﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:25,900 --> 00:00:29,150
‫به‌نظرت بوی بد نمیده؟
‫تشخیص نمیدم

3
00:00:31,110 --> 00:00:32,150
‫نباید بده

4
00:00:32,900 --> 00:00:39,900
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:00:41,996 --> 00:00:44,276
‫واسه چی بهم نگفتی؟

6
00:00:47,540 --> 00:00:49,500
‫اول سعی کردم زنگ بزنم

7
00:00:49,500 --> 00:00:52,700
‫جواب ندادی، بعد هم آنتن پرید

8
00:00:53,880 --> 00:00:55,180
‫آنتن پرید؟

9
00:00:56,090 --> 00:00:58,000
سه سال پریده بود؟

10
00:00:58,350 --> 00:00:59,470
‫منظورت چیـه؟

11
00:00:59,470 --> 00:01:02,050
‫چرا بهم نگفتی که زنده‌ای، سید؟

12
00:01:02,680 --> 00:01:04,520
‫چرا بهت نگفتم که زنده‌م؟

13
00:01:04,520 --> 00:01:06,500
‫آره

14
00:01:09,450 --> 00:01:11,780
‫الان این بهونه‌ت واسه سه سال سر نزدن بهمـه؟

15
00:01:11,780 --> 00:01:12,900
‫من دیدمت، سید

16
00:01:14,110 --> 00:01:15,240
‫توی بیمارستان

17
00:01:16,070 --> 00:01:18,050
‫بعد از اون ماجرا. دیدمت

18
00:01:19,280 --> 00:01:20,410
‫و تو...

19
00:01:21,870 --> 00:01:23,620
‫- تو مُرده بودی
‫- من زنده‌م...

20
00:01:23,620 --> 00:01:25,540
‫- آره، الان که دیگه می‌دونم
‫- کی این رو گفته؟

21
00:01:25,540 --> 00:01:29,630
‫پارک. می‌دونی خودم رو مقصر می‌دونستم؟

22
00:01:30,590 --> 00:01:31,670
‫تمام این مدت

23
00:01:31,670 --> 00:01:33,380
‫تیر خورده تو کله‌‌ی من،
‫بعد تو آسیب دیدی؟

24
00:01:33,380 --> 00:01:35,420
‫- منظورم این نیست
‫- اما انگار هست

25
00:01:35,420 --> 00:01:37,340
‫- نه، منظور من... سید...
‫- خیلی بگاییـه

26
00:01:37,340 --> 00:01:38,470
‫این که مغز من متلاشی شه

27
00:01:38,470 --> 00:01:41,010
‫بعد تو بگی که بهت اختلال پس از سانحه دادم

28
00:01:41,010 --> 00:01:43,010
‫- منظورم این نیست
‫- پس منظورت چیـه؟

29
00:01:43,020 --> 00:01:44,220
‫وحشتناک بود

30
00:01:45,850 --> 00:01:47,580
‫بدجوری هم وحشتناک بود

31
00:01:52,070 --> 00:01:54,570
‫- برای تو البته
‫- آره

32
00:01:54,580 --> 00:01:56,740
‫اما اگه من بودم، تو پشتم در نمیومدی

33
00:01:56,740 --> 00:01:59,700
‫ریور، من به دستور تورنر دنبالت می‌کردم

34
00:01:59,990 --> 00:02:02,530
‫- اگه واقعاً می‌خوای زانوی غم بغل کنی...
‫- زانوی غم بغل نمی‌کنم

35
00:02:02,530 --> 00:02:04,970
‫باشه. خوبـه. چون تقصیر تو نبود،
‫پس بس کن

36
00:02:13,880 --> 00:02:15,960
‫پس، زنده‌ای؟
‫یعنی همین‌طوری زنده‌ای؟

37
00:02:15,960 --> 00:02:19,220
‫من هم از دیدنت خوشحال شدم.
‫یه فنجون چایی می‌خوری؟

38
00:02:19,220 --> 00:02:20,850
‫آره

39
00:02:23,430 --> 00:02:25,060
‫فرانک دیگه کدوم خریـه؟

40
00:02:25,970 --> 00:02:28,700
‫- چی؟
‫- با اون دیلم توی دستش، داد و بی‌داد می‌کرد

41
00:02:28,980 --> 00:02:31,970
‫اوه، اون در واقع...

42
00:02:33,070 --> 00:02:34,480
‫مهم نیست

43
00:02:34,480 --> 00:02:37,320
‫حالا واسه چی اومدی اینجا؟

44
00:02:38,070 --> 00:02:39,380
‫منتظر کسی هستی؟

45
00:02:50,500 --> 00:02:52,210
‫ماشینه رو می‌شناسی؟

46
00:02:52,210 --> 00:02:53,950
‫نه

47
00:02:53,950 --> 00:02:56,420
‫اما ممکنه بابام باشه

48
00:02:56,420 --> 00:02:59,110
‫چون احتمالش هست که بخواد من رو بکشه

49
00:03:00,260 --> 00:03:02,160
‫همون فرانک که می‌گفتی

50
00:03:07,430 --> 00:03:09,120
‫بابات نیست

51
00:03:09,690 --> 00:03:11,600
‫اومدن من رو بکشن

52
00:03:32,120 --> 00:03:33,210
‫سلام؟

53
00:03:35,210 --> 00:03:36,630
‫کسی خونه نیست؟

54
00:03:39,210 --> 00:03:40,470
‫ما گم شدیم!

55
00:03:47,560 --> 00:03:49,140
‫آدرس‌ رو بلد نیستیم

56
00:05:44,300 --> 00:05:45,300
‫یالا

57
00:05:47,090 --> 00:05:48,970
‫ای خدا!‌ آروم بگیر

58
00:05:50,100 --> 00:05:52,930
‫ببخشید. باشه. حالا می‌خوای بگی اونا کیـن؟

59
00:05:52,930 --> 00:05:55,100
‫- نمی‌دونم کیـن
‫- گاوها رو نگاه

60
00:05:55,100 --> 00:05:57,520
‫- منظورت چیـه که نمی‌دونی؟
‫- نمی‌دونم کیـن، ریور

61
00:05:57,520 --> 00:05:59,560
‫پس از کجا می‌دونی می‌خوان بکشنت؟

62
00:05:59,560 --> 00:06:00,650
‫عالی شد

63
00:06:00,650 --> 00:06:02,230
‫- چی شد؟
‫- کت‌شلوارم عنی شد

64
00:06:02,230 --> 00:06:04,270
‫حالا چرا عین مورمون‌ها لباس پوشیدی؟

65
00:06:05,110 --> 00:06:07,450
‫- چون تو مراسم ختم بودم، باشه؟
‫- مراسمِ کی؟

66
00:06:07,450 --> 00:06:09,200
‫مهم نیست کی.
‫مهم اینـه که کی...

67
00:06:09,200 --> 00:06:11,660
‫- چرا، مهمـه. کی؟
‫- کیر توش. گندش بزنن

68
00:06:24,340 --> 00:06:26,090
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

69
00:06:26,090 --> 00:06:27,300
‫کجا داری میری؟

70
00:06:27,300 --> 00:06:28,800
‫- من نمیرم داخل اونجا
‫- چرا؟

71
00:06:28,800 --> 00:06:31,300
‫- یه نگاه به اندازه‌شون بنداز
‫- ریور، بچه نباش!

72
00:09:11,347 --> 00:09:13,346
‫« اسب‌های کودن »
‫ « فصل ششم، قسمت سوم »

73
00:09:14,840 --> 00:09:16,920
‫همون‌طور که می‌گفتم...

74
00:09:16,920 --> 00:09:19,100
‫رعایت الزامات قانونی

75
00:09:19,100 --> 00:09:22,560
‫بعد می‌رسیم به آمار و ارقام استاندارد صنعت.
‫خیلی پایین‌تر از بودجه

76
00:09:22,560 --> 00:09:26,190
‫فلان و بیسار. بعد هم تغییرات سال آینده

77
00:09:26,190 --> 00:09:27,900
‫تغییرات عمده‌ی امسال

78
00:09:27,900 --> 00:09:31,230
‫مربوط میشه به طرحِ واکنش‌گری ما نسبت به
‫رخداد نفوذ به داده‌های مشتریان‌مون

79
00:09:31,230 --> 00:09:33,150
‫از قدیم‌الایام، این همون بخشی بوده که

80
00:09:33,150 --> 00:09:35,970
‫بیشترین کار میدانی رو می‌طلبیده

81
00:09:36,610 --> 00:09:40,700
‫الان باید درمورد صربستان و دویچه بانک
‫صحبت کنیم؟

82
00:09:40,700 --> 00:09:42,540
‫- بله
‫- بله، همین‌طوره

83
00:09:43,830 --> 00:09:47,370
‫باشه، خوبـه. خب، ادامه میدیم

84
00:09:47,370 --> 00:09:49,420
‫مسلماً، کسایی که درگیرش بودن

85
00:09:49,420 --> 00:09:53,380
‫می‌تونن شهادت بدن که برای مهار اون
‫ماجرا و جبران خسارات وارد شده،

86
00:09:53,380 --> 00:09:55,340
‫چقدر نفرساعت صرف شد

87
00:09:55,340 --> 00:09:58,010
‫کسی دلش نمی‌خواد برگرده سراغ اون ماجرا

88
00:09:58,010 --> 00:10:03,270
‫اما بخش تحقیق و توسعه خیلی به امکان استفاده
‫از هوش مصنوعی پیش‌بینانه، خوش‌بینـه

89
00:10:03,270 --> 00:10:06,390
‫تا وارد عمل بشه و دردسرهای پیچیده رو
‫جمع و جور کنه

90
00:10:06,390 --> 00:10:08,440
‫- به همین دلیل می‌خوام تمرکزم رو...
‫- سلام. اِم‌آی‌۵

