﻿1
00:00:02,946 --> 00:00:10,875
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,900 --> 00:00:11,943
‫اسمت رو نپرسیدم

3
00:00:12,039 --> 00:00:14,223
‫- الن مکنزی
‫- منم برایانم

4
00:00:14,390 --> 00:00:15,725
‫جیکوب بهش قول داد که

5
00:00:15,750 --> 00:00:17,393
‫مجبور نیست تن به ازدواج بده

6
00:00:17,418 --> 00:00:18,894
‫و همه می‌دونن که خودش هم
‫دلش نمی‌خواد

7
00:00:18,919 --> 00:00:21,243
‫بانو الن قراره به عقد مالکوم گرنت در بیاد

8
00:00:21,268 --> 00:00:23,079
‫وعده‌ی سکه به یعقوبی‌خواه‌ها دادی؟

9
00:00:23,104 --> 00:00:24,579
‫با خودت چه فکری کردی؟

10
00:00:24,604 --> 00:00:26,946
‫این پولِ گرنت‌هاست که
‫تو داری باهاش قمار می‌کنی!

11
00:00:26,971 --> 00:00:29,588
‫تو پیشنهاد وصلت رو به خاندان گرنت بده

12
00:00:29,613 --> 00:00:32,104
‫و شاید بتونیم
‫هوای هم رو داشته باشیم

13
00:00:32,167 --> 00:00:34,076
‫با شوهرم برای تعطیلات به ارتفاعات اومدیم

14
00:00:34,243 --> 00:00:36,315
‫- جولیا!
‫- تو رو به ما فروختن

15
00:00:36,340 --> 00:00:37,538
‫و دیگه اینجا موندگاری

16
00:00:37,563 --> 00:00:39,098
‫ارباب دیگه حوصله‌ی

17
00:00:39,123 --> 00:00:41,120
‫این جست‌وجوی بیهوده‌ات رو نداره
‫و منم ندارم

18
00:00:41,145 --> 00:00:42,460
‫- می‌خواید بکشمش؟
‫- هنوز نه

19
00:00:42,626 --> 00:00:44,003
‫ولی بیشتر مراقبش باش

20
00:00:44,028 --> 00:00:45,896
‫یه راهی برای به‌هم‌زدن
‫این نامزدی پیدا می‌کنم

21
00:00:45,921 --> 00:00:48,124
‫- به جون خودم قسم
‫- با هم پیدا می‌کنیم

22
00:00:48,296 --> 00:00:49,732
‫شنیدی خانم پورتر؟

23
00:00:49,757 --> 00:00:51,600
‫جولیا از من بارداره

24
00:00:51,625 --> 00:00:53,350
‫این بچه‌ی من و هنریـه

25
00:00:53,375 --> 00:00:55,334
‫وقتی سرنوشت مملکت‌مون به خطر بیفته،

26
00:00:55,359 --> 00:00:56,615
‫فرزندت رسالت خودش رو به انجام می‌رسونه

27
00:00:56,640 --> 00:00:58,810
‫پس پیشگویی درست از آب دراومد

28
00:00:58,835 --> 00:01:00,550
‫این بچه پادشاه آینده‌ست

29
00:01:00,575 --> 00:01:01,911
‫مگه من ارباب این قبیله نیستم؟

30
00:01:01,936 --> 00:01:03,607
‫من فرمانده‌ی جنگم، نه یه بچه!

31
00:01:03,632 --> 00:01:05,943
‫این پارچه مال قبیله‌ی فریزرهاست.
‫نکنه با هم پیوند زناشویی بستید؟

32
00:01:05,968 --> 00:01:07,985
‫تو پسر سایمون فریزری؛

33
00:01:08,152 --> 00:01:11,142
‫دشمن قسم‌خورده‌ی جیکوب سرخ‌مو. می‌کُشنت

34
00:01:11,489 --> 00:01:12,649
‫اسمش رو ویلیام گذاشتم

35
00:01:12,674 --> 00:01:13,657
‫هم‌اسم پدربزرگم

36
00:01:13,824 --> 00:01:15,993
‫تو صاحبِ قلب و روح من هستی

37
00:01:16,160 --> 00:01:17,369
‫الن فرار کرده

38
00:01:17,495 --> 00:01:20,330
‫برو برادرم رو پیدا کن. الان بیشتر
‫از همیشه به مهارت‌هاش نیاز داریم.

39
00:01:20,355 --> 00:01:21,081
‫منو قال گذاشتی؟

40
00:01:24,543 --> 00:01:25,895
‫ندیدی اون شیفته‌ی مفلوک

41
00:01:25,920 --> 00:01:28,068
‫از کدوم طرف رفت؟

42
00:01:28,093 --> 00:01:29,106
‫شورش یعقوبی‌خواه‌ها؟

43
00:01:29,131 --> 00:01:30,591
‫نادیده گرفتن این فراخوان برابره با مرگِ حتمی

44
00:01:30,616 --> 00:01:33,081
‫- من کنارت می‌مونم
‫- هنری، تو باید بری

45
00:01:33,106 --> 00:01:36,263
‫قلبم همیشه پیش شماست،
‫پیش تو، ویلیام و کلیر

46
00:01:51,278 --> 00:01:52,071
‫اینجا کجاست؟

47
00:01:52,488 --> 00:01:54,865
دارالمجانین اینورنس

48
00:01:55,407 --> 00:01:56,575
‫من دکتر پریمن هستم

49
00:01:56,992 --> 00:01:58,536
‫اسمت رو یادتـه؟

50
00:02:10,214 --> 00:02:12,466
‫هنری گرنت. هنری گرنت

51
00:02:14,385 --> 00:02:15,970
‫زنم کجاست؟

52
00:02:16,470 --> 00:02:17,721
‫پسرم کجاست؟

53
00:02:17,888 --> 00:02:19,932
‫وقتی پیدات کردن، هیچ‌کسِ دیگه‌ای
‫همراهت نبود

54
00:02:20,349 --> 00:02:22,601
‫من… ای وای

55
00:02:24,353 --> 00:02:26,689
‫نه، نه. نه، باید برم

56
00:02:27,106 --> 00:02:28,691
‫نه… باید نجات‌شون بدم

57
00:02:28,858 --> 00:02:31,067
‫این تنگ‌پوش رو فقط محض احتیاط تنت کردیم

58
00:02:31,360 --> 00:02:32,653
‫گروهبانی که آوردت اینجا

59
00:02:32,778 --> 00:02:34,280
‫نگران بود به خودت یا دیگران

60
00:02:34,405 --> 00:02:37,199
‫آسیب بزنی ولی ببینیم چی میشه

61
00:02:41,579 --> 00:02:44,957
‫یادت میاد چطور از اینجا
‫سر در آوردی آقای گرنت؟

62
00:02:46,166 --> 00:02:47,126
‫نه

63
00:02:48,252 --> 00:02:49,503
‫ولی نمی‌تونم اینجا بمونم

64
00:02:49,670 --> 00:02:51,422
‫نمی‌تونم اینجا بمونم

65
00:02:51,589 --> 00:02:54,341
‫ضربه‌ی ناجوری به سرت خورده

66
00:02:54,508 --> 00:02:56,552
‫- و شونه‌ت هم زخمی شده
‫- چی؟

67
00:02:57,094 --> 00:02:59,346
‫توی بهداری زخم‌هات رو بخیه زدن

68
00:03:00,264 --> 00:03:02,391
‫ولی باید تحت نظر باشی

69
00:03:03,225 --> 00:03:05,102
‫احتمالاً ضربه مغزی شده باشی

70
00:03:06,353 --> 00:03:07,313
‫آخه من اینجا چیکار می‌کنم؟

71
00:03:08,063 --> 00:03:10,399
‫ظاهراً توی دشت‌های اطراف پیدات کردن

72
00:03:10,566 --> 00:03:13,485
‫انگار صاف از وسط نبرد
‫بنوک‌بورن بیرون اومده بودی

73
00:03:13,944 --> 00:03:17,031
‫و مثل جنگجوهای ارتفاعات رفتار می‌کردی

74
00:03:18,324 --> 00:03:20,576
‫می‌خواستی از بهداری فرار کنی

75
00:03:21,160 --> 00:03:23,287
‫حرف‌های نگران‌کننده‌ای می‌زدی

76
00:03:24,204 --> 00:03:25,414
‫مجبور شدن بهت آرام‌بخش بزنن

77
00:03:26,665 --> 00:03:29,668
‫اون چراغ… با برق کار می‌کنه

78
00:03:31,420 --> 00:03:32,421
‫بله

79
00:03:36,175 --> 00:03:39,511
‫من نباید اینجا باشم. اینجا جای من نیست

80
00:03:39,678 --> 00:03:42,139
‫- مدام همینو تکرار می‌کنی
‫- چی؟

81
00:03:42,306 --> 00:03:44,266
‫- می‌دونی امروز چندمه؟
‫- آم…

82
00:03:44,850 --> 00:03:46,602
‫اصلاً می‌دونی الان چه سالیـه؟

83
00:03:46,769 --> 00:03:48,896
‫سالِ…

84
00:03:49,063 --> 00:03:50,272
‫سال ۱۷۱۵

85
00:03:50,439 --> 00:03:52,590
‫نه… ۱۹۱۵

86
00:03:53,108 --> 00:03:56,320
‫می‌دونی الان کی نخست‌وزیره؟

87
00:03:58,155 --> 00:04:00,082
‫استنلی بالدوین. نه، بونار لاو

88
00:04:00,107 --> 00:04:02,034
‫چمی… چمی‌دونم

89
00:04:02,201 --> 00:04:03,702
‫الان سال ۱۹۲۴ئـه

90
00:04:04,703 --> 00:04:06,956
‫و نخست‌وزیرمون رمزی مک‌دونالده

91
00:04:09,583 --> 00:04:12,461
‫باید برم جولیا رو پیدا کنم. جونش در خطره

92
00:04:12,628 --> 00:04:14,713
‫جولیا کیه؟

93
00:04:17,299 --> 00:04:18,550
‫زنمـه

94
00:04:19,840 --> 00:04:29,840
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

95
00:04:29,864 --> 00:04:39,864
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

96
00:05:37,041 --> 00:05:41,001
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

97
00:05:41,025 --> 00:05:49,025
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

98
00:05:53,920 --> 00:05:58,020
‫« کریگ‌نادون، سال ۱۷۱۵»

99
00:06:02,821 --> 00:06:04,448
‫یعنی چی؟

100
00:06:04,615 --> 00:06:06,075
‫چرا کار نمی‌کنه؟

101
00:06:16,543 --> 00:06:17,461
‫عجله کنید

102
00:06:17,878 --> 00:06:18,754
‫یالا!

103
00:06:20,756 --> 00:06:22,508
‫برو. هنری، فقط برو

104
00:06:22,674 --> 00:06:23,717
‫محالـه تنهات بذارم

105
00:06:26,804 --> 00:06:27,846
‫خیلی‌خب

106
00:06:28,013 --> 00:06:29,932
‫برو عقب!
‫جلوتر نیا!

