﻿1
00:00:09,968 --> 00:00:10,758
‫آنچه گذشت...

2
00:00:10,911 --> 00:00:12,629
‫از این به بعد من ارباب لیوخ‌ام

3
00:00:12,700 --> 00:00:13,910
‫من باردارم

4
00:00:14,070 --> 00:00:16,780
‫اگه دختر بشه، اسم تو رو میذارم روش

5
00:00:19,120 --> 00:00:20,160
‫مکینی قبل اینکه به درک واصل شه،

6
00:00:20,330 --> 00:00:21,790
‫حقیقت رو گفت

7
00:00:21,960 --> 00:00:23,830
‫گفت لووات رنگ عوض کرده و
‫رفته زیرِ بیرق تاج‌وتخت

8
00:00:23,960 --> 00:00:25,330
‫دوگل هم بی‌خبر داره میره توی تله

9
00:00:25,500 --> 00:00:27,920
‫افراد فریزر رو به خط کنید.
‫باید قشون رو دو نصف کنیم.

10
00:00:28,090 --> 00:00:28,960
‫نصف؟

11
00:00:29,130 --> 00:00:30,300
‫این‌طوری تضعیف میشیم

12
00:00:30,550 --> 00:00:32,090
‫مرد مهربونی رو می‌شناختم؛

13
00:00:32,260 --> 00:00:33,630
‫هنریِ مشاور

14
00:00:33,760 --> 00:00:35,300
‫مردی که منو دزدید رو می‌شناختی؟

15
00:00:35,470 --> 00:00:37,260
‫رابطه نزدیکی باهاش داشتم

16
00:00:44,230 --> 00:00:47,650
‫جریان الکتریسیته
‫یکی از مؤثرترین روش‌های معالجه‌ست

17
00:00:47,900 --> 00:00:49,400
‫خانم گراهام

18
00:00:49,570 --> 00:00:51,400
‫حرف‌هایی که درباره‌ی خانمت زدی،
‫منقلبم کرد

19
00:00:51,570 --> 00:00:53,740
‫…این یک دست واسه الان،
‫اون یکی هم واسه اون طرف

20
00:00:57,045 --> 00:01:08,045
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

21
00:01:37,780 --> 00:01:40,370
‫توی خلنگ‌زار اطراف کریگ‌نادون
‫واسه خودش پرسه می‌زد که پیداش کردیم

22
00:01:40,830 --> 00:01:42,240
‫مگه به این سادگی‌ها تسلیم می‌شد؟!

23
00:01:42,790 --> 00:01:44,450
‫کار خوبتون به گوش ارباب می‌رسه

24
00:01:46,790 --> 00:01:48,000
‫دیگه برید پی کارتون

25
00:01:50,710 --> 00:01:52,300
‫فکر کردی می‌تونی به این سادگی در بری؟

26
00:01:53,920 --> 00:01:55,760
‫باید زنم جولیا رو پیدا کنم

27
00:01:55,920 --> 00:01:57,300
‫هنوزم ول‌کن اون قضیه نیستی؟

28
00:02:03,350 --> 00:02:05,980
‫باگ. تو آرچ باگی

29
00:02:06,560 --> 00:02:08,900
‫تو بهم گفتی جولیا مُرده!

30
00:02:09,310 --> 00:02:10,520
‫زنم!

31
00:02:12,150 --> 00:02:13,940
‫باید همونجا کنار سنگ‌ها خلاصت می‌کردم

32
00:02:14,820 --> 00:02:17,990
‫سنگ‌ها... تو تعقیبمون کردی.
‫همونجا بهمون حمله کردی.

33
00:02:18,150 --> 00:02:19,240
‫می‌خواستم یه جو عقل

34
00:02:19,410 --> 00:02:21,030
‫بچپونم توی اون کله انگلیسیت

35
00:02:21,160 --> 00:02:22,481
‫ولی خودت چاره‌ای برام نمی‌ذاری

36
00:02:22,506 --> 00:02:24,792
‫قبلاً هم بهت گفتم نمی‌تونی
‫از مسئولیتی که در قبال این خاندان داری فرار کنی

37
00:02:24,817 --> 00:02:26,120
‫آرچ، نکن!

38
00:02:27,330 --> 00:02:29,120
‫زخم‌های سرش رو ببین! نگاه کن!

39
00:02:32,170 --> 00:02:33,435
‫خب معلومه که کتک‌کاری کرده، زن

40
00:02:33,460 --> 00:02:34,710
‫کنار سنگ‌ها غیبش زد

41
00:02:34,880 --> 00:02:35,920
‫از زن و بچه‌ی مردم می‌گفت

42
00:02:36,090 --> 00:02:37,220
‫و الانم برگشته

43
00:02:39,340 --> 00:02:41,550
‫این زخم‌ها کار قوم پریانـه

44
00:02:41,720 --> 00:02:43,470
‫مردینا، هر زخمی روی صورت آدم

45
00:02:43,640 --> 00:02:45,350
‫دلیل نمیشه با پری‌ها سروکار داشته باشه

46
00:02:46,430 --> 00:02:47,930
‫بعد از بلایی که سرمون آوردن...

47
00:02:49,060 --> 00:02:50,457
‫پسرمون رو ازمون گرفتن...

48
00:02:51,150 --> 00:02:52,900
‫می‌ارزه نفرین‌شون رو به جون بخری؟

49
00:02:56,570 --> 00:02:58,150
‫پس یعنی این مدت...

50
00:02:59,240 --> 00:03:00,450
‫پیش پری‌ها بودی؟

51
00:03:01,990 --> 00:03:02,870
‫آره

52
00:03:03,450 --> 00:03:06,830
‫صاعقه... صاعقه توی سرم فرو کردن

53
00:03:07,750 --> 00:03:09,500
‫پناه بر خدا... این بخیه‌ها رو ببین...

54
00:03:10,080 --> 00:03:12,040
‫محاله اینا کارِ آدمیزاد باشه

55
00:03:14,540 --> 00:03:16,960
‫خودمم راضی نبودم خبر دروغ از بچه‌ات
‫بهت بدم

56
00:03:17,670 --> 00:03:19,300
‫ولی دستور ارباب مرحوم بود

57
00:03:19,470 --> 00:03:20,760
‫خدا رحمتش بود

58
00:03:21,800 --> 00:03:23,229
‫وای به حالت اگه مالکوم بفهمه

59
00:03:23,254 --> 00:03:25,060
‫مالکوم جوان هم از دنیا رفته

60
00:03:26,600 --> 00:03:27,930
‫چطوری؟

61
00:03:28,100 --> 00:03:29,640
‫میگن بعد از اینکه الن مکنزی

62
00:03:30,140 --> 00:03:32,650
‫روز عروسی‌شون قالش گذاشت،
‫از غصه دق کرد

63
00:03:33,310 --> 00:03:34,980
‫منم نتونستم کنارش باشم و ازش مراقبت کنم

64
00:03:35,730 --> 00:03:36,820
‫چون جنابعالی فرار کرده بودی

65
00:03:38,990 --> 00:03:40,570
‫برو به کارت برس عزیزدلم

66
00:03:41,660 --> 00:03:43,780
‫تو خودت رو درگیر این قضیه نکن

67
00:03:45,580 --> 00:03:47,290
‫حواست رو جمع کن آرچ

68
00:03:52,460 --> 00:03:53,670
‫پاشو ببینم

69
00:03:56,130 --> 00:03:57,500
‫سرنوشتت دست اربابِ جدیده

70
00:04:01,300 --> 00:04:02,340
‫راه بیفت

71
00:05:23,425 --> 00:05:27,698
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

72
00:05:36,604 --> 00:05:43,604
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

73
00:05:49,950 --> 00:05:51,240
‫نشان‌های خاندان فریزر مشخصه

74
00:05:51,790 --> 00:05:52,660
‫بیا

75
00:06:02,210 --> 00:06:03,630
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

76
00:06:03,800 --> 00:06:05,840
‫- برایان کجاست؟
‫- توی چادرش

77
00:06:06,010 --> 00:06:07,300
‫چی شده؟

78
00:06:12,180 --> 00:06:13,260
‫برایان

79
00:06:16,180 --> 00:06:17,190
‫الن

80
00:06:22,070 --> 00:06:23,650
‫پدرت رنگ عوض کرده

81
00:06:24,440 --> 00:06:26,280
‫می‌خواد سر دوگل رو به باد بده

82
00:06:27,320 --> 00:06:28,320
‫تو از کجا خبر داری؟

83
00:06:28,740 --> 00:06:29,950
‫مکینی به لیوخ حمله کرد

84
00:06:30,120 --> 00:06:32,080
‫می‌خواست ارباب قبیله مکنزی بشه

85
00:06:32,830 --> 00:06:34,620
‫- الان کجاست؟
‫- الان دیگه مُرده

86
00:06:35,250 --> 00:06:37,540
‫قبل از اینکه به درک واصلش کنم،
‫همه‌چی رو بهمون گفت

87
00:06:38,210 --> 00:06:39,670
‫دوک آرگایل

88
00:06:39,830 --> 00:06:41,750
‫به پدرت وعده داده جایگاه
‫و املاکش رو بهش برگردونه

89
00:06:43,460 --> 00:06:45,420
‫پس برای همین قشون رو دو نصف کرد

90
00:06:46,010 --> 00:06:46,920
‫آره

91
00:06:47,420 --> 00:06:48,380
‫یا خدا!

92
00:06:48,970 --> 00:06:50,470
‫دوگل داره با پای خودش میره توی تله

93
00:06:51,260 --> 00:06:52,720
‫باید بهش خبر بدیم

94
00:06:53,600 --> 00:06:55,310
‫نباید بذارم این اتفاق بیفته

95
00:06:56,850 --> 00:06:59,350
‫- مورتا، اسب‌ها رو آماده کن
‫- چشم

96
00:07:00,980 --> 00:07:02,480
‫اگه زود برنگشتم

97
00:07:03,060 --> 00:07:03,980
‫برو دنبال دوگل

98
00:07:21,000 --> 00:07:24,250
‫حالا که حرفش شد...