91
00:10:08,440 --> 00:10:10,370
‫اومدیم دنبال لوئیزا گای

92
00:10:12,230 --> 00:10:14,150
‫- بله؟ سلام
‫- باید باهامون بیای

93
00:10:14,820 --> 00:10:16,570
‫ببخشید، شما؟

94
00:10:17,240 --> 00:10:18,240
‫عجب

95
00:10:18,740 --> 00:10:22,830
‫- باید باهامون بیای
‫- من سر کارم

96
00:10:22,830 --> 00:10:25,500
‫- وسط جلسه‌م
‫- کاری کرده؟

97
00:10:25,500 --> 00:10:27,160
‫نه، کاملاً برعکس

98
00:10:27,160 --> 00:10:31,290
‫متأسفانه عمو بلیکت دچار یه سانحه‌ی
‫خیلی جدی شده

99
00:10:31,290 --> 00:10:33,880
‫وضعیت قبری‌ایـه

100
00:10:33,880 --> 00:10:37,760
‫خیلی خب. من باید اینجا بمونم

101
00:10:37,760 --> 00:10:41,260
‫خواهش می‌کنم، لوئیزا. خانواده‌ مهم‌تره.
‫برنامه‌ی نفوذ داده‌ها رو بذار برای بعد

102
00:10:41,260 --> 00:10:42,800
‫نه، جدی میگم. اشکالی نداره

103
00:10:42,800 --> 00:10:45,310
‫- نه، خیلی هم اشکال داره
‫- مطمئنم کسی با من کاری نداره

104
00:10:45,310 --> 00:10:46,390
‫متأسفانه، داریم

105
00:10:46,390 --> 00:10:49,020
‫من و عمو بلیک چندین ماهـه که
ارتباطی نداشتیم

106
00:10:49,020 --> 00:10:50,310
‫اصلاً قطع رابطه کردیم

107
00:10:50,310 --> 00:10:53,000
‫خب کسایی که اون رو کشتن که
‫این رو نمی‌دونن، لامصب

108
00:10:53,730 --> 00:10:55,860
‫به‌نظرم واقعاً بهتره بری

109
00:10:55,860 --> 00:10:59,320
‫بله، واقعاً بابت این اتفاق شرمنده‌م، من...

110
00:10:59,320 --> 00:11:01,700
‫باید بهم زنگ می‌زدید.
‫خیلی راحت‌تر بود

111
00:11:01,700 --> 00:11:03,870
‫براتون ایمیل می‌فرستم. ببخشید

112
00:11:03,870 --> 00:11:05,540
‫راستی، چقدر خوشگل شدی

113
00:11:05,540 --> 00:11:06,540
‫مرسی

114
00:11:08,040 --> 00:11:09,040
‫خیلی خب

115
00:11:10,580 --> 00:11:12,170
‫رعایت الزامات قانونی

116
00:11:13,040 --> 00:11:15,550
‫- میشه بگی قضیه چیـه؟
‫- گفتم عصبانی میشه

117
00:11:15,550 --> 00:11:17,550
‫قبول دارم که تو اوج‌مون نبودیم

118
00:11:17,550 --> 00:11:19,170
‫چرا اسمش رو گذاشتن «قبر بلیک»؟

119
00:11:19,170 --> 00:11:22,010
‫انگار یکی داره نیروهای «اسب‌های کودن»
‫رو می‌کشه

120
00:11:22,010 --> 00:11:24,300
‫تا الان استروئن لوی و کی وایت رو کشتن

121
00:11:24,300 --> 00:11:26,890
‫آره، باید خودمون رو برسونیم به پناهگاه.
‫استروئن رو آتیش زدن

122
00:11:26,890 --> 00:11:29,230
‫توی کانتینری که توش زندگی می‌کرد

123
00:11:29,230 --> 00:11:30,520
‫یا خدا

124
00:11:30,520 --> 00:11:32,940
‫واسه چی توی کانتینر زندگی می‌کرده؟

125
00:11:32,940 --> 00:11:35,730
‫- این ماشین توئـه؟
‫- آره. تو پشت می‌شینی

126
00:11:36,980 --> 00:11:39,320
‫اول باید بریم شمال، بعدش هم شرق

127
00:11:39,320 --> 00:11:40,780
‫کد پستی رو بهم بدی کافیـه

128
00:11:40,780 --> 00:11:42,990
‫خب، من نقشه دارم

129
00:11:42,990 --> 00:11:44,830
‫من هم جهت‌یاب ماهواره‌ای دارم

130
00:11:44,830 --> 00:11:46,450
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

131
00:11:46,450 --> 00:11:48,830
‫چرا استروئن و کی؟
‫جفت‌شون چند سال پیش رفتن

132
00:11:48,830 --> 00:11:51,620
‫خب، یه لیست هست که اسم‌هامون توشـه

133
00:11:51,620 --> 00:11:52,710
‫مذهبی ایناس؟

134
00:11:52,710 --> 00:11:55,540
‫ای خدا. یه جاکلیدی از بالیـه.
‫این‌قدر به وسایلم دست نزن

135
00:11:55,540 --> 00:11:58,590
‫هر کسی هم که توی خانه‌ی لجن‌زار
‫کار می‌کرده، هدف محسوب میشه

136
00:11:58,590 --> 00:12:01,430
‫پشمام. ماشین جدید، مسافرت به بالی.
‫بعضی‌ها پله‌های ترقی رو طی کردن

137
00:12:01,430 --> 00:12:03,050
‫- ماشین شرکتیـه
‫- وای خدا!

138
00:12:03,050 --> 00:12:05,640
‫- چی شد؟
‫- مویرا هم تو خانه‌ی لجن‌زار کار می‌کرد

139
00:12:05,640 --> 00:12:07,350
‫شاید اسم اون هم تو لیست باشه

140
00:12:07,350 --> 00:12:10,270
‫امروز به‌اندازه‌ی کافی تخمی بود،
‫این هم اضافه شد

141
00:12:17,230 --> 00:12:19,610
‫آره اما اون‌قدری که خودش میگه،
‫گی نیست

142
00:12:19,610 --> 00:12:23,420
‫چون وقتی وارد شدم، مرتیکه‌ی چشم‌چرون
‫دستش رو برده بود زیر دامن دختره

143
00:12:24,910 --> 00:12:25,910
‫نـه

144
00:12:26,410 --> 00:12:28,920
‫همون مخمل سبزه که از «مارکسیز» گرفته بود

145
00:12:29,910 --> 00:12:31,000
‫آره

146
00:12:33,000 --> 00:12:37,840
‫خیلی خب، گوش کن. من ارباب‌ رجوع دارم.
‫بعداً زنگت می‌زنم، باشه، زنگت می‌زنم

147
00:12:37,840 --> 00:12:42,340
‫- چه کمکی از دستم بر میاد؟
‫- بله، من اومدم دنبال ریس نسمیت

148
00:12:43,050 --> 00:12:44,550
‫خب،‌ بیشتر از اون لازمـه

149
00:12:44,550 --> 00:12:47,970
‫خب باباش رو کشتن و ممکنه بعدی
‫خودش باشه، این چطوره؟

150
00:12:48,890 --> 00:12:50,600
‫اسکلم کردی؟ فکر کردم خواستی بگی

151
00:12:50,600 --> 00:12:51,680
‫باز دزدی کرده

152
00:12:51,680 --> 00:12:53,770
‫دارم برای محافظت می‌برمش

153
00:12:53,770 --> 00:12:55,310
‫بدون اطلاع قبلی نمیشه

154
00:12:56,610 --> 00:12:59,570
‫این رو می‌فهمی که جونش توی خطره دیگه؟

155
00:12:59,570 --> 00:13:00,900
‫خب، قبلش باید زنگ بزنی، عشقم

156
00:13:00,900 --> 00:13:04,510
‫خب، ظاهراً یه زنیکه‌ای خط رو اشغال کرده بود

157
00:13:06,950 --> 00:13:08,120
‫هیشکی زنگ نزده بود

158
00:13:08,660 --> 00:13:10,740
‫بدون خبر قبلی هم هیچ‌جوره نمی‌تونم...

159
00:13:10,740 --> 00:13:12,080
‫خب، پرونده‌ش رو چک کن

160
00:13:12,620 --> 00:13:16,060
‫حالا که این‌قدر واسه من مقرراتی شدی،
‫پرونده‌ش رو چک کن

161
00:13:29,180 --> 00:13:31,390
‫اتاقش طبقه‌ی بالا، سمت چپـه

162
00:13:33,230 --> 00:13:34,270
‫از پله‌ها برو بالا

163
00:13:36,100 --> 00:13:37,100
‫نه بابا؟

164
00:13:42,730 --> 00:13:43,990
‫اینجا نبود!

165
00:13:46,320 --> 00:13:47,530
‫ای لامصب

166
00:14:06,800 --> 00:14:08,400
‫جایی میری؟

171
00:14:29,620 --> 00:14:31,740
‫- خانم، یه مسئله‌ای...
‫- الان نه

172
00:14:44,880 --> 00:14:45,880
‫دایانا

173
00:14:46,670 --> 00:14:50,680
‫کسی دعوتت نکرده که اومدی اینجا.
‫پس زحمت رو کم کن

174
00:14:50,680 --> 00:14:53,470
‫می‌خوای توی راهرو درموردش حرف بزنیم؟

175
00:14:53,470 --> 00:14:55,140
‫خب، از اون‌جایی که نمی‌دونم درمورد چی...