107
00:06:30,099 --> 00:06:31,266
‫وگرنه چی میشه؟

108
00:06:31,433 --> 00:06:33,018
‫بلایی سر این زن و بچه‌ش میاری؟

109
00:06:33,185 --> 00:06:34,770
‫تو رو خدا دست از سرمون بردار

110
00:06:34,937 --> 00:06:36,246
‫بلایی سرش نمیارم، به خدا قسم

111
00:06:36,271 --> 00:06:38,398
‫تو با گرنت‌ها عهد استوار و محکمی بستی

112
00:06:38,816 --> 00:06:40,484
‫موظفی که برگردی به قبیله

113
00:06:40,609 --> 00:06:41,693
‫و منم موظفم که برت گردونم

114
00:06:42,027 --> 00:06:43,529
‫مرگ تنها راه گریز از این عهده

115
00:07:31,702 --> 00:07:32,828
‫هنری

116
00:07:40,169 --> 00:07:41,461
‫کجا رفت؟

117
00:07:48,719 --> 00:07:50,721
‫بزدلِ لعنتی!

118
00:07:50,888 --> 00:07:52,181
‫پیداش می‌کنیم!

119
00:07:57,144 --> 00:07:58,687
‫پس تو زنِ لووات هستی؟

120
00:07:59,354 --> 00:08:02,691
‫آره. بله

121
00:08:05,027 --> 00:08:06,986
‫این مشاور بدبخت خیال می‌کرده

122
00:08:07,011 --> 00:08:08,655
‫تو جولیا بیچامپی

123
00:08:09,198 --> 00:08:10,365
‫حتی خیال می‌کنه بچه هم از خودشـه

124
00:08:10,532 --> 00:08:13,452
‫خب خدا رو شکر که شما به دادمون رسیدی

125
00:08:17,164 --> 00:08:18,457
‫دیگه نگران چیزی نباش

126
00:08:19,833 --> 00:08:21,543
‫الان برت می‌گردونیم پیش شوهرت

127
00:08:22,836 --> 00:08:24,129
‫ممنونم

128
00:08:32,054 --> 00:08:33,096
‫بیا

129
00:09:28,860 --> 00:09:31,363
‫اگه ارباب‌ها حکم کنن که باید بری جنگ…

130
00:09:33,198 --> 00:09:34,658
‫بازم برمی‌گردی پیش خودم

131
00:09:35,909 --> 00:09:37,035
‫یه لحظه هم شک نکن

132
00:09:38,245 --> 00:09:39,705
‫تو مالِ منی

133
00:09:40,455 --> 00:09:41,623
‫و من مال تو

134
00:09:44,418 --> 00:09:46,169
‫مگه جای من جایی جز کنار توئه؟

135
00:09:52,426 --> 00:09:55,846
‫و یه روزی وقتی تمام این ماجراها تموم شد…

136
00:09:57,597 --> 00:09:59,016
‫صاحب یه تیکه زمین

137
00:09:59,641 --> 00:10:00,726
‫و یه خونه نقلی میشیم

138
00:10:01,351 --> 00:10:02,561
‫لبریز از شور و زندگی‌ای

139
00:10:02,728 --> 00:10:04,646
‫که قراره با هم بسازیم

140
00:10:09,526 --> 00:10:11,737
‫حاضرم جونم رو بدم ولی
‫ذره‌ای به حرف‌هات شک نکنم

141
00:10:13,780 --> 00:10:16,366
‫ولی آخه جنگ بی‌رحم و ناعادلانه‌ست

142
00:10:16,533 --> 00:10:18,452
‫اگه حتی جنگ منو از تو بگیره،

143
00:10:18,618 --> 00:10:20,912
‫بازم نمی‌ذارم همه وجودم رو با خودش ببره

144
00:10:22,831 --> 00:10:23,957
‫اگه خدا بخواد،

145
00:10:24,541 --> 00:10:26,793
‫یه تیکه از وجودم رو بهت میدم
‫تا همراهت باشه

146
00:12:28,790 --> 00:12:30,208
یه زندگی در کنار تو

147
00:12:32,377 --> 00:12:33,420
‫خدا

148
00:12:35,630 --> 00:12:37,174
‫یه تیکه زمین برای کار کردن

149
00:12:38,383 --> 00:12:41,344
‫چندتا بچه‌ی شیطون جیغ‌جیغو

150
00:12:45,015 --> 00:12:46,391
‫با همین‌ها خوشبختم

151
00:12:47,934 --> 00:12:49,436
‫منم فقط همین‌ها رو می‌خوام

152
00:12:51,730 --> 00:12:53,857
‫تو از سر زمین برمی‌گردی خونه

153
00:12:54,941 --> 00:12:59,196
‫و منم به بچه‌ها غر می‌زنم تا
‫خاک لباس‌هاشون رو بتکونن

154
00:12:59,446 --> 00:13:01,364
‫و موقع شام‌خوردن آروم بگیرن

155
00:13:10,499 --> 00:13:12,250
‫شاید خیلی‌ها بگن یه زندگی معمولیـه

156
00:13:15,587 --> 00:13:16,838
‫بذار هرچی می‌خوان بگن

157
00:13:21,426 --> 00:13:22,928
‫زندگی خودمونـه

158
00:13:32,354 --> 00:13:34,523
‫الن، تو خودت مثل یه شعری

159
00:13:36,149 --> 00:13:39,611
‫ولی بعید می‌دونم به‌خاطر حرف‌هام

160
00:13:39,636 --> 00:13:41,596
‫عاشقم شده باشی

161
00:13:43,516 --> 00:13:44,699
‫نه

162
00:13:48,119 --> 00:13:49,287
‫این روح توئـه

163
00:13:52,374 --> 00:13:53,833
‫که با روح من صحبت می‌کنه

164
00:13:55,335 --> 00:13:58,713
‫اونم به زبانی که شاید فقط فرشته‌ها بلد باشن

165
00:14:14,271 --> 00:14:16,356
‫برایان، الن

166
00:14:17,732 --> 00:14:20,110
‫نیروهای مکنزی توی جنگل کمین کردن

167
00:14:20,944 --> 00:14:22,487
‫- باید از اینجا بریم
‫- باشه

168
00:14:22,612 --> 00:14:23,738
‫هر چی سریع‌تر بهتر

169
00:14:26,000 --> 00:14:27,000
دی

170
00:14:27,000 --> 00:14:28,000
جی

171
00:14:28,000 --> 00:14:29,000
مو

172
00:14:29,000 --> 00:14:30,000
ویز

173
00:14:30,912 --> 00:14:32,706
‫دنبال منن، نه شما

174
00:14:33,582 --> 00:14:34,791
‫حاضرم بمیرم ولی دستشون به تو نرسه

175
00:14:34,958 --> 00:14:35,959
‫منم از همین می‌ترسم

176
00:14:36,835 --> 00:14:39,784
‫این راهیـه که انتخاب کردیم
‫و تنها زندگی‌ایه که سهم خودمونـه

177
00:14:39,809 --> 00:14:41,381
‫این مال قبل از آتش زدن صلیب‌ها بود

178
00:14:41,881 --> 00:14:43,383
‫تو با اربابت عهد بستی

179
00:14:43,550 --> 00:14:45,218
‫- باید بری پیشش
‫- گور بابای عهدی که بستم

180
00:14:45,802 --> 00:14:47,596
‫برای من فقط عهدی که با تو بستم مهمـه

181
00:14:47,762 --> 00:14:48,972
‫باید عجله کنیم

182
00:14:49,097 --> 00:14:50,515
‫اگه گیرتون بیارن، کار جفت‌تون تمومـه

183
00:14:51,349 --> 00:14:53,685
‫ولی من در امانم چون مکنزی‌ام

184
00:14:54,060 --> 00:14:55,478
‫منو برمی‌گردونن لیوخ

185
00:14:56,021 --> 00:14:57,022
‫برادرهام از دستم عصبانی میشن ولی…

186
00:14:57,147 --> 00:14:58,356
‫کتکت می‌زنن الن

187
00:14:58,523 --> 00:14:59,983
‫شاید بزنن ولی تو در هر صورت باید

188
00:15:00,108 --> 00:15:02,527
‫با شمشیر و تفنگ کنار دستت بخوابی

189
00:15:03,403 --> 00:15:05,989
‫ترجیح میدی مثل یه سرباز با دشمنت بجنگی

190
00:15:06,406 --> 00:15:07,991
‫یا تا ابد با خفت یه فراری بمونی؟

191
00:15:10,160 --> 00:15:12,412
‫تو مرد شریفی هستی برایان فریزر

192
00:15:13,163 --> 00:15:14,581
‫روح والایی داری

193
00:15:15,373 --> 00:15:18,418
‫و ته دلت می‌دونی بیشتر از هر چیز

194
00:15:18,443 --> 00:15:19,861
‫دلیل عشق من به تو همینـه

195
00:15:28,136 --> 00:15:29,512
‫عهدی که باهم بستیم رو یادت نره

196
00:15:32,057 --> 00:15:34,517
‫کمتر از یه سال و یه روز
وقت داریم تا ازدواج کنیم

197
00:15:37,145 --> 00:15:39,045
‫در پیشگاه خدا همسرم میشی

198
00:15:49,949 --> 00:15:50,742
‫آره

199
00:15:54,162 --> 00:15:55,789
‫ولی اول باید بری جنگ

200
00:15:57,707 --> 00:15:58,625
‫منم جنگِ خودم رو دارم

201
00:16:00,919 --> 00:16:02,045
‫بعدش

202
00:16:03,171 --> 00:16:05,632
‫دیگه هیچی نمی‌تونه ما رو از هم جدا کنه

203
00:16:20,021 --> 00:16:21,481
‫باور کن این به نفعتـه دوستِ من

204
00:16:43,503 --> 00:16:44,879
‫باورم نمیشه مُرده

205
00:16:46,548 --> 00:16:47,590
‫چه روزِ تلخی

206
00:16:48,216 --> 00:16:50,510
‫از صمیم قلب بهتون تسلیت میگیم

207
00:16:50,677 --> 00:16:52,387
‫- خدا رحمتش کنه
‫- آمین

208
00:16:52,554 --> 00:16:53,930
‫یه نفر باید تقاصش رو پس بده

209
00:16:54,055 --> 00:16:56,015
‫حرف قبیله‌ام هم همینـه

210
00:16:56,182 --> 00:16:58,226
‫و فکر می‌کنم برای همه روشنـه که تقصیر کیه

211
00:16:58,393 --> 00:16:59,728
‫و ممکنه بفرمایید

212
00:17:01,062 --> 00:17:02,397
‫مقصر کیه؟

213
00:17:02,522 --> 00:17:05,859
‫همون خواهر دمدمی مزاج و سنگدلِ شما

214
00:17:05,984 --> 00:17:07,902
‫شما الان داغدارید آقای گرنت

215
00:17:08,778 --> 00:17:10,155
‫مثل همه‌ی ما

216
00:17:10,280 --> 00:17:12,615
‫بهتره حرفی نزنیم که
‫بعداً باعث پشیمونی‌مون شه

