﻿1
00:00:19,874 --> 00:00:24,288
« عشای ربانیِ نیمه‌شب »

2
00:00:29,062 --> 00:00:33,289
‫« کتاب هفتم »
‫« مکاشفه »

3
00:00:34,584 --> 00:00:41,584
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

4
00:00:46,999 --> 00:00:56,999
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:02:15,875 --> 00:02:17,833
‫صدمه‌ای بهت زد؟

6
00:02:20,541 --> 00:02:21,375
‫بله

7
00:03:12,875 --> 00:03:15,875
‫نه! نه!

8
00:03:49,375 --> 00:03:51,166
‫دارن مردم رو از خونه‌هاشون بیرون میکِشن

9
00:03:51,250 --> 00:03:53,541
‫- باید از اینجا بریم
‫- کجا بریم؟

10
00:03:53,625 --> 00:03:56,875
‫بریم کلیسا تا پسرم رو بگیریم.
‫اون هنوز تو کلیساست

11
00:03:56,958 --> 00:03:58,958
‫- باهاش چیکار کردن؟
‫- اِدی...

12
00:03:59,041 --> 00:04:00,559
‫- چه اتفاقی واسه بابا افتاد؟
‫- اونا چیکار کردن؟

13
00:04:00,583 --> 00:04:03,083
‫- نمیدونم
‫- تو که گفتی اینو مطالعه کردی

14
00:04:03,166 --> 00:04:04,375
‫گفتی که نمونه‌هایی داری

15
00:04:04,458 --> 00:04:06,625
‫- این کارو نکردم. نمیدونم
‫- ساکت باشین. ساکت

16
00:04:27,541 --> 00:04:28,916
‫گوشی کسی آنتن میده؟

17
00:04:36,500 --> 00:04:39,416
‫نه. حتما دَکل ارتباطات رو از کار انداختن

18
00:04:39,500 --> 00:04:41,541
‫و کشتی‌ها رو راهی کردن که برن

19
00:04:42,166 --> 00:04:44,476
‫استورج داشت با قایق‌ها ور میرفت.
‫امروز دیدیمش

20
00:04:44,500 --> 00:04:48,166
‫قایق‌ها، تلفن‏ها، برق.
‫دارن ارتباط‌مون رو با بیرون قطع میکنن

21
00:04:48,250 --> 00:04:51,875
‫- قایق‏ها
‫- من کنار آپاردز یه قایق بلم دارم

22
00:04:52,833 --> 00:04:55,333
‫یعنی، فکر نکنم کسی رو به شهر برسونه

23
00:04:55,416 --> 00:04:57,291
‫ولی حداقل تا بیرون جزیره میرسونه

24
00:04:57,375 --> 00:05:01,125
‫والدین‏ام اون بیرونن.
‫باید باهامون بیان، درسته؟

25
00:05:02,041 --> 00:05:03,791
‫ببریمشون پیش یه دکتر.
‫جا هست

26
00:05:03,875 --> 00:05:07,083
‫- تو قایق‌های ماهی‌گیری، کلی جا هست
‫- منظور من این نیست

27
00:05:07,166 --> 00:05:08,833
‫اون از رفتن حرف نمیزنه

28
00:05:08,916 --> 00:05:11,125
‫چون میان دنبالمون، همونطور که بِو گفت

29
00:05:11,708 --> 00:05:13,375
‫واسه همین قایق‌ها رو غرق نکردن

30
00:05:13,458 --> 00:05:17,208
‫واسه همینم فقط پلاگین‌هاشون رو در آوردن.
‫چون به قایق‌ها نیاز دارن

31
00:05:18,416 --> 00:05:22,000
‫تا بعدش بتونن از اینجا برن

32
00:05:25,250 --> 00:05:27,166
‫سارا، تو گفتی که یه شیوع هستش

33
00:05:28,708 --> 00:05:32,375
‫اگه فقط یکی از اونا،
‫فقط یکی‌شون پاش به شهر برسه...

34
00:06:05,875 --> 00:06:07,083
‫این چیکار میکنه؟

35
00:06:09,625 --> 00:06:12,166
‫این چیزها به چه دردی میخورن؟
‫اسلحه‏ها و چاقوها؟

36
00:06:15,166 --> 00:06:16,250
‫اونا دوباره بلند میشن

37
00:06:17,458 --> 00:06:20,375
‫خودتون که دیدین، اونا...
‫این راهش نیست

38
00:06:21,208 --> 00:06:22,458
‫این هرگز راهش نیست

39
00:06:23,833 --> 00:06:24,833
‫شاید نباشه

40
00:06:27,416 --> 00:06:29,000
‫شاید فقط چند دقیقه برامون وقت بخره

41
00:06:30,333 --> 00:06:31,791
‫یه چند دقیقه بیشتر زنده موندن

42
00:06:33,958 --> 00:06:35,791
‫و ممکنه آخر سر همین چند دقیقه
‫همه‌چی رو رقم بزنه

43
00:06:37,708 --> 00:06:38,708
‫شاید حتی چندین ثانیه

44
00:06:42,583 --> 00:06:44,291
‫هرگز خیلی برام جور در نیومد

45
00:06:46,125 --> 00:06:47,541
‫همه‌مون میگیم که بهشتی وجود داره

46
00:06:48,833 --> 00:06:50,083
‫و انتظارمون رو میکشه

47
00:06:51,958 --> 00:06:55,375
‫بعد چنگ میزنیم، می‌جنگیم،
‫التماس میکنیم...

48
00:06:56,583 --> 00:06:58,458
‫آخر سر برای چند دقیقه

49
00:06:59,958 --> 00:07:00,958
‫چند دقیقه

50
00:07:02,625 --> 00:07:04,125
‫دیگه مسئله ما نیستیم

51
00:07:07,250 --> 00:07:08,916
‫مسئله بقیه‌ آدم‌های دنیان

52
00:07:12,458 --> 00:07:14,375
‫مُردن واسه آدم‌هایی که
‫حتی ندیدیم‌شون

53
00:07:16,958 --> 00:07:18,291
‫هیچ عشقی بزرگ‌تر از این وجود نداره

54
00:07:19,333 --> 00:07:21,166
‫کتاب مقدس همین رو میگه، مگه نه؟

55
00:07:24,708 --> 00:07:27,541
‫اول اینکه، باید شما بچه‌‌ها
‫رو ببریم یه جان امن

56
00:07:27,625 --> 00:07:28,708
‫- نه، ما میتونیم کمک کنیم
‫- نه

57
00:07:28,791 --> 00:07:31,041
‫- نه
‫- لطفا، نه

58
00:07:32,416 --> 00:07:35,416
‫اگه بریم ساحل و مسیر کرانه رو بگیریم
‫بریم به آپاردز چی،

59
00:07:35,500 --> 00:07:37,500
‫بعدش شما قایق بلم رو بردارین
‫و پارو بزنین برین...

60
00:07:41,333 --> 00:07:42,333
‫دوباره

61
00:07:48,416 --> 00:07:49,708
‫ارین گرین!

62
00:07:50,333 --> 00:07:53,125
‫میخوام گفتگومون رو تموم کنم!