176
00:14:55,140 --> 00:14:57,560
‫درموردش؟ درموردش، دایانا؟

177
00:14:57,560 --> 00:15:01,020
‫درمورد تصمیمت برای رفتن به تلویزیون...
‫تلویزیون ملی

178
00:15:01,020 --> 00:15:04,110
‫و این‌قدر بریم زیر ذره‌بین که
‫آخرش به ضررمون تموم شه

179
00:15:04,110 --> 00:15:05,190
‫متوجهم

180
00:15:05,190 --> 00:15:12,450
‫پس پارک حتماً باید به دو اصل مقدس شفافیت و
‫پاسخ‌گویی مقید باشه

181
00:15:12,450 --> 00:15:17,160
‫فکر کنم این رو تو چند تا از
...ایمیل‌هات خونده باشم

182
00:15:18,160 --> 00:15:22,540
‫البته نه مواقعی که واقعاً پای شفافیت و
‫پاسخ‌گویی در میونـه

183
00:15:22,540 --> 00:15:25,460
‫واقعاً فکر کردی داشتی وجهه‌ی عمومی‌مون رو
‫بهبود می‌دادی؟

184
00:15:25,460 --> 00:15:28,760
‫مگه از روزی که وارد این کار شدم،
‫تو و مقامات هی بهم نمی‌گفتید که

185
00:15:28,760 --> 00:15:30,220
‫این کار رو بکنم؟

186
00:15:30,220 --> 00:15:32,010
‫خب، نه با رفتن به تلویزیون

187
00:15:32,010 --> 00:15:34,260
‫در نهایت سازمان مثل یه ظرف آزمایشِ
‫پر از توطئه به‌نظر میاد

188
00:15:34,260 --> 00:15:37,980
‫پر از اسرار و لاپوشونی. و تلافی؟
‫قضیه‌ی اون دیگه چی بود؟

189
00:15:37,980 --> 00:15:39,980
‫حالا که فکر می‌کنم...

190
00:15:39,980 --> 00:15:42,980
‫شاید ساده‌لوح بودم که خودم رو توی
‫همچین موقعیتی قرار دادم

191
00:15:46,360 --> 00:15:47,570
‫پس حقیقت نداره؟

192
00:15:47,570 --> 00:15:49,820
‫محض رضای خدا، اولیور

193
00:15:49,820 --> 00:15:51,900
‫این کلک مطبوعاتی که خیلی قدیمیـه

194
00:15:51,910 --> 00:15:55,200
‫درمورد شایعه‌ای که همین حالا
‫از خودت در آوردی یه سؤال می‌پرسی،

195
00:15:55,200 --> 00:15:59,130
‫هر چی هم مهمون برنامه بگه،
‫به اون شایعه اعتبار میده

196
00:16:01,420 --> 00:16:03,650
‫متأسفانه این ماجرا تموم نشده

197
00:16:03,650 --> 00:16:05,090
‫عواقبی در پی داره

198
00:16:05,090 --> 00:16:06,980
‫آره

199
00:16:06,980 --> 00:16:10,720
‫یکیش هم اینـه که هنوز تو دفتر منی و
‫از وقت خوابم خیلی گذشته

200
00:16:10,720 --> 00:16:12,900
‫از وقت خواب خودت هم همین‌طور

201
00:16:23,650 --> 00:16:24,690
‫شب به‌خیر

202
00:16:30,990 --> 00:16:33,490
‫- گاو واقعاً گرونـه
‫- اما اون یه صدتا ازشون داره

203
00:16:33,490 --> 00:16:35,660
‫- گاو حدود یه ۳‌ هزار دلاری هست
‫- ۳‌ هزار دلار؟

204
00:16:35,660 --> 00:16:37,490
‫- ۳ هزار
‫- گاو که ۳ هزار دلار نیست

205
00:16:37,490 --> 00:16:39,660
‫- چرا، هست. بزن تو گوگل
‫- نمی‌تونم. گوشی ندارم

206
00:16:39,660 --> 00:16:42,080
‫- باورم نمیشه گوشیت رو جا گذاشتی
‫- خب، تو هم گوشیت رو انداختی

207
00:16:42,080 --> 00:16:44,170
‫ننداختمش. وقتی نزدیک بود بمیریم
‫از جیبم افتاد

208
00:16:44,170 --> 00:16:46,460
‫- چرا باید کسی بخواد تو رو بکشه، سید؟
‫- نمی‌دونم

209
00:16:47,670 --> 00:16:50,800
‫- قضیه چیه؟
‫- چیزی نیست

210
00:16:50,800 --> 00:16:54,130
‫- سید، دستت داره می‌لرزه
‫- آره، می‌دونم. به‌خاطر تیراندازیـه

211
00:16:54,720 --> 00:16:56,550
‫تموم میشه، آروم میشه

212
00:16:56,550 --> 00:16:57,680
‫زیاد این‌طوری میشه؟

213
00:16:57,680 --> 00:16:59,470
‫نمی‌دونم، این اواخر سمتم شلیک نشده

214
00:16:59,470 --> 00:17:01,630
‫ولی خب «شب گای فاکس» هم
همچین خوش نگذشت

215
00:17:02,230 --> 00:17:03,390
‫- لعنتی
‫- لعنتی

216
00:17:47,020 --> 00:17:48,020
‫اون‌ طرف

217
00:18:28,020 --> 00:18:29,100
‫برو، برو،‌ برو!

218
00:18:37,360 --> 00:18:39,410
‫دیدی کی همراهش بود؟

219
00:18:40,820 --> 00:18:42,370
‫روسی حرف نزن

220
00:18:42,950 --> 00:18:44,640
‫هنوز درگیر این بازی‌هاییم؟

221
00:18:52,040 --> 00:18:53,800
‫وقت بازی دیگه تموم شده

222
00:18:59,430 --> 00:19:00,840
‫داریم وقت‌مون رو تلف می‌کنیم

223
00:19:00,840 --> 00:19:02,930
‫خب شاید خوابش سنگینـه

224
00:19:02,930 --> 00:19:04,310
‫مویرا!

225
00:19:04,310 --> 00:19:05,810
‫ریور هم قراره بیاد پناهگاه؟

226
00:19:05,810 --> 00:19:09,390
‫آره، مگه این که باباش زودتر بره سراغش.
‫سرزده واسه مراسم ختم اومده بود

227
00:19:09,390 --> 00:19:10,600
‫- مویرا!
‫- مراسم ختم کی؟

228
00:19:12,560 --> 00:19:14,070
‫بابابزرگش

229
00:19:14,070 --> 00:19:16,180
‫آره، امروز بود

230
00:19:16,180 --> 00:19:18,400
‫من که همیشه این‌طوری لباس نمی‌پوشم

231
00:19:18,400 --> 00:19:19,490
‫مویرا!

232
00:19:20,070 --> 00:19:22,070
‫گاز. بوی گاز میاد

233
00:19:22,070 --> 00:19:23,120
‫چی؟

234
00:19:24,660 --> 00:19:25,660
‫گندش بزنن

235
00:19:30,330 --> 00:19:31,630
‫- وای خدا
‫- مویرا؟

236
00:19:32,710 --> 00:19:34,340
‫- مویرا!
‫- مویرا!

237
00:19:34,340 --> 00:19:36,460
‫- نفس می‌کشه
‫- باید گاز رو پیدا کنیم

238
00:19:36,460 --> 00:19:38,840
‫- مویرا. مویرا! پاشو!
‫- مویرا

239
00:19:38,840 --> 00:19:40,720
‫- مویرا، یالا، یالا. پاشو
‫- مویرا

240
00:19:40,720 --> 00:19:42,620
‫بیا ببریمش بیرون.
‫ببریمش بیرون

241
00:19:43,470 --> 00:19:44,850
‫خیلی خب. یالا، پاشو

242
00:19:47,470 --> 00:19:48,980
‫- یک، دو، سه
‫- آره

243
00:19:48,980 --> 00:19:50,480
‫تموم شد. یالا

244
00:19:51,060 --> 00:19:52,690
‫چی شد؟

245
00:19:52,690 --> 00:19:54,270
‫گفتن گاز نشت کرده

246
00:19:55,940 --> 00:19:58,570
‫فک کنم یه اسپری هم زدن تو صورتم

247
00:19:58,570 --> 00:20:00,070
‫الان حالت چطوره؟

248
00:20:00,900 --> 00:20:03,530
‫خوبـم. خوبـم

249
00:20:03,530 --> 00:20:05,620
‫نه

250
00:20:05,620 --> 00:20:06,830
‫وای خدا

251
00:20:09,410 --> 00:20:12,460
خیلی خر شدم که راه‌شون دادم

252
00:20:12,460 --> 00:20:15,000
‫- باشه، باید از اینجا بریم
‫- مویرا، این رو بگیر

253
00:20:15,000 --> 00:20:17,340
‫باید با خودمون ببریمت پناهگاه

254
00:20:17,340 --> 00:20:19,710
‫پس باید بلند شی.
‫همینـه

255
00:20:19,720 --> 00:20:20,880
‫پنجره‌ها رو باز بذار

256
00:20:20,880 --> 00:20:22,840
‫الان واقعاً نگران ماشینتی؟

257
00:20:22,840 --> 00:20:25,050
‫واسه هوا میگم، شرلی. هوا

258
00:20:25,930 --> 00:20:27,680
‫خانم، این برای شما اومده

259
00:20:27,680 --> 00:20:30,310
‫از طرف دیمین کنتوره.
‫کامل بررسی شده

260
00:20:33,480 --> 00:20:34,900
‫خانم، یه لحظه وقت دارید؟

261
00:20:39,750 --> 00:20:41,350
‫حال‌تون خوبـه؟

262
00:20:41,700 --> 00:20:42,780
‫منظورت چیـه؟

263
00:20:42,780 --> 00:20:46,530
‫خب، الان بدون برنامه‌ریزی قبلی توی
‫یه مصاحبه‌ی تلویزیونی شرکت کردید،

264
00:20:46,530 --> 00:20:50,660
‫بدون اطلاع به میزهای دوم،
‫بدون اطلاع به رئیس حفاظت‌تون

265
00:20:50,660 --> 00:20:53,460
‫از شما خیلی بعید بود

266
00:20:53,460 --> 00:20:56,040
‫الان توانایی ذهنیم رو زیر سؤال بردی؟

267
00:20:56,040 --> 00:20:58,420
‫اگه کسی شما یا اعضای خونواده‌تون رو
‫تهدید کرده...

268
00:20:58,420 --> 00:21:00,170
‫اگه به هر نحوی وادارتون کردن که...

269
00:21:00,170 --> 00:21:01,380
‫بسـه!