217
00:17:12,782 --> 00:17:15,493
‫چطور ممکنه الن ارتباطی با

218
00:17:15,518 --> 00:17:16,619
‫مرگ برادرزاده‌تون داشته باشه؟

219
00:17:16,786 --> 00:17:18,788
‫اون اینجا نبوده و خودت هم خوب می‌دونی

220
00:17:19,497 --> 00:17:21,458
‫افراد من همین الان دارن دنبالش می‌گردن

221
00:17:22,375 --> 00:17:24,002
‫همه می‌دونن که وقتی آقای گرنت جواب رد شنید

222
00:17:24,127 --> 00:17:25,545
‫دلش شکست

223
00:17:25,712 --> 00:17:27,297
‫مطمئنم که همه هم شاهد بودیم

224
00:17:27,464 --> 00:17:30,300
‫بعد از عروسی خواهرش حسابی مست کرده بود

225
00:17:30,425 --> 00:17:32,135
‫شاید از جایی افتاده باشه

226
00:17:35,430 --> 00:17:36,723
‫از کجا؟ افتاده روی خنجر خودش؟

227
00:17:38,183 --> 00:17:42,604
‫یه خان‌زاده‌ی گرنت هیچ‌وقت به‌خاطر یه دختر

228
00:17:42,771 --> 00:17:45,064
‫این‌جوری حیثیتش رو به باد نمیده

229
00:17:45,231 --> 00:17:46,983
‫یعنی اونقدر مست بوده

230
00:17:47,150 --> 00:17:49,194
‫که توی این قلعه

231
00:17:49,360 --> 00:17:50,862
‫کلاً عقل و هوشش رو از دست داده؟

232
00:17:51,905 --> 00:17:53,031
‫منو خر فرض کردید

233
00:17:53,198 --> 00:17:54,924
‫الان داری ما رو به چه جرمی متهم می‌کنی؟

234
00:17:54,949 --> 00:17:58,374
‫مردم به‌خاطر عشق
‫کارهای احمقانه‌تری هم می‌کنن

235
00:17:58,536 --> 00:17:59,412
‫درسته

236
00:18:05,376 --> 00:18:06,836
‫حالا کی جانشینش میشه؟

237
00:18:08,296 --> 00:18:09,798
‫آره، حق با برادرمـه

238
00:18:09,964 --> 00:18:12,675
‫مرگ مالکوم جوان منفعت زیادی برات داره

239
00:18:13,218 --> 00:18:14,511
‫منو به چی متهم می‌کنید؟

240
00:18:14,677 --> 00:18:16,800
‫نمی‌خواد واسه ما ادای
‫آدم‌های خشمگین رو در بیاری

241
00:18:16,825 --> 00:18:18,640
‫چطور جرئت می‌کنی حیثیت منو زیر سوال ببری؟

242
00:18:18,807 --> 00:18:19,974
‫می‌خوای از حیثیت بگی؟

243
00:18:20,141 --> 00:18:22,685
‫صلیب‌ها رو آتیش زدن. جنگ نزدیکه

244
00:18:22,811 --> 00:18:25,563
‫توی برائمار گفتی مدافع یعقوبی‌هایی

245
00:18:25,730 --> 00:18:28,650
‫خانواده‌های ما چه بخوایم چه نخوایم،
‫متحدن

246
00:18:28,817 --> 00:18:30,443
‫و باید اختلاف‌هامون رو کنار بذاریم

247
00:18:30,568 --> 00:18:33,404
‫هرچند من موضع گرنت‌ها رو اعلام کردم

248
00:18:33,429 --> 00:18:36,762
‫ولی اون قضیه مربوط به زمان
‫ریاست برادرزاده‌م بر خاندان بوده

249
00:18:37,408 --> 00:18:41,290
‫صرفاً می‌خواستم محکش بزنم ببینم
‫توی روم وایمیسته یا نه

250
00:18:41,315 --> 00:18:42,931
‫ارباب جدید این حق رو داره

251
00:18:42,956 --> 00:18:44,759
‫که از حامیان پادشاه بشه

252
00:18:44,784 --> 00:18:47,126
‫تا زمانی که جانشین انتخاب بشه،

253
00:18:47,293 --> 00:18:48,336
‫خودت اربابی

254
00:18:48,503 --> 00:18:49,838
‫بله ظاهراً همینطوره

255
00:18:51,589 --> 00:18:54,050
‫پس توی میدون جنگ می‌بینمت

256
00:18:54,217 --> 00:18:56,803
‫البته اگر تصمیم بگیریم وارد جنگ بشیم

257
00:18:58,513 --> 00:19:01,057
‫شاید اون روز تو رو در
‫کنار ارباب خاندان ببینم

258
00:19:02,809 --> 00:19:05,311
‫خب به‌خاطر خیر و صلاح هر دو طایفه

259
00:19:06,187 --> 00:19:07,063
‫امیدوارم که همین‌طور باشه

260
00:19:07,605 --> 00:19:10,066
‫به‌خاطر خیر و صلاح هر دو طایفه

261
00:19:10,233 --> 00:19:13,319
‫بهتره این بحث رو تموم کنیم

262
00:19:13,486 --> 00:19:14,404
‫درسته

263
00:19:15,071 --> 00:19:18,575
‫و در پایان فکر می‌کنم که همه قبول داریم

264
00:19:18,741 --> 00:19:22,887
‫مرگ برادرزاده‌تون مصیبتی هولناک بوده

265
00:19:28,543 --> 00:19:31,629
‫بانو مکنزی، لطفاً برگردید اتاق‌تون

266
00:19:31,654 --> 00:19:32,856
‫این اتفاق شوک بزرگی براتون بوده

267
00:19:32,881 --> 00:19:34,215
‫می‌خوام برادرم رو ببینم

268
00:19:34,382 --> 00:19:36,801
مگه میشه نذارن ببینمش؟

269
00:19:38,219 --> 00:19:39,721
‫خدای من

270
00:19:41,097 --> 00:19:42,432
‫مالکومِ بیچاره‌ی من

271
00:19:42,891 --> 00:19:43,892
‫مورا

272
00:19:46,519 --> 00:19:47,896
‫مگه ندیدی؟

273
00:19:48,229 --> 00:19:51,107
‫حتی یه پنجره هم باز نشده

274
00:19:51,274 --> 00:19:53,234
‫ساعت‌ها رو هم از کار ننداختن

275
00:19:53,359 --> 00:19:56,821
‫چرا آداب و رسوم سوگواری رو به‌جا نمیارن؟

276
00:19:56,946 --> 00:19:59,198
‫خودم میگم همه کارها انجام بشه دخترجان

277
00:19:59,324 --> 00:20:00,658
‫می‌خوام ببرمش خونه

278
00:20:00,825 --> 00:20:02,452
‫ببخشید که به این زودی باید تنهات بذارم

279
00:20:02,477 --> 00:20:03,786
‫ولی چاره‌ای ندارم

280
00:20:03,811 --> 00:20:05,480
‫پس من باید اینجا با زن‌ها سَر کنم

281
00:20:07,081 --> 00:20:09,500
‫مکنزی‌ها به سزای کارشون می‌رسن

282
00:20:10,043 --> 00:20:12,337
‫ولی باید صبور باشی

283
00:20:12,795 --> 00:20:14,797
‫اول باید برادرت رو دفن کنم

284
00:20:15,506 --> 00:20:16,382
‫بهم قول بده

285
00:20:16,549 --> 00:20:18,051
‫وقتی جنگ تموم شد

286
00:20:18,676 --> 00:20:21,179
‫مراسم خاکسپاری درخور شأنش برگزار کنیم

287
00:20:21,346 --> 00:20:22,263
‫قول میدم

288
00:20:23,431 --> 00:20:25,224
‫و تا اون موقع باید دست‌به‌دعا بشیم
‫که آقای باگ

289
00:20:25,391 --> 00:20:26,768
‫اون مشاور لعنتی رو پیدا کنه

290
00:20:26,935 --> 00:20:28,436
‫تا من پشتوانه حقوقی لازم

291
00:20:28,603 --> 00:20:30,563
‫برای رهبری قبیله داشته باشم

292
00:20:31,606 --> 00:20:34,692
‫و رسماً ارباب قبیله بشم

293
00:20:38,696 --> 00:20:40,615
‫منو از اتفاقات اینجا بی‌خبر نذار

294
00:20:52,460 --> 00:20:53,878
‫اینجا! بانو اینجاست!

295
00:20:56,714 --> 00:20:58,716
‫کیلب! اون بالاست!

296
00:20:58,883 --> 00:21:01,594
‫- برید سراغش!
‫- یالا!

297
00:21:22,865 --> 00:21:24,033
‫بانو الن

298
00:21:25,159 --> 00:21:27,161
‫کیلب، لازم نیست بیشتر از این بگردی

299
00:21:28,997 --> 00:21:31,040
‫دیگه می‌تونی منو برگردونی لیوخ

300
00:21:32,291 --> 00:21:33,668
‫بارها گفتی جونِ همسر

301
00:21:33,835 --> 00:21:35,211
‫و پسرت در خطره

302
00:21:35,378 --> 00:21:36,546
‫بیا هر اطلاعاتی داریم

303
00:21:36,713 --> 00:21:38,464
‫به پلیس بدیم

304
00:21:38,631 --> 00:21:40,466
‫تا بتونن پیداشون کنن. موافقی؟

305
00:21:40,633 --> 00:21:42,343
‫گفتم که. خودم باید برم دنبالشون

306
00:21:42,468 --> 00:21:44,512
‫پلیس نمی‌تونه پیداشون کنه

307
00:21:44,679 --> 00:21:45,722
‫چطور مگه؟

308
00:21:46,014 --> 00:21:47,181
‫بلایی سرشون آوردی؟

309
00:21:47,348 --> 00:21:48,599
‫نه. معلومه که نه

310
00:21:49,225 --> 00:21:50,810
‫می‌دونم پیش خودت میگی طرف دیوونه‌ست ولی…

311
00:21:51,561 --> 00:21:54,063
‫آقای گرنت، به‌نظر من شما دیوانه نیستی

312
00:21:54,981 --> 00:21:57,567
‫صرفاً مردی هستی که رنج زیادی کشیده

313
00:21:58,443 --> 00:22:01,195
‫و سزاوار هر فرصتی برای بهبودی هستی

314
00:22:03,740 --> 00:22:04,949
‫پلیس

315
00:22:05,283 --> 00:22:06,617
‫لطف کرده

316
00:22:07,201 --> 00:22:08,870
‫و اجازه داده اینو پیش خودم نگه دارم

317
00:22:09,454 --> 00:22:10,038
‫البته فعلاً

318
00:22:11,289 --> 00:22:14,459
‫تا بتونم عمق فاجعه‌ای که
‫برات اتفاق افتاده رو نشونت بدم

319
00:22:14,876 --> 00:22:16,794
‫و بفهمی چقدر به کمک نیاز داری

320
00:22:16,961 --> 00:22:19,047
‫این چاقو توی شونه‌ت بود

321
00:22:19,630 --> 00:22:22,091
‫شانس آوردی جراحت وخیمی نبود

322
00:22:22,425 --> 00:22:23,634
‫چی شد که چاقو خوردی؟

323
00:22:23,760 --> 00:22:25,595
‫انتظار داری چی بهت بگم؟

324
00:22:26,429 --> 00:22:29,265
‫می‌خوام قبول کنی که

325
00:22:29,682 --> 00:22:30,767
‫به کمک نیاز داری

326
00:22:34,103 --> 00:22:35,730
‫اگه نظر منو بخوای

327
00:22:36,314 --> 00:22:37,528
‫احتمالاً هنوز

328
00:22:37,899 --> 00:22:39,692
‫علائم موج‌گرفتگی

329
00:22:40,443 --> 00:22:41,235
‫و روان‌نژندی داری

330
00:22:41,402 --> 00:22:43,112
‫این شرایط ممکنه باعث
‫توهمات و باورهای واهی بشه

