﻿1
00:00:13,430 --> 00:00:24,430
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:04:15,000 --> 00:04:22,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:04:24,222 --> 00:04:28,851
‫♪ لیزی بوردن تبرش رو برداشت ♪

4
00:04:28,852 --> 00:04:33,439
‫♪ چهل ضربه روی مادرش کاشت ♪

5
00:04:33,440 --> 00:04:38,277
‫♪ وقتی دید چه کاری کرده اونجا ♪

6
00:04:38,278 --> 00:04:42,948
‫♪ ۴۱‏ بار تبر رو زد به بابا ♪

7
00:04:42,949 --> 00:04:47,661
‫♪ اندرو بوردن جون داده و مُرده ♪

8
00:04:47,662 --> 00:04:52,374
‫♪ ضربه‌ی تیزیِ لیزی رو خورده ♪

9
00:04:52,375 --> 00:04:57,004
‫♪ روح بابا تو بهشت آوازه‌خونه ♪

10
00:04:57,005 --> 00:05:03,970
‫♪ دخترش روی دار سرنگونه ♪

11
00:05:03,995 --> 00:05:08,570
‫« هیولا: سرگذشت لیزی بوردن »

12
00:05:12,979 --> 00:05:17,497
‫باور اینکه زنی مرتکب چنین جنایتی شده باشد
‫دشوار است…

13
00:05:17,521 --> 00:05:22,039
‫بااین‌حال، بزرگ‌ترین جنایتکاران تاریخ جهان زنان بوده‌اند.
‫- هوزیا ام. نولتون، دادستان ناحیه

14
00:05:22,064 --> 00:05:26,054
‫ارتکاب چنین عملی،
‫هم از حیث اخلاقی و هم از نظر جسمانی،

15
00:05:26,079 --> 00:05:28,914
‫برای یک زن ناممکن است.
‫- ای. جی. جنینگز، وکیل مدافع

16
00:05:28,939 --> 00:05:34,309
‫اگر تصور می‌کنید برای ایجاد تغییر بیش از اندازه ناچیزید،
‫شبی را با یک پشه در اتاقی بگذرانید. - لیزی بوردن

17
00:05:34,334 --> 00:05:36,627
‫دم

18
00:05:36,628 --> 00:05:38,922
‫حالا بازدم

19
00:05:39,923 --> 00:05:42,174
‫دم
‫« چهار ماه قبل »

20
00:05:42,175 --> 00:05:43,551
‫بازدم

21
00:05:52,731 --> 00:05:54,412
‫« آوریل »

22
00:05:54,437 --> 00:05:55,438
‫بشین

23
00:05:58,733 --> 00:06:00,776
‫از اونجایی که نه کسی خاطرخواهته و

24
00:06:00,777 --> 00:06:03,529
‫نه خودت سرِ سوزنی آداب معاشرت سرت میشه،

25
00:06:03,530 --> 00:06:07,574
‫خودم برات قدم به قدم شرح میدم که
‫خواستگاری امشب قراره چطور پیش بره

26
00:06:07,575 --> 00:06:08,576
‫خب؟

27
00:06:09,536 --> 00:06:10,620
‫ممنون، خانم بوردن

28
00:06:11,204 --> 00:06:13,123
‫مگه من مادرت نیستم؟

29
00:06:13,623 --> 00:06:14,749
‫بله، مادر

30
00:06:17,377 --> 00:06:19,878
‫جناب خواستگار که از راه رسید،

31
00:06:19,879 --> 00:06:21,631
‫میری دم در پیشوازش

32
00:06:29,514 --> 00:06:30,973
‫اسمش هیثه

33
00:06:30,974 --> 00:06:33,143
‫قبلاً هم دیدیش

34
00:06:35,979 --> 00:06:37,397
‫تعارفش می‌کنی بیاد تو

35
00:06:45,447 --> 00:06:46,656
‫جلوت تعظیم می‌کنه

36
00:06:51,703 --> 00:06:52,871
‫تو هم تعظیم دخترونه می‌کنی

37
00:07:00,462 --> 00:07:04,048
‫بعدش با نظارت و همراهی یه بزرگ‌تر،
‫یعنی شخص بنده،

38
00:07:05,049 --> 00:07:06,676
‫می‌رید توی نشیمن

39
00:07:11,347 --> 00:07:12,806
‫بعد من از اتاق میرم

40
00:07:12,807 --> 00:07:16,978
‫تا دوتایی با هم خلوت کنید

41
00:07:18,771 --> 00:07:22,191
‫بعدش، یه یادگاری بهت میده

42
00:07:22,192 --> 00:07:25,153
‫این دستمال از مادر مادربزرگم بهم رسیده

43
00:07:26,362 --> 00:07:27,405
‫مایه‌ی مسرته

44
00:07:28,198 --> 00:07:30,617
‫اون‌وقت تو هم باید یه هدیه بهش بدی

45
00:07:31,201 --> 00:07:33,411
خودم این گیپور رو بافتم

46
00:07:34,412 --> 00:07:38,583
‫طرحش رو از روی شکوفه‌ی
‫درخت‌های گیلاسم زدم

47
00:07:40,043 --> 00:07:41,628
‫اگه دقت کنید…

48
00:07:42,670 --> 00:07:43,670
‫بوی گل میده

49
00:07:43,671 --> 00:07:44,756
‫بده ببینم

50
00:07:46,633 --> 00:07:49,635
‫از شکوفه‌ها الهام گرفتم،
‫همون‌طوری که گیلاس‌ها…

51
00:07:49,636 --> 00:07:51,012
‫خیلی‌خب، باشه. برام مهم نیست

52
00:07:53,223 --> 00:07:57,644
‫بعدش، تعارفش می‌کنی
‫بشینه روی کاناپه‌ی من

53
00:07:58,853 --> 00:08:00,063
‫می‌دونی منظورم کدومه

54
00:08:04,150 --> 00:08:09,072
‫سه نسله اون کاناپه توی خانواده‌ی ما
‫دست‌به‌دست شده

55
00:08:10,114 --> 00:08:14,160
با دست از چوبِ ماهونِ کنگو
‫منبت‌کاری شده و

56
00:08:15,286 --> 00:08:17,914
‫روکش استخونیش از ابریشمه؛

57
00:08:18,414 --> 00:08:22,502
‫با گاری از راه خشکی،
‫از دورترین نقاط چین زرد رسیده اینجا

58
00:08:24,754 --> 00:08:25,838
‫بله

59
00:08:27,423 --> 00:08:29,509
‫تنها جهیزیه‌ای که موقع وصلت با پدرم
‫با خودتون آوردید

60
00:08:30,552 --> 00:08:32,303
‫زبون‌دراز شدی، لیزی؟

61
00:08:33,012 --> 00:08:34,013
‫نه

62
00:08:34,764 --> 00:08:35,764
‫نه، من…

63
00:08:36,849 --> 00:08:41,187
‫آخه همینه. جز این کاناپه
‫جهیزیه‌ی دیگه‌ای با خودتون نیاوردید

64
00:08:43,314 --> 00:08:46,985
‫داشتم می‌گفتم.
‫می‌شینید روی کاناپه‌ام.