63
00:07:55,166 --> 00:07:57,166
‫- شاید اون...
‫- همون داخله

64
00:08:15,958 --> 00:08:16,958
‫نه

65
00:08:18,500 --> 00:08:21,291
‫تو برو.
‫بچه‌ها رو ببر یه جای امن

66
00:08:22,416 --> 00:08:24,000
‫من میخوام دو کلوم با بِو حرف بزنم

67
00:08:24,083 --> 00:08:25,083
‫مامان!

68
00:08:27,500 --> 00:08:30,000
‫- دوستت دارم
‫- مامان!

69
00:08:30,083 --> 00:08:32,208
‫- خیلی زیاد
‫- مامان!

70
00:08:32,875 --> 00:08:33,875
‫برو

71
00:08:45,375 --> 00:08:47,500
‫مشکلی با تو ندارم، انی فلین

72
00:08:48,250 --> 00:08:50,833
‫فقط میخوام یه گپ کوتاه
‫با ارین گرین بزنم

73
00:08:50,916 --> 00:08:52,750
‫و سارا گانینگ

74
00:08:53,375 --> 00:08:56,916
‫شایدم اون کلانتر عشقِ به وحشت
‫اگه هنوزم پیش‌شونه

75
00:08:57,000 --> 00:08:59,708
‫آره. همه‎شون داخلن

76
00:09:01,208 --> 00:09:04,208
‫- دوتا بچه هم هست
‫- بچه‌ها طوری‌شون نمیشه

77
00:09:04,875 --> 00:09:06,416
‫اونا همین الانشم نجات پیدا کردن

78
00:09:07,208 --> 00:09:11,041
‫تو که یه وقت فکر نمیکنی من اون بچه‌‍‌ها
‫رو در خطر قرار میدم، مگه نه؟

79
00:09:12,833 --> 00:09:15,958
‫اون واسه چیه، انی؟
‫لطفا نگو که اون واسه ماست

80
00:09:16,041 --> 00:09:18,375
‫- الان دیگه از این کارها گذشتیم
‫- نیست

81
00:09:21,958 --> 00:09:23,583
‫بِو، میخوام به حرفم گوش بدی

82
00:09:25,208 --> 00:09:27,875
‫چون تو کل زندگیت
‫باید اینو می‌شنیدی

83
00:09:29,041 --> 00:09:30,583
‫تو شخص خوبی نیستی

84
00:09:34,208 --> 00:09:35,250
‫خب...

85
00:09:36,833 --> 00:09:38,083
‫لزومی به این حرف نبود

86
00:09:38,166 --> 00:09:40,708
‫خدا تو رو از بقیه بیشتر دوست نداره

87
00:09:42,208 --> 00:09:43,458
‫تو یه قهرمان نیستی

88
00:09:44,375 --> 00:09:48,041
‫و بدون شک،
‫بدون شک یه قربانی نیستی

89
00:09:48,666 --> 00:09:50,458
‫من جات بودم سخنرانی نمیکردم، انی فلین

90
00:09:51,333 --> 00:09:55,791
‫نه تا موقعی که خودت همینطوری

91
00:09:55,875 --> 00:09:59,875
‫بدم میاد از مُرده‌ها بد بگم،
‫ولی اگه رایلی فلین،

92
00:10:00,541 --> 00:10:03,541
‫یه آدم مَست و قاتل،

93
00:10:03,625 --> 00:10:06,250
‫مدرکی از طرز ترتیب شدنش بود...

94
00:10:06,333 --> 00:10:07,333
‫بله، بود

95
00:10:09,333 --> 00:10:10,750
‫کل وجودش

96
00:10:13,916 --> 00:10:15,416
‫خدا دوستش داره

97
00:10:17,083 --> 00:10:19,041
‫دقیقا همونقدر که تو رو دوست داره

98
00:10:21,500 --> 00:10:23,416
‫چرا این اینقدر ناراحتت میکنه؟

99
00:10:25,041 --> 00:10:30,041
‫فقط فکر اینکه خدا همه
‫رو به اندازه تو دوست داره

100
00:10:30,625 --> 00:10:32,875
‫داره وقت تلف میکنه.
‫عقب خونه رو چک کن

101
00:10:37,291 --> 00:10:38,291
‫خدای من!

102
00:10:39,083 --> 00:10:42,083
‫طوری نیست.
‫حالت خوب میشه، انی

103
00:10:42,166 --> 00:10:45,375
‫منو ببین. منو ببین.
‫خیلی زود حالت خوب میشه

104
00:10:45,458 --> 00:10:46,458
‫تو...

105
00:11:17,166 --> 00:11:18,250
<i>‫ گنجشک‌ها </i>

106
00:11:18,958 --> 00:11:22,791
‫تو انجیل میگه،
‫"گنجشک روی زمین نمی‌افتد،

107
00:11:22,875 --> 00:11:27,875
‫بدون اینکه خدا بداند، حتی یک گنجشک هم نمی‌میرد"
‫اون هر مرگ رو حس میکنه

108
00:11:31,000 --> 00:11:35,750
‫من موقع جوونی توی آمریکای جنوبی بودم،
‫مأموریت داشتم...

109
00:11:35,833 --> 00:11:37,833
‫و زیر یه...

110
00:11:39,375 --> 00:11:40,958
‫آبشار بزرگ ایستادم

111
00:11:42,416 --> 00:11:46,041
‫اندازه‌اش.
‫وزنش...

112
00:11:49,458 --> 00:11:52,583
‫غُرشش، تمام صداهای تو جنگل رو خاموش کرد

113
00:11:52,666 --> 00:11:57,166
‫هر پرنده و هر صدایی.
‫و بعد که سنم بیشتر بود،

114
00:11:57,250 --> 00:12:01,666
‫به مرگ فکر کردم،
‫اینکه هر ثانیه چقدر مرگ رخ میده...

115
00:12:04,250 --> 00:12:07,041
‫آدم‌ها، حیوون‌ها، گنجشک‌ها هستن

116
00:12:07,833 --> 00:12:12,750
‫اگه هر قطره‌ی تو اون آبشار
‫یه مرگ بود،

117
00:12:13,416 --> 00:12:18,000
‫با خودم فکر کردم،
‫"اوه. حتما واسه خدا اینطوریه"

118
00:12:21,958 --> 00:12:25,916
‫هر لحظه از هر ساعتِ هر روز،
‫سِیلی از مرگ

119
00:12:26,000 --> 00:12:28,958
‫صداش خیلی بلنده،
‫چطور میتونه...

120
00:12:29,958 --> 00:12:35,416
‫دعاهای زمزمه‌کنون منو
‫با اون غُرش برق‌آسای مرگ‌ها بشنوه

121
00:12:35,500 --> 00:12:39,083
‫وقتی که دیدم چی بهم اعطاء شده،
‫با خودم فکر کردم...

122
00:12:39,166 --> 00:12:43,958
‫"اوه. این پایانِ اونه.
‫پایانِ غُرشه"

123
00:12:46,208 --> 00:12:47,333
‫دیگه مرگی نیست

124
00:12:53,416 --> 00:12:57,583
‫ولی اگه صادق باشم،
‫دیگه فایده نداره چیزه دیگه‌ای باشم

125
00:12:57,666 --> 00:12:58,791
‫تو بودی

126
00:13:01,250 --> 00:13:04,791
‫تو بودی. و سارا.
‫واسه همین انجامش دادم

127
00:13:05,750 --> 00:13:08,750
‫واسه همین اون چیز رو تو
‫اون صندوق عقب گذاشتم

128
00:13:08,833 --> 00:13:11,791
‫بخاطر همین رشوه دادم و دروغ گفتم
‫و قاچاقی آوردمش اینجا

129
00:13:11,875 --> 00:13:15,416
‫دلیلش همین بود.
‫نمی‌خواستم تو بمیری

130
00:13:26,791 --> 00:13:30,208
‫البته همینطورم بقیه اونا،
‫ولی نه...