331
00:22:43,654 --> 00:22:45,364
‫و آدم رو زمین‌گیر کنه

332
00:22:47,325 --> 00:22:50,286
‫کابوس دیدن. حتی در بیداری

333
00:22:52,038 --> 00:22:55,291
‫به‌نظرم توی یه دنیای خیالی زندگی می‌کنی

334
00:22:55,875 --> 00:22:57,668
‫که ساخته‌ی ذهن خودتـه

335
00:22:59,378 --> 00:23:01,005
‫سال ۱۷۱۵

336
00:23:02,215 --> 00:23:03,925
‫ولی تو توی نبرد شریف‌مویر

337
00:23:04,092 --> 00:23:05,843
‫با یعقوبی‌ها نجنگیدی

338
00:23:06,385 --> 00:23:10,223
‫تو توی جبهه غربی خدمت کردی،
‫حوالی سال ۱۹۱۵

339
00:23:15,103 --> 00:23:18,147
‫آخه هیچ‌چیزش با عقل جور در نمیاد

340
00:23:21,067 --> 00:23:23,736
‫یه‌وقتایی مجبوریم روایت‌های
‫ساختگی به خودمون قالب کنیم

341
00:23:24,946 --> 00:23:27,865
‫تا با واقعیت‌های تلخ کنار بیایم

342
00:23:31,119 --> 00:23:32,411
‫ولی الان…

343
00:23:33,913 --> 00:23:37,083
‫باید واقعیت رو از خیال جدا کنیم

344
00:24:18,457 --> 00:24:19,458
‫ممنونم

345
00:24:35,016 --> 00:24:36,559
‫تقصیر تو نبود، بالاک

346
00:24:46,068 --> 00:24:48,487
‫حتماً خیلی بهت سخت گذشته دخترجان

347
00:24:49,822 --> 00:24:51,324
‫واقعاً خیلی برات ناراحتم

348
00:24:53,034 --> 00:24:54,243
‫دروغ چرا؟

349
00:24:54,744 --> 00:24:56,162
‫هرچند خودخواهانه‌ست ولی دیدنِ دوباره‌ی

350
00:24:56,329 --> 00:24:58,289
‫صورتِ این کوچولو باعث خوشحالیـه

351
00:24:59,123 --> 00:25:00,333
‫و همینطور دیدن خودت

352
00:25:01,167 --> 00:25:03,377
‫امیدوارم به‌خاطر ما خیلی عذاب نکشیده باشی

353
00:25:03,502 --> 00:25:05,504
‫مخصوصاً الان که همه‌ی اون زحمت‌ها
‫بیهوده بود

354
00:25:05,671 --> 00:25:07,215
‫خودت رو ناراحت نکن، دختر

355
00:25:09,967 --> 00:25:11,093
‫ببخشید هنوز از راه نرسیدی آوردمت اینجا

356
00:25:11,844 --> 00:25:13,638
‫لووات تا اسب‌ها رو دید

357
00:25:13,804 --> 00:25:15,806
‫گفت هردوتون رو فوراً ببرم پیشش

358
00:25:34,659 --> 00:25:36,953
‫سرورم، ما برگشتیم

359
00:25:39,997 --> 00:25:42,792
‫- بده پسرم رو ببینم
‫- حالتون خوبه؟

360
00:25:44,085 --> 00:25:45,169
‫بالاکِ بیچاره رو هم دیدم

361
00:25:45,336 --> 00:25:46,629
‫امیدوارم خیلی بهش سخت نگرفته باشید

362
00:25:47,296 --> 00:25:49,966
‫حریف اون گرنت فاسد نشد

363
00:25:50,883 --> 00:25:52,677
‫- پسرم رو بده به من
‫- لطفاً منو ببخشید

364
00:25:52,843 --> 00:25:55,179
‫واقعاً شوکه شدم

365
00:25:57,265 --> 00:25:58,766
‫بلایی سرش نیومده؟

366
00:25:58,933 --> 00:26:02,186
‫نه ولی باید استراحت کنه

367
00:26:02,353 --> 00:26:05,314
‫- پس اگه اجازه بدید…
‫- من پدرشم

368
00:26:18,619 --> 00:26:19,662
‫دِوینا

369
00:26:20,997 --> 00:26:21,914
‫حواست به سایمون باشه

370
00:26:42,560 --> 00:26:45,479
‫اون مشاور منفور اذیتت کرد؟

371
00:26:48,858 --> 00:26:50,860
‫اشک‌هات رو پاک کن عزیزکم

372
00:26:51,902 --> 00:26:54,363
‫این لطف رو در حقت می‌کنم
‫و تو رو دوباره به عنوان همسرم می‌پذیرم

373
00:26:54,697 --> 00:26:57,867
‫وای نه. بهم تعرض نشده

374
00:26:58,534 --> 00:27:00,619
‫فقط خوشحالم که برگشتم خونه

375
00:27:01,871 --> 00:27:03,414
‫رز انگلیسی قشنگم

376
00:27:04,498 --> 00:27:06,292
‫خوشحالم گلبرگ‌های صورتی ظریفت

377
00:27:06,459 --> 00:27:08,753
‫دست‌نخورده باقی مونده

378
00:27:10,296 --> 00:27:11,672
‫به شکوفه‌ی خوشبوت محتاجم

379
00:27:11,839 --> 00:27:14,091
‫گرمای تنت رو می‌خوام

380
00:27:15,634 --> 00:27:17,428
‫سرورم، شما مستی

381
00:27:17,595 --> 00:27:19,055
‫چه انتظاری داشتی؟

382
00:27:20,181 --> 00:27:22,725
‫با اون صلیب‌های لعنتی اعلان جنگ دادن

383
00:27:23,184 --> 00:27:25,603
‫زنم و وارثم رو دزدیدن و بُردن

384
00:27:26,187 --> 00:27:30,608
‫پسر عوضی حرومزاده‌م هم که غیبش زده

385
00:27:31,025 --> 00:27:33,361
‫اون برایان نره‌خر کدوم قبرستونیه؟

386
00:27:33,486 --> 00:27:34,904
‫سرورم، باید از این بابت خوشحال باشید

387
00:27:35,071 --> 00:27:37,281
‫پیشگو از چنین روزهایی خبر داده بود

388
00:27:37,448 --> 00:27:39,492
‫و گفته بود شما در نهایت پیروز میشید

389
00:27:40,451 --> 00:27:42,078
‫البته که شما هم میری میدون جنگ و می‌جنگی

390
00:27:45,081 --> 00:27:46,290
‫سرباز نیاز دارم

391
00:27:46,957 --> 00:27:49,418
‫هرچند با اوضاع و احوالی که الان دارم

392
00:27:49,585 --> 00:27:50,836
‫همراه‌کردنشون…

393
00:27:52,254 --> 00:27:53,798
‫کار راحتی نیست

394
00:27:58,928 --> 00:28:01,680
‫ولی قصدم همینه، بله

395
00:28:01,847 --> 00:28:05,518
‫وای، از تصور شما

396
00:28:05,643 --> 00:28:07,186
‫توی لباس سربازی دلم غنج میره

397
00:28:07,937 --> 00:28:10,439
‫چقدر با اون کت نو و براق
‫جذاب می‌شید

398
00:28:12,108 --> 00:28:15,152
‫اجازه بده همسر وظیفه‌شناسی باشم

399
00:28:15,945 --> 00:28:17,238
‫و برای رفتن آماده‌ات کنم

400
00:28:18,572 --> 00:28:21,325
‫اول برات یه فنجون چای گرم درست می‌کنم

401
00:28:21,492 --> 00:28:23,160
‫تا از مستی بیرون بیای

402
00:28:24,328 --> 00:28:27,206
‫و حالت جا بیاد و روحت آروم بگیره

403
00:28:35,548 --> 00:28:36,757
‫بسیارخب

404
00:28:41,720 --> 00:28:42,930
‫به خونه خوش اومدی

405
00:29:07,037 --> 00:29:08,664
‫الهی بمیرم

406
00:29:09,290 --> 00:29:12,418
‫گرنت‌ها هنری رو کشتن؟

407
00:29:14,086 --> 00:29:16,589
‫وای خدا رو شکر که بهمون رحم کرد

408
00:29:27,683 --> 00:29:30,478
‫تا خودِ کریگ‌نادون تعقیب‌مون کردن

409
00:29:33,481 --> 00:29:35,608
‫- تا دایره سنگی؟
‫- اوهوم

410
00:29:37,568 --> 00:29:39,653
‫یا خودِ خدا!

411
00:29:42,448 --> 00:29:43,449
‫چی شده؟

412
00:29:46,994 --> 00:29:48,454
‫جرئت ندارم حدسم رو به زبون بیارم

413
00:29:48,621 --> 00:29:51,457
‫چون می‌ترسم نفرینم کنی یا
‫بیناییم رو ازم بگیری

414
00:29:54,084 --> 00:29:54,960
‫دِوینا جان!

415
00:29:55,127 --> 00:29:56,921
‫تو فکر می‌کنی من آدم ساده‌لوحی‌ام، دختر

416
00:29:57,671 --> 00:30:00,174
‫ولی از همون لحظه اولی
‫که دیدمت فهمیدم با کی طرفم

417
00:30:00,299 --> 00:30:03,010
‫موهات به طرز غیرطبیعی‌ای کوتاهـه

418
00:30:03,135 --> 00:30:05,012
‫لباس‌های عجیب پوشیده بودی
و شیوه‌ی حرف زدنت هم غریب بود

419
00:30:05,179 --> 00:30:06,597
‫حتی برای یه انگلیسی

420
00:30:07,014 --> 00:30:10,017
‫دست‌هات هم که مثل ابریشم نرم و لطیفن

421
00:30:10,184 --> 00:30:12,061
‫خدمتکاری که سواد خوندن داره

422
00:30:13,103 --> 00:30:15,523
‫چیزهایی می‌دونی که هیچ زنی نباید بدونه

423
00:30:17,399 --> 00:30:19,318
‫تو از قوم پریانی

424
00:30:28,369 --> 00:30:29,828
‫چشم‌هات رو باز کن، دوینا

425
00:30:35,209 --> 00:30:36,293
‫خواهش می‌کنم

426
00:30:42,424 --> 00:30:44,093
‫من پری نیستم

427
00:30:45,928 --> 00:30:47,346
‫پس یا یه زنِ مکاری

428
00:30:48,347 --> 00:30:49,848
‫یا یه‌جور ساحره

429
00:30:49,974 --> 00:30:51,016
‫نمی‌تونی منکرش بشی

430
00:30:51,850 --> 00:30:55,104
‫تو یه ویژگی نادر و خارق‌العاده داری

431
00:31:03,112 --> 00:31:05,030
‫من از یه زمانِ دیگه اومدم

432
00:31:08,409 --> 00:31:10,160
‫از آینده‌ای که سالیان سال با الان فاصله داره

433
00:31:13,038 --> 00:31:14,582
‫هنری هم همینطور

434
00:31:21,839 --> 00:31:23,382
‫جرج پنجم؟

435
00:31:25,509 --> 00:31:27,094
‫آره، آره

436
00:31:34,184 --> 00:31:37,521
‫اون توی زمانی که من ازش میام پادشاهه

437
00:31:38,564 --> 00:31:39,940
‫سال ۱۹۲۳

438
00:31:43,611 --> 00:31:46,989
خیلی عجیب بود که
توی اولین دیدارمون این حرف رو زدی