270
00:21:02,880 --> 00:21:04,720
‫نه، دیگه بسـه. بسـه

271
00:21:05,640 --> 00:21:09,810
‫این که درمورد استروئن لوی به لمب
‫گزارش دادی غیرقابل قبول بود، اما این؟

272
00:21:09,810 --> 00:21:14,890
‫با چه جرأتی تصمیمات من رو ‫قضاوت می‌کنی؟

273
00:21:14,900 --> 00:21:17,690
‫لوی تو تیم لمب بوده.
‫سازوکار این بود که بهش بگم

274
00:21:17,690 --> 00:21:20,030
‫سازوکار خودِ منـم!

275
00:21:20,030 --> 00:21:23,490
‫نه. راستش این ماجرا فقط باعث شد
‫تصمیمم رو بندازم جلوتر

276
00:21:24,280 --> 00:21:26,570
‫تصمیمی که باید خیلی وقت پیش می‌گرفتم

277
00:21:26,570 --> 00:21:29,700
‫دارم عملکردت رو مجدداً ارزیابی می‌کنم

278
00:21:29,700 --> 00:21:32,330
‫نمره‌ی آخرین ارزیابی عملکردم که
‫از حد رضایت‌بخش بالاتر بود

279
00:21:32,330 --> 00:21:35,370
‫میز اول قبلی خیلی برات احترام قائل بود

280
00:21:36,710 --> 00:21:38,920
‫شاید توی ارزیابیش یکم جانب‌داری کرده باشه

281
00:21:38,920 --> 00:21:41,750
‫نگران نباش، اخراج نمیشی

282
00:21:41,760 --> 00:21:43,590
‫بیشتر یه جابه‌جایی تو سطح خودتـه

283
00:21:45,550 --> 00:21:48,510
‫و از اون‌جایی که به خانه‌ی لجن‌زار
‫وابسته شدی،

284
00:21:48,510 --> 00:21:50,180
‫گفتم شاید خوشحال هم بشی

285
00:21:51,680 --> 00:21:52,930
‫شوخی می‌کنید دیگه؟

286
00:21:52,930 --> 00:21:55,550
‫به قیافه‌م می‌خوره دارم شوخی می‌کنم؟

287
00:21:55,980 --> 00:21:57,670
‫قصد اهانت ندارم اما تشخیصش سختـه

288
00:21:58,480 --> 00:22:00,110
‫پس میری خانه‌ی لجن‌زار

289
00:22:06,410 --> 00:22:08,700
‫برای حفظ آبروت حاضری یه شهر رو
‫به آتیش بکشی، نه؟

290
00:22:08,700 --> 00:22:10,030
‫بستگی داره چه شهری باشه

291
00:22:13,290 --> 00:22:16,000
‫خانم، با کمال بی‌احترامی...

292
00:22:16,000 --> 00:22:18,950
‫کون لق خودت و کارت

293
00:22:24,460 --> 00:22:25,760
‫همین‌جاس

294
00:22:25,760 --> 00:22:27,380
‫اگه می‌خوای یه بچه رو به حرف بیاری

295
00:22:27,380 --> 00:22:29,780
‫باید ببریش توی محیط طبیعی خودش

296
00:22:30,100 --> 00:22:31,640
‫ای خدا

297
00:22:33,744 --> 00:22:38,744
♪ French 79 - Hometown ♪

298
00:22:43,730 --> 00:22:45,360
‫حالا راضی شدی؟ آره؟

299
00:22:46,150 --> 00:22:47,570
‫آره، کار رو در میاره

300
00:22:47,570 --> 00:22:51,530
‫بیا هو، یه چی بذار زیرش که
‫بتونه بازی کنه

301
00:22:51,530 --> 00:22:55,150
‫- چرا من باید این کار رو بکنم؟
‫- خب چه گُه دیگه‌ای می‌خوای بخوری؟

302
00:23:01,210 --> 00:23:05,130
‫ایده‌ای داری که کی نمی‌خواسته
‫سر به تن بابات باشه؟

303
00:23:05,130 --> 00:23:07,470
‫همین الان از خودت فهمیدم مُرده

304
00:23:07,470 --> 00:23:10,220
‫خب، انگار خوب هم کنار اومدی.
‫با هم صمیمی بودید؟

305
00:23:10,220 --> 00:23:12,100
‫اون‌‌وقت تو چی‌کاره حسنی؟

306
00:23:12,100 --> 00:23:14,710
‫الان می‌فهمم واسه چی گذاشتت یتیم‌خونه

307
00:23:15,810 --> 00:23:17,810
‫بیا. راضی شدی؟

308
00:23:17,810 --> 00:23:19,310
‫خب بلندم کن دیگه

309
00:23:20,310 --> 00:23:23,600
‫راستش، باید ازمون تشکر کنی که
‫جونت رو نجات دادیم

310
00:23:26,990 --> 00:23:28,580
‫پولش چی میشه؟

311
00:23:29,240 --> 00:23:31,160
‫همین‌طوری که روشن نمیشه، میشه؟

312
00:23:31,160 --> 00:23:32,160
‫هو...

313
00:23:38,540 --> 00:23:40,960
‫یعنی ندیدی که بابات کشته شد؟

314
00:23:41,930 --> 00:23:45,330
‫یعنی اونی که توی دوربین دیدم،
‫تو نبودی؟

315
00:23:45,880 --> 00:23:48,800
‫آره. لابد یه کوتوله‌ی دیگه داشته در می‌رفته

316
00:23:48,800 --> 00:23:51,840
‫بگو دورف. و آره، لابد یکی دیگه بوده

317
00:23:51,840 --> 00:23:54,010
‫اگه جات بودم، هر چی می‌دونستم رو می‌گفتم

318
00:23:54,010 --> 00:23:55,560
‫چون من تنها کسیـم که

319
00:23:55,560 --> 00:23:59,480
‫بین تو و اون یارو که بابات رو کشته،
‫وایسادم

320
00:23:59,480 --> 00:24:01,850
‫من به کمک تو احتیاجی ندارم.
‫تنهایی از پسش بر میام

321
00:24:01,850 --> 00:24:04,570
‫هر کی تو رو ببینه، می‌شاشه تو خودش

322
00:24:04,570 --> 00:24:06,650
‫«فرار کنید. کارآگاه موشه اومده!»

323
00:24:06,650 --> 00:24:10,110
‫کسی که بابات رو کشته،
‫مأمور سابق سیائه

324
00:24:10,110 --> 00:24:12,740
‫فکر می‌کنی عکست رو ندیده؟

325
00:24:12,740 --> 00:24:15,160
‫من فقط می‌دونم که با پول اومده بود

326
00:24:15,950 --> 00:24:17,580
‫انگار واسه یکی دیگه کار می‌کرده

327
00:24:17,580 --> 00:24:21,500
‫کسی که بابای من می‌خواست بابت
‫یه پرونده‌ی دزدی، ازش اخاذی کنه

328
00:24:21,500 --> 00:24:23,750
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- چیز به‌درد بخوری نداری؟

329
00:24:23,750 --> 00:24:24,960
‫چی؟

330
00:24:24,960 --> 00:24:26,840
‫وقتی رفته بودی سراغ وسایل بابات

331
00:24:26,840 --> 00:24:28,960
‫گالوم دنبال «عزیزش» نبود؟

332
00:24:28,960 --> 00:24:30,550
‫من نرفتم سراغ وسایلش

333
00:24:30,550 --> 00:24:32,130
‫نمی‌تونی وسایل من رو بگردی

334
00:24:32,130 --> 00:24:35,430
تازه ‫کشته شدن بابام رو دیدم.
‫ناراحتم. ضربه‌ی روحی خوردم

335
00:24:35,430 --> 00:24:38,220
‫آره. من هم یه رقاص باله‌م

336
00:24:38,220 --> 00:24:39,310
‫کدومش مال توئـه؟

337
00:24:39,310 --> 00:24:40,390
‫اون یکی

338
00:24:40,890 --> 00:24:41,890
‫خیلی خب. یالا

339
00:24:43,690 --> 00:24:46,110
‫- کجا داری میری؟
‫- مگه قرار نبود بازی کنیم؟

340
00:24:46,110 --> 00:24:47,150
‫یالا!

341
00:24:48,980 --> 00:24:50,240
‫محض رضای خدا

342
00:24:51,820 --> 00:24:53,070
‫چیه؟

343
00:24:57,660 --> 00:25:00,450
‫سید، اینجا معلومـه خالیـه و
‫حالا حالاها خونه‌‌ای پیدا نمیشه

344
00:25:00,450 --> 00:25:03,570
‫میشه تا دوباره سر و کله‌شون پیدا نشده،
‫بریم داخل؟

345
00:25:05,000 --> 00:25:07,460
‫بعدش هم، هنوز نگفتی چرا می‌خوان بکشنت

346
00:25:07,460 --> 00:25:09,460
‫نمی‌دونم. واسه همین رفتم تو اینترنت

347
00:25:09,460 --> 00:25:11,800
‫که تو گوگل بزنی،
‫«چرا یکی می‌خواد من رو بکشه؟»

348
00:25:11,800 --> 00:25:13,130
‫ببین، یه چند هفته پیش

349
00:25:13,130 --> 00:25:15,800
‫یه دستور سفر از طرف پارک
‫به خونه‌م فرستاده شد

350
00:25:15,800 --> 00:25:17,630
‫سفر به کازان

351
00:25:18,260 --> 00:25:19,350
‫کازانِ روسیه؟

352
00:25:20,220 --> 00:25:23,040
‫نه، ریور. کازانِ سر کوچه‌مون

353
00:25:23,044 --> 00:25:26,046
‫یادمه قدیم‌ها خیلی مهربون‌تر از
این حرفا بودی

354
00:25:26,047 --> 00:25:27,590
‫منم یادمه تو خوشگل‌تر بودی

355
00:25:33,562 --> 00:25:35,198
‫خب، داشتی کازان رو می‌گفتی

356
00:25:35,223 --> 00:25:38,600
‫آره، به پارک زنگ زدم.
گفتن یه اختلال سیستمیه

357
00:25:38,601 --> 00:25:40,645
‫منم زیاد جدی نگرفتمش

358
00:25:41,312 --> 00:25:43,022
‫تا این که چند روز بعد، پیداشون شد

359
00:25:44,690 --> 00:25:45,941
‫در خونه‌ت؟

360
00:25:45,942 --> 00:25:48,860
‫نه، روستایی که بعد از بیمارستان
برده بودنم اونجا

361
00:25:48,861 --> 00:25:49,945
‫اوه...