131
00:13:31,666 --> 00:13:35,875
‫نمی‌خواستم تو و سارا...

132
00:13:36,458 --> 00:13:38,625
‫یعنی، کل زندگی‌هامون تلف شده

133
00:13:39,125 --> 00:13:42,000
‫میدونی، فقط به تهه کلیسا خیره شده بودم

134
00:13:42,875 --> 00:13:45,125
‫زیادی می‌ترسیدم که بیام
‫و پیشت باشم

135
00:13:45,208 --> 00:13:48,000
‫یعنی، زیادی می‌ترسیدم که
‫حقیقت رو به دخترمون بگم

136
00:13:51,750 --> 00:13:54,041
‫و هیچوقت حسش مثل یه گناه نبود،
‫مسئله همین بود

137
00:13:54,125 --> 00:13:58,125
‫تو هیچوقت حسی مثل یه گناه برام نداشتی،
‫و دخترمون، اون هرگز یه گناه نبود

138
00:13:58,208 --> 00:13:59,833
‫اون هرگز یه اشتباه نبود

139
00:14:01,041 --> 00:14:02,083
‫هرگز

140
00:14:08,750 --> 00:14:10,750
‫- چیکار می‌تونستیم بکنیم؟
‫- هوم

141
00:14:12,333 --> 00:14:13,333
‫جان

142
00:14:14,541 --> 00:14:17,041
‫- یه دنیای دیگه بود
‫- خب...

143
00:14:20,083 --> 00:14:23,083
‫قبلا به خودم می‌گفتم...
‫به خودم می‌گفتم، آم...

144
00:14:25,083 --> 00:14:28,750
‫تو اون شب‌های سختی که
‫تو خیلی نزدیک بودی،

145
00:14:28,833 --> 00:14:32,083
‫کنار مَردی می‌خوابیدی که
‫قرار بود باهاش باشی، که تو...

146
00:14:35,083 --> 00:14:36,208
‫که تو...

147
00:14:36,291 --> 00:14:40,708
‫اگه فقط میومدی و ازم می‌خواستی،
‫این یقه رو می‌کَندم

148
00:14:41,458 --> 00:14:43,208
‫و باهات میومدم

149
00:14:45,333 --> 00:14:47,291
‫با تو به هرجای دنیا میرفتم

150
00:14:50,958 --> 00:14:53,458
‫من هرگز این کارو نمی‌کردم، جان

151
00:14:55,416 --> 00:14:58,166
‫نه با تو، یا با اون

152
00:15:00,000 --> 00:15:03,291
‫و با اون هم نه.
‫نه بعد از جنگ

153
00:15:04,125 --> 00:15:06,333
‫زندگی چهار نفر رو خراب نمی‌کردم

154
00:15:09,958 --> 00:15:12,000
‫ولی اون دیگه تموم شده، جان

155
00:15:13,833 --> 00:15:15,500
‫ما انتخاب‌هامون رو کردیم

156
00:15:16,500 --> 00:15:17,875
‫زندگی‌مون رو کردیم

157
00:15:19,416 --> 00:15:24,375
‫اون بزرگ شد و ما محو شدیم،
‫و بایدم همینطور باشه

158
00:15:25,625 --> 00:15:27,458
‫باید تموم بشه

159
00:15:32,583 --> 00:15:34,125
‫آره، ولی یه فرصت دوباره؟

160
00:15:36,791 --> 00:15:40,250
‫حالا این دفعه میتونیم یه خانواده باشیم

161
00:15:42,500 --> 00:15:48,000
‫میتونی به معجزه‌ای حیرت ‌انگیزتر از این فکر کنی؟

162
00:15:48,083 --> 00:15:52,708
‫یعنی، شفاء بخشیدن...
‫نابینایی شفاء دادن، قبول

163
00:15:52,791 --> 00:15:54,375
‫یا دریا رو شکافتن، باشه

164
00:15:54,916 --> 00:15:58,541
‫ولی یه فرصت دوباره؟

165
00:16:00,625 --> 00:16:02,166
‫این معجزه‎ی واقعیه

166
00:16:27,250 --> 00:16:30,666
‫کمک! یکی کمک کنه!

167
00:16:30,750 --> 00:16:34,416
‫شوهرم! کمکم کنین!

168
00:16:34,500 --> 00:16:36,625
‫- ساکت
‫- کمک! کمکم کنین!

169
00:16:36,708 --> 00:16:38,958
‫- ما باید بریم. همین الان
‫- یکی کمک کنه!

170
00:16:39,583 --> 00:16:42,083
‫- هی، فلین
‫- کمکم کنین، لطفا!

171
00:16:43,375 --> 00:16:44,541
‫چه بوی خوبی میدین

172
00:16:45,875 --> 00:16:48,500
‫یعنی... بوی محشری دارین

173
00:16:48,583 --> 00:16:49,666
‫برو عقب

174
00:16:52,625 --> 00:16:53,625
‫کله‌ عمامه‌ای

175
00:17:00,291 --> 00:17:02,625
‫کمک! کمکم کنین!

176
00:17:03,250 --> 00:17:06,708
‫کمک! کمک!

177
00:17:19,000 --> 00:17:21,166
‫- لیزا
‫- بابایی؟

178
00:17:22,291 --> 00:17:23,333
‫بابایی

179
00:17:24,291 --> 00:17:25,375
‫فرار کنین!

180
00:17:34,125 --> 00:17:35,458
‫برین، فرار کنین!

181
00:17:36,708 --> 00:17:37,875
‫فرار کنین!

182
00:17:59,791 --> 00:18:01,333
‫چرا اون کارو کرد؟

183
00:18:01,416 --> 00:18:02,500
‫مهم نیست

184
00:18:05,708 --> 00:18:07,148
‫باید این آتیش رو خاموش کنیم

185
00:18:10,666 --> 00:18:11,750
‫نمیدونم

186
00:18:14,083 --> 00:18:16,000
‫اگه زیاد گسترش پیدا کنه، ممکنه...

187
00:18:17,541 --> 00:18:21,166
‫یعنی، کل جزیره.
‫با این باد همه‌جا رو می‌گیره

188
00:18:21,250 --> 00:18:23,541
‫کل اینجا ممکنه مثل سال 1984
‫بسوزه و خاکستر بشه

189
00:18:23,625 --> 00:18:26,250
‫کل جزیره نمی‌سوزه.
‫آتیش باید بیشتر از ساحل غربی باشه...

190
00:18:26,333 --> 00:18:28,291
‫تا کل جزیره رو بسوزونه،
‫و حتی اون موقع هم...

191
00:18:30,625 --> 00:18:33,000
‫یعنی، کلیسا تو سال 1984 نسوخت

192
00:18:39,791 --> 00:18:40,916
‫مکاشفه

193
00:18:43,416 --> 00:18:47,791
‫"اولین فرشته شیپورش را دمید
‫و بعد تگرگ و آتش آمد...

