﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:27,774 --> 00:00:29,987
باید بریم، لیزی

3
00:00:30,905 --> 00:00:31,906
بریم

4
00:00:36,375 --> 00:00:38,019
روز بلندی در پیش داریم

5
00:00:38,044 --> 00:00:39,087
لیزی؟

6
00:00:39,713 --> 00:00:42,470
همه‌چی خیلی زودتر از چیزی که
فکرش رو بکنیم اتفاق میوفته

7
00:00:42,750 --> 00:00:44,812
باید طبق برنامه بریم جلو

8
00:00:44,836 --> 00:00:47,046
،باید حواسمون جمع باشه
وگرنه دار زده می‌شیم

9
00:00:48,339 --> 00:00:50,681
هر لحظه ممکنه برسن

10
00:01:18,000 --> 00:01:25,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

11
00:01:25,944 --> 00:01:27,004
سلام

12
00:01:27,044 --> 00:01:29,130
خونه‌ی لیزی بوردن اینجاست؟

13
00:01:30,631 --> 00:01:32,716
ما اینجا یه اتاق رزرو کردیم

14
00:01:34,553 --> 00:01:40,646
« هیولا: داستان لیزی بوردن »
« فصل اول : قسمت ششم »

15
00:01:41,933 --> 00:01:44,996
.خوش اومدید. بفرمائید
.شرمنده بابت سر و صدای آژیر

16
00:01:45,021 --> 00:01:47,791
.مشکلی نیست
.ما که به‌هرحال زیرِ ذره‌بینیم

17
00:01:47,815 --> 00:01:49,918
!اینجا رو -
...یا خدا -

18
00:01:49,942 --> 00:01:51,920
!وای خدا

19
00:01:51,944 --> 00:01:54,363
!اینجا رو ببین

20
00:01:55,364 --> 00:01:57,134
گفتی اسمت چی بود؟ -
کارولین -

21
00:01:57,158 --> 00:01:58,760
!کارولین عزیز

22
00:01:58,792 --> 00:02:00,501
از آشنایی باهات خوشحالـم

23
00:02:01,605 --> 00:02:04,125
اجازه بدید چمدون‌ها رو براتون بیارم -
نه، خیلی ممنون -

24
00:02:04,164 --> 00:02:06,142
نه، نه. نیازی نیست

25
00:02:06,167 --> 00:02:07,728
چیزی زیادی همراهمون نیست

26
00:02:07,752 --> 00:02:10,171
فقط در حدِ چند دست لباس زیر

27
00:02:10,713 --> 00:02:12,024
!خدای من

28
00:02:12,281 --> 00:02:15,178
کارولین، کلی سؤال تو مغزمـه

29
00:02:15,216 --> 00:02:17,444
آره. لی از طرفدار‌های دوآتیشه‌ی لیزیـه

30
00:02:17,469 --> 00:02:19,238
هر دومون واقعاً دوستش داریم -
...آره، شلبی این

31
00:02:19,263 --> 00:02:22,034
.بهش گفتم این کتاب رو برام بخونه
اسمش چیه؟

32
00:02:22,058 --> 00:02:23,935
...اسمش

33
00:02:24,936 --> 00:02:26,955
«تصنیفی بر زندگی لیزی بوردن»

34
00:02:27,600 --> 00:02:30,083
سبک کلاسیک -
شما این خونه رو خریدید؟ -

35
00:02:30,107 --> 00:02:32,878
بله. خریدمش تا تخریبش نکنن

36
00:02:32,902 --> 00:02:34,379
یه ملک تاریخی محسوب میشه

37
00:02:34,403 --> 00:02:36,696
!باورم نمیشه

38
00:02:37,781 --> 00:02:39,383
همینجا اتفاق افتاد؟

39
00:02:39,408 --> 00:02:41,845
همینجا اون مادرجنده رو کشتن؟

40
00:02:41,869 --> 00:02:45,891
بله، جسد آقای بوردن رو همینجا پیدا کردن

41
00:02:45,915 --> 00:02:50,002
ولی، واقعاً کسی نمی‌دونه
اون روز چه اتفاقی افتاده

42
00:02:51,003 --> 00:02:53,005
من خوب می‌‌دونم چی شده

43
00:02:54,289 --> 00:02:57,460
.من همه‌چی رو می‌دونم
.خودم اون جهنم رو گذروندم

44
00:03:01,503 --> 00:03:02,748
ببخشید

45
00:03:02,826 --> 00:03:05,953
آیلین بودید، درستـه؟
ممنون میشم اگر بیرون سیگار بکشید

46
00:03:11,941 --> 00:03:13,961
شوخیت گرفته؟ -
بی‌خیال، لی -

47
00:03:13,985 --> 00:03:17,673
از همین اول قراره قیافه بگیری؟

48
00:03:17,697 --> 00:03:19,091
لعنتی، ما که تازه رسیدیم

49
00:03:19,115 --> 00:03:22,219
شرمنده! همش بخاطر ذوق و شوق خونه‌ست

50
00:03:22,250 --> 00:03:24,084
البته که باید بیرون سیگار بکِشه

51
00:03:25,128 --> 00:03:26,629
بحث سیگار نیست

52
00:03:27,414 --> 00:03:28,724
به تخمم نیست

53
00:03:28,749 --> 00:03:31,311
بحث اینه که لحظه‌ای که منتظرش بودم
رو خراب کردی

54
00:03:31,603 --> 00:03:34,814
همون مبلی که روش حسابی اون لاشی
رو کتک زده بود

55
00:03:34,839 --> 00:03:36,608
«و میای زر می‌زنی که «اینجا سیگار نکشید

56
00:03:36,632 --> 00:03:38,924
خب، می‌تونیم حداقل توی اتاقش بخوابیم؟

57
00:03:38,949 --> 00:03:43,532
چون بخاطر این اومدیم اینجا که
دلم می‌خواد یه کارایی توی اون اتاق انجام بدم