439
00:31:47,156 --> 00:31:50,659
‫- آره
‫- همیشه‌ گوشه‌ی ذهنم بوده

440
00:31:57,124 --> 00:31:59,001
‫کاملاً اتفاقی از دلِ اون سنگ‌ها رد شدیم و

441
00:31:59,627 --> 00:32:00,878
‫سر از اینجا درآوردیم

442
00:32:01,045 --> 00:32:03,005
‫تموم این مدت هم
‫داشتیم دست‌وپا می‌زدیم

443
00:32:04,048 --> 00:32:06,634
‫برگردیم پیش دختر نازنین‌مون، کلیر

444
00:32:08,802 --> 00:32:10,721
‫تا اومدیم از میون سنگ‌ها بگذریم،

445
00:32:10,888 --> 00:32:12,723
‫آرچ‌باگ سر رسید و…

446
00:32:13,515 --> 00:32:16,727
‫به هر طریقی بود هنری رد شد،
‫ولی من و این بچه جا موندیم

447
00:32:18,771 --> 00:32:20,147
‫نه می‌دونم چطوری و

448
00:32:21,982 --> 00:32:23,150
‫نه چرا

449
00:32:25,444 --> 00:32:26,654
‫دوینا،

450
00:32:27,655 --> 00:32:29,657
‫اون دختر پنج سالش بیشتر نیست

451
00:32:30,574 --> 00:32:32,826
‫۲۰‏ اکتبر هم

452
00:32:32,993 --> 00:32:34,453
‫میره توی ۶ سالگی و

453
00:32:34,870 --> 00:32:37,581
‫من روز تولدش کنارش نیستم

454
00:32:38,666 --> 00:32:40,292
‫آخه چطوری طاقت بیارم؟

455
00:32:40,709 --> 00:32:42,461
‫اون طفل معصوم چطوری دووم میاره؟

456
00:32:42,628 --> 00:32:45,631
‫پاره‌ی تنمه

457
00:32:45,798 --> 00:32:47,716
‫یه‌تیکه از قلبم…

458
00:32:48,801 --> 00:32:50,386
‫یه‌تیکه از قلبم کَنده شده و

459
00:32:50,552 --> 00:32:52,846
‫می‌ترسم تا ابد این جای خالی پُر نشه

460
00:32:54,848 --> 00:32:56,100
‫اگه نتونم…

461
00:32:56,934 --> 00:32:59,353
‫اگه نتونم دوباره برگردم پیشش، دوینا…

462
00:33:06,110 --> 00:33:09,238
‫خدایا، دستم به‌دامنت

463
00:33:10,656 --> 00:33:13,951
‫خدایا، خداوندا،
هنری رو برسون پیشش

464
00:33:28,340 --> 00:33:31,677
‫آرامش‌خاطر شما در رأس همه‌چیزه، جناب گرنت

465
00:33:32,094 --> 00:33:35,139
‫موفقیت این روند در گرو اینه که
‫عضلاتتون رو شل کنید

466
00:33:35,305 --> 00:33:37,099
‫موفقیت کدوم روند؟

467
00:33:38,559 --> 00:33:40,060
‫نه، نه. وایسید ببینم. دست نگه‌دارید

468
00:33:40,227 --> 00:33:42,396
‫اینا دیگه واسه چیه؟

469
00:33:42,563 --> 00:33:46,483
‫جریان الکتریسیته
‫یکی از مؤثرترین روش‌های معالجه‌ست

470
00:33:46,775 --> 00:33:49,111
‫این یک فرصت استثناییه

471
00:33:50,279 --> 00:33:51,905
‫خب…

472
00:33:52,906 --> 00:33:55,159
‫دقیقاً برای چه کاری؟

473
00:33:55,325 --> 00:33:56,285
نندازیدش بیرون

474
00:33:56,452 --> 00:33:57,661
‫- زبونتون رو گاز می‌گیرید
‫- ها؟

475
00:33:57,828 --> 00:34:00,205
‫برگردید به دورانی که

476
00:34:00,372 --> 00:34:03,625
‫توی جبهه سرباز بودید، خب؟

477
00:34:04,501 --> 00:34:06,920
‫به جنگ فکر کنید

478
00:34:11,467 --> 00:34:14,261
‫واینستید!

479
00:34:15,679 --> 00:34:16,513
‫یالا!

480
00:34:35,073 --> 00:34:37,159
‫سازوکار ذهن انسان پیچیده‌ست

481
00:34:37,659 --> 00:34:39,620
‫باید گام‌به‌گام وضعیت رو بسنجیم

482
00:34:57,429 --> 00:34:59,765
‫وای، واقعاً شرمنده‌، هنری

483
00:35:01,934 --> 00:35:02,893
‫تلاشم رو کردم

484
00:35:05,854 --> 00:35:07,022
‫کولاک کردی

485
00:35:07,481 --> 00:35:08,941
‫نگاه کن آخه. روم…

486
00:35:09,107 --> 00:35:10,526
‫روم نمیشه با این بیام مراسم یادبود

487
00:35:10,692 --> 00:35:12,528
‫قضیه فقط چهارتا گل شقایق و سیم مفتول نیست

488
00:35:13,320 --> 00:35:15,155
‫روز یادبود مختص یادآوریه

489
00:35:16,698 --> 00:35:18,325
با یادآوری‌شون، انگار رفقایی که

490
00:35:18,492 --> 00:35:20,494
اون‌ور جا گذاشتیم رو
‫برمی‌گردونیم به آغوش وطن

491
00:35:24,873 --> 00:35:27,376
‫هر سال که این کت نظامی رو تنت می‌بینم،

492
00:35:28,085 --> 00:35:29,253
‫ذهنم درگیر میشه

493
00:35:33,257 --> 00:35:34,132
‫درگیر چی؟

494
00:35:35,509 --> 00:35:39,054
‫پیش خودم میگم نکنه
‫تلخیِ اون روزها رو

495
00:35:40,222 --> 00:35:41,932
‫برات زنده کنه و

496
00:35:42,683 --> 00:35:44,434
مثل قبل، قلبت رو به درد بیاره

497
00:35:46,186 --> 00:35:47,437
‫معلومه که میاره

498
00:35:51,358 --> 00:35:52,776
‫منتها تا چشمم می‌افته به تو و

499
00:35:53,527 --> 00:35:55,028
‫صدای خنده‌های کلیر رو می‌شنوم،

500
00:35:55,654 --> 00:35:57,656
‫دوباره برمی‌گردم به آغوش خونه

501
00:35:59,157 --> 00:36:00,492
‫جفتتون مایه‌ی آرامش منید

502
00:36:02,619 --> 00:36:03,745
‫آخه…

503
00:36:04,913 --> 00:36:06,665
‫کنار تو که هستم…

504
00:36:07,499 --> 00:36:09,251
‫از غوغای جهان…

505
00:36:12,004 --> 00:36:13,088
‫فارغم

506
00:36:18,427 --> 00:36:19,678
‫هنری

507
00:36:22,097 --> 00:36:23,056
‫بریم

508
00:36:23,348 --> 00:36:24,808
‫بریم تا مراسم شروع نشده

509
00:36:25,350 --> 00:36:27,144
‫کلیر، دردونه‌ی بابا. بیا بریم

510
00:36:27,269 --> 00:36:28,896
‫میشه سریع بری کلاه و پالتوت رو
‫برداری بیاری؟

511
00:36:29,062 --> 00:36:31,231
‫- نوچ!
‫- چی شده مگه؟

512
00:36:32,399 --> 00:36:33,942
‫فلاپی گم شده

513
00:36:35,152 --> 00:36:37,237
‫ای داد بی‌داد

514
00:36:37,404 --> 00:36:38,864
‫وضعیت اضطراریه

515
00:36:38,989 --> 00:36:42,409
‫- فلاپی ترک پست کرده
‫- که این‌طور

516
00:36:42,576 --> 00:36:45,412
‫خب، روی صندلی یا بغل‌دست کتاب‌هاش رو گشتی؟

517
00:36:45,579 --> 00:36:46,788
‫ببین…

518
00:36:46,955 --> 00:36:49,416
‫دفعه‌ی بعدی که خواستیم
‫از شی مورد نظر بخریم،

519
00:36:49,583 --> 00:36:51,043
‫ده‌تا زاپاس هم برمی‌داریم

520
00:36:51,209 --> 00:36:53,253
‫محاله بذاره بدون اون
‫پامون رو از در بذاریم بیرون

521
00:36:53,420 --> 00:36:55,505
‫همین‌جوریش هم به‌قدر کافی دیرمون شده

522
00:37:00,510 --> 00:37:01,678
‫فلاپی کو؟

523
00:37:02,220 --> 00:37:05,641
‫غصه نخور، قربونت برم

524
00:37:06,058 --> 00:37:07,809
‫همین دور و بره

525
00:37:08,685 --> 00:37:10,562
‫توی رختخواب مامان و بابا
‫واسه خودش لالا کرده بود

526
00:37:10,729 --> 00:37:12,147
‫خیلی‌خب

527
00:37:12,272 --> 00:37:14,691
‫همه حاضر و آماده‌ان؟
‫دفعه‌ی دوم طلسم می‌شکنه

528
00:37:14,816 --> 00:37:16,318
‫بدو پالتوت رو تنت کن، دردونه‌ی بابا

529
00:37:16,485 --> 00:37:18,028
‫باید راه بیفتیم

530
00:37:22,574 --> 00:37:23,617
‫کلیر؟

531
00:37:27,037 --> 00:37:29,581
‫وقت نوبت بعدی درمان رسیده، جناب گرنت

532
00:37:38,006 --> 00:37:38,966
‫کلیر؟

533
00:37:42,511 --> 00:37:43,804
‫بابایی!

534
00:37:49,643 --> 00:37:50,686
‫بابایی!

535
00:38:26,847 --> 00:38:28,015
به جنگ فکر کنید

536
00:38:31,184 --> 00:38:32,269
‫جولیا!

537
00:38:34,771 --> 00:38:35,522
‫کلیر؟

538
00:38:40,193 --> 00:38:42,237
‫کلیر!