194
00:18:47,875 --> 00:18:50,791
‫ترکیب شده با خون،
‫و آنها به سمت زمین روانه شدند"

195
00:18:50,875 --> 00:18:56,625
‫"و و یک سوم زمین سوخت،
‫و یک سوم درختان سوخت

196
00:18:56,708 --> 00:19:00,416
‫و همه علف‌های سرسبز سوختند"

197
00:19:00,500 --> 00:19:05,583
‫"اما بزدل‌ها، بی‌ایمان‌ها،

198
00:19:05,666 --> 00:19:10,791
‫نجس‌ها، قاتل‌ها،
‫زناکارها، ساحره‌ها،

199
00:19:10,875 --> 00:19:16,083
‫بت پرست‌ها و همه دروغ‌گویان،
‫جای آنها در رودخانه‌ای است که...

200
00:19:16,166 --> 00:19:21,291
‫با آتش و گوگرد میسوزد، که مرگ دوم می‌باشد"
‫بگذارید بسوزد

201
00:19:23,000 --> 00:19:26,875
‫بگذارید همه‌اش بسوزد

202
00:19:29,041 --> 00:19:30,208
‫سیلی جدید

203
00:19:32,541 --> 00:19:39,250
‫سیلی از آتش و سنت پاتریک
‫کشتی خواهد بود

204
00:19:40,708 --> 00:19:43,833
‫شهروند‌ان کراکت،
‫شهروندان خوب

205
00:19:43,916 --> 00:19:46,625
‫اونا میدونن تو توفان به کجا برن

206
00:19:48,333 --> 00:19:50,291
‫اونو بردار.
‫باهام بیا

207
00:20:35,708 --> 00:20:36,791
‫چه فایده‌ای داره؟

208
00:20:40,166 --> 00:20:41,166
‫چند دقیقه

209
00:20:57,750 --> 00:21:01,625
‫اگه یه وقت قایقی بود،
‫که موتور داشته باشه

210
00:21:01,708 --> 00:21:03,333
‫یه قایق تندرویی چیزی

211
00:21:04,291 --> 00:21:05,625
‫طوری‌مون نمیشه

212
00:21:05,708 --> 00:21:07,250
‫به نظرت زنده می‌مونیم؟

213
00:21:08,958 --> 00:21:12,625
‫همچین حرفی نزدم.
‫دارم میگم، در هر صورت

214
00:21:13,625 --> 00:21:14,750
‫طوری‌مون نمیشه

215
00:21:16,583 --> 00:21:17,583
‫خیلی‏خب

216
00:22:11,250 --> 00:22:12,458
‫همه‌اش خون منه

217
00:22:13,166 --> 00:22:15,666
‫منم دیگه.
‫همه‌اش خون خودمه

218
00:22:16,708 --> 00:22:19,666
‫اونا...
‫کاری که دارن با آدم‌ها میکنن...

219
00:22:20,250 --> 00:22:21,416
‫ولی تو این کارو نمیکنی

220
00:22:21,500 --> 00:22:24,750
‫- نه، من این کارو نمیکنم
‫- معلومه که نمیکنی

221
00:22:27,791 --> 00:22:29,791
‫ولی همین الانشم میتونم حسش کنم، اِد

222
00:22:31,833 --> 00:22:34,125
‫- شکمم درد میکنه
‫- میدونم

223
00:22:35,583 --> 00:22:36,583
‫حسش میکنم

224
00:22:40,000 --> 00:22:43,875
‫به همچین چیزی تبدیل میشم،
‫فقط یه حیوونی که نمیتونه جلوی خودش رو بگیره؟

225
00:22:45,000 --> 00:22:46,416
‫وقتی تو کلیسا دیدمشون

226
00:22:46,500 --> 00:22:49,125
‫فکر کردم چیزیه که واقعا
‫دست خودشون نیست

227
00:22:50,375 --> 00:22:54,583
‫مثلا... یه کاری که انجام ندادنش غیرممکنه

228
00:22:55,458 --> 00:22:56,958
‫ولی اینطور نیست، انی

229
00:22:59,000 --> 00:23:01,250
‫منم حسش میکنم

230
00:23:01,875 --> 00:23:04,041
‫منم دارم گرسنگی میکِشم

231
00:23:05,208 --> 00:23:07,875
‫ولی این کارو نکردم.
‫انجامش ندادم

232
00:23:09,291 --> 00:23:10,916
‫این هرچی که هست،

233
00:23:12,125 --> 00:23:13,625
‫کسی که هستی رو عوض نکن

234
00:23:24,583 --> 00:23:25,863
‫دارن می‌سوزوننش

235
00:23:27,750 --> 00:23:30,208
‫چرا باید این کارو بکنن؟
‫اصلا با عقل جور در نمیاد

236
00:23:46,583 --> 00:23:48,416
‫امیدوارم بچه‌ها به قایق رسیده باشن

237
00:23:50,083 --> 00:23:51,291
‫منم امیدوارم

238
00:23:54,666 --> 00:23:56,125
‫ما هیچوقت نمی‌فهمیم، مگه نه؟

239
00:23:57,166 --> 00:23:58,166
‫احتمالا نه

240
00:24:00,791 --> 00:24:01,791
‫به قایق رسیدن

241
00:24:04,583 --> 00:24:06,125
‫تصمیم می‌گیرم که رسیدن

242
00:24:43,833 --> 00:24:45,000
‫لیزا!

243
00:24:46,791 --> 00:24:49,625
‫لیزا عزیزم، بابایی‌ام!

244
00:24:51,583 --> 00:24:54,500
‫اگه صدامو میشنوی، صدام رو دنبال کن!
‫لیزا، لطفا!

245
00:24:57,000 --> 00:24:58,000
‫لیزا!

246
00:24:59,583 --> 00:25:01,000
‫لیزا، عزیزم!

247
00:25:05,708 --> 00:25:07,833
‫- لیزا، عزیزم!
‫- لیزا عزیزم، لطفا!

248
00:25:07,916 --> 00:25:10,333
‫چیزی نیست.
‫میتونی بیای بیرون

249
00:26:09,583 --> 00:26:10,750
‫دست نگه دار.
‫بس کن

250
00:27:21,375 --> 00:27:22,455
‫لیزا اسکاربورو!

251
00:27:23,875 --> 00:27:25,416
‫پدرت بدجور نگرانته!

252
00:27:26,625 --> 00:27:27,625
‫لیزا!

253
00:27:38,125 --> 00:27:41,791
‫خبر رو پخش کنین.
‫اگه کسی تا طلوع خورشید تو مرکز تفریحی نباشه...