58
00:03:43,556 --> 00:03:45,599
ما واسه‌ی اون اتاق اومدیم اینجا

59
00:03:47,767 --> 00:03:49,203
بله

60
00:03:49,228 --> 00:03:53,458
طبق قرارداد، کل خونه در اختیارتون هست

61
00:03:53,482 --> 00:03:55,484
هر جایی که بخواید می‌تونید بخوابید

62
00:03:56,444 --> 00:03:57,445
خوبـه

63
00:04:02,103 --> 00:04:04,017
خب، میشه تنهامون بذارید؟

64
00:04:04,910 --> 00:04:07,246
چون قراره همین‌جا یه حالی به خودمون بدیم

65
00:04:36,382 --> 00:04:38,550
!همینـه

66
00:04:40,946 --> 00:04:43,633
خوشت میاد، نه؟ جنده‌‌ی شیطون

67
00:04:43,657 --> 00:04:45,385
آره، من یه جنده‌ی شیطون‌ام

68
00:04:45,409 --> 00:04:46,869
آره

69
00:04:47,453 --> 00:04:48,913
ای جنده‌ خانم شیطون

70
00:04:49,413 --> 00:04:50,581
دوباره بگو

71
00:04:56,837 --> 00:04:59,255
من یه جنده‌ی شیطون‌ام

72
00:05:06,013 --> 00:05:07,866
...وایسا، وایسا، وایسا
زودباش من رو ببوس

73
00:05:07,898 --> 00:05:11,025
من رو ببوس، بوسم کن -
لعنتی، نه. نوبت منـه -

74
00:05:21,494 --> 00:05:23,913
این دیگه کدوم خریـه؟

75
00:05:34,667 --> 00:05:36,561
ترسناکـه، نه؟

76
00:05:36,585 --> 00:05:41,841
فصل دوازدهم: «لیزی و مگی از
نقطه‌ی روبیکانِ خود گذشته بودند...‏

77
00:05:42,967 --> 00:05:44,069
از چی‌شون؟

78
00:05:44,093 --> 00:05:46,154
...آره، نمی -
روبیکان چه کوفتیـه؟ -

79
00:05:46,178 --> 00:05:47,364
نمی‌دونم

80
00:05:47,388 --> 00:05:48,990
...تن‌هایشان از خون پاک شده بود»

81
00:05:49,014 --> 00:05:52,035
ذهنشان هنوز از کاری که
به‌تازگی مرتکب شده بودند، در هیاهو بود

82
00:05:52,059 --> 00:05:54,037
دست در دست هم دادند»‏

83
00:05:54,061 --> 00:05:57,207
سپس برای آخرین بار، به نشانه‌ی خوش‌یمنی»
...یکدیگر را بوسیدند و

84
00:05:57,231 --> 00:06:01,902
سپس، نقشه‌ی شومشان را
«بر جهانیان آشکار کردند

85
00:06:28,304 --> 00:06:30,054
یه اتفاقی برای پدر افتاده!‏

86
00:06:31,474 --> 00:06:33,184
مگی، پزشک رو خبر کن

87
00:06:33,851 --> 00:06:35,603
مگی به سمت شهر روانه شد»

88
00:06:36,145 --> 00:06:39,291
!کمک! آقای بوردن به کمک نیاز دارن

89
00:06:39,315 --> 00:06:43,649
!کمک! کمک کنید
!آقای بوردن به کمک نیاز دارن

90
00:06:43,674 --> 00:06:46,173
در حالی که لیزی در چمنزار جلوی منزلشان
«در تب و تاب بود

91
00:06:46,197 --> 00:06:49,092
!کمک! کمک! کمک

92
00:06:49,116 --> 00:06:50,719
!خواهش می‌کنم، کمک کنید

93
00:06:50,743 --> 00:06:53,472
!لطفاً کمک کنید

94
00:06:53,496 --> 00:06:54,931
لطفاً یکی کمک کنه

95
00:06:54,955 --> 00:06:59,056
بیشتر مأموران پلیس فال ریور
آن روز را در شهربازی می‌گذراندند

96
00:07:10,604 --> 00:07:13,315
!پدر، نه

97
00:07:19,842 --> 00:07:23,752
سرکار آلن بذارید دوشیزه بوردن کمی تنها باشن

98
00:07:23,776 --> 00:07:26,171
خیلی‌خب، همگی برید بیرون

99
00:07:35,704 --> 00:07:38,141
...صبر کنید. مادام بوردن

100
00:07:38,173 --> 00:07:39,883
بانو... مادام بوردن کجاست؟

101
00:07:42,002 --> 00:07:43,504
مادام بوردن؟

102
00:07:48,175 --> 00:07:49,677
!مادام بوردن

107
00:07:57,851 --> 00:07:59,644
دوشیزه بوردن از حال رفتن

108
00:08:07,319 --> 00:08:09,339
نه -
!دوشیزه بوردن -

109
00:08:09,363 --> 00:08:11,447
نه -
کجا می‌رید؟ -

110
00:08:13,867 --> 00:08:15,262
!لیزی

111
00:08:15,286 --> 00:08:17,597
دوشیزه، توی منزل تبر دارید؟

112
00:08:17,955 --> 00:08:19,057
!زیرزمین

113
00:08:19,081 --> 00:08:20,457
بهتون نشون میدم

114
00:08:23,002 --> 00:08:24,002
اینجا

115
00:08:24,920 --> 00:08:26,255
یه تبر گم شده

116
00:08:42,578 --> 00:08:44,330
این پارچه برای عادت ماهانه‌ی منـه

117
00:08:44,815 --> 00:08:46,001
!ببخشید؟

118
00:08:46,025 --> 00:08:47,650
برای دوران قاعدگیِ زنانه‌ام

119
00:08:50,404 --> 00:08:53,824
نظرت چیـه؟ -
ببین، چقدر سنگینـه -

120
00:08:54,658 --> 00:08:55,826
آره

121
00:08:56,785 --> 00:08:58,871
ببین چقدر جای ضربه داره

122
00:08:59,371 --> 00:09:00,807
بیشتر از ده ضربه

123
00:09:00,831 --> 00:09:02,809
از نظر من بیشتره

124
00:09:02,833 --> 00:09:05,061
نه، می‌دونی چی داره بهم میگه؟

125
00:09:05,085 --> 00:09:07,731
یه چیز که ازش مطمئنم

126
00:09:07,755 --> 00:09:10,132
که این قطعاً کارِ یه مرد بوده

127
00:09:11,842 --> 00:09:13,069
شاید هم دونفر

128
00:09:13,093 --> 00:09:15,304
مرد‌های قوی و هیکلی. عین کارگرهای روزمُزد

129
00:09:17,097 --> 00:09:18,783
آره

130
00:09:18,807 --> 00:09:20,601
امکان نداره کارِ یه زن باشه

131
00:09:21,101 --> 00:09:22,662
به نظرت طرف اهل پرتغالـه؟

132
00:09:22,686 --> 00:09:24,998
!حتماً شوخیت گرفته

133
00:09:25,022 --> 00:09:27,500
.نه، کتاب همین رو میگه
.منظورم اینـه که، حرفش رو باور کردن

