﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,500
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,761 --> 00:00:11,721
‫آنچه گذشت...

3
00:00:11,846 --> 00:00:12,972
‫تا وقتی که من دنبال سنگ‌های قیمتی می‌گردم.

4
00:00:13,139 --> 00:00:14,223
‫می‌تونیم برای هم نامه بنویسیم.

5
00:00:14,390 --> 00:00:15,141
‫فقط یه مخفیگاه لازم داریم.

6
00:00:15,307 --> 00:00:16,392
‫این رو تو درست کردی؟

7
00:00:16,559 --> 00:00:17,768
‫که یادت بمونه هنوز آدمای مهربون هم وجود دارن.

8
00:00:17,935 --> 00:00:19,145
‫این غریبه رابرت مک‌کینی رو کشت

9
00:00:19,311 --> 00:00:20,396
‫و الن رو با خودش برد.

10
00:00:20,563 --> 00:00:22,231
‫به لیترز خوش اومدی، دوشیزه مک‌کنزی.

11
00:00:22,398 --> 00:00:24,859
‫کار لاوات بود. یه چیزی تو شراب ریخته بود.

12
00:00:24,984 --> 00:00:27,278
‫می‌خواست نازات کنه.

13
00:00:27,737 --> 00:00:28,612
‫خیلی متأسفم.

14
00:00:28,779 --> 00:00:30,531
‫می‌ترسم بچه‌م رو از دست داده باشم.

15
00:00:30,698 --> 00:00:32,074
‫من رو برگردون لیوک.

16
00:00:32,241 --> 00:00:34,410
‫تعداد خیلی کمی برگشتن.

17
00:00:34,577 --> 00:00:35,828
‫دوگال کجاست؟

18
00:00:35,995 --> 00:00:37,329
‫دوگال و انگس رو زنده گرفتن.

19
00:00:37,496 --> 00:00:38,956
‫مار بعدش چه نقشه‌ای داره؟

20
00:00:39,123 --> 00:00:40,416
‫ولی دو نفر بودن

21
00:00:40,541 --> 00:00:41,459
‫که اون‌قدر احمق بودن که برن دنبالشون.

22
00:00:49,467 --> 00:00:50,968
‫بیا اینجا.

23
00:03:06,000 --> 00:03:13,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

24
00:03:13,903 --> 00:03:17,114
‫خیلی حرفا هست که می‌خوام بهت بزنم.

25
00:03:19,450 --> 00:03:22,119
‫ولی اینجا جاش نیست.

26
00:03:32,296 --> 00:03:36,258
‫♪ راه درازه ♪

27
00:03:36,383 --> 00:03:40,512
‫♪ از روی پلی که ازش گذشتم ♪

28
00:03:40,679 --> 00:03:43,933
‫♪ برای عشقم ♪

29
00:03:44,099 --> 00:03:49,063
‫♪ برای عشق ازدست‌رفته‌ام ♪

30
00:03:49,229 --> 00:03:52,524
‫♪ کنار دامنه تپه ♪

31
00:03:52,942 --> 00:03:55,694
‫♪ لابه‌لای خزه‌های سرسبز ♪

32
00:03:55,861 --> 00:03:59,657
‫♪ همون‌جا که چشم‌به‌راهم و منتظرم ♪

33
00:03:59,823 --> 00:04:04,536
‫♪ منتظر عشق ازدست‌رفته‌ام ♪

34
00:04:20,219 --> 00:04:23,722
‫♪ های آ بو ♪

35
00:04:24,098 --> 00:04:28,018
‫♪ هورین ایله او ♪

36
00:04:28,185 --> 00:04:30,729
‫♪ های آ بو ♪

37
00:04:30,896 --> 00:04:35,526
‫♪ فیر آ لیو، فیر آ له ♪

38
00:04:35,693 --> 00:04:39,279
‫♪ های آ بو ♪

39
00:04:39,405 --> 00:04:42,199
‫♪ هورین ایله او ♪

40
00:04:42,366 --> 00:04:46,203
‫♪ تو عشق منی، تو عزیز دلمی ♪

41
00:04:45,404 --> 00:04:48,804
‫"غریبه: هم خون من"

42
00:04:46,370 --> 00:04:52,292
‫♪ و تو همه دار و ندار منی ♪

43
00:05:39,840 --> 00:05:41,550
‫آره، دقیقاً همین‌طوره.

44
00:05:43,886 --> 00:05:44,845
‫اچ؟

45
00:05:44,970 --> 00:05:46,430
‫می‌دونم.

46
00:05:47,014 --> 00:05:48,015
‫اوه.

47
00:05:51,185 --> 00:05:52,561
‫سلام، شارلوت.

48
00:05:52,728 --> 00:05:53,562
‫حالت چطوره؟

49
00:05:53,729 --> 00:05:55,564
‫از دیدنت خوشحال شدم، رفیق قدیمی.

50
00:05:55,731 --> 00:05:56,398
‫هوم.

51
00:05:56,565 --> 00:05:58,108
‫و ایشون هم احتمالاً همسرته؟

52
00:05:58,275 --> 00:05:59,610
‫آره، این جولیاست.

53
00:05:59,735 --> 00:06:00,861
‫از آشناییتون خوشوقتم.

54
00:06:01,779 --> 00:06:03,822
‫طبیعتاً تو روزنامه‌ها چیزی درباره‌ش ننوشتن.

55
00:06:04,281 --> 00:06:05,824
‫ولی من شنیدم.

56
00:06:06,241 --> 00:06:07,659
‫ماجرای عاشقانه کوچولوت تو دوران جنگ رو میگم.

57
00:06:08,077 --> 00:06:09,411
‫می‌بینم که رابطه‌تون دووم آورده.

58
00:06:10,370 --> 00:06:11,872
‫به خاطر بچه‌ست؟

59
00:06:12,581 --> 00:06:13,957
‫ببخشید، ایشون شارلوت سیتونه.
‫-

60
00:06:14,124 --> 00:06:15,959
‫-ما قبلاً...
‫-ترجیح میدم لاتی صدام کنی، هنری.

61
00:06:16,126 --> 00:06:16,960
‫خودت که می‌دونی.

62
00:06:17,127 --> 00:06:18,587
‫از آشناییت خوشحالم.

63
00:06:19,338 --> 00:06:20,547
‫واقعاً؟

64
00:06:20,714 --> 00:06:22,549
‫لازم نیست به خاطر من تظاهر کنی، جولی.

65
00:06:22,966 --> 00:06:26,261
‫اسمم جولیاست. خانم جولیا بیچم.

66
00:06:26,887 --> 00:06:28,263
‫آره، معلومه.

67
00:06:28,388 --> 00:06:30,432
‫بالاخره اون حلقه رو داری که ثابتش کنه.

68
00:06:36,396 --> 00:06:38,315
‫اچ، اسم اون سنگ‌ریزه کوچولویی که

69
00:06:38,482 --> 00:06:39,817
‫رو انگشتشه چیه؟

70
00:06:39,983 --> 00:06:41,693
‫حتماً تو دوران جنگ خیلی سخت بوده

71
00:06:41,860 --> 00:06:43,821
‫که یه حلقه درست‌وحسابی پیدا کنی، ولی بازم...

72
00:06:43,987 --> 00:06:46,782
‫شارلوت، می‌دونم از دستم ناراحتی، ولی خواهش می‌کنم.

73
00:06:46,949 --> 00:06:48,784
‫کی ناراحته؟

74
00:06:49,785 --> 00:06:51,036
‫تو رابطه‌ای رو که داشتیم دور انداختی

75
00:06:51,161 --> 00:06:52,329
‫و به یه کارمند ساده و بی‌ریخت رضایت دادی

76
00:06:52,496 --> 00:06:53,956
‫که چند تا جمله قشنگ برات نوشته بود.

77
00:06:54,915 --> 00:06:56,125
‫وقتی تو داشتی سنگر می‌کندی،

78
00:06:56,542 --> 00:06:57,709
‫اون دنبال یه شوهر پولدار می‌گشت.

79
00:06:57,835 --> 00:06:59,128
‫خیلی خب، دیگه بسه.

80
00:06:59,294 --> 00:07:01,922
‫شاید از حلقه‌م خوشت نیاد، لاتی،

81
00:07:02,297 --> 00:07:04,133
‫ولی من یه چیزی دارم که تو هیچ‌وقت نخواهی داشت.

82
00:07:04,925 --> 00:07:06,093
‫قلبش رو.

83
00:07:14,184 --> 00:07:17,688
‫گفته بودی باید تو لحظه‌های معمولی زندگی دنبالت بگردم.

84
00:07:18,063 --> 00:07:20,399
‫ولی اتفاقایی که برای ما افتاده

85
00:07:20,566 --> 00:07:23,068
‫اصلاً معمولی نیستن.

86
00:07:24,236 --> 00:07:26,113
‫آخرین نامه‌ات و اتفاقایی که

87
00:07:26,238 --> 00:07:27,990
‫با سیما و لاوات از سر گذروندی.

88
00:07:28,699 --> 00:07:30,742
‫اگه اینا رو تو یه نمایش یا فیلم می‌دیدم...

