولین کاری که می‌خواست بکنه
‫این بود که پراشون رو قیچی کنه.

242
00:16:05,791 --> 00:16:08,833
‫وقتی منو، دختر هفت ساله‌ش رو، صدا کرد
‫برم پیشش.

243
00:16:10,958 --> 00:16:14,291
‫بهم گفت که باید نگه‌ـشون دارم
‫موقعی که اون‌کار رو می‌کرد.

244
00:16:16,000 --> 00:16:19,958
‫ازش پرسیدم چرا اون‌کارو کردی؟
‫و گفت: «که دیگه پرواز نکنن برن.»

245
00:16:20,625 --> 00:16:22,000
‫و بهم گفت که...حالا اینو بگیر.

246
00:16:22,083 --> 00:16:25,583
‫دوباره می‌گم که داشت با
‫دختر ۷ ساله‌ش صحبت می‌کرد.

247
00:16:26,500 --> 00:16:27,500
‫گفت که

248
00:16:28,875 --> 00:16:31,291
‫«همه یه وقتی پراشون قیچی می‌شه.»

249
00:16:32,625 --> 00:16:34,708
‫بعد سؤال بعدی رو پرسیدم.

250
00:16:34,791 --> 00:16:38,500
‫تنها سؤالیه که یه بچه وقتی
‫همچین چیزی می‌شنوه ممکنه بپرسه.

251
00:16:38,583 --> 00:16:41,833
‫گفتم:«مامان؟ تو هم پرات قیچی شده؟»

252
00:16:43,416 --> 00:16:45,416
‫و گفت:
‫«آره. آره شده.»

253
00:16:46,041 --> 00:16:47,041
‫«روزی که تو به‌ دنیا اومدی قیچی شد.»

254
00:16:50,125 --> 00:16:51,291
‫«روزی که تو به‌ دنیا اومدی قیچی شد.»

255
00:16:55,041 --> 00:16:58,833
‫قیچی رو نگه داشته بود
‫و منم این پرنده تو دستم بود.

256
00:17:00,000 --> 00:17:04,083
‫توی دستم بغ‌بغ می‌کرد،
‫و مثل خرخر گربه بود.

257
00:17:04,166 --> 00:17:06,000
‫و بهم اعتماد کرد.

258
00:17:07,083 --> 00:17:09,875
‫یه احساسی بهم دست داد،
‫و آزادش کردم.

259
00:17:13,375 --> 00:17:14,708
‫بعد مامانم منو زد.

260
00:17:18,666 --> 00:17:20,000
‫رفتارش تغییر کرد.

261
00:17:22,291 --> 00:17:26,583
‫مشروب خوردن، داد زدن، کتک زدن،
‫یه چیز متفاوت‌تر،

262
00:17:26,666 --> 00:17:31,125
‫گاهی غیرمستقیم عصبانیتش رو خالی می‌کرد،
‫ولی پیام پشت کاراش واضح و مستقیم بود.

263
00:17:33,541 --> 00:17:35,041
‫من زندگی‌ـش رو نابود کرده بودم.

264
00:17:37,791 --> 00:17:38,833
‫ولی پا کوچولو؟

265
00:17:40,833 --> 00:17:43,708
‫می‌دونی، اون بچه زندگی منو نجات داد.

266
00:17:46,500 --> 00:17:48,916
‫چون انجامش دادم.
‫کاری که می‌گفتم می‌کنم رو انجام دادم.

267
00:17:49,000 --> 00:17:52,166
‫۱۶سالگی فرار کردم.
‫می‌خواستم بازیگر شم.

268
00:17:52,250 --> 00:17:55,541
‫می‌خواستم ستاره باشم.
‫سفر کردم، زندگی کردم.

269
00:17:55,625 --> 00:17:58,500
‫و وقتی که به خودم اومدم
‫و اثر داروها پریده بود

270
00:17:58,583 --> 00:18:01,083
‫به خودم نگاه کردم و
‫دیدم با مادرم ازدواج کردم.

271
00:18:02,416 --> 00:18:04,708
‫اولش همه‌ش گیر می‌داد،
‫بعد بدجنس شد.

272
00:18:05,375 --> 00:18:06,791
‫و همیشهٔ خدا مست بود.

273
00:18:06,875 --> 00:18:10,166
‫منو می‌زد.
‫و با اون وضعیت آشنایی داشتم. می‌شناختمش.

274
00:18:11,083 --> 00:18:12,666
‫پیشش می‌موندم.

275
00:18:13,541 --> 00:18:15,833
‫توی اون خونه می‌مردم.

276
00:18:18,500 --> 00:18:21,625
‫ولی یه روز به خودم اومد
‫و احساس متفاوتی داشتم، احساس مریضی.

277
00:18:23,750 --> 00:18:25,083
‫واسه همین آزمایش دادم.

278
00:18:26,291 --> 00:18:31,083
‫و اون علامت بارداری مثبت رو دیدم،
‫همین‌جوری بهش زل زدم،‌ زل زدم و زل زدم.

279
00:18:32,500 --> 00:18:36,208
‫چمدونم رو بستم و هیچ وقت
‫پشت سرم رو نگاه نکردم.

280
00:18:38,458 --> 00:18:40,000
‫منو نجات داد.

281
00:18:40,750 --> 00:18:42,291
‫و الان هیچ اثری ازش نیست.

282
00:18:43,916 --> 00:18:45,625
‫چطور ممکنه آخه؟

283
00:18:46,250 --> 00:18:47,791
‫چطور ممکنه؟

284
00:18:50,750 --> 00:18:52,291
‫من یه...

285
00:18:55,166 --> 00:18:56,166
‫خوابی می‌بینم.

286
00:18:58,041 --> 00:19:01,041
‫یه خواب تکراری،
‫که از وقتی زندان بودم می‌دیدم.

287
00:19:02,625 --> 00:19:04,625
‫وسط خلیج روی آب شناورم.

288
00:19:04,708 --> 00:19:07,791
‫وسط آب خاکستری رنگ.

289
00:19:07,875 --> 00:19:09,041
‫آب دم صبح.

290
00:19:09,125 --> 00:19:12,666
‫آسمون دم طلوع خورشید روشن می‌شه.

291
00:19:13,458 --> 00:19:16,916
‫و دلم می‌خواد دماغهٔ قایق رو هدایت کنم

292
00:19:18,291 --> 00:19:21,916
‫وزش باد یا پارویی پیدا کنم،
‫اصلا با دست پارو بزنم اگه لازمه باشه

293
00:19:22,000 --> 00:19:24,208
‫که به ساحل متفاوتی برسم.

294
00:19:25,083 --> 00:19:26,208
‫که یه زندگی جدیدی شروع کنم.

295
00:19:27,958 --> 00:19:29,708
‫اون خواب همیشه با طلوع آفتاب تموم می‌شه.

296
00:19:30,791 --> 00:19:32,041
‫همیشه.

297
00:19:32,541 --> 00:19:34,666
‫هیچ‌وقت بیشتر از اون طلوع رو نمی‌بینم.

298
00:19:37,041 --> 00:19:39,666
‫اون بخش رو خیلی واضح می‌تونم ببینم و بفهمم،
‫اون بخش...

299
00:19:41,791 --> 00:19:45,875
‫اون بخشش واقعیه، ولی بقیه‌ش؟ اینکه
‫چه زندگی‌ای قراره بعدش داشته باشم؟

300
00:19:45,958 --> 00:19:47,291
‫اینو نمی‌تونم ببینم و متوجه بشم.

301
00:19:49,000 --> 00:19:50,333
‫و هر چی بیشتر اون خواب رو می‌بینم

302
00:19:50,416 --> 00:19:53,750
‫بیشتر می‌دونم که قسمت من نیست.

303
00:19:56,750 --> 00:19:58,416
‫نمی‌تونم از این جزیره برم بیرون.

304
00:19:59,916 --> 00:20:01,083
‫می‌دونم.

305
00:20:01,791 --> 00:20:04,708
‫آخرش مهم نیست چه امیدی به خودم می‌دم...

306
00:20:06,416 --> 00:20:08,666
‫یا چی به مامان یا بابام می‌گم.

307
00:20:10,625 --> 00:20:11,708
‫می‌دونم.

308
00:20:13,291 --> 00:20:14,458
‫ولی تو...

309
00:20:17,500 --> 00:20:18,625
‫تو هر کاری بخوای می‌تونی بکنی.

310
00:20:20,625 --> 00:20:22,083
‫همیشه می‌تونستی هر کاری بکنی.

311
00:20:24,458 --> 00:20:25,541
‫با من دعا می‌کنی؟

312
00:20:32,666 --> 00:20:33,666
‫آره.

313
00:20:35,666 --> 00:20:36,791
‫لطفا، خدایا.

314
00:20:40,250 --> 00:20:41,708
‫کمکم کن که درک کنم.

315
00:20:47,458 --> 00:20:48,541
‫رحم کن.