134
00:09:27,524 --> 00:09:30,128
!کودن‌های احمق

135
00:09:30,152 --> 00:09:32,154
بخاطر همینـه که هیچ‌وقت دستشون به ما نمی‌رسه

136
00:09:32,946 --> 00:09:34,490
...مأمورها

137
00:09:34,990 --> 00:09:37,368
همیشه یه مشت احمقِ بی‌مغز بودن

138
00:09:39,703 --> 00:09:40,829
!یا خدا

139
00:09:42,414 --> 00:09:43,707
!خودشـه

140
00:09:44,958 --> 00:09:46,752
اتاق خودشـه

141
00:10:00,349 --> 00:10:03,453
وقتی نیروهای پلیس»
...از کشتیِ راکی پوینت

142
00:10:03,477 --> 00:10:05,664
،در شهربازی پیاده شدند

143
00:10:05,688 --> 00:10:08,691
جمعیتی را یافتند که عمارت بوردن را
«در میان گرفته بود

144
00:10:20,244 --> 00:10:23,204
«در این میان، لیزی آرام و قرار نداشت»

145
00:10:25,541 --> 00:10:27,960
«پزشک برایش بروموکافئین تجویز کرد»

146
00:10:28,544 --> 00:10:30,379
برای چی بهش کافئین دادن؟

147
00:10:31,080 --> 00:10:32,623
دکتر‌های لعنتی

148
00:10:33,215 --> 00:10:34,842
دکتر‌ها هیچی بارشون نیست

149
00:10:35,349 --> 00:10:38,436
اون دکتر کوفتی گفت چی دارم؟

150
00:10:39,179 --> 00:10:40,573
اسکیزوفرنی
(نوعی اختلال روانی)

151
00:10:40,597 --> 00:10:43,392
!دقیقاً. اسکیزوفرنی. مرتیکه‌ی روانی

152
00:10:46,924 --> 00:10:48,591
...هیچ‌چیز آرامش نمی‌کرد»

153
00:10:50,406 --> 00:10:53,568
پس پزشک سرنگی از مورفین پر کرد و»
«به او تزریق کرد

154
00:10:59,283 --> 00:11:00,367
!شوخی می‌کنی

155
00:11:02,411 --> 00:11:06,078
گذاشت اون دکتر لعنتی بهش مورفین بزنه؟

156
00:11:06,123 --> 00:11:08,500
!عاشق این زنیکه‌ی لعنتی‌ام

157
00:11:09,418 --> 00:11:11,146
!صبر کن. لی

158
00:11:11,170 --> 00:11:15,150
وایسا. باید اون آشغال رو پیدا کنم

159
00:11:15,174 --> 00:11:18,486
،آخرین مردی که کشتم
یه کیت کامل همراهش بود

160
00:11:18,510 --> 00:11:22,198
وایسا ببینم، می‌خوای مواد بزنی؟ -
معلومـه. لیزی زد. پس منم می‌زنم -

161
00:11:22,222 --> 00:11:25,392
و تو هم قراره نقش دکتر رو بازی کنی

162
00:11:34,568 --> 00:11:36,278
!لعنتی، خودشـه

163
00:11:37,905 --> 00:11:40,157
آره، جیگر

164
00:11:42,451 --> 00:11:45,703
عاشق این زنیکه‌ام

165
00:11:51,919 --> 00:11:56,924
لیزی بوردن، تو یه روانیِ نابغه‌ای

166
00:12:00,511 --> 00:12:03,972
راحت استراحت کن، دختر کوچولو

167
00:12:08,018 --> 00:12:09,978
یالا، بخون برام

168
00:12:11,688 --> 00:12:13,816
راستی، با لباسش چیکار کرد؟

169
00:12:14,983 --> 00:12:18,171
...همون لباسی که

170
00:12:18,195 --> 00:12:20,072
باهاش اون مرتیکه رو کشت

171
00:12:20,997 --> 00:12:24,209
باید سر تا پاش پر از خون و
تکه‌های مغز بوده باشه

172
00:12:25,452 --> 00:12:26,662
سوزوندش

173
00:12:45,354 --> 00:12:46,480
ممنون، عزیزم

174
00:12:57,818 --> 00:13:01,107
...دوشیزه بوردن، چیکار می
دارید لباس می‌سوزونید؟

175
00:13:03,115 --> 00:13:04,115
بله

176
00:13:05,033 --> 00:13:06,678
کاملاً خراب شده

177
00:13:06,702 --> 00:13:10,789
،رنگ ریخته بود روش پس
مجبور شدم بسوزونمش

178
00:13:13,226 --> 00:13:16,461
ممکنـه لطف کنید دوباره پزشک رو صدا بزنید؟

179
00:13:17,087 --> 00:13:21,258
فکر می‌کنم باز هم به همون چیزی که
بهم دادن نیاز دارم

180
00:13:37,107 --> 00:13:41,320
،نخستین کسی که انگشت اتهام به سویش نشانه رفت
جان مورس، دایی لیزی بود

181
00:13:45,406 --> 00:13:48,385
،اگه دارید من رو  به قتل متهم می‌کنید
من چنین کاری نمی‌کردم

182
00:13:48,410 --> 00:13:49,637
نه

183
00:13:49,661 --> 00:13:54,124
تمام اون روز پیش یکی از بستگانم در وودز کورنر بودم