99
00:07:27,010 --> 00:07:27,920
‫تنهامون بذارید

100
00:07:39,140 --> 00:07:40,350
‫تو هم برو بیرون بالاک

101
00:07:40,520 --> 00:07:41,560
‫بالاک جایی نمیره

102
00:07:45,650 --> 00:07:47,530
‫نگو که خودت رو مثل یه فاحشه‌ی پاپتی

103
00:07:47,690 --> 00:07:48,940
‫به آرگایل فروختی

104
00:07:50,360 --> 00:07:52,200
‫زبون‌درازی نکن پسرجان

105
00:07:53,240 --> 00:07:55,910
‫نیروهامون رو دو دسته کردی تا
‫دوگل مکنزی رو بکشی...

106
00:07:56,700 --> 00:07:57,540
‫با اینکه متحدتـه

107
00:07:57,700 --> 00:07:59,910
‫و بهت اعتماد کرده

108
00:08:00,080 --> 00:08:02,120
‫من هیچ دِینی به خاندان مکنزی ندارم

109
00:08:02,870 --> 00:08:04,380
‫اونا هرچی حقم بود رو از چنگم در آوردن

110
00:08:05,130 --> 00:08:06,920
‫پس یعنی حاضری برای پس گرفتن جایگاهت
‫بزنی زیر قولت؟

111
00:08:07,590 --> 00:08:09,050
‫می‌خوای یه کاری کنی همه زیر قولمون بزنیم؟

112
00:08:09,210 --> 00:08:11,420
‫من می‌خوام خاندان فریزر لووات رو
‫به شکوه گذشته‌اش برسونم

113
00:08:11,590 --> 00:08:12,800
‫دوک آرگایل هم می‌تونه

114
00:08:12,930 --> 00:08:15,720
‫املاک و جایگاه واقعیم رو بهم برگردونه

115
00:08:15,850 --> 00:08:17,485
‫می‌خوای تا آخر عمر دستمون
‫جلوی این و اون دراز باشه

116
00:08:17,510 --> 00:08:19,560
‫و اون فریزردیل غاصب توی بیوفورت
‫جا خوش کرده باشه؟

117
00:08:19,720 --> 00:08:21,140
‫من ترجیح میدم شرافتمون رو حفظ کنیم

118
00:08:21,310 --> 00:08:23,020
‫شرافت نه شکم کسی رو سیر می‌کنه،
‫نه جنگی رو می‌بره

119
00:08:23,190 --> 00:08:24,810
‫وقتی اینورنس رو به نام پادشاه فتح کنم

120
00:08:24,940 --> 00:08:28,230
‫اونقدر قدرت و ثروت نصیبمون میشه که حتی
‫پسر حروم‌زاده‌ام هم صاحب لقب اشرافی میشه

121
00:08:29,190 --> 00:08:30,820
‫لقب اشرافی ارزونی خودت

122
00:08:31,740 --> 00:08:33,240
‫من نمی‌خوام شریک خیانتت بشم

123
00:08:33,400 --> 00:08:36,700
‫تو جلوی من سوگند وفاداری خوردی.
‫منی که ارباب قبیله و پدرتم

124
00:08:37,280 --> 00:08:38,490
‫و خودتم بهم یاد دادی آدم عهدشکن

125
00:08:38,660 --> 00:08:40,540
‫لیاقت وفاداری نداره

126
00:08:48,040 --> 00:08:49,300
‫این قضیه...

127
00:08:50,590 --> 00:08:52,720
‫این قضیه به خاطر اون دختره‌ی مکنزیـه

128
00:08:53,760 --> 00:08:54,970
‫مگه نه؟

129
00:08:56,050 --> 00:08:58,640
‫حاضری به خاطر کُس
‫همه‌چی رو به باد بدی؟

130
00:08:58,810 --> 00:08:59,890
‫خیال می‌کردم مرد بارت آوردم

131
00:09:00,060 --> 00:09:01,930
‫نه یه پسر عاشق‌پیشه
‫که کیرش براش تصمیم می‌گیره

132
00:09:02,100 --> 00:09:04,850
‫تو از عشق و خانواده هیچی سرت نمیشه

133
00:09:05,440 --> 00:09:08,400
‫مثل حیوون جفت‌گیری می‌کنی
‫و بعد بچه‌های حروم‌زاده‌ات رو وارث خودت می‌دونی

134
00:09:09,110 --> 00:09:10,650
‫من الن رو انتخاب می‌کنم؛

135
00:09:11,030 --> 00:09:12,490
‫یه خانواده واقعی

136
00:09:12,940 --> 00:09:14,530
‫و زندگی‌ای بر پایه عشق

137
00:09:15,070 --> 00:09:15,950
‫نه دروغ

138
00:09:16,110 --> 00:09:17,490
‫پس تو دیگه پسر من نیستی

139
00:09:17,660 --> 00:09:19,660
‫اون شرافت احمقانه‌ات رو بردار
‫و گورت رو گم کن ولی اینو یاد نره

140
00:09:19,780 --> 00:09:22,620
‫وقتی دوباره بیوفورت رو پس بگیرم،
‫هیچی برات نمی‌مونه

141
00:09:22,790 --> 00:09:25,500
‫نه اسمی، نه خاندانی و نه حمایتی

142
00:09:28,210 --> 00:09:30,040
‫عوضش وجدانم برام می‌مونه

143
00:09:31,670 --> 00:09:33,510
‫که تو حتی اونم نداری

144
00:09:43,180 --> 00:09:44,520
‫اون اشتیاقی که توی وجودشـه

145
00:09:45,270 --> 00:09:48,900
‫از من به ارث برده، خون من توی رگ‌هاشـه،
‫حاصل تربیت منه

146
00:09:51,860 --> 00:09:53,360
‫ولی اون ضعفش...

147
00:09:54,650 --> 00:09:57,200
‫اینکه می‌ذاره یه زن جاش تصمیم بگیره...

148
00:09:59,160 --> 00:10:00,370
‫و عشق و عاشقی...

149
00:10:01,910 --> 00:10:03,580
‫همین تباهش می‌کنه

150
00:10:08,830 --> 00:10:10,750
‫نمی‌خوام آخر و عاقبت منم همین بشه

151
00:10:21,050 --> 00:10:22,390
‫افراد رو آماده کنید

152
00:10:23,060 --> 00:10:24,560
‫تا یه ساعت دیگه حرکت می‌کنیم

153
00:10:25,810 --> 00:10:28,900
‫جان مکنزی به نمایندگی از استوارت‌ها
‫اینورنس رو تحت سلطه داره

154
00:10:31,270 --> 00:10:33,190
‫قبل از اینکه پسرم نقشه‌مون رو لو بده،

155
00:10:33,360 --> 00:10:36,280
‫هم‌پیمان‌های یعقوبی‌مون رو
‫از دروازه‌های اینورنس رد می‌کنیم

156
00:10:45,200 --> 00:10:46,080
‫هوم...

157
00:10:46,830 --> 00:10:48,080
‫وقتی مشاورم باید کنارم می‌بود

158
00:10:49,080 --> 00:10:50,830
‫کجا بودی؟

159
00:10:51,710 --> 00:10:54,090
‫تا جانشینیم به عنوان ارباب خاندان رو
‫تأیید کنه؟

160
00:10:54,960 --> 00:10:56,920
‫وقتی که جسدِ برادرزاده‌ام

161
00:10:57,760 --> 00:10:59,130
‫پیدا شد...

162
00:11:00,720 --> 00:11:02,970
‫و وقتی مکنزی‌ها یه داستان دروغ سر هم کردن؟

163
00:11:06,930 --> 00:11:08,020
‫تمام این مدت غیبت زده بود

164
00:11:09,270 --> 00:11:10,690
‫می‌دونی غیبت ناگهانیت چه بهایی برام داشت؟

165
00:11:11,850 --> 00:11:12,730
‫از دست دادن برادرزاده‌ام

166
00:11:13,270 --> 00:11:15,190
‫و پرداخت جهیزیه‌

167
00:11:15,730 --> 00:11:17,490
‫اونم فقط برای حفظ آبرو

168
00:11:18,490 --> 00:11:20,410
‫- سرورم، بنده...
‫- دیگه از گستاخی‌هات خسته‌ام

169
00:11:30,080 --> 00:11:31,250
‫برادرم

170
00:11:31,420 --> 00:11:33,750
‫همیشه از راهنمایی‌هات استفاده می‌کرد

171
00:11:34,920 --> 00:11:38,090
‫و مالکوم جوان هم از زیرکیت برام گفته بود

172
00:11:39,720 --> 00:11:40,930
‫پس بگو ببینم

173
00:11:41,840 --> 00:11:43,430
‫اونقدری باهوش هستی که

174
00:11:43,590 --> 00:11:45,390
‫که دیگه هیچ‌وقت ناامیدم نکنی؟

175
00:11:47,390 --> 00:11:48,600
‫بله سرورم

176
00:11:49,980 --> 00:11:50,940
‫آفرین

177
00:11:53,020 --> 00:11:54,150
‫حالا...