254
00:27:41,875 --> 00:27:43,250
‫روز دیگه‌ای به چشم نمی‌بینه

255
00:27:44,291 --> 00:27:47,916
‫خونه‌های خالی، کانکس‌ها، همه‌چی رو بسوزونین.
‫هرجا که هست

256
00:27:48,916 --> 00:27:50,083
‫سپیده‌دم در راهه

257
00:29:25,833 --> 00:29:27,458
‫اوه. نوبت توئه

258
00:29:28,250 --> 00:29:29,291
‫خدا را سپاس

259
00:29:30,666 --> 00:29:31,875
‫و تو هم همینطور

260
00:29:33,500 --> 00:29:36,791
‫مونسنیور، تو از من قوی‌تری

261
00:29:36,875 --> 00:29:41,333
‫ولی اگه تخلفات انسان‌ها رو ببخشی،
‫پدر آسمانی هم تو رو می‌بخشه

262
00:29:41,416 --> 00:29:43,500
‫پس من کی باشم که قضاوت کنم؟

263
00:29:44,791 --> 00:29:46,083
‫ولی بازم

264
00:29:46,583 --> 00:29:49,208
‫- تو آزادشون کردی
‫- معلومه که کردم

265
00:29:50,500 --> 00:29:52,500
‫بیاین.
‫بذارین نشونتون بدم

266
00:30:03,416 --> 00:30:06,791
‫«اون هر موجود زنده‌ای
‫که روی زمین بود نابود کرد»

267
00:30:06,875 --> 00:30:12,833
‫«انسان‌ها، حیوانات، خزنده‌ها،
‫پرنده‌های آسمون. همگی نابود شدن.»

268
00:30:12,916 --> 00:30:16,833
‫«فقط نوح برای کسانی که همراهش
‫روی کشتی بودن باقی موند»

269
00:30:17,375 --> 00:30:21,750
‫سینت پاتریک فقط یه کلیسا نیست،
‫مونسینیور. کشتی نوحه

270
00:30:22,916 --> 00:30:25,708
‫برای کسانی که انتخاب شدن
‫توی سالن تخت آماده کردم

271
00:30:25,791 --> 00:30:28,875
‫می‌بریمشون به کشتی‌هامون،
‫با ناوهامون، و بعدش،

272
00:30:28,958 --> 00:30:30,708
‫مثل گوسفندی بین گرگ‌ها، همونطور که گفتی،

273
00:30:31,625 --> 00:30:33,666
‫گفته‌های انجیل رو گسترش میدیم

274
00:30:33,750 --> 00:30:36,958
‫و.. و کی تصمیم میگیره که کی انتخاب میشه؟

275
00:30:38,125 --> 00:30:40,375
‫ما میگیریم. تو و من

276
00:30:41,416 --> 00:30:45,041
‫- و سر بقیه چی میاد؟
‫- خب، خیلی نمیدونم

277
00:30:45,750 --> 00:30:47,125
‫اونش با من نیست

278
00:30:48,083 --> 00:30:50,041
‫بین خودشون و خداست، مگه نه؟

279
00:30:51,250 --> 00:30:52,250
‫نه

280
00:30:53,291 --> 00:30:54,291
‫ببخشید؟

281
00:30:55,000 --> 00:30:56,333
‫نه، اشتباه متوجه شدیم

282
00:30:56,833 --> 00:30:59,583
‫- مسخره نباش
‫- نه، بورلی، لطفاً نگاهشون کن

283
00:31:00,166 --> 00:31:02,791
‫- گرگ‌ها ما هستیم
‫- نه

284
00:31:04,666 --> 00:31:08,708
‫نه، لطفاً. تو دیگه نه.
‫تو نه، مونسینیور

285
00:31:09,666 --> 00:31:14,375
‫اشتباه میکردم. ما اشتباه میکردیم.
‫اشتباه میکنیم. و باید تمومش کنیم

286
00:31:15,083 --> 00:31:16,166
‫رهبری لازم دارن

287
00:31:16,833 --> 00:31:20,750
‫نگاهشون کن. اونا بدون یه رهبر،
‫بدون یه راهنما گمشده‌ن

288
00:31:20,833 --> 00:31:25,750
‫اون شخص باید تو باشی، مونسینیور.
‫باید تو باشی. همیشه تو بودی

289
00:31:25,833 --> 00:31:28,958
‫نه! هیچوقت من نبودم.
‫کشیش بودن همینه

290
00:31:29,041 --> 00:31:32,625
‫موضوع هیچوقت درمورد من نیست.
‫باید موضوع اصلی خدا باشه!

291
00:31:42,416 --> 00:31:45,750
‫خب، پس فکر کنم دیگه تو نیستی

292
00:31:47,708 --> 00:31:49,458
‫البته، خودش اینو بهمون گفت، مگه نه؟

293
00:31:50,583 --> 00:31:54,083
‫خود مسیح. بهمون درمورد کاتب‌ها
‫بهمون هشدار داد، درمورد کشیش‌ها

294
00:31:54,708 --> 00:31:58,250
‫در کتاب متیو،
‫«هیچکس روی زمین رو پدر صدا نکن»،

295
00:31:58,333 --> 00:32:01,208
‫تو فقط یه پدر داری و اون در بهشت‌ـه»

296
00:32:02,833 --> 00:32:07,708
‫«وای بر شما،
‫کاتب‌ها، ریاکارها، دو روها!»

297
00:32:07,791 --> 00:32:09,375
‫فرزندان افعی

298
00:32:10,375 --> 00:32:13,041
‫ولی تو، مونسینیور...

299
00:32:16,375 --> 00:32:19,791
‫مونسینیور پرویت،
‫باید درمورد تو حقیقت داشته باشه؟

300
00:32:22,000 --> 00:32:26,666
‫فکر کنم فضیلت واقعاً فضیلت
‫نیست اگه هزینه‌ای برات نداشته باشه

301
00:32:28,666 --> 00:32:31,125
‫و همیشه داشت این سمتی می‌رفت.
‫همیشه قرار بود...

302
00:32:32,500 --> 00:32:36,375
‫همیشه قرار بود آخرین،
‫سخت‌ترین آزمایش ایمانم باشی. تو

303
00:32:41,000 --> 00:32:42,583
‫«پشت من قرار بگیر»

304
00:32:44,541 --> 00:32:46,833
‫«برای من یه مانع کوچیکی،

305
00:32:46,916 --> 00:32:52,500
‫به خاطر اینکه ذهنت رو روی چیزهای
‫الهی نمیذاری، بلکه روی چیزهای انسانی میذاری.»

306
00:32:54,750 --> 00:32:56,166
‫بابل کبیر

307
00:32:57,416 --> 00:33:01,666
‫مادر فاحشه‌ها و تمام نکبت‌های زمین

308
00:33:02,708 --> 00:33:07,416
‫واقعاً امیدوارم شما دوتا از طلوع خورشید لذت ببرین

309
00:33:30,458 --> 00:33:31,818
‫- مشکل چیه؟
‫- هیچی

310
00:33:33,791 --> 00:33:36,750
‫براشون آماده‌ایم.
‫چند دقیقه دیگه بیرون نگهشون دار

311
00:33:36,833 --> 00:33:38,208
‫یه سرشماری دقیق لازم داریم

312
00:33:38,291 --> 00:33:40,083
‫تا بدونیم برای فردا چند تا قایق لازممون میشه

313
00:33:40,166 --> 00:33:41,375
‫اونا قایق‌ها رو آتیش زدن

314
00:33:43,416 --> 00:33:44,416
‫چی کار کردن؟

315
00:33:45,583 --> 00:33:46,916
‫آتیششون زدن

316
00:33:49,625 --> 00:33:51,541
‫اون.. اهمیتی نداره

317
00:33:52,875 --> 00:33:57,208
‫وید قایق‌ها رو دوباره صدا می‌زنه.
‫فقط وقتش که برسه صداشون می‌زنه

318
00:34:00,583 --> 00:34:01,583
‫منظورت از اونا کیه؟

319
00:34:23,541 --> 00:34:26,875
‫دوستت دارم، مامان.
‫دوستت دارم، بابا

320
00:34:33,833 --> 00:34:36,375
‫خدایا، در امان نگهشون دار

321
00:34:37,833 --> 00:34:38,833
‫و مراقبشون باش

322
00:34:41,041 --> 00:34:45,541
‫و قلب‌هاشون رو لمس کن،
‫و کاری کن نگران چیزی نباشن

323
00:34:48,666 --> 00:34:51,791
‫خدایا، آرامش رو به والدینم عطا کن

324
00:34:56,291 --> 00:34:57,291
‫آمین

325
00:34:58,875 --> 00:34:59,875
‫مامانم

326
00:35:02,250 --> 00:35:03,416
‫و بابام

327
00:35:07,375 --> 00:35:09,791
‫و برادرم

328
00:35:13,041 --> 00:35:14,708
‫همه‌شون رفتن، مگه نه؟

329
00:35:15,916 --> 00:35:16,916
‫آره

330
00:35:20,541 --> 00:35:22,583
‫میتونستم...