65
00:08:49,237 --> 00:08:51,572
‫مؤدبانه سر صحبت رو باز می‎‌کنی

66
00:08:51,573 --> 00:08:53,574
‫امروز، میون درخت‌های گیلاس،

67
00:08:53,575 --> 00:08:56,243
‫یه مرغ مگس‌خوار دیدم با گلوی یاقوتی

68
00:08:56,244 --> 00:08:59,454
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها، ولی
‫نظراتت رو آوار نکن سرش، لیزی

69
00:08:59,455 --> 00:09:01,874
‫چون خیلی سطحی و زننده‌ست

70
00:09:03,334 --> 00:09:05,336
‫بعد از اینکه خزعبلاتت رو تاب آورد…

71
00:09:07,046 --> 00:09:07,963
‫لیزی

72
00:09:07,964 --> 00:09:12,843
‫…دستِ خپل و ‫پُف‌کرده‌ات رو که تا حالا

73
00:09:12,844 --> 00:09:16,930
‫به سیاه و سفید نزدی رو می‌گیره و
‫ازت خواستگاری می‌کنه

74
00:09:16,931 --> 00:09:18,015
‫با من ازدواج می‌کنید؟

75
00:09:18,016 --> 00:09:22,270
‫درست همون موقع، از حال میری و
‫ولو میشی روی کاناپه

76
00:09:29,068 --> 00:09:32,363
‫اون هم با رایحه‌ی دستمال معطرش
‫تو رو به هوش میاره

77
00:09:37,076 --> 00:09:39,620
‫وقتی هم که عقل و هوشت برگشت سر جاش،

78
00:09:39,621 --> 00:09:41,121
‫بهش میگی…

79
00:09:41,122 --> 00:09:42,749
‫بله، محبوب من

80
00:09:43,541 --> 00:09:45,335
‫دست در دستانت می‌گذارم

81
00:09:50,340 --> 00:09:52,800
‫فهمیدی، کُندذهن؟

82
00:09:56,179 --> 00:09:57,430
‫بله، مادر

83
00:10:09,359 --> 00:10:12,819
‫♪ Edward Harrigan & Dave Braham -
‫Maggie Murphy's Home ♪

84
00:10:48,981 --> 00:10:49,982
‫شب به‌خیر

85
00:10:52,735 --> 00:10:54,069
‫لیز؟

86
00:10:54,070 --> 00:10:55,822
‫- الیزابت؟
‫- لیزی

87
00:10:56,322 --> 00:10:57,740
‫یا هر طور میلتونه

88
00:11:06,416 --> 00:11:08,459
‫آها، راستی… یه هدیه‌ی ناقابل براتون دارم

89
00:11:13,840 --> 00:11:17,301
دستمال گیپوره که خودم بافتم

90
00:11:18,428 --> 00:11:21,431
‫با یه دسته‌گل مریم سفید

91
00:11:24,100 --> 00:11:25,100
‫تشکر

92
00:11:30,648 --> 00:11:31,648
‫شما…

93
00:11:32,275 --> 00:11:34,234
‫هدیه‌ای برام نیاوردید؟

94
00:11:34,235 --> 00:11:35,236
‫خیر

95
00:11:43,828 --> 00:11:45,288
‫اینجا نشیمن خونه‌ی ماست

96
00:11:56,591 --> 00:11:58,760
‫آها، این همون کاناپه‌ایه که
‫باید روش بشینیم

97
00:12:08,478 --> 00:12:13,691
‫امروز میون درخت‌های گیلاسم،
‫یه مرغ مگس‌خوار دیدم با گلوی یاقوتی

98
00:12:16,402 --> 00:12:18,738
‫- حیرت‌انگیزه
‫- واقعاً می‌گید؟

99
00:12:19,614 --> 00:12:20,907
‫من شیفته‌ی طبیعتم

100
00:12:21,783 --> 00:12:23,618
‫علی‌الخصوص که الان توی آوریلیم

101
00:12:24,202 --> 00:12:26,078
‫واقعاً فصل بهار رو می‌پرستم

102
00:12:26,746 --> 00:12:28,872
‫همه‌چیز جوونه می‌زنه و…

103
00:12:32,752 --> 00:12:35,421
‫انگار دنیا لبریزه از هزارجور امید و آرزو

104
00:12:41,260 --> 00:12:42,594
‫یه کبوترخونه هم دارم

105
00:12:42,595 --> 00:12:44,638
‫می‌دونید چیه؟

106
00:12:44,639 --> 00:12:47,307
‫خونه‌ی کبوتره

107
00:12:47,308 --> 00:12:50,101
‫بابام اون رو ساخته. نجاره

108
00:12:50,102 --> 00:12:51,395
‫من عاشق کبوترهامم

109
00:12:52,522 --> 00:12:54,273
‫تا آخر عمر فقط به یه جفت وفادارن

110
00:13:02,949 --> 00:13:04,826
‫خب… چیزی شده؟

111
00:13:08,246 --> 00:13:10,247
‫حا… حالتون خوبه؟

112
00:13:12,834 --> 00:13:15,752
‫خوب… می‌دونم امشب چه انتظاری از من میره

113
00:13:15,753 --> 00:13:18,129
‫خانواده‌ام داره به گدایی می‌افته

114
00:13:18,130 --> 00:13:20,633
‫ولی من از عهده‌ش برنمیام.
‫نمی‌تونم با تو ازدواج کنم.

115
00:13:21,551 --> 00:13:22,592
‫چرا خب؟

116
00:13:22,593 --> 00:13:26,304
‫چون شبیه اسبی. حق با مردهای شهره

117
00:13:26,305 --> 00:13:28,891
‫آدم رغبت نمی‌کنه
‫به قیافه‌ی بی‌ریختت نگاه کنه

118
00:13:32,937 --> 00:13:34,939
‫چی شده؟

119
00:13:37,859 --> 00:13:39,777
‫نه، نه، نه، نه!

120
00:13:51,914 --> 00:13:53,332
‫عادت ماهیانه‌ام…

121
00:13:54,375 --> 00:13:55,751
‫وضعیت عجیبی داره

122
00:14:40,046 --> 00:14:41,631
‫خواهرت… کو؟

123
00:14:43,925 --> 00:14:46,885
‫رفته شهر. دعوتش کردن مراسم رقص کتیلیون

124
00:14:46,886 --> 00:14:49,095
‫عمراً کسی این تحفه رو دعوت کنه

125
00:14:49,096 --> 00:14:54,518
‫وای که چقدر دلم می‌خواست این
‫نامزدی سر بگیره بلکه از شرت خلاص شیم

126
00:14:55,102 --> 00:14:57,228
‫کلاً تو هپروتی

127
00:14:57,229 --> 00:15:00,106
‫فقط بلدی پول بابات رو حیف‌ومیل کنی

128
00:15:00,107 --> 00:15:01,483
‫همین و بس

129
00:15:01,484 --> 00:15:06,739
‫تازه، مطمئن باش ماجرای خون‌ریزی و رسواییت
‫تا حالا ورد زبون خاص و عام شده

130
00:15:08,658 --> 00:15:11,410
‫ول کنید تو رو خدا

131
00:15:12,161 --> 00:15:14,120
‫قاعدگی من نامنظمه

132
00:15:14,121 --> 00:15:16,748
‫نامنظم؟ این وضعت عذاب الیمه

133
00:15:16,749 --> 00:15:18,249
‫مایه‌ی خفت و خواری مایی

134
00:15:18,250 --> 00:15:20,710
‫بس نیست این‌همه ضجه‌مویه؟

135
00:15:20,711 --> 00:15:22,338
‫خسته و کوفته‌ام!