89
00:07:32,077 --> 00:07:35,873
‫کاش واقعاً فقط یه داستان خیالی بودن.

90
00:07:36,915 --> 00:07:39,168
‫کاش می‌تونستم کنارت تو سینما بشینم.

91
00:07:39,751 --> 00:07:41,128
‫اون شبا رو یادت میاد؟

92
00:07:42,296 --> 00:07:44,047
‫وقتی گفتیم برای عشقمون می‌جنگیم،

93
00:07:44,715 --> 00:07:47,050
‫حتی اگه انگار داریم با نیروی جاذبه می‌جنگیم.

94
00:07:47,634 --> 00:07:51,638
‫خب، پس نیروی جاذبه مجبوره تسلیم خواسته من بشه،

95
00:07:52,472 --> 00:07:55,184
‫چون عشق نیروی خیلی قدرتمندتریه.

96
00:07:56,643 --> 00:07:59,229
‫سه روز دیگه کنار دیوار منتظرت می‌مونم.

97
00:08:00,022 --> 00:08:01,815
‫همون‌جا بیا پیشم.

98
00:08:41,688 --> 00:08:43,357
‫اتفاقی که افتاده، دیگه افتاده.

99
00:08:46,109 --> 00:08:47,027
‫حرف بزن.

100
00:08:48,070 --> 00:08:49,446
‫می‌خوام بشنوم.

101
00:08:49,613 --> 00:08:52,908
‫به خاطر تو تردید نکردم، به خاطر اونا بود.

102
00:08:55,118 --> 00:08:56,870
‫می‌بینی دارن چیکار می‌کنن،

103
00:08:57,704 --> 00:08:58,538
‫مگه نه؟

104
00:09:00,999 --> 00:09:01,917
‫آره.

105
00:09:02,501 --> 00:09:04,294
‫پس بگو دارن چیکار می‌کنن، دوگال؟

106
00:09:05,754 --> 00:09:08,006
‫-جوابم رو بده.
‫-دارن کفن میدوزن.

107
00:09:08,340 --> 00:09:09,132
‫آره.

108
00:09:10,801 --> 00:09:12,678
‫برای مردایی که هنوز باید خاکشون کنیم.

109
00:09:13,345 --> 00:09:14,721
‫چون هنوز جنازه‌های بیشتری مونده.

110
00:09:15,430 --> 00:09:17,266
‫و به خدا قسم،

111
00:09:18,267 --> 00:09:19,559
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمت.

112
00:09:21,103 --> 00:09:23,438
‫وقتی قیافه این زنا

113
00:09:23,605 --> 00:09:24,982
‫و بچه‌هاشون رو می‌بینم...

114
00:09:26,233 --> 00:09:29,319
‫حتی زن خودت هم فکر می‌کرد داره برای تو کفن می‌دوزه،

115
00:09:29,486 --> 00:09:31,905
‫مرتیکه خودخواه عوضی!

116
00:09:43,125 --> 00:09:44,126
‫دوگال.

117
00:09:51,133 --> 00:09:53,010
‫دوگال، خوشحالم می‌بینمت.

118
00:10:00,392 --> 00:10:04,187
‫اینکه الان سالم اینجا وایسادم، به خاطر انگسه...

119
00:10:06,773 --> 00:10:08,275
‫خدا رحمتش کنه...

120
00:10:12,821 --> 00:10:13,947
‫و همین مردا.

121
00:10:15,991 --> 00:10:17,326
‫مطمئن شو درست ازشون استقبال میشه.

122
00:10:20,412 --> 00:10:21,413
‫باشه.

123
00:10:23,623 --> 00:10:25,208
‫ولی تو نمی‌تونی اینجا بمونی.

124
00:10:26,418 --> 00:10:28,003
‫تو از قلعه ویلیام فرار کردی.

125
00:10:28,712 --> 00:10:29,963
‫میان دنبالت.

126
00:10:32,591 --> 00:10:34,301
‫با انگس خداحافظی کن و باهاش وداع کن.

127
00:10:35,969 --> 00:10:37,137
‫زنت رو هم ببین،

128
00:10:38,055 --> 00:10:39,306
‫اگه لازمه...

129
00:10:42,142 --> 00:10:43,310
‫و بعدش از اینجا برو.

130
00:10:44,728 --> 00:10:45,854
‫کجا برم؟

131
00:10:49,149 --> 00:10:50,901
‫کلبه قدیمی کشاورزه.

132
00:10:53,445 --> 00:10:54,946
‫همون‌جایی که بچگی‌هامون قایم می‌شدیم.

133
00:11:13,340 --> 00:11:15,926
‫خیالم راحت شد که هر دوتون رو صحیح و سالم می‌بینم.

134
00:11:16,343 --> 00:11:18,303
‫ممنون، خانم کامرون.

135
00:11:18,637 --> 00:11:20,389
‫خوشحالم که هنوز تو لیوک هستین.

136
00:11:21,139 --> 00:11:23,892
‫آقای کامرون داره کمک می‌کنه مرده‌ها رو خاک کنن.

137
00:11:25,185 --> 00:11:26,478
‫فردا میریم.

138
00:11:26,603 --> 00:11:28,063
‫دیگه هیچ‌وقت به خاطر اینکه برایان فریزر رو دوباره

139
00:11:28,230 --> 00:11:29,815
‫ به این خونه آوردی، سرزنشت نمی‌کنم.

140
00:11:31,316 --> 00:11:33,360
‫انگار همه‌چیزمون رو مدیون توییم.

141
00:11:35,362 --> 00:11:37,948
‫فقط یه خواهشی دارم.

142
00:11:39,116 --> 00:11:40,242
‫تو اتاقشه.

143
00:11:40,575 --> 00:11:42,244
‫خودت می‌دونی کجاست.

144
00:11:42,411 --> 00:11:43,495
‫ولی...

145
00:11:44,496 --> 00:11:45,372
‫خودت رو آماده کن.

146
00:12:26,621 --> 00:12:29,124
‫من از قبل عاشقش شده بودم.

147
00:12:36,089 --> 00:12:37,090
‫یه دختر.

148
00:12:38,341 --> 00:12:39,468
‫من رو ببخش.

149
00:12:41,887 --> 00:12:44,806
‫یجوری حس می‌کردم دختره،

150
00:12:46,475 --> 00:12:47,976
‫یا شاید دلم می‌خواست دختر باشه.

151
00:12:51,938 --> 00:12:54,232
‫می‌دونستم فکر احمقانه‌ایه.

152
00:12:56,026 --> 00:12:59,154
‫ولی رؤیای این رو داشتم که موهاش رو نوازش کنم

153
00:13:00,197 --> 00:13:02,491
‫و گونه‌هاش رو ببوسم.

154
00:13:06,912 --> 00:13:08,830
‫شبیه تو می‌شد.

155
00:13:14,794 --> 00:13:17,797
‫حالا دعا می‌کنم روح بچه‌ای که هیچ‌وقت به دنیا نیومد،

156
00:13:17,964 --> 00:13:20,425
‫پیش جنت باشه.

157
00:13:20,592 --> 00:13:23,303
‫می‌خواستم اسمش رو به یاد جنت بذارم.

158
00:13:24,179 --> 00:13:26,348
‫بهش قول داده بودم.

159
00:13:26,806 --> 00:13:27,891
‫من اینجام، عزیز دلم.

160
00:13:28,058 --> 00:13:30,560
‫اینجام. هیس، هیس.

161
00:13:31,478 --> 00:13:32,854
‫متأسفم، برایان.

162
00:13:37,150 --> 00:13:40,320
‫هیس. با اینکه هر دومون خیلی درد میکشیم...

163
00:13:43,031 --> 00:13:44,449
‫شاید خواست خدا همین بوده.

164
00:13:47,035 --> 00:13:48,912
‫بازم بچه‌دار میشیم، الن.

165
00:13:49,955 --> 00:13:51,164
‫می‌شیم، حتماً میشیم.

166
00:13:51,331 --> 00:13:52,666
‫تو خوب میشی.

167
00:13:52,832 --> 00:13:54,084
‫نه، نمیشم.

168
00:13:54,584 --> 00:13:55,710
‫-چرا.
‫-نه، نمیشم.

169
00:13:55,877 --> 00:13:57,045
‫-چرا، خوب میشی.
‫-نه، نمیشم.

170
00:13:57,212 --> 00:13:58,421
‫-من نفرین شدم...
‫-نه، نه.

171
00:13:58,588 --> 00:14:01,091
‫که تا آخر عمرم بی‌بچه بمونم.

172
00:14:01,216 --> 00:14:03,051
‫نه، نه، نه. به حرفم گوش کن.

173
00:14:03,176 --> 00:14:04,010
‫گوش کن.

174
00:14:04,177 --> 00:14:05,845
‫کار پدرت بود.

175
00:14:07,347 --> 00:14:09,683
‫یه چیزی تو شراب ریخته بود.

176
00:14:11,059 --> 00:14:13,853
‫یه معجون اون‌قدر قوی

177
00:14:14,020 --> 00:14:16,273
‫که بتونه رحم یه زن رو از بین ببره.

178
00:14:22,862 --> 00:14:24,656
‫طبیب میگه بعیده

179
00:14:24,781 --> 00:14:27,158
‫دیگه بتونم بچه‌دار بشم.