331
00:35:25,125 --> 00:35:28,041
‫اگه سر اون شام میدونستم،
‫آخرین شام،

332
00:35:28,125 --> 00:35:30,166
‫- طور دیگه‌ای می‌بودم
‫- میدونن

333
00:35:33,875 --> 00:35:34,875
‫میدونن

334
00:35:59,416 --> 00:36:01,000
‫هی. اون کیه حالا؟

335
00:36:02,500 --> 00:36:03,583
‫هاواردـه؟

336
00:36:04,875 --> 00:36:06,250
‫هاوارد هابز

337
00:36:06,875 --> 00:36:10,041
‫وضعیتت رو ببین.
‫حتماً دوره‌ی جهنمی‌ای گذروندی،

338
00:36:10,125 --> 00:36:11,958
‫مردِ بیچاره

339
00:36:12,458 --> 00:36:17,583
‫میدونی، فکر نکنم دیده باشم یه روز از
‫زندگیت رو توی مراسم شرکت کرده باشی،

340
00:36:17,666 --> 00:36:21,458
‫و با اینحال امشب قرین رحمت شدی،
‫اینطور نیست؟

341
00:36:22,208 --> 00:36:23,208
‫نجات یافته

342
00:36:23,916 --> 00:36:27,125
‫فکر میکنم، آزمون سختی گذروندی. تو؟

343
00:36:28,791 --> 00:36:30,750
‫امشب جولیم رو کُشتم

344
00:36:32,125 --> 00:36:33,375
‫زنت رو کشتی؟

345
00:36:34,250 --> 00:36:36,958
‫و پسرهام رو. پسرهام رو کشتم

346
00:36:41,083 --> 00:36:45,750
‫میدونی، متنفرم که اینو بهت بگم،
‫ولی میتونستی برشون گردونی

347
00:36:46,333 --> 00:36:48,958
‫درست همونطور که
‫ظاهراً استوریج تو رو برگردونده،

348
00:36:49,041 --> 00:36:53,375
‫که درمورد حرف زده بودیم تا فقط
‫در موارد نادر و خاص انجام بدیم...

349
00:36:53,458 --> 00:36:57,375
‫اشکال نداره. ولی، بله،
‫میتونستی نجاتشون بدی

350
00:36:57,458 --> 00:37:02,041
‫در حقیقت، به راحتی میتونستی،
‫اگه مردِ اهل ایمانی می‌بودی

351
00:37:03,875 --> 00:37:06,458
‫نمیدونم چه اتفاقی داره می‌افته.
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

352
00:37:07,041 --> 00:37:08,500
‫پایان کاره، آقای هابز

353
00:37:09,500 --> 00:37:10,916
‫پایان تمام چیزها

354
00:37:11,000 --> 00:37:14,875
‫و تمام اون روزهایی که
‫تصمیم گرفتی پرستش نکنی،

355
00:37:14,958 --> 00:37:17,791
‫تمام اون روزها که به خدا پشت کردی

356
00:37:17,875 --> 00:37:22,166
‫خب، ابزار رستگار شدنت
‫همیشه همونجا بودن

357
00:37:22,250 --> 00:37:25,208
‫درها همیشه باز بودن، ولی تو...

358
00:37:28,125 --> 00:37:30,000
‫خب، کاری نکردی

359
00:37:30,750 --> 00:37:36,500
‫پس، بله، در زمان حیاتی،
‫نمیدونستی

360
00:37:38,583 --> 00:37:39,916
‫اونا الان پیش خدا هستن

361
00:37:41,250 --> 00:37:42,416
‫از این قوت قلب بگیر

362
00:37:44,166 --> 00:37:47,625
‫امیدوارم در رحمت خدا آرامش به دست بیاری

363
00:37:50,583 --> 00:37:52,583
‫داخل جایی برای اون نیست، متأسفانه

364
00:37:54,166 --> 00:37:55,791
‫من نجاتش دادم، بو

365
00:37:58,333 --> 00:37:59,750
‫اون همیشه با من مهربون بود

366
00:38:08,708 --> 00:38:11,208
‫ببخشید، هَوی. متأسفم

367
00:38:13,166 --> 00:38:14,750
‫داشتم فکر میکردم شاید،

368
00:38:16,375 --> 00:38:18,125
‫بریم پیاده روی؟

369
00:38:19,541 --> 00:38:22,708
‫کنار ساحل؟ آب رو دوست داری

370
00:38:23,708 --> 00:38:25,750
‫میدونم داری. شاید...

371
00:38:28,750 --> 00:38:32,166
‫شاید بتونی طلوع رو نگاه کنی

372
00:38:33,333 --> 00:38:34,333
‫ها؟

373
00:38:43,041 --> 00:38:45,500
‫خدا همراهته، هَوی، قول میدم

374
00:38:46,083 --> 00:38:47,166
‫دیو صفتانه‌ست

375
00:38:52,458 --> 00:38:54,458
‫هی. هی

376
00:38:56,083 --> 00:38:57,083
‫بیارش داخل!

377
00:38:59,416 --> 00:39:00,791
‫دنبالم بیا، پسرم

378
00:39:02,083 --> 00:39:04,000
‫درهای سینت پاتریک به روت بازه

379
00:39:05,083 --> 00:39:06,250
‫به روی همه بازه!

380
00:39:07,875 --> 00:39:10,958
‫در به روی همه بازه وگرنه
‫اینجا واقعاً خونه خدا نیست!

381
00:39:32,625 --> 00:39:33,625
‫خوبه

382
00:39:37,750 --> 00:39:40,541
‫از عقب برو،
‫از مسیر دالان. به سمت آب برو

383
00:39:42,166 --> 00:39:43,500
‫فکرم همین بود

384
00:39:46,000 --> 00:39:47,416
‫خدایا، بهت افتخار میکنم

385
00:39:47,500 --> 00:39:51,375
‫متأسفم که مادرت و من هیچوقت بهت نگفتیم،
‫ولی من...

386
00:39:52,625 --> 00:39:53,958
‫خیلی دوستت دارم

387
00:39:54,791 --> 00:39:56,541
‫و خیلی بهت افتخار میکنم،

388
00:39:56,625 --> 00:40:00,291
‫و کاش فرصت میشد بیشتر همدیگه رو بشناسیم

389
00:40:04,458 --> 00:40:05,458
‫منم همینطور

390
00:40:08,166 --> 00:40:10,583
‫از عقب خارج شو. من ترتیبش رو...

