﻿1
00:00:33,625 --> 00:00:35,750
‫حمل‌ونقل عمومی، ۴۰۰ امتیاز.

2
00:00:35,833 --> 00:00:38,208
‫اتوبوس‌های کره‌ی جنوبی یادآور

3
00:00:38,291 --> 00:00:41,041
‫- اتوبوس‌های اون شهر زیبای بلژیکی هست.
‫- ایستگاه مترو چطور؟

4
00:00:41,134 --> 00:00:44,342
‫- درستـه.
‫- ۸۰۰ امتیاز برای بخش «ایالات متحده».

5
00:00:44,416 --> 00:00:47,750
‫اَندرو جانسون هم یه سناتور بوده
‫و هم نماینده‌ی ایالتش.

6
00:00:47,833 --> 00:00:49,500
‫- ایالت تِنسی چطور؟
‫- آدریانا؟

7
00:00:49,583 --> 00:00:51,375
‫- ایالت تنسی چطور؟
‫- آفرین.

8
00:00:51,400 --> 00:00:53,154
‫۱۲۰۰ امتیاز برای بخش «ایالات متحده».

9
00:01:16,083 --> 00:01:17,166
‫سلام.

10
00:01:17,250 --> 00:01:18,791
‫سلام، عزیزم.

11
00:01:18,875 --> 00:01:20,083
‫وای، گرِیسی...

12
00:01:20,750 --> 00:01:21,791
‫دلم برات تنگ شده.

13
00:01:21,875 --> 00:01:23,500
‫من هم همین‌طور.

14
00:01:24,208 --> 00:01:25,500
‫امروز چی‌کار کردی؟

15
00:01:25,583 --> 00:01:27,625
‫ناهار پیتزا خوردم.

16
00:01:27,708 --> 00:01:31,166
‫- به‌به، غذای موردعلاقه‌تـه.
‫- آره.

17
00:01:32,250 --> 00:01:33,458
‫دیگه بیام خونه؟

18
00:01:34,875 --> 00:01:36,625
‫- امروز نه.
‫- ای بابا.

19
00:01:37,208 --> 00:01:40,000
‫خودم فردا می‌آم دیدنت.
‫خوبـه؟

20
00:01:40,500 --> 00:01:42,458
‫آره، با جویی می‌ریم پارک.

21
00:01:42,541 --> 00:01:43,708
‫مطمئنـم خوشش می‌آد.

22
00:01:43,791 --> 00:01:45,666
‫بادبادک هوا می‌کنیم.

23
00:01:45,750 --> 00:01:48,000
‫- خیلی خوب می‌شه.
‫- آره.

24
00:01:50,508 --> 00:01:52,750
‫جغده توی دیوار قایم شده، گریسی.

25
00:01:52,833 --> 00:01:54,791
‫- توی دیواره.
‫- وقت خوابـه، اِدوارد.

26
00:01:55,583 --> 00:01:57,375
‫- یه‌کم دیگه صبر کنین.
‫- نه، کافیـه.

27
00:01:57,458 --> 00:01:59,416
‫عیب نداره. فردا می‌بینمت.

28
00:01:59,452 --> 00:02:01,416
‫مثل بچه‌ها باهام رفتار نکنین.

29
00:02:01,500 --> 00:02:03,833
‫- گوشی رو بده من!
‫- ادوارد، مقاومت نکن.

30
00:02:03,916 --> 00:02:04,916
‫ولش کن!

31
00:02:05,000 --> 00:02:06,291
‫- لطفاً.
‫- ولش...

32
00:02:11,416 --> 00:02:14,666
‫والدینم رو دیدم.
‫بابای تو رو هم دیدم.

33
00:02:15,166 --> 00:02:16,791
‫برادرهای ریتز رو هم دیدم.

34
00:02:18,041 --> 00:02:20,166
‫باور کن زنده‌موندن‌شون گناهـه.

35
00:02:22,000 --> 00:02:25,000
‫- بذار ببرمت بیمارستان.
‫- لازم نکرده.

36
00:02:25,083 --> 00:02:26,583
‫چرا؟

37
00:02:26,666 --> 00:02:30,000
‫نکنه فکر می‌کنی سالمـی؟

38
00:02:30,083 --> 00:02:32,458
‫همین‌جا دراز بِکشم، کافیـه.

39
00:02:32,541 --> 00:02:35,125
‫ماشین‌سواری حالم رو بَدتر می‌کنه.

40
00:02:35,208 --> 00:02:36,291
‫حق داره، دوروتی.

41
00:02:36,375 --> 00:02:39,750
‫بعضی‌وقت‌ها بهترین کار درازکشیدنـه.

42
00:02:39,833 --> 00:02:44,083
‫توی ماه‌عسل‌مون هم
‫فقط دراز کشیده بودی.

43
00:03:11,375 --> 00:03:13,250
‫کمک!

44
00:03:13,333 --> 00:03:15,416
‫کمکم کنین!

45
00:03:24,937 --> 00:03:30,946
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

46
00:03:24,938 --> 00:03:30,957
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

47
00:04:19,885 --> 00:04:24,667
[ بـوروز ]

48
00:04:37,107 --> 00:04:40,376
(قسمت اول: «به بوروز خوش آمدید»)

49
00:04:41,041 --> 00:04:43,458
‫بذارش توی جیبت.

50
00:04:43,958 --> 00:04:46,625
‫وقتی اومدم شهر،
‫مادربزرگم دادش به من.

51
00:04:46,708 --> 00:04:48,875
‫- تا زیر بار حرف زور نرم.
‫- نمی‌خوامش...

52
00:04:48,958 --> 00:04:50,416
‫الان این مثلاً ترسناکـه؟

53
00:04:50,500 --> 00:04:51,541
‫یه شاهکار قدیمیـه.

54
00:04:51,625 --> 00:04:53,458
‫- حوصله‌م سر رفت.
‫- می‌شه بازی کنم؟

55
00:04:53,541 --> 00:04:54,750
‫روی تبلت بازی ندارم.

56
00:04:54,833 --> 00:04:56,458
‫مامان، بابایی تبلتش رو نمی‌ده.

57
00:04:56,541 --> 00:04:57,791
‫بابا لطفاً.

58
00:04:58,416 --> 00:04:59,875
‫باشه بابا بگیر.

59
00:05:00,875 --> 00:05:03,375
‫«یادآوری داروها» یه بازیـه؟

60
00:05:03,458 --> 00:05:04,833
‫نه، به اون دست نزن.

61
00:05:04,916 --> 00:05:09,208
‫بابایی ازش استفاده می‌کنه
‫تا داروهاش رو سروقت بخوره و زنده بمونه.

62
00:05:09,291 --> 00:05:11,750
‫حواسم نبود، پاک شد.

63
00:05:12,862 --> 00:05:14,493
‫همون بهتر که زنده نمونم.

64
00:05:14,561 --> 00:05:16,141
‫نگران نباش، پدرجان.

65
00:05:16,166 --> 00:05:18,958
‫نرم‌افزارش ذخیره‌ست.
‫دوباره نصبش می‌کنم.

66
00:05:19,041 --> 00:05:20,333
‫- ممنون، نیل.
‫- خواهش می‌کنم.

67
00:05:20,358 --> 00:05:22,423
‫خب، رسیدیم و رسیدیم.

68
00:05:23,518 --> 00:05:24,630
‫جونمی جون.

69
00:05:29,716 --> 00:05:31,570
[ خروجی بعدی: شهرک بوروز ]

70
00:05:32,708 --> 00:05:35,083
‫چندتا مأمور بفرستین به عمارت.

71
00:05:38,083 --> 00:05:40,083
‫روز به‌خیر، دوستان.
‫امری داشتین؟

72
00:05:40,166 --> 00:05:43,250
‫سلام. بابام امروز می‌آد اینجا.

73
00:05:43,333 --> 00:05:44,750
‫اسمش «سام کوپر»ـه.

74
00:05:45,500 --> 00:05:47,708
‫سام کوپر... بله، ثبت شده.

75
00:05:48,078 --> 00:05:51,578
‫به بوروز خوش اومدین.
‫اینجا حسابی بهتون خوش می‌گذره.

76
00:05:52,393 --> 00:05:55,791
‫همه می‌آن اینجا که بمیرن،
‫بعد می‌گه «خوش می‌گذره».

77
00:05:58,083 --> 00:05:59,220
‫خیلی‌خوب.

78
00:06:14,750 --> 00:06:16,708
‫چرا اینجا همه پیرن؟

79
00:06:16,791 --> 00:06:20,625
‫اینجا یه شهرک
‫مخصوص سالمندهاست، عزیزم.

80
00:06:27,541 --> 00:06:28,541
‫ممنون.

81
00:06:39,500 --> 00:06:40,750
‫سلام‌علیکم!

82
00:06:40,833 --> 00:06:42,791
‫- سلام!
‫- ببخشین دیر کردیم.

83
00:06:42,875 --> 00:06:43,833
‫اختیار دارین.

84
00:06:43,887 --> 00:06:46,054
‫حقوقم ارزش صبرکردن داره.

85
00:06:46,166 --> 00:06:47,916
‫چقدر شما نازی.

86
00:06:48,000 --> 00:06:49,458
‫- اسمت چیـه؟
‫- سام.

87
00:06:50,250 --> 00:06:51,708
‫آقای کوپر.

88
00:06:51,791 --> 00:06:53,916
‫خوش‌حالـم بالاخره می‌بینمتون.

89
00:06:54,000 --> 00:06:56,041
‫من کِیلی هستم، مسئول انتقال شما.

90
00:06:56,125 --> 00:06:59,041
‫باعث افتخارمـه که برای زندگی
‫در اینجا، قدم‌به‌قدم راهنمایی‌تون کنم.

91
00:06:59,125 --> 00:07:02,166
‫جسارتاً به کارکنان زودتر گفتم
‫که اسباب رو تخلیه کنن.

92
00:07:02,250 --> 00:07:04,041
‫همه‌ی جعبه‌ها رو برچسب زدین.

93
00:07:04,125 --> 00:07:06,833
‫البته این وسواس و دقت طبیعیـه،
‫چون شما مهندس هستین.

94
00:07:06,916 --> 00:07:08,750
‫مهندس بودم.

95
00:07:08,833 --> 00:07:09,916
‫الان شدم زندانی.

96
00:07:10,000 --> 00:07:11,838
‫می‌شه بریم داخل؟

97
00:07:11,863 --> 00:07:13,916
‫خونه رو تازه رنگ زدیم.

98
00:07:14,000 --> 00:07:16,541
‫طبق درخواست همسرتون،
‫کاغذدیواری رو نگه داشتیم.

99
00:07:16,625 --> 00:07:19,500
‫صاحب قبلی هم یه‌سری
‫اسباب رو باقی گذاشت.

100
00:07:19,583 --> 00:07:22,041
‫هرکدومش رو که دوست داشتین، نگه دارین

101
00:07:22,125 --> 00:07:23,333
‫و بقیه‌ش رو بریزین دور.