136
00:15:22,838 --> 00:15:27,133
‫کل روز سگ‌دو می‌زنم و
‫شب باید این بساط رو تحمل کنم

137
00:15:27,134 --> 00:15:30,011
‫چرند نگو! من همینی‌ام که هستم

138
00:15:30,012 --> 00:15:33,808
‫من به کسی باج نمیدم و صاحب‌نظرم.
‫من رو می‌شناختی که باهام وصلت کردی.

139
00:15:34,976 --> 00:15:37,519
‫درک نمی‌کنی چه عذابیه

140
00:15:37,520 --> 00:15:41,857
‫آدم… گیر بیفته میون یه‌مشت زن توی یه خونه

141
00:15:43,567 --> 00:15:45,735
‫آفرین به این هوش و ذکاوت، جونِ دلم

142
00:15:45,736 --> 00:15:46,904
‫معلومه که درک نمی‌کنم

143
00:15:52,743 --> 00:15:55,746
‫کاش اقلاً یه پسر برام زاییده بودی

144
00:15:56,455 --> 00:15:57,455
‫چی گفتی؟

145
00:16:13,097 --> 00:16:16,517
‫این پَپه‌ی نفهم ایرلندی هم
‫عین خودت بی‌خاصیته، لیزی

146
00:16:17,018 --> 00:16:19,061
‫حتی نتونست اون لکه رو پاک کنه، درست میگم؟

147
00:16:19,937 --> 00:16:22,063
‫بله، خانم. هر چی تقلا کردم
‫فایده نداشت

148
00:16:22,064 --> 00:16:24,733
‫آره خب، حق هم داره

149
00:16:24,734 --> 00:16:26,234
‫شعورش در حد یه سگه

150
00:16:26,235 --> 00:16:29,612
‫اون‌وقت محکومه سطل‌سطل نجاست و
‫پس‌مونده‌ی رحم خشکیده‌ی

151
00:16:29,613 --> 00:16:31,824
‫یه دختر ترشیده رو بسابه

152
00:16:34,285 --> 00:16:37,871
‫پارچه‌ش ابریشم درجه‌یکِ ناف چین بود!

153
00:16:37,872 --> 00:16:40,958
‫حالا باید بدم با متقال بُنجل روکش بکشن روش!

154
00:16:42,668 --> 00:16:44,754
‫باز هم عذرخواهی می‌کنم، خانم بوردن

155
00:16:47,965 --> 00:16:49,300
‫باور کنید کوتاهی نکردم، خانم

156
00:16:55,765 --> 00:16:56,849
‫این دیگه چه سوپیه؟

157
00:16:58,059 --> 00:16:59,184
‫سیب‌زمینی و تره‌فرنگی، خانم

158
00:16:59,185 --> 00:17:00,143
‫چی؟

159
00:17:00,144 --> 00:17:01,771
‫من که گفتم سوپ ریشه‌ی کرفس بار بذاری

160
00:17:05,399 --> 00:17:06,734
‫گم‌شو بیرون!

161
00:17:07,943 --> 00:17:09,320
‫اخراجی!

162
00:17:29,632 --> 00:17:30,883
‫بد هم نیست

163
00:17:33,344 --> 00:17:35,678
‫این شد شیشمین کلفتی که
‫توی یه سال انداختی بیرون

164
00:17:35,679 --> 00:17:37,765
‫بله، آقای بوردن، مشکلی هست؟

165
00:17:38,265 --> 00:17:40,392
‫فردا با هفتمی صحبت می‌کنیم

166
00:17:45,272 --> 00:17:46,941
‫یالا، لیزی، بخور

167
00:18:06,794 --> 00:18:08,671
‫یه چیزی براتون آوردم

168
00:18:11,340 --> 00:18:13,175
‫هوای امروز آفتابی و دل‌انگیزه

169
00:18:15,886 --> 00:18:17,096
‫شربت گیلاسه

170
00:18:22,226 --> 00:18:23,894
‫چی روی شربت ریختید؟

171
00:18:25,813 --> 00:18:27,565
‫شکوفه‌ی گل ‌گاو زبونه

172
00:18:28,315 --> 00:18:29,400
‫می‌تونید بخوریدشون

173
00:18:30,484 --> 00:18:31,442
‫آها

174
00:18:31,443 --> 00:18:34,280
‫توی کتاب‌ها خوندم که سرخ‌پوست‌ها
‫واسه دل‌پیچه و نفخ می‌خورنش…

175
00:18:35,865 --> 00:18:36,906
‫شرمنده

176
00:18:36,907 --> 00:18:39,826
‫درست نیست پیش یه غریبه
‫از این حرف‌ها بزنم

177
00:18:39,827 --> 00:18:41,662
‫نه، اصلاً… فوق‌العاده‌ست

178
00:18:43,455 --> 00:18:44,455
‫ممنونم

179
00:18:47,751 --> 00:18:49,461
‫لیزی

180
00:18:51,297 --> 00:18:52,840
‫هنوز هم لک داری؟

181
00:18:53,357 --> 00:18:55,462
‫عین یه گوزن تیرخورده
‫پشت‌سرت رد خون راه انداختی

182
00:18:58,126 --> 00:19:03,422
‫- لکه؟
‫- این تحفه خون‌ریزی قاعدگیش شدیده

183
00:19:03,517 --> 00:19:06,186
‫والا شدید که چه عرض کنم

184
00:19:06,187 --> 00:19:10,690
‫حکم طوفان نوح رو داره.
‫یه ناقص‌الخلقه‌ی به‌تموم‌معناست.

185
00:19:10,691 --> 00:19:12,150
‫ایام قاعدگیش که سر می‌رسه،

186
00:19:12,151 --> 00:19:15,236
‫می‌فرستیمش طبقه‌ی بالا
‫روی یه تخته‌پاره و ملحفه‌ی چلواری،

187
00:19:15,237 --> 00:19:17,823
‫بلکه با لخته‌های متعفنش
‫هر چقدر خواست کثافت‌کاری کنه

188
00:19:20,743 --> 00:19:22,702
‫توی آگهی قید کردم باید ایرلندی باشی

189
00:19:22,703 --> 00:19:24,621
‫لهجه‌ات ایرلندی به‌نظر نمیاد

190
00:19:24,622 --> 00:19:29,001
‫متولد ایرلندم و یه رگم ایرلندیه

191
00:19:29,877 --> 00:19:32,587
‫پدرم آلمانیه و کل اروپا رو دور زدم

192
00:19:32,588 --> 00:19:34,756
‫یادم نمیاد زندگی‌نامه‌ات رو پرسیده باشم

193
00:19:34,757 --> 00:19:37,051
‫ما خدمتکار می‌خوایم

194
00:19:38,135 --> 00:19:42,263
‫پخت‌وپز و رفت‌وروب به‌کنار،

195
00:19:42,264 --> 00:19:46,227
‫یه‌سری وظایف اضافی هم
‫در رابطه با بنده داری

196
00:19:48,437 --> 00:19:51,439
‫به‌لطفِ تیشه‌ی نجاریِ بنده،
‫ما خانواده‌ی دارا و متمولی هستیم

197
00:19:51,440 --> 00:19:54,234
‫شغلم مبل‌سازی و
‫ساخت تابوت‌های فاخره،

198
00:19:54,235 --> 00:19:58,447
‫واسه همین وقتی برمی‌گردم خونه…
‫خب، قاعدتاً باید خستگی در کنم