316
00:20:50,583 --> 00:20:53,125
‫لطفاً‌ ما رو مورد ترحمـت قرار بده.

317
00:20:54,375 --> 00:20:58,041
‫غم و اندوه ما فراتر از تحمله، خیلیه.

318
00:21:01,000 --> 00:21:02,000
‫رحم کن.

319
00:21:07,958 --> 00:21:10,458
‫ای پدر که در آسمانی...

320
00:21:10,541 --> 00:21:12,125
‫نامت مقدس باد.

321
00:21:12,208 --> 00:21:16,916
‫قلمروت بیاید، و اراده‌ت همچون در آسمان،
‫در زمین هم حکم‌فرما شود.

322
00:21:17,458 --> 00:21:20,184
‫امروز روزی ما را به ما عطا کن،
‫و از خطاهای ما چشم‌پوشی کن

323
00:21:20,208 --> 00:21:22,541
‫همانطور که ما بر خطاهای
‫دیگران چشم پوشی می‌کنیم.

324
00:21:22,625 --> 00:21:25,500
‫و مگذار که وسوسه شویم...

325
00:21:36,791 --> 00:21:38,625
‫و ما را از شر شیطان محفوظ بفرما.
‫آمین.

326
00:21:40,208 --> 00:21:43,958
‫درود بر تو ای مریم، ای سرشار از فضل،
‫پروردگارت نگه‌دارت، خوشا به سعادتت...

327
00:22:54,583 --> 00:22:55,625
‫خوشا به سعادتت.

328
00:22:56,791 --> 00:22:59,208
‫مبارک باد ثمرهٔ رحمت، مسیح.

329
00:23:03,125 --> 00:23:04,708
‫مریم مقدس، ای مادر خداوند،

330
00:23:06,583 --> 00:23:08,000
‫اکنون برای ما گنه‌کاران دعا کن...

331
00:23:08,083 --> 00:23:10,916
‫و در ساعات مرگ ما.
‫آمین.

332
00:23:17,291 --> 00:23:18,416
‫لعنتی. لعنتی.

333
00:23:19,083 --> 00:23:21,166
‫یالا. یالا. یالا.

334
00:23:22,125 --> 00:23:23,125
‫سلام جو.

335
00:23:24,166 --> 00:23:26,083
‫کلانتر. حالت چطوره امروز؟

336
00:23:26,166 --> 00:23:27,166
‫خوبم.

337
00:23:27,875 --> 00:23:29,041
‫ولی هنوز اول روزه.

338
00:23:30,500 --> 00:23:32,083
‫شبم قراره چطور باشه جو؟

339
00:23:32,750 --> 00:23:34,791
‫خب...لامصب من از کجا بدونم؟

340
00:23:37,041 --> 00:23:38,041
‫خوبی تو؟

341
00:23:38,083 --> 00:23:39,666
‫دارم روش کار می‌کنم مرد.

342
00:23:40,666 --> 00:23:43,000
‫روش کار می‌کنم.

343
00:23:45,958 --> 00:23:48,166
‫کون لقت.

344
00:24:13,166 --> 00:24:14,833
‫از امروز و تا ابد همراه من باش

345
00:24:16,500 --> 00:24:17,791
‫مرا محافظت و آگاه کن

346
00:24:19,291 --> 00:24:20,541
‫به من دستور ده و مرا هدایت کن.

347
00:24:21,375 --> 00:24:24,666
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم

348
00:24:25,250 --> 00:24:27,833
‫ای که خداوند از سر لطف
‫تو را مراقب من گذاشته.

349
00:24:28,625 --> 00:24:30,416
‫از امروز و تا ابد همراهم باش

350
00:24:31,750 --> 00:24:33,666
‫مرا محافظت و آگاه کن.
‫به من دستور ده و مرا هدایت کن.

351
00:24:34,250 --> 00:24:35,833
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم

352
00:24:36,791 --> 00:24:38,541
‫ای که خداوند از سر لطف
‫تو را مراقب من گذاشته.

353
00:24:39,208 --> 00:24:42,333
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

354
00:24:43,333 --> 00:24:45,166
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم

355
00:24:46,625 --> 00:24:48,750
‫ای که خداوند از سر لطف
‫تو را مراقب من گذاشته.

356
00:24:48,833 --> 00:24:51,791
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

357
00:24:53,208 --> 00:24:54,708
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم...

358
00:24:56,541 --> 00:24:57,458
‫پدر پائول.

359
00:24:57,541 --> 00:25:01,583
‫سلام. ببخشید که این وقت شب مزاحم شدم.
‫امروز یه‌مقدار مریض و کل روز توی تخت بودم.

360
00:25:01,666 --> 00:25:06,708
‫ولی الان دوباره خوبم و پیش خودم گفتم
‫که به مادرت مراسم عشای ربانی‌ش رو بدهکارم.

361
00:25:16,291 --> 00:25:17,291
‫جان؟

362
00:25:22,583 --> 00:25:24,875
‫سارا گذاشت بیام داخل.
‫گفت که..

363
00:25:28,041 --> 00:25:29,541
‫که حالت بهتره.

364
00:25:30,416 --> 00:25:31,416
‫چطور؟

365
00:25:32,958 --> 00:25:34,250
‫چطور؟

366
00:25:34,333 --> 00:25:37,208
‫«خب، صادقانه بگم اگر ایمان داشته باشی
‫و هرگز شک به دلت راه ندی

367
00:25:37,291 --> 00:25:40,916
‫حتی اگه به کوه بگی از جا برخیز

368
00:25:41,000 --> 00:25:44,458
‫و خود را به دریا بینداز، همین‌طور خواهد شد.»

369
00:25:45,666 --> 00:25:47,416
‫با خدا همه‌چیز ممکنه.

370
00:26:03,833 --> 00:26:05,666
‫فکر کردم فقط خواب بوده.

371
00:26:08,250 --> 00:26:11,375
‫وقتی تو رو بر بالینم دیدم.

372
00:26:13,791 --> 00:26:15,250
‫خیلی جوونی.

373
00:26:19,250 --> 00:26:20,958
‫شاید هم خواب باشه.

374
00:26:22,750 --> 00:26:24,958
‫ولی اگه هست،
‫همه‌مون داریم این خواب رو می‌بینم.

375
00:26:26,583 --> 00:26:27,583
‫همه‌مون.

376
00:26:30,000 --> 00:26:33,458
‫خیلی حرف دارم باهات!

377
00:26:37,125 --> 00:26:38,125
‫ولی...

378
00:26:39,041 --> 00:26:43,375
‫ولی اول...عشای ربانی‌ـت.

379
00:26:44,625 --> 00:26:45,791
‫شرابت.

380
00:26:48,500 --> 00:26:52,958
‫به اسم پدر، پسر و روح‌القدوس.

381
00:26:58,375 --> 00:26:59,375
‫آمین.

382
00:27:02,958 --> 00:27:05,541
‫تو این فکرم که لابد خیال می‌کنی من احمقم.

383
00:27:06,916 --> 00:27:07,916
‫نه.

384
00:27:08,750 --> 00:27:10,125
‫کل روز رو باهام دعا کردی

385
00:27:11,250 --> 00:27:13,416
‫و واسه این کارت دوسِت دارم.

386
00:27:14,208 --> 00:27:15,375
‫ولی تو بهش...

387
00:27:16,916 --> 00:27:19,416
‫بهش باور نداری.
‫به هیچی‌ـش.

388
00:27:20,416 --> 00:27:21,416
‫درکش می‌کنم.

389
00:27:23,208 --> 00:27:25,833
‫می‌کنم.
‫جاذبه‌ش و آرامشش رو.

390
00:27:27,416 --> 00:27:29,083
‫پشت هر اتفاقی دلیلی هست.

391
00:27:29,166 --> 00:27:31,708
‫هر چیزی خیری توش هست.
‫یه برنامه‌‌ای هست. یه...

392
00:27:36,375 --> 00:27:37,625
‫نمی‌دونم.

393
00:27:39,916 --> 00:27:44,208
‫فکر کنم من فقط لحظه‌ای رو گذروندم

394
00:27:44,791 --> 00:27:46,833
‫که با وجود داشتن یه خدای مهربون مغایرت داره.

395
00:27:48,625 --> 00:27:49,750
‫خب نظرت چیه؟

396
00:27:50,375 --> 00:27:53,250
‫- به‌نظرت متوهمم؟
‫- نه.

397
00:27:55,666 --> 00:27:57,916
‫- فکر می‌کنی ساده‌لوحم.
‫- نه.

398
00:27:59,333 --> 00:28:00,583
‫نه، فکر می‌کنم...

399
00:28:02,916 --> 00:28:04,416
‫فکر می‌کنم همه‌مون...

400
00:28:06,583 --> 00:28:09,708
‫خیلی دلمون می‌خواد
‫که دلیلی واسه اتفاقات باشه.