180
00:14:41,590 --> 00:14:44,509
‫اگه بخوای ترکم کنی، درکت می‌کنم.

181
00:14:56,229 --> 00:14:57,939
‫دوستت دارم.

182
00:15:00,525 --> 00:15:01,568
‫تا همیشه.

183
00:15:02,944 --> 00:15:04,029
‫این رو یادت باشه.

184
00:15:05,697 --> 00:15:06,531
‫نه.

185
00:15:09,367 --> 00:15:10,327
‫نه.

186
00:15:11,077 --> 00:15:11,911
‫کمکم کن لباس بپوشم.

187
00:15:12,078 --> 00:15:13,580
‫باید برم دنبالش.

188
00:15:14,497 --> 00:15:16,708
‫اگه دیگه تو رو نمی‌خواد، بذار بره.

189
00:15:16,875 --> 00:15:18,627
‫-لیاقتت رو نداره.
‫-اون ترکم نکرده.

190
00:15:18,793 --> 00:15:20,253
‫رفته پدرش رو بکشه.

191
00:15:20,378 --> 00:15:21,921
‫و اگه این کار رو بکنه، منم از بین میرم،

192
00:15:22,088 --> 00:15:23,465
‫چون اون رو از دست میدم.

193
00:15:23,590 --> 00:15:25,133
‫اگه واقعاً رفته باشه اونجا،

194
00:15:25,717 --> 00:15:28,386
‫دیگه حتی سگ‌های جهنم هم نمی‌تونن جلوش رو بگیرن.

195
00:15:56,498 --> 00:15:57,582
‫ایست!

196
00:16:01,836 --> 00:16:04,255
‫چی شده؟

197
00:16:04,422 --> 00:16:06,007
‫سربازا راه رو بستن، دوشیزه.

198
00:16:07,384 --> 00:16:09,135
‫خب، نمی‌تونی ازشون بخوای برن کنار؟

199
00:16:09,302 --> 00:16:11,513
‫با این وضع به شام نمیرسم.

200
00:16:19,396 --> 00:16:21,564
‫اسمت رو بگو و بگو تو این جاده چیکار می‌کنی.

201
00:16:22,732 --> 00:16:26,778
‫اون احمق بی‌شعور گردنبند مرواریدم رو ازم گرفت.

202
00:16:27,904 --> 00:16:30,573
‫ببخشید که بددهنی می‌کنم، ولی واقعاً حقشه.

203
00:16:30,740 --> 00:16:32,200
‫همونی که مادر بهت داده بود؟

204
00:16:32,617 --> 00:16:35,370
‫وقتی فهمید کی هستی، ازش نخواستی پسش بده؟

205
00:16:35,537 --> 00:16:36,830
‫اوه، مالکوم، اگه یکی از سربازای اعلیحضرت

206
00:16:36,955 --> 00:16:38,373
‫تفنگش رو مستقیم گرفته بود جلوی صورتت،

207
00:16:38,540 --> 00:16:40,166
‫تو همچین کاری می‌کردی؟

208
00:16:40,333 --> 00:16:42,752
‫برای یه گردنبند پنجاه پوندی، معلومه که می‌کردم.

209
00:16:42,919 --> 00:16:44,713
‫حتی اسمش رو هم می‌پرسیدم.

210
00:16:44,879 --> 00:16:46,005
‫مسخره‌بازی درنیار.

211
00:16:46,131 --> 00:16:47,716
‫می‌تونی یه گردنبند دیگه برام بخری.

212
00:16:47,841 --> 00:16:50,218
‫اون چه حقی داشته گردنبندت رو بگیره؟

213
00:16:50,677 --> 00:16:52,470
‫ما از رعایای وفادار پادشاهیم!

214
00:16:54,139 --> 00:16:56,933
‫تازه خیلی هم بعید می‌دونم

215
00:16:57,100 --> 00:16:58,560
‫واقعاً تفنگش رو گرفته باشه جلوی صورتت، مارگارت.

216
00:16:58,727 --> 00:17:01,271
‫حتماً فکر می‌کنی خودم اون گردنبند لعنتی رو درآوردم

217
00:17:01,438 --> 00:17:03,565
‫و از روی خیرخواهی تقدیمش کردم.

218
00:17:03,732 --> 00:17:05,817
‫اون داشت دنبال ژاکوبیت‌ها می‌گشت.

219
00:17:05,942 --> 00:17:08,153
‫که راهزن سرگردنه نبود.

220
00:17:08,319 --> 00:17:11,281
‫گفت باید یه جوری راضیش کنم بذاره رد بشم.

221
00:17:11,698 --> 00:17:13,324
‫اگه اجازه نمی‌دادم گردنبندم رو برداره،

222
00:17:13,491 --> 00:17:16,953
‫شاید یه چیز خیلی باارزش‌تر رو ازم می‌گرفت.

223
00:17:17,078 --> 00:17:19,080
‫کاش می‌گرفت.

224
00:17:19,247 --> 00:17:20,874
‫اون‌وقت می‌تونستیم شوهرت بدیم .

225
00:17:21,040 --> 00:17:22,876
‫واقعاً اگه برادرم نبود،

226
00:17:23,042 --> 00:17:24,919
‫دیگه هیچ‌وقت باهاش حرف نمی‌زدم.

227
00:17:25,295 --> 00:17:26,880
‫خب، دوشیزه گرنت، خیلی متأسفیم

228
00:17:27,046 --> 00:17:30,091
‫که تو همچین شرایطی به خونه برگشتین.

229
00:17:30,592 --> 00:17:31,468
‫هوم.

230
00:17:32,218 --> 00:17:34,763
‫اولین باره می‌شنوم سربازای ارتش تو این اطراف گشت می‌زنن.

231
00:17:35,972 --> 00:17:37,682
‫امیدوارم همین‌طور باشه.

232
00:17:38,641 --> 00:17:41,603
‫محض رضای خدا، ما که طرف خودشونیم، مگه نه؟

233
00:17:42,020 --> 00:17:43,313
‫خب، فکر کنم تو روزای آینده...

234
00:17:43,480 --> 00:17:45,356
‫ گشت‌های بیشتری ببینیم، ولی

235
00:17:45,482 --> 00:17:48,568
‫مهم اینه که زنده موندی و می‌تونی ماجرا رو تعریف کنی.

236
00:17:50,236 --> 00:17:52,989
‫بفرما عزیزم، این اعصابت رو آروم می‌کنه.

237
00:17:53,156 --> 00:17:56,451
‫خانم باگ، امیدوارم یه کم ویسکی توش ریخته باشی.

238
00:17:57,660 --> 00:17:58,953
‫اوه، ببخشید، باید...

239
00:17:59,287 --> 00:18:00,288
‫سرورم؟

240
00:18:01,790 --> 00:18:02,832
‫چرا که نه؟

241
00:18:04,876 --> 00:18:07,045
‫فکر کنم یه پیک کوچیک به همه‌مون می‌چسبه.

242
00:18:17,639 --> 00:18:18,890
‫این بهتر شد.

243
00:18:19,557 --> 00:18:22,560
‫اوه، بعد از اون ماجرای وحشتناک،

244
00:18:22,977 --> 00:18:26,523
‫اون مرد با کلی بی‌میلی...

245
00:18:28,358 --> 00:18:29,359
‫این رو بهم داد.

246
00:18:29,943 --> 00:18:32,278
‫دخترم، چرا زودتر چیزی نگفتی؟

247
00:18:32,654 --> 00:18:34,364
‫این مهر سلطنتیه؟

248
00:18:52,048 --> 00:18:54,092
‫این یه دعوت‌نامه از طرف پادشاهه.

249
00:19:08,314 --> 00:19:09,858
‫ظاهراً مراسم اعطای عنوان

250
00:19:10,024 --> 00:19:11,818
‫تو عمارت دوک سندرینگهام برگزار میشه.

251
00:19:15,029 --> 00:19:16,239
‫خب، همشون همینان؟

252
00:19:16,573 --> 00:19:17,782
‫بله، سرورم.

253
00:19:18,116 --> 00:19:19,909
‫فکر می‌کردم یکی دیگه هم داشتم.

254
00:19:25,540 --> 00:19:27,083
‫کفش‌های خوبم کجان؟

255
00:19:27,250 --> 00:19:28,751
‫تو اتاق خوابتون.

256
00:19:28,877 --> 00:19:29,919
‫خب، تمیزشون کن.

257
00:19:30,545 --> 00:19:31,421
‫چشم.

258
00:19:31,546 --> 00:19:33,089
‫آستین پیراهن‌هام رو هم تعمیر کن.

259
00:19:33,840 --> 00:19:35,049
‫چشم.

260
00:19:35,216 --> 00:19:36,175
‫یه لباس آبرومند لازم دارم،

261
00:19:36,342 --> 00:19:37,010
‫اونم هرچی زودتر.

262
00:19:37,635 --> 00:19:38,553
‫منتظر چی هستی؟

263
00:19:38,720 --> 00:19:40,513
‫برو کفش‌هام رو تمیز کن!

264
00:19:42,557 --> 00:19:43,933
‫چشم، سرورم.