184
00:13:55,667 --> 00:13:58,253
صبح زود رسیدم و حوالی ظهر برگشتم

185
00:13:59,087 --> 00:14:03,776
،بعد سوار تراموای ۳۳۴ شدم
شماره‌ی کلاه مأمور، اف ۵۶ بود

186
00:14:03,800 --> 00:14:06,195
همراه شش کشیش کاتولیک به فال ریور برگشتم

187
00:14:06,219 --> 00:14:07,488
و اسم تک‌تکشون رو پرسیدم

188
00:14:07,512 --> 00:14:10,533
،پدر مورفی، پدر شات
،پدر لوفتوس، پدر دومبروفسکی

189
00:14:10,557 --> 00:14:12,643
پدر مینی و پدر رادلین

190
00:14:13,185 --> 00:14:14,369
من حافظه‌ی تصویری دارم

191
00:14:14,394 --> 00:14:15,747
می‌تونید از همشون بپرسید؛

192
00:14:15,771 --> 00:14:17,790
حضور من در اونجا رو تأیید می‌کنن

193
00:14:17,814 --> 00:14:19,334
از شوهرخواهرم بیزار بودم

194
00:14:19,358 --> 00:14:22,754
،راستش، دلم می‌خواست بلایی سرش بیاد ولی
محال بود بخوام بکشمش

195
00:14:22,778 --> 00:14:25,405
...و مادام بوردن، تا جایی می‌دونم

196
00:14:25,906 --> 00:14:27,324
زن خوبی بود

197
00:14:27,823 --> 00:14:30,469
کسی که هیچ انگیزه‌ای برای
آسیب زدن بهش نداشتم

198
00:14:30,494 --> 00:14:32,537
میشه با خواهرزاده‌م حرف بزنم؟

199
00:15:02,067 --> 00:15:04,069
می‌دونم چیکار کردی، لیزی

200
00:15:04,695 --> 00:15:06,363
مثل روز روشنـه

201
00:15:07,572 --> 00:15:09,282
خودم قصابم، می‌دونی

202
00:15:09,983 --> 00:15:14,123
جنازه‌ها رو دیدم.‏ می‌دونم واسه‌ی
اون کار چه قدرتی لازمـه

203
00:15:20,627 --> 00:15:23,088
کاری که کردی از روی خصومت بود

204
00:15:26,165 --> 00:15:29,720
بدون کمک من، کارت تمومـه، لیزی

205
00:15:37,185 --> 00:15:39,688
اون پولی که پدرت بهم نداد رو بده به من

206
00:15:40,855 --> 00:15:43,583
کمکم کن قصابی رو راه بندازم و

207
00:15:43,608 --> 00:15:46,069
من هم بهت کمک می‌کنم تبرئه شی

208
00:15:46,987 --> 00:15:48,530
،اگه کار به اونجا بکشه

209
00:15:49,135 --> 00:15:52,409
حتی توی دادگاه هم به نفعت شهادت میدم

210
00:15:52,908 --> 00:15:53,908
باشه؟

211
00:15:59,034 --> 00:16:00,035
خوبـه

212
00:16:03,537 --> 00:16:04,537
...حالا

213
00:16:05,464 --> 00:16:08,091
بیا درباره‌ی چیز‌هایی که
قراره به پلیس بگی حرف بزنیم

214
00:16:08,675 --> 00:16:09,675
باشه؟

215
00:16:11,845 --> 00:16:13,472
به کمکت نیاز ندارم

216
00:17:08,307 --> 00:17:09,994
حالتون چطوره دوشیزه بوردن؟

217
00:17:10,312 --> 00:17:11,736
« آنچه در ادامه می‌آید، مستقیماً از متن برداشته شده است»

218
00:17:11,761 --> 00:17:12,761
یکم سرگیچه دارم

219
00:17:13,448 --> 00:17:17,011
ظاهراً اثر دارویی که
پزشک به من دادن هنوز نرفته

220
00:17:17,035 --> 00:17:20,914
می‌تونید وقایع امروز رو به یاد بیارید؟

221
00:17:21,396 --> 00:17:23,648
می‌تونید به یاد بیارید؟ -
بله -

222
00:17:24,524 --> 00:17:25,734
بدون شک

223
00:17:31,058 --> 00:17:38,058


224
00:17:44,813 --> 00:17:48,662
امروز صبح حال همه بد بود، حتی خود من

225
00:17:49,985 --> 00:17:53,756
دیشب مقداری اره‌ماهی و
خوراک گوشت گوسفند خوردیم

226
00:17:53,794 --> 00:17:55,503
که ظاهراً فاسد شده بودن

227
00:18:00,370 --> 00:18:02,330
به همراه چند صدف نامرغوب

228
00:18:06,001 --> 00:18:11,256
،دایی‌ام، جان مورس، با ما شام نخورد
برای همین بیمار نشد

229
00:18:12,924 --> 00:18:16,803
حوالی صبح از خونه بیرون رفت تا
به دیدن یکی از آشنایانش در وودز کورنر بره

230
00:18:22,910 --> 00:18:26,913
حدود ساعت هشت دوباره بیدار شدم و
احساس بهتری داشتم

231
00:18:26,938 --> 00:18:30,233
من و مادام بوردن مشغول گردگیری مختصری شدیم

232
00:18:31,902 --> 00:18:34,463
ببخشید... فرمودید گردگیری!؟

233
00:18:34,487 --> 00:18:35,840
بله

234
00:18:35,864 --> 00:18:37,407
ایده‌ی خودم بود

235
00:18:37,949 --> 00:18:41,745
به نظرم هیچی مثل گردگیری
نمی‌تونه دل و روده‌ی به‌هم‌ریخته رو آرام کنه

236
00:18:46,208 --> 00:18:48,644
تصمیم گرفتم به شهر برم و

237
00:18:48,668 --> 00:18:51,856
،یادمـه که مادام بوردن داشت
روبالشی‌های تمیز رو

238
00:18:51,880 --> 00:18:54,317
روی تخت اتاق مهمان
در طبقه‌ی بالا می‌انداخت و

239
00:18:54,341 --> 00:18:56,027
:ازش پرسیدم

240
00:18:56,051 --> 00:18:58,196
همه‌چی مرتبـه مادام بوردن؟

241
00:18:58,220 --> 00:18:59,679
:و ایشون گفتن

242
00:19:00,255 --> 00:19:03,902
همین الان یه نامه از یکی از
دوستان بیمارم دریافت کردم