401
00:28:11,000 --> 00:28:14,958
‫واسه همه‌ چیز. و یه‌کم عدالت
‫و آسودگی واسه بعد از مرگمون.

402
00:28:15,041 --> 00:28:18,416
‫آره، دین و مذهب هم از همین نشأت می‌گیره.
‫سوال اصلی همینه.

403
00:28:19,708 --> 00:28:20,916
‫هست.

404
00:28:22,500 --> 00:28:24,041
‫وقتی می‌میریم چی می‌شه؟

405
00:28:24,125 --> 00:28:25,791
‫چه بگایی‌ای می‌شه؟

406
00:28:25,875 --> 00:28:27,166
‫خب نظر تو چیه؟

407
00:28:28,625 --> 00:28:30,458
‫وقتی بمیریم چی می‌شه رایلی؟

408
00:28:32,500 --> 00:28:33,708
‫نمی‌دونم.

409
00:28:34,708 --> 00:28:37,541
‫و به هر کسی که بگه می‌دونم
‫اعتمادی ندارم، ولی...

410
00:28:41,208 --> 00:28:43,166
‫می‌تونم از جانب خودم صحبت کنم فکر کنم.

411
00:28:44,083 --> 00:28:45,375
‫پس از منظر خودت بگو.

412
00:28:46,375 --> 00:28:48,333
‫وقتی تو بمیری چی می‌شه؟

413
00:28:55,166 --> 00:28:56,291
‫وقتی من بمیرم...

414
00:28:59,666 --> 00:29:02,000
‫بدنم دیگه از کار میفته.

415
00:29:03,375 --> 00:29:06,125
‫خاموش می‌شه،
‫یهویی، یا به مرور

416
00:29:06,208 --> 00:29:09,041
‫نفسم قطع می‌شه،
‫قلبم از ضربان میفته.

417
00:29:10,333 --> 00:29:11,458
‫یه مرگ بالینی.

418
00:29:12,666 --> 00:29:16,708
‫و یه‌کم بعد، مثلا پنج دقیقه اینا...

419
00:29:18,875 --> 00:29:20,291
‫سلول‌های مغزیم شروع به مردن می‌کنن.

420
00:29:24,791 --> 00:29:28,541
‫ولی در این حال،
‫تو اون دوره

421
00:29:30,958 --> 00:29:33,958
‫شاید مغزم کلی دی‌متیل‌تریپتامین ترشح کنه.

422
00:29:34,458 --> 00:29:37,583
‫یه مادهٔ توهم‌زاست که
‫موقع خواب دیدن ترشح می‌شه، پس...

423
00:29:39,416 --> 00:29:40,416
‫خواب می‌بینم.

424
00:29:42,125 --> 00:29:46,166
‫بیشتر و طولانی‌تر از هر باری که خواب دیدم
‫خواب می‌بینم

425
00:29:46,250 --> 00:29:50,291
‫چون این دیگه همشه. ته ماندهٔ هر چی
‫دی‌متیل‌تریپتامین که هست، همه‌ش با هم.

426
00:29:50,375 --> 00:29:52,750
‫و نورون‌هام می‌سوزن

427
00:29:52,833 --> 00:29:56,583
‫و از هر نوع و رنگی
‫خاطره و تخیل می‌بینم.

428
00:29:56,666 --> 00:29:59,708
‫و داره بهم خوش می‌گذره.

429
00:30:00,250 --> 00:30:05,083
‫یعنی بدجوری دارم حال می‌کنم،
‫چون ذهنم داره بین خاطراتم می‌گرده.

430
00:30:05,166 --> 00:30:09,333
‫خاطرات کوتاه و بلند مدت،
‫و بعد خواب با خاطره‌هام قاطی می‌شه و خب...

431
00:30:12,250 --> 00:30:13,458
‫پردهٔ آخره.

432
00:30:15,708 --> 00:30:18,250
‫رؤیا و خوابی برای پایان دادن
‫به همهٔ خواب‌ها و رؤیاها.

433
00:30:18,333 --> 00:30:24,208
‫آخرین رویای بزرگ در حینی که
‫مغزم آخرین نفس‌هاش رو می‌کشه و بعد..

434
00:30:29,583 --> 00:30:30,583
‫تموم می‌شم.

435
00:30:33,666 --> 00:30:38,708
‫مغزم دیگه فعالیت نمی‌کنه
‫و هیچی از من باقی نمونده.

436
00:30:40,958 --> 00:30:41,958
‫هیچ دردی.

437
00:30:44,416 --> 00:30:47,958
‫هیچ خاطره‌ای، هیچ آگاهی‌ از اینکه
‫یه زمانی زندگی کردم، نه...

438
00:30:51,083 --> 00:30:52,333
‫خاطره‌ای از اینکه کسی رو اذیت کردم،

439
00:30:59,791 --> 00:31:01,511
‫کسی رو کشتم.

440
00:31:05,041 --> 00:31:08,500
‫همه‌چیز درست مثل

441
00:31:09,666 --> 00:31:10,750
‫وقتی که من نبودم می‌شه.

442
00:31:13,416 --> 00:31:17,333
‫و مغزم از جریان الکتریکی خالی می‌شه
‫تا اینکه صرفا دیگه یه بافت مرده‌ست.

443
00:31:19,041 --> 00:31:20,041
‫یه تیکه گوشت.

444
00:31:21,750 --> 00:31:22,833
‫نسیان.

445
00:31:27,125 --> 00:31:29,833
‫و بقیهٔ چیزای دیگه‌ای که منو می‌سازن
‫اونا...

446
00:31:31,333 --> 00:31:34,708
‫میکروب‌ها، باکتری‌ها و
‫میلیون‌ها چیز کوچیک دیگه

447
00:31:34,791 --> 00:31:39,083
‫که روی مژه‌ها، موهام، توی دهنم و پوستم

448
00:31:39,166 --> 00:31:41,458
‫و توی شکمم و بقیهٔ جاها زندگی می‌کنن
‫اونا دیگه..

449
00:31:43,208 --> 00:31:44,208
‫به زندگی ادامه می‌دن.

450
00:31:46,333 --> 00:31:47,333
‫و به تغذیه ادامه می‌دن.

451
00:31:49,041 --> 00:31:50,041
‫و...

452
00:31:53,166 --> 00:31:55,166
‫و من به یه دردی می‌خورم.

453
00:31:58,208 --> 00:31:59,500
‫غذای زندگی می‌شم.

454
00:32:02,708 --> 00:32:03,833
‫و متلاشی می‌شم

455
00:32:03,916 --> 00:32:07,833
‫و تیکه‌های من دوباره بازیافت می‌شن

456
00:32:07,916 --> 00:32:09,916
‫و من میلیون‌ها جای دیگه هستم.

457
00:32:10,000 --> 00:32:14,416
‫و اتم‌هام توی گیاهان، حشرات
‫و حیوانات هستن

458
00:32:14,500 --> 00:32:17,083
‫و من مثل ستاره‌های آسمونم.

459
00:32:19,833 --> 00:32:23,791
‫لحظه‌ای زندگی کردم،
‫و بعد توی جهان هستی پراکنده می‌شم

460
00:32:37,125 --> 00:32:38,125
‫نوبت توئه.

461
00:32:39,083 --> 00:32:42,000
‫وقتی تو بمیری چی می‌شه؟

462
00:32:45,000 --> 00:32:46,083
‫از منظر خودم؟

463
00:32:47,541 --> 00:32:48,750
‫از منظر خودت.

464
00:32:53,500 --> 00:32:54,500
‫نه.

465
00:32:56,416 --> 00:32:57,500
‫خودم نه.

466
00:32:59,791 --> 00:33:01,416
‫اونی که امروز مرده من نیستم.

467
00:33:07,041 --> 00:33:08,375
‫اصلا به‌هوش نبود.

468
00:33:10,458 --> 00:33:13,000
‫وقتی وارد بدن کوچولش شد...

469
00:33:14,500 --> 00:33:16,750
‫به این بدنِ تازه شکل‌گرفته‌ش،
‫خوابیده بود.

470
00:33:17,458 --> 00:33:19,250
‫پس هر چی که می‌دونسته خواب و رویا بوده.

471
00:33:22,041 --> 00:33:25,208
‫فقط رویا دیده.
‫حتی اسم هم نداشت.

472
00:33:27,125 --> 00:33:28,375
‫و بعدش توی خوابش

473
00:33:29,791 --> 00:33:32,833
‫اون روح بی‌نقص و کوچولوش
‫عروج کرد.

474
00:33:34,625 --> 00:33:37,958
‫چون خدا اونو نفرستاده بود
‫که توی زندگی روی زمین زجر بکشه. نه.

475
00:33:39,166 --> 00:33:40,208
‫این یکی؟

476
00:33:42,041 --> 00:33:43,541
‫این روح خاص و کوچولو...

477
00:33:45,458 --> 00:33:47,791
‫خدا فقط اونو فرستاده اینجا که بخوابه.