178
00:11:55,570 --> 00:11:57,280
‫مسئله لووات مونده

179
00:11:58,570 --> 00:12:01,610
‫نامه نوشته و خواسته خودش شخصاً
‫انتقام

180
00:12:01,780 --> 00:12:03,320
‫ربودن زن و بچه‌اش رو بگیره

181
00:12:04,120 --> 00:12:05,910
‫طبیعتاً منم نمی‌تونم اجازه بدم
‫همچین کاری کنه. تو در خدمت منی

182
00:12:06,030 --> 00:12:09,250
‫ولی نمی‌خوام فکر کنه گرنت‌ها
‫ضعیف و ترسو هستن

183
00:12:09,910 --> 00:12:13,170
‫پس بهش اطلاع میدم مجازات لازم
‫انجام شده

184
00:12:13,750 --> 00:12:16,920
‫بیست ضربه شلاق کفایت می‌کنه، آقای باگ

185
00:12:22,510 --> 00:12:24,010
‫وقتی به سپاه آرگایل بپیوندیم

186
00:12:24,720 --> 00:12:26,680
‫تو هم همراهی‌مون می‌کنی

187
00:12:31,770 --> 00:12:32,850
‫دیگه مرخصی

188
00:12:44,820 --> 00:12:45,870
‫همین‌جا خوبه

189
00:12:48,830 --> 00:12:50,240
‫خودتو آماده کن

190
00:13:26,360 --> 00:13:28,570
‫ناله کن نادون

191
00:13:28,740 --> 00:13:30,120
‫آخ!

192
00:13:32,370 --> 00:13:34,460
‫از اونجایی که زنم میگه پری‌ها
‫روت نشون گذاشتن

193
00:13:35,000 --> 00:13:38,250
‫و منم عمراً بهت آسیب بزنم
‫که دوباره بخوان چیزی رو ازمون بگیرن...

194
00:13:38,420 --> 00:13:39,790
‫آخ!

195
00:13:40,500 --> 00:13:41,840
‫پس ترجیح میدم باعث رنج و عذابش نشم

196
00:13:42,510 --> 00:13:44,670
‫کاری نکن بعداً پشیمون بشم، انگلیسی

197
00:13:46,720 --> 00:13:48,300
‫آخ!

198
00:13:48,470 --> 00:13:49,890
‫آخ!

199
00:14:08,200 --> 00:14:09,990
‫برای سایمون فریزر نامه آوردم

200
00:14:10,160 --> 00:14:13,410
‫ارباب تشریف ندارن. نامه رو به دستشون می‌رسونم

201
00:14:16,210 --> 00:14:18,920
‫ایشون بانوی این عمارته، پسرجون

202
00:14:20,080 --> 00:14:21,630
‫گفتن شخصاً نامه رو برسونم به دستشون

203
00:14:21,790 --> 00:14:24,050
‫ارباب گرنت این دستور رو دادن بانوی من

204
00:14:26,010 --> 00:14:27,840
‫خب این ماجرا بین خودمون می‌مونه

205
00:14:33,470 --> 00:14:34,680
‫ممنون

206
00:14:50,570 --> 00:14:52,370
‫هنری برگشته

207
00:14:53,990 --> 00:14:56,000
‫توی بومونتـه

208
00:14:56,750 --> 00:14:59,960
‫دوینا. دوینا جانم، هنری برگشته

209
00:15:00,080 --> 00:15:01,000
‫بالاخره برگشت

210
00:15:01,170 --> 00:15:02,080
‫عزیزم!

211
00:15:07,380 --> 00:15:09,130
‫میرم پیش شوهرم

212
00:15:18,100 --> 00:15:19,980
‫حیف که مقاومتی در کار نبود

213
00:15:20,100 --> 00:15:21,270
‫خیلی مشتاق بودم

214
00:15:21,440 --> 00:15:23,020
‫خون یه مکنزی رو بریزم

215
00:15:23,190 --> 00:15:25,110
‫دقیقاً!

216
00:15:25,270 --> 00:15:26,320
‫بااینحال...

217
00:15:27,820 --> 00:15:28,990
‫اینورنس مال ماست

218
00:15:29,150 --> 00:15:30,490
‫لووات، تصمیم درستی گرفتیم که هم‌پیمانت شدیم

219
00:15:30,660 --> 00:15:31,740
‫آره!

220
00:15:31,910 --> 00:15:33,990
‫پادشاه از این خبر خوشحال میشه

221
00:16:17,700 --> 00:16:18,790
‫الن؟

222
00:16:19,660 --> 00:16:21,660
‫برگرد! همین حالا!

223
00:16:23,777 --> 00:16:24,880
‫واسه چی؟

224
00:16:25,290 --> 00:16:27,250
‫لووات به نمایندگی از پادشاه
‫اینورنس رو گرفته

225
00:16:27,420 --> 00:16:28,920
‫داری با پای خودت میری توی تله

226
00:16:30,420 --> 00:16:32,130
‫مردک پستِ خائن!

227
00:16:33,510 --> 00:16:35,680
‫برای همین اصرار داشت
‫از جاده کنار دریاچه بریم؟

228
00:16:35,850 --> 00:16:36,970
‫زیر بار حرف کسی هم نمی‌رفت

229
00:16:37,390 --> 00:16:39,220
‫می‌خواست زودتر از تو به اینورنس برسه

230
00:16:39,970 --> 00:16:41,600
‫و تو رو مثل بره به مسلخ ببره

231
00:16:42,180 --> 00:16:43,440
‫تازه این تمام ماجرا نیست

232
00:16:43,600 --> 00:16:45,520
‫در غیابت مکینی به لیوخ حمله کرد

233
00:16:46,190 --> 00:16:49,480
‫- خب چی به سرش اومد؟
‫- با دست‌های خودم کشتمش

234
00:16:51,440 --> 00:16:55,530
‫ولی افرادش هنوز بین نیروهاتن
‫و منتظرن از داخل بهت ضربه بزنن

235
00:16:56,570 --> 00:16:57,910
‫روی هم شاید بیست نفر بشن

236
00:16:58,620 --> 00:17:00,160
‫می‌دونی الان کجان؟

237
00:17:01,250 --> 00:17:03,160
‫احتمالاً ته صف نیروها باشن

238
00:17:05,750 --> 00:17:08,130
‫قبل از اینکه لووات بخواد منو بکشه،
‫خودم زودتر کارش رو می‌سازم

239
00:17:08,290 --> 00:17:10,090
‫الان دیگه توپ جنگی داره

240
00:17:13,010 --> 00:17:15,970
‫می‌خوای افرادت رو به جنگ شهری
‫با استحکامات دفاعی بفرستی؟

241
00:17:17,430 --> 00:17:18,640
‫می‌تونیم بریم سمت جنوب

242
00:17:19,010 --> 00:17:20,680
‫و توی پرت به نیروهای مار ملحق بشیم

243
00:17:24,350 --> 00:17:25,560
‫یه فریزر

244
00:17:26,270 --> 00:17:28,770
‫می‌خواد یادم بده چطور از قبیله‌ام
‫محافظت کنم؟

245
00:17:31,190 --> 00:17:32,400
‫این فریزر...

246
00:17:33,690 --> 00:17:34,610
‫آره

247
00:17:36,530 --> 00:17:38,070
‫برایان راست میگه

248
00:17:39,280 --> 00:17:41,490
‫با کشته شدن افرادت
‫نمی‌تونی توی جنگ پیروز بشی

249
00:17:51,840 --> 00:17:52,960
‫راستی جنت مُرده

250
00:17:56,340 --> 00:17:57,130
‫ای وای!

251
00:18:01,890 --> 00:18:03,020
‫چطوری؟

252
00:18:05,140 --> 00:18:06,890
‫در دفاع از خونه‌مون کشته شد

253
00:18:12,980 --> 00:18:14,240
‫از مورا چه خبر؟

254
00:18:14,820 --> 00:18:16,150
‫سالمه...

255
00:18:17,360 --> 00:18:19,240
‫پیش جکاستاست و دارن برای
‫مراسم سوگواری آماده میشن

256
00:18:29,210 --> 00:18:30,000
‫پس میریم سمت جنوب

257
00:18:31,130 --> 00:18:32,590
‫و پرت

258
00:18:40,430 --> 00:18:43,060
‫بی‌سروصدا چند نفر رو جمع کن

259
00:18:45,520 --> 00:18:47,560
‫باید حساب مکینی‌ها رو برسیم

260
00:19:02,700 --> 00:19:03,780
‫خوبه

261
00:19:03,950 --> 00:19:04,950
‫این‌جوری کسی بهت شک نمی‌کنه

262
00:19:05,490 --> 00:19:07,540
‫سیما رو همراه آشپز فرستادم خرید

263
00:19:07,960 --> 00:19:09,920
‫وقتی برگشت بهش بگو مریض شدم

264
00:19:10,960 --> 00:19:13,250
‫نمی‌ذارم پاش رو از این خونه بیرون بذاره.
‫حواسم بهش هست.

265
00:19:26,680 --> 00:19:29,060
‫اگه تا فرداشب برنگشتم...

266
00:19:34,440 --> 00:19:35,730
‫این مالِ برایانه؟

267
00:19:35,860 --> 00:19:37,150
‫آره، مال بچگی‌هاشـه

268
00:19:39,950 --> 00:19:42,450
‫تیغه‌اش کوچیکه ولی تیزه

269
00:19:42,870 --> 00:19:44,030
‫مراقب خودت باش

270
00:19:44,450 --> 00:19:46,700
‫پری‌ها آدم‌های سرگردون رو شکار می‌کنن

271
00:19:47,830 --> 00:19:49,120
‫مراقب پسرم باش

272
00:19:50,620 --> 00:19:51,920
‫مثل پسر خودم مراقبشم

273
00:20:38,670 --> 00:20:40,420
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی

274
00:20:40,840 --> 00:20:42,170
‫واقعاً؟

275
00:20:42,680 --> 00:20:45,140
‫پس می‌دونی اگه لازم باشه خودم
‫دست و پات رو به اسب می‌بندم و می‌فرستمت بری

276
00:20:47,970 --> 00:20:49,810
‫تا همین الانم یکی از
‫خواهرهام رو از دست دادم

277
00:20:51,140 --> 00:20:52,430
‫فردا اول صبح برمی‌گردی خونه

278
00:20:53,810 --> 00:20:54,730
‫باشه

279
00:20:55,730 --> 00:20:57,360
‫از پل دالوینی برو

280
00:20:57,900 --> 00:20:59,230
‫از اونجا به بعد راه امنـه

281
00:21:01,650 --> 00:21:02,700
‫پدرت...