265
00:19:47,520 --> 00:19:49,772
‫سرورم، اصلاً بهتون نمیاد

266
00:19:49,939 --> 00:19:51,274
‫برای موضوع پیش‌پاافتاده‌ای مثل لباس این‌قدر نگران باشین.

267
00:19:51,399 --> 00:19:52,734
‫پیش‌پاافتاده؟

268
00:19:53,359 --> 00:19:56,112
‫تو می‌دونی کدوم‌یکی از این کت‌ها بیشتر مد روزه؟

269
00:19:56,487 --> 00:19:58,948
‫نه، نمی‌دونی.

270
00:20:00,992 --> 00:20:02,911
‫می‌بینی چقدر به خاک سیاه نشستم؟

271
00:20:03,369 --> 00:20:04,913
‫به زور پول یه خیاط رو دارم

272
00:20:05,079 --> 00:20:06,956
‫و حالا باید از خدمتکار آشپزخونه‌مون بپرسم

273
00:20:07,123 --> 00:20:08,499
‫جلوی پادشاه چی بپوشم.

274
00:20:09,417 --> 00:20:10,752
‫پادشاه هم اونجا هست؟

275
00:20:11,753 --> 00:20:13,254
‫اگه اون‌قدر عقل داشتی که بتونی بخونی،

276
00:20:13,421 --> 00:20:14,547
‫خودت می‌فهمیدی.

277
00:20:14,714 --> 00:20:16,799
‫همه آدمای مهم اونجا هستن.

278
00:20:17,926 --> 00:20:19,427
‫همه قبیله‌های وفادار به پادشاه؟

279
00:20:24,641 --> 00:20:26,517
‫مطمئن میشیم بهترین ظاهر ممکن رو داشته باشیم.

280
00:20:27,310 --> 00:20:30,229
‫خیاط قبول می‌کنه پولش رو بعداً بدین.

281
00:20:30,813 --> 00:20:33,066
‫شما لیاقت این لحظه رو دارین، سرورم.

282
00:20:33,650 --> 00:20:35,026
‫حق شماست.

283
00:20:35,735 --> 00:20:37,153
‫می‌خوام ازش لذت ببرین.

284
00:20:37,946 --> 00:20:39,697
‫تو با من نمیای.

285
00:20:40,531 --> 00:20:42,909
‫مسلماً انتظار دارن همسر آدم هم تو مراسم شرکت کنه.

286
00:20:43,076 --> 00:20:45,328
‫خب، تو عادت زشتی داری که خودت رو

287
00:20:45,495 --> 00:20:48,790
‫جایی که کسی نمی‌خوادت جا می‌کنی
‫و نظراتی میدی که هیچ‌کس نخواسته.

288
00:20:48,957 --> 00:20:50,416
‫وقتی نمی‌تونم به رفتارت تو خونه اعتماد کنم،

289
00:20:50,583 --> 00:20:52,460
‫معلومه که جلوی خاندان سلطنتی هم نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

290
00:20:52,627 --> 00:20:55,880
‫نمی‌ذارم روزم رو خراب کنی.

291
00:20:57,000 --> 00:21:04,000


292
00:21:05,306 --> 00:21:08,101
‫مارگارت، این ولخرجی‌هات...

293
00:21:08,851 --> 00:21:10,561
‫واقعاً لازمه جلوی بقیه درباره‌ش حرف بزنیم؟

294
00:21:10,728 --> 00:21:12,480
‫اول از همه همین برادرزاده‌م بود که.

295
00:21:12,647 --> 00:21:14,065
‫ موضوع رو بهم گفت

296
00:21:14,232 --> 00:21:15,858
‫برای همین دستور دادی برگردم خونه؟ که سرزنشم کنی؟

297
00:21:15,984 --> 00:21:18,277
‫داری زیادی پول خرج می‌کنی.

298
00:21:18,444 --> 00:21:20,238
‫آیزاک هیچ‌وقت ازم حساب‌وکتاب نمی‌خواست.

299
00:21:20,405 --> 00:21:22,281
‫این پول در برابر دارایی‌مون هیچی نیست، مالکوم.

300
00:21:22,448 --> 00:21:24,784
‫-حالا اختیار اون دارایی دست منه.
‫-اوه.

301
00:21:24,951 --> 00:21:29,163
‫از این به بعد هرچی بخوای، باید درخواست کنی.

302
00:21:29,664 --> 00:21:31,249
‫اونم از طریق هنری.

303
00:21:33,501 --> 00:21:34,961
‫عمراً.

304
00:21:35,086 --> 00:21:36,379
‫تو می‌خوای برای حفظ اعتبار خاندانمون
‫با اشراف لندن رفت‌وآمد کنم.

305
00:21:36,546 --> 00:21:37,797
‫خب، برای این کار پول لازم دارم.

306
00:21:38,715 --> 00:21:40,800
‫خیلی زشته که این‌قدر رک درباره پول حرف بزنی.

307
00:21:40,967 --> 00:21:43,219
‫تازه من هیچ‌وقت ازت نخواستم تو لندن بمونی.

308
00:21:44,345 --> 00:21:46,848
‫ولی خودت حسابی از مزایای رفت‌وآمدهای من بهره بردی.

309
00:21:47,015 --> 00:21:48,141
‫منظورت مراسم اعطای عنوانه؟

310
00:21:48,683 --> 00:21:50,059
‫پادشاه داره به خاطر شجاعتم،

311
00:21:50,226 --> 00:21:51,811
‫ تو جنگ ازم تقدیر می‌کنه

312
00:21:51,978 --> 00:21:54,772
‫نه به خاطر اینکه تو با درباری‌هاش نشست‌وبرخاست کردی.

313
00:21:55,231 --> 00:21:56,524
‫واقعاً غیرقابل‌تحملی.

314
00:21:56,691 --> 00:21:58,192
‫تو هم یه دختر ترشیده‌ای.

315
00:21:58,609 --> 00:22:00,361
‫باید یه شوهر پیدا کنی.

316
00:22:00,737 --> 00:22:02,488
‫وقتی رفتیم عمارت سندرینگهام،

317
00:22:02,864 --> 00:22:03,948
‫همون‌جا دنبال یکی بگرد.

318
00:22:04,699 --> 00:22:06,367
‫انتظار داری مثل یه گدای ژنده‌پوش

319
00:22:06,534 --> 00:22:07,660
‫بدون هیچ جواهری برم اونجا؟

320
00:22:07,827 --> 00:22:08,911
‫اوه.

321
00:22:09,537 --> 00:22:11,998
‫می‌دونین، شاید من و آقای باگ بتونیم کمکی بکنیم.

322
00:22:12,165 --> 00:22:15,334
‫می‌تونیم دنبال سربازایی بگردیم که گردنبندتون رو گرفتن.

323
00:22:15,918 --> 00:22:17,336
‫من با کالسکه‌چی حرف زدم.

324
00:22:17,962 --> 00:22:20,339
‫ارتش تو جاده قدیمی دره گشت می‌زده.

325
00:22:20,715 --> 00:22:22,383
‫اوه، حتماً فکر می‌کنین اون عوضی

326
00:22:22,508 --> 00:22:24,260
‫همین‌جوری گردنبند رو بهتون پس می‌ده؟

327
00:22:24,677 --> 00:22:26,429
‫شاید احتمال کمی داشته باشه، ولی...

328
00:22:27,013 --> 00:22:29,098
‫تا امتحان نکنیم، چیزی گیرمون نمیاد.

329
00:22:31,559 --> 00:22:34,771
‫شاید این‌جوری از خرج خرید یه گردنبند جدید خلاص بشم.

330
00:22:36,439 --> 00:22:38,649
‫همین الان برین، قبل از اینکه پشیمون بشم.

331
00:23:00,379 --> 00:23:02,090
‫اوه، خیلی باهاش بدرفتاری کردم.

332
00:23:03,341 --> 00:23:04,842
‫با شارلوت، لاتی.

333
00:23:05,510 --> 00:23:06,761
‫نه، نکردی.

334
00:23:06,886 --> 00:23:08,971
‫اون خیلی بی‌رحمانه رفتار کرد و تو فقط حقیقت رو گفتی.

335
00:23:11,557 --> 00:23:14,102
‫فقط... واقعاً متأسفم.

336
00:23:16,270 --> 00:23:17,563
‫خب، حالا نوبت توئه.

337
00:23:20,066 --> 00:23:21,234
‫دوستش داشتی؟

338
00:23:23,736 --> 00:23:25,446
‫آره، اولین عشقم بود.

339
00:23:26,781 --> 00:23:28,825
‫احتمالاً اولین تجربه خیلی چیزای دیگه‌ت هم بوده.

340
00:23:31,327 --> 00:23:34,330
‫خیلی قبل از اینکه برم جنگ، می‌دونستم رابطه‌مون درست نیست.

341
00:23:36,374 --> 00:23:37,959
‫نمی‌تونستم بذارم منتظرم بمونه.

342
00:23:41,254 --> 00:23:43,464
‫خب، من که خیلی خوشحالم باهاش به هم زدی.

343
00:23:46,634 --> 00:23:47,677
‫منم همین‌طور.