102
00:07:23,416 --> 00:07:24,500
‫چرا با خودش نبرده؟

103
00:07:24,583 --> 00:07:26,458
‫چون طرف مُرده.
‫درستـه؟

104
00:07:26,541 --> 00:07:30,875
‫گریس دو ماه پیش فوت کرد،
‫ولی ادوارد توی «عمارت» اقامت داره.

105
00:07:31,005 --> 00:07:34,922
‫یه آسایشگاه برای کسانی هست
‫که به مراقبت ویژه احتیاج دارن.

106
00:07:34,958 --> 00:07:36,416
‫- مریضی‌ش چیـه؟
‫- اِلا!

107
00:07:36,500 --> 00:07:38,125
‫- خب می‌خوام بدونم.
‫- ساکت.

108
00:07:38,208 --> 00:07:39,916
‫چه تلویزیون قدیمی‌ای.

109
00:07:40,000 --> 00:07:41,333
‫بابام دوست داره تعمیرشون کنه.

110
00:07:41,416 --> 00:07:43,083
‫به‌به، چه سرگرمی خوبی.

111
00:07:43,166 --> 00:07:44,583
‫اون دیگه چیـه؟

112
00:07:44,666 --> 00:07:46,625
‫اون «سِرافیم»ـه.

113
00:07:46,131 --> 00:07:46,636
(واژه‌ی «سِرافیم»، در فلسفه‌ی فرشته‌شناسی ادیان ابراهیمی، به یکی از نُه فرشته‌ی نزدیک خدا اشاره داره.
‫در واقع، توی مسیحیت، این فرشته رتبه‌ی اول رو داره و وظیفه‌ش گزارش اخبار و اتفاقات به خداست.)

114
00:07:46,708 --> 00:07:48,875
‫همه‌ی خونه‌های بوروز یکی دارن.

115
00:07:48,958 --> 00:07:52,833
‫اگه مشکلی براتون پیش اومد
‫یا مثلاً خواستین رستوران رزرو کنین...

116
00:07:52,916 --> 00:07:55,625
‫کافیـه سرافیم رو صدا بزنین

117
00:07:55,708 --> 00:07:58,708
‫تا به یکی از اُپراتورهای
‫شبانه‌روزیِ ما وصل بشین.

118
00:07:58,791 --> 00:07:59,791
‫گوش کنین.

119
00:07:59,875 --> 00:08:00,916
‫سلام، سرافیم.

120
00:08:01,000 --> 00:08:02,541
‫سلام، کِیلی‌جون.

121
00:08:02,625 --> 00:08:04,875
‫چه کمکی از دستم برمی‌آد؟

122
00:08:04,958 --> 00:08:06,666
‫فکرش هم نکنین.

123
00:08:06,750 --> 00:08:08,125
‫- بابا؟
‫- آقای کوپر.

124
00:08:08,150 --> 00:08:09,394
‫چی‌کار می‌کنی؟

125
00:08:09,419 --> 00:08:11,250
‫- لطفاً دست نزنین.
‫- بابا.

126
00:08:11,333 --> 00:08:12,875
‫سرافیم با این کار از بین نمی‌ره.

127
00:08:14,208 --> 00:08:17,791
‫همین مونده یه پرستار ربات داشته باشم.

128
00:08:17,875 --> 00:08:20,125
‫آقای کوپر، درک می‌کنم که ناراحتـین.

129
00:08:20,208 --> 00:08:21,166
‫نه بابا؟

130
00:08:21,250 --> 00:08:23,833
‫می‌دونم به خواسته‌ی
‫همسرتون اومدین اینجا

131
00:08:23,916 --> 00:08:26,833
‫و واقعاً ناراحت شدم
‫که شنیدم ایشون فوت کردن.

132
00:08:26,916 --> 00:08:29,250
‫ولی من نیستم که
‫به‌زور اینجا نگهتون داشتم.

133
00:08:29,333 --> 00:08:31,458
‫این تصمیمات با جناب رئیسـه.

134
00:08:31,654 --> 00:08:33,332
‫خب من رو ببرین پیش رئیس.

135
00:08:33,958 --> 00:08:38,541
‫من طی این سال‌ها
‫به افراد زیادی کمک کردم.

136
00:08:38,625 --> 00:08:43,250
‫قول می‌دم اگه
‫با این مکان اُخت پیدا کنین...

137
00:08:43,916 --> 00:08:47,166
‫متوجه می‌شین
‫بوروز انتهای مسیر نیست...

138
00:08:47,666 --> 00:08:49,375
‫بلکه شروع یه مسیر تازه‌ست.

139
00:08:51,853 --> 00:08:52,853
‫اجازه بدین!

140
00:08:53,041 --> 00:08:54,166
‫آقای کوپر!

141
00:08:55,750 --> 00:08:57,750
‫- لازم بود این کار رو بکنی؟
‫- بله.

142
00:08:57,833 --> 00:08:59,041
‫داشت کارش رو انجام می‌داد.

143
00:08:59,125 --> 00:09:02,625
‫- نمی‌ذارم مثل بچه‌ها باهام رفتار کنن!
‫- پس اول رفتار خودت رو درست کن!

144
00:09:02,708 --> 00:09:04,958
‫- چی گفتی؟
‫- عزیزان، یه‌کم آروم باشین.

145
00:09:05,041 --> 00:09:07,666
‫- من نخواستم بیاین.
‫- نه که خودت می‌تونی رانندگی کنی!

146
00:09:07,750 --> 00:09:08,750
‫عزیزان!

147
00:09:09,375 --> 00:09:11,875
‫- بیاین یه سر بریم پارکینگ!
‫- چطور؟

148
00:09:12,583 --> 00:09:14,000
‫توی پارکینگ چیـه، نیل؟

149
00:09:20,958 --> 00:09:21,916
‫ایول.

150
00:09:22,000 --> 00:09:23,125
‫این دیگه چیـه؟

151
00:09:23,208 --> 00:09:25,125
‫- ماشین گلف‌ـه.
‫- من گلف بازی نمی‌کنم.

152
00:09:25,208 --> 00:09:27,666
‫فقط یه ماشین گلف نیست.

153
00:09:27,750 --> 00:09:30,916
‫مدل «آیکون آی۴۰ال» هست.

154
00:09:31,000 --> 00:09:34,416
‫۴۸ ولتـه، سه‌دنده‌ست
‫و موتور تقویتی داره.

155
00:09:34,500 --> 00:09:37,625
‫حداکثر سرعت این بَلا ۶۰ کیلومتره.

156
00:09:37,708 --> 00:09:38,833
‫پسش بده.

157
00:09:42,208 --> 00:09:44,583
‫طرح شعله‌هاش سفارشیـه.
‫پس نمی‌گیرن.

158
00:09:44,974 --> 00:09:46,666
‫حق دارن پس نگیرن.

159
00:09:48,250 --> 00:09:51,333
‫می‌تونستی بیشتر پیش ما بمونی،
‫ولی خودت نخواستی.

160
00:09:51,416 --> 00:09:54,250
‫خونه‌ی دوخواب
‫واسه شما چهارتا هم کوچیکـه.

161
00:09:54,333 --> 00:09:56,625
‫لازم نیست من هم اضافه بشم.

162
00:09:57,750 --> 00:10:01,375
‫بعدش هم کل سرمایه‌م رو
‫خرج این مقبره کردم.

163
00:10:01,875 --> 00:10:04,708
‫می‌خوام قبل‌از مُردن،
‫یه راه واسه نقدکردنش دربیارم.

164
00:10:04,791 --> 00:10:06,125
‫حداقل جای قشنگیـه.

165
00:10:06,208 --> 00:10:07,791
‫- بی‌آب‌وعلفـه.
‫- خب صحراست دیگه.

166
00:10:07,827 --> 00:10:09,046
‫دقیقاً.

167
00:10:09,958 --> 00:10:13,708
‫ولی مشخصـه سلیقه‌ی مامان بوده.
‫زمستون‌های شیکاگو رو دوست نداشت.

168
00:10:13,791 --> 00:10:16,041
‫دیگه وقتشـه راه بیُفتین.

169
00:10:16,125 --> 00:10:19,625
‫سریع برین که الان
‫توی آلباکرک ترافیک شده.

170
00:10:19,708 --> 00:10:20,625
‫امروز یکشنبه‌ست، بابا.

171
00:10:20,708 --> 00:10:22,500
‫پس ترافیک روز تعطیلـه.

172
00:10:23,000 --> 00:10:24,250
‫دیگه بَدتر.

173
00:10:41,916 --> 00:10:44,750
‫- چیزی لازم داشتی، خبر بده.
‫- نگران من نباش.

174
00:10:51,208 --> 00:10:52,875
‫می‌بینمت، آقای راکون.

175
00:10:55,249 --> 00:10:56,875
‫خدافظ، پروانه‌کوچولو.

176
00:11:29,936 --> 00:11:32,478
[ صفحه‌های گرامافون لیلی - جعبه شماره ۵۰ ]

177
00:11:57,041 --> 00:11:59,500
‫توی بوروز هیچ‌وقت
‫حوصله‌تون سر نمی‌ره.

178
00:11:59,583 --> 00:12:03,416
‫می‌تونین ساعت‌ها توی سه‌تا زمینِ
‫تحسین‌شده‌ی گلف‌مون سرگرم بشین

179
00:12:03,500 --> 00:12:06,375
‫یا در مجتمع ورزشی جدیدمون فعالیت کنین

180
00:12:06,458 --> 00:12:09,125
‫و در استخرهای کم‌عمق،
‫ورزش‌های درمانی داشته باشین.

181
00:12:09,150 --> 00:12:11,125
‫من بلِین شا هستم، مدیرعامل بوروز.

182
00:12:11,208 --> 00:12:14,291
‫پدربزرگم در سال ۱۹۵۰
‫این شهرک بهشتی رو

183
00:12:14,375 --> 00:12:15,583
‫تأسیس کرد.

184
00:12:15,666 --> 00:12:17,041
‫پس رئیس تویـی.

185
00:12:17,125 --> 00:12:21,875
‫۷۵ سالـه که وظیفه‌ی خانوادگیِ
‫ما مراقبت از سلامت شما بوده.

186
00:12:21,958 --> 00:12:23,791
‫پس خودتون رو به ما بسپرین.

187
00:12:23,875 --> 00:12:26,333
‫بهتون قول می‌دم پشیمون نمی‌شین.

188
00:12:29,026 --> 00:12:30,083
‫سلام عرض شد.

189
00:12:31,000 --> 00:12:32,958
‫چطوری، همسایه؟

190
00:12:33,458 --> 00:12:34,708
‫کوچیک شما، جَک هستم.

191
00:12:34,791 --> 00:12:36,958
‫دستگیره‌ی دَرت خرابـه‌ها.

192
00:12:37,041 --> 00:12:40,166
‫یه‌جورهایی مسئول
‫خوش‌آمدگویی به همسایه‌ها منـم.

193
00:12:40,210 --> 00:12:41,227
‫آبجو می‌زنی؟

194
00:12:41,291 --> 00:12:42,708
‫خیر. ممنون.

195
00:12:42,791 --> 00:12:45,041
‫درد بدنم باز شروع شده.