362
00:25:49,946 --> 00:25:52,322
‫خونه به خونه می‌گشتن و
سراغِ سید بیکر رو می‌گرفتن

363
00:25:52,323 --> 00:25:54,450
‫فهمیدم یه جای کار می‌لنگه،
واسه همین فقط فرار کردم

364
00:25:55,576 --> 00:25:57,953
‫یعنی فکر می‌کنی این دوتا موضوع
به هم ربط دارن؟

365
00:25:57,954 --> 00:26:00,540
‫فکر می‌کنم این که یکی افتاده دنبالم بکُشتم،
‫ بی‌دلیل نیست

366
00:26:04,000 --> 00:26:11,000


367
00:26:14,257 --> 00:26:15,967
‫این رو امتحان کن

368
00:26:42,248 --> 00:26:45,750
‫آره به پلیس زنگ زدم، چند ثانیه دیگه می‌رسن

369
00:26:45,751 --> 00:26:48,086
‫خیلی خب، خیلی خب، آروم باشید
‫چیزی نیست

370
00:26:48,087 --> 00:26:51,423
‫- اسم‌تون چیه؟
‫- به تو ربطی نداره

371
00:26:51,424 --> 00:26:54,009
‫خب ببینید، ما نیومدیم اینجا
اذیت‌تون کنیم. خب؟

372
00:26:54,010 --> 00:26:56,011
‫برای همین لطفاً گوشی رو بذارید کنار

373
00:26:56,012 --> 00:26:59,598
‫من آه در بساط ندارم.
‫ارزش نداره به‌خاطرش بیفتید زندان

374
00:26:59,599 --> 00:27:02,350
‫گوش کنید؛
‫ما هیچ کاری باهاتون نداریم. خب؟

375
00:27:02,351 --> 00:27:03,977
‫- ما ام‌آی۵ هستیم
‫- ریور!

376
00:27:03,978 --> 00:27:06,009
‫- کارت شناسایی‌تون رو نشون بدید
‫- به کسی زنگ نزده

377
00:27:06,034 --> 00:27:07,618
‫- اصلاً چی؟
‫- اصلاً به کسی زنگ نزده

378
00:27:07,643 --> 00:27:09,353
‫صفحه‌ش خاموشه. باتری هم نداره. هیچـ...

379
00:27:11,152 --> 00:27:12,153
‫این چه کاری بود؟

380
00:27:14,238 --> 00:27:19,368
‫باشه. می‌خوای کارت‌هامون رو ببینی،
‫بیا. بفرما. راضی شدی؟

381
00:27:19,952 --> 00:27:21,287
‫چه مرگشه...

382
00:27:21,871 --> 00:27:24,373
‫اوه، عکست واسه خیلی وقت پیشه

383
00:27:26,292 --> 00:27:27,293
‫نه بابا!

384
00:27:28,711 --> 00:27:29,712
‫ای لعنت...

385
00:27:31,422 --> 00:27:33,132
‫احیاناً کامپیوتر ندارید؟

386
00:27:46,103 --> 00:27:48,481
‫موی اگه خواستی بالا بیاری از این استفاده کن

387
00:27:49,440 --> 00:27:51,066
‫عمراً

388
00:27:51,067 --> 00:27:53,360
‫- کاترین، کیفت رو بده
‫- کیفم؟ اصلاً

389
00:27:53,361 --> 00:27:55,821
‫- پس بیا جامون رو عوض کنیم
‫- ای خدا. باشه

390
00:27:55,822 --> 00:27:56,823
‫خدایا

391
00:27:56,927 --> 00:27:58,095
« به یاد دیوید کارت‌رایت »

392
00:28:03,120 --> 00:28:05,789
‫- چه غلطی می‌کنید؟
‫- قراره یه توقف کوتاه داشته باشیم

393
00:28:05,790 --> 00:28:09,459
‫- توی این شرایط کار درستیه؟
‫- اتفاقاً توی این شرایط ضروریه

394
00:28:09,460 --> 00:28:11,754
‫حالا که قراره بزنید کنار میشه
لطفاً واسه من آب بگیرید؟

395
00:28:16,175 --> 00:28:18,927
‫اینم نبود. به‌نظرتون دیگه چی می‌تونه باشه؟

396
00:28:21,141 --> 00:28:22,931
‫تاریخ تولد همسرم رو بزن

397
00:28:22,932 --> 00:28:25,809
‫- آره
‫- نُه، نقطه،

398
00:28:25,810 --> 00:28:29,689
‫پنج، نقطه، سی و هشت

399
00:28:30,773 --> 00:28:31,774
‫نقطه

400
00:28:32,859 --> 00:28:34,443
‫آلبرت اریک اسمیت،

401
00:28:35,194 --> 00:28:38,406
‫نهم می ۱۹۳۸

402
00:28:38,430 --> 00:28:40,845
« مرگ در کازان روسیه »

403
00:28:40,870 --> 00:28:44,119
‫نمی‌دونستم هنوز از این کنسروهای «فری بنتوس»
درست می‌کنن. ‫واقعاً خوشمزه‌ست

404
00:28:44,120 --> 00:28:47,874
‫فکر نکنم هنوز درست کنن.
‫این رو قبل از مرگ همسرم خریده بودم

405
00:28:49,333 --> 00:28:50,334
‫یعنی کی؟

406
00:28:51,127 --> 00:28:52,962
‫سال ۲۰۰۶

407
00:28:53,546 --> 00:28:54,629
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

408
00:28:54,630 --> 00:28:55,631
‫متأسفم

409
00:28:56,966 --> 00:28:59,634
‫شما توی بخش تایپیست‌ها هستید؟

410
00:28:59,635 --> 00:29:00,719
‫جان؟

411
00:29:00,720 --> 00:29:01,888
‫توی ام‌آی۵؟

412
00:29:02,638 --> 00:29:03,722
‫نه

413
00:29:03,723 --> 00:29:06,600
‫نه، اَن. سید خودش مأمور بود

414
00:29:06,601 --> 00:29:10,979
‫آره. در واقع حین انجام وظیفه تیر خورد

415
00:29:10,980 --> 00:29:12,231
‫کجا؟

416
00:29:13,149 --> 00:29:14,316
‫لندن

417
00:29:14,317 --> 00:29:17,569
‫نه، منظورم این بود که کجات تیر خورد؟

418
00:29:17,570 --> 00:29:18,571
‫آهان

419
00:29:20,781 --> 00:29:22,200
‫مشخصه؟

420
00:29:24,843 --> 00:29:26,190
‫درد می‌کنه؟

421
00:29:26,922 --> 00:29:28,306
‫بعضی وقت‌ها

422
00:29:28,457 --> 00:29:30,125
‫یه تیکه از گلوله هنوز داخل بدنمه

423
00:29:30,791 --> 00:29:32,168
‫گه‌گداری باهام حرف می‌زنه

424
00:29:33,586 --> 00:29:35,796
‫- باهات حرف می‌زنه؟
‫- بعضی وقت‌ها

425
00:29:37,089 --> 00:29:38,299
‫اسم هم داره؟

426
00:29:40,927 --> 00:29:42,260
‫با توئم. اسم هم داره؟

427
00:29:42,261 --> 00:29:44,137
‫- اسمش رو گذاشتم پوآرو
‫- حالا چی میگه بهت؟

428
00:29:44,138 --> 00:29:45,764
‫خب، بیشتر بهم میگه حواست باشه تیر نخوری!

429
00:29:49,769 --> 00:29:50,770
‫یعنی...

430
00:29:51,854 --> 00:29:53,522
‫با هم رابطه دارید؟

431
00:29:53,523 --> 00:29:54,606
‫- یا خدا، نه
‫- نه

432
00:29:54,607 --> 00:29:56,900
‫از نظر من واقعاً حیفه که دیگه نمی‌تونی

433
00:29:56,901 --> 00:29:58,151
‫با همکارهات سکس کنی

434
00:29:58,152 --> 00:30:03,114
‫دخترهای امروزی سر یه نیشگون
یه قشقرقی به‌پا می‌کنن که بیا و ببین

435
00:30:03,115 --> 00:30:07,745
‫آخه اگه نتونی با رئیست وارد رابطه بشی،
چطوری می‌خوای

436
00:30:08,788 --> 00:30:10,761
‫یه پسر درست‌وحسابی پیدا کنی؟

437
00:30:11,290 --> 00:30:14,209
‫- راستش من مافوقشم!
‫- چی؟ نه. نه. نیستی!

438
00:30:14,210 --> 00:30:16,753
‫- چرا هستم
‫- نه. نیست. تو... نه، اون...

439
00:30:16,754 --> 00:30:17,921
‫ما هم‌رده‌ايم

440
00:30:17,922 --> 00:30:20,215
‫نه، من داشتم درمورد تو تحقیق می‌کردم.
‫اسب‌ کودن نیستم

441
00:30:20,216 --> 00:30:22,008
‫- رشوه می‌گرفت؟
‫- احتمالاً

442
00:30:22,009 --> 00:30:24,177
‫نه، نه. رشوه نمی‌گرفتم

443
00:30:24,178 --> 00:30:26,012
‫خب، فکر کردم شاید داری زیرمیزی می‌گیری...