282
00:21:03,700 --> 00:21:04,860
‫خبر داره نقشه‌اش رو لو دادی

283
00:21:05,490 --> 00:21:06,950
‫دیگه برگشتی در کار نیست

284
00:21:08,280 --> 00:21:10,370
‫اگه راه برگشت داشتم هم
‫دلم نمی‌خواست برگردم

285
00:21:11,410 --> 00:21:13,580
‫من سوگند خوردم برای خاندان استورات
‫بجنگم

286
00:21:14,790 --> 00:21:18,090
‫خیلی خوب از پس اون سربازهای انگلیسی
‫بر اومدی

287
00:21:18,500 --> 00:21:20,670
‫ولی اوت موقع فریزرها پشتت بودن

288
00:21:21,510 --> 00:21:23,590
‫الان چیزی جز حرف‌هات نداری

289
00:21:24,680 --> 00:21:26,510
‫چرا باید به یه فریزر اعتماد کنم؟

290
00:21:27,510 --> 00:21:29,890
‫چون خواهرت رو به قبیله‌ام ترجیح دادم

291
00:21:31,140 --> 00:21:32,680
‫خب این از حماقتتـه

292
00:21:33,020 --> 00:21:34,350
‫نه از قابل‌اعتماد بودنت

293
00:21:34,730 --> 00:21:36,310
‫و بااینحال هنوز کنار شما ایستادم

294
00:21:39,610 --> 00:21:40,820
‫بعد از این جنگ...

295
00:21:41,860 --> 00:21:43,530
‫اگه جفتمون زنده بمونیم

296
00:21:45,150 --> 00:21:47,530
‫تکلیف‌مون رو باهم روشن می‌کنیم

297
00:22:09,300 --> 00:22:12,680
‫چرا خدمتکار همسرم اینقدر از خونه دور شده؟

298
00:22:14,020 --> 00:22:17,730
‫قربان، بانو کمرون منو فرستادن
‫تا بانو الن رو همراهی کنم

299
00:22:17,900 --> 00:22:19,100
‫واقعاً؟

300
00:22:21,650 --> 00:22:23,190
‫خب حالا که اینجایی،

301
00:22:23,360 --> 00:22:26,240
‫چادرم نیاز به رسیدگی داره

302
00:22:28,070 --> 00:22:29,070
‫برو رسیدگی کن

303
00:22:32,080 --> 00:22:33,240
‫چشم قربان

304
00:22:40,830 --> 00:22:42,540
‫هنوز جنگ نشده رفتی سراغ غنیمت‌ها؟

305
00:22:43,420 --> 00:22:45,800
‫- حواست به حرف‌هات باشه
‫- من حواسم به آینده‌مونـه

306
00:22:46,510 --> 00:22:47,630
‫مار یه احمقه

307
00:22:47,800 --> 00:22:49,590
‫این شورش به جایی نمی‌رسه

308
00:22:51,470 --> 00:22:52,810
‫یواش‌تر پسرعمو

309
00:22:53,560 --> 00:22:56,480
‫این اردوگاه پُر از خبرچین و آدم دهن‌لقـه

310
00:22:56,600 --> 00:22:57,890
‫اتفاقاً من همیشه حواسم جمعـه

311
00:22:58,390 --> 00:23:00,310
‫و برای همینم فردا راهی خونه میشم

312
00:23:00,480 --> 00:23:02,480
‫تا پرچم اتحاد رو جلوی در خونه‌ات آویزون کنم

313
00:23:03,270 --> 00:23:05,570
‫مگه اینکه ترجیح بدی وقتی پادشاه
‫پیروز شد، داروندارت به باد بره!

314
00:23:09,240 --> 00:23:10,530
‫بسیارخب...

315
00:23:11,570 --> 00:23:13,370
‫هر کاری لازمـه بکن هیو

316
00:23:13,780 --> 00:23:14,870
‫ولی صداش رو درنیار

317
00:23:15,330 --> 00:23:16,580
‫من همیشه مراقبم

318
00:23:41,810 --> 00:23:43,520
‫جولیای عزیزم

319
00:23:44,150 --> 00:23:45,820
‫مدام به اولین نامه‌ای که
‫برات نوشته بودم فکر می‌کنم

320
00:23:46,400 --> 00:23:48,530
‫کلماتی که از سر استیصال
‫به دست باد سپرده بودم

321
00:23:48,690 --> 00:23:50,490
‫بی‌آنکه امیدی به پاسخ داشته باشم

322
00:23:50,860 --> 00:23:53,740
‫و بعد معجزه‌ای فراتر از معجزه‌ها رخ داد؛

323
00:23:53,910 --> 00:23:55,240
‫تو جوابم رو دادی

324
00:23:55,990 --> 00:23:58,750
‫تو شدی انگیزه‌ام برای دوام آوردن در سنگرها

325
00:23:59,160 --> 00:24:01,670
‫و با هر نامه به من یادآوری می‌کردی
‫که گوشه‌ای از این جهان

326
00:24:01,830 --> 00:24:03,460
‫کسی چشم‌انتظار منـه

327
00:24:04,880 --> 00:24:06,880
‫حالا دوباره درگیر جنگ شدم

328
00:24:07,380 --> 00:24:09,920
‫ولی این بار صورتت رو دیدم

329
00:24:10,090 --> 00:24:12,720
‫لمست کردم و صدات رو شنیدم

330
00:24:13,640 --> 00:24:16,470
‫توی بلژیک تو صرفاً برام کلماتی روی کاغذ بودی

331
00:24:16,810 --> 00:24:18,020
‫کلماتی زیبا

332
00:24:18,180 --> 00:24:20,730
‫و محال که من رو زنده نگه می‌داشتند

333
00:24:21,640 --> 00:24:24,230
‫نوشته بودی: «وقتی این جنگ تموم بشه،

334
00:24:24,350 --> 00:24:26,320
‫بالاخره همدیگه رو می‌بینیم.»

335
00:24:26,820 --> 00:24:28,650
‫و بالاخره همدیگه رو دیدیم، عشقِ من

336
00:24:29,360 --> 00:24:30,900
‫با هم زندگی ساختیم

337
00:24:32,200 --> 00:24:33,530
‫و حالا...

338
00:24:52,550 --> 00:24:55,390
‫کمکی از دستم برمیاد آقا؟

339
00:25:25,080 --> 00:25:26,580
‫چی شده؟ ویلیام چیزیش...

340
00:25:26,750 --> 00:25:30,000
‫نه، حالش خوبه. صحیح و سالمه

341
00:25:30,170 --> 00:25:31,300
‫وای

342
00:25:31,880 --> 00:25:33,470
‫عزیزم...

343
00:25:33,630 --> 00:25:34,680
‫آخ!

344
00:25:49,610 --> 00:25:51,650
‫هنری، این زخم‌ها...

345
00:25:51,820 --> 00:25:53,990
‫مال همونجایی هستن که بعد
‫ماجرای سنگ‌ها رفتم

346
00:25:54,530 --> 00:25:55,950
‫دیدم غیبت زد

347
00:25:56,280 --> 00:25:57,610
‫می‌خواستم دنبالت بیام ولی ویلیام...

348
00:25:57,780 --> 00:26:00,370
‫نه، درستش همین بود. از پسرمون محافظت کردی

349
00:26:02,120 --> 00:26:03,580
‫برگشتی خونه؟

350
00:26:04,200 --> 00:26:05,750
‫سال ۱۹۲۴...

351
00:26:06,670 --> 00:26:08,250
‫منو سرگردون توی دشت پیدا کردن

352
00:26:08,920 --> 00:26:11,250
‫توی یکی از تیمارستان‌های اینورنس بستریم کردن

353
00:26:12,000 --> 00:26:14,130
‫خیال می‌کردن دیوونه‌ام که
‫مدام از تو

354
00:26:14,670 --> 00:26:15,880
‫و برگشتن پیشت حرف می‌زنم

355
00:26:16,880 --> 00:26:20,390
‫می‌خواستن با دادن شوک الکتریکی به مغزم
‫درمانم کنن

356
00:26:21,100 --> 00:26:22,510
‫الهی بمیرم هنری

357
00:26:22,680 --> 00:26:24,560
‫به هر کسی که گوش می‌داد می‌گفتم

358
00:26:25,020 --> 00:26:26,770
‫همسرم...

359
00:26:27,270 --> 00:26:28,770
‫توی یه دوره دیگه گیر افتاده

360
00:26:30,400 --> 00:26:32,190
‫تونستی برگردی لندن

361
00:26:32,860 --> 00:26:34,190
‫و بری پیش کلیر؟

362
00:26:34,610 --> 00:26:35,690
‫کلیر؟

363
00:26:37,110 --> 00:26:38,240
‫دخترمون دیگه

364
00:26:39,450 --> 00:26:42,030
‫رفتی لندن دخترمون رو ببینی؟

365
00:26:42,700 --> 00:26:44,240
‫والا...

366
00:26:45,080 --> 00:26:46,580
‫دخترمون؟

367
00:26:47,040 --> 00:26:48,210
‫جولیا، من...

368
00:26:48,330 --> 00:26:49,460
‫هنری

369
00:26:51,130 --> 00:26:52,290
‫کلیر رو میگم

370
00:26:52,460 --> 00:26:53,880
‫دختر کوچولومون

371
00:26:55,050 --> 00:26:56,720
‫بیستم اکتبر به دنیا اومد

372
00:26:56,880 --> 00:26:59,890
‫تازه شش سالش شده

373
00:27:00,470 --> 00:27:01,800
‫بیستم اکتبر...