196
00:12:45,125 --> 00:12:46,791
‫یه‌کم نقرس دارم.

197
00:12:46,875 --> 00:12:49,541
‫امروز ۱۸ متر پرتاب داشتم
‫و به دردم اضافه کرد.

198
00:12:49,625 --> 00:12:53,791
‫دیروز هم تا ۸۲ متر زدم
‫که رسماً بدنم قفل شد.

199
00:12:53,875 --> 00:12:54,833
‫اهل گلف هستی؟

200
00:12:54,916 --> 00:12:56,500
‫- خیر.
‫- راستی...

201
00:12:57,875 --> 00:12:59,083
‫اسم شما چیـه؟

202
00:12:59,166 --> 00:13:00,291
‫سام کوپر.

203
00:13:00,375 --> 00:13:01,625
‫بسیار عالی.

204
00:13:01,708 --> 00:13:05,875
‫البته مشکل اصلی‌م
‫نقرس نیست، سامی‌جون.

205
00:13:06,500 --> 00:13:10,125
‫من مشکل وقفه‌ی تنفسی
‫توی خواب دارم که پدرم رو درآورده.

206
00:13:09,615 --> 00:13:10,129
(وقفه‌ی تنفسی در خواب نوعی اختلال خوابـه که باعث توقف
‫یا کاهش تنفس برای مدتی کوتاه، ولی به‌دفعات، در طول خواب می‌شه.)

207
00:13:10,625 --> 00:13:13,333
‫باید روی یه صندلی بخوابم
‫و به دستگاه وصل باشم

208
00:13:13,358 --> 00:13:14,858
‫تا بتونم نفس بِکشم.

209
00:13:15,500 --> 00:13:17,666
‫شبیه مَرد فیل‌نما شدم.

210
00:13:17,809 --> 00:13:22,350
‫اون هم نمی‌تونست درازکش بخوابـه.
‫فیلمش رو دیدی؟

211
00:13:22,375 --> 00:13:24,666
‫بله، یه شاهکار از قدیمـه.

212
00:13:25,250 --> 00:13:26,488
‫تهیه‌کننده‌ش مِل بروکس بود.

213
00:13:27,500 --> 00:13:30,041
‫به‌به، پس فیلم‌بازی.

214
00:13:30,125 --> 00:13:32,541
‫من هم قبلاً توی صنعت سرگرمی بودم.

215
00:13:32,625 --> 00:13:34,541
‫مجری هواشناسی بودم.

216
00:13:34,625 --> 00:13:37,416
‫برنامه‌ی «ک. و. ب. سانتافه».

217
00:13:38,500 --> 00:13:43,000
‫مشکل اصلی تنفسم اینـه که
‫نمی‌شه راحت کنار یه زن بخوابم.

218
00:13:43,083 --> 00:13:46,875
‫توی جَوونی‌م همیشه
‫قاشق‌بزرگه من بودم.

219
00:13:46,372 --> 00:13:46,877
(کسی که دیگری رو از پشت بغل می‌کنه، «قاشق بزرگ» محسوب می‌شه
‫و کسی که بغل شده، «قاشق کوچیک» هست.)

220
00:13:47,791 --> 00:13:48,833
‫ولی الان...

221
00:13:49,875 --> 00:13:51,958
‫اگه کسی رو بغل کنم
‫و همون‌طوری بخوابم...

222
00:13:52,666 --> 00:13:53,875
‫می‌میرم.

223
00:13:53,958 --> 00:13:55,833
‫قطعاً فضای عاشقانه‌ای نمی‌شه.

224
00:13:57,000 --> 00:13:58,166
‫بله، ظاهراً.

225
00:13:58,250 --> 00:14:00,875
‫اشتباه برداشت نکنی، سامی‌جون.
‫من زن‌باز نیستم.

226
00:14:01,458 --> 00:14:02,750
‫ولی خب یکی کمـه...

227
00:14:03,099 --> 00:14:04,255
‫دوتا غمـه...

228
00:14:04,291 --> 00:14:05,499
‫سه‌تا خاطرجمعـه.

229
00:14:05,875 --> 00:14:07,452
‫همین ماه پیش...

230
00:14:07,477 --> 00:14:11,049
‫توی سالن اجتماعات، یه سکس گروهی
‫با ۱۰۰ نفر از اعضای شهرک راه انداختن.

231
00:14:11,625 --> 00:14:12,708
‫باورت می‌شه؟

232
00:14:13,458 --> 00:14:14,583
‫البته درک می‌کنم.

233
00:14:15,791 --> 00:14:17,791
‫هرچند سلیقه‌ی من نیست.

234
00:14:18,708 --> 00:14:19,875
‫ولی درک می‌کنم.

235
00:14:19,958 --> 00:14:22,125
‫الان با یه بانوی زیبا رابطه دارم.

236
00:14:22,208 --> 00:14:28,125
‫فقط مشکل اینـه که همیشه
‫به خودش پماد ضددرد شاه‌دانه می‌زنه.

237
00:14:28,208 --> 00:14:29,166
‫آرتروز داره.

238
00:14:29,250 --> 00:14:31,333
‫و بدنش بوی شیرین‌بیان می‌ده.

239
00:14:32,000 --> 00:14:35,541
‫واقعاً زن زیباییـه.

240
00:14:38,041 --> 00:14:39,416
‫خیلی خاصـه.

241
00:14:40,666 --> 00:14:42,000
‫داستان تو چیـه؟

242
00:14:42,083 --> 00:14:44,166
‫مزدوجـی یا مطلقه؟

243
00:14:44,916 --> 00:14:46,041
‫بیوه‌ام.

244
00:14:46,125 --> 00:14:47,291
‫تسلیت می‌گم.

245
00:14:47,791 --> 00:14:51,041
‫ببین، نمی‌دونم
‫تا الان چی‌ها کشیدی...

246
00:14:51,125 --> 00:14:55,208
‫ولی این رو بدون که مَردهای مجردی
‫مثل ما اینجا سوگلی حساب می‌شن.

247
00:14:55,708 --> 00:14:56,833
‫طالب زیاد داریم.

248
00:14:56,916 --> 00:15:00,625
‫ممنون که بهم سر زدی، جک،
‫ولی امروز خیلی خسته شدم.

249
00:15:00,708 --> 00:15:02,833
‫فهمیدم.
‫رفع زحمت می‌کنم.

250
00:15:02,916 --> 00:15:04,708
‫ولی قبل‌از رفتنم...

251
00:15:04,791 --> 00:15:10,458
‫می‌خواستم بگم واسه
‫خوش‌آمدت یه جشن باربیکیو می‌گیرم.

252
00:15:10,541 --> 00:15:12,333
‫این‌طوری با همسایه‌ها هم آشنا می‌شی.

253
00:15:12,416 --> 00:15:14,291
‫- سه‌شنبه خوبـه؟
‫- نه، خوب نیست.

254
00:15:15,250 --> 00:15:19,250
‫پس برنامه‌ت رو بررسی کن
‫و بهم خبر بده.

255
00:15:20,250 --> 00:15:21,250
‫آبجوها بمونه.

256
00:15:21,333 --> 00:15:23,625
‫فقط یکی برمی‌دارم.

257
00:15:25,125 --> 00:15:27,333
‫بوروز جای خوبیـه.

258
00:15:27,416 --> 00:15:29,541
‫اینجا همه هوای همدیگه رو دارن.

259
00:15:29,625 --> 00:15:30,625
‫مثل یه خونواده.

260
00:15:31,500 --> 00:15:33,290
‫من دیگه از خونواده سیر شدم.

261
00:15:34,333 --> 00:15:35,416
‫حلـه. فهمیدم.

262
00:15:37,625 --> 00:15:39,166
‫ولی به دعوتم فکر کن.

263
00:15:39,250 --> 00:15:41,250
‫هنوز کباب‌های من رو نخوردی.

264
00:15:54,000 --> 00:15:55,041
‫صبح به‌خیر.

265
00:16:01,541 --> 00:16:02,916
‫صبح به‌خیر، عزیزم.

266
00:16:07,708 --> 00:16:11,416
‫امروز می‌خوام برم بازار جدیدی
‫که توی میدون لوگان راه افتاده.

267
00:16:11,500 --> 00:16:15,166
‫خوبـه، من هم واسه
‫شام امشب پیاز شالِت می‌خوام.

268
00:16:19,833 --> 00:16:21,250
‫پس تو هم بیا.

269
00:16:22,458 --> 00:16:24,208
‫آخه می‌خوام ماشین رو تعمیر کنم.

270
00:16:26,458 --> 00:16:28,083
‫تو هم با اون ماشینت.

271
00:16:31,083 --> 00:16:35,083
‫وقتی پشت فرمون نمی‌شینی،
‫فایده‌ی تعمیرش چیـه؟

272
00:16:46,583 --> 00:16:47,958
‫آفرین، خوشگله!

273
00:16:48,041 --> 00:16:49,161
‫هنوز جَوونـی.

274
00:17:16,208 --> 00:17:17,925
‫عالی شد.

275
00:17:18,750 --> 00:17:20,000
‫من کجا اومدم؟

276
00:17:26,541 --> 00:17:28,875
‫آگهی فوت زنش رو پیدا کردم.

277
00:17:28,958 --> 00:17:32,125
‫- زن کی؟
‫- همسایه‌ی جدیدمون.

278
00:17:32,208 --> 00:17:35,125
‫ساموئل داروین کوپر.

279
00:17:35,208 --> 00:17:37,583
‫متولد شیکاگو، ایالت ایلینوی.

280
00:17:37,666 --> 00:17:40,166
‫۱۰ دسامبر ۱۹۵۳.

281
00:17:40,250 --> 00:17:42,583
‫این‌قدر فضولیِ مردم رو نکن.

282
00:17:42,666 --> 00:17:44,041
‫فضولی چیـه؟

283
00:17:44,708 --> 00:17:46,333
‫دارم تحقیق می‌کنم.

284
00:17:46,416 --> 00:17:48,291
‫دیگه گزارشگر نیستی‌ها.

285
00:17:48,316 --> 00:17:49,732
‫خبرنگار*

286
00:17:49,875 --> 00:17:51,500
‫و این یعنی داری فضولی می‌کنی.

287
00:17:51,583 --> 00:17:55,125
‫زنش پنج ماه پیش براثر سکته مُرده.

288
00:17:55,208 --> 00:17:56,833
‫خدا مرگم... چه جَوون بوده.

289
00:17:56,916 --> 00:17:58,583
‫هنوز ۷۰ سال نداشته.

290
00:17:58,608 --> 00:18:00,404
‫شوهره کارمند شرکت
‫نورتراپ گرومان بوده.

291
00:18:00,429 --> 00:18:04,583
‫۳۵ سال مهندس هوافضا بوده.

292
00:18:04,666 --> 00:18:06,458
‫پس طرف آدم باهوشیـه.

293
00:18:06,541 --> 00:18:09,958
‫«باهوش‌بودن به حجم
‫دانسته‌های فرد اطلاق نمی‌شود...

294
00:18:10,041 --> 00:18:12,333
‫بلکه به میزان قوه‌ی تفکرش اشاره دارد.»