243
00:19:03,933 --> 00:19:06,620
،حالش خیلی بده
حالش اصلاً خوب نیست

244
00:19:10,649 --> 00:19:12,859
‫نگفت این دوستش کیه؟

245
00:19:14,861 --> 00:19:16,261
‫نگفت

246
00:19:18,615 --> 00:19:20,092
‫وقتی از خونه بیرون می‌رفتم،

247
00:19:20,116 --> 00:19:23,429
‫یادمـه شنیدم مادام بوردن
‫سرِ مگی داد زد

248
00:19:23,453 --> 00:19:26,891
‫مگی! می‌خوام همه‌ی
‫پنجره‌ها رو تمیز کنی

249
00:19:26,915 --> 00:19:29,018
‫«هم از داخل و هم از بیرون»

250
00:19:29,042 --> 00:19:31,729
‫توی شهر، از جلوی
‫فروشگاه سارجنت رد شدم و

251
00:19:31,753 --> 00:19:35,382
‫دیدم پارچه‌ی کالیکو رو حراج گذاشتن،
‫متری هشت سنت

252
00:19:35,882 --> 00:19:38,194
‫به همین خاطر با عجله برگشتم خونه
‫که به مگی بگم

253
00:19:38,218 --> 00:19:39,779
‫باورش نمی‌شد

254
00:19:39,803 --> 00:19:41,614
‫«گفتی متری هشت سنت؟»

255
00:19:41,638 --> 00:19:45,618
‫گفتم: «آره، هشت سنت.
‫باورت میشه؟»

256
00:19:45,642 --> 00:19:48,120
‫اون گفت: «بیا بریم چند متر بخریم»

257
00:19:48,144 --> 00:19:51,189
‫من هم گفتم: «اول می‌خوام
‫چندتا دستمال‌جیبی اتو کنم»

258
00:19:51,898 --> 00:19:54,067
‫چرا می‌خواستی دستمال‌جیبی‌هات رو اتو کنی؟

259
00:19:55,151 --> 00:19:56,551
‫به نظرم این کار آرامش‌بخشـه

260
00:19:58,613 --> 00:20:02,051
‫ولی خیلی طول کشید تا اتو داغ بشه

261
00:20:02,075 --> 00:20:04,887
‫واسه همین مشغول خوندن
‫مجله‌ی هارپرز شدم

262
00:20:04,911 --> 00:20:08,307
‫بعدش از آشپزخونه صدای در زدن شنیدم،

263
00:20:08,331 --> 00:20:11,894
‫فکر کردم شاید پدر باشه،
‫پس گفتم...

264
00:20:11,918 --> 00:20:13,562
‫پدر، تویی؟

265
00:20:13,586 --> 00:20:18,526
‫شنیدم که پدر داد زد:
‫«چرا این در قفلـه؟»

266
00:20:18,550 --> 00:20:20,300
‫بعدش شنیدم که مگی گفت...

267
00:20:20,301 --> 00:20:21,993
‫«پوف!»

268
00:20:22,387 --> 00:20:24,764
‫باعث شد خنده‌ام بگیره.
‫به نظرم خیلی بامزه بود.

269
00:20:25,348 --> 00:20:29,269
‫در حالی که از پله‌ها می‌رفتم طبقه‌ی پایین
‫تا به پدرم خوش‌آمد بگم، می‌خندیدم

270
00:20:30,020 --> 00:20:32,456
‫بدوبدو رفتی پایین؟

271
00:20:32,480 --> 00:20:33,880
‫بله

272
00:20:36,151 --> 00:20:39,338
‫گفتی داشتی اتو رو توی
‫آشپزخونه گرم می‌کردی

273
00:20:39,362 --> 00:20:41,114
‫آشپزخونه که پایینـه

274
00:20:44,534 --> 00:20:45,934
‫نه

275
00:20:46,119 --> 00:20:48,431
‫من بالا توی اتاقم بودم

276
00:20:48,455 --> 00:20:49,807
‫«پوف!»

277
00:20:49,831 --> 00:20:51,231
‫پوف؟

278
00:20:52,292 --> 00:20:55,521
‫به پدر کمک کردم کفش‌هاش رو در بیاره

279
00:20:55,545 --> 00:20:56,945
‫«ممنون، لیزی»

280
00:20:57,839 --> 00:20:59,859
‫«چه... دختر خوبی»

281
00:20:59,883 --> 00:21:03,195
‫اینم از دمپایی‌ها و کت پشمی‌ات، پدر

282
00:21:03,219 --> 00:21:05,930
‫«می‌خوام همینجا یه چُرتی بزنم»

283
00:21:07,015 --> 00:21:09,476
‫می‌خوای پرده‌ها رو بکِشم؟

284
00:21:10,018 --> 00:21:11,418
‫«لطف می‌کنی»

285
00:21:16,900 --> 00:21:18,300
‫اوه!

286
00:21:18,651 --> 00:21:21,172
‫می‌خواستم دوشنبه برم ماهیگیری

287
00:21:21,196 --> 00:21:23,531
‫میرم چندتا وزنه‌ی ماهیگیری پیدا کنم

288
00:21:24,240 --> 00:21:27,035
‫همون موقع بود که صدای ناله شنیدم

289
00:21:29,704 --> 00:21:31,104
‫ناله؟

290
00:21:31,539 --> 00:21:32,939
‫بله

291
00:21:33,041 --> 00:21:36,086
‫فریاد نبود، وگرنه
‫با عجله می‌رفتم به سمت صدا

292
00:21:37,087 --> 00:21:41,192
‫صدای یه ناله‌ی بلند از داخل خونه اومد

293
00:21:41,216 --> 00:21:44,636
‫همون موقع بود که دیدم در بیرونی بازه

294
00:21:52,936 --> 00:21:56,398
‫با خودم گفتم «لابد پدر بیدار شده»

295
00:21:58,233 --> 00:22:00,151
‫وقتی اومدم داخل...