374
00:27:02,510 --> 00:27:04,810
‫بیستم اکتبر. این تاریخ برام آشنا بود

375
00:27:05,270 --> 00:27:06,890
‫همه‌ش بهشون می‌گفتم

376
00:27:07,430 --> 00:27:09,690
‫ولی نمی‌تونستم بفهمم دلیلش چیه

377
00:27:09,850 --> 00:27:11,520
‫نمی‌تونستم بفهمم چه معنایی برام داشت

378
00:27:11,690 --> 00:27:16,320
‫- هیچ‌کس به حرفم گوش نمی‌داد
‫- موهای مشکی فرفری داره

379
00:27:16,490 --> 00:27:17,940
‫- آره
‫- و چشم‌هاش به تو رفته

380
00:27:18,110 --> 00:27:20,490
‫گذاشتیمش پیش برادرت توی لندن

381
00:27:21,950 --> 00:27:23,410
‫وای خدای من!

382
00:27:25,410 --> 00:27:27,250
‫وای خدایا، کلیر!

383
00:27:28,210 --> 00:27:30,540
‫- بابایی!
‫- کیلر!

384
00:27:31,380 --> 00:27:32,250
‫نه

385
00:27:32,750 --> 00:27:35,380
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

386
00:27:36,510 --> 00:27:38,470
‫چی به روزت آوردن؟

387
00:27:42,430 --> 00:27:44,430
‫دکتره می‌گفت این شوک‌ها…

388
00:27:45,470 --> 00:27:47,470
‫زهرِ اون خاطرات رو می‌گیره…

389
00:27:48,520 --> 00:27:49,850
‫از خندق‌ها گرفته

390
00:27:49,980 --> 00:27:51,810
‫تا ضجه‌ها و بوی جسدها

391
00:27:52,810 --> 00:27:54,690
‫می‌گفت تسکین دردهامه

392
00:27:57,110 --> 00:27:58,940
‫ولی کابوسِ جنگ سر جاش موند

393
00:28:00,490 --> 00:28:02,160
‫همه‌ی اون سیاهی‌ها هنوز تو سرمه…

394
00:28:03,570 --> 00:28:05,580
‫چون اونا بدترین دردم نبودن

395
00:28:07,910 --> 00:28:09,830
‫بدترین عذاب زندگیم،

396
00:28:10,790 --> 00:28:12,870
‫حسرتِ آغوش دخترم بود…

397
00:28:14,130 --> 00:28:15,710
‫حسرت شنیدنِ خنده‌هاش

398
00:28:16,290 --> 00:28:17,960
‫حسرتِ اینکه صدام کنه بابا

399
00:28:19,210 --> 00:28:21,090
‫دکتره هم دقیقاً همین رو ازم گرفت

400
00:28:21,260 --> 00:28:22,550
‫دخترم رو

401
00:28:25,930 --> 00:28:28,010
‫من هم گذاشتم با اون سیم‌ها و

402
00:28:28,640 --> 00:28:31,180
‫جریان‌های برقی، خاطره‌ی کلیر رو

403
00:28:31,310 --> 00:28:33,020
‫از حافظه‌ام پاک کنن

404
00:28:35,310 --> 00:28:37,480
‫دختر کوچولومون، پر کشید و رفت

405
00:28:38,860 --> 00:28:42,320
‫یه خانمی بود که حرف‌هام رو باور کرد،
‫خانم گراهام

406
00:28:42,490 --> 00:28:44,530
‫اون کمکم کرد فرار کنم

407
00:28:46,830 --> 00:28:49,830
‫یه‌وقت‌هایی دیگه حتی نمی‌دونم
‫چی واقعیه چی خواب‌وخیال

408
00:28:52,620 --> 00:28:54,000
‫من واقعی‌ام

409
00:28:55,460 --> 00:28:57,130
‫ویلیام واقعیه

410
00:28:57,540 --> 00:28:58,750
‫کلیر واقعیه

411
00:28:58,920 --> 00:29:00,340
‫بقیه‌ی خاطراتم چی؟

412
00:29:00,510 --> 00:29:03,010
‫خاطره‌هایی که توی ذهنمه،
‫منتها شاید زاده‌ی توهماتم باشه؟

413
00:29:12,270 --> 00:29:13,390
‫جولیا؟

414
00:29:15,060 --> 00:29:16,150
‫جولیا

415
00:29:16,270 --> 00:29:18,150
‫هر چی که هست،
‫ازم پنهون نکن

416
00:29:18,820 --> 00:29:19,940
‫خواهش می‌کنم

417
00:29:22,400 --> 00:29:24,570
‫یه مشاور هم مجبوره بره جنگ؟

418
00:29:28,030 --> 00:29:29,330
‫من باید برم

419
00:29:30,040 --> 00:29:31,540
‫ارباب این‌طور امر کرده

420
00:29:33,830 --> 00:29:35,250
‫ببین، خواهش می‌کنم، جولیا…

421
00:29:36,460 --> 00:29:38,380
‫از چشم‌هات می‌خونم
‫چیز دیگه‌ای هم هست…

422
00:29:40,460 --> 00:29:41,630
‫تو رو خدا

423
00:29:42,340 --> 00:29:44,590
‫فقط… یه‌لحظه بهم فرصت بده

424
00:29:54,000 --> 00:30:01,000


425
00:30:09,120 --> 00:30:10,280
‫ازش برام بگو

426
00:30:12,910 --> 00:30:14,000
‫جنت

427
00:30:15,210 --> 00:30:16,460
‫پاره‌ای از تنت بود

428
00:30:20,040 --> 00:30:21,710
‫می‌خوام ذره‌ذره‌ی وجودت رو بشناسم

429
00:30:22,630 --> 00:30:24,090
‫از تو خوشش می‌اومد…

430
00:30:25,090 --> 00:30:26,630
‫البته بعد از یه مدت

431
00:30:26,760 --> 00:30:30,430
‫با اینکه از تیر و طایفه‌ی فریزرهام؟

432
00:30:30,600 --> 00:30:31,390
‫اوهوم

433
00:30:32,180 --> 00:30:34,770
‫علاقه‌ی خاصی به آدم‌های ازدست‌رفته داشت

434
00:30:37,850 --> 00:30:39,440
‫یعنی من همچین آدمی‌ام؟

435
00:30:42,860 --> 00:30:45,940
‫فریزری که یه مکنزی‌زاده رو به قبیله‌ش

436
00:30:46,110 --> 00:30:47,490
‫ترجیح داد؟

437
00:30:49,490 --> 00:30:50,410
‫آره،

438
00:30:51,200 --> 00:30:51,830
‫ازدست‌رفته‌ای

439
00:30:58,000 --> 00:30:59,000
‫شاید هم نجات‌یافته

440
00:31:06,630 --> 00:31:08,340
‫دوگل شجاعتش زبون‌زده…

441
00:31:09,300 --> 00:31:10,680
‫کالوم ذکاوتش…

442
00:31:11,760 --> 00:31:13,600
‫جکاستا هم زیرکیش

443
00:31:16,470 --> 00:31:17,600
‫اما جنت…

444
00:31:20,440 --> 00:31:22,150
‫قلب مهربونی داشت

445
00:31:27,570 --> 00:31:28,700
‫تو چی؟

446
00:31:30,990 --> 00:31:32,570
‫من همون چیزی رو دارم که باید

447
00:31:34,660 --> 00:31:35,740
‫تو…

448
00:31:36,580 --> 00:31:38,540
‫همه‌ی این ویژگی‌ها و
‫چه‌بسا بیشترش رو داری

449
00:31:41,790 --> 00:31:44,170
‫بابام اگه زنده بود می‌گفت خیلی نادونی که…

450
00:31:45,840 --> 00:31:47,710
‫این‌‌طوری قیدِ مقام و منصبت رو

451
00:31:48,420 --> 00:31:49,470
‫زدی

452
00:31:50,970 --> 00:31:52,340
‫من قید چیزی رو نزدم

453
00:31:53,970 --> 00:31:54,930
‫مطمئنی؟

454
00:31:56,770 --> 00:31:58,220
‫قیدِ همه‌چیز رو زدی…

455
00:32:00,390 --> 00:32:01,770
‫به‌خاطر یه زن…

456
00:32:03,940 --> 00:32:06,230
‫به‌خاطر خانواده‌ای که هنوز پا نگرفته

457
00:32:10,110 --> 00:32:10,820
‫الن

458
00:32:11,240 --> 00:32:12,990
‫اسم خودت رو چی می‌ذاری پس؟

459
00:32:13,110 --> 00:32:15,370
‫مردی که روی همه‌چیزش پا گذاشته…

460
00:32:16,280 --> 00:32:18,700
‫واسه قول‌وقرارهایی که
‫هنوز به سرانجام نرسیدن؟