295
00:18:12,416 --> 00:18:13,375
‫کی این رو گفته؟

296
00:18:13,458 --> 00:18:14,541
‫انیشتین.

297
00:18:15,291 --> 00:18:17,033
‫نه، شاید هم آقای پیبادی بود...

298
00:18:16,519 --> 00:18:17,033
(اشاره به شخصیت کارتونی «آقای پیبادی»)

299
00:18:17,125 --> 00:18:19,125
‫یکی از این دوتا بود.
‫یادم نیست.

300
00:18:19,625 --> 00:18:22,541
‫آرت، نظرت چیـه امروز بریم پیاده‌روی؟

301
00:18:23,458 --> 00:18:28,375
‫دکترهات می‌گن باید ورزش کنی.
‫ورزش واقعی، نه حرکات کششی.

302
00:18:28,458 --> 00:18:30,666
‫امروز نمی‌شه.
‫با مَکسیمو قرار گلف دارم.

303
00:18:32,291 --> 00:18:34,416
‫برنامه‌ی فیلم امشب که پابرجاست؟

304
00:18:34,500 --> 00:18:36,958
‫فیلم «بعدازظهر سگی»
‫توی «تالار» درحال اکرانـه.

305
00:18:36,458 --> 00:18:36,963
(«بعدازظهر سگی»: فیلمی به کارگردانی سیدنی لومت و با بازی آل پاچینو.)

306
00:18:37,041 --> 00:18:38,875
‫ببخشین. یادم رفته بود.

307
00:18:38,958 --> 00:18:42,333
‫جریمه‌ی بازنده اینـه که شام بخره
‫و مکس هم همیشه بازنده‌ست، پس...

308
00:18:43,125 --> 00:18:44,958
‫پس درود بر مکسیمو.

309
00:18:45,041 --> 00:18:46,500
‫بعله.

310
00:18:47,379 --> 00:18:48,875
‫بعداً می‌بینمت.

311
00:18:52,208 --> 00:18:53,333
‫بریم.

312
00:18:55,708 --> 00:18:56,708
‫هعی...

313
00:19:19,083 --> 00:19:20,500
‫نه!

314
00:19:20,583 --> 00:19:22,625
‫ای ریدم به...

315
00:19:28,778 --> 00:19:31,458
‫به‌به، داداش خودم، سام.

316
00:19:31,541 --> 00:19:33,375
‫ببین، می‌خواستم ازت عذرخواهی کنم.

317
00:19:33,458 --> 00:19:36,791
‫- دیشب سرزده مزاحمت شدم.
‫- الان وقت حرف‌زدن ندارم، جک.

318
00:19:36,875 --> 00:19:41,291
‫باشه باشه... بعداً درباره‌ی
‫ماجرای باربیکیو حرف می‌زنیم.

319
00:19:41,375 --> 00:19:43,250
‫عجله‌ای نیست.

320
00:19:43,333 --> 00:19:44,875
‫راستی مبارک باشه.

321
00:19:44,958 --> 00:19:47,375
‫هیچی مثل ماشین‌های آیکون نمی‌شه.

322
00:19:47,875 --> 00:19:50,083
‫من هم مدل «۲۳ال» دارم...

323
00:19:50,166 --> 00:19:51,708
‫طرح قشنگی زدی!

324
00:20:00,083 --> 00:20:02,250
‫شعله‌هات رو بنازم، جیگر!

325
00:20:08,041 --> 00:20:10,708
‫«مارکوس شا»ی جوان یه کارگر معدن بود

326
00:20:10,791 --> 00:20:14,333
‫که در سال ۱۹۴۹ ایده‌ی شهری
‫برای بازنشسته‌ها به ذهنش رسید.

327
00:20:14,416 --> 00:20:16,041
‫همه فکر می‌کردن اون دیوونه‌ست...

328
00:20:16,125 --> 00:20:19,166
‫ولی به‌محض این‌که اولین
‫خونه رو ساخت، مردم صف کشیدن...

329
00:20:19,250 --> 00:20:21,541
‫بهترین فناوری روز رو داشتن...

330
00:20:21,625 --> 00:20:23,708
‫مثل اجاق‌گاز جدید وستینگهاس

331
00:20:23,791 --> 00:20:26,250
‫که سمت چپ‌تون قرار گرفته.

332
00:20:26,333 --> 00:20:29,125
‫به‌به!
‫اینجا یه چیز خاص داریم.

333
00:20:29,208 --> 00:20:30,500
‫تشریف بیارین، دوستان.

334
00:20:30,583 --> 00:20:31,916
‫اینی که می‌بینین...

335
00:20:32,416 --> 00:20:34,291
‫این هم شدنیـه.

336
00:20:34,791 --> 00:20:35,791
‫بله.

337
00:20:36,583 --> 00:20:37,833
‫مشکلی نیست.

338
00:20:38,541 --> 00:20:39,500
‫بله.

339
00:20:40,125 --> 00:20:41,166
‫درستـه.

340
00:20:41,875 --> 00:20:43,625
‫ممنون که با بوروز تماس گرفتید.

341
00:20:43,708 --> 00:20:45,750
‫اینجا همیشه بهتون خوش می‌گذره.

342
00:20:46,291 --> 00:20:47,875
‫بفرمایید، در خدمتـم.

343
00:20:47,958 --> 00:20:49,580
‫من سام کوپرـم.

344
00:20:49,605 --> 00:20:51,333
‫با آقای شا کار دارم.

345
00:20:51,416 --> 00:20:52,791
‫در چه رابطه‌ای؟

346
00:20:52,875 --> 00:20:54,375
‫فسخ قرارداد.

347
00:20:54,458 --> 00:20:56,866
‫اِوا... اولین باره می‌شنوم.

348
00:20:57,208 --> 00:20:59,750
‫متأسفانه ایشون
‫امروز توی دفترشون نیستن.

349
00:21:00,416 --> 00:21:01,875
‫بذارین برنامه‌شون رو نگاه بندازم.

350
00:21:13,291 --> 00:21:16,833
‫چه خوش‌شانسـین.
‫می‌تونم واسه چهارشنبه ساعت ۲ وقت بذارم.

351
00:21:17,333 --> 00:21:18,333
‫خوبـه؟

352
00:21:21,583 --> 00:21:23,958
‫لیلی، پیازهای شالت رو گرفتی؟

353
00:21:24,041 --> 00:21:25,166
‫ای وای!

354
00:21:25,666 --> 00:21:26,833
‫یادم رفت!

355
00:21:26,916 --> 00:21:29,125
‫بدون شالت چجوری چیمیچوری درست کنم؟

356
00:21:29,208 --> 00:21:30,916
‫- پیاز معمولی بردار!
‫- شوخی می‌کنی دیگه؟

357
00:21:31,000 --> 00:21:32,875
‫پیاز پیازه دیگه.

358
00:21:33,458 --> 00:21:35,160
‫این حرفت رو نشنیده می‌گیرم.

359
00:21:39,916 --> 00:21:41,791
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- بیا برقصیم.

360
00:21:41,875 --> 00:21:43,166
‫باید شام درست کنم.

361
00:21:43,250 --> 00:21:44,269
‫عجله‌ای نیست.

362
00:21:46,000 --> 00:21:47,708
‫- این‌طوری فایده نداره.
‫- مطمئنـی؟

363
00:21:49,125 --> 00:21:50,708
‫دروغ نگو، شیطون.

364
00:21:50,791 --> 00:21:52,125
‫الان گوشت‌ها می‌سوزه.

365
00:21:52,618 --> 00:21:54,683
‫این‌قدر غر نزن.

366
00:22:25,083 --> 00:22:26,208
‫لیلی؟

367
00:22:27,541 --> 00:22:28,500
‫لیلی!

368
00:22:30,500 --> 00:22:31,666
‫لیلی!

369
00:22:32,333 --> 00:22:33,333
‫لیلی!

370
00:22:34,208 --> 00:22:36,250
‫من رو ببین، عزیزم!
‫لیلی!

371
00:22:36,833 --> 00:22:38,666
‫حال‌تون خوبـه، آقای کوپر؟

372
00:22:42,666 --> 00:22:44,000
‫خوبـم.

373
00:22:47,666 --> 00:22:48,666
‫ببخشید.

374
00:22:52,083 --> 00:22:54,083
‫انگار روح دیدین.

375
00:22:54,791 --> 00:22:55,833
‫باید برم.
‫ببخشید.

376
00:22:57,041 --> 00:22:58,875
‫براتون نوبت بگیرم یا نه؟

377
00:23:05,131 --> 00:23:07,101
[ نگهبانی ]

378
00:23:08,837 --> 00:23:10,083
‫سه‌امتیازی!

379
00:23:12,375 --> 00:23:14,875
‫- توی دروازه.
‫- آفتاب مزاحم دیدم شد.

380
00:23:20,166 --> 00:23:21,916
‫خب، تازه‌وارد...

381
00:23:22,000 --> 00:23:24,875
‫رفتیم داخل، تو هیچی نمی‌گی.

382
00:23:24,958 --> 00:23:26,416
‫این زنه خیلی دردسرسازه.

383
00:23:26,128 --> 00:23:28,282
[ سالن اجتماعات ]

384
00:23:27,208 --> 00:23:28,291
‫فهمیدی؟

385
00:23:37,291 --> 00:23:39,000
‫عالی پیش می‌رین، دوستان.

386
00:23:39,083 --> 00:23:41,416
‫دایانا... آفرین. خوبـه.

387
00:23:41,500 --> 00:23:43,166
‫شیلا، با دست نکن.

388
00:23:43,250 --> 00:23:44,625
‫موچین بردار.

389
00:23:44,708 --> 00:23:46,541
‫قشنگ بده بره داخل.

390
00:23:47,458 --> 00:23:48,500
‫ای وای نه!

391
00:23:48,583 --> 00:23:51,208
‫نه، برو بیرون!

392
00:23:51,291 --> 00:23:56,166
‫به ماسماسکِ سرافیم
‫تأکید کردم که تو رو نفرسته.

393
00:23:56,201 --> 00:23:58,345
‫بقال سر کوچه کارش از تو بهتره.

394
00:23:59,083 --> 00:24:00,208
‫امری داشتی، رِنه؟

395
00:24:00,291 --> 00:24:01,875
‫دوباره از مغازه‌م دزدی شده.

396
00:24:01,958 --> 00:24:05,416
‫این دفعه چی گم شده؟

397
00:24:05,500 --> 00:24:07,458
‫یه پاکت نگین صورتی.

398
00:24:07,541 --> 00:24:09,375
‫یعنی خیلی می‌ارزید؟

399
00:24:09,458 --> 00:24:11,083
‫نه، نهایتاً دَه دلار می‌ارزه.

400
00:24:11,166 --> 00:24:14,750
‫ولی مطمئنـم دیشب
‫گذاشتمش روی طاقچه‌ی انباری

401
00:24:14,833 --> 00:24:16,500
‫و امروز صبح اونجا نبود.

402
00:24:16,583 --> 00:24:18,750
‫یعنی یه‌نفر اومده داخل و برداشتش.