391
00:40:18,458 --> 00:40:19,750
‫اون میخواست...

392
00:40:39,500 --> 00:40:40,541
‫جان

393
00:40:44,708 --> 00:40:45,791
‫جان؟

394
00:40:55,750 --> 00:40:59,208
‫عزیزم! عسل! خدای من! نه!

395
00:41:00,000 --> 00:41:03,375
‫نه! سارا! سارا!

396
00:41:03,458 --> 00:41:07,500
‫منو نگاه کن. نه، سارا، عزیزم

397
00:41:15,833 --> 00:41:16,833
‫جان

398
00:41:21,083 --> 00:41:23,541
‫چیزی نیست. بیا. بیا

399
00:41:25,458 --> 00:41:27,666
‫چیزی نیست. طوری نیست

400
00:41:27,750 --> 00:41:29,625
‫طوری نیست

401
00:41:42,916 --> 00:41:45,500
‫نه! نه! نه!

402
00:41:47,625 --> 00:41:50,916
‫دختر عزیزم. اُه، خدا

403
00:42:01,916 --> 00:42:03,583
‫وقت یه دختر کوچولو بود...

404
00:42:05,625 --> 00:42:11,500
‫جای مورد علاقه‌ش توی کُل
‫جزیره اون پل کوچیک کنار مرداب بود

405
00:42:14,375 --> 00:42:16,583
‫اون پُل کوچولو

406
00:43:00,083 --> 00:43:01,583
‫بس کن!

407
00:43:06,041 --> 00:43:08,291
‫مارِ نفرت‌انگیز!

408
00:43:08,958 --> 00:43:11,166
‫میخواستی تو خونه‌هامون ما رو بسوزونی؟

409
00:43:11,250 --> 00:43:14,166
‫از همون روزی که پا توی
‫این جزیره گذاشتی میدونستم،

410
00:43:14,250 --> 00:43:17,375
‫البته که حاضری این کار رو بکنی، البته که میکنی

411
00:43:18,125 --> 00:43:19,166
‫تروریست

412
00:43:21,208 --> 00:43:24,125
‫فقط نمیتونم بذارم اون ساختمون
‫رو داشته باشین. همین

413
00:43:25,458 --> 00:43:28,500
‫تقریباً مطمئنم تنها ساختمونیه که باقی مونده

414
00:43:37,208 --> 00:43:38,250
‫گرسنه‌ای، ها؟

415
00:43:40,416 --> 00:43:41,750
‫خونِ کثیف

416
00:43:43,333 --> 00:43:44,333
‫وای

417
00:43:44,375 --> 00:43:46,875
‫تعجب میکنم صبر نکردی تا همه‌مون بریم داخل،

418
00:43:46,958 --> 00:43:48,750
‫تا بتونی حسابی خوش بگذرونی

419
00:43:49,666 --> 00:43:52,541
‫تعجب میکنم وقتی خالی بود کارت رو کردی، ترسو

420
00:43:53,666 --> 00:43:55,000
‫ولی نیست، هست؟

421
00:43:56,125 --> 00:43:57,291
‫منظورم اینه که خالی نیست

422
00:44:09,041 --> 00:44:10,416
‫نه!

423
00:44:29,625 --> 00:44:30,625
‫هی

424
00:44:34,583 --> 00:44:35,416
‫پسر

425
00:44:39,750 --> 00:44:40,750
‫نه

426
00:45:00,583 --> 00:45:04,333
‫یه آیه توی انجیل هست،
‫یه جوری توی ذهنم مونده

427
00:45:05,416 --> 00:45:09,791
‫«خورشید خدا روی خیر و شر به یه اندازه می‌تابه»

428
00:45:10,875 --> 00:45:11,875
‫بابا!

429
00:45:13,458 --> 00:45:14,458
‫بابا

430
00:45:16,083 --> 00:45:17,125
‫بابا، بلند شو

431
00:46:00,666 --> 00:46:04,625
‫باید یه جایی باشه...
‫باید یه جای دیگه باشه

432
00:46:04,708 --> 00:46:07,250
‫نه، بو. نه. جای دیگه‌ای نیست

433
00:46:08,625 --> 00:46:12,666
‫- سوزوندیش. همه‌ش رو سوزوندی
‫- نه، نه، من...

434
00:46:14,333 --> 00:46:18,083
‫باید دنبال لیزا باشیم.
‫بریم لیزا رو پیدا کنیم

435
00:46:21,125 --> 00:46:22,125
‫لیزا

436
00:46:27,875 --> 00:46:29,541
‫دیگه کجا میتونیم بریم؟

437
00:46:29,625 --> 00:46:31,585
‫- باید جای دیگه‌ای باشه
‫- نیست

438
00:46:32,791 --> 00:46:35,958
‫- قایق‌ها!
‫- قایقی در کار نیست، بو

439
00:46:43,833 --> 00:46:44,833
‫هی، بچه

440
00:46:47,833 --> 00:46:48,833
‫بچه، تو خوبی؟

441
00:46:54,208 --> 00:46:55,208
‫فکر نکنم

442
00:46:57,875 --> 00:46:59,041
‫فکر کنم من...

443
00:47:01,833 --> 00:47:03,958
‫نمیدونم، ولی فکر کنم مامانم رو کشتم

444
00:47:06,625 --> 00:47:11,833
‫آره. من یه سری کارها امشب
‫انجام دادم که حس میکنم...

445
00:47:15,208 --> 00:47:16,375
‫یه کارهایی کردم

446
00:47:19,000 --> 00:47:20,291
‫منو می‌بخشی، بچه؟

447
00:47:24,500 --> 00:47:25,500
‫می‌بخشمت

448
00:47:29,625 --> 00:47:32,708
‫بیا. تو هم همینطور، هوی، بیا

449
00:48:22,458 --> 00:48:23,458
‫فقط طاقت بیار

450
00:48:24,958 --> 00:48:28,125
‫بابا. بابا

451
00:48:47,583 --> 00:48:48,583
‫اونجا

452
00:48:53,416 --> 00:48:54,458
‫به سمت غرب میره

453
00:48:56,166 --> 00:48:57,166
‫داره فرار میکنه

454
00:48:57,916 --> 00:48:59,500
‫داره از طلوع فرار میکنه

455
00:49:01,083 --> 00:49:03,916
‫به نظرت از پسش بر میاد؟
‫قبل از طلوع؟

456
00:49:06,166 --> 00:49:07,375
‫سی مایل؟

457
00:49:08,958 --> 00:49:10,666
‫یعنی، به زور میتونه پرواز کنه

458
00:49:13,541 --> 00:49:15,375
‫نه، من.. فکر نکنم بتونه

459
00:49:33,833 --> 00:49:34,833
‫چی میشه؟

460
00:49:43,291 --> 00:49:44,291
‫چی؟

461
00:49:45,166 --> 00:49:46,166
‫وقتی می‌میریم

462
00:49:47,416 --> 00:49:48,416
‫چی میشه؟

463
00:49:50,875 --> 00:49:52,375
‫آره، چه کوفتی میشه؟

464
00:49:54,250 --> 00:49:56,500
‫پس فکر میکنی وقتی
‫بمیریم چه اتفاقی می‌افته، اِرین؟

465
00:50:00,125 --> 00:50:01,375
‫درمورد خودم بگم؟

466
00:50:03,708 --> 00:50:04,916
‫برای خودت بگو

467
00:50:16,291 --> 00:50:20,333
‫خودم. خودم

468
00:50:22,083 --> 00:50:23,416
‫مشکل همینه

469
00:50:24,583 --> 00:50:27,125
‫تمام مشکل کل قضیه همینه

470
00:50:28,125 --> 00:50:30,958
‫اون کلمه، «خود»

471
00:50:32,000 --> 00:50:33,541
‫لغتش این نیست

472
00:50:34,458 --> 00:50:36,166
‫اون درست نیست، نیست...