461
00:32:28,210 --> 00:32:29,130
‫سهم تو

462
00:32:36,600 --> 00:32:37,510
‫سهم من

463
00:33:27,690 --> 00:33:28,650
‫برایان…

464
00:33:30,190 --> 00:33:32,280
‫اون خانواده‌ای که هنوز پا نگرفته…

465
00:33:38,030 --> 00:33:39,240
‫نطفه‌ش شکل گرفته

466
00:33:44,040 --> 00:33:45,120
‫تو…

467
00:33:46,080 --> 00:33:47,170
‫آره

468
00:33:53,300 --> 00:33:54,970
‫خودم هم تازه فهمیدم

469
00:33:56,050 --> 00:33:57,930
‫می‌خواستم زودتر بهت بگم

470
00:33:59,140 --> 00:34:00,760
‫ولی با همه‌ی این اتفاقاتی که افتاد…

471
00:34:03,180 --> 00:34:04,230
‫برایان؟

472
00:34:05,730 --> 00:34:07,520
‫چطور می‌تونم پدرِ خوبی باشم…

473
00:34:10,730 --> 00:34:12,530
‫وقتی تنها پدری که به چشم دیدم اون بوده؟

474
00:34:14,070 --> 00:34:15,200
‫تو شباهتی به اون نداری

475
00:34:17,910 --> 00:34:20,120
‫خونش تو رگ‌های من در جریانه و

476
00:34:21,120 --> 00:34:22,040
‫حالا…

477
00:34:23,160 --> 00:34:25,250
‫- قراره بره تو رگ‌های بچه‌مون
‫- نه

478
00:34:25,960 --> 00:34:28,290
‫تو من رو به اون ترجیح دادی…

479
00:34:29,290 --> 00:34:31,250
‫پشتِ پا زدی به وعده‌ و وعیدهاش

480
00:34:33,000 --> 00:34:34,460
‫نه‌تنها از خونِ پدرت نیست

481
00:34:35,510 --> 00:34:36,840
‫بلکه از خونِ توئه

482
00:34:47,520 --> 00:34:48,690
‫این بچه

483
00:34:50,360 --> 00:34:51,730
‫بچه‌ی ما

484
00:37:33,810 --> 00:37:35,440
‫چشم‌هات رو از من می‌دزدی

485
00:37:37,650 --> 00:37:40,070
‫جولیا، تو رو خدا بهم بگو چی شده

486
00:37:42,740 --> 00:37:44,610
‫یه زنی توی قلعه‌ی لدرز کار می‌کنه

487
00:37:45,320 --> 00:37:46,610
‫یه کُلفت

488
00:37:47,530 --> 00:37:49,580
‫قبلاً کلفتِ خاندان گرنت بود

489
00:37:50,370 --> 00:37:51,870
‫یه چیزهایی می‌دونست

490
00:37:52,040 --> 00:37:53,330
‫از مسائل خصوصی‌مون

491
00:37:54,410 --> 00:37:56,540
‫درباره‌ی گردنبندِ قدیس آنتونیت…

492
00:37:57,540 --> 00:38:00,460
‫از من و کلیر براش گفته بودی

493
00:38:03,380 --> 00:38:04,380
‫می‌گفت باهاش مهربون بودی…

494
00:38:05,550 --> 00:38:07,470
‫با هم وقت گذرونده بودید

495
00:38:10,680 --> 00:38:12,060
‫اسمش سیماست

496
00:38:16,770 --> 00:38:18,310
‫می‌شناسیش پس

497
00:38:19,860 --> 00:38:21,320
‫نه اون‌طوری که فکر می‌کنی

498
00:38:22,320 --> 00:38:23,900
‫پس، بگو ببینم چطوریه

499
00:38:25,360 --> 00:38:27,530
‫توی فاحشه‌خونه‌ی شهر کار می‌کرد

500
00:38:31,030 --> 00:38:31,780
‫یه تن‌فروش

501
00:38:31,950 --> 00:38:33,330
‫من دنبالِ تو بودم

502
00:38:34,040 --> 00:38:35,540
‫یکی بهم گفت
‫یه دختر انگلیسی اونجاست…

503
00:38:35,710 --> 00:38:37,830
‫اون‌وقت با خودت فکر کردی
‫منو توی فاحشه‌خونه پیدا می‌کنی؟

504
00:38:39,330 --> 00:38:40,710
‫دستم به جایی بند نبود

505
00:38:41,090 --> 00:38:43,250
‫پاش می‌رسید،
‫پا توی جهنم هم می‌ذاشتم

506
00:38:44,380 --> 00:38:45,590
‫باهاش…

507
00:38:47,510 --> 00:38:48,890
‫خوابیدی؟

508
00:38:50,260 --> 00:38:52,100
‫نه اون‌طوری که فکر می‌کنی

509
00:38:53,180 --> 00:38:54,270
‫چطوری پس؟

510
00:38:54,970 --> 00:38:56,930
‫خبر آوردن تو مُردی

511
00:38:57,730 --> 00:38:59,230
‫هم تو هم ویلیام

512
00:38:59,730 --> 00:39:01,770
‫گفتن سرِ زا رفتی

513
00:39:02,730 --> 00:39:03,780
‫اونجا بود که…

514
00:39:04,480 --> 00:39:05,990
‫از هم پاشیدم

515
00:39:07,700 --> 00:39:08,910
‫واسه همین فرار کردم

516
00:39:09,910 --> 00:39:11,820
‫بعد یهو به خودم اومدم و
‫دیدم توی پارکِ

517
00:39:11,990 --> 00:39:13,660
‫نزدیکِ آپارتمانمون توی لندن‌ام و…

518
00:39:14,370 --> 00:39:16,160
‫بعدش دیدم رسیدم خونه

519
00:39:16,700 --> 00:39:17,830
‫خونه

520
00:39:18,290 --> 00:39:19,790
‫سُر و مُر و گنده

521
00:39:20,670 --> 00:39:23,090
‫روی تختمون خوابیده بودی

522
00:39:24,050 --> 00:39:26,800
‫من بغلت کردم و
‫بوسیدمت و

523
00:39:26,920 --> 00:39:28,760
‫باهات عشق‌بازی کردم

524
00:39:28,930 --> 00:39:31,010
‫اون‌قدر واقعی بودی، جولیا، که

525
00:39:31,180 --> 00:39:33,390
‫طعم تنت رو زیر زبونم حس می‌کردم

526
00:39:33,550 --> 00:39:35,060
‫وجودم پُر شده بود از عطر تنت

527
00:39:35,180 --> 00:39:38,060
‫تپش‌ قلبت رو روی سینه‌ی خودم حس می‌کردم

528
00:39:38,230 --> 00:39:39,230
‫بعدش هم…

529
00:39:40,900 --> 00:39:43,520
‫بعدش که چشم باز کردم دیدم اونه

530
00:39:44,400 --> 00:39:45,440
‫خیال کردی…

531
00:39:46,110 --> 00:39:47,860
‫سیما منم؟

532
00:39:48,570 --> 00:39:49,820
‫اون حجم از غم و غصه…

533
00:39:50,320 --> 00:39:51,660
‫روح و روانم رو به آتیش کشوند

534
00:39:51,820 --> 00:39:53,160
‫اون هم ازت سوءاستفاده کرد؟

535
00:39:53,320 --> 00:39:54,530
‫نمی‌دونم چی تو سرش می‌گذشت

536
00:39:54,700 --> 00:39:56,120
‫همین‌قدر می‌دونم که
‫تا به خودم اومدم،

537
00:39:56,240 --> 00:39:59,000
‫خدا شاهده که داغِ دلم دوباره تازه شد

538
00:40:06,210 --> 00:40:08,340
‫وایسا. نه، جولیا، کجا میری؟

539
00:40:08,510 --> 00:40:09,970
‫- دارم خفه میشم
‫- نمی‌تونی بری بیرون

540
00:40:10,130 --> 00:40:13,300
‫- جولیا، خواهش می‌کنم
‫- تو با یه زنِ دیگه هم‌بستر شدی

541
00:40:13,470 --> 00:40:14,680
‫به‌خدا تو بودی!

542
00:40:15,050 --> 00:40:18,600
‫توی قلبم، توی سرم،
‫فقط و فقط تو بودی

543
00:40:18,770 --> 00:40:21,310
‫ولی اون زن که من نبودم، بودم؟

544
00:40:21,940 --> 00:40:25,110
‫تنِ اون بود، دست‌های اون، نه من!

545
00:40:25,230 --> 00:40:29,320
‫محال بود از قصد بهت خیانت کنم

546
00:40:29,490 --> 00:40:31,240
‫پس چرا چیزی بهم نگفتی؟

547
00:40:31,900 --> 00:40:34,280
‫تو بریمار، توی جاده؟

548
00:40:34,820 --> 00:40:36,450
‫چون وجودش رو نداشتم

549
00:40:37,330 --> 00:40:38,700
‫تازه پیدات کرده بودم

550
00:40:38,870 --> 00:40:40,660
‫طاقت نداشتم که
‫دوباره از دستت بدم

551
00:40:40,830 --> 00:40:43,040
‫واسه همین اجازه دادی از زبونِ اون بشنوم؟

552
00:40:46,540 --> 00:40:48,050
‫تو داغ‌دار بودی…

553
00:40:49,670 --> 00:40:50,880
‫به جنون رسیده بودی،

554
00:40:51,510 --> 00:40:52,930
‫عقلت سر جاش نبود

555
00:40:53,760 --> 00:40:56,680
‫اینجاش رو می‌فهمم

556
00:40:58,600 --> 00:41:00,770
‫چیزی که تو کَتم نمیره…

557
00:41:02,140 --> 00:41:03,230
‫پنهانکاریته

558
00:41:05,520 --> 00:41:06,900
‫منو ببخش

559
00:41:08,190 --> 00:41:10,990
‫به‌خدا شرمنده‌تم، جولیا

564
00:41:15,530 --> 00:41:16,820
‫می‌دونم

565
00:41:18,780 --> 00:41:20,410
‫منو می‌بخشی؟

566
00:41:22,660 --> 00:41:23,620
‫آره

567
00:41:27,630 --> 00:41:29,380
‫آره، می‌بخشم

568
00:41:31,920 --> 00:41:33,470
‫منتها فراموش‌کردنش…

569
00:41:35,090 --> 00:41:37,300
‫زمان‌بره

570
00:41:39,180 --> 00:41:40,390
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

571
00:41:42,850 --> 00:41:45,560
‫هنری‌ای که قبل از
‫عبور از سنگ‌ها می‌شناختم رو