403
00:24:18,833 --> 00:24:22,208
‫عجب.
‫نشونه‌ای از ورود غیرمجاز دیدی؟

404
00:24:22,708 --> 00:24:25,166
‫- نه.
‫- معلومـه که ندیدی.

405
00:24:25,250 --> 00:24:26,541
‫ببین، کاری از ما برنمی‌آد.

406
00:24:26,625 --> 00:24:28,333
‫می‌تونیم گزارش ثبت کنیم.

407
00:24:28,833 --> 00:24:31,458
‫بله. بله، ممنون...

408
00:24:31,541 --> 00:24:33,666
‫- پاز هستم.
‫- ممنونـم، پاز.

409
00:24:33,750 --> 00:24:36,000
‫یه گزارش بنویسین.

410
00:24:38,250 --> 00:24:43,208
‫همین هفته‌ی پیش،
‫مردیت استیدوِل گفت ماشینش رو دزدیدن.

411
00:24:43,916 --> 00:24:48,166
‫بعدش فهمیدیم یادش رفته
‫که به دخترش قرض داده.

412
00:24:48,250 --> 00:24:50,625
‫توی سن‌وسال شماها
‫از این اتفاقات می‌افته.

413
00:24:50,708 --> 00:24:52,333
‫اینجا رو ببین.

414
00:24:52,416 --> 00:24:55,458
‫سنگ‌هایی داری که
‫ارزش‌شون از دَه دلار خیلی بیشتره.

415
00:24:55,541 --> 00:24:58,583
‫مشخصـه یادت رفته
‫نگین‌هات رو کجا گذاشتی.

416
00:24:58,666 --> 00:25:01,125
‫درست مثل مردیت استیدول

417
00:25:01,208 --> 00:25:03,208
‫و درست مثل دفعه‌ی قبلی که زنگ زدی.

418
00:25:03,791 --> 00:25:08,541
‫اگه گزارش می‌خوای، مجبورم بنویسم

419
00:25:08,625 --> 00:25:12,291
‫«پیرزنی حواس‌پرت
‫دوباره حواس‌پرتی گرفته».

420
00:25:13,541 --> 00:25:14,541
‫پس نمی‌نویسم.

421
00:25:27,839 --> 00:25:30,840
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

422
00:25:31,541 --> 00:25:33,500
‫- اسمش چیـه؟
‫- برنت‌وود.

423
00:25:33,583 --> 00:25:35,500
‫شب‌ها اینجا چی‌کار می‌کنن؟

424
00:25:35,583 --> 00:25:36,708
‫می‌آن شام می‌خورن.

425
00:25:36,791 --> 00:25:39,833
‫همه می‌آن که اون
‫شام تپل رو بزنن بر بدن.

426
00:25:39,916 --> 00:25:42,333
‫فکر کردی خیلی زرنگـی، آره؟

427
00:25:43,375 --> 00:25:44,416
‫خب...

428
00:25:52,333 --> 00:25:53,500
‫خدایا!

429
00:26:03,333 --> 00:26:04,333
‫وایستا!

430
00:26:04,916 --> 00:26:06,250
‫- چی؟
‫- صبر کن.

431
00:26:07,375 --> 00:26:08,833
‫- یه دقیقه امون بده.

432
00:26:21,541 --> 00:26:22,541
‫شما مکانیکـی؟

433
00:26:22,625 --> 00:26:23,708
‫مهندسـم.

434
00:26:23,791 --> 00:26:25,250
‫آها. پس نزدیک گفتم.

435
00:26:26,416 --> 00:26:27,416
‫اسم من «رنه»ست.

436
00:26:27,500 --> 00:26:28,791
‫سام هستم.

437
00:26:28,875 --> 00:26:30,916
‫- همسایه‌ی جدید شمایـی؟
‫- احتمالاً.

438
00:26:32,000 --> 00:26:33,250
‫استارت بزن.

439
00:26:33,853 --> 00:26:35,478
‫- یعنی تموم شد؟
‫- بله.

440
00:26:35,503 --> 00:26:37,295
‫عجب.
‫باشه.

441
00:26:44,416 --> 00:26:46,583
‫وای!
‫خیلی ممنون!

442
00:26:48,166 --> 00:26:49,166
‫آهای!

443
00:26:50,875 --> 00:26:52,791
‫دارم تشکر می‌کنم‌ها!

444
00:26:52,875 --> 00:26:55,041
‫نیازی نیست.
‫فقط می‌خوام بخوابم.

445
00:26:55,066 --> 00:26:56,946
‫پس بگو «خواهش می‌کنم» و تمام.

446
00:26:57,625 --> 00:26:58,791
‫نفهمیدم؟

447
00:26:59,706 --> 00:27:00,790
‫یه نصیحت دوستانه:

448
00:27:00,815 --> 00:27:05,041
‫وقتی کسی بهت می‌گه «ممنون»،
‫کافیـه در جواب بگی «خواهش می‌کنم».

449
00:27:05,125 --> 00:27:07,208
‫نیازی نیست عوضی‌بازی دربیاری.

450
00:27:07,291 --> 00:27:09,208
‫اون‌وقت طرف می‌ره پی کارش

451
00:27:09,291 --> 00:27:13,708
‫و تو هم می‌ری به همون کاری می‌رسی
‫که پیرمردهای غرغرو بهش علاقه دارن:

452
00:27:13,733 --> 00:27:14,791
‫تنهابودن.

453
00:27:18,166 --> 00:27:19,166
‫خواهش می‌کنم.

454
00:27:20,083 --> 00:27:21,250
‫آفرین، سام.

455
00:28:07,583 --> 00:28:08,666
‫تو دیگه کی‌ای؟

456
00:28:09,875 --> 00:28:10,958
‫یا خدا.

457
00:28:11,341 --> 00:28:12,350
‫گریس کجاست؟

458
00:28:12,375 --> 00:28:14,541
‫آروم باش، رفیق.

459
00:28:16,250 --> 00:28:17,578
‫توی دیواره.

460
00:28:17,805 --> 00:28:19,458
‫- چی توی دیواره؟
‫- جغده رو می‌گم.

461
00:28:19,483 --> 00:28:20,538
‫جغد؟

462
00:28:21,958 --> 00:28:24,416
‫نمی‌فهمم... آخه گریس کجاست؟

463
00:28:24,500 --> 00:28:27,791
‫آها، صبر کن ببینم.
‫گریس اینجا زندگی می‌کرد، درستـه؟

464
00:28:28,291 --> 00:28:30,208
‫تو همسرشـی؟
‫می‌تونم کمکت کنم.

465
00:28:30,291 --> 00:28:32,833
‫نه، باید دَر ورودی رو پیدا کنم.

466
00:28:32,916 --> 00:28:34,750
‫خب با هم پیداش می‌کنیم.

467
00:28:34,833 --> 00:28:37,666
‫فقط لطفاً چاقو رو بذار زمین.

468
00:28:38,833 --> 00:28:40,583
‫تو هم یکی از اون‌هایـی.

469
00:28:40,666 --> 00:28:41,958
‫گریس کجاست؟

470
00:28:42,041 --> 00:28:43,791
‫کجا بردینش؟ کجاست؟

471
00:28:43,875 --> 00:28:46,583
‫شما بردینش!
‫برش گردونین!

472
00:28:47,708 --> 00:28:50,166
‫- برش گردون، عوضی!
‫- بس کن!

473
00:28:50,250 --> 00:28:52,833
‫- زنم رو برگردون!
‫- پیش من نیست، روانی!

474
00:28:52,916 --> 00:28:53,916
‫برش گردون!

475
00:28:58,041 --> 00:28:59,375
‫کمک!

476
00:29:00,208 --> 00:29:01,208
‫یکی کمک کنه!

477
00:29:01,291 --> 00:29:02,453
‫کمک!

478
00:29:02,478 --> 00:29:03,516
‫آروم بگیر!

479
00:29:03,541 --> 00:29:05,000
‫ادوارد، کافیـه دیگه!

480
00:29:05,083 --> 00:29:07,583
‫نه نه... اون باهاشون هم‌دستـه.

481
00:29:07,666 --> 00:29:10,458
‫- وقتشـه بریم خونه.
‫- خونه‌ی من اینجاست.

482
00:29:12,541 --> 00:29:14,208
‫نه! گریسی!

483
00:29:18,625 --> 00:29:20,791
‫این هم از این.
‫شانس‌تون گرفت بخیه لازم نداشت.

484
00:29:20,816 --> 00:29:22,516
‫آره، من و این‌همه خوش‌شانسی محالـه.

485
00:29:22,541 --> 00:29:25,416
‫- اوضاع چطوره؟
‫- مثل روز اول شدن.

486
00:29:26,149 --> 00:29:27,600
‫حالا نه در اون حد.

487
00:29:27,625 --> 00:29:30,125
‫خبرها رو شنیدم.
‫روز سختی داشتین.

488
00:29:30,208 --> 00:29:31,875
‫نمی‌خوام وقت‌تون رو بگیرم.

489
00:29:31,958 --> 00:29:36,875
‫اگه مشکلی بود، با نگهبانی تماس بگیرین
‫و بگین با هَنک کار دارین. در خدمتـم.

490
00:29:36,900 --> 00:29:38,166
‫پس پلیس چی؟

491
00:29:38,250 --> 00:29:42,458
‫شهرک بوروز به‌لحاظ
‫قانونی یه شهرک نیست.

492
00:29:42,541 --> 00:29:44,250
‫یه ملک خصوصی حساب می‌شه.

493
00:29:44,333 --> 00:29:47,708
‫این‌طوری ساختنش تا شرکت
‫مجبور به ساخت مدرسه

494
00:29:47,791 --> 00:29:49,875
‫یا کلانتری نباشه.

495
00:29:49,958 --> 00:29:53,791
‫البته تیم کلانتری داریم،
‫ولی تعدادشون خیلی کمـه.

496
00:29:53,875 --> 00:29:56,541
‫بهتره وقت‌شون رو
‫با مسائل جزئی نگیریم.

497
00:29:56,625 --> 00:29:58,500
‫مسائل جزئی؟
‫طرف وارد خونه‌م شده.

498
00:29:59,083 --> 00:30:00,750
‫- شرمنده‌ام.
‫- بهم حمله کرد!

499
00:30:00,833 --> 00:30:03,833
‫- متوجهـم.
‫- فکر نکنم متوجه باشی.

500
00:30:03,916 --> 00:30:05,250
‫شاید کلانتر متوجه بشه.

501
00:30:05,333 --> 00:30:09,000
‫ببینید، آقای کوپر.
‫نمی‌خوام مانع‌تون بشم.

502
00:30:09,083 --> 00:30:11,625
‫می‌تونین با کلانتر تماس بگیرین.

503
00:30:11,708 --> 00:30:14,166
‫ولی قبلش با یه‌نفر دیگه صحبت کنین.

504
00:30:14,250 --> 00:30:16,583
‫- با کی؟
‫- رئیسم.

505
00:30:16,666 --> 00:30:18,041
‫بلین شا.

506
00:30:20,708 --> 00:30:22,750
‫باشه.
‫من جلو می‌شینم.