199
00:20:07,665 --> 00:20:11,376
‫اون‌وقت باید جوراب نو و
‫پاپوش پام کنی،

200
00:20:11,377 --> 00:20:13,295
‫بعدش هم یه پیک ویسکی بدی دستم

201
00:20:14,421 --> 00:20:18,132
‫خدمتکارهای این خونه
‫باید همه‌چیز رو برق بندازن و

202
00:20:18,133 --> 00:20:23,096
من ‫برای اطمینان خاطر،
‫هر روز دستکش سفید دستم می‌کنم و

203
00:20:23,097 --> 00:20:26,224
‫روی هر گوشه‌ و کناری که دلم بخواد
‫دست می‌کشم

204
00:20:26,225 --> 00:20:30,186
‫کافیه یه‌ذره گرد و خاک یا کثافت ببینم،

205
00:20:30,187 --> 00:20:33,147
‫دستکش رو توی یه فنجون آب‌جوش می‌خوابونم و

206
00:20:33,148 --> 00:20:36,067
‫وایمیستم اون نجاست رو تا ته سر بکشی

207
00:20:36,068 --> 00:20:37,361
‫بخور

208
00:20:46,996 --> 00:20:48,455
‫شیرفهم شد؟

209
00:20:49,290 --> 00:20:50,290
‫تمام و کمال

210
00:20:52,126 --> 00:20:55,795
‫روزی ۵۰ سنت مواجبته،
‫روزهایی هم که

211
00:20:55,796 --> 00:20:59,257
‫این دخترناتنی پخمه‌ام رو ببری توی شهر،
‫یک دلار کاسب میشی

212
00:20:59,258 --> 00:21:04,221
‫همراهیش میون مردم،
‫مصداق بارز حمالیه

213
00:21:04,763 --> 00:21:06,432
‫بی‌اندازه مایه‌ی ننگه

214
00:21:06,974 --> 00:21:08,475
‫اسمت چیه حالا؟

215
00:21:10,352 --> 00:21:11,769
‫- بریجت
‫- مگی

216
00:21:11,770 --> 00:21:12,770
‫نه، بریجت

217
00:21:12,771 --> 00:21:15,481
‫نه، مگی. کلفت قبلی اسمش مگی بود و

218
00:21:15,482 --> 00:21:18,526
‫اصلاً حال و حوصله ندارم
‫اسم جدید یاد بگیرم

219
00:21:18,527 --> 00:21:20,904
‫عیب نداره. مشکلی ندارم

220
00:21:22,531 --> 00:21:24,575
‫منتها من هم شرط و شروط خودم رو دارم

221
00:21:25,242 --> 00:21:27,286
‫مطیع اوامرتون هستم،

222
00:21:27,828 --> 00:21:30,413
‫ولی من‌باب نظافت و آراستگی خودم،

223
00:21:30,414 --> 00:21:33,833
‫حق دارم هر طور که می‌خوام بگردم

224
00:21:33,834 --> 00:21:36,836
‫منظورت زلف‌هاته دیگه.
‫موی زن‌های بدکاره این‌شکلیه.

225
00:21:36,837 --> 00:21:38,046
‫عین کاه می‌مونه

226
00:21:38,047 --> 00:21:40,090
‫خودم این‌طوری رنگش کردم

227
00:21:41,133 --> 00:21:42,760
‫توی پاریس یاد گرفتم

228
00:21:43,469 --> 00:21:44,469
‫پاریس؟

229
00:21:45,471 --> 00:21:49,182
‫سر و وضعت برام مهم نیست.
‫کلاً عادت ندارم به ریختِ نوکرها نگاه بندازم.

230
00:21:49,183 --> 00:21:50,851
‫اصلاً به چشمم نمیای

231
00:21:52,311 --> 00:21:53,519
‫استخدام شدم پس؟

232
00:21:53,520 --> 00:21:54,605
‫نخیر

233
00:21:55,147 --> 00:21:56,982
‫کلی دختر دیگه منتظر مصاحبه‌ان

234
00:21:58,942 --> 00:22:00,361
‫خانم

235
00:22:01,028 --> 00:22:02,112
‫بابت لکه

236
00:22:02,780 --> 00:22:04,280
‫من اسباب تمیزکاری خودم رو آوردم

237
00:22:04,281 --> 00:22:06,532
‫اجازه می‌فرمایید پاکش کنم؟

238
00:22:06,533 --> 00:22:08,827
‫یک‌ساعته تموم میشه

239
00:22:13,457 --> 00:22:14,458
‫هوم

240
00:22:23,926 --> 00:22:27,261
‫♪ The Runaways - Cherry Bomb ♪

241
00:23:36,415 --> 00:23:37,874
‫خانم بوردن؟

242
00:23:37,875 --> 00:23:40,042
‫نبینم توی این خونه
‫صدات رو انداختی تو سرت

243
00:23:40,043 --> 00:23:41,795
‫با ترکه می‌زنم صورتت رو لت‌وپار می‌کنم

244
00:23:46,258 --> 00:23:47,800
‫جل‌الخالق

245
00:23:47,801 --> 00:23:49,051
‫بله

246
00:23:49,052 --> 00:23:52,347
‫هنوز یه‌مقدار نم داره،
‫ولی اثری از لکه نمونده

247
00:23:57,186 --> 00:23:59,188
‫«پاک ‌شو، ای لکه‌ی شوم.»

248
00:24:03,275 --> 00:24:04,443
‫استخدامی

249
00:24:16,636 --> 00:24:18,765
‫« کارگاه بوردن، آلمی و شرکا »

250
00:24:18,790 --> 00:24:20,501
‫خدابیامرز مردِ شریفی بود

251
00:24:21,376 --> 00:24:23,836
‫شرافتش دستِ‌کمی از قد رعناش نداشت

252
00:24:25,672 --> 00:24:27,716
‫از قدوبالا که چیزی کم نداشت

253
00:24:32,262 --> 00:24:36,308
‫این نازل‌ترین متاع ماست

254
00:24:37,184 --> 00:24:39,060
‫چهار تخته از چوب کاجه

255
00:24:39,061 --> 00:24:41,521
‫منتها جلوی نفوذ رطوبت رو نمی‌گیره

256
00:24:41,522 --> 00:24:45,358
‫یکی‌دوهفته که بگذره،
‫پیکر شوهر مرحوم‌تون توش می‌گنده

257
00:24:45,359 --> 00:24:50,321
‫طوری‌که روز رستاخیز، وقتی پرورگار برای داوریِ
‫زندگان و مُردگان بیاد، چیزی ازش باقی نمی‌مونه