344
00:23:57,728 --> 00:23:59,397
‫و درباره حرفی که راجع به حلقه‌ت زد...

345
00:23:59,814 --> 00:24:00,940
‫خب، حلقه ساده‌ایه.

346
00:24:01,983 --> 00:24:03,151
‫یه سنگ آمیتیست معمولی.

347
00:24:03,943 --> 00:24:07,738
‫یه کوارتز شیشه‌ای که پر از افسانه و معناست.

348
00:24:10,741 --> 00:24:12,952
‫اگه عشق به زندگی‌مون معنا می‌ده...

349
00:24:14,912 --> 00:24:17,039
‫پس این حلقه سرشار از همون معناست.

350
00:24:19,458 --> 00:24:21,210
‫تازه سنگش از رگه‌ای استخراج شده که درست از قلب

351
00:24:21,377 --> 00:24:22,587
‫اون جزیره‌ها می‌گذره.

352
00:24:24,547 --> 00:24:26,382
‫یه روز می‌برمت اونجا.

353
00:24:26,549 --> 00:24:28,718
‫قول میدم.

354
00:24:29,343 --> 00:24:30,803
‫خیلی دوست دارم.

355
00:24:35,224 --> 00:24:37,435
‫شاید شارلوت اولین عشقم بوده،

356
00:24:38,352 --> 00:24:40,438
‫ولی تو، خانم جولیا بیچم...

357
00:24:41,814 --> 00:24:43,441
‫آخرین عشقمی.

358
00:24:50,823 --> 00:24:53,159
‫خیلی وقته دوشیزه گرنت رو می‌شناسم.

359
00:24:54,035 --> 00:24:55,536
‫قرار نیست اون گردنبند رو پیدا کنیم.

360
00:24:55,703 --> 00:24:56,871
‫نه؟

361
00:24:56,996 --> 00:24:58,539
‫اگه جایی باشه، حتماً یه گوشه تو اتاق خودشه.

362
00:24:59,332 --> 00:25:00,750
‫خب، حتماً رئیس قبیله هم این رو می‌دونه.

363
00:25:00,875 --> 00:25:02,210
‫آره، خوبم می‌دونه.

364
00:25:02,877 --> 00:25:04,879
‫ولی جلوی ما چیزی نمیگه.

365
00:25:05,421 --> 00:25:06,380
‫فقط باهاش همراهی می‌کنه.

366
00:25:07,131 --> 00:25:08,841
‫این دوتا همیشه با هم همین‌جوری‌ان.

367
00:25:10,635 --> 00:25:13,471
‫خوبه، چون من اصلاً قصد ندارم دنبال.

368
00:25:13,638 --> 00:25:15,348
‫ اون گردنبند بگردم، آقای باگ

369
00:25:15,514 --> 00:25:17,642
‫-باید برم.
‫-کجا؟

370
00:25:17,808 --> 00:25:20,269
‫این... این فرصت منه.

371
00:25:20,603 --> 00:25:21,938
‫باید ازش استفاده کنم.

372
00:25:22,104 --> 00:25:23,981
‫من جونم رو بهت مدیونم، ولی نمی‌تونم بذارم آزادانه هرجا خواستی بری.

373
00:25:24,148 --> 00:25:27,944
‫خب، اگه چیزی رو که دنبالش می‌گردم پیدا کنم، دیگه لازم نیست.

374
00:25:29,570 --> 00:25:30,696
‫خدای من.

375
00:25:33,824 --> 00:25:36,452
‫تو دامنه تپه سنگ آمیتیست هست.

376
00:25:37,036 --> 00:25:37,870
‫این دیوونه شده.

377
00:25:38,037 --> 00:25:38,955
‫آرچ.

378
00:25:39,497 --> 00:25:40,414
‫آره،

379
00:25:41,207 --> 00:25:42,458
‫هست.

380
00:25:42,625 --> 00:25:44,293
‫درست کنار یه گنج پر از دندون مرغ.

381
00:25:45,044 --> 00:25:47,922
‫همچین گنجی رو به هیچ قیمتی نمی‌تونی پیدا کنی،

382
00:25:48,297 --> 00:25:49,966
‫هرچند پول داشتن کمک می‌کنه.

383
00:25:50,132 --> 00:25:52,802
‫من باور دارم که به خاطر عشق پیداش می‌کنم.

384
00:25:53,511 --> 00:25:56,472
‫در مورد پول هم، تمام پس‌اندازم خرج اجاره شد.

385
00:25:56,639 --> 00:25:57,765
‫همم.

386
00:26:00,226 --> 00:26:04,313
‫جایی رو پیدا کن که دو عاشق

387
00:26:04,855 --> 00:26:06,482
‫با قدرت پری‌ها به سنگ تبدیل شدن.

388
00:26:06,649 --> 00:26:07,775
‫ببخشید؟

389
00:26:10,278 --> 00:26:11,696
‫تو یه تنگه،

390
00:26:12,321 --> 00:26:13,197
‫دو تا صخره هستن

391
00:26:13,948 --> 00:26:17,159
‫که صورت‌هاشون با گذر زمان و اشک فرسوده شده.

392
00:26:18,119 --> 00:26:20,830
‫وقتی عروس بداقبال دسته‌گل خلنگش رو

393
00:26:20,997 --> 00:26:24,417
‫تو رودخونه انداخت، اونم به سنگ تبدیل شد.

394
00:26:25,293 --> 00:26:27,378
‫اونجاست که چیزی رو که دنبالش می‌گردی پیدا می‌کنی.

395
00:26:28,296 --> 00:26:29,880
‫خانم باگ، شما از کجا اینا رو می‌دونین؟

396
00:26:32,633 --> 00:26:35,678
‫مردی که خنجر اسکاتلندی آرچ رو بهم فروخت،

397
00:26:35,845 --> 00:26:38,180
‫همونی که سنگ آمیتیست روش برای محافظت ازش بود،

398
00:26:38,347 --> 00:26:41,142
‫گفت سنگش رو از همون‌جا آورده.

399
00:26:42,768 --> 00:26:44,061
‫همون خنجری که گمش کردم،

400
00:26:44,645 --> 00:26:45,730
‫اونم به لطف تو.

401
00:26:47,398 --> 00:26:50,651
‫خیلیا از اونجا برنمی‌گردن.

402
00:26:50,776 --> 00:26:51,819
‫بعضیا رو پری‌ها با خودشون می‌برن.

403
00:26:51,986 --> 00:26:54,405
‫بعضیا رو هم خدا.

404
00:26:56,699 --> 00:26:58,284
‫من اونجا دنبالت نمیام

405
00:26:59,577 --> 00:27:01,162
‫که بیفتم و بمیرم.

406
00:27:02,163 --> 00:27:04,540
‫ولی اگه رفتی، آرچ،

407
00:27:05,124 --> 00:27:06,959
‫یه کم آمیتیست با خودت برگردون.

408
00:27:07,543 --> 00:27:10,171
‫شاید پری‌ها بهمون یه بچه عطا کنن.

409
00:27:27,355 --> 00:27:28,856
‫تو واقعاً عاشق زنتی.

410
00:27:30,733 --> 00:27:32,443
‫ازم پرسیدی زنم رو دوست دارم یا نه.

411
00:27:34,403 --> 00:27:35,821
‫بهت نشون میدم چقدر دوستش دارم.

412
00:27:37,198 --> 00:27:39,533
‫ولی عمراً بذارم پری‌ها من رو ازش جدا کنن.

413
00:27:40,576 --> 00:27:42,828
‫حتی نمی‌ذارم خدا هم من رو پیش خودش ببره.

414
00:27:45,831 --> 00:27:47,875
‫من میرم پایین تنگه،

415
00:27:48,459 --> 00:27:50,252
‫تو هم طناب نجاتم میشی.

416
00:27:55,341 --> 00:27:56,300
‫موردینا...

417
00:27:57,093 --> 00:27:58,886
‫بیشتر از هر چیزی تو دنیا دلش بچه می‌خواد.

418
00:28:00,888 --> 00:28:03,140
‫عجیبه که آدم از این فکر آروم بشه

419
00:28:04,517 --> 00:28:05,601
‫که اگه بمیره...

420
00:28:07,561 --> 00:28:09,897
‫حداقل یه یادگار از خودش تو این دنیا به جا گذاشته؟

421
00:28:11,899 --> 00:28:13,067
‫فکر کنم آره.

422
00:28:13,984 --> 00:28:16,570
‫ولی از طرف دیگه، صد برابر دردناک‌تره

423
00:28:17,530 --> 00:28:19,907
‫که بدونی بچه‌هات رو پشت سرت تنها گذاشتی.

424
00:28:30,626 --> 00:28:32,545
‫راستی، پسرت...

425
00:28:34,755 --> 00:28:36,090
‫براش اسم گذاشتین؟

426
00:28:38,884 --> 00:28:40,845
‫قبل از اینکه بتونیم...

427
00:28:41,846 --> 00:28:42,721
‫غسل تعمیدش بدیم، مرد.

428
00:28:43,472 --> 00:28:45,182
‫موردینای من خیلی از این اتفاق ضربه خورد.

429
00:28:46,392 --> 00:28:48,978
‫ولی فکر می‌کنه اگه پسرمون به بهشت نرفته باشه...