473
00:50:38,500 --> 00:50:39,750
‫نیستش

474
00:50:41,375 --> 00:50:43,041
‫چطوری فراموش کردم؟

475
00:50:43,875 --> 00:50:45,208
‫کِی فراموشش کردم؟

476
00:50:47,708 --> 00:50:53,291
‫سلول‌های بدن دونه دونه متوقف میشن،
‫ولی مغز با نورون‌ها سیگنال می‌فرسته

477
00:50:54,208 --> 00:50:57,750
‫صاعقه‌های کوچیک،
‫مثل آتیش‌بازی داخل بدن،

478
00:50:57,833 --> 00:51:02,333
‫و فکر کردم ناامید باشم یا احساس ترس کنم،
‫ولی هیچکدومش رو حس نمیکنم

479
00:51:03,416 --> 00:51:04,416
‫هیچکدومش

480
00:51:05,666 --> 00:51:07,041
‫چون زیادی مشغولم

481
00:51:08,250 --> 00:51:11,583
‫زیادی مشغول این لحظه‌م. دارم به یاد میارم

482
00:51:15,625 --> 00:51:16,625
‫البته

483
00:51:17,583 --> 00:51:22,416
‫یادم میاد که تمام اتم‌های
‫بدنم در یه ستاره شکل گرفتن

484
00:51:24,791 --> 00:51:29,041
‫این جسم، این بدن گذشته
‫از همه چیز اکثراً فضای خالیه،

485
00:51:29,125 --> 00:51:30,625
‫و جسم جامد؟

486
00:51:31,458 --> 00:51:36,000
‫فقط انرژی‌ـه که خیلی آهسته
‫مُرتعش میشه و منی در کار نیست

487
00:51:36,708 --> 00:51:37,791
‫هیچوقت نبوده

488
00:51:40,125 --> 00:51:42,958
‫الکترون‌های بدنم با هم ترکیب میشن و می‌رقصن

489
00:51:43,041 --> 00:51:47,583
‫با الکترون‌های زمین زیرم و هوایی که دیگه تنفس نمیکنم

490
00:51:48,750 --> 00:51:49,958
‫و به یاد میارم

491
00:51:51,500 --> 00:51:56,125
‫جایی نیست که درش
‫هیچکدوم از اونا تموم بشه و من شروع بشم

492
00:51:59,500 --> 00:52:03,166
‫به یاد میارم که من انرژیم. نه خاطره

493
00:52:04,291 --> 00:52:05,291
‫نه خود

494
00:52:06,541 --> 00:52:10,083
‫اسمم، شخصیتم،
‫انتخاب‌هام، همه بعد از من اومدن

495
00:52:11,250 --> 00:52:14,166
‫قبل از اونا وجود داشتم و بعدشون خواهم بود،

496
00:52:14,750 --> 00:52:18,416
‫و بقیه چیزها همگی تصویرن،
‫که در طول مسیر برداشته شدن

497
00:52:19,166 --> 00:52:24,291
‫رویاهای کوچیک درحال فرار که
‫توی بافتِ مغز درحال مرگم چاپ شدن

498
00:52:24,916 --> 00:52:30,875
‫و من رعدی هستم که بینشون جهش میکنم.
‫من انرژی‌ایم که نورون‌ها رو شلیک میکنه،

499
00:52:32,666 --> 00:52:34,208
‫و درحال برگشتن هستم

500
00:52:35,333 --> 00:52:39,041
‫فقط با یه یاد آوردن، دارم به خونه برمیگردم

501
00:52:42,333 --> 00:52:46,333
‫و مثل یه قطره آب می‌مونه
‫که دوباره به داخل اقیانوس می‌افته،

502
00:52:47,625 --> 00:52:50,291
‫اقیانوسی که همیشه بخشی ازش بوده

503
00:52:51,916 --> 00:52:54,791
‫همه چیزها... قسمتی ازش هستن

504
00:52:55,291 --> 00:52:58,333
‫همه‌مون.. یه قسمت هستیم

505
00:52:58,416 --> 00:53:02,875
‫تو، من و دختر کوچولوم،
‫و مادرم و پدرم،

506
00:53:02,958 --> 00:53:08,625
‫همه کسایی که بودن،
‫همه سیارات، همه حیوانات، همه اتم‌ها،

507
00:53:08,708 --> 00:53:11,958
‫همه ستاره‌ها، تمام کهکشان‌ها، تمامش

508
00:53:13,708 --> 00:53:17,166
‫بیشتر از دونه‌های ماسه توی
‫ساحل کهکشان در کائنات داریم

509
00:53:17,250 --> 00:53:21,750
‫و وقتی میگیم «خدا» داریم درمورد همین حرف می‌زنیم

510
00:53:22,750 --> 00:53:23,750
‫یکتا

511
00:53:24,958 --> 00:53:28,958
‫نظام عالم وجود و رویاهای نامحدودش

512
00:53:30,750 --> 00:53:34,250
‫ما عالم وجود هستیم که رویای خودش رو می‌بینه

513
00:53:35,083 --> 00:53:38,958
‫صرفاً یه رویاست که فکر میکنم زندگیمه، هر دفعه.

514
00:53:41,041 --> 00:53:43,791
‫ولی فراموشش میکنم. همیشه همینطوره

515
00:53:45,333 --> 00:53:47,083
‫همیشه رویاهام رو فراموش میکنم

516
00:53:51,000 --> 00:53:55,500
‫ولی حالا، تو این کسر از ثانیه،
‫در این لحظه به یاد میارم،

517
00:53:55,583 --> 00:54:00,083
‫در این لحظه که به یاد میارم،
‫همه چیز رو یک دفعه درک میکنم

518
00:54:01,458 --> 00:54:04,750
‫زمانی نیست. مرگی نیست

519
00:54:05,416 --> 00:54:06,541
‫زندگی یه رویاست

520
00:54:09,166 --> 00:54:10,166
‫یه آرزوـه

521
00:54:11,333 --> 00:54:13,250
‫که بارها و بارها و بارها

522
00:54:13,333 --> 00:54:16,916
‫و بارها و بارها و بارها تا ابد خواسته میشه

523
00:54:18,416 --> 00:54:19,583
‫و من همه‌ش هستم

524
00:54:20,708 --> 00:54:22,666
‫من همه چیز هستم. من همه هستم

525
00:54:26,125 --> 00:54:28,041
‫من چیزی که هستم، هستم

526
00:58:52,958 --> 00:58:53,958
‫منو ببخش

527
00:59:05,923 --> 00:59:15,923
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

528
01:00:07,250 --> 01:00:08,375
‫پاهام رو حس نمیکنم

529
01:00:16,619 --> 01:00:19,619
« پایان سریال »

530
01:00:21,000 --> 01:00:36,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