296
00:22:07,367 --> 00:22:10,036
‫اونجا بود که دیدم پدرم به قتل رسیده

297
00:22:10,620 --> 00:22:14,225
‫پس جنازه‌ی مادرت رو بعدش پیدا کردی؟

298
00:22:14,249 --> 00:22:15,649
‫اون مادرم نیست

299
00:22:17,127 --> 00:22:18,586
‫نامادریمـه

300
00:22:20,547 --> 00:22:22,132
‫مادرم وقتی خیلی کوچیک بودم فوت کرد

301
00:22:23,550 --> 00:22:24,950
‫ولی نه

302
00:22:26,511 --> 00:22:28,805
‫من و مگی بعداً جسدش رو پیدا کردیم

303
00:22:34,018 --> 00:22:36,146
دوشیزه بوردن، ممنون بابت اظهارات‌تون

304
00:22:36,646 --> 00:22:39,149
‫اگه از یه چیز مطمئن شده باشیم...

305
00:22:40,525 --> 00:22:42,610
‫این دختر کاملاً بیگناهـه

306
00:22:47,198 --> 00:22:49,260
‫خدا خیرت بده، دوشیزه بوردن

307
00:22:49,284 --> 00:22:50,845
‫بیگناه مثل یه طفل معصوم

308
00:22:50,869 --> 00:22:53,013
‫هار هار هار!

309
00:22:53,037 --> 00:22:54,890
‫پلیس‌های کیری!

310
00:22:54,914 --> 00:22:57,709
‫مرسی که اینقدر کسخل تشریف دارید!

311
00:22:58,501 --> 00:22:59,812
‫دیدی؟

312
00:22:59,836 --> 00:23:02,064
‫نگفتم؟

313
00:23:02,088 --> 00:23:04,066
‫پلیس‌های لعنتی

314
00:23:04,090 --> 00:23:06,861
‫واسه همین نباید ازشون بترسی

315
00:23:06,885 --> 00:23:08,487
‫من یکی که اصلاً نمی‌ترسم

316
00:23:08,511 --> 00:23:10,865
‫آره لعنتی

317
00:23:10,889 --> 00:23:12,289
‫پیتزا رسید!

318
00:23:15,768 --> 00:23:19,540
‫♪ سالگردت مبارک ♪

319
00:23:19,564 --> 00:23:22,251
‫شلبی، بیخیال.
‫می‌دونی که آهنگش این نیست.

320
00:23:22,275 --> 00:23:26,088
‫♪ سالگردت مبارک ♪

321
00:23:26,112 --> 00:23:28,573
‫شلبی، بس کن!
‫لعنت بهت!

322
00:23:33,745 --> 00:23:36,307
‫خدایا! یعنی... من دوستت دارما...

323
00:23:36,331 --> 00:23:39,810
‫ولی می‌دونی که بدم میاد متن آهنگی رو
‫عوض کنی و بخونی

324
00:23:39,834 --> 00:23:41,729
‫باشه، شرمنده، یادم رفته بود

325
00:23:41,753 --> 00:23:43,213
‫مشکلی نیست

326
00:23:44,672 --> 00:23:47,509
‫بذارش زمین.
‫فقط مواظب جنازه‌ها باش.

327
00:23:48,968 --> 00:23:50,237
‫چی گفتی؟!

328
00:23:50,261 --> 00:23:51,661
‫گفتم...

329
00:23:52,096 --> 00:23:55,558
‫پیتزا رو بذار بین ننه‌بابای لیزی

330
00:23:57,810 --> 00:23:59,687
‫عزیزم، هیچی اینجا نیست

331
00:24:07,111 --> 00:24:09,006
‫اوه

332
00:24:09,030 --> 00:24:10,430
‫لعنتی

333
00:24:12,534 --> 00:24:16,639
‫ولی مگه نگفتی که اونا
‫جنازه‌ها رو برگردوندن اینجا؟

334
00:24:16,663 --> 00:24:18,665
‫- چرا
‫- آره، پس ادامه‌اش رو بخون

335
00:24:21,417 --> 00:24:22,817
‫ایناهاشش

336
00:24:23,002 --> 00:24:29,442
‫اون شب، جسدها رو
‫روی میز غذاخوری گذاشتن و

337
00:24:29,466 --> 00:24:32,720
‫تا سه روز بعد همونجا موندن

338
00:24:51,030 --> 00:24:53,241
‫لیزی توی خونه تنها خوابید،

339
00:24:53,783 --> 00:24:57,161
‫در حالی که اجساد تکه‌تکه‌شده
‫ساکت روی میز افتاده بودن

341
00:25:23,646 --> 00:25:25,398
‫حقت این نبود

342
00:25:29,152 --> 00:25:31,154
‫نمی‌دونم حقت چی بود

343
00:25:34,741 --> 00:25:36,492
‫ولی این نبود

344
00:25:56,346 --> 00:25:58,348
‫ولی تو...

345
00:25:59,891 --> 00:26:02,894
‫باید ضربات بیشتری بهت می‌زدم

346
00:26:05,146 --> 00:26:06,546
‫کونده

347
00:26:11,000 --> 00:26:14,590
‫اما کم‌کم انگشت اتهام به سمت
‫لیزی بوردن نشونه رفت

348
00:26:14,614 --> 00:26:16,717
‫نه! نه، لطفاً بذارید بیام اونجا.
‫خواهش می‌کنم!

349
00:26:16,741 --> 00:26:17,926
‫حق ندارید!