430
00:28:51,480 --> 00:28:53,274
‫شاید پیش پری‌ها باشه.

431
00:28:58,529 --> 00:29:00,072
‫خیلی متأسفم، آرچ.

432
00:29:02,491 --> 00:29:05,411
‫من بهش می‌گفتم باگ کوچولو.

433
00:29:36,650 --> 00:29:38,861
‫آقای فریزر.

434
00:29:40,863 --> 00:29:41,947
‫برگشتین.

435
00:29:42,364 --> 00:29:43,407
‫آره.

436
00:29:44,366 --> 00:29:46,368
‫ارتش پادشاه نقشه دیگه‌ای برام داشت، ولی...

437
00:29:47,745 --> 00:29:48,871
‫همون‌طور که می‌بینی، اینجام.

438
00:29:52,333 --> 00:29:54,376
‫وقتی مردای مک‌کنزی برگشتن و...

439
00:29:54,793 --> 00:29:56,003
‫تو بینشون نبودی،

440
00:29:56,670 --> 00:29:57,922
‫نگران شدیم.

441
00:30:00,883 --> 00:30:03,010
‫منظورم اینه که خانم کامرون خیلی خوشحال میشن.

442
00:30:03,177 --> 00:30:05,721
‫ایشون برای همه مردایی که کنار برادرش جنگیدن، ارزش قائلن.

443
00:30:06,972 --> 00:30:07,681
‫تو چی؟

444
00:30:10,684 --> 00:30:13,854
‫تو برای این مرد به‌خصوص چقدر ارزش قائلی؟

445
00:30:16,690 --> 00:30:19,235
‫جایگاه من نیست که برای کسی ارزش تعیین کنم، آقای فریزر.

446
00:30:19,902 --> 00:30:20,903
‫من اینجام که خدمت کنم.

447
00:30:22,821 --> 00:30:25,574
‫ولی تو بهم یه گل رز دادی.

448
00:30:26,700 --> 00:30:27,993
‫کار احمقانه‌ای بود.

449
00:30:29,203 --> 00:30:30,996
‫امیدوارم باعث دردسرت نشده باشه.

450
00:30:31,163 --> 00:30:32,414
‫دردسر؟

451
00:30:34,542 --> 00:30:36,252
‫شاید انداختیش دور.

452
00:30:37,336 --> 00:30:40,172
‫سربازا به این احساسات اهمیتی نمیدن.

453
00:30:41,757 --> 00:30:42,925
‫ولی این سرباز اهمیت می‌داد.

454
00:30:49,306 --> 00:30:52,101
‫وقتی تو نبرد شریف‌مویر گلوله‌های تفنگ از هر طرف می‌باریدن،

455
00:30:52,977 --> 00:30:55,896
‫و مردای آرگایل به صفمون حمله می‌کردن...

456
00:30:58,482 --> 00:30:59,817
‫به اون گل دست می‌زدم...

457
00:31:02,778 --> 00:31:04,280
‫تا به خودم یادآوری کنم...

458
00:31:07,283 --> 00:31:08,450
‫چی رو یادآوری کنی؟

459
00:31:10,744 --> 00:31:12,621
‫اینکه یه کار ناتموم دارم.

460
00:31:17,793 --> 00:31:19,461
‫خانم کامرون ازم خواستن اینجا رو مرتب کنم.

461
00:31:19,628 --> 00:31:20,921
‫از شلوغی خوششون نمیاد.

462
00:31:21,088 --> 00:31:22,131
‫گریس.

463
00:31:23,674 --> 00:31:26,510
‫قبل از اینکه برم، کاری که کردم...

464
00:31:27,219 --> 00:31:28,178
‫چی بود؟

465
00:31:28,971 --> 00:31:29,930
‫اشتباه بود؟

466
00:31:30,055 --> 00:31:31,056
‫ناشایست بود؟

467
00:31:31,682 --> 00:31:33,892
‫یا فقط وقتش مناسب نبود؟

468
00:31:34,518 --> 00:31:35,769
‫خب، تو دوست داری کدومش باشه؟

469
00:31:36,186 --> 00:31:37,938
‫این که منصفانه نیست، دوباره سؤال رو از خودم می‌پرسی.

470
00:31:38,105 --> 00:31:38,939
‫منصفانه؟

471
00:31:39,106 --> 00:31:41,650
‫اربابا و بانوان اشرافی سهمشون انصافه.

472
00:31:42,818 --> 00:31:46,196
‫سهم ما همون چیزیه که وقتی خدا حواسش نیست، می‌تونیم برای خودمون بدزدیم.

473
00:31:49,533 --> 00:31:50,659
‫تو اسکاتلندی هستی.

474
00:31:50,826 --> 00:31:52,202
‫من انگلیسی‌ام.

475
00:31:52,328 --> 00:31:53,287
‫تو به خاندان فریزر خدمت می‌کنی.
‫-

476
00:31:53,454 --> 00:31:55,122
‫-من به خاندان کامرون خدمت می‌کنم
‫-آره.

477
00:31:56,582 --> 00:31:57,541
‫با این حال...

478
00:31:58,584 --> 00:31:59,585
‫با این حال چی؟

479
00:32:01,211 --> 00:32:02,087
‫حالا اینجاییم.

480
00:32:02,838 --> 00:32:05,090
‫قرارداد خدمت من هفت ساله‌ست، آقای فریزر.

481
00:32:05,257 --> 00:32:06,592
‫هنوز شش سال و نیمش مونده.

482
00:32:06,717 --> 00:32:08,344
‫-می‌دونم
‫-واقعاً؟

483
00:32:08,802 --> 00:32:10,262
‫می‌دونی این یعنی چی؟

484
00:32:11,305 --> 00:32:13,641
‫هرجا خانم کامرون برن، منم باید برم.

485
00:32:14,350 --> 00:32:15,768
‫هر دستوری بدن، باید اطاعت کنم.

486
00:32:15,934 --> 00:32:17,269
‫زندگی من... مال خودم نیست

487
00:32:18,270 --> 00:32:19,438
‫که بتونم به کسی قولش رو بدم.

488
00:32:19,605 --> 00:32:22,358
‫من که ازت قول نمی‌خوام.

489
00:32:22,524 --> 00:32:24,652
‫پس چی می‌خوای؟

490
00:32:27,112 --> 00:32:28,238
‫زمان.

491
00:32:29,365 --> 00:32:30,949
‫هرچقدر که بتونیم برای خودمون بدزدیم.

492
00:32:31,992 --> 00:32:36,872
‫یه فرصت که کاری رو که شروع کردیم، تموم کنیم.

493
00:32:44,713 --> 00:32:45,881
‫باید برم.

494
00:32:49,677 --> 00:32:51,428
‫کی دوباره می‌بینمت؟

495
00:32:55,766 --> 00:32:57,935
‫فردا میریم خونه کامرون.

496
00:32:59,311 --> 00:33:01,397
‫بیشتر صبح‌ها تو جنگل قدم می‌زنم

497
00:33:01,563 --> 00:33:04,358
‫و برای غذای خانم کامرون سبزی‌های کوهی جمع می‌کنم.

498
00:33:09,071 --> 00:33:11,573
‫با این سرما و یخبندون، چیز زیادی باقی نمونده.

499
00:33:12,491 --> 00:33:14,827
‫خیلی وقتا تا بعد از ظهر هم اونجام و می‌گردم.

500
00:33:16,036 --> 00:33:18,122
‫بعضی وقتا هم تو انبار خرمن استراحت می‌کنم.

501
00:33:20,165 --> 00:33:22,042
‫کار خیلی تنهایی‌ایه.

502
00:33:23,127 --> 00:33:25,796
‫هیچ‌کس هم نیست که ببینه چقدر زحمت می‌کشی.

503
00:33:29,967 --> 00:33:32,344
‫خدا تا قبل از ظهر سرش با اربابا و بانوان گرمه.

504
00:35:08,273 --> 00:35:09,650
‫کنارم باش.

505
00:37:34,211 --> 00:37:37,381
‫حالا توجهت رو جلب کردم، پدر؟

506
00:37:39,007 --> 00:37:40,509
‫بالاک، تنهامون بذار.

507
00:37:49,935 --> 00:37:52,104
‫چی به سرت اومده، برایان؟

508
00:37:52,813 --> 00:37:54,606
‫چرا به الن آسیب زدی؟

509
00:37:55,816 --> 00:37:57,901
‫حاضری خون خودت رو نابود کنی؟

510
00:37:59,486 --> 00:38:00,487
‫برای چی؟

511
00:38:01,279 --> 00:38:03,657
‫من هیچ‌وقت ترکش نمی‌کنم.

512
00:38:04,408 --> 00:38:06,118
‫امیدوار بودم همین رو بگی.

513
00:38:06,702 --> 00:38:09,037
‫-امیدوار بودی این رو بگم؟
‫-آره.

514
00:38:09,329 --> 00:38:10,956
‫حیف که این وفاداری همیشگیت

515
00:38:11,123 --> 00:38:13,375
‫شامل خانواده خودت نمیشه، نه؟

516
00:38:14,251 --> 00:38:15,502
‫باید بکشمت.