444
00:30:26,013 --> 00:30:29,432
‫آخه با این، نمی‌دونم...
‫کت‌وشلوار شیک و پیکی که پوشیدی

445
00:30:29,433 --> 00:30:31,499
‫راستش مراسم ختم بودم، اَن

446
00:30:32,770 --> 00:30:34,104
‫واقعاً متأسفم

447
00:30:34,105 --> 00:30:35,815
‫- اوکیه بابا
‫- واقعاً متأسفم

448
00:30:36,524 --> 00:30:38,860
‫- بذار برم یه فنجون چای برات بریزم
‫- ممنون

449
00:30:41,988 --> 00:30:43,865
‫- ریور
‫- هـا؟

450
00:30:48,536 --> 00:30:51,349
‫- روسی بلدی؟
‫- آره، تو جفت رشته‌هام معدل الف بودم

451
00:30:51,914 --> 00:30:54,040
‫درباره یه زنه‌ست که تو کازان کشته شده

452
00:30:54,041 --> 00:30:55,709
‫- اما..
‫- کی؟ کی مُرده؟

453
00:30:55,710 --> 00:30:57,043
‫- هیچ‌کس
‫- یه زنی توی کازان

454
00:30:57,044 --> 00:30:58,336
‫- توی روسـ...
‫- روسیه‌ست

455
00:30:58,337 --> 00:30:59,714
‫مهم نیست

456
00:31:01,048 --> 00:31:03,550
‫ولی این یه متن ساده‌ست،
‫هیچ جزئیات خاصی نداره

457
00:31:03,551 --> 00:31:04,552
‫آره

458
00:31:05,386 --> 00:31:06,887
‫خب، پدربزرگم همیشه می‌گفت

459
00:31:06,888 --> 00:31:08,722
‫اخبار اصلی صفحه اولـه،
‫اخبار ورزشی صفحه آخر

460
00:31:08,723 --> 00:31:10,850
‫اخبار ترورها رو هم توی صفحه ۱۲ چپوندن

461
00:31:12,643 --> 00:31:14,019
‫چطوری کُشته شده؟

462
00:31:14,020 --> 00:31:16,272
‫دو بار به سرش شلیک کردن.
ظاهراً یه سرقتِ ناموفق بوده

463
00:31:16,981 --> 00:31:18,440
‫دو بار توی سرش؟

464
00:31:18,441 --> 00:31:21,193
‫فکر نکنم سرقت بوده باشه. نه؟

465
00:31:21,194 --> 00:31:23,112
‫- قتل سفارشی بوده
‫- اون دیگه کیه؟

466
00:31:24,363 --> 00:31:26,948
‫گندش بزنن. بخواب زمین
‫اَن، اَن. بخواب زمین

467
00:31:26,949 --> 00:31:30,702
‫دو نفرن. یه زن و یه مرد
‫جوونن

468
00:31:30,703 --> 00:31:32,412
‫اَن، اصلاً راه‌شون نده؛ خطرناکن

469
00:31:33,623 --> 00:31:35,707
‫- جواب نده
‫- اما من رو دیدن

470
00:31:35,708 --> 00:31:37,709
‫- اَن، جواب نده
‫- نمی‌تونم جواب ندم

471
00:31:37,710 --> 00:31:39,127
‫- بخواب زمین
‫- دست به سرشون می‌کنم

472
00:31:39,128 --> 00:31:40,212
‫- نه، اَن
‫- اَن؟ اَن!

473
00:31:40,213 --> 00:31:42,672
‫- دست به سرشون می‌کنم
‫- بیخیال، اَن. ول‌شون کن برن

474
00:31:42,673 --> 00:31:44,466
‫- گُه توی این شانس
‫- اَن!

475
00:31:44,467 --> 00:31:46,218
اَن

476
00:31:49,388 --> 00:31:51,389
‫- وایسا، وایسا، وایسا
‫- در رو باز نکن

477
00:31:56,854 --> 00:31:58,688
‫- سلام
‫- عصر به‌خیر

478
00:31:58,689 --> 00:32:02,359
‫ببخشید مزاحم‌تون شدیم.
‫اما ما گم شدیم

479
00:32:02,360 --> 00:32:04,654
‫احیاناً شما نمی‌دونید «وایت هارت» کجاست؟

480
00:32:05,238 --> 00:32:08,240
‫شرمنده. تا حالا اسمش رو نشنیدم

481
00:32:08,241 --> 00:32:11,952
‫من زیاد نمیرم بیرون. تنها زندگی می‌کنم
‫می‌دونید که...

482
00:32:11,953 --> 00:32:13,745
‫ما...

483
00:32:13,746 --> 00:32:15,540
‫داریم میریم دوست‌هامون رو ببینیم

484
00:32:16,499 --> 00:32:18,668
‫یه زوج هستن

485
00:32:20,253 --> 00:32:21,254
‫نمی‌شناسیدشون؟

486
00:32:22,046 --> 00:32:23,505
‫دختره موهاش تیره‌ست

487
00:32:23,506 --> 00:32:26,384
‫نه. نه. من کسی رو ندیدم

488
00:32:27,260 --> 00:32:29,427
‫همین یکم پیش از خواب بیدار شدم

489
00:32:30,513 --> 00:32:31,639
‫چی شد که بیدار شدید؟

490
00:32:33,975 --> 00:32:37,144
‫خب راستش من شب‌ها زیاد از خواب بیدار میشم

491
00:32:37,937 --> 00:32:39,980
‫از دست پیری و زایمان

492
00:32:39,981 --> 00:32:42,858
‫بدنم دیگه مثل قدیم‌ها سرحال نیست.
‫به هر حال، شب خوش...

493
00:32:42,859 --> 00:32:44,151
‫ببخشید، امکانش هست بیایم داخل

494
00:32:44,152 --> 00:32:46,273
‫- و از تلفن‌تون استفاده کنیم؟
‫- فکر نکنم ممکن باشه

495
00:32:46,298 --> 00:32:48,633
‫- ولی ما دوست داریم بیایم داخل
‫- متأسفانه نمیشه

496
00:33:21,772 --> 00:33:23,482
‫- کدوم گوری بودی؟
‫- چی؟

497
00:33:23,483 --> 00:33:24,859
‫کدوم گوری بودی؟

498
00:33:27,737 --> 00:33:28,738
‫ریور!

499
00:33:33,826 --> 00:33:34,869
‫کجا میریم؟

500
00:33:37,038 --> 00:33:39,040
‫کسی تو این ماشین گوزیده؟!

501
00:33:43,169 --> 00:33:45,003
‫آره؛ این داره تند تند می‌گوزه

502
00:33:59,310 --> 00:34:01,436
‫یا خدا

503
00:34:04,649 --> 00:34:08,985
‫من رو پیاده کنید. تو رو خدا پیاده‌م کنید
‫من مشکل تنفسی دارم

504
00:34:11,239 --> 00:34:13,697
‫خدای من

505
00:34:17,620 --> 00:34:20,079
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- باهات میام

506
00:34:20,080 --> 00:34:22,457
‫- اصلاً نیازی نیست
‫- اصلاً برام مهم نیست

507
00:34:23,417 --> 00:34:25,919
‫نه خواهش می‌کنم؛
‫لطفاً من رو تنها نذار، کاترین

508
00:34:26,504 --> 00:34:29,089
‫بابا دارم میرم واست آب بخرم، مویرا.
‫بشین میام

509
00:34:34,053 --> 00:34:37,556
‫تو این همه پول نقد رو از کدوم گوری آوردی؟
‫نکنه ساقی موادی چیزی هستی؟

510
00:34:37,557 --> 00:34:39,849
‫خوشت میاد ساقی مواد باشم نه؟

511
00:34:40,656 --> 00:34:41,726
‫مغازه بسته‌ست

512
00:34:41,727 --> 00:34:44,813
‫- مشتری‌ایم
‫- می‌دونم، همچنان مغازه بسته‌ست

513
00:34:44,814 --> 00:34:46,399
‫چه باحال آخه...

514
00:34:46,983 --> 00:34:48,526
‫از طرف مارکوس لانگ‌ریج اومدیم

515
00:34:49,484 --> 00:34:50,903
‫- تله که نیست؟
‫- نه

516
00:35:01,414 --> 00:35:02,540
‫قول انگشتی؟

517
00:35:09,505 --> 00:35:12,632
‫خب، چه کمکی از دستم بر میاد؟

518
00:35:12,633 --> 00:35:14,259
‫اون برتا چقدره؟

519
00:35:14,260 --> 00:35:16,053
‫به‌به، مشخصه از تفنگ‌مفنگ سر در میاری

520
00:35:19,515 --> 00:35:21,558
‫اون ۵ هزار یوروئه

521
00:35:21,559 --> 00:35:22,976
‫بیخیال، ۲ هزار تا می‌ارزه

522
00:35:22,977 --> 00:35:26,230
‫آره، اما وقت خوابم مزاحم شدید و
‫عجله هم دارید...

523
00:35:26,898 --> 00:35:28,649
‫برای همین میشه ۵ هزار تا

524
00:35:29,859 --> 00:35:31,443
‫باشه. با ۲ هزار تا چی می‌تونم بخرم؟

525
00:35:31,444 --> 00:35:32,820
‫یه‌چیزی دارم خوراک خودته

526
00:35:38,659 --> 00:35:41,245
‫حال مارکوس چطوره؟

527
00:35:42,163 --> 00:35:44,665
‫- مُرده
‫- به تفنگ‌ها دست نزن

528
00:35:47,835 --> 00:35:48,836
‫خب...