350
00:26:17,950 --> 00:26:20,912
‫تصمیم گرفتن اجساد رو کالبدشکافی کنن

351
00:26:21,454 --> 00:26:23,831
‫تا محتویات معده‌شون رو بررسی کنن

352
00:26:25,416 --> 00:26:26,685
‫اینجا رو باش

353
00:26:26,709 --> 00:26:31,255
‫کارآگاه‌ها عزاداری ِلیزی توی مراسم
‫خاکسپاری رو باورپذیر نمی‌دونستن

354
00:26:33,341 --> 00:26:35,802
‫پس اونا جسد والدینش رو بردن

355
00:26:40,473 --> 00:26:42,701
‫و سرشون رو قطع کردن

356
00:26:42,725 --> 00:26:44,953
‫- چه غلطا؟
‫- می‌دونم

357
00:26:44,977 --> 00:26:47,956
‫پزشک قانونی می‌خواست نگاه
‫دقیق‌تری به جراحت‌ها بندازه،

358
00:26:47,980 --> 00:26:53,212
‫بنابراین سرها رو به هاروارد برد و با
‫جوشوندن، بافت‌های گوشتی رو جدا کرد

359
00:26:53,236 --> 00:26:56,215
‫تا مشخص بشه چه مدل تبری
‫به کار رفته بوده و

360
00:26:56,239 --> 00:26:59,659
‫چند ضربه وارد شده و این چیزها

361
00:27:00,993 --> 00:27:04,122
‫داشت کار برای لیزی بوردن
‫سخت‌تر و سخت‌تر می‌شد

362
00:27:10,503 --> 00:27:11,903
‫ببخشید، عزیزم

363
00:27:12,422 --> 00:27:14,316
‫بدجور خسته‌ام، خب؟
‫باید برم بخوابم

364
00:27:14,340 --> 00:27:16,926
‫می‌دونم، می‌دونم. یه عالمه خوندی

365
00:27:19,387 --> 00:27:22,807
‫این بهترین سالگردی بود که
‫تابحال داشتم، شلبی

366
00:27:23,933 --> 00:27:25,333
‫دوستت دارم

367
00:27:26,811 --> 00:27:28,211
‫الان برمی‌گردم

368
00:27:28,604 --> 00:27:30,231
‫باید برم بشاشم

369
00:28:26,370 --> 00:28:27,770
‫سلام؟

370
00:28:31,626 --> 00:28:33,026
‫کی اونجاست؟

371
00:29:29,892 --> 00:29:31,477
‫یا خدا

372
00:29:34,063 --> 00:29:35,463
‫لیزی

373
00:29:36,232 --> 00:29:37,859
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

374
00:29:40,695 --> 00:29:42,095
‫من...

375
00:29:43,906 --> 00:29:48,077
‫نمی‌دونم. گمونم همیشه...
‫یکی از طرفدارهات بودم

376
00:29:49,912 --> 00:29:54,083
‫از وقتی هم داستانت رو شنیدم
‫ازت خوشم اومده

377
00:29:58,170 --> 00:30:00,006
‫داستانم رو از کجا می‌دونی؟

378
00:30:02,049 --> 00:30:03,926
‫تو لیزی بوردن هستی

379
00:30:05,553 --> 00:30:06,953
‫مشهوری

380
00:30:08,598 --> 00:30:09,998
‫مشهور؟

381
00:30:10,141 --> 00:30:11,541
‫آره

382
00:30:11,726 --> 00:30:13,311
‫تو...

383
00:30:15,396 --> 00:30:19,442
‫زنی هستی که
‫نذاشتی کسی بهت زور بگه

384
00:30:21,444 --> 00:30:22,844
‫نه

385
00:30:23,362 --> 00:30:25,656
‫کاری رو کردی که لازم بود

386
00:30:27,199 --> 00:30:29,177
‫کاری که کردی خشن بود،

387
00:30:29,201 --> 00:30:33,122
‫اگه هم شباهتی به من داشته باشی،
‫مطمئنم برات لذت‌بخش نبوده

388
00:30:34,790 --> 00:30:36,190
‫ولی تو...

389
00:30:36,918 --> 00:30:41,172
‫تقریباً مجبور شدی انجامش بدی و
‫بعدش اون کار رو کردی

390
00:30:42,173 --> 00:30:43,716
‫تو آدم کُشتی؟

391
00:30:45,551 --> 00:30:46,951
‫آره

392
00:30:49,096 --> 00:30:51,265
‫پدر و نامادریت رو؟

393
00:30:52,391 --> 00:30:53,791
‫نه

394
00:30:55,770 --> 00:30:57,170
‫یعنی

395
00:30:57,772 --> 00:30:59,273
‫کاش می‌کُشتم

396
00:31:03,235 --> 00:31:04,779
‫کل خانواده‌ام رو

397
00:31:06,489 --> 00:31:07,889
‫تک‌تک‌شون رو

398
00:31:08,783 --> 00:31:12,119
‫یا کتکم می‌زدن، یا بهم تجاوز می‌کردن

399
00:31:19,251 --> 00:31:20,651
‫برادرم

400
00:31:27,843 --> 00:31:29,512
‫حتی پدربزرگم

401
00:31:31,389 --> 00:31:33,641
‫بابابزرگ کیری‌ام بهم تجاوز کرد

402
00:31:36,310 --> 00:31:39,438
‫بعد منِ احمق می‌خواستم خودم رو بکُشم

403
00:31:41,107 --> 00:31:43,418
‫به شکم خودم شلیک کردم

404
00:31:43,442 --> 00:31:46,696
‫در حالی که باید اون مادرسگ‌ها رو می‌کُشتم

405
00:31:48,656 --> 00:31:50,759
‫حتی یکی‌شون رو هم نکُشتم

406
00:31:50,783 --> 00:31:54,954
‫اما تک‌تکشون حقشون بود یه گلوله وسط
‫دهنِ کثیف‌شون خالی بشه

407
00:31:55,496 --> 00:31:56,896
‫ببخشید

408
00:31:59,959 --> 00:32:01,460
‫یا بدتر

409
00:32:04,588 --> 00:32:06,090
‫کی رو کُشتی؟

410
00:32:06,674 --> 00:32:08,300
‫خب...

411
00:32:10,970 --> 00:32:12,930
‫اکثرشون جَلَب‌ بودن

412
00:32:13,556 --> 00:32:14,956
‫جَلَب؟

413
00:32:18,310 --> 00:32:19,770
‫چطوری بگم...