478
00:33:50,916 --> 00:33:53,750
‫یه چُرت کوچولو.
‫یه رؤیای مختصر.

479
00:33:55,666 --> 00:33:57,833
‫و بعد برش گردوند.
‫می‌خواست برگرده.

480
00:33:59,333 --> 00:34:00,500
‫و اون هم برگشت.

481
00:34:01,125 --> 00:34:04,916
‫همون‌طور که آروم اومده بود پایین،
‫دوباره از زمین بلند شد و رفت.

482
00:34:06,250 --> 00:34:08,208
‫از همهٔ روح‌های داخل جو زمین

483
00:34:08,291 --> 00:34:12,041
‫و از همهٔ ستاره‌های آسمون گذشت
‫و تبدیل به نوری بسیار درخشان شد.

484
00:34:15,500 --> 00:34:17,208
‫و بعد برای اولین بار...

485
00:34:19,416 --> 00:34:20,875
‫کم‌کم بیدار می‌شه.

486
00:34:26,416 --> 00:34:28,958
‫پوشیده از حس عشقه.

487
00:34:29,625 --> 00:34:33,083
‫عشق خالص و بی‌نظیر.
‫معلومه که اینجوریه.

488
00:34:33,166 --> 00:34:34,375
‫اون خالصه.

489
00:34:36,708 --> 00:34:38,000
‫هیچ گناهی نکرده.

490
00:34:38,708 --> 00:34:41,583
‫آزارش به هیچ موجود زنده‌ای نرسیده،
‫حتی به مورچه.

491
00:34:42,375 --> 00:34:45,875
‫تنها نیست.
‫به خونه برگشته.

492
00:34:47,416 --> 00:34:49,166
‫اونجا کسایی هستن،
‫خودش خبر نداره

493
00:34:49,250 --> 00:34:50,583
‫ولی اونا خونواده‌ش هستن.

494
00:34:51,250 --> 00:34:56,250
‫پدربزرگ و پدرِ پدربزرگش،
‫و بهش عشق می‌ورزن، روش اسم می‌ذارن.

495
00:34:57,916 --> 00:35:00,500
‫و بعد وقتی خدا میاد و سرش رو می‌بوسه

496
00:35:00,583 --> 00:35:03,541
‫به محض اینکه اسمش رو بگه،
‫بزرگ می‌شه.

497
00:35:04,375 --> 00:35:05,416
‫تو یه چشم به هم زدن.

498
00:35:10,541 --> 00:35:11,625
‫و بی‌نقصه.

499
00:35:14,916 --> 00:35:18,000
‫بدنش مثل بهترین حالتش روی زمین می‌شه.

500
00:35:18,583 --> 00:35:22,291
‫توی بهترین سنش. توی اوج خودش.

501
00:35:25,583 --> 00:35:27,791
‫و بهش دربارهٔ مامانش روی زمین می‌گن

502
00:35:27,875 --> 00:35:29,500
‫و اینکه زود میرم پیشش.

503
00:35:32,625 --> 00:35:37,125
‫و خوشحاله.
‫و تا ابد چیزی جز لذت و شادی حس نمی‌کنه.

504
00:35:39,583 --> 00:35:40,708
‫و دوسش دارن.

505
00:35:41,875 --> 00:35:43,375
‫و تنها نیست.

506
00:35:48,041 --> 00:35:50,250
‫و وقتی می‌گیم «بهشت»،
‫منظورمون همچین چیزیه.

507
00:35:51,208 --> 00:35:56,500
‫خبری از هیچ عمارت، یا رودهایی از الماس
‫یا ابرهای پنبه‌ای و بال فرشته‌ها نیست.

508
00:35:57,750 --> 00:35:58,958
‫اونجا دوست دارن.

509
00:36:00,333 --> 00:36:01,541
‫و تنها نیستی.

510
00:36:08,208 --> 00:36:09,333
‫این خداست.

511
00:36:10,958 --> 00:36:12,375
‫این بهشته.

512
00:36:14,000 --> 00:36:16,541
‫واسه همین همهٔ این رنج‌ها رو روی این...

513
00:36:19,125 --> 00:36:21,875
‫سنگ بزرگ، آبی و غمگین تحمل می‌کنیم.

514
00:36:26,416 --> 00:36:27,916
‫به‌زودی میرم اونجا.

515
00:36:31,666 --> 00:36:33,166
‫و پدرم رو می‌بینم.

516
00:36:35,208 --> 00:36:36,583
‫مادربزرگم رو.

517
00:36:37,708 --> 00:36:42,500
‫دختر کوچولوم رو می‌بینم،
‫و خوشحال و در امان می‌مونه.

518
00:36:45,291 --> 00:36:48,416
‫و من از دیدنش خیلی خوشحال می‌شم.

519
00:36:57,791 --> 00:36:59,166
‫واقعا امیدوارم درست بگی.

520
00:37:14,208 --> 00:37:16,875
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

521
00:37:16,958 --> 00:37:20,458
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

522
00:37:20,541 --> 00:37:23,291
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

523
00:37:23,375 --> 00:37:26,125
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

524
00:37:55,000 --> 00:37:56,500
‫کجایی؟

525
00:38:04,833 --> 00:38:06,875
‫چرا نمیای؟

526
00:38:09,458 --> 00:38:11,666
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را...

527
00:38:35,958 --> 00:38:36,958
‫پدر؟

528
00:38:41,875 --> 00:38:43,875
‫ببخشید که مزاحم‌تون شدم.

529
00:38:44,625 --> 00:38:45,625
‫ببخشید.

530
00:38:46,416 --> 00:38:47,708
‫سلام جو.

531
00:38:48,333 --> 00:38:52,375
‫- سلام.
‫- من فقط... چیزه...روز سختی داشتم.

532
00:38:53,416 --> 00:38:55,541
‫ولی خوب پیش رفتم.
‫مشروب نخوردم.

533
00:38:55,625 --> 00:38:56,875
‫آره، عالیه.

534
00:38:56,958 --> 00:39:00,125
‫ولی خیلی سخته.
‫می‌دونی؟ و خب گفتی بیام اینجا

535
00:39:01,083 --> 00:39:02,375
‫اگه یه وقت حس کردم...

536
00:39:03,333 --> 00:39:07,083
‫اگه فشارش بیش از حد شد.
‫ولی خب...انگار سرت شلوغه.

537
00:39:07,166 --> 00:39:09,708
‫نه، اصلا.
‫بیا. بیا داخل و بشین.

538
00:39:13,291 --> 00:39:16,333
‫منم همچین شرایطی داشتم.
‫باور کن.

539
00:39:19,958 --> 00:39:22,250
‫- خوبی پدر؟
‫- چیزه..

540
00:39:23,166 --> 00:39:24,791
‫راستش رو بخوای، من...

541
00:39:26,958 --> 00:39:30,958
‫امروز خیلی تو حال خودم نیستم،
‫و یه‌کم احساس سردرگمی دارم.

542
00:39:39,750 --> 00:39:41,000
‫خب، این عجیبه، مگه نه؟

543
00:39:47,833 --> 00:39:49,166
‫ممکنه پسرش باشی.

544
00:39:50,291 --> 00:39:52,375
‫می‌دونی، وقتی بچه بودم یه شایعه‌ای بود

545
00:39:52,458 --> 00:39:55,833
‫که اون پیرمرد خیلی هم پرهیزکار
‫و مجرد نبوده.

546
00:39:55,916 --> 00:39:57,833
‫یعنی، کی می‌تونه سرزنشش کنه؟

547
00:39:57,916 --> 00:40:00,708
‫یعنی خب، من کی باشم که
‫واسه کارهای نابه‌هنجارش قضاوتش کنم؟

548
00:40:00,791 --> 00:40:01,958
‫آخه من؟
‫لامصب!

549
00:40:03,666 --> 00:40:05,750
‫به من مربوط نیست، واقعا.

550
00:40:07,166 --> 00:40:08,875
‫یه جورایی شعار و خط مشی‌ کل زندگیم بوده.

551
00:40:10,916 --> 00:40:12,125
‫من...چیزه...

552
00:40:13,125 --> 00:40:14,916
‫فردا می‌بینمت توی...

553
00:40:16,875 --> 00:40:19,625
‫- توی کلیسا.
‫- ببین، وایسا، وایسا جو.

554
00:40:26,541 --> 00:40:28,833
‫بهت افتخار می‌کنم جو.

555
00:40:29,416 --> 00:40:30,416
‫ممنون پدر.

556
00:40:30,458 --> 00:40:35,583
‫ببخشید. انتظار اومدن کسی رو نداشتم
‫ولی بهت افتخار می‌کنم

557
00:40:35,666 --> 00:40:38,541
‫و خوشحالم که امروز تونستی مقاومت کنی.

558
00:40:40,416 --> 00:40:42,000
‫چون با اون فشار و وسوسه آشنایی دارم.