507
00:30:23,250 --> 00:30:24,666
‫متأسفانه امکانش نیست.

508
00:30:40,541 --> 00:30:43,083
‫- مگه قرار نشد رئیس رو ببینم؟
‫- همین‌جاست.

509
00:30:45,791 --> 00:30:48,166
‫- اینجا کجاست؟
‫- عمارت.

510
00:30:48,191 --> 00:30:51,416
‫سیب‌زمینی‌ها رو اینجا نگه می‌دارن.
‫مثل اون بنده‌خدا که بهتون حمله کرد.

511
00:30:57,958 --> 00:31:00,583
‫- چه امنیتی.
‫- امنیت عمارت بسیار بالاست.

512
00:31:00,666 --> 00:31:02,833
‫نه بابا؟ پس یارو
‫چجوری تا خونه‌ی من اومد؟

513
00:31:02,916 --> 00:31:04,333
‫داریم درباره‌ش تحقیق می‌کنیم.

514
00:31:04,416 --> 00:31:07,125
‫ولی قول می‌دم دیگه تکرار نمی‌شه.

515
00:31:13,875 --> 00:31:16,833
‫می‌گن این عمارت واسه
‫کسایی که زوال عقل دارن، مفیده.

516
00:31:16,916 --> 00:31:18,791
‫براشون مثل خونه می‌مونه.

517
00:31:18,875 --> 00:31:20,166
‫ولی یه‌کم عجیبـه، نه؟

518
00:31:20,191 --> 00:31:21,208
‫خیلی.

519
00:31:21,291 --> 00:31:24,333
‫- آقای شا توی کافی‌شاپ منتظرتونـن.
‫- کافی‌شاپ؟

520
00:31:24,416 --> 00:31:27,125
‫صحبت‌تون که تموم شد،
‫ما می‌بریمتون خونه.

521
00:31:32,166 --> 00:31:34,666
‫ببخشید، ساعت چنده؟

522
00:31:34,750 --> 00:31:36,958
‫- تقریباً دَه شده.
‫- پس خوبـه.

523
00:31:37,041 --> 00:31:39,750
‫از اتوبوس جا نموندم.

524
00:31:41,583 --> 00:31:43,458
‫خانم تیلور؟

525
00:31:45,000 --> 00:31:46,750
‫آفرین.

526
00:31:46,833 --> 00:31:48,625
‫آخ... ببخشین.

527
00:31:49,291 --> 00:31:50,708
‫صبر کن.

528
00:31:52,958 --> 00:31:54,625
‫تموم شد...

529
00:31:55,125 --> 00:31:56,375
‫این هم از این.

530
00:31:56,458 --> 00:31:57,916
‫دوباره خوشگل شدی.

531
00:31:58,416 --> 00:31:59,750
‫آقای کوپر.

532
00:31:59,833 --> 00:32:02,250
‫سلام. بلین شا هستم.
‫مدیرعامل شرکت بوروز.

533
00:32:02,333 --> 00:32:04,375
‫می‌دونم کی هستین.
‫توی تلویزیون دیدم.

534
00:32:04,458 --> 00:32:07,708
‫بسیار خوب.
‫ممنون که تشریف آوردید.

535
00:32:07,791 --> 00:32:10,583
‫نوشیدنی خنک میل دارید؟
‫طعم‌های مختلفی داریم.

536
00:32:10,666 --> 00:32:11,958
‫نه، تشنه‌م نیست.

537
00:32:12,041 --> 00:32:13,541
‫پس لطفاً بشینید.

538
00:32:13,625 --> 00:32:14,875
‫همین‌طوری خوبـه.

539
00:32:20,791 --> 00:32:21,791
‫ممنون.

540
00:32:23,708 --> 00:32:25,416
‫قبل‌از هرچیز...

541
00:32:25,500 --> 00:32:27,666
‫یه عذرخواهی بهتون بدهکارم.

542
00:32:27,750 --> 00:32:30,541
‫امنیت ساکنان اینجا
‫وظیفه‌ی حیاتی ماست

543
00:32:30,625 --> 00:32:32,458
‫و امروز سهل‌انگاری کردم.

544
00:32:32,541 --> 00:32:34,208
‫از این بابت شرمنده‌ام.

545
00:32:34,291 --> 00:32:36,291
‫- عذرخواهی‌تون رو نمی‌خوام.
‫- می‌دونم.

546
00:32:36,375 --> 00:32:37,833
‫می‌خواید قرارداد فسخ کنید.

547
00:32:38,416 --> 00:32:39,458
‫از کجا می‌دونین؟

548
00:32:39,541 --> 00:32:42,950
‫آخه شنیدم بین شما
‫و مسئول انتقال‌تون...

549
00:32:43,032 --> 00:32:44,866
‫و البته منشی‌م چه اتفاقی افتاده.

550
00:32:45,083 --> 00:32:46,458
‫اینجا شهر منـه، آقای کوپر.

551
00:32:46,541 --> 00:32:49,625
‫از همه‌چی خبر دارم.

552
00:32:49,708 --> 00:32:52,416
‫خودم زودتر با بخش مالی صحبت کردم

553
00:32:52,500 --> 00:32:54,625
‫و کاغذبازی‌هاش انجام شده.

554
00:32:54,650 --> 00:32:56,653
‫به شرط این‌که
‫به کلانتر زنگ نزنم، درستـه؟

555
00:32:57,208 --> 00:32:58,375
‫درستـه.

556
00:32:58,958 --> 00:33:00,000
‫مشکلی نیست.

557
00:33:00,083 --> 00:33:02,458
‫فقط یه موضوع دیگه.

558
00:33:02,541 --> 00:33:03,708
‫چی؟

559
00:33:03,791 --> 00:33:05,833
‫ادوارد می‌خواد ازتون عذرخواهی کنه.

560
00:33:07,166 --> 00:33:08,166
‫ادوارد؟

561
00:33:13,125 --> 00:33:17,208
‫نگران نباشین. داروهاش رو دادیم.
‫نمی‌تونه به کسی آسیب بزنه.

562
00:33:17,233 --> 00:33:19,416
‫ولی باز هم فاصله‌م رو حفظ می‌کنم.

563
00:33:23,208 --> 00:33:24,250
‫ادوارد؟

564
00:33:27,000 --> 00:33:28,750
‫ادوارد، صدام رو می‌شنوی؟

565
00:33:29,583 --> 00:33:31,208
‫وقت شامـه؟

566
00:33:31,291 --> 00:33:35,541
‫نه، ولی یه‌نفر اومده ببینت.

567
00:33:35,625 --> 00:33:36,916
‫گریسی اومده؟

568
00:33:37,791 --> 00:33:40,875
‫نه نه... آقای کوپر اومدن.

569
00:33:41,458 --> 00:33:45,000
‫یادتـه با هم درباره‌ی
‫آقای کوپر حرف زدیم؟

570
00:33:45,696 --> 00:33:47,696
‫آها، بله بله.

571
00:33:47,875 --> 00:33:48,875
‫آقای کوپر...

572
00:33:48,958 --> 00:33:50,750
‫معذرت می‌خوام، آقای کوپر.

573
00:33:50,833 --> 00:33:52,458
‫ببخشید.

574
00:33:54,333 --> 00:33:55,333
‫خوبـه؟

575
00:33:56,791 --> 00:33:58,291
‫آفرین، ادوارد.

576
00:34:02,260 --> 00:34:04,676
‫مشکلش چیـه؟ فراموشی داره؟

577
00:34:04,836 --> 00:34:06,002
‫بیماری مَکس‌ول.

578
00:34:06,125 --> 00:34:08,375
‫یه بیماری نادر عصبیـه.

579
00:34:08,458 --> 00:34:11,375
‫کم‌کم مغز رو می‌پوسونه.

580
00:34:11,875 --> 00:34:14,208
‫هیچ درمانی نداره.

581
00:34:14,708 --> 00:34:18,458
‫به‌زودی همه‌چی رو فراموش می‌کنه.

582
00:34:18,541 --> 00:34:20,583
‫خونواده یا دوستی نداره؟

583
00:34:20,666 --> 00:34:25,375
‫یه پسر داشتن به نام «جویی»
‫که متأسفانه توی جَوونی فوت شده.

584
00:34:26,166 --> 00:34:29,291
‫عمارت تنها کس‌وکار ادوارد شده.

585
00:34:29,375 --> 00:34:30,750
‫مثل بقیه‌ی افرادِ اینجا.

586
00:34:32,041 --> 00:34:35,791
‫دیگه بیشتر از این
‫وقت‌تون رو نگیریم، آقای کوپر.

587
00:34:35,875 --> 00:34:38,458
‫براتون آرزوی موفقیت دارم.

588
00:34:38,541 --> 00:34:39,875
‫این هم قراردادتون.

589
00:34:39,958 --> 00:34:42,416
‫فقط کافیـه امضا بزنید.

590
00:34:43,500 --> 00:34:44,666
‫البته...

591
00:34:45,166 --> 00:34:46,708
‫هنوز می‌تونید نظرتون رو عوض کنید.

592
00:34:46,791 --> 00:34:49,041
‫می‌دونم احتمال
‫تجدیدنظرتون خیلی کمـه.

593
00:34:49,125 --> 00:34:52,500
‫ما هم این مدت
‫استقبال درستی از شما نکردیم.

594
00:34:54,166 --> 00:34:57,166
‫می‌دونم عزیزت رو از دست دادی، سام.

595
00:34:58,208 --> 00:35:02,000
‫و البته جایی هم برای رفتن نداری.

596
00:35:02,958 --> 00:35:03,958
‫درستـه؟

597
00:35:06,791 --> 00:35:10,958
‫تنهایی هم به‌اندازه‌ی
‫بیماری مکس‌ول خطرناکـه.

598
00:35:11,041 --> 00:35:13,458
‫و توی عصر جدید،
‫گریبان خیلی‌ها رو گرفته.

599
00:35:14,666 --> 00:35:17,583
‫ولی هیچ‌کس توی بوروز تنها نیست.

600
00:35:20,708 --> 00:35:21,875
‫من...

601
00:35:25,583 --> 00:35:27,708
‫قبل‌از امضا، می‌دم به یه وکیل...

602
00:35:29,041 --> 00:35:30,208
‫که بررسی کنه.

603
00:35:30,291 --> 00:35:32,375
‫کاملاً منطقیـه، آقای کوپر.

604
00:35:32,458 --> 00:35:33,958
‫هنوز زمان دارید.

605
00:35:34,541 --> 00:35:36,291
‫البته نه زیاد.

606
00:35:36,375 --> 00:35:40,916
‫همسرم همیشه بهم می‌گه
‫زمان باارزش‌ترین کالای شهره.

607
00:36:13,375 --> 00:36:14,833
‫داداش خودم، سام.

608
00:36:18,291 --> 00:36:20,750
‫ردیفـی؟

609
00:36:20,833 --> 00:36:23,875
‫امروز آمبولانس اومده بود.

610
00:36:23,958 --> 00:36:27,041
‫- نگرانت شدم.
‫- چیزی نیست. خوبـم.