517
00:38:15,669 --> 00:38:18,130
‫ولی نمی‌کشی، چون من پدرتم

518
00:38:18,296 --> 00:38:19,464
‫و تو یه فریزری.

519
00:38:25,804 --> 00:38:27,180
‫اون پیشگویی...

520
00:38:28,473 --> 00:38:30,392
‫برای اینکه سایمون پادشاه بشه،

521
00:38:31,560 --> 00:38:33,895
‫باید آخرین بازمانده نسل لاوات باشه.

522
00:38:35,939 --> 00:38:37,107
‫پس چرا من رو نمی‌کشی؟

523
00:38:37,274 --> 00:38:39,693
‫تو شهوتت رو به قبیله‌ت ترجیح دادی.

524
00:38:40,569 --> 00:38:44,197
‫چی؟ واقعاً این‌قدر درباره‌م بد فکر می‌کنی که خیال می‌کنی پسر خودم رو می‌کشم؟

525
00:38:45,699 --> 00:38:49,077
‫یه راه‌حل عالی برای هر دومون پیدا کردم.

526
00:38:49,202 --> 00:38:50,871
‫چیزی رو که حقمه به دست میارم،

527
00:38:51,038 --> 00:38:52,581
‫تو هم می‌تونی بقیه عمرت رو

528
00:38:52,748 --> 00:38:55,208
‫با اون فاحشه نازای مک‌کنزی بگذرونی.

529
00:39:01,256 --> 00:39:02,799
‫دستت رو ازم بکش، پسر!

530
00:39:09,139 --> 00:39:12,476
‫شاید بهتر باشه عزیزترین چیزت رو ازت بگیرم، همون آلتت رو.

531
00:39:16,146 --> 00:39:17,939
‫خدایا به دادم برسه.

532
00:39:18,356 --> 00:39:20,358
‫آره، به دادت میرسه.

533
00:39:23,653 --> 00:39:24,821
‫برایان، نه.

534
00:39:28,450 --> 00:39:30,660
‫خواهش می‌کنم نکشش.

535
00:39:32,245 --> 00:39:35,499
‫برای اون طلب بخشش می‌کنی؟

536
00:39:36,541 --> 00:39:38,085
‫این کار اتفاقی رو که افتاده عوض نمی‌کنه.

537
00:39:38,543 --> 00:39:40,670
‫تازه به خاطر انتقامت اعدامت می‌کنن.

538
00:39:40,837 --> 00:39:43,757
‫برایان، خواهش می‌کنم این کار رو نکن.

539
00:39:44,800 --> 00:39:48,261
‫به الن فکر کن، به چیزایی که تا حالا از دست داده.

540
00:39:48,678 --> 00:39:50,597
‫به چیزایی که هر دوتون از دست دادین.

541
00:39:55,560 --> 00:39:57,771
‫باید تاوان کاری رو که کردی پس بدی.

542
00:39:58,146 --> 00:39:59,856
‫چی می‌خوای؟

543
00:40:00,482 --> 00:40:02,025
‫خونه کنار بروخ موردا

544
00:40:02,400 --> 00:40:04,027
‫با تمام زمین‌ها و مزرعه‌های اطرافش.

545
00:40:04,444 --> 00:40:05,737
‫اون خرابه قدیمی؟

546
00:40:06,321 --> 00:40:07,948
‫باشه، مال تو. مال تو.

547
00:40:08,115 --> 00:40:09,699
‫و تا وقتی زنده‌ای،

548
00:40:09,866 --> 00:40:11,451
‫حق نداری پات رو اونجا بذاری.

549
00:40:13,370 --> 00:40:14,454
‫خیله خب.

550
00:40:20,001 --> 00:40:22,170
‫اگه یه بار دیگه به الن نزدیک بشی،

551
00:40:22,754 --> 00:40:24,339
‫چه پدرم باشی چه نباشی...

552
00:40:25,715 --> 00:40:27,342
‫می‌کشمت.

553
00:40:41,000 --> 00:40:48,000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

554
00:41:02,669 --> 00:41:04,421
‫این ورمش رو کم می‌کنه.

555
00:41:10,927 --> 00:41:13,430
‫بذار به خاطر تمام لطفایی که در حقم کرده، درد بکشه.

556
00:41:25,108 --> 00:41:27,569
‫اگه قراره تو مراسم اعطای عنوان همراهم بیای،

557
00:41:27,694 --> 00:41:29,654
‫به یه لباس جدید احتیاج داری.

558
00:41:31,740 --> 00:41:32,949
‫ممنونم، سرورم.

559
00:41:37,746 --> 00:41:40,624
‫باید درست رفتار کنی و...

560
00:41:41,499 --> 00:41:43,919
‫تا وقتی باهات حرف نزدن، دهنت رو باز نکنی.

561
00:41:46,171 --> 00:41:48,423
‫مثل یه همسر نمونه به وظایفم عمل می‌کنم.

562
00:41:56,056 --> 00:41:57,224
‫بالاک.

563
00:42:40,600 --> 00:42:42,811
‫اگه یه روز مجبور بشم چیزی رو قایم کنم،

564
00:42:43,895 --> 00:42:45,272
‫همین‌جا قایمش می‌کنم.

565
00:42:51,319 --> 00:42:54,447
‫خیلی خب، بیا کمکم کن طناب رو آماده کنیم.

566
00:43:08,003 --> 00:43:09,754
‫اگه اون پایین بمیری،

567
00:43:11,256 --> 00:43:13,049
‫من جنازه‌ت رو بالا نمیارم.

568
00:43:15,135 --> 00:43:16,511
‫چه دلگرم‌کننده.

569
00:43:59,054 --> 00:44:01,014
‫آخ، حرومزاده!

570
00:44:03,350 --> 00:44:04,434
‫بیچم!

571
00:44:08,980 --> 00:44:10,273
‫هنری!

572
00:44:15,236 --> 00:44:16,404
‫حالم خوبه!

573
00:44:18,782 --> 00:44:20,700
‫حالا چطوری برگردم بالا؟

574
00:44:21,451 --> 00:44:23,036
‫هنوز یه مقدار طناب دارم.

575
00:44:23,661 --> 00:44:26,456
‫تا وقتی تو دنبال آمیتیست می‌گردی، من یه فکری براش می‌کنم.

576
00:44:46,768 --> 00:44:48,937
‫فکر کنم صورت‌ها رو می‌بینم!

577
00:46:26,075 --> 00:46:27,243
‫گریس

578
00:46:45,595 --> 00:46:47,305
‫این کار احمقانه‌ست.

579
00:46:47,472 --> 00:46:48,473
‫خب...

580
00:46:49,807 --> 00:46:51,309
‫پس من یه احمقم.

581
00:46:53,520 --> 00:46:56,022
‫ولی می‌خوای برم؟

582
00:46:56,898 --> 00:46:58,816
‫-نه.
‫-نه.

583
00:47:00,360 --> 00:47:03,696
‫ولی می‌ترسم دارم زیادی می‌خوام.

584
00:47:15,542 --> 00:47:16,751
‫زیادی؟

585
00:47:17,752 --> 00:47:19,504
‫مگه چقدرش می‌تونه کافی باشه؟

586
00:47:30,932 --> 00:47:32,100
‫بیا.

587
00:47:32,225 --> 00:47:34,352
‫من تو رو می‌خوام، دختر.

588
00:47:38,398 --> 00:47:39,691
‫ولی پاکدامنیت...

589
00:47:41,067 --> 00:47:42,485
‫خیلی وقت پیش.

590
00:47:43,111 --> 00:47:44,112
‫ ازم گرفتنش

591
00:47:45,363 --> 00:47:48,032
‫می‌خوام بدونم اینکه با اختیار خودم رو به کسی بسپرم، چه حسی داره.

592
00:47:58,918 --> 00:48:00,461
‫کار رو برامون آسون نمی‌کنن.

593
00:48:01,671 --> 00:48:02,422
‫نه.

594
00:51:19,076 --> 00:51:20,161
‫کشتیش؟

595
00:51:25,082 --> 00:51:26,125
‫دلم می‌خواست.

596
00:51:30,254 --> 00:51:31,214
‫باید می‌کشتمش.

597
00:51:36,093 --> 00:51:37,136
‫ولی نکشتم.

598
00:51:40,681 --> 00:51:42,475
‫فکر اینکه دیگه نتونم با تو زندگی کنم،

599
00:51:42,642 --> 00:51:43,684
‫جلوم رو گرفت.

600
00:51:49,857 --> 00:51:51,651
‫ولی من نمی‌تونم بهت بچه بدم.

601
00:52:14,257 --> 00:52:16,259
‫از همون پلی که ما رو به هم رسوند.

602
00:52:18,469 --> 00:52:19,554
‫پل خودمون.

603
00:52:24,892 --> 00:52:26,352
‫و این سنگ، سنگِ اجاق خونه‌ای میشه

604
00:52:26,519 --> 00:52:28,062
‫که قراره برامون بسازم.

605
00:52:40,408 --> 00:52:43,119
‫برایان فریزر همین الان طبقه بالاست.

606
00:52:47,206 --> 00:52:48,958
‫میگه پدرش هنوز زنده‌ست.