559
00:40:43,458 --> 00:40:44,875
‫اون عطش و..

560
00:40:47,000 --> 00:40:49,500
‫می‌دونم چقدر سخته که جلوش مقاومت کنی.

561
00:40:50,750 --> 00:40:53,125
‫واسه همین بهت افتخار می‌کنم.
‫خدا بهت افتخار می‌کنه.

562
00:40:54,750 --> 00:40:55,833
‫ممنون.

563
00:41:01,750 --> 00:41:03,625
‫خدا حفظت کنه.

564
00:41:05,166 --> 00:41:07,125
‫دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه، درسته؟

565
00:41:08,416 --> 00:41:09,416
‫خیلی‌خب.

566
00:41:10,500 --> 00:41:12,851
‫- خدا حفظت کنه.
‫- ممنون. من دیگه...

567
00:41:12,875 --> 00:41:15,916
‫من دیگه...می‌خوام...برم.

568
00:41:18,541 --> 00:41:21,000
‫می‌خوام برم، خب؟

569
00:41:21,083 --> 00:41:23,833
‫- من دیگه...می‌خوام برم، خب؟
‫- خدا حفظت کنه.

570
00:41:23,916 --> 00:41:25,666
‫چت شده تو؟

571
00:41:27,666 --> 00:41:31,666
‫چه مرگته مرتیکه؟
‫تمومش کن!

572
00:41:35,833 --> 00:41:37,916
‫خیلی شرمنده‌م. خیلی عذر میخوام.

573
00:41:38,000 --> 00:41:40,041
‫خیلی شرمنده‌م.

574
00:41:40,791 --> 00:41:41,791
‫تو...

575
00:41:42,750 --> 00:41:43,875
‫خوبی؟

576
00:41:44,791 --> 00:41:45,791
‫چی شد؟

577
00:41:47,125 --> 00:41:49,625
‫حات خوبه؟
‫خوبی؟

578
00:42:06,458 --> 00:42:07,583
‫چی؟

579
00:42:57,833 --> 00:43:00,208
‫- سلام.
‫- سلام.

580
00:43:06,375 --> 00:43:08,083
‫دوباره همون خواب رو دیدم دیشب.

581
00:43:09,500 --> 00:43:12,500
‫- همون که روی آب بودی؟
‫- آره، خودشه.

582
00:43:13,875 --> 00:43:17,458
‫این بار همه‌چیش فرق داشت.
‫می‌دونی گاهی اینجوری می‌شه؟

583
00:43:18,125 --> 00:43:19,833
‫من هیچ‌وقت خواب‌هام یادم نمیمونه.

584
00:43:21,458 --> 00:43:22,625
‫چی فرق داشت؟

585
00:43:22,708 --> 00:43:23,708
‫روی آب بودم

586
00:43:25,041 --> 00:43:26,125
‫مثل همیشه...

587
00:43:28,166 --> 00:43:30,000
‫منتظر خورشید بودم.
‫ولی این بار...

588
00:43:38,541 --> 00:43:39,750
‫تو هم اونجا بودی.

589
00:43:42,041 --> 00:43:43,500
‫به‌نظرت یعنی چی؟

590
00:43:50,916 --> 00:43:52,208
‫باید برم.

591
00:43:55,500 --> 00:43:57,083
‫مگه اینکه بخوای باهات بیام؟

592
00:43:58,500 --> 00:44:00,375
‫- هوم؟
‫- کلیسا رو می‌‌گم.

593
00:44:02,000 --> 00:44:03,000
‫آها.

594
00:44:04,666 --> 00:44:06,583
‫فکر نکنم برم کلیسا.

595
00:44:08,250 --> 00:44:10,291
‫می‌خوام برم شهر.

596
00:44:12,083 --> 00:44:15,291
‫می‌دونی، نه اینکه بخوام برم
‫نظر یه دکتر دیگه‌ای رو هم بدونم، ولی...

597
00:44:18,423 --> 00:44:19,757
‫میرم پیش یه دکتر دیگه.

598
00:44:20,625 --> 00:44:21,958
‫حتما.

599
00:44:22,041 --> 00:44:25,000
‫اگه یه ماه از خونه بیرون نمی‌رفتی هم
‫چیزی نمی‌گفتم.

600
00:44:25,083 --> 00:44:26,083
‫کسی نمی‌گفت.

601
00:44:29,041 --> 00:44:30,583
‫می‌تونی برگردی البته.

602
00:44:31,958 --> 00:44:32,958
‫بعدا.

603
00:44:34,708 --> 00:44:35,791
‫شاید امشب.

604
00:44:37,208 --> 00:44:40,208
‫می‌تونی امشب برگردی، شاید.

605
00:44:43,333 --> 00:44:44,541
‫می‌تونم بیام.

606
00:44:46,375 --> 00:44:47,375
‫باشه.

607
00:45:14,000 --> 00:45:16,833
‫- من عشاء ربانی‌ای چیزی نمی‌خورم.
‫می‌دونم.

608
00:45:18,208 --> 00:45:19,208
‫اصلا نمی‌تونی.

609
00:45:20,791 --> 00:45:23,166
‫بهت اجازه نمی‌دن،
‫چون مسیحی نیستی.

610
00:45:23,250 --> 00:45:25,500
‫- بابا، بی‌خیال، دیگه این بحث رو تمومش کردیم.
‫- می‌دونم.

611
00:45:25,583 --> 00:45:27,041
‫- گفتی می‌تونم...
‫- می‌دونم.

612
00:45:32,916 --> 00:45:33,916
‫ببین.

613
00:45:35,291 --> 00:45:36,916
‫متوجه‌م که کنجکاوی.

614
00:45:38,833 --> 00:45:42,833
‫به پسرم نمی‌گم که دنبال خدا نگرده.

615
00:45:44,833 --> 00:45:46,041
‫ولی پسرم...

616
00:45:46,916 --> 00:45:47,916
‫علی.

617
00:45:49,708 --> 00:45:51,041
‫ما همین الانشم خدا رو داریم.

618
00:45:52,583 --> 00:45:53,875
‫خب، ممنونم بابا.

619
00:45:53,958 --> 00:45:58,333
‫می‌دونم برات راحت نیست،
‫پس...ممنونم.

620
00:46:42,916 --> 00:46:44,625
‫دیشب نیومدی خونه.

621
00:47:11,208 --> 00:47:12,208
‫پدر!

622
00:47:14,041 --> 00:47:16,041
‫پدر! همه منتظرتیم.

623
00:47:28,833 --> 00:47:31,083
‫پدر،
‫تقریباً نیم‌ساعته که دیر کردی...

624
00:47:47,833 --> 00:47:48,833
‫خیلی‌خب.

625
00:47:51,833 --> 00:47:52,833
‫خیلی‌خب.

626
00:48:08,458 --> 00:48:12,125
‫نمی‌دونم چرا...نمی‌دونم چرا...
‫نمی‌دونم چرا...

627
00:48:12,208 --> 00:48:15,958
‫هیس. لازم نیست یه کلمه هم بگی.
‫اونم تو، اونم به من.

628
00:48:16,833 --> 00:48:17,916
‫ما باید...

629
00:48:23,666 --> 00:48:24,833
‫باید...

630
00:48:28,666 --> 00:48:29,958
‫تمیزت کنیم.

631
00:48:31,083 --> 00:48:32,583
‫ببریمت کلیسا.

632
00:48:37,166 --> 00:48:38,166
‫باشه.

633
00:48:40,041 --> 00:48:42,333
‫مسئله اینه.

634
00:48:46,458 --> 00:48:47,541
‫باشه.

635
00:48:48,625 --> 00:48:50,250
‫خدایا، خدایا، خدایا.
‫باشه.

636
00:48:52,208 --> 00:48:54,500
‫قراره اینجا بمونی.
‫تو...

637
00:48:55,791 --> 00:48:57,583
‫قراره همینجا بمونی.

638
00:48:59,958 --> 00:49:01,625
‫این کارو می‌کنیم.

639
00:49:06,541 --> 00:49:08,583
‫حالش خوبه.
‫همه‌چیز مرتبه.

640
00:49:25,541 --> 00:49:27,708
‫عذر می‌خوام.
‫عذر می‌خوام.

641
00:49:28,375 --> 00:49:29,625
‫صبح به‌خیر.

642
00:49:29,708 --> 00:49:31,583
‫بذارید بهتون بگم که
‫خیلی باعث دلگرمیه

643
00:49:31,666 --> 00:49:34,833
‫که ببینیم هر روز به لطف خدا
‫این کلیسا این‌قدر شلوغه.

644
00:49:35,500 --> 00:49:39,375
‫البته متأسفانه امروز صبح،
‫باید که...

645
00:49:42,541 --> 00:49:44,291
‫فکر کنم باید مراسم رو لغو کنیم.

646
00:49:45,375 --> 00:49:48,500
‫پدر پائول داره از دل‌درد به خودش می‌پیچه.