611
00:36:27,958 --> 00:36:31,583
‫خب خدا رو شکر.

612
00:36:31,666 --> 00:36:34,666
‫اومدم فقط بگم...

613
00:36:34,750 --> 00:36:37,875
‫به جشن باربیکیو فکر کردم.

614
00:36:38,541 --> 00:36:40,041
‫- جداً؟
‫- آره...

615
00:36:44,208 --> 00:36:46,375
‫خب نظرت چیـه؟

616
00:36:48,166 --> 00:36:51,250
‫گفتم حالا شاید...

617
00:36:51,958 --> 00:36:53,708
‫فکر بَدی نباشه.

618
00:36:54,333 --> 00:36:57,000
‫بَد نیست اگه بتونم...

619
00:36:57,083 --> 00:36:59,208
‫بتونم با همسایه‌ها آشنا بشم.

620
00:37:00,041 --> 00:37:01,416
‫احسنت.

621
00:37:02,125 --> 00:37:04,166
‫- پنجشنبه چطوره؟
‫- پنجشنبه نه.

622
00:37:04,250 --> 00:37:06,083
‫عع... جمعه خوبـه.

623
00:37:08,250 --> 00:37:09,916
‫پس هماهنگـه.

624
00:37:13,000 --> 00:37:14,000
‫همین دیگه...

625
00:37:31,610 --> 00:37:33,235
‫- سلام، کلیرجان.
‫- سلام.

626
00:37:33,500 --> 00:37:35,000
‫یه زحمت برات دارم.

627
00:37:35,083 --> 00:37:38,291
‫اون صفحه‌ی گرامافون مامان رو داری
‫که مال آهنگ «فراری» بود؟

628
00:37:38,375 --> 00:37:39,500
‫آره.

629
00:37:39,583 --> 00:37:40,916
‫الان نمی‌تونم حرف بزنم.

630
00:37:41,000 --> 00:37:42,791
‫همسایه برام جشن گرفته.

631
00:37:42,856 --> 00:37:46,821
‫- عجب... و تو هم می‌ری؟
‫- حالا اون‌قدر تعجب نکن.

632
00:37:46,875 --> 00:37:50,500
‫اصلاً تعجب نکردم که
‫یه‌هو محبوب دل‌ها شدی.

633
00:37:50,583 --> 00:37:52,166
‫باشه، نمکدون.

634
00:37:52,833 --> 00:37:54,208
‫خدافظ، پروانه‌کوچولو.

635
00:37:54,291 --> 00:37:55,541
‫می‌بینمت، آقای راکون.

636
00:37:55,625 --> 00:37:57,208
‫بروس رو یادت نره.

637
00:37:57,595 --> 00:37:59,308
‫- چی؟
‫- صفحه‌ی گرامافون مامان.

638
00:37:59,333 --> 00:38:01,125
‫باشه. پیداش می‌کنم.

639
00:38:01,208 --> 00:38:02,291
‫دیگه قطع می‌کنم.

640
00:38:13,000 --> 00:38:15,458
‫من سرطان پروستات مرحله ۴ دارم.

641
00:38:15,541 --> 00:38:16,541
‫ای وای.

642
00:38:18,208 --> 00:38:19,875
‫دیگه عمری برام نمونده.

643
00:38:19,958 --> 00:38:22,458
‫حیفـه که بخوام وقتم رو
‫دم دَر یه جشن تلف کنم.

644
00:38:22,541 --> 00:38:25,166
‫البته با شیش‌نفر آدم هم
‫جشن حساب نمی‌شه...

645
00:38:25,250 --> 00:38:26,958
‫ولی متأسفانه همینـه که هست.

646
00:38:27,041 --> 00:38:29,541
‫آخه دیگه من رو توی
‫سالن اجتماعات راه نمی‌دن.

647
00:38:30,145 --> 00:38:31,603
‫چون ترسوان.

648
00:38:31,791 --> 00:38:32,875
‫سام هستم.

649
00:38:33,202 --> 00:38:34,333
‫والی.

650
00:38:37,666 --> 00:38:41,291
‫- می‌خوای تا شب همین‌جا وایستی، سام؟
‫- زیاد اهل جشن نیستم.

651
00:38:42,041 --> 00:38:44,083
‫زنم خیلی اجتماعی بود.

652
00:38:44,833 --> 00:38:47,125
‫فقط وقتی کنار اون بودم،
‫بقیه ازم خوششون می‌اومد.

653
00:38:48,500 --> 00:38:51,333
‫من هم خیلی محبوبـم.

654
00:38:52,625 --> 00:38:53,958
‫پس کنارم بمون.

655
00:38:57,000 --> 00:38:59,625
‫مردم نمی‌خوان درباره‌ی
‫این قسمتش حرف بزنن.

656
00:38:59,708 --> 00:39:01,125
‫درباره‌ی اسناد معتبر.

657
00:39:01,208 --> 00:39:04,291
‫اون روستایی‌های
‫بیچاره رو مسخره می‌کنن...

658
00:39:04,375 --> 00:39:09,291
‫ولی پس نامه‌ی ناتان تواینینگ
‫توی سال ۱۹۴۷ چی می‌شه؟

659
00:39:08,784 --> 00:39:09,288
(آرت داره درباره‌ی «حادثه‌ی رُزول» صحبت می‌کنه.
‫گفته شده، توی سال ۱۹۴۷، توی بیابون‌های شهر رُزول،
‫لاشه‌ی یه سفینه‌ی فضایی پیدا شده و ارتش آمریکا اون رو از مردم مخفی کرده.
‫ناتان تواینینگ یه خلبان ارتشی بود که چند وقت بعدش
‫نامه‌ای دراین‌رابطه می‌نویسه و ادعا می‌کنه آدم‌فضایی‌ها واقعی هستن.)

660
00:39:09,875 --> 00:39:11,416
‫حق با توئـه، آرت.

661
00:39:11,500 --> 00:39:12,916
‫کاملاً حق با توئـه.

662
00:39:13,000 --> 00:39:15,083
‫ببین کی داشت دم دَر پرسه می‌زد.

663
00:39:15,166 --> 00:39:16,291
‫به‌به.

664
00:39:16,375 --> 00:39:17,708
‫داداش خودم، سام.

665
00:39:17,791 --> 00:39:19,333
‫- خوش اومدی.
‫- آبجو آوردم.

666
00:39:19,416 --> 00:39:23,083
‫خوب کاری کردی.
‫بذار اراذل رو بهت معرفی کنم.

667
00:39:23,166 --> 00:39:25,958
‫- آرت و جودی.
‫- احوال شما؟

668
00:39:26,041 --> 00:39:28,333
‫- خونه‌ی بغلیِ تو هستن.
‫- این رو بده من.

669
00:39:28,416 --> 00:39:30,708
‫هرچی لازم داشتی، بیا پیش خودم.

670
00:39:30,791 --> 00:39:33,916
‫من از زیر و بم این شهرک خبر دارم.

671
00:39:33,941 --> 00:39:35,000
‫از دست تو.

672
00:39:35,083 --> 00:39:37,041
‫با والی که آشنا شدی.

673
00:39:37,125 --> 00:39:40,500
‫- و رنه‌ی قهرمان.
‫- آره، آشنا شدیم.

674
00:39:40,583 --> 00:39:44,416
‫پس خیلی هم عالی.
‫بریم سر اصل مطلب.

675
00:39:44,500 --> 00:39:46,166
‫نفری یه بشقاب بردارین.

676
00:39:46,250 --> 00:39:48,250
‫صرفاً چون کارلوس کاستاندا

677
00:39:48,333 --> 00:39:51,291
‫درباره‌ی زندگی‌ش دروغ گفته،
‫معناش این نیست که...

678
00:39:50,793 --> 00:39:51,298
(کارلوس کاستاندا یه نویسنده‌ی آمریکایی بود که
‫کتاب‌های زیادی درباره‌ی ارتباط با ارواح و جهان‌های دیگه نوشت.
‫بعضی‌ها معتقدن اون یه کلاهبردار بوده و مخفیانه یه فرقه رو رهبری می‌کرده.)

679
00:39:51,375 --> 00:39:53,833
‫راستی جک... این هفته کدوم

680
00:39:53,916 --> 00:39:56,541
‫بیوه‌ی خوش‌شانسی رو
‫می‌فرستی به سرزمین لذت؟

681
00:39:56,625 --> 00:39:58,291
‫از دست تو، والی!

682
00:39:58,375 --> 00:40:00,583
‫همه می‌دونیم هیشکی توی بوروز

683
00:40:00,666 --> 00:40:02,833
‫به‌اندازه‌ی تو قربانی نداشته.

684
00:40:02,916 --> 00:40:04,625
‫ای بابا.
‫خجالتم نده.

685
00:40:04,708 --> 00:40:09,041
‫بعداز حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر،
‫تا ۱۵ سال فقط با زنم رابطه داشتم...

686
00:40:09,066 --> 00:40:10,482
‫از اصطلاح «قربانی» خوشم نمی‌آد.

687
00:40:10,625 --> 00:40:11,916
‫راست می‌گی.

688
00:40:12,342 --> 00:40:13,711
‫تو بهش چی می‌گی؟

689
00:40:14,208 --> 00:40:15,483
‫«کارنامه»ـم.

690
00:40:16,958 --> 00:40:20,083
‫- خوبـه. خوشم اومد.
‫- آره، همین خوبـه.

691
00:40:20,166 --> 00:40:21,583
‫زندگی اینجا چطوره؟

692
00:40:21,666 --> 00:40:22,958
‫تا اینجای کار...

693
00:40:23,041 --> 00:40:24,291
‫بَدک نبوده.

694
00:40:26,125 --> 00:40:28,083
‫تو گریس و ادوارد رو می‌شناختی؟

695
00:40:28,166 --> 00:40:29,416
‫آره.

696
00:40:29,500 --> 00:40:31,958
‫من و گریس همیشه
‫با هم تنیس بازی می‌کردیم.

697
00:40:32,041 --> 00:40:33,791
‫خیلی پُرانرژی بود.

698
00:40:33,875 --> 00:40:35,000
‫ادوارد چطور؟

699
00:40:35,083 --> 00:40:36,083
‫ادوارد؟

700
00:40:36,166 --> 00:40:37,166
‫خیلی عوضی بود.

701
00:40:37,250 --> 00:40:39,791
‫هدف اینـه که دور هم باشیم.

702
00:40:41,750 --> 00:40:45,041
‫این اسمش «رؤیای آبی»ـه.

703
00:40:45,125 --> 00:40:48,791
‫یه ساتیوای دورگه.
‫مزه‌ی عسل می‌ده.

704
00:40:48,299 --> 00:40:48,803
(ماریجوانای ساتیوا، برخلاف ایندیکا، انرژی‌زاست و اصطلاحاً آدم رو شنگول می‌کنه.)

705
00:40:48,875 --> 00:40:51,125
‫نه نه، ممنون.

706
00:40:51,208 --> 00:40:52,708
‫هنوز وِیپ می‌کِشی؟

707
00:40:52,791 --> 00:40:54,000
‫سالم‌تره خب.