529
00:35:50,755 --> 00:35:53,173
‫تسلیت میگم

530
00:35:53,174 --> 00:35:56,468
‫آره، بعد از این که اسلحه‌ش رو
‫ دو برابر قیمت به خودش فروختی، مُرد

531
00:35:56,469 --> 00:35:58,136
‫بهش میگن قیمت‌گذاری پویا

532
00:35:58,137 --> 00:35:59,888
‫قیمت‌گذاری پویا؟ کسشعر نگو

533
00:35:59,889 --> 00:36:01,474
‫می‌خوای بری توی ماشین منتظر بمونی؟

534
00:36:07,703 --> 00:36:10,703
‫این هم از این

535
00:36:11,526 --> 00:36:12,734
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

536
00:36:13,755 --> 00:36:16,925
‫با پولت فقط همین رو می‌تونی بگیری

537
00:36:22,286 --> 00:36:23,287
‫دو هزار تا

538
00:36:26,415 --> 00:36:28,166
‫- میشه واسه من هم تفنگ بخری؟
‫- سیکتیر

539
00:36:28,167 --> 00:36:29,627
‫- تفنگ نیزه‌ای چی؟
‫- سیکتیر

540
00:36:33,297 --> 00:36:34,756
‫مراقبت کنید، خانم‌ها

541
00:36:34,757 --> 00:36:35,925
سیکتیر

542
00:36:39,220 --> 00:36:40,304
‫عجب جیگرهایی

543
00:37:05,037 --> 00:37:06,872
‫کاترین؟ کاترین؟

544
00:37:06,873 --> 00:37:10,333
‫فکر نکنم کار درستی باشه که
توی ماشین تنها بمونم

545
00:37:10,334 --> 00:37:12,252
‫اگه یکی‌شون بیاد سراغم چی؟

546
00:37:12,253 --> 00:37:14,880
‫چی شده؟ اینجان؟

547
00:37:14,881 --> 00:37:18,843
‫صدات رو بیار پایین، سرت رو هم بگیر پایین

548
00:37:25,725 --> 00:37:26,934
‫اینجا رو ببین، شرابِ رُز

549
00:37:30,813 --> 00:37:31,814
‫اون نیست

550
00:37:32,857 --> 00:37:35,609
‫این اونی نبود که ماسک داشت.
‫خدا رو شکر

551
00:37:35,610 --> 00:37:37,527
‫نگاه کن. تن و بدنم داره می‌لرزه

552
00:37:37,528 --> 00:37:38,945
‫مویرا ما اون‌ها رو نمی‌شناسیم

553
00:37:38,946 --> 00:37:41,573
‫هر کسی ممکنه عضوشون باشه،
‫باید حواس‌مون رو جمع کنیم

554
00:37:41,574 --> 00:37:42,991
‫آره، درست میگی

555
00:37:42,992 --> 00:37:43,993
‫رفت

556
00:37:44,702 --> 00:37:46,995
‫برگردیم توی ماشین؟
‫از نظرم بهتره زود برگردیم توی ماشین

557
00:37:46,996 --> 00:37:48,288
‫نه، بیا اول این آب رو حساب کنیم

558
00:37:48,289 --> 00:37:50,416
‫گور بابای آب؛
‫من یه نوشیدنی درست‌حسابی می‌خوام

559
00:37:51,250 --> 00:37:53,920
‫هر دفعه که من با شماهام همینـه؛ هربار...

560
00:37:55,254 --> 00:37:58,381
‫من حتی عضوِ خانه‌ی لجن‌زار هم نبودم

561
00:37:58,382 --> 00:37:59,383
‫همینش عجیبه

562
00:38:00,635 --> 00:38:02,677
‫از همون اول اشتباه بود

563
00:38:02,678 --> 00:38:05,430
‫خب اگه می‌تونی برو همین‌ها رو به
‫ کسایی که می‌خوان بکُشن‌مون توضیح بده

564
00:38:05,431 --> 00:38:07,225
‫وگرنه متأسفانه فعلاً باید هم رو تحمل کنیم

565
00:38:07,850 --> 00:38:09,601
فقط ‫همین‌ها؟

566
00:38:09,602 --> 00:38:11,311
‫استامینوفن به کارت میاد؟

567
00:38:11,312 --> 00:38:13,272
‫- آره لطفاً
‫- استامینوفن

568
00:38:16,192 --> 00:38:21,363
‫خب، داشتم با خودم فکر می‌‌کردم،
حتماً یکی با هویت جعلیِ سید بیکر

569
00:38:21,364 --> 00:38:25,084
‫توی کازان، وسط کشور خودشون،
‫یکی از نیروهای کلیدی‌شون رو نفله کرده

570
00:38:25,807 --> 00:38:28,290
‫که رسماً خط قرمز محسوب میشه...

571
00:38:28,315 --> 00:38:30,473
‫برای همین هم جوخه‌ی آدم‌کش‌ها رو
فرستادن دنبال‌مون

572
00:38:30,498 --> 00:38:33,378
‫آره. احتمالاً هم کار گ‌ئو باشه
(گ‌ئو: اداره اصلی اطلاعات روسیه)

573
00:38:34,418 --> 00:38:35,877
‫آره

574
00:38:35,878 --> 00:38:37,980
‫باید به تورنر زنگ بزنم

575
00:38:38,005 --> 00:38:39,131
‫چی؟ چرا؟

576
00:38:39,966 --> 00:38:41,216
‫به‌خاطر این حرف‌هایی که زدی

577
00:38:41,217 --> 00:38:43,927
‫یه ترورِ غیررسمی توی روسیه، با هویتِ من

578
00:38:43,928 --> 00:38:46,805
‫آره؛ ولی چرا باید زنگ بزنی تورنر؟

579
00:38:46,806 --> 00:38:48,640
‫تا براش تعریف کنم. بهش هشدار بدم

580
00:38:48,641 --> 00:38:51,686
‫بهش هشدار بدی؟
‫احتمالاً خودِ اون پشت نقشه‌ی ترور بوده

581
00:38:52,353 --> 00:38:54,104
‫نه، نه، نه.
‫یه لحظه فکر کن!

582
00:38:54,105 --> 00:38:56,606
‫تو...
‫پارک به ما گفت تو مُردی؛

583
00:38:56,607 --> 00:38:59,485
‫واسه همچین عملیات‌هایی هم
‫مناسب‌ترین گزینه مأموریه که مثلاً مُرده

584
00:39:02,822 --> 00:39:03,823
‫فرار کن

585
00:39:04,365 --> 00:39:06,408
‫فرار کن؛ گندش بزنن

586
00:39:06,432 --> 00:39:11,432
♪ Jehst , Lee Scott - You ♪

587
00:39:20,214 --> 00:39:22,425
‫- حال‌تون خوبه؟
‫- یا خودِ خدا

588
00:39:23,968 --> 00:39:27,304
‫- همین‌طوری داشتی واسه خودت دور می‌زدی؟
‫- لمب من رو فرستاده. ایشون کیـن؟

589
00:39:27,305 --> 00:39:28,472
‫ایشون سید بیکرن

590
00:39:29,348 --> 00:39:30,725
‫سید، با کو آشنا شو

591
00:39:31,267 --> 00:39:32,601
‫نترس. از بچه‌های خودمونه

592
00:39:32,602 --> 00:39:33,810
‫سلام

593
00:39:33,811 --> 00:39:35,562
‫چی‌کار می‌کنی؟

594
00:39:35,563 --> 00:39:36,771
‫می‌خوام سوار بشم

595
00:39:36,772 --> 00:39:38,064
‫شعور داشته باش

596
00:39:38,065 --> 00:39:39,066
‫چی؟

597
00:39:39,609 --> 00:39:41,526
‫می‌خواید جلو بشینید؟

598
00:39:41,527 --> 00:39:44,260
‫بله؛ می‌خوام.
‫ممنونم که پرسیدید

599
00:40:05,730 --> 00:40:07,195
‫ممکنه یه‌ذره طول بکشه

600
00:40:07,220 --> 00:40:10,056
‫تا وقتی من برمی‌گردم نذار بمیره

601
00:40:15,978 --> 00:40:19,022
‫خب قضیه چیه؟
‫تو دستیار شخصیشی؟

602
00:40:19,023 --> 00:40:20,650
‫به تو ربطی نداره

603
00:40:22,377 --> 00:40:23,837
‫همکاریم

604
00:40:27,093 --> 00:40:28,970
‫رفت اون داخل چی‌کار؟

605
00:40:29,617 --> 00:40:31,619
‫سطح دسترسیت به اندازه‌ای نیست که بدونی

606
00:40:32,286 --> 00:40:34,204
‫خودت هم نمی‌دونی، نه؟

607
00:40:34,205 --> 00:40:37,123
‫ببین، من می‌خوام جونت رو نجات بدم؛ میشه...
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

608
00:40:37,124 --> 00:40:39,376
‫- چی؟
‫- ممکنه گوشیت رو ردیابی کنن. خاموشش کن

609
00:40:39,377 --> 00:40:41,378
‫- چی؟ چی میگی؟
‫- خاموشش کن!

610
00:40:41,379 --> 00:40:46,508
‫چه مرگته؟
‫باشه، حله. ببین. خیالت راحت شد؟

611
00:40:46,509 --> 00:40:47,510
‫- آره
‫- خیالت راحت شد؟

612
00:40:48,344 --> 00:40:49,720
‫- گیری کردیم
‫- خدای بزرگ

613
00:40:51,764 --> 00:40:53,683
‫یا خدا. این دیگه چیه؟

614
00:40:54,350 --> 00:40:56,636
‫به‌نظر خودت شبیه چیه؟
‫خالکوبیـه دیگه!

615
00:40:58,437 --> 00:40:59,897
‫البته فقط یه خالکوبی ساده نیست

616
00:41:01,482 --> 00:41:02,608
‫یه نوع یادآوریه...

617
00:41:03,442 --> 00:41:06,529
‫از این که چه روزهایی رو گذروندم و
چقدر عوض شدم

618
00:41:07,243 --> 00:41:09,689
‫برای همین وقتی بهش نگاه می‌کنم
‫این جمله یادم میاد،

619
00:41:09,713 --> 00:41:11,593
‫«درد یعنی قدرت»

620
00:41:11,617 --> 00:41:12,618
‫به‌به

621
00:41:14,370 --> 00:41:16,414
‫این رو همیشه یادت باشه، بچه جون

622
00:41:17,707 --> 00:41:18,708
‫چشم

623
00:41:19,238 --> 00:41:23,271
♪ Verb T - Rotation ♪

624
00:41:23,296 --> 00:41:25,714
‫خب پس الان بقیه همه توی پناهگاهـن؟

625
00:41:25,715 --> 00:41:27,591
‫- توی راهـن...
‫- لوئیزا چی؟

626
00:41:27,592 --> 00:41:30,802
‫- رفتن دنبالش؟
‫- شرلی و کاترین رفتن دنبال لوئیزا

627
00:41:30,803 --> 00:41:31,804
‫من هم دنبالِ تو

628
00:41:33,514 --> 00:41:34,974
‫تو مثلاً قرار بود مُرده باشی!