647
00:49:49,125 --> 00:49:50,375
‫بیچاره.

648
00:49:50,458 --> 00:49:54,375
‫مجبور شدم بنده خدا رو به‌زور
‫بذارم تو تخت بمونه.

649
00:49:54,458 --> 00:49:57,125
‫خیلی مصمم بود که بیاد اینجا.

650
00:49:57,208 --> 00:49:59,625
‫به‌زودی دوباره سر پا و خوب می‌شه.

651
00:49:59,708 --> 00:50:03,250
‫ولی امروز صبح حداقل، شاید بهتره که...

652
00:50:04,250 --> 00:50:06,791
‫دالی اسکاربروگ عزیزمون

653
00:50:08,125 --> 00:50:09,208
‫بیا اینجا دالی.

654
00:50:10,291 --> 00:50:11,541
‫بیا بالا.

655
00:50:11,625 --> 00:50:16,208
‫شاید دالی بتونه امروز یه‌کم واسه‌مون
‫آواز، دعا و کتاب مقدس بخونه.

656
00:50:16,791 --> 00:50:20,625
‫و هنوزم می‌تونیم جشن بگیریم،
‫مثل مسیحیان قدیمی

657
00:50:20,708 --> 00:50:24,666
‫که خیلی قبل‌تر از اینکه کشیش‌هایی
‫برای هدایت‌شون باشه، خدا رو تسبیح می‌گفتن

658
00:50:24,750 --> 00:50:28,500
‫- با سرود شمارهٔ ۴۷۳ شروع کنیم.
‫- البته.

659
00:50:28,583 --> 00:50:31,750
‫«دور هم جمع می‌شویم»
‫دالی، می‌شه شروع کنی؟

660
00:50:37,208 --> 00:50:38,250
‫ببخشید.

661
00:50:39,416 --> 00:50:46,208
‫♪ ما دور هم جمع می‌شویم ♪
‫♪ که از خدا طلب رحمت کنیم... ♪

662
00:50:46,291 --> 00:50:49,000
‫بذارش داخل موکت،
‫بندازش توی وانت

663
00:50:49,083 --> 00:50:51,250
‫ببرش به یکی از خونه‌خالی‌های ساحل غربی.

664
00:50:51,333 --> 00:50:53,416
‫همین الان که
‫بیشتر جزیره توی کلیسان انجامش بدین.

665
00:50:53,500 --> 00:50:57,958
‫و بعد امشب،‌ آخر وقت یه لنگر بهش ببندید
‫و بندازینش هشت کیلومتر اون‌طرف‌تر داخل آب.

666
00:51:01,041 --> 00:51:02,958
‫ولی، من...ما...

667
00:51:05,333 --> 00:51:07,416
‫چیه وید؟‌چی می‌خوای بگی؟

668
00:51:08,166 --> 00:51:09,166
‫آخه...

669
00:51:11,750 --> 00:51:14,041
‫ما که...ما که واقعا...

670
00:51:14,125 --> 00:51:17,500
‫اون «جو کالی»ـه،
‫«بـِو» این...

671
00:51:19,833 --> 00:51:22,875
‫این دیگه...
‫چه غلطی کردی؟

672
00:51:25,958 --> 00:51:29,375
‫«مردی که گستاخانه رفتار می‌کنه
‫و از کشیش تبعیت نمی‌کنه

673
00:51:29,458 --> 00:51:32,208
‫کسی که برای خدمت به پروردگار،
‫خدای تو خدمت کند،

674
00:51:32,291 --> 00:51:33,958
‫همچین مردی سزاوار مرگ است.»

675
00:51:35,833 --> 00:51:36,875
‫تثنیه.

676
00:51:38,583 --> 00:51:39,750
‫درست می‌گی.

677
00:51:41,458 --> 00:51:42,666
‫این جون کالیه.

678
00:51:42,750 --> 00:51:47,750
‫این اد فلین، لیزا اسکاربروگ
‫یا تو نیست، وید.

679
00:51:47,833 --> 00:51:50,333
‫این مردیه که دخترت رو ویلچر نشین کرد.

680
00:51:50,416 --> 00:51:55,000
‫این مرد کل عمرش واسه این جامعه
‫یه آفت بوده.

681
00:51:55,083 --> 00:51:59,166
‫اون یه گناه‌کار، فاسق
‫و در وهلهٔ اول یه کافره.

682
00:51:59,250 --> 00:52:01,750
‫اون به‌ بچه‌ها آسیب می‌زد،
‫و واسه هیچ کس خیر و برکتی نمیاورد

683
00:52:01,833 --> 00:52:03,833
‫و خدا موعد مرگش رو مشخص کرده.

684
00:52:04,500 --> 00:52:09,083
‫پدر. مونسنیور. بهشون بگو
‫بگو چرا این کارو کردی.

685
00:52:09,166 --> 00:52:12,250
‫نمی‌دونم، یه حسی بهم القا شد
‫واقعا نمی‌دونم...

686
00:52:12,333 --> 00:52:15,083
‫چون یه ‌چیزی به دلت افتاده.

687
00:52:15,166 --> 00:52:17,125
‫یادت رفته. وید، یادت رفته.

688
00:52:17,208 --> 00:52:19,666
‫پروردگار ما یه مبارزه،
‫فرشتگانشم همین‌طورن.

689
00:52:20,250 --> 00:52:23,500
‫پروردگار ما فرشته‌هاش رو به مصر فرستاد

690
00:52:23,583 --> 00:52:26,791
‫که نوزادان مصری رو قتل‌عام کنن

691
00:52:26,875 --> 00:52:30,583
‫شهرها رو به نمک تبدیل کردن،
‫زن و بچه‌ها رو هم،

692
00:52:30,666 --> 00:52:35,416
‫و دنیا رو وقتی که خیلی غرق در گناهان‌ـمون بودیم،
‫زیر آب غرق کرد.

693
00:52:36,333 --> 00:52:41,166
‫مونسنیور پرویت، خودش یه معجزهٔ خداست.

694
00:52:42,416 --> 00:52:45,041
‫و یه معجزه‌گر،

695
00:52:46,125 --> 00:52:49,166
‫خودتم خیلی خوب می‌دونی وید.
‫اون یه معجزه‌ست.

696
00:52:50,041 --> 00:52:52,375
‫خدا برنامه داره. برنامه‌ش رو داره
‫از طریق اون اجرا می‌کنه.

697
00:52:52,458 --> 00:52:56,791
‫«و ما باید نقش خودمون رو ایفا کنیم،
‫که شاهد ماجرا باشیم و نقش خودمون رو ایفا کنیم.»

698
00:52:56,875 --> 00:52:59,958
‫«و فکر نکنید که برای صلح آمده‌م.»

699
00:53:00,041 --> 00:53:03,250
‫«من صلح نیاورده‌م، بلکه شمشیر آورده‌م.»

700
00:53:03,333 --> 00:53:07,208
‫مسیح اون حرف رو زده!
‫خود عیسی مسیح!

701
00:53:07,291 --> 00:53:10,166
‫پس اگه می‌خوای الان اونو زیرسوال ببری وید

702
00:53:10,250 --> 00:53:15,083
‫اگه می‌خوای انتخاب کنی کدوم
‫کار خداست و به مذاقت خوش میاد...

703
00:53:16,250 --> 00:53:19,625
‫هرچی نعمت و برکت ازش گرفتی
‫به خودش برگردون پس،

704
00:53:19,708 --> 00:53:24,541
‫و بذار دختر کوچولوت تا ابد
‫بشینه روی اون ویلچر.

705
00:53:25,708 --> 00:53:31,333
‫ولی جلال خدا رو گلچین نکن.

706
00:53:32,625 --> 00:53:35,833
‫حالا بذارش

707
00:53:37,541 --> 00:53:38,625
‫داخل موکت.

708
00:53:42,916 --> 00:53:44,625
‫من..من...من...

709
00:53:51,750 --> 00:53:53,208
‫وجدانت ناراحته؟

710
00:53:54,875 --> 00:53:58,208
‫به‌خاطر کاری که مجبور بودی انجام بدی
‫احساس گناه و عذاب وجدان می‌کنی؟

711
00:54:00,125 --> 00:54:01,125
‫نه.

712
00:54:05,291 --> 00:54:06,416
‫ابداً.

713
00:54:06,500 --> 00:54:10,125
‫پس از خودت بپرس چرا خداوند
‫گذاشته همچین امر خطیر رو انجام بدی.

714
00:54:12,166 --> 00:54:13,416
‫و به زندگی ادامه بده.

715
00:54:19,458 --> 00:54:21,541
‫بازوش استورج، بازوش.

716
00:54:27,000 --> 00:54:28,333
‫برو...و...

717
00:54:34,708 --> 00:54:40,125
‫خیلی‌خب. ببخشید که معطل شدین.
‫ما...آزمایش‌هاتون رو بررسی کردیم.