258
00:24:50,322 --> 00:24:52,157
‫نه! نباید این بلا سرش بیاد

259
00:24:53,158 --> 00:24:54,952
‫ابوی مردِ صالحی بود

260
00:24:56,119 --> 00:25:02,000
‫در این صورت… پیشنهاد بنده
‫این‌مدل تابوته

261
00:25:02,751 --> 00:25:04,419
‫چوب ماهونه

262
00:25:05,337 --> 00:25:07,672
‫با ساتن براق صورتی آستردوزی شده و

263
00:25:07,673 --> 00:25:10,842
‫مهم‎‌تر از همه، صددرصد عایقه

264
00:25:11,468 --> 00:25:14,387
‫تا وقتِ بازگشت عیسی مسیح،

265
00:25:14,388 --> 00:25:19,058
‫یارتون با جسم و جانی سالم

266
00:25:19,059 --> 00:25:21,270
‫از دل این بستر برخیزه

267
00:25:23,230 --> 00:25:24,439
‫همین رو برمی‌داریم

268
00:25:24,982 --> 00:25:26,899
‫بعیده جا بشه

269
00:25:26,900 --> 00:25:28,985
‫پدرم دو متر قدوبالاش بود

270
00:25:28,986 --> 00:25:29,944
‫نه، نه

271
00:25:29,945 --> 00:25:33,281
‫ابداً، بنده و شاگردم، استیون…

272
00:25:33,282 --> 00:25:35,408
‫- سلام کن، استیون
‫- سلام

273
00:25:35,409 --> 00:25:40,164
‫اصلاحات مقتضی رو روش پیاده می‌کنیم؛

274
00:25:41,164 --> 00:25:43,041
‫خیالتون راحت که جا میشه

275
00:26:03,061 --> 00:26:04,730
‫دستت درد نکنه، مرخصی

276
00:26:09,000 --> 00:26:16,000


277
00:26:20,120 --> 00:26:21,413
‫آقای بوردن؟

278
00:26:24,416 --> 00:26:26,083
‫ببخشید، آقای بوردن؟

279
00:26:26,084 --> 00:26:27,294
‫هوم؟

280
00:26:28,670 --> 00:26:30,005
‫بله

281
00:26:32,215 --> 00:26:33,591
‫روز به‌خیر، مارگارت

282
00:26:33,592 --> 00:26:34,926
‫بریجت هستم، قربان

283
00:26:36,970 --> 00:26:38,138
‫مگی

284
00:26:38,972 --> 00:26:43,643
‫نظر به اینکه در باب فنون و
‫امور خانه‌داری سررشته داری،

285
00:26:43,644 --> 00:26:46,980
‫گفتم چند قلم کار دیگه
‫به سیاهه‌ی وظایفت اضافه کنم

286
00:26:48,231 --> 00:26:50,525
‫برای همین هم گفتم بیای اینجا

287
00:26:52,069 --> 00:26:53,195
بفرما

288
00:27:03,538 --> 00:27:05,123
‫این تبرها رو می‌بینی؟

289
00:27:05,957 --> 00:27:06,958
‫همون‌طور که…

290
00:27:08,001 --> 00:27:11,170
‫همون‌طور که می‌دونی،
‫من اهلِ فنم. نجارم

291
00:27:11,171 --> 00:27:15,007
‫اینا صرفاً اسباب کارم نیستن،
‫بلکه به‌قولی، حکم بچه‌هام رو دارن

292
00:27:15,008 --> 00:27:16,801
‫فی‌الواقع، حتی از بچه‌هام هم
‫بیشتر دوستشون دارم

293
00:27:16,802 --> 00:27:21,764
‫تنها شور و سرمستی‌ام توی این زندگی،
‫تنها ولخرجی و دلخوشی سبک‌سرانه‌ام

294
00:27:21,765 --> 00:27:23,141
‫اما افسوس که

295
00:27:23,809 --> 00:27:25,184
‫این شاگردِ هالوی من،

296
00:27:25,185 --> 00:27:28,730
‫هیچ‌وقت نتونسته تیغه‌ها رو
‫با اون وسواسی که من طالبشم، برق بندازه

297
00:27:29,314 --> 00:27:33,693
‫می‌خواستم ببینم برات مقدوره
‫اینا رو هم بذاری جزو وظایف هر روزت

298
00:27:33,694 --> 00:27:36,696
‫نذاری کند بشن و مدام صیقل‌شون بدی

299
00:27:36,697 --> 00:27:37,905
‫البته، قربان

300
00:27:37,906 --> 00:27:40,282
‫تبرهای مرغوبی‌ان

301
00:27:40,283 --> 00:27:41,492
‫آره

302
00:27:41,493 --> 00:27:43,912
‫اسم این یکی فریداست

303
00:27:47,165 --> 00:27:48,624
‫از تبرهای عهد وایکینگ‌هاست

304
00:27:48,625 --> 00:27:53,462
‫دزدکی از گنجینه‌ی شخصی
‫کارل ششم پادشاه سوئد کش رفتنش

305
00:27:53,463 --> 00:27:54,840
‫نذاشتید حرفم تموم شه، قربان

306
00:27:56,758 --> 00:28:00,636
‫جوری حواسم به تبرهاتون هست که حظ کنید

307
00:28:00,637 --> 00:28:03,347
‫همون‌طور که واقفید،
‫اجرای بی‌چون‌وچرای دستورات تخصص منه

308
00:28:03,348 --> 00:28:04,348
‫هوم

309
00:28:04,933 --> 00:28:06,934
‫منتها در ازاش، باید بهم دستمزد بدید

310
00:28:06,935 --> 00:28:08,437
‫هفته‌ای یک دلار

311
00:28:11,106 --> 00:28:12,524
‫قبوله

312
00:28:14,359 --> 00:28:16,153
‫می‌خوای بگیریش تو دستت؟

313
00:28:20,657 --> 00:28:21,657
‫این…

314
00:28:22,993 --> 00:28:23,993
‫خونه؟

315
00:28:23,994 --> 00:28:26,245
‫بوی آهنش ‌به مشامم می‌رسه

316
00:28:26,246 --> 00:28:27,163
‫هوم

317
00:28:27,164 --> 00:28:29,331
‫دست‌وپاتون رو بُریدید؟

318
00:28:29,332 --> 00:28:31,208
‫چرا تبرتون خونیه؟

319
00:28:31,209 --> 00:28:34,236
‫اکثراً خانم‌ها با دیدنِ خون
‫رنگ‌وروشون می‌پره

320
00:28:34,337 --> 00:28:37,298
‫خب، حساب من از اونا جداست.
‫به آدم جون تازه‌ای میده.

321
00:28:37,299 --> 00:28:39,259
‫قدیم‌ها رسم بوده حمام خون بگیرن

322
00:28:40,635 --> 00:28:41,635
‫عجب

323
00:28:42,637 --> 00:28:43,764
‫چه مخوف

324
00:28:45,682 --> 00:28:46,892
‫فرمایش دیگه‌ای نیست، قربان؟

325
00:28:48,351 --> 00:28:50,771
‫دوباره فردا کله‌ی سحر خدمت می‌رسم

326
00:28:54,524 --> 00:28:55,567
‫تا فردا

327
00:28:58,612 --> 00:28:59,612
‫هوم

328
00:28:59,613 --> 00:29:00,613
‫شب خوش

329
00:29:12,751 --> 00:29:13,751
‫هوم

330
00:29:18,965 --> 00:29:21,468
‫- دستکش‌تون کثیف شد، خانم بوردن؟
‫- اجازه بده

331
00:29:31,520 --> 00:29:35,023
‫گرد و خاکی هست یا مرخصم
‫برگردم سرِ کار و زندگیم؟

332
00:29:37,609 --> 00:29:39,236
‫اونجا رو. اون چیه؟

333
00:29:41,071 --> 00:29:43,364
‫رد پای خودتونه، خانم بوردن

334
00:29:43,365 --> 00:29:46,159
‫پاکش می‌کنم ولی بابتش جریمه نمی‌شم

335
00:29:47,828 --> 00:29:51,247
‫چند دقیقه پیش که توی باغچه
‫سرِ لیزی داد و هوار کشیدید و

336
00:29:51,248 --> 00:29:53,208
‫با غیظ اومدید تو این‌طوری شد

337
00:30:23,488 --> 00:30:25,990
‫به‌به! عینهو ملائکه!