572
00:41:46,850 --> 00:41:48,360
‫قبل از اینکه بیفته تیمارستان رو…

573
00:41:49,860 --> 00:41:52,280
‫قبل از تموم این بدبختی‌ها رو…

574
00:41:54,360 --> 00:41:55,700
‫دوباره پیداش کن…

575
00:41:57,370 --> 00:41:58,570
‫به‌خاطر من…

576
00:41:59,740 --> 00:42:01,160
‫به‌خاطر بچه‌هامون

577
00:42:02,410 --> 00:42:03,410
‫پیداش می‌کنم

578
00:42:04,120 --> 00:42:05,250
‫قسم می‌خورم

579
00:42:08,290 --> 00:42:09,460
‫اون‌وقت…

580
00:42:11,800 --> 00:42:13,380
‫وقتی صحیح و سالم برگشتی…

581
00:42:15,380 --> 00:42:16,800
‫کنارِ هم…

582
00:42:19,430 --> 00:42:20,850
‫گذشته رو به فراموشی می‌سپاریم

583
00:42:48,290 --> 00:42:49,420
‫اجازه هست؟

584
00:42:57,220 --> 00:42:59,390
‫بانو الن امشب زودتر رفتن بخوابن

585
00:43:00,390 --> 00:43:01,760
‫نیاز به تنهایی داشتن

586
00:43:03,930 --> 00:43:05,100
‫برایان هم همین‌طور

587
00:43:12,940 --> 00:43:14,820
‫آقای کامرون اذیتت نکرد؟

588
00:43:21,160 --> 00:43:22,490
‫شامش رو خورد،

589
00:43:23,200 --> 00:43:24,370
‫بعدش هم رفت سراغ ویسکی

590
00:43:25,080 --> 00:43:27,620
‫سؤالم این نبود

591
00:43:36,050 --> 00:43:37,590
‫امشب هوا بدجور سوز داره

592
00:43:41,720 --> 00:43:42,600
‫آره

593
00:43:46,520 --> 00:43:49,520
‫فردا… راهیِ میدون نبرد می‌شید

594
00:43:53,650 --> 00:43:54,860
‫آره

595
00:44:00,700 --> 00:44:02,490
‫مادر خدابیامرزم همیشه می‌گفت…

596
00:44:03,700 --> 00:44:05,740
‫آتیش عین امیده

597
00:44:09,370 --> 00:44:10,580
‫هیزم بریزی پاش،

598
00:44:11,290 --> 00:44:12,540
‫اوج می‌گیره

599
00:44:13,250 --> 00:44:14,540
‫ازش غافل شی…

600
00:44:16,550 --> 00:44:17,960
‫از بین میره

601
00:44:20,050 --> 00:44:21,550
‫عجب زنِ بادرایتی

602
00:44:24,100 --> 00:44:25,220
‫واقعاً

603
00:44:27,680 --> 00:44:28,970
‫- متأسفم
‫- نه

604
00:44:30,520 --> 00:44:31,940
‫خیلی ساله که گذشته

605
00:44:38,860 --> 00:44:40,990
‫مادرِ من هم از تیکه‌پارچه‌های دورریز…

606
00:44:41,150 --> 00:44:42,860
‫گل درست می‌کرد

607
00:44:44,620 --> 00:44:47,080
‫اگه بنفش گیرش می‌اومد که فبها

608
00:44:48,240 --> 00:44:51,000
‫می‌گفت رنگِ بنفش،
‫رنگِ رؤیاها و آرزوهاست

609
00:44:51,410 --> 00:44:52,460
‫هوم

610
00:44:52,870 --> 00:44:54,460
‫گل‌ها رو میذاشت روی تخت‌هامون

611
00:44:56,000 --> 00:44:57,750
‫تا صبح با فکرِ اون از خواب بیدار بشید

612
00:45:01,590 --> 00:45:02,470
‫آره

613
00:45:17,150 --> 00:45:18,190
‫بیا

614
00:45:21,530 --> 00:45:23,150
‫نمی‌خواستم…

615
00:45:23,700 --> 00:45:26,200
‫- شرمنده
‫- شب به‌خیر، آقای فریزر

616
00:45:27,620 --> 00:45:28,700
‫وایسا

617
00:45:52,930 --> 00:45:57,150
‫♪ سربازانِ شمشیربه‌دست ♪
‫♪ پای باروها سرازیر می‌شوند ♪

618
00:45:57,310 --> 00:46:01,280
‫♪ سواره‌نظام در معبرها ♪
‫♪ می‌تازند و جولان می‌دهند ♪

619
00:46:01,440 --> 00:46:05,650
‫♪ دیده‌بانان بر فراز باروها ♪
‫♪ بانگ برمی‌آورند که مسلح شوید ♪

620
00:46:05,820 --> 00:46:09,660
‫♪ باروت‌ها دروازه‌ها را می‌شکافند ♪
‫♪ شراره‌های آتش به هر سو زبانه می‌کشند ♪

621
00:46:09,830 --> 00:46:14,460
‫♪ آن‌دم که غرش توپ‌ها برمی‌خیزد ♪
‫♪ بارانِ گلوله باریدن می‌گیرد ♪

622
00:46:14,620 --> 00:46:18,830
‫♪ هر آن کس که طالب سربلندی است ♪
‫♪ نباید از مرگ بهراسد ♪

623
00:46:19,000 --> 00:46:21,210
‫♪ نوای شیپورها ♪
‫♪ بر بلندای برج و باروها… ♪

624
00:46:21,380 --> 00:46:23,670
‫ما بعد از اون‌همه نامه،
‫روی پله‌های هاید پارک…

625
00:46:27,840 --> 00:46:29,640
‫همدیگه رو دیدیم

626
00:46:31,640 --> 00:46:33,310
‫یهو دیدم جلوم وایسادی…

627
00:46:35,680 --> 00:46:37,060
‫واقعی بودی…

628
00:46:40,560 --> 00:46:41,820
‫سُر و مُر و گنده

629
00:46:48,490 --> 00:46:50,410
‫اون‌قدر بی‌تاب بودی که
‫نمی‌تونستی پیراهنم رو دربیاری…

630
00:46:51,910 --> 00:46:53,330
‫از بس که هول شده بودی

631
00:46:54,950 --> 00:46:56,370
‫درست همون‌جا…

632
00:46:57,370 --> 00:46:58,670
‫در اوج اشتیاق‌مون…

633
00:47:00,290 --> 00:47:02,920
‫ازم خواستگاری کردی

634
00:47:04,050 --> 00:47:05,420
‫بدترین زمانِ ممکن

635
00:47:06,470 --> 00:47:07,970
‫در هر صورت، بله رو گفتی

636
00:47:08,720 --> 00:47:10,220
‫من خیلی وقت پیش بله رو گفته بودم…

637
00:47:11,100 --> 00:47:12,470
‫توی تک‌تک نامه‌ها

638
00:47:13,430 --> 00:47:15,140
‫به‌قدری نامه نوشتیم که…

639
00:47:17,560 --> 00:47:19,810
‫جون و دلمون روی کاغذ
‫پیشکش همدیگه شد

640
00:47:23,650 --> 00:47:24,780
‫اما اون شب…

641
00:47:25,530 --> 00:47:27,780
‫اولین باری بود که
‫تن‌هامون چیزی رو به زبون می‌آوردن که

642
00:47:27,950 --> 00:47:31,320
‫واژه‌هامون هزاران بار
‫از قبل فریاد زده بودن

643
00:47:33,120 --> 00:47:35,120
‫فردا عازم جنگ میشی…

644
00:47:36,580 --> 00:47:37,710
‫دوباره

645
00:47:38,790 --> 00:47:40,580
‫وحشت تموم وجودم رو گرفته…

646
00:47:42,210 --> 00:47:43,210
‫دوباره

647
00:47:50,510 --> 00:47:52,140
‫حرف‌هام رو یادم نرفته

648
00:47:55,180 --> 00:47:56,270
‫منتها هنری…

649
00:48:01,310 --> 00:48:03,270
‫من شوهرم رو می‌خوام…

650
00:48:04,320 --> 00:48:05,320
‫همین حالا…

651
00:48:06,530 --> 00:48:07,690
‫همین امشب

652
00:48:10,360 --> 00:48:13,160
‫نه اون مردی که خودش رو باخت…

653
00:48:15,450 --> 00:48:16,790
‫یا مردی که جرئت نداشت

654
00:48:16,950 --> 00:48:18,580
‫حقیقت رو بهم بگه…

655
00:48:19,710 --> 00:48:21,210
‫شوهرم…

656
00:48:22,290 --> 00:48:24,920
‫مردی که تو دلِ خندق‌ها
‫برام نامه می‌نوشت…

657
00:48:26,050 --> 00:48:28,590
‫دلاوری که از کشتارگاه پشندیل
‫برگشت به آغوشم

658
00:48:49,030 --> 00:48:50,530
‫برش گردون…

659
00:48:51,320 --> 00:48:52,570
‫همین حالا…

660
00:48:53,030 --> 00:48:54,280
‫همین امشب…

661
00:48:54,870 --> 00:48:55,870
‫به‌خاطر من

662
00:48:56,200 --> 00:48:58,910
‫- همین‌جاست
‫- مالِ خودِ منه

663
00:50:27,290 --> 00:50:29,840
‫وقتی نتونستم باهات از سنگ‌ها رد بشم…

664
00:50:31,130 --> 00:50:32,710
‫رفتم سراغ یه غیب‌گو

665
00:50:33,960 --> 00:50:36,300
‫دستم رو گرفت و گفت
‫از موهبت سفر در زمان بی‌بهره‌ام

666
00:50:36,470 --> 00:50:38,010
‫گفت این قابلیت رو ندارم

667
00:50:39,140 --> 00:50:40,430
‫تو که قبلاً رد شدی

668
00:50:40,930 --> 00:50:42,430
‫یه بار این اتفاق افتاده

669
00:50:42,890 --> 00:50:44,060
‫زنیکه حقه‌بازه

670
00:50:44,560 --> 00:50:46,440
‫من هم اولش همین فکر رو می‌‎کردم

671
00:50:47,730 --> 00:50:49,480
‫ولی از کلیر خبر داشت

672
00:50:50,980 --> 00:50:52,480
‫ببین، خانم گراهام…

673
00:50:53,610 --> 00:50:56,450
‫می‌گفت مسافرهای زمان
‫برای عبور به چیزهای خاصی نیاز دارن