718
00:54:41,083 --> 00:54:43,916
‫واسه‌م سؤاله که شاید اطلاعاتی
‫که به من دادین

719
00:54:44,000 --> 00:54:46,125
‫ممکنه کاملاً درست نباشه.

720
00:54:46,208 --> 00:54:48,375
‫می‌تونم...با دکترم در ارتباط‌ـتون بذارم

721
00:54:48,458 --> 00:54:51,166
‫و حتما از بابت گرفتن
‫اطلاعات صحیح مطمئن می‌شه.

722
00:54:51,250 --> 00:54:53,125
‫فقط می‌خوام بدونم چطور ممکنه
‫همچین اتفاقی بیفته.

723
00:54:53,208 --> 00:54:56,000
‫خب، فکر نکنم اصلا اتفاقی افتاده باشه.

724
00:54:58,250 --> 00:55:01,666
‫- یعنی چی الان؟
‫- یعنی اینکه، آزمایشات همه منفی هستن.

725
00:55:02,500 --> 00:55:04,000
‫می‌دونم. بچه رو از دست دادم.

726
00:55:04,083 --> 00:55:07,291
‫نه، یعن سطح هورمون «اچ‌سی‌جی»ـتون
‫کاملا طبیعیه.

727
00:55:07,375 --> 00:55:08,208
‫خب؟

728
00:55:08,291 --> 00:55:12,875
‫و حتی بعد از سقط،
‫بازم یه شش هفته‌ای افزایش پیدا می‌کنه.

729
00:55:12,958 --> 00:55:18,166
‫خب، من خب...
‫هیچ علائمی از سقط نداشتم.

730
00:55:19,500 --> 00:55:23,916
‫خب...من هیچ علائمی از اینکه
‫کلا حامله شده باشین رو نمی‌بینم.

731
00:55:27,208 --> 00:55:28,541
‫سونوگرافی گرفتم.

732
00:55:28,625 --> 00:55:32,125
‫ببینید، من این چیزا رو نمی‌دونم.
‫فقط آزمایش‌هاتون واسه‌م مهمه.

733
00:55:32,208 --> 00:55:33,708
‫چندین بار صدای ضربان قلبش رو شنیدم.

734
00:55:33,791 --> 00:55:36,125
‫حرکتش رو دیدم.
‫مکیدن انگشتش رو دیدم.

735
00:55:36,208 --> 00:55:38,583
‫با کمال میل می‌تونم
‫به دکترتون توی جزیره زنگ بزنم

736
00:55:39,125 --> 00:55:41,708
‫و شاید اون هم یه‌سری اطلاعات رو...

737
00:55:42,958 --> 00:55:46,833
‫ولی وضعیت بدنت، مثل بدن زنی که
‫حامله بوده نیست. نیست دیگه.

738
00:55:47,416 --> 00:55:52,083
‫- من حامله بودم. بودم.
‫- نه طبق خونت، یا بدنت.

739
00:55:52,833 --> 00:55:55,375
‫تازه، بدن انسان که نمی‌تونه...

740
00:55:56,083 --> 00:55:58,458
‫نمی‌تونه که یهویی بیخیال همچین چیزی بشه

741
00:55:58,541 --> 00:56:01,083
‫و تظاهر کنه هیچ اتفاقی نیفتاده.
‫اصلا ممکن نیست.

742
00:56:03,500 --> 00:56:06,166
‫داشتم فکر می‌کردم شاید بهتره که

743
00:56:06,250 --> 00:56:08,625
‫یه ملاقات واسه‌تون با یکی
‫توی بخش روان‌پزشکی‌ـمون ترتیب بدیم.

744
00:56:52,333 --> 00:56:53,413
‫حالت بهتره؟

745
00:56:55,666 --> 00:56:59,083
‫فکر نمی‌کردم برگزار بشه.
‫وقتی به خونه‌تون زنگ زدم کسی برنداشت.

746
00:57:00,041 --> 00:57:03,166
‫مشکلی نیست.
‫هر چی گذشت حالم به مرور بهتر شد.

747
00:57:03,250 --> 00:57:04,375
‫بیا داخل.

748
00:57:04,958 --> 00:57:05,976
‫خیلی بابت شنیدنش متأسفم.

749
00:57:06,000 --> 00:57:09,166
‫باید بیام ببینمش و مطمئن بشم حالش خوبه.

750
00:57:09,250 --> 00:57:10,916
‫خب، سخت نمی‌گیره قضیه رو.

751
00:57:11,000 --> 00:57:13,458
‫فکر نکنم به این زودی آمادهٔ‌
‫ملاقات کسی باشه.

752
00:57:13,541 --> 00:57:14,541
‫نه، البته.

753
00:57:15,625 --> 00:57:21,083
‫محض کنجکاوی،
‫چی بهش می‌گفتین اگه می‌رفتین پیشش؟

754
00:57:24,333 --> 00:57:26,583
‫خب همین دیگه، مگه نه؟
‫چی می‌شه گفت؟

755
00:57:26,720 --> 00:57:28,887
‫می‌گی که «خیلی بابت این فقدان تسلیت می‌گم.»

756
00:57:28,916 --> 00:57:31,125
‫یا «کسی سر از حکمت خدا در نمیاره.»

757
00:57:31,208 --> 00:57:33,041
‫«اگه کاری از دستم بر میاد بهم بگو.»

758
00:57:33,125 --> 00:57:35,416
‫خیلی پوچه، مگه نه؟

759
00:57:35,500 --> 00:57:37,000
‫من نمی‌دونم...و تا ابد نمی‌دونم...

760
00:57:40,083 --> 00:57:43,750
‫هیچ وقت نمی‌شه قضا
‫و قدر الهی رو درک کرد،

761
00:57:43,833 --> 00:57:47,708
‫و  حتی نمی‌دونستم
‫به «ارین گرین» هم چی بگم.

762
00:57:53,541 --> 00:57:56,208
‫باید با تمام وجودمون به خدا اعتماد کنیم.

763
00:57:58,458 --> 00:58:00,833
‫و به بینش و آگاهی خودمون تکیه نکنیم.

764
00:58:00,916 --> 00:58:03,750
‫خودت رو تسلیم ارادهٔ خدا کن،
‫چه درکش کنی‌، چه نکنی.

765
00:58:03,833 --> 00:58:05,000
‫درسته. درسته.

766
00:58:05,083 --> 00:58:09,000
‫و خب...صدق هم می‌کنه دیگه، نه؟
‫واسه تو، واسه من

767
00:58:09,958 --> 00:58:12,375
‫که خودمون رو تسلیم کنیم،
‫شاید یه لحظه هم شده.

768
00:58:12,458 --> 00:58:17,541
‫می‌دونی، دست از فرض به اینکه
‫معنا و مفهومش رو می‌دونیم بر داریم.

769
00:58:18,208 --> 00:58:22,291
‫گاهی...اشکال نداره
‫که به دنیا نگاه کنی و بگی

770
00:58:22,375 --> 00:58:25,791
‫«چرا؟ چرا؟ چرا؟‌من نمی‌فهمم»

771
00:58:27,875 --> 00:58:29,166
‫«و نخواهم فهمید.»

772
00:58:31,791 --> 00:58:33,250
‫آره، گاهی مشکلی نداره.

773
00:58:36,125 --> 00:58:37,791
‫آره، راستش باهاش موافقم.

774
00:58:39,125 --> 00:58:41,000
‫درک نکردنش سخته خب، درسته؟

775
00:58:41,875 --> 00:58:43,291
‫دورهٔ اصلاحت چطور پیش میره؟

776
00:58:45,041 --> 00:58:48,000
‫از همین الان بهش بپردازیم؟
‫منتظر جو نمونیم؟

777
00:58:49,291 --> 00:58:50,541
‫آها. چیزه...

778
00:58:50,625 --> 00:58:52,875
‫نه. جو امروز نمیاد راستش.

779
00:58:52,958 --> 00:58:53,958
‫نه.

780
00:58:55,166 --> 00:58:57,708
‫نه، لطفاً نگو که دووم نیاورد.

781
00:58:59,250 --> 00:59:01,958
‫نمی‌دونم چرا،
‫خیلی دلم می‌خواست این کار واسه‌ش جواب بده.

782
00:59:02,041 --> 00:59:04,416
‫خیلی، خیلی دلم می‌خواست.

783
00:59:04,500 --> 00:59:07,791
‫نه، نه. راستش دیروز دیدمش.
‫اون...

784
00:59:08,750 --> 00:59:11,375
‫داشت خوب پیش می‌رفت.
‫به خودش افتخار می‌کرد.

785
00:59:12,000 --> 00:59:14,875
‫نه، امروز از جزیره رفته بیرون،
‫فکر کنم رفته دیدنش خواهرش.

786
00:59:14,958 --> 00:59:18,500
‫نمی‌دونه کی برگرده.

787
00:59:19,625 --> 00:59:21,375
‫- خواهرش؟
‫- آره، درسته.