338
00:30:25,991 --> 00:30:27,450
‫سلام عرض شد

339
00:30:28,994 --> 00:30:29,994
‫بیاید اینجا

340
00:30:31,705 --> 00:30:33,164
‫وای…

341
00:30:41,506 --> 00:30:43,049
‫خفه کن این پرنده‌ها رو دیگه!

342
00:30:56,980 --> 00:30:59,315
‫کفترهای نجس کثافت‌خور!

343
00:30:59,316 --> 00:31:00,859
‫حالم ازشون به هم می‌خوره!

344
00:31:02,193 --> 00:31:04,695
‫باز صد رحمت به خروس،
‫یه‌بند بغ‌بغو بغ‌بغو

345
00:31:04,696 --> 00:31:07,324
بغ‌بغوشون از سرم بیرون نمیره

346
00:31:10,285 --> 00:31:12,787
‫گمونم فصل جفت‌گیری‌شونه، خانم بوردن

347
00:31:13,914 --> 00:31:14,914
‫بهاره

348
00:31:15,332 --> 00:31:17,542
‫یه‌خرده صبوری کنید. موقتیه

349
00:31:19,753 --> 00:31:21,129
‫قدیمی‌ها،

350
00:31:21,713 --> 00:31:26,551
‫بر این باور بودن که کبوترها واسطه‌ان
‫میون بنی‌آدم و خدایان

351
00:31:27,636 --> 00:31:29,679
‫می‌خواید حالا از این زاویه بهش نگاه کنید؛

352
00:31:30,347 --> 00:31:32,432
‫شاید تسکینی باشه بر اعصاب آشفته‌تون

353
00:31:34,684 --> 00:31:35,685
‫هوم

354
00:32:12,514 --> 00:32:14,723
‫نه تن و بدنت مشکلی داره و

355
00:32:14,724 --> 00:32:17,017
‫نه این خون مایه‌ی ننگه

356
00:32:17,018 --> 00:32:18,310
‫خون مایه‌ی رهاییه

357
00:32:18,311 --> 00:32:22,983
‫چون به این معناست که نطفه‌ی هیچ مردی
‫توی وجودت ریشه ندوونده

358
00:32:27,487 --> 00:32:28,697
‫دمنوشت رو بخور

359
00:32:29,864 --> 00:32:31,157
‫جوشونده‌ی ریشه‌ی قاصدکه

360
00:32:32,200 --> 00:32:34,828
‫رقیق‌کننده‌ی خونه و
‫جلوی لخته‌شدن رو می‌گیره

361
00:32:45,714 --> 00:32:47,715
‫ببین، من… طبیب نیستم

362
00:32:47,716 --> 00:32:50,135
‫منتها به‌واسطه‌ی سفرهام،
‫سرد و گرم روزگار چشیده‌ام

363
00:32:50,927 --> 00:32:51,928
‫بعد…

364
00:32:52,804 --> 00:32:58,183
‫یه خانمی که من ندیمه‌ش بودم، واسه یه
‫همچین دردهایی رفت پیش یه طبیب حاذق و

365
00:32:58,184 --> 00:33:02,605
‫اون هم براش «تشنج هیستریک» رو
‫تجویز کرد

366
00:33:03,523 --> 00:33:05,065
‫یا اصطلاحاً بهش میگن مرگِ موقت

367
00:33:05,066 --> 00:33:06,401
‫اسمش رو تا حالا شنیدی؟

368
00:33:08,319 --> 00:33:09,320
‫نه

369
00:33:12,157 --> 00:33:13,908
‫این رو از آمستردام خریدم

370
00:33:15,618 --> 00:33:19,080
‫بهش میگن ویبراتور ونده

371
00:33:21,332 --> 00:33:24,919
‫می‌ذاریش روی مهبلت و
‫این دسته رو می‌چرخونی

372
00:33:25,462 --> 00:33:27,714
‫تندتند عین هم‌زدنِ مایه‌ی کیک

373
00:33:29,799 --> 00:33:31,051
‫چه حسی به آدم دست میده؟

374
00:33:34,888 --> 00:33:35,888
‫دستت رو بده من

375
00:34:04,250 --> 00:34:05,250
‫اوه…

376
00:34:11,049 --> 00:34:12,049
‫خب…

377
00:34:16,596 --> 00:34:19,224
‫وقتی بذاریش درست روی اون نقطه‌ی حساس،

378
00:34:20,225 --> 00:34:23,102
‫تموم تنت به لرزه می‌افته،

379
00:34:23,103 --> 00:34:24,395
‫منتها دل‌چسبه

380
00:34:24,938 --> 00:34:28,399
‫اون‌وقت وقتی به‌قول فرانسوی‌ها،
‫مرگِ موقت اتفاق می‌افته

381
00:34:29,275 --> 00:34:31,151
‫بندبند وجودت رو تسخیر می‌کنه

382
00:34:31,152 --> 00:34:33,822
‫بعدش هم آدم حس می‌کنه…

383
00:34:34,572 --> 00:34:35,698
‫از نو متولد شده

384
00:34:36,282 --> 00:34:40,369
‫جوری خیس عرق میشی که
‫انگار میون دشت و دمن دویدی و

385
00:34:40,370 --> 00:34:42,497
‫غرق لذت میشی

386
00:34:43,373 --> 00:34:45,041
‫دلم می‌خواد طعمش رو بچشی

387
00:34:47,377 --> 00:34:48,377
‫بگیرش

388
00:34:51,673 --> 00:34:52,673
‫مال تو

389
00:35:07,105 --> 00:35:08,898
‫خیلی‌خب. باشه سر فرصت

390
00:35:17,574 --> 00:35:18,575
‫لیزی

391
00:35:21,035 --> 00:35:23,704
‫همه‌ی کتاب‌هات… به‌قلم مردهاست

392
00:35:23,705 --> 00:35:25,455
‫«زنان کوچک» هم اونجاست

393
00:35:25,456 --> 00:35:27,667
‫نه، لازمه کتاب‌های پاریس رو بخونی

394
00:35:28,418 --> 00:35:29,711
‫یکی برات میارم

395
00:35:37,969 --> 00:35:38,969
‫چی شد؟

396
00:35:49,230 --> 00:35:51,232
‫من فقط قصدم کمکه

397
00:35:53,109 --> 00:35:55,528
‫این… خونه

398
00:35:56,362 --> 00:35:58,906
‫این اهل خونه… تو…

399
00:35:58,907 --> 00:36:00,824
‫برام عین یه معمای لاینحله

400
00:36:00,825 --> 00:36:03,619
‫تو هم همین‌طور.
‫تا حالا آدمی مثل تو ندیدم.