607
00:52:50,668 --> 00:52:51,919
‫حیف شد.

608
00:52:58,676 --> 00:53:00,136
‫حالا تکلیفمون چی میشه؟

609
00:53:00,887 --> 00:53:02,722
‫خب، اون مرد چیکار کرده؟

610
00:53:03,931 --> 00:53:06,767
‫خواهرت رو از مرگ حتمی نجات داده،

611
00:53:08,060 --> 00:53:10,104
‫بردتش خونه خودش، بهش غذا داده

612
00:53:10,271 --> 00:53:11,772
‫و برش گردونده لیوک.

613
00:53:17,820 --> 00:53:19,322
‫الن فکر می‌کنه مسمومش کردن.

614
00:53:19,447 --> 00:53:21,282
‫هوم. ولی هیچ‌وقت نمیشه ثابتش کرد.

615
00:53:22,158 --> 00:53:23,910
‫بقیه هم از همون غذا و نوشیدنی خوردن،

616
00:53:24,076 --> 00:53:25,494
‫حتی زن خودش.

617
00:53:27,872 --> 00:53:29,373
‫لاوات ارزش الن رو ازش گرفته.

618
00:53:31,125 --> 00:53:33,711
‫زنی که نتونه بچه‌دار بشه، دیگه هیچ ارزشی نداره.

619
00:53:34,378 --> 00:53:35,421
‫خب...

620
00:53:36,422 --> 00:53:37,798
‫حداقل هنوز زنده‌ست.

621
00:53:38,090 --> 00:53:40,092
‫باید بابت همین شکرگزار باشیم.

622
00:53:41,928 --> 00:53:44,138
‫ولی این ماجرا هیچ پولی نصیبمون نمی‌کنه،

623
00:53:44,263 --> 00:53:45,848
‫هیچ غرامتی هم نمی‌گیریم.

624
00:53:47,266 --> 00:53:48,309
‫من حاضرم...

625
00:53:49,060 --> 00:53:50,978
‫لاوات رو بکشونم جلوی قاضی،

626
00:53:51,145 --> 00:53:53,105
‫اگه فکر می‌کردم می‌تونیم برنده بشیم، ولی نمی‌تونیم.

627
00:53:55,274 --> 00:53:58,611
‫و اگه برایان حاضر نشده بکشتش، پس...

628
00:54:00,237 --> 00:54:02,573
‫می‌ترسم مجبوریم بذاریم اون مرد زنده بمونه.

629
00:54:28,516 --> 00:54:30,518
‫از قلب ارتفاعات اسکاتلند.

630
00:54:30,643 --> 00:54:33,104
‫-اوه، می‌تونیم بریم.
‫-حتی امشب، اگه بخوای.

631
00:54:33,270 --> 00:54:34,814
‫آرچ سر چهارراه منتظره.

632
00:54:34,981 --> 00:54:36,899
‫ولی من هیچ‌جوری نمی‌تونم ویلیام رو از اینجا ببرم.

633
00:54:37,066 --> 00:54:38,985
‫فقط صبر کن تا لاوات بخوابه.

634
00:54:39,151 --> 00:54:40,444
‫بالاک هم هست.

635
00:54:40,945 --> 00:54:42,071
‫این بار لاوات و خانواده گرنت

636
00:54:42,238 --> 00:54:43,531
‫از هر دو طرف میان دنبالمون.

637
00:54:43,656 --> 00:54:45,825
‫اگه بریم، باید نقشه‌مون حتماً جواب بده.

638
00:54:46,409 --> 00:54:47,868
‫یه نقشه درست‌وحسابی لازم داریم.

639
00:54:50,454 --> 00:54:51,539
‫مراسم اعطای عنوان.

640
00:54:51,706 --> 00:54:53,124
‫-تو هم میری.
‫-آره.

641
00:54:53,624 --> 00:54:55,376
‫آره، پادشاه و مراسم و تشریفات، همه سرگرمشون می‌کنه.

642
00:54:55,543 --> 00:54:57,878
‫می‌تونیم یواشکی بریم و فرصت بیشتری برای حرف زدن داشته باشیم.

643
00:54:58,671 --> 00:55:00,381
‫برای همین باهات ازدواج کردم.

644
00:55:02,299 --> 00:55:03,843
‫-اونجا می‌بینمت.
‫-باشه.

645
00:55:04,010 --> 00:55:05,678
‫برو، برو، برو.

646
00:55:36,417 --> 00:55:38,419
‫چطور جرئت کردی دوباره پات رو اینجا بذاری؟

647
00:55:38,753 --> 00:55:40,588
‫خب، شوهرت دنبالم فرستاد

648
00:55:41,630 --> 00:55:43,841
‫تا ببینم چه افتخاراتی تو مراسم اعطای عنوان در انتظارشه.

649
00:55:44,216 --> 00:55:45,885
‫تو واقعاً شرم و حیا نداری.

650
00:55:47,178 --> 00:55:50,931
‫من رو مسموم کردی و باعث شدی بانو الن بچه‌ش رو از دست بده.

651
00:55:51,098 --> 00:55:52,725
‫من فقط داشتم کارم رو انجام می‌دادم.

652
00:55:54,643 --> 00:55:55,644
‫خرج زندگیم رو درمی‌آوردم.

653
00:55:56,645 --> 00:55:58,773
‫همه‌مون برای زنده موندن مجبوریم یه کارایی بکنیم.

654
00:55:59,356 --> 00:56:02,109
‫حالا برای مردی که حاضر شده رحم یه زن رو نابود کنه

655
00:56:02,234 --> 00:56:04,653
‫تا یه پیشگویی دروغین درباره پسرش به حقیقت بپیونده،

656
00:56:04,820 --> 00:56:06,697
‫چه افتخاراتی می‌بینی؟

657
00:56:08,574 --> 00:56:10,034
‫فکر می‌کنی من شیادم.

658
00:56:10,493 --> 00:56:12,411
‫چرا باید حرفات رو باور کنم؟

659
00:56:13,746 --> 00:56:16,582
‫میگی پسرم پادشاه می‌شه، ولی این غیرممکنه.

660
00:56:17,208 --> 00:56:18,626
‫تو از کجا می‌دونی؟

661
00:56:19,919 --> 00:56:21,670
‫پس دخترت چی؟

662
00:56:22,880 --> 00:56:25,549
‫هر بار بهت دست می‌زنم، اون رو می‌بینم.

663
00:56:32,640 --> 00:56:33,974
‫اون در امانه...

664
00:56:35,518 --> 00:56:37,686
‫تو یه جای دوردست که...

665
00:56:39,063 --> 00:56:41,107
‫لاماها چوپان میشن.

666
00:56:43,776 --> 00:56:45,486
‫بازم میشه که ببینمش؟

667
00:56:57,957 --> 00:56:59,166
‫پسرت...

668
00:57:01,043 --> 00:57:02,378
‫اون می‌تونه سفر کنه.

669
00:57:03,337 --> 00:57:05,172
‫می‌تونه از پرده زمان عبور کنه.

670
00:57:06,257 --> 00:57:08,801
‫ولی متأسفانه تو همچین قدرتی نداری.

671
00:57:08,968 --> 00:57:10,928
‫ولی اگه یه سنگ قیمتی داشته باشم، می‌تونم؟

672
00:57:11,053 --> 00:57:12,805
‫بعضیا معتقدن سنگ‌های قیمتی لازمن،

673
00:57:12,972 --> 00:57:15,307
‫ولی به تو کمکی نمی‌کنن.

674
00:57:15,474 --> 00:57:16,225
‫چرا نه؟

675
00:57:16,767 --> 00:57:18,894
‫سنگ‌های قیمتی فقط وقتی تو سفر ازت محافظت می‌کنن

676
00:57:19,061 --> 00:57:21,021
‫که ذاتاً با توانایی سفر در زمان به دنیا اومده باشی.

677
00:57:21,188 --> 00:57:22,857
‫من این‌جوری اومدم اینجا.

678
00:57:23,023 --> 00:57:25,734
‫برای همین می‌دونم پسرم هیچ‌وقت پادشاه نمیشه.

679
00:57:25,901 --> 00:57:27,945
‫من از یه زمان دیگه اومدم.

680
00:57:29,029 --> 00:57:30,030
‫می‌دونم.

681
00:57:31,574 --> 00:57:34,034
‫من فقط تو یه سال اخیر می‌بینمت.

682
00:57:35,161 --> 00:57:37,204
‫تو اینجا هیچ گذشته‌ای نداری.

683
00:57:38,497 --> 00:57:40,916
‫گذشته تو توی آینده‌ست، ولی...

684
00:57:43,711 --> 00:57:46,130
‫دیگه نمی‌تونی مثل قبل سفر کنی.

685
00:57:46,297 --> 00:57:47,715
‫این اصلاً منطقی نیست.

686
00:57:47,882 --> 00:57:50,217
‫چطور میگی نمی‌تونم سفر کنم، وقتی قبلاً این کار رو کردم؟

687
00:57:50,384 --> 00:57:53,220
‫چون اون موقع یه مسافر زمان تو شکمت داشتی.

688
00:59:10,589 --> 00:59:12,007
‫عالی شد.

689
00:59:12,500 --> 00:59:32,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