539
00:38:42,404 --> 00:38:43,822
‫ادامه بدید

540
00:38:49,619 --> 00:38:50,829
‫حاضری؟

541
00:38:55,792 --> 00:38:57,044
‫بریم

542
00:38:58,962 --> 00:39:02,424
‫یه جای کار می‌لنگه. یه چیزی این وسط کمه

543
00:39:02,716 --> 00:39:04,301
‫به چی داشتید فکر می‌کردید؟

544
00:39:05,343 --> 00:39:06,928
‫نمی‌دونم

545
00:39:07,345 --> 00:39:10,557
‫جولیا. جولیا

546
00:39:11,475 --> 00:39:15,729
‫چون نمی‌تونید واقعیت رو هضم کنید،
‫پشت این زن سنگر می‌گیرید

547
00:39:16,146 --> 00:39:18,065
‫باید به هم‌رزم‌هاتون توی گردان فکر کنید…

548
00:39:18,231 --> 00:39:20,525
‫- جولیا
‫- به فجایعی که به‌عینه دیدید

549
00:39:21,860 --> 00:39:23,278
‫پرستار ویلسون، زحمتش رو بکشید

550
00:39:23,445 --> 00:39:26,323
‫- چشم، آقای دکتر
‫- تو رو خدا، خواهش می‌کنم!

551
00:39:26,490 --> 00:39:28,033
‫ولتاژ رو ببرید بالا

552
00:39:28,200 --> 00:39:29,242
‫نه!

553
00:39:29,409 --> 00:39:31,453
‫به نفع خودتونه

554
00:39:31,578 --> 00:39:32,954
‫نه! نه!

555
00:39:58,063 --> 00:39:59,231
‫وای

556
00:39:59,940 --> 00:40:01,316
‫الهی شکرت

557
00:40:02,109 --> 00:40:03,360
‫بالاخره برگشتی خونه

558
00:40:07,072 --> 00:40:08,448
‫شرمنده، مامان

559
00:40:08,615 --> 00:40:09,950
‫باید هم شرمنده باشی

560
00:40:10,075 --> 00:40:11,910
‫از نگرانی نصف‌جون شدم

561
00:40:14,579 --> 00:40:16,623
‫تا چشمم به روی ماهتون می‌افته،
‫همه‌چی یادم میره

562
00:40:20,585 --> 00:40:22,129
‫پدرت احضارت کرده

563
00:40:23,922 --> 00:40:25,423
‫خدا به دادت برسه

564
00:40:26,216 --> 00:40:27,175
‫بیا

565
00:40:39,938 --> 00:40:42,816
‫محض رضای خدا بگو ببینم
‫کدوم گوری بودی تا حالا؟

566
00:40:46,570 --> 00:40:48,864
‫حالا که اینجام، غیرِ اینه؟

567
00:40:50,532 --> 00:40:54,161
‫فوراً دست به‌کار شو
‫برای کارزار نظامی‌مون نیرو جمع کن

568
00:40:56,079 --> 00:40:57,414
‫برای یعقوبی‌ها؟

569
00:40:58,748 --> 00:41:02,169
‫نه، برای اون سگ‌های سرخ‌پوشی که
‫وقتی زمین و القابم رو ازم گرفتن،

570
00:41:02,335 --> 00:41:04,462
‫به ریشم خندیدن

571
00:41:05,672 --> 00:41:07,174
‫پس، کی، پسرجون؟

572
00:41:17,642 --> 00:41:19,519
‫چیزی می‌خوای بگی؟

573
00:41:20,270 --> 00:41:21,813
‫بعد اون‌همه بی‌آبرویی،

574
00:41:22,105 --> 00:41:24,858
‫کسی حاضره پشت‌سرت شمشیر بکشه؟

575
00:41:26,568 --> 00:41:27,736
‫وادارشون می‌کنم

576
00:41:28,904 --> 00:41:31,239
‫به صغیر و کبیر قبیله‌ی فریزر حالی می‌کنم که

577
00:41:31,406 --> 00:41:33,158
‫ارباب برحق این خاک منم؛

578
00:41:33,992 --> 00:41:36,077
‫یگانه مردی که از خاکسترِ تباهی قبیله

579
00:41:36,203 --> 00:41:38,914
‫گنج و عزت به ارمغان میاره

580
00:41:39,039 --> 00:41:41,499
‫تو فقط به فکر عزت خودتی

581
00:41:41,666 --> 00:41:43,251
‫من برای تو و این طایفه می‌جنگم

582
00:41:43,418 --> 00:41:44,544
‫چون فریزرزاده‌ام و

583
00:41:44,878 --> 00:41:46,087
‫سوگند وفاداری خوردم

584
00:41:46,254 --> 00:41:47,339
‫منتها اینو بدون
‫صرفاً به عهدی پایبندم که

585
00:41:47,505 --> 00:41:49,174
‫با تو به‌عنوان ارباب قبیله بستم

586
00:41:50,508 --> 00:41:52,260
‫نه از سر مِهری که
‫یه پسر باید به پدرش داشته باشه

587
00:41:54,930 --> 00:41:57,307
‫خیال کردی قصد و نیتت برام مهمه؟

588
00:41:57,933 --> 00:42:01,102
‫جدیداً زیادی داری خودت رو
‫تحویل می‌گیری، توله

589
00:42:01,811 --> 00:42:04,773
‫جسارتت رو نگه‌دار؛
‫موقع سربازگیری به کارت میاد

590
00:42:04,898 --> 00:42:06,942
‫دستِ خالی برگردی،
‫ننگ خاندان تا ابد رو پیشونیت می‌مونه

591
00:42:07,108 --> 00:42:08,568
‫حالا چه دلت با من باشه چه نباشه

592
00:42:14,407 --> 00:42:16,868
‫آخه این بشر چطوری از گوشت و خون منه؟

593
00:42:19,246 --> 00:42:20,997
‫شما ذاتاً رهبرید

594
00:42:23,708 --> 00:42:26,211
‫همه که از این موهبت‌های الهی

595
00:42:26,378 --> 00:42:27,671
‫بهره‌مند نیستن

596
00:42:31,341 --> 00:42:33,718
‫هرچند، سرورم، کنجکاوم بدونم…

597
00:42:35,971 --> 00:42:39,599
‫برایان چم‌وخم سربازگیری رو بلده یا نه؟

598
00:42:40,934 --> 00:42:43,019
‫حیفه این فرصت سرنوشت‌ساز به باد بره

599
00:42:43,937 --> 00:42:46,022
‫خیلی زشته این‌همه جلال و جبروت

600
00:42:46,189 --> 00:42:47,607
‫با بی‌تجربگی برایان…

601
00:42:48,692 --> 00:42:49,734
‫تضعیف بشه

602
00:42:52,320 --> 00:42:53,446
‫آره

603
00:42:56,783 --> 00:42:58,785
‫آره، واقعاً جای نگرانی داره

604
00:43:00,287 --> 00:43:02,956
‫با اینکه، سرورم،
‫بعد این‌همه چشم‌انتظاری

605
00:43:03,540 --> 00:43:06,626
‫دلم رضا نمیده ازتون جدا بشم،

606
00:43:07,877 --> 00:43:11,423
‫ولی شاید مصلحت این باشه
‫شخصاً همراهش برید

607
00:43:12,299 --> 00:43:14,259
‫تا از نزدیک آداب و رفتار یه فریزر اصیل رو

608
00:43:14,384 --> 00:43:16,303
‫یاد بگیره

609
00:43:34,362 --> 00:43:36,614
‫وای، نامه‌هامون

610
00:43:40,869 --> 00:43:43,580
‫این یکی چیه؟

611
00:43:44,956 --> 00:43:46,583
‫نامه‌ی معشوقه‌ی قبلیته؟

612
00:43:48,835 --> 00:43:49,669
‫نه

613
00:43:50,253 --> 00:43:51,463
‫نه، تلخ‌تر از این حرف‌هاست

614
00:43:54,007 --> 00:43:56,634
‫یادته توی پشندیل می‌خواستم
‫یه پسربچه‌ای رو نجات بدم؟

615
00:43:58,219 --> 00:44:00,597
‫- سرباز صفر چارلتون؟
‫- آره

616
00:44:01,264 --> 00:44:02,599
‫وقتی تموم کرد، با…

617
00:44:03,350 --> 00:44:05,518
‫با خودم گفتم شاید بهتر باشه
‫شخصاً برای مادرش نامه بنویسم و

618
00:44:05,685 --> 00:44:07,354
‫بگم که پسرش چطور با یاد و

619
00:44:07,729 --> 00:44:09,147
‫خاطره‌ی اون جون داد

620
00:44:11,066 --> 00:44:12,484
‫ولی هیچ‌وقت نفرستادیش

621
00:44:14,361 --> 00:44:16,029
‫دلم نیومد

622
00:44:16,196 --> 00:44:18,114
‫نمی‌دونستم تسلای دلش میشه

623
00:44:18,281 --> 00:44:20,825
‫یا نمک روی زخمش

624
00:44:24,079 --> 00:44:25,080
‫خب،

625
00:44:26,581 --> 00:44:28,124
‫بیا همین الان پستش کنیم

626
00:44:29,751 --> 00:44:31,920
‫- بعد این‌همه سال؟
‫- آره

627
00:44:33,129 --> 00:44:36,841
‫درست مثل شقایق‌هایی که
‫از دل مزارع فلاندر دراومدن

628
00:44:43,973 --> 00:44:45,016
‫این…

629
00:44:45,642 --> 00:44:47,185
تکه‌ای از زمان رو ثبت می‌کنه

630
00:44:47,352 --> 00:44:49,229
‫ما که از فردای خودمون بی‌خبریم

631
00:44:49,604 --> 00:44:51,356
‫پس، باید قدر تک‌تک این لحظات رو بدونیم

632
00:44:52,607 --> 00:44:54,275
‫چون با گذر هر ثانیه،

633
00:44:54,984 --> 00:44:57,112
دیگه اون آدم قبلی نیستیم و

634
00:44:58,822 --> 00:45:00,615
‫چه خوبه که این تغییر به‌سمتِ کمال باشه

635
00:45:05,787 --> 00:45:07,205
‫دوستت دارم

636
00:45:18,216 --> 00:45:21,010
‫می‌خوام این لحظه‌ات رو ثبت کنم

637
00:45:26,099 --> 00:45:28,268
‫پس، تو این لحظه با من باش

638
00:45:58,214 --> 00:45:59,257
‫جولیا؟

639
00:46:00,175 --> 00:46:01,593
‫جولیا، کجا غیبت زد؟

640
00:46:02,552 --> 00:46:04,429
‫بسه این حرف‌ها، جناب گرنت

641
00:46:04,596 --> 00:46:06,306
‫کسی جز ما اینجا نیست

642
00:46:26,993 --> 00:46:29,162
‫دا… داشتم دنبالت می‌گشتم

643
00:46:31,581 --> 00:46:34,042
‫عموم جنازه‌ی مالکوم رو برده خونه

644
00:46:37,795 --> 00:46:39,839
‫حقش این نبود

645
00:46:41,674 --> 00:46:42,967
‫آره، شاید نبود

646
00:46:46,471 --> 00:46:49,682
‫می‌دونم تو هم به‌اندازه‌ی من
‫دلت به این وصلت نبود

647
00:46:50,016 --> 00:46:50,934
‫نه

648
00:47:05,323 --> 00:47:06,407
‫ولی…

649
00:47:09,369 --> 00:47:10,703
‫…کاریه که شده

650
00:47:12,205 --> 00:47:14,666
‫من فقط اومدم ببینم روبه‌راهی یا نه

651
00:47:22,507 --> 00:47:23,591
‫کم‌کم

652
00:47:24,676 --> 00:47:25,510
‫آروم می‌گیرم

653
00:47:43,611 --> 00:47:45,989
‫پس، من هم یه‌کم پیشت می‌مونم

654
00:48:02,338 --> 00:48:03,798
‫کشیش اینجاست

655
00:48:03,965 --> 00:48:05,049
‫اگه مایلید می‌تونید
‫باهاشون صحبت کنید، جناب گرنت