401
00:36:03,620 --> 00:36:05,413
‫- منظورت اینه که ساده‌لوحم؟
‫- نه

402
00:36:06,497 --> 00:36:08,708
‫هر چیزی هستی اِلا ساده‌لوح، لیزی

403
00:36:10,043 --> 00:36:12,753
‫نمی‌فهمم چرا این‌طوری خوار و خفیفت می‌کنه

404
00:36:12,754 --> 00:36:15,464
‫ظالم‌تر از این زن توی عمرم ندیدم

405
00:36:15,465 --> 00:36:17,258
‫از روز ازل که این‌قدر سنگدل نبوده

406
00:36:19,719 --> 00:36:20,887
‫هیچ‌کس نیست

407
00:36:30,021 --> 00:36:33,107
‫هنوز دو سالم نشده بود که
‫مادر واقعی‌ام از دنیا رفت

408
00:36:36,069 --> 00:36:37,737
‫هیچی ازش یادم نمیاد

409
00:36:43,826 --> 00:36:46,246
‫مامانی…

410
00:36:53,336 --> 00:36:56,547
‫بابام سن‌وسالی نداشت،
‫واسه همین باید زن می‌گرفت

411
00:36:57,173 --> 00:36:59,175
‫تا من و خواهرم رو تر و خشک کنه

412
00:36:59,842 --> 00:37:05,472
‫به گوشش رسونده بودن یه زنی هست که
‫خاندانش به خاک سیاه نشستن

413
00:37:05,473 --> 00:37:09,226
‫هر سه‌تا برادرش رو
‫توی جنگ از دست داده بود و

414
00:37:09,227 --> 00:37:13,314
‫مادرش هم تاب نیاورد و
‫خودش رو کشت

415
00:37:19,696 --> 00:37:23,283
‫دخترش رو بی‌یار و یاور زیر قرض‌وقوله
‫تنها گذاشت و رفت

416
00:37:28,579 --> 00:37:30,123
‫اسمش اَبی دورفی گری بود

417
00:37:52,103 --> 00:37:55,356
‫آشنایی و مراوده‌ش با بابا هنوز پا نگرفته بود که
‫سریع رفتن زیر یه سقف

418
00:37:57,692 --> 00:37:59,944
‫هنوز کفن مادرم خشک نشده بود

419
00:38:00,486 --> 00:38:03,156
‫ولی پدرم سر از پا نمی‌شناخت

420
00:38:04,532 --> 00:38:06,867
‫عروس ترگل‌ورگلی نصیبش شده بود

421
00:38:06,868 --> 00:38:07,951
‫انگار از نو متولد شده بود و

422
00:38:07,952 --> 00:38:10,079
‫بالاخره برگشت سر کار و بارش

423
00:38:12,123 --> 00:38:14,249
‫ولی من بچه‌ی بهونه‌گیری بودم و

424
00:38:14,250 --> 00:38:17,795
‫خانم بوردن طاقتش از دستِ من طاق شد

425
00:38:23,343 --> 00:38:25,720
‫ساکت شو! ساکت!

426
00:38:27,096 --> 00:38:29,098
‫حبسم می‌کرد توی پستو

427
00:38:35,813 --> 00:38:38,399
‫بعدها فهمید که اجاقش کوره و
‫نمی‌تونه بچه‌دار بشه

428
00:38:39,442 --> 00:38:41,861
‫همین شد که به الکل رو آورد

429
00:38:42,445 --> 00:38:44,405
‫گرفتار منجلاب افسردگی ناشی از الکل شد

430
00:38:49,035 --> 00:38:51,204
‫هر کوفت و زهرماری دستش می‌اومد رو می‌خورد

431
00:38:52,789 --> 00:38:54,331
‫فرمالین

432
00:38:54,332 --> 00:38:55,458
‫آمونیاک

433
00:38:57,168 --> 00:38:58,378
‫تینر نقاشی

434
00:39:02,048 --> 00:39:03,633
‫این شد که یاد گرفتم سکوت کنم

435
00:39:04,717 --> 00:39:09,597
‫تنهایی شد مونسم و
‫با پرنده‌ها و حیوون‌ها و طبیعت اخت شدم

436
00:39:12,934 --> 00:39:14,936
‫همه خیال می‌کنن من هالوئم

437
00:39:16,479 --> 00:39:17,563
‫ولی نیستم

438
00:39:20,942 --> 00:39:22,235
‫اصلاً نیستی

439
00:39:32,370 --> 00:39:33,621
‫دختر خوشگلم

440
00:40:33,473 --> 00:40:34,599
‫بیا تو

441
00:40:38,811 --> 00:40:39,811
‫اوه…

442
00:40:42,148 --> 00:40:43,232
‫چیکار می‌کنی؟

443
00:40:46,360 --> 00:40:49,322
‫دارم به گودی گردنم گردِ آرسنیک می‌زنم

444
00:40:51,991 --> 00:40:53,910
‫اومدم بابت کتاب ازت تشکر کنم

445
00:40:54,869 --> 00:40:57,455
‫قربونت. خوندیش؟

446
00:40:58,122 --> 00:40:59,790
‫نه، به فرانسوی نوشته شده

447
00:41:05,171 --> 00:41:08,632
‫اسمش… الیزابتا بود

448
00:41:08,633 --> 00:41:10,176
‫کنتس دو سانگ

449
00:41:11,636 --> 00:41:12,762
‫یعنی کنتس خونین

450
00:41:18,059 --> 00:41:19,559
‫۳۰۰‏ سال پیش،

451
00:41:19,560 --> 00:41:22,604
‫در دورافتاده‌ترین گوشه‌ی خاک مجارستان،

452
00:41:22,605 --> 00:41:24,773
‫در حصار رشته‌کوه‌های کارپات
‫توی ترانسیلوانیا

453
00:41:24,774 --> 00:41:26,067
‫روزگار می‌گذروند

454
00:41:29,737 --> 00:41:32,156
‫ثروتمندترین بانوی کل اون مملکت بود و

455
00:41:34,242 --> 00:41:35,442
‫از یک‌نواختی به ستوه اومده ‌بود

456
00:41:36,130 --> 00:41:37,636
‫برام حموم رو آماده کن

457
00:41:39,872 --> 00:41:43,208
‫در چهارگوشه‌ی مملکت به زیبایی شهره بود

458
00:41:43,209 --> 00:41:46,879
‫منتها هراس از پیری و زوال،
‫کارش رو به جنون کشوند

459
00:41:48,589 --> 00:41:51,551
‫این شد که ندیمه‌هاش رو
‫احضار می‌کرد و می‌گفت:

460
00:41:55,012 --> 00:41:56,429
‫«شیر چی شد پس؟»

461
00:42:24,337 --> 00:42:25,337
‫بیشتر شیر بریز

462
00:42:37,509 --> 00:42:38,509
‫محشره

463
00:42:40,641 --> 00:42:42,392
‫توی شیر حموم می‌کرد؟

464
00:42:42,393 --> 00:42:43,477
‫آره

465
00:42:44,312 --> 00:42:45,855
‫شیر اسید طبیعی داره

466
00:42:46,772 --> 00:42:48,566
‫همین باعث نرمی و درخشش پوست میشه

467
00:42:51,694 --> 00:42:53,820
‫گیلاس‌هام هم همچین تأثیری دارن

468
00:42:53,821 --> 00:42:55,114
‫چی؟

469
00:42:56,782 --> 00:43:00,828
‫فصل برداشت،
‫آب گیلاس که پوست آدم رو سرخ می‌کنه…

470
00:43:05,374 --> 00:43:06,934
‫تا آخر زمستون پوست رو شاداب نگه می‌داره

471
00:43:08,544 --> 00:43:12,548
‫لابد گیلاس‌های من هم خاصیت اسیدی دارن،
‫درست مثل شیرِ وانِ الیزابت