674
00:50:56,990 --> 00:50:58,950
‫بعضی‌ها سنگِ قیمتی لازم دارن

675
00:51:01,450 --> 00:51:03,120
‫گلِ‌سینه‌ای که داد با خودم بیارم…

676
00:51:04,620 --> 00:51:07,040
‫وقتی برگشتم دیدم نگینش غیب شده

677
00:51:08,330 --> 00:51:09,580
‫حلقه‌ی ازدواجم هم…

678
00:51:10,630 --> 00:51:12,960
‫بعد از اینکه رد شدم،
‫دیدم نگینش غیب شده

679
00:51:13,130 --> 00:51:14,420
‫روی دسته‌ی چاقوی آرچ‌باگ…

680
00:51:15,170 --> 00:51:16,590
‫یه سنگِ قیمتی داره

681
00:51:17,050 --> 00:51:19,840
‫آره، ساعتِ نظامی خودت…
‫توی چرخ‌دنده‌ش نگین یاقوت داره

682
00:51:21,300 --> 00:51:23,930
‫سه‌تا سنگِ قیمتی،
‫برای هر کدوم‌مون یکی هست

683
00:51:24,100 --> 00:51:26,560
‫تا برگردیم خونه پیش کلیر

684
00:51:27,770 --> 00:51:29,350
‫اگه حق با غیب‌گو باشه چی؟

685
00:51:30,270 --> 00:51:31,560
‫اگه واقعاً نتونم رد شم چی؟

686
00:51:31,730 --> 00:51:34,650
‫یک بار این راه رو رفتی،
‫باز هم رد میشی

687
00:51:35,730 --> 00:51:37,820
‫توی بحبوحه‌ی جنگ فلنگ رو می‌بندم

688
00:51:38,740 --> 00:51:40,360
‫گرنت‌ها خیال می‌کنن کشته شدم

689
00:51:40,950 --> 00:51:41,870
‫برام پیغام بفرست

690
00:51:42,370 --> 00:51:43,700
‫اول باید سنگ‌ها رو گیر بیارم

691
00:51:50,210 --> 00:51:51,630
‫حالا بخواب، عزیزدلم

692
00:51:52,790 --> 00:51:54,000
‫فردا باید جون داشته باشی

693
00:51:55,590 --> 00:51:57,010
‫خواب به چشمم نمیاد…

694
00:51:58,010 --> 00:51:59,510
‫پیشِ تو خواب حرومه

695
00:52:00,970 --> 00:52:02,180
‫پس پیشم دراز بکش

696
00:52:03,140 --> 00:52:04,680
‫هنوز چند ساعتی وقت داریم

697
00:52:42,890 --> 00:52:43,840
‫اون شال…

698
00:52:45,050 --> 00:52:46,680
‫پامو از گلیمم درازتر کردم

699
00:52:47,720 --> 00:52:48,930
‫نباید…

700
00:52:51,270 --> 00:52:52,770
‫بهم برنخورد

701
00:52:53,310 --> 00:52:54,770
‫فقط یه‌جورایی…

702
00:52:56,230 --> 00:52:57,730
‫غیرمنتظره بود

703
00:53:11,660 --> 00:53:13,000
‫خودت درستش کردی؟

704
00:53:14,880 --> 00:53:15,880
‫امروز صبح،

705
00:53:16,290 --> 00:53:18,500
‫با یه‌تیکه از آسترِ زیرِ دامنم

706
00:53:22,550 --> 00:53:23,800
‫بی‌نظیره

707
00:53:28,100 --> 00:53:31,020
‫پیشت بمونه بلکه یادت نره
‫هنوز هم انسانیت زنده‌ست…

708
00:53:32,730 --> 00:53:33,890
‫حتی وسط جنگ

709
00:53:37,060 --> 00:53:38,400
‫محاله یادم بره

710
00:53:55,920 --> 00:53:57,750
‫خدا پشت‌وپناهت، آقای فریزر

711
00:54:17,810 --> 00:54:19,310
‫چرا بیدارم نکردی؟!

712
00:54:23,360 --> 00:54:24,740
‫باید می‌خوابیدی

713
00:54:35,500 --> 00:54:37,750
‫دفعه‌ی پیش، تو نامه نوشتی

714
00:54:40,710 --> 00:54:41,840
‫حالا نوبتِ منه

715
00:54:43,760 --> 00:54:45,510
‫با نامه‌های تو تونستم دووم بیارم

716
00:54:49,550 --> 00:54:51,140
‫اما این یکی فرق داره

717
00:54:56,140 --> 00:54:58,690
‫فقط واسه حفظ جونت نیست

718
00:54:59,940 --> 00:55:01,230
‫بهونه‌ایه برای برگشتنت پیش من

719
00:55:08,530 --> 00:55:11,620
‫هنری، نمی‌خوام نامه‌ام رو
‫با نامه جواب بدی

720
00:55:11,990 --> 00:55:13,450
‫خودت با پای خودت…

721
00:55:14,870 --> 00:55:16,040
‫سالم و سلامت…

722
00:55:17,250 --> 00:55:18,000
‫برگرد پیشم

723
00:55:18,670 --> 00:55:21,500
‫این تنها پیغامیه که ازت قبول می‌کنم

724
00:55:37,560 --> 00:55:40,190
‫گروهان! به‌خط شید!

725
00:55:41,690 --> 00:55:44,070
‫بذار ما بریم،
‫بعدش بی‌سروصدا جیم شو

726
00:55:47,740 --> 00:55:49,820
‫- دوستت دارم
‫- من هم دوستت دارم، قربونت برم

727
00:56:31,490 --> 00:56:32,660
‫هیچی نگو

728
00:56:36,330 --> 00:56:38,620
‫اگه سالم برنگردم،
‫کله‌ام رو می‌کَنه

729
00:56:40,330 --> 00:56:42,000
‫پس حواست باشه به بادش ندی

730
00:56:43,830 --> 00:56:44,840
‫آره

731
00:56:50,720 --> 00:56:53,680
‫قبلِ اینکه از لیوخ بزنم بیرون،
‫به مورا قول دادم که

732
00:56:54,300 --> 00:56:55,970
‫دوگل رو زنده برگردونم خونه

733
00:56:57,560 --> 00:56:59,180
‫می‌دونم داداشم یه عوضیِ به‌تموم‌معناست

734
00:56:59,890 --> 00:57:01,690
‫ولی تا حدِ امکان، سعی کن

735
00:57:02,100 --> 00:57:03,690
‫دستت به خونش آلوده نشه

736
00:57:04,940 --> 00:57:06,110
‫تلاشم رو می‌کنم

737
00:57:10,360 --> 00:57:11,950
‫باید همراهت بیام…

738
00:57:13,030 --> 00:57:14,360
‫بلکه مراقبت باشم

739
00:57:17,370 --> 00:57:19,660
‫ولی اگه الان پا پس بکشم،
‫هیچ فرقی با پدرِ پستم ندارم

740
00:57:20,160 --> 00:57:22,120
‫الان دیگه توی لیوخ جام امنه

741
00:57:27,170 --> 00:57:29,250
‫- اگه برنگشتم…
‫- برمی‌گردی

742
00:57:29,960 --> 00:57:30,590
‫پیشِ جفتمون

743
00:57:31,670 --> 00:57:32,630
‫قسم بخور

744
00:57:33,380 --> 00:57:34,510
‫قسم بخور جوری می‌جنگی که

745
00:57:35,390 --> 00:57:36,970
‫انگار تموم هست‌ونیستت در خطره

746
00:57:38,310 --> 00:57:39,260
‫قسم می‌خورم

747
00:57:47,190 --> 00:57:48,940
‫عشقم هرگز نمی‌میره،

748
00:57:49,650 --> 00:57:50,900
‫حتی اگه خودم دیگه زنده نباشم

749
00:57:55,910 --> 00:57:57,320
‫من هیچی ندارم که بهت بدم…

750
00:57:59,200 --> 00:58:00,580
‫نه نشونه‌ای و نه یادگاری‌ای

751
00:58:01,700 --> 00:58:02,790
‫دادی…

752
00:58:09,880 --> 00:58:13,090
‫چیزی که فرای تموم آرزوها و تصوراتم بود

753
00:59:14,230 --> 00:59:15,530
‫دوینا؟

754
00:59:21,530 --> 00:59:22,780
‫دوینا!

755
01:00:02,740 --> 01:00:03,780
‫دوینا؟

756
01:00:05,080 --> 01:00:07,540
‫توی تاریکیِ شب،
‫از تو برام می‌گفت…

757
01:00:09,410 --> 01:00:11,370
‫اسمت رو عین یه دعای مقدس
‫زیر لب زمزمه می‌کرد

758
01:00:13,380 --> 01:00:14,750
‫پسرم کجاست؟

759
01:00:15,380 --> 01:00:16,880
‫منو با اسم تو صدا می‌زد…

760
01:00:18,130 --> 01:00:19,920
‫جولیا، جولیا،

761
01:00:20,840 --> 01:00:21,680
‫همه‌ش می‌گفت جولیا

762
01:00:21,840 --> 01:00:23,010
‫پسرم کو؟

763
01:00:23,760 --> 01:00:25,310
‫فکر می‌کرد من توام

764
01:00:26,470 --> 01:00:28,350
‫طوری بغلم می‌کرد که
‫انگار عزیزترینشم،

765
01:00:28,850 --> 01:00:30,560
‫انگار فرشته‌ی نجاتش بودم

766
01:00:33,230 --> 01:00:35,070
‫اما من که تو نبودم، بودم؟

767
01:00:36,650 --> 01:00:38,440
‫صرفاً یه جسم بودم توی تاریکی،

768
01:00:38,610 --> 01:00:40,780
‫فقط یه فاحشه که
‫می‌تونست خودش رو با من گول بزنه

769
01:00:40,950 --> 01:00:41,910
‫سیما…

770
01:00:44,620 --> 01:00:46,080
‫من عاشقش شده بودم…

771
01:00:48,200 --> 01:00:51,210
‫از همون شبِ اول و
‫اون هم منو دوست داشت

772
01:00:58,380 --> 01:01:01,170
‫فقط نمی‌دونست اونی که
‫داره بهش عشق می‌ورزه منم، نه تو

773
01:01:01,500 --> 01:01:21,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