656
00:48:05,216 --> 00:48:06,259
‫کـ…

657
00:48:08,261 --> 00:48:09,262
‫کـ…

658
00:48:14,434 --> 00:48:15,393
‫کـ…

659
00:48:16,811 --> 00:48:17,895
‫کـ…

660
00:48:19,731 --> 00:48:20,773
‫کـ…

661
00:48:22,650 --> 00:48:23,651
‫کـ…

662
00:48:24,986 --> 00:48:26,946
‫این حرف دست از سرم برنمی‌داره

663
00:48:27,989 --> 00:48:30,867
‫این تاریخ ۲۰ اکتبر هم…

664
00:48:31,492 --> 00:48:33,453
‫نکنه تاریخ عروسیمه؟

665
00:48:34,495 --> 00:48:35,705
‫باز هم حرف «ک»

666
00:48:36,247 --> 00:48:38,374
‫ک مثل کیک

667
00:48:39,417 --> 00:48:41,377
‫یا مثلاً کریگ‌نادون؟

668
00:48:42,712 --> 00:48:45,882
‫شنیدم همون دور و برها پیداتون کردن

669
00:48:47,133 --> 00:48:49,719
‫از پرستارها شنیدم لای خرت‌وپرت‌هاتون

670
00:48:49,886 --> 00:48:50,887
‫گردن‌آویز قدیس آنتونی بود

671
00:48:52,180 --> 00:48:56,184
‫گفتم شاید یه گپ‌وگفت کوچیک
‫بتونه یه‌خرده آرومتون کنه

672
00:48:56,851 --> 00:48:58,061
‫حرف ک

673
00:48:59,103 --> 00:49:00,521
‫بنده کشیش ویکفیلد هستم

674
00:49:01,981 --> 00:49:03,191
‫ک

675
00:49:06,152 --> 00:49:08,446
‫به خدا اعتقاد دارید، جناب گرنت؟

676
00:49:09,614 --> 00:49:11,949
‫اگه خیال کردید خدا می‌تونه
‫دردی ازم دوا کنه،

677
00:49:12,116 --> 00:49:13,785
‫پس، شما هم باید اینجا بستری شید

678
00:49:27,465 --> 00:49:29,175
‫اینو جولیا داده بهم

679
00:49:30,093 --> 00:49:31,678
‫خانم‌تون؟

680
00:49:34,222 --> 00:49:37,266
‫می‌دونستید ندیده عاشقش شدم؟

681
00:49:39,852 --> 00:49:41,521
‫باورتون میشه، جناب کشیش؟

682
00:49:43,523 --> 00:49:45,608
‫انگار دارم هذیون میگم، نه؟

683
00:49:48,319 --> 00:49:50,279
‫دوران جنگ برای هم نامه می‌نوشتیم

684
00:49:50,863 --> 00:49:52,573
‫خب، بی‌بروبرگرد کارِ تقدیره

685
00:49:53,866 --> 00:49:56,953
‫حتماً دستِ تقدیر بوده یا اراده‌ی خدا که

686
00:49:57,870 --> 00:50:00,415
‫دوتا غریبه این‌طوری راهشون به هم می‌افته و

687
00:50:01,124 --> 00:50:02,750
‫دل به دل هم می‌بندن

688
00:50:04,293 --> 00:50:07,922
‫منتها خدا با یه دست میده و
‫با دستِ دیگه ازت می‌گیره

689
00:50:08,923 --> 00:50:11,426
‫خب، نشونه‌ی خوش‌اقبالی نیست؟

690
00:50:12,427 --> 00:50:14,303
‫یا که تقدیر الهی؟

691
00:50:15,012 --> 00:50:18,099
‫دکتر اجازه داده اگه دوست داشتید
‫از طرف شما، نامه‌ای برای

692
00:50:18,224 --> 00:50:19,392
‫همسرتون بنویسم

693
00:50:22,311 --> 00:50:24,564
‫آره، آره. بنویسید

694
00:50:24,731 --> 00:50:27,942
‫مبادا یادتون بره بنویسید «م‌ب‌ب»

695
00:50:28,484 --> 00:50:30,445
‫آها، بله، مُهرشده با بوسه

696
00:50:30,611 --> 00:50:32,196
‫- بله
‫- چقدر دل‌نشین

697
00:50:32,363 --> 00:50:33,865
‫نامه که تموم شد،
‫پشت پاکت می‌نویسیمش…

698
00:50:34,031 --> 00:50:34,991
‫نه، نه، نه، همین‌جا بنویسید

699
00:50:35,116 --> 00:50:36,325
‫همون گوشه بنویسید

700
00:50:36,451 --> 00:50:38,119
‫این یه نشونه‌ست، نباید یادم بره

701
00:50:38,703 --> 00:50:42,790
‫حرف ک رو هم بنویسید با تاریخ

702
00:50:42,915 --> 00:50:44,751
‫تاریخ ۲۰ اکتبر رو هم بنویسید

703
00:50:44,917 --> 00:50:46,878
‫- تاریخ امروز نیست ها
‫- نه، مهم نیست

704
00:50:47,044 --> 00:50:49,714
‫اینا کمک می‌کنن همه‌چیز یادم بیاد

705
00:50:49,881 --> 00:50:53,092
‫بعدش، حرف چیز رو بنویسید…

706
00:50:53,259 --> 00:50:54,552
‫اسم چیز… بنویسید جولیا

707
00:50:54,677 --> 00:50:55,928
‫حالا زیر… زیر… زیرش…

708
00:50:56,053 --> 00:50:58,931
‫زیرش خط بکشید… بعدش هم بنویسید فریزر

709
00:50:59,098 --> 00:51:02,393
‫لدرز، لدرز و… یه چیز دیگه

710
00:51:02,560 --> 00:51:03,936
‫یه چیزی مربوط به حشره‌ها…

711
00:51:04,061 --> 00:51:05,938
‫چی بود اسمش؟ باگ. بنویسید باگ

712
00:51:06,105 --> 00:51:07,899
‫مهمه. ولی نمی‌دونم چرا

713
00:51:08,399 --> 00:51:12,779
‫با… ماجرای پیشگویی درباره‌ی شاه…

714
00:51:13,321 --> 00:51:15,198
‫تموم بدبختی‌هامون زیر سر همین پیشگوییه، نه؟

715
00:51:15,323 --> 00:51:17,033
‫این هم… این هم بنویسید

716
00:51:17,867 --> 00:51:20,036
‫مردک خیال می‌کنه پسرم وارث تاج‌وتخته

717
00:51:22,497 --> 00:51:24,540
‫آره. آره

718
00:51:25,208 --> 00:51:26,626
‫ای خدا

719
00:51:28,336 --> 00:51:29,670
‫همه‌ش رو نوشتید؟

720
00:51:33,174 --> 00:51:34,801
‫نشونی همسرتون کجاست؟

721
00:51:37,470 --> 00:51:39,013
‫مهم نیست

722
00:51:39,347 --> 00:51:40,890
‫این نامه هیچ‌وقت به‌دستش نمی‌رسه

723
00:51:41,766 --> 00:51:43,267
‫اونجا نیست

724
00:51:45,603 --> 00:51:46,562
‫بسیارخب

725
00:51:48,314 --> 00:51:51,067
‫بهم اجازه نمیدن خودم دست به‌قلم بشم،

726
00:51:51,818 --> 00:51:56,030
‫یه چیزهایی هست که
‫اگه قراره دوباره به جولیا برسم،

727
00:51:56,364 --> 00:51:58,032
‫نباید فراموششون کنم

728
00:51:59,033 --> 00:52:00,117
‫خیلی‌خب

729
00:52:00,576 --> 00:52:02,995
‫نظرتون چیه فعلاً این کاغذ پیشتون باشه؟

730
00:52:03,454 --> 00:52:05,998
‫با یه کاغذ جدید شروع می‌کنیم

731
00:52:06,582 --> 00:52:08,334
‫بیاید یه نامه‌ی کوتاه

732
00:52:08,501 --> 00:52:11,879
‫برای یکی دیگه از اقوام یا دوستانتون بنویسیم

733
00:52:15,007 --> 00:52:17,176
‫کس دیگه‌ای رو ندارم

734
00:52:18,970 --> 00:52:21,138
‫کـ… کـ…

735
00:52:21,848 --> 00:52:23,182
‫۲۰‏ اکتبر

736
00:52:23,349 --> 00:52:25,643
‫وقت استراحتتونه، جناب گرنت

737
00:52:26,185 --> 00:52:29,021
‫کـ… کـ…

738
00:52:37,822 --> 00:52:39,365
‫خانم گراهام، خدا خیرتون بده

739
00:52:39,532 --> 00:52:41,242
‫همون چیزیه که نیاز داشتم

740
00:52:41,826 --> 00:52:43,411
‫می‌ذارم به‌میل خودتون لقمه کنید،

741
00:52:43,870 --> 00:52:45,580
‫هرچند مخالفشم

742
00:52:46,330 --> 00:52:49,292
‫بله. اول خامه…

743
00:52:51,210 --> 00:52:53,921
‫بعد مربا

744
00:52:55,548 --> 00:52:56,924
‫این چه وضعیه؟

745
00:52:57,091 --> 00:53:00,553
‫کاش قبول می‌کردید اول مربا بزنید،
‫هزار برابر خوشمزه‌تر میشه

746
00:53:00,720 --> 00:53:02,597
‫هر چی شما بفرمایید، خانم گراهام

747
00:53:02,763 --> 00:53:05,182
‫در هر دو حالت، خیلی لذیذه

748
00:53:06,559 --> 00:53:08,436
‫اتفاقاً خیلی خوبه که اختلاف نظر داریم

749
00:53:08,603 --> 00:53:11,230
‫نشون‌دهنده‌ی اینه که جفتمون
‫هوش و حواسمون سر جاشه و

750
00:53:11,397 --> 00:53:15,651
‫اختیار سرنوشت و انتخاب‌هامون دست خودمونه

751
00:53:16,360 --> 00:53:17,695
‫نباید ناشکری کنیم

752
00:53:18,487 --> 00:53:20,656
‫اولین باره می‌بینم
‫سر یه‌تیکه نون این‌قدر احساساتی می‌شید

753
00:53:20,781 --> 00:53:24,827
‫واقعاً درست نیست حرفشون رو بزنم، ولی…

754
00:53:26,329 --> 00:53:29,123
‫دیدن حال و روز بعضی از
‫این بخت‌برگشته‌های مجروح توی تیمارستان…