472
00:43:16,344 --> 00:43:19,387
‫اما عطش الیزابتا با شیر فروکش نکرد

473
00:43:19,388 --> 00:43:20,431
‫کافی نبود

474
00:43:22,353 --> 00:43:24,764
‫ندیمه‌هام رو صدا بزنید

475
00:43:31,609 --> 00:43:35,446
‫رعایا اون ندیمه‌ها رو
‫ایزدبانوان انتقام می‌خوندن

476
00:44:00,830 --> 00:44:04,332
‫این‌طوری بود که سپیده‌دم
‫نازل می‌شدن سرِ اهالی شهر و

477
00:44:04,360 --> 00:44:07,196
‫زیباترین دخترها رو گلچین می‌کردن

478
00:44:28,749 --> 00:44:30,376
‫جملگی باید باکره می‌بودن

479
00:44:31,544 --> 00:44:35,965
‫به‌دروغ به خانواده‌ها می‌گفتن
‫کنتس اونا رو دعوت کرده به ضیافت شام…

480
00:44:38,008 --> 00:44:41,429
‫شامی که نظیرش توی کل عمرشون تکرار نمی‌شد

481
00:45:06,305 --> 00:45:11,017
‫گوشت گراز وحشی، کباب آهو، خوش‌گوشت و
‫باده‌ی سرخ کوه‌های کارپات،

482
00:45:11,125 --> 00:45:14,128
‫همه‌چیز مهیا بود برای رسوندن
‫غلظت آهن خون‌شون به اوج

483
00:45:23,637 --> 00:45:27,141
‫به این رعیت‌زاده‌ها وعده‌ی زمین و
‫القاب اشرافی می‌داد

484
00:45:27,683 --> 00:45:29,976
‫تعارفشون می‌کرد
‫شب توی قصر بمونن،

485
00:45:29,977 --> 00:45:32,605
‫اون هم با پیراهن‌های ابریشم سفیدِ سمرقندی

486
00:45:52,708 --> 00:45:56,253
‫بعد راهنمایی‌شون می‎‌کرد برن زیرزمین
‫توی یه اتاق خاص

487
00:45:58,047 --> 00:45:59,673
‫اتاقی که کفِش راه‌آب داشت

488
00:46:01,008 --> 00:46:03,249
‫اون‌موقع بود که ایزدبانوان
‫انتقام رو فرا می‌خوند

489
00:46:59,191 --> 00:47:03,028
‫باید هشت دختر باکره رو سلاخی می‌کردن
‫تا یه وان پُر از خون بشه

490
00:47:20,490 --> 00:47:27,205
‫موقعی که از حمام خون بیرون اومد، پوست
‫کنتس باتوری عین یه نوزاد سفیدِ برف شده بود

491
00:47:28,304 --> 00:47:30,347
‫تمام و کمال طراوتش رو پس گرفته بود

492
00:47:31,098 --> 00:47:33,851
‫چون… خون سرچشمه‌ی حیاته

493
00:47:40,065 --> 00:47:41,984
‫این حکایت قبلاً من رو
‫به مرز جنون می‌کشوند

494
00:47:43,110 --> 00:47:45,070
‫نمی‌تونستم از فکرش بیرون بیام

495
00:47:46,614 --> 00:47:48,449
‫واقعی که نیست، هست؟

496
00:47:50,367 --> 00:47:53,370
‫همون‌قدر واقعیه که من اینجام و
‫تو کنارم نشستی

497
00:48:00,044 --> 00:48:01,545
‫نور چراغ ترسناکش کرده

498
00:48:02,796 --> 00:48:03,839
‫ترسیدی؟

499
00:48:06,216 --> 00:48:07,426
‫نه

500
00:48:09,553 --> 00:48:11,388
‫ولی یه چیزهایی هم سرش می‌شد

501
00:48:12,598 --> 00:48:13,849
‫خون یعنی قدرت

502
00:48:43,879 --> 00:48:45,047
‫آقای بوردن؟

503
00:48:46,840 --> 00:48:48,258
‫آقای بوردن؟

504
00:48:51,887 --> 00:48:52,972
‫آقای بوردن؟

505
00:48:56,475 --> 00:48:57,476
‫مگی

506
00:48:58,310 --> 00:49:01,187
‫عجب برقی انداختی این تبرها رو

507
00:49:01,188 --> 00:49:03,564
‫امیدوارم خیلی به زحمت نیفتاده باشی

508
00:49:03,565 --> 00:49:05,484
‫ابداً این‌طور نیست، آقای بوردن

509
00:49:06,360 --> 00:49:08,153
‫البته مادامی‌که دستمزدم رو بپردازید

510
00:49:16,412 --> 00:49:21,291
‫مگی، جای خواب و غذات رو که ما تأمین می‌کنیم

511
00:49:22,960 --> 00:49:25,713
‫با این‌همه پول می‌خوای چیکار کنی؟

512
00:49:28,716 --> 00:49:31,635
‫خب، پس‌اندازش می‌کنم، آقای بوردن

513
00:49:32,219 --> 00:49:34,679
‫چون منتظر روزی‌ام که مثل شما،

514
00:49:34,680 --> 00:49:36,140
‫صاحب همچین عمارت و
‫مِلک و املاکی بشم

515
00:49:36,890 --> 00:49:39,809
‫واسه دختری مثل من،
‫خواسته‌ی مضحکی که نیست؟

516
00:49:41,478 --> 00:49:43,105
‫اصلاً مضحک نیست

517
00:49:45,399 --> 00:49:50,445
‫راستش، پول واسه من
‫خیلی ارزشمنده، آقای بوردن

518
00:49:50,446 --> 00:49:52,238
‫اِبایی از گفتنش ندارم

519
00:49:52,239 --> 00:49:56,827
‫گمونم اگه سرِ کیسه رو شل کنن،
‫دست به هر کاری می‌زنم

520
00:50:00,539 --> 00:50:01,540
‫مثلاً؟

521
00:50:13,177 --> 00:50:14,470
‫قبوله

522
00:50:22,227 --> 00:50:23,394
‫خب، سلام عرض شد

523
00:50:23,395 --> 00:50:24,396
‫سلام

524
00:50:26,065 --> 00:50:27,524
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

525
00:50:28,942 --> 00:50:31,028
‫کلاً فکرم درگیر اونه

526
00:50:32,279 --> 00:50:33,363
‫کی؟

527
00:50:34,531 --> 00:50:35,531
‫کنتس

528
00:50:36,533 --> 00:50:39,453
‫♪ Kate Bush - Hounds of Love ♪

529
00:50:58,722 --> 00:50:59,848
‫لیزی

530
00:51:01,517 --> 00:51:02,725
‫حمام خون

531
00:51:07,564 --> 00:51:08,732
‫آره

532
00:51:25,249 --> 00:51:27,167
‫چهار سبدِ بزرگ گیلاس ریختم این تو

533
00:51:32,548 --> 00:51:34,842
‫پاک عقلت رو از دست دادی

534
00:51:36,000 --> 00:52:06,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

535
00:52:27,102 --> 00:52:29,145
‫ای‌کاش وان پُر خون بود

536
00:52:45,793 --> 00:52:49,322
‫« هیولا: سرگذشت لیزی بوردن »