629
00:41:35,516 --> 00:41:36,767
‫نکته‌ی خوبی بود، کو

630
00:41:37,685 --> 00:41:39,394
‫میشه لطفاً از گوشیت استفاده کنم؟

631
00:41:39,395 --> 00:41:41,062
‫نه؛ قرار شده همه‌چی‌مون رو خاموش کنیم

632
00:41:41,063 --> 00:41:43,900
‫پس باید یه تلفن همگانی پیدا کنم.
‫باید به تورنر گزارش بدم

633
00:41:46,068 --> 00:41:48,069
‫- خودم بهش گفتم
‫- ریور، دارم بهت میگم

634
00:41:48,070 --> 00:41:50,281
‫من یه چیزایی از تورنر می‌دونم که
تو نمی‌دونی

635
00:41:51,115 --> 00:41:54,118
‫ببین، جلوتر یه مرکز خرید هست.
‫ببینیم تلفن همگانی داره یا نه

636
00:41:58,956 --> 00:42:00,916
‫رئیسِ ام‌آی۵، دایانا تورنر،

637
00:42:00,917 --> 00:42:04,169
‫امروز پس از مصاحبه‌ای تلویزیونی
شدیداً زیر تیغ انتقادات قرار گرفته است؛

638
00:42:04,170 --> 00:42:07,714
‫مصاحبه‌ای که به باور کارشناسان،
ممکن است جزئیاتی از واکنش بریتانیا

639
00:42:07,715 --> 00:42:11,593
‫به حملات اخیر با گاز اعصاب را فاش کرده باشد

640
00:42:11,594 --> 00:42:16,890
‫گمانه‌زنی‌ها و جنجال‌ها بر سر استفاده‌ی وی
‫از واژه «تلافی» در حال افزایش است

641
00:42:16,891 --> 00:42:18,934
‫اگرچه وی سریعاً این کلمه را تصحیح کرد،

642
00:42:18,935 --> 00:42:22,020
اما پرسش‌های زیادی‌ را در
محافل مختلف برانگیخت

643
00:42:22,021 --> 00:42:24,314
‫پرسش‌هایی که ام‌آی۵ تا کنون...

644
00:42:24,315 --> 00:42:26,288
‫از پاسخگویی به آن‌ها امتناع ورزیده است

645
00:42:26,313 --> 00:42:29,441
‫- و اگه تلافی‌ای صورت گرفته باشه...
‫- ‫یه لحظه صبر کنید...

646
00:42:33,491 --> 00:42:36,202
‫قطعاً با در نظر گرفتن امنیت و آسایش...

647
00:42:52,802 --> 00:42:55,220
‫- توی...
‫- توی حیاط من چه غلطی می‌کنی؟

648
00:42:55,221 --> 00:42:57,537
‫بعدش هم تو میگی نه‌خیر، اینجا حیاط منه!

649
00:42:57,562 --> 00:42:58,974
و مثل همیشه کل‌کل می‌کنیم

650
00:42:58,975 --> 00:43:01,393
‫خودت می‌دونی چقدر طول می‌کشه تا
بازرس‌ها بریزن اینجا

651
00:43:01,420 --> 00:43:04,089
‫خب پس تو هم بیا بشین تا
با هم منتظرشون بمونیم

652
00:43:07,900 --> 00:43:08,984
‫چی می‌خوای؟

653
00:43:08,985 --> 00:43:13,196
‫احیاناً نمی‌دونی چرا مأمورهای من
پُشت هم دارن کُشته میشن؟

654
00:43:13,197 --> 00:43:15,615
‫منظورت استروئن لوی و کی وایتـه؟

655
00:43:15,616 --> 00:43:17,701
‫فکر نکنم جریان خاصی داشته باشه. فقط...

656
00:43:17,702 --> 00:43:19,995
‫- تصادفی بوده
‫- آره جون عمه‌ت

657
00:43:19,996 --> 00:43:22,914
‫آخه قفل کردن در کانتینر از داخل
کار خیلی سختیه

658
00:43:22,915 --> 00:43:24,708
‫کی وایت هم میشه گفت احمق بود،

659
00:43:24,709 --> 00:43:27,555
‫اما نه اون‌قدر احمق که از قایقی که
دوازده سال ‫توش زندگی می‌کرده

660
00:43:27,579 --> 00:43:29,148
بیفته توی آب و بمیره

661
00:43:29,172 --> 00:43:31,716
‫آخه افراد تو زیاد به هوش و ذکاوت‌شون
معروف نیستن

662
00:43:32,717 --> 00:43:34,759
‫پس این که فرانک هارکنس زده

663
00:43:34,760 --> 00:43:37,345
‫یکی از افراد خودتون رو هم کُشته تصادفی بوده؟

664
00:43:37,346 --> 00:43:41,933
‫آره؛ یه بازرس. بازرسِ سابق‌مون، اندی نسمیت.
‫می‌شناسیش؟

665
00:43:43,060 --> 00:43:44,782
‫خب معلوم شد قبل از رفتنش...

666
00:43:44,806 --> 00:43:48,958
‫ پرونده‌ی کاغذی واحد اسب‌های کودن رو
‫برداشته برده

667
00:43:48,983 --> 00:43:50,734
‫گفتم شاید تو چیزی درموردش بدونی...

668
00:43:50,735 --> 00:43:53,487
‫چون این تو بودی که تمام پرونده‌های
دیجیتالی‌مون رو پاک کردی

669
00:43:53,488 --> 00:43:55,489
‫به آدم‌هات بگو تا وقتی بفهمیم جریان چیه

670
00:43:55,490 --> 00:43:57,407
‫- می‌تونن بیان توی پارک بمونن
‫- ای خدا

671
00:43:57,408 --> 00:43:59,618
‫عمراً پامون رو بذاریم اونجا

672
00:43:59,619 --> 00:44:03,872
‫واحد شما این‌قدر نشت اطلاعات داشت که
‫جولیان آسانژ هم پشماش ریخته بود

673
00:44:03,873 --> 00:44:06,208
‫حالا من اگه جای تو بودم،
می‌گفتم فلایت یه آمارگیری بکنه

674
00:44:06,209 --> 00:44:08,835
‫ببینه اندی نسمیت برای کی کار می‌کرده

675
00:44:08,836 --> 00:44:10,796
‫فلایت اخراج شد.
‫به‌خاطر ضعف عملکرد

676
00:44:11,964 --> 00:44:13,048
جریان چیه؟

677
00:44:13,049 --> 00:44:14,549
‫مصاحبه‌ت رو دیده و

678
00:44:14,550 --> 00:44:17,802
‫- بهت گفته دوربین خیلی چاقت کرد؟
‫- خفه شو

679
00:44:17,803 --> 00:44:19,054
‫خب، ادامه بده

680
00:44:19,055 --> 00:44:23,643
‫به‌نظرم فرانک هارکنس داره واسه یکی
‫ آدم می‌کُشه

681
00:44:24,268 --> 00:44:27,647
‫این اواخر که به جز من
رو اعصابِ کس دیگه‌ای نرفته بودی؟

682
00:44:28,314 --> 00:44:32,150
‫کسی که فرانک رو اجیر کنه؟
‫می‌دونی، واسه تلافی

683
00:44:32,151 --> 00:44:33,361
‫نه

684
00:44:34,570 --> 00:44:36,239
‫دایانا، بیخیال

685
00:44:37,156 --> 00:44:38,157
‫نه

686
00:44:39,742 --> 00:44:41,576
‫بلاهایی که داره سر افرادت میاد

687
00:44:41,577 --> 00:44:43,745
‫هیچ ربطی به عملیات‌های جاری ما نداره

688
00:44:43,746 --> 00:44:47,332
‫حالا هم اگه حرف‌هات تموم شد
‫ممنون میشم سیکتیرت رو بزنی

689
00:44:47,333 --> 00:44:48,835
‫روز طاقت‌فرسایی داشتم

690
00:44:50,419 --> 00:44:52,337
‫میشه از در داخل برم بیرون؟

691
00:44:52,338 --> 00:44:54,841
‫نه؛ از همون‌جایی که اومدی برگرد

692
00:44:56,050 --> 00:44:57,844
‫آخه از داخل خونه اومدم

693
00:45:21,117 --> 00:45:23,578
‫هر چی بیشتر آدم می‌کُشم

694
00:45:25,371 --> 00:45:27,290
‫بیشتر احساس انسانیت می‌کنم

695
00:45:33,254 --> 00:45:35,882
‫این یعنی روانیـم؟

696
00:45:38,718 --> 00:45:39,719
‫آره احتمالاً

697
00:45:42,346 --> 00:45:44,473
‫شما دو تا چند وقته با همدیگه کار می‌کنید؟

698
00:45:47,393 --> 00:45:48,394
‫سه سال

699
00:45:50,813 --> 00:45:52,148
‫بهش اعتماد داری؟

700
00:45:54,525 --> 00:45:55,526
‫آره

701
00:46:02,408 --> 00:46:04,367
‫راستش هیچ‌کدوم از تلفن‌های همگانی
کار نمی‌کنن

702
00:46:04,368 --> 00:46:05,869
‫میرم داخل ببینم چی دستگیرم میشه

703
00:46:13,252 --> 00:46:14,795
‫- بهتره من هم باهاش برم. آره
‫- آره

704
00:46:23,994 --> 00:46:28,994
♪ PVT - Kangaroo ♪

705
00:46:40,404 --> 00:46:41,614
‫صبر کن!

706
00:46:42,529 --> 00:47:02,529
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