755
00:53:29,957 --> 00:53:32,084
‫قلب آدم رو هزار تیکه می‌کنه

756
00:53:32,251 --> 00:53:33,669
‫پاک گرفتار جن و پری شدن

757
00:53:33,836 --> 00:53:35,463
‫به طعنه نمیگم ها، کاملاً جدی‌ام

758
00:53:35,838 --> 00:53:37,048
‫یه بنده‌خدایی هست که…

759
00:53:37,214 --> 00:53:38,591
‫حوالی سنگ‌های کریگ‌نادون پیداش کردن…

760
00:53:39,300 --> 00:53:41,886
‫اصرار داره که از گذشته اومده

761
00:53:42,011 --> 00:53:43,137
‫طفلک بی‌نوا

762
00:53:43,846 --> 00:53:45,181
‫التماس می‌کنه بفرستنش به گذشته

763
00:53:45,348 --> 00:53:47,266
‫چون خیال می‌کنه زنش اونجا جا مونده

764
00:53:50,144 --> 00:53:54,023
‫وقتی از زنش حرف می‌زد،
‫دل آدم می‌لرزید

765
00:53:54,357 --> 00:53:56,025
‫عینهو قصه‌ی پریون

766
00:53:56,943 --> 00:53:58,653
‫- خب…
‫- شروع نکنید باز

767
00:53:58,778 --> 00:54:01,656
‫- خب، همه‌مون از این قصه‌ها شنیدیم؛

768
00:54:02,281 --> 00:54:05,618
‫گم‌شدن آدم‌ها، وصلت با پریون

769
00:54:05,743 --> 00:54:07,411
‫خودتون دارید می‌گید قصه

770
00:54:07,578 --> 00:54:09,413
‫بی‌دلیل سر زبون‌ها نیفتادن، جناب کشیش

771
00:54:09,538 --> 00:54:10,623
‫هوم

772
00:54:11,207 --> 00:54:12,708
‫لابد از نظر شما،
‫هر کی به پریون اعتقادی نداشته باشه،

773
00:54:12,833 --> 00:54:14,168
‫باید بره بستری شه، نه؟

774
00:54:14,335 --> 00:54:18,756
‫از پری گرفته تا روح و جن و دیو و فرشته،
‫همه‌شون از یه جنسن

775
00:54:18,923 --> 00:54:20,967
‫چه‌بسا همه‌مون تار و پود یک جهان مشترکیم

776
00:54:21,133 --> 00:54:24,345
‫اسراری بین زمین و آسمونه که
‫عقل آدمی از درکش عاجزه

777
00:54:24,512 --> 00:54:25,846
‫خودتون که بهتر می‌دونید

778
00:54:26,889 --> 00:54:29,183
‫احترام به رسم و آیین‌های کهن
‫نه عیبه نه گناه

779
00:54:30,643 --> 00:54:33,771
‫خب، این هم عین مربا مالیدن‌مونه

780
00:54:35,147 --> 00:54:37,733
‫کاش یه راهی بود می‌تونستم
‫کمکشون کنم

781
00:54:38,526 --> 00:54:42,321
‫اینا توی دوتا حصار گیر افتادن؛
‫حصار جسم و سیاهچال ذهن

782
00:54:43,406 --> 00:54:46,033
‫بیشترشون تا آخر عمر اونجا می‌مونن

783
00:55:37,752 --> 00:55:40,504
‫دل‌تنگم شده بودی، داداش؟

784
00:55:47,136 --> 00:55:48,554
‫با چه رویی بعد از کاری که کردی

785
00:55:49,138 --> 00:55:50,681
‫زبون‌درازی می‌کنی؟

786
00:55:51,807 --> 00:55:52,767
‫چرا؟

787
00:55:54,351 --> 00:55:55,352
‫واسه چی فرار کردی؟

788
00:55:56,312 --> 00:55:59,065
‫مگه بهم قول نداده بودی که

789
00:55:59,231 --> 00:56:01,275
‫زن مالکوم گرنت میشی؟

790
00:56:04,070 --> 00:56:05,529
‫اون بدبخت الان مُرده

791
00:56:15,206 --> 00:56:17,416
‫حالم بد میشه می‌بینمش

792
00:56:17,541 --> 00:56:18,709
‫از جلوی چشمم ببریدش

793
00:56:26,300 --> 00:56:28,511
‫به‌جای مؤاخذه، ازم بپرس

794
00:56:29,178 --> 00:56:30,763
‫چرا با پای خودم برگشتم؟

795
00:56:32,515 --> 00:56:34,433
‫شک نکن مشتاقی بشنوی
‫چی برای گفتن دارم

796
00:56:37,103 --> 00:56:39,647
‫توی کلیسای قلعه حبسش کنید

797
00:57:07,466 --> 00:57:08,926
‫جون دلم

798
00:57:19,645 --> 00:57:22,106
‫از گل‌ها خوشت اومده؟

799
00:57:23,482 --> 00:57:24,984
‫فکر کنم جوابش مثبته

800
00:57:26,569 --> 00:57:27,945
‫باید هم باشه

801
00:57:29,363 --> 00:57:31,157
‫گل ماه تولدش دلفینیومه

802
00:57:31,532 --> 00:57:34,201
‫برج ماه تولدت هم اسده

803
00:57:35,953 --> 00:57:37,955
‫این طالع‌بینی‌هایی که میگم
‫قراره یه روز غوغا کنن

804
00:57:38,122 --> 00:57:39,373
‫نفسِ مامان

805
00:57:40,040 --> 00:57:41,292
‫طالع‌بینی؟

806
00:57:44,086 --> 00:57:48,632
‫صورت فلکی من سنبله‌ست.
‫بابا هم که خب، ثوره.

807
00:57:49,049 --> 00:57:51,510
‫آبجیت هم میزانه

808
00:57:56,265 --> 00:57:59,226
‫روشیه که آینده رو از روی حرکت ستاره‌ها

809
00:57:59,393 --> 00:58:00,686
‫پیش‌بینی می‌کنن

810
00:58:01,145 --> 00:58:02,104
‫آها

811
00:58:03,355 --> 00:58:05,191
‫بعضی‌چیزها با گذر زمان هم عوض نمیشه

812
00:58:08,569 --> 00:58:09,904
‫پیشگو

813
00:58:13,782 --> 00:58:16,035
‫به‌نظرت ممکنه سر از
‫رمز و راز اون سنگ‌ها دربیاره؟

814
00:58:20,873 --> 00:58:22,625
‫احتمالش خیلی بالاست، آره

815
00:58:24,793 --> 00:58:26,003
‫اگه…

816
00:58:27,087 --> 00:58:28,756
‫اگه مجالی برای صحبت باهاش پیدا کنم،

817
00:58:29,590 --> 00:58:30,758
‫به‌نظرت میشه روش حساب کرد و

818
00:58:30,925 --> 00:58:32,051
‫ازش درخواست کمک کرد؟

819
00:58:32,635 --> 00:58:34,094
‫نباید بی‌گدار به آب بزنیم،

820
00:58:35,179 --> 00:58:37,389
‫ولی آره

821
00:58:38,557 --> 00:58:40,434
‫چشم میزری به عالم غیب باز شده

822
00:58:41,560 --> 00:58:42,436
‫کارش درسته

823
00:58:46,732 --> 00:58:50,110
‫بیخود نیست دستمزد خوبی می‌گیره

824
00:58:51,070 --> 00:58:52,780
‫به‌ندرت پیشگوییش اشتباه از آب درمیاد

825
00:58:53,989 --> 00:58:57,576
‫یادمه اون روز به یه دختربچه اشاره کرد
‫با موهای فرفری تیره و چشم‌های آبی

826
00:58:57,701 --> 00:58:58,661
‫منظورش کلیر کوچولوی خودت نیست؟

827
00:58:59,161 --> 00:59:00,955
‫گفت سرنوشتش در آینده رقم می‌خوره

828
00:59:01,497 --> 00:59:03,457
‫اما درباره‌ی پیشگویی اشتباه کرد

829
00:59:03,624 --> 00:59:05,501
‫بالاخره ته و توی ماجرا درمیاد و
‫می‌بینی اشتباه نبوده

830
00:59:05,668 --> 00:59:06,794
‫حرف من یادت بمونه

831
00:59:06,961 --> 00:59:09,129
‫مگه خودت باور نداری که
‫خیلی از وقایع این دنیا

832
00:59:10,130 --> 00:59:11,465
‫از دایره‌ی فهم ما خارج‌ان؟

833
00:59:18,806 --> 00:59:20,933
‫اگه مدرک و سند کافی باشه،
‫من هر چیزی رو باور می‌کنم

834
00:59:24,937 --> 00:59:26,605
‫باید ترتیبی بدم و
‫میزری رو دور از چشم لووات

835
00:59:26,772 --> 00:59:28,482
‫احضار کنم اینجا

836
00:59:35,531 --> 00:59:37,449
‫پاره‌ی تنم

837
00:59:39,910 --> 00:59:43,038
‫زمین و زمان رو به هم می‌دوزم
‫تا دوباره برگردیم

838
00:59:43,163 --> 00:59:44,623
‫به آغوش بابایی و کلیر

839
00:59:49,085 --> 00:59:54,191
« دارالمجانین اینورنس »

840
00:59:54,216 --> 00:59:56,093
‫ملاقاتی دارید، جناب گرنت

841
00:59:57,594 --> 00:59:58,971
‫من شما رو نمی‌شناسم

842
01:00:00,097 --> 01:00:00,889
‫باید بشناسم؟

843
01:00:01,640 --> 01:00:04,518
‫من خانم گراهام هستم،
‫خادم منزل کشیش ویکفیلد

844
01:00:05,227 --> 01:00:08,063
‫اکثراً از طرف ایشون برای بقیه
‫شیرینی و خوراکی می‌برم

845
01:00:18,282 --> 01:00:19,658
‫بیسکوییت می‌خورید؟

846
01:00:29,376 --> 01:00:32,838
‫اومدم در مورد جایی که بودید صحبت کنیم

847
01:00:34,840 --> 01:00:35,883
‫چرا؟

848
01:00:36,633 --> 01:00:40,179
‫به‌اندازه‌ی کافی آدم اینجا هست که
‫دیوونگیم رو بهم یادآوری کنن

849
01:00:41,972 --> 01:00:44,808
‫همسرتون چی، جناب گرنت؟

850
01:00:45,726 --> 01:00:47,478
‫اون رو هم فراموش کردید؟

851
01:00:52,358 --> 01:00:54,902
‫متأسفانه ذره‌ذره داره از خاطرم میره

852
01:00:56,779 --> 01:00:59,114
‫دیگه نه رنگ چشم‌هاش رو یادم میاد و

853
01:01:00,240 --> 01:01:01,992
‫نه صدای خنده‌هاش رو

854
01:01:03,327 --> 01:01:05,245
‫هر از گاهی می‌ترسم از اینکه…

855
01:01:07,164 --> 01:01:08,582
‫نکنه همه‌ش خواب و خیال بوده

856
01:01:13,420 --> 01:01:14,588
‫اما…

857
01:01:17,007 --> 01:01:19,343
‫محاله بتونم توی خیالاتم همچین عشقی رو

858
01:01:19,510 --> 01:01:21,053
‫تصور کنم

859
01:01:23,514 --> 01:01:26,433
‫به همین شعله‌ی عشقتون متوسل شید، جناب گرنت

860
01:01:35,109 --> 01:01:36,402
‫من حرفتون رو باور دارم

861
01:01:39,696 --> 01:01:42,491
‫مطمئنم در زمان سفر کردید

862
01:01:47,413 --> 01:01:48,956
‫یعنی کمکم می‌کنید؟

863
01:01:48,980 --> 01:01:58,980
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