788
00:59:24,583 --> 00:59:25,583
‫آها.

789
00:59:27,333 --> 00:59:31,250
‫خب، با دعای «آرامش» شروع کنیم؟
‫مطمئنم هفته بعد میاد.

790
00:59:33,458 --> 00:59:36,166
‫خدایا آرامشی به من عطا فرما
‫که بپذیرم چیزهایی را

791
00:59:36,250 --> 00:59:39,416
‫که نمی‌توانم تغییر دهم،
‫شجاعتی عطا فرما که چیزهایی که می‌توانم را تغییر دهم

792
00:59:39,500 --> 00:59:41,916
‫و دانشی که تفاوت این دو را بفهمم.

793
00:59:42,791 --> 00:59:43,791
‫آمین.

794
00:59:46,458 --> 00:59:48,625
‫فقط خوشحالم از اینکه می‌شنوم حالش خوبه.

795
00:59:48,708 --> 00:59:51,000
‫تعجب نمی‌کنم،
‫با توجه به اینکه اخیرا خیلی سخت کارده.

796
00:59:51,083 --> 00:59:54,416
‫اجرای کامل هر روزهٔ عشاء ربانی،
‫و یه برنامهٔ سخن‌رانی کامل کنارش.

797
00:59:54,500 --> 00:59:58,583
‫می‌دونستید از وقتی که اومده
‫هر روز برای میلدرد گانینگ

798
00:59:58,666 --> 01:00:00,500
‫نان و شراب می‌بره؟‌ هر روز.

799
01:00:01,375 --> 01:00:02,500
‫این مرد یه قدیسه.

800
01:00:03,125 --> 01:00:06,750
‫خوشحالم که حالش بهتر شده.
‫و دوستت علی.

801
01:00:06,833 --> 01:00:08,625
‫خیلی تحت‌ تأثیر قرار گرفتم
‫که امروز توی کلیسا دیدمش.

802
01:00:10,375 --> 01:00:12,226
‫تصورشم سخته که پدرش چطور
‫اون قضیه رو فراموش کرده.

803
01:00:12,250 --> 01:00:14,583
‫جسارتی که لازمه تا همچین چیزی رو
‫پشت سر بذاری...

804
01:00:14,666 --> 01:00:16,583
‫که تنهایی و توی اون سن بیای کلیسا!

805
01:00:17,208 --> 01:00:20,541
‫با اون تربیتی که داشته؟ اون همه رسم و رسوم.
‫خودش واقعیت رو نشونت می‌ده.

806
01:00:21,166 --> 01:00:23,750
‫خدا یه راهی به قلب آدما پیدا می‌کنه.
‫خدا یه راهی پیدا می‌کنه.

807
01:00:27,958 --> 01:00:29,416
‫امشب هم میری بیرون نه؟

808
01:00:29,500 --> 01:00:30,500
‫آره.

809
01:00:31,333 --> 01:00:32,708
‫خب، سلام من رو بهش برسون.

810
01:00:33,416 --> 01:00:36,083
‫- بگو خیلی ناراحت شدم.
‫- می‌گم.

811
01:00:37,416 --> 01:00:40,541
‫می‌دونی، وقتی خودت بچه بودی

812
01:00:42,583 --> 01:00:45,125
‫به من گفتی «اگه توی یه جزیره‌ایم،

813
01:00:45,208 --> 01:00:48,416
‫پس چرا مثل فیلم «خونوادهٔ سوئیسی رابینسون»
‫روی خونهٔ درختی زندگی نمی‌کنیم؟»

814
01:00:49,041 --> 01:00:52,541
‫منم بهت گفتم
‫«خب ما که کشتی‌شکسته نیستیم رایلی.»

815
01:00:53,166 --> 01:00:54,750
‫«ما از اول قرار بوده اینجا باشیم.»

816
01:00:56,750 --> 01:00:57,791
‫و تو

817
01:00:58,708 --> 01:00:59,750
‫سگرمه‌هات رفت تو هم.

818
01:01:01,333 --> 01:01:04,500
‫می‌دونم که هیچ وقت اینجا رو
‫خونهٔ خودت نمی‌دونستی.

819
01:01:05,541 --> 01:01:08,916
‫انگار «کراکت» خیلی جایی مناسب زندگی نبوده

820
01:01:09,583 --> 01:01:12,250
‫بلکه جایی که اونجا زندگی کردیم
‫و منتظر رسیدن کمک بودیم.

821
01:01:15,458 --> 01:01:19,125
‫و خب، کمک رسیده.

822
01:01:20,750 --> 01:01:23,666
‫- اومده؟
‫- دیگه عینک لازم ندارم.

823
01:01:24,666 --> 01:01:27,250
‫و پدرت بهتر از چندین سال اخیر بوده.

824
01:01:28,583 --> 01:01:30,250
‫یه اتفاقی داره اینجا میفته.

825
01:01:31,000 --> 01:01:32,625
‫و نمی‌تونم تظاهر کنم که خبری نیست.

826
01:01:34,375 --> 01:01:35,375
‫حالا می‌دونم...

827
01:01:37,625 --> 01:01:38,750
‫کشمکش داشتی.

828
01:01:39,833 --> 01:01:43,000
‫با ایمانت و خب...با کاری که شد...

829
01:01:43,083 --> 01:01:44,416
‫با کاری که خودم کردم.

830
01:01:50,208 --> 01:01:51,458
‫با کاری که کردی.

831
01:01:52,875 --> 01:01:54,458
‫پسرک خوشگلم.

832
01:01:55,458 --> 01:01:56,458
‫آره.

833
01:01:58,083 --> 01:02:03,916
‫ولی خدا ازت نمی‌خواد که به چیزی که
‫نمی‌تونی ببینیش ایمان داشته باشی.

834
01:02:04,500 --> 01:02:07,333
‫اینجا نه، الان نه.

835
01:02:08,500 --> 01:02:10,083
‫فقط ازت می‌خواد که خوب نگاه کنی.

836
01:02:11,583 --> 01:02:13,000
‫عالی نیست؟

837
01:02:16,583 --> 01:02:18,125
‫اون دروغگوئه مامان.

838
01:02:19,750 --> 01:02:20,875
‫پدر پائول.

839
01:02:23,208 --> 01:02:24,375
‫شاید درست می‌گی.

840
01:02:26,083 --> 01:02:27,291
‫شاید امیدی هست.

841
01:02:28,375 --> 01:02:32,125
‫و شاید یه چیزی واسه‌م باشه،
‫و شاید خدا و معجزه هم وجود داشته باشه.

842
01:02:33,500 --> 01:02:34,500
‫نمی‌دونم.

843
01:02:36,875 --> 01:02:40,791
‫ولی یه چیزو می‌دونم.
‫یه چیز رو ازش مطمئنم.

844
01:02:42,416 --> 01:02:44,375
‫پدر پائول امشب به من دروغ گفت.

845
01:02:47,250 --> 01:02:50,625
‫پس باور داشته باش، و واسه‌م دعا کن.

846
01:02:52,250 --> 01:02:53,250
‫ولی...

847
01:02:56,541 --> 01:02:58,916
‫لطفاً مراقب باش.
‫فقط همینو می‌خوام.

848
01:03:01,500 --> 01:03:02,625
‫وای.

849
01:03:03,333 --> 01:03:04,708
‫وای.

850
01:03:06,250 --> 01:03:07,250
‫آره.

851
01:03:09,125 --> 01:03:10,125
‫وای.

852
01:03:23,833 --> 01:03:25,767
‫.... نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

853
01:03:25,791 --> 01:03:28,351
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

854
01:03:28,375 --> 01:03:30,416
‫فرشتهٔ خدا، لطفا، لطفا، لطفا.

855
01:03:30,500 --> 01:03:32,416
‫کجایی؟ کجایی؟

856
01:03:32,500 --> 01:03:34,958
‫لطفا، لطفا، لطفا.

857
01:03:35,041 --> 01:03:37,750
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

858
01:03:37,833 --> 01:03:40,708
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

859
01:03:53,000 --> 01:03:56,791
‫وای خدا رو شکر!
‫کجا بودی؟ داشتم...

860
01:03:59,625 --> 01:04:00,708
‫ببخشید. ببخشید.

861
01:04:01,375 --> 01:04:04,541
‫ببخشید، فقط گمراه شدم.
‫گمراه شدم.

862
01:04:05,250 --> 01:04:08,416
‫شراب عشاء ربانی‌ـم تموم شده.

863
01:04:20,083 --> 01:04:23,208
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

864
01:04:23,291 --> 01:04:26,166
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

865
01:04:33,750 --> 01:04:35,458
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم...

866
01:05:12,833 --> 01:05:13,833
‫خواهرش.

867
01:05:56,208 --> 01:05:57,208
‫وای.

868
01:06:21,255 --> 01:06:30,153
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

869
01:06:30,612 --> 01:06:35,440
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