414
00:32:20,730 --> 00:32:22,606
‫چطوری منظورم رو برسونم؟

415
00:32:24,108 --> 00:32:25,735
‫من تن‌فروشی می‌کنم

416
00:32:27,737 --> 00:32:29,137
‫جنده هستم

417
00:32:31,699 --> 00:32:33,099
‫فاحشه

418
00:32:34,118 --> 00:32:37,556
‫مردهایی هم که بهشون تن‌فروشی می‌کنم،
‫بعضی‌هاشون بد نیستن،

419
00:32:37,580 --> 00:32:41,959
‫ولی بعضی‌هاشون خیلی بی‌ناموس و
‫چندش‌آور هستن

420
00:32:43,294 --> 00:32:48,132
‫از حرومزادگی‌شون هر چی بگم کم گفتم

421
00:32:50,092 --> 00:32:54,847
‫بعد از کاری هم که با من کردن، حس می‌کنم
‫لایق زندگی کردن نیستن

422
00:32:59,351 --> 00:33:03,040
‫اما کینه‌ام فقط از اون جَلَب‌ها نبود

423
00:33:03,064 --> 00:33:04,940
‫از همه‌چیز و همه‌کس شاکی بودم

424
00:33:06,734 --> 00:33:08,319
‫از هر کسی که بهم زخم زده بود

425
00:33:09,528 --> 00:33:11,572
‫مثل آشغال باهام رفتار کرده بود

426
00:33:15,451 --> 00:33:16,851
‫و...

427
00:33:18,829 --> 00:33:20,581
‫بهم تجاوز کردن

428
00:33:24,627 --> 00:33:27,046
‫مجبور کردن از خیرِ بچه‌ام بگذرم

429
00:33:36,222 --> 00:33:38,891
‫من هم با خودم گفتم «خیلی‌خب،

430
00:33:40,976 --> 00:33:44,105
‫اما این عروسکِ جنسی‌تون
‫میگه گور بابای همه‌تون»

431
00:33:45,815 --> 00:33:47,566
‫عین خودت

432
00:33:49,318 --> 00:33:51,862
‫گفتی «گور باباتون»

433
00:33:52,363 --> 00:33:57,076
‫باید خودم سینه سپر کنم، چون هیچ
‫بی‌ناموس دیگه‌ای قرار نیست به دادم برسه

434
00:34:00,287 --> 00:34:02,081
‫واسه همینـه که خیلی دوستت دارم

435
00:34:05,626 --> 00:34:07,026
‫دوستم داری؟

436
00:34:16,804 --> 00:34:19,181
‫من تو رو درک می‌کنم، لیزی بوردن

437
00:34:22,601 --> 00:34:24,103
‫ازت هم ممنونم

438
00:35:05,895 --> 00:35:07,295
‫لی؟

439
00:35:23,370 --> 00:35:24,770
‫لی؟

440
00:35:42,932 --> 00:35:44,808
‫عجیب‌غریب بود

441
00:35:51,732 --> 00:35:53,132
‫انگار واقعی بود

442
00:35:54,902 --> 00:35:56,796
‫بهم نگو که دیوونه‌ام، شلبی

443
00:35:56,820 --> 00:35:58,220
‫نمیگم

444
00:35:58,906 --> 00:36:00,658
‫با هم درد دل کردیم

445
00:36:02,451 --> 00:36:06,014
‫چقدر حس خوبی داره
‫با یکی حرف بزنی که درکت می‌کنه

446
00:36:06,038 --> 00:36:08,165
‫به نظرم محتاجِ یه دوست بود

447
00:36:08,666 --> 00:36:10,066
‫آره

448
00:36:10,918 --> 00:36:12,336
‫خیلی‌خب...

449
00:36:13,128 --> 00:36:15,381
‫باید حدوداً یک ساعت دیگه بریم، پس...

450
00:36:16,632 --> 00:36:18,968
‫قبلش باید یه چیزی رو ببینم

451
00:36:20,594 --> 00:36:21,994
‫بیا

452
00:36:35,943 --> 00:36:37,528
‫خودشـه

453
00:36:40,072 --> 00:36:42,408
‫این همون لونه‌ی پرنده‌هاست

454
00:36:48,872 --> 00:36:50,272
‫لیزی؟

455
00:37:08,225 --> 00:37:10,227
‫گمونم بهتره من برم

456
00:37:11,979 --> 00:37:13,379
‫فعلاً

457
00:37:15,983 --> 00:37:17,568
‫از پسش بر میای

458
00:37:19,194 --> 00:37:20,821
‫هیچ ردی به جا نذاشتیم

459
00:37:22,614 --> 00:37:24,575
‫اگه داستان‌مون رو عوض نکنیم

460
00:37:26,785 --> 00:37:28,579
‫مشکلی پیش نمیاد

461
00:37:34,960 --> 00:37:36,420
‫قول میدی؟

462
00:37:41,633 --> 00:37:43,033
‫آره

463
00:37:50,184 --> 00:37:51,852
‫نمی‌خوام بری

464
00:37:58,901 --> 00:38:00,301
‫فکر کن

465
00:38:01,153 --> 00:38:04,049
‫وقتی پول رو بگیریم،
‫می‌تونیم با هم زندگی کنیم

466
00:38:04,073 --> 00:38:05,473
‫من و تو

467
00:38:07,951 --> 00:38:09,745
‫می‌تونیم با همدیگه باشیم

468
00:38:29,056 --> 00:38:30,724
‫باهام می‌رقصی؟

469
00:38:33,519 --> 00:38:34,919
‫واسه آخرین بار؟

470
00:38:45,114 --> 00:38:46,514
‫آره

471
00:41:01,041 --> 00:41:02,751
‫« آیلین ورنوس، فلوریدا »

472
00:41:02,835 --> 00:41:05,504
‫« تخت‌خواب راحت بود!
‫صاحب‌خونه زنی سلیطه‌ایـه! »

473
00:41:56,847 --> 00:41:59,558
دوشیزه بوردن، با کمال تأسف باید
‫به اطلاع‌تون برسونم که بازداشتید

474
00:42:00,809 --> 00:42:02,996
‫می‌تونیم بهتون مهلت بدیم تا
‫وسایل‌تون رو جمع کنید

475
00:42:03,020 --> 00:42:04,956
‫ولی باید با ما بیاید

476
00:42:04,980 --> 00:42:06,380
‫مشکلی نیست

477
00:42:07,065 --> 00:42:08,465
‫قبلاً وسایلم رو جمع کردم

478
00:43:04,000 --> 00:43:24,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