708
00:40:55,458 --> 00:40:59,000
‫دیروز سُس سالسا
‫با طعم ماریجوانا خوردم.

709
00:40:59,625 --> 00:41:00,791
‫خیلی مسخره بود.

710
00:41:00,875 --> 00:41:03,166
‫این‌روزها توی همه‌چی
‫ماریجوانا می‌ریزن.

711
00:41:03,599 --> 00:41:06,683
‫من واسه آرتروزم پماد
‫ضددرد شاه‌دانه می‌زنم.

712
00:41:06,189 --> 00:41:06,694
(منظور از «شاه‌دانه» در واقع «حشیش» هست.)

713
00:41:07,250 --> 00:41:09,500
‫بوی شیرین‌بیان می‌ده.

714
00:41:09,583 --> 00:41:13,125
‫بعضی‌ها بوش رو دوست ندارن،
‫ولی من عاشقشـم.

715
00:41:13,208 --> 00:41:16,958
‫من که عمراً نمی‌زنم.
‫فردا عمل دارم.

716
00:41:17,041 --> 00:41:19,125
‫ای وای، جک.
‫به‌خاطر نقرس؟

717
00:41:19,208 --> 00:41:20,875
‫نکنه می‌خوان انگشتت رو قطه کنن؟

718
00:41:20,958 --> 00:41:22,083
‫نه بابا.

719
00:41:22,166 --> 00:41:23,791
‫قراره یه خال گوشتی بردارم.

720
00:41:24,708 --> 00:41:27,750
‫بیخیال... خال‌برداشتن
‫که جراحی حساب نمی‌شه.

721
00:41:27,833 --> 00:41:28,958
‫- حساب می‌شه.
‫- نه‌خیر.

722
00:41:29,041 --> 00:41:31,625
‫به‌عنوان یه دکتر
‫بازنشسته می‌گم نمی‌شه.

723
00:41:31,708 --> 00:41:33,958
‫من عمل تعویض فقرات داشتم.

724
00:41:34,041 --> 00:41:37,291
‫به این می‌گن عمل جراحی، داداش.

725
00:41:37,375 --> 00:41:39,250
‫- ببینش.
‫- می‌خواد نشون بده.

726
00:41:39,333 --> 00:41:41,083
‫خوب نگاه کن.

727
00:41:41,883 --> 00:41:42,953
‫چقدر زیباست.

728
00:41:43,000 --> 00:41:45,833
‫پس اگه این‌طوریـه...
‫این رو چی می‌گین؟

729
00:41:46,583 --> 00:41:49,625
‫واسه من یه لگن کامل گذاشتن.

730
00:41:50,125 --> 00:41:51,958
‫- حال کردین؟
‫- باریکلا.

731
00:41:52,791 --> 00:41:55,541
‫خودتون زخم سزارین من رو تصور کنین.
‫نشون نمی‌دم.

732
00:41:55,625 --> 00:41:57,208
‫این‌جوری که حال نمی‌ده.

733
00:41:57,291 --> 00:41:59,375
‫تو نشون بده ببینم چی داری، خوش‌تیپ.

734
00:41:59,458 --> 00:42:01,208
‫زخم‌های بنده توی قلبم هستند.

735
00:42:01,791 --> 00:42:05,041
‫شرمنده، ولی فکر کنم من بُردم.

736
00:42:05,541 --> 00:42:07,333
‫بنگرید.

737
00:42:07,416 --> 00:42:09,291
‫خدایا، سینه‌ت رو شکافتن.

738
00:42:09,375 --> 00:42:10,708
‫اون هم دو بار.

739
00:42:10,791 --> 00:42:15,500
‫خانم‌ها و آقایان، برنده مشخص شد!

740
00:42:16,057 --> 00:42:17,458
‫گفتم در جریان باشین.

741
00:42:18,666 --> 00:42:22,000
‫شما چی، آقای تازه‌وارد؟
‫زخم جنگی نداری؟

742
00:42:23,041 --> 00:42:24,125
‫شبکیه‌ی چشمم جدا شد.

743
00:42:25,458 --> 00:42:26,708
‫شبکیه‌ی چشمت جدا شد؟

744
00:42:26,791 --> 00:42:27,791
‫آره.

745
00:42:29,625 --> 00:42:30,625
‫توی دعوا این‌طوری شد؟

746
00:42:30,708 --> 00:42:34,333
‫نه، یه روز صبح بیدار شدم
‫و چشم چپم نمی‌دید.

747
00:42:34,916 --> 00:42:36,083
‫ظاهراً ژنتیکیـه.

748
00:42:36,166 --> 00:42:38,583
‫واسه بابام هم
‫توی همون سن اتفاق افتاد.

749
00:42:38,666 --> 00:42:41,333
‫پسر کو ندارد نشان از پدر.

750
00:42:41,416 --> 00:42:43,208
‫متأسفانه گواهینامه‌م باطل شد.

751
00:42:43,291 --> 00:42:47,041
‫به‌جای این‌که با سالمندها
‫محترمانه رفتار کنن، مثل...

752
00:42:47,125 --> 00:42:48,583
‫- بچه‌ها رفتار می‌کنن.
‫- دقیقاً.

753
00:42:48,666 --> 00:42:50,541
‫- وقتشـه قیام کنیم.
‫- موافقـم.

754
00:42:50,625 --> 00:42:52,541
‫- آره.
‫- به سلامتی «قیام گرِی»!

755
00:42:52,044 --> 00:42:52,557
(«قیام گرِی» یا «انقلاب گرِی» حادثه‌ای معروف در تاریخ بریتانیاست.
‫بانو جِین گرِی طی یه قیام موفق می‌شه سلطنت کشور رو به دست بگیره،
‫ولی بعداز نُه روز، به‌خاطر نبودِ حمایت کافیِ مردم،
‫شکست می‌خوره و همه‌چی از بین می‌ره.
‫این ملکه معروف می‌شه به «ملکه‌ی نُه‌روزه».)

756
00:42:52,625 --> 00:42:55,333
‫به سلامتی «قیام گرِی»!

757
00:42:55,416 --> 00:42:58,333
‫به سلامتی «قیام گرِی»!

758
00:43:06,250 --> 00:43:07,416
‫لیلی!

759
00:43:08,041 --> 00:43:10,666
‫من رو ببین!
‫من رو ببین!

760
00:43:10,750 --> 00:43:11,625
‫کمک!

761
00:43:11,708 --> 00:43:13,583
‫یکی کمک کنه!

762
00:43:15,083 --> 00:43:16,166
‫جودی!

763
00:43:16,250 --> 00:43:18,625
‫- جودی، صبر کن!
‫- جودی!

764
00:43:18,708 --> 00:43:21,333
‫- از پشت بگیرش.
‫- نترس.

765
00:43:21,416 --> 00:43:23,958
‫بذار براش آب بیارم.

766
00:43:24,041 --> 00:43:25,750
‫آفرین. تموم شد.

767
00:43:25,833 --> 00:43:27,458
‫بسپرش به من. ممنون.

768
00:43:27,541 --> 00:43:29,166
‫- مطمئنـی؟
‫- بیا، عزیزم.

769
00:43:29,250 --> 00:43:31,208
‫- خدا رو شکر.
‫- بیا بشین.

770
00:43:31,291 --> 00:43:32,375
‫بشین.

771
00:43:32,458 --> 00:43:34,375
‫آفرین، عزیزم.

772
00:43:43,375 --> 00:43:48,125
‫ریدم به اول و آخرت!
‫دستگیره‌ی تخمی!

773
00:43:49,750 --> 00:43:50,750
‫ای خدا...

774
00:43:55,458 --> 00:43:56,916
‫زن من مُرده.

775
00:44:00,333 --> 00:44:01,833
‫تسلیت می‌گم، رفیق.

776
00:44:13,500 --> 00:44:14,791
‫زنم مُرده.

777
00:44:17,916 --> 00:44:19,708
‫ولی دنیا به مسیر خودش ادامه می‌ده

778
00:44:19,791 --> 00:44:22,666
‫و مردم پیِ زندگی خودشونـن.

779
00:44:22,750 --> 00:44:26,583
‫می‌رن خرید...
‫می‌گن و می‌خندن...

780
00:44:27,333 --> 00:44:30,916
‫شبش می‌خوابن و فرداش
‫دوباره همین کارها رو تکرار می‌کنن.

781
00:44:31,000 --> 00:44:32,416
‫و حالم ازشون به هم می‌خوره!

782
00:44:34,000 --> 00:44:35,333
‫زن من مُرده.

783
00:44:37,625 --> 00:44:38,666
‫می‌فهمم.

784
00:44:41,791 --> 00:44:43,625
‫همسر دوم من...

785
00:44:44,791 --> 00:44:46,500
‫کتاب‌های خودیاری زیاد می‌خوند.

786
00:44:46,583 --> 00:44:49,166
‫البته فایده‌ای براش نداشت...

787
00:44:50,375 --> 00:44:52,041
‫ولی اصل حرفم چیز دیگه‌ست.

788
00:44:52,833 --> 00:44:55,625
‫یادمـه یه‌بار یه‌چیزی بهم گفت:

789
00:44:56,541 --> 00:45:00,250
‫غم، تو رو به‌سمت گذشته می‌بره

790
00:45:00,333 --> 00:45:02,291
‫و از آینده

791
00:45:03,041 --> 00:45:04,208
‫دورت می‌کنه.

792
00:45:04,291 --> 00:45:06,541
‫وقتی زنم مُرده،
‫آینده‌ای برام نمی‌مونه.

793
00:45:06,625 --> 00:45:08,416
‫آره، ولی هنوز زنده و سرپایـی، رفیق.

794
00:45:08,500 --> 00:45:10,083
‫منظورت توی بوروزـه؟

795
00:45:11,459 --> 00:45:13,209
‫اینجا فقط باید منتظر مرگت باشی.

796
00:45:13,416 --> 00:45:15,236
‫من هم این‌طوری فکر می‌کردم.

797
00:45:16,000 --> 00:45:17,666
‫ولی حقیقتش...

798
00:45:20,041 --> 00:45:21,791
‫مردم می‌آن اینجا که زندگی کنن.

799
00:45:24,041 --> 00:45:26,375
‫هر انسانی توی زندگی‌ش توی این فکره

800
00:45:27,000 --> 00:45:29,625
‫که با عمر باقی‌مونده‌ش چی‌کار کنه.

801
00:45:31,291 --> 00:45:33,916
‫پیر و جَوون هم نداره.

802
00:45:34,416 --> 00:45:35,541
‫طبیعیـه.

803
00:45:36,541 --> 00:45:37,791
‫ولی اینجا...

804
00:45:39,208 --> 00:45:43,750
‫اینجا شما نه‌تنها یکی، بلکه سه‌تا

805
00:45:45,000 --> 00:45:48,625
‫زمین تحسین‌شده‌ی گلف داری.

806
00:45:49,291 --> 00:45:50,958
‫گلف مزخرف و بی‌هدفـه.

807
00:45:51,458 --> 00:45:53,083
‫شاید، ولی...

808
00:45:54,208 --> 00:45:58,416
‫دیگه کجا می‌تونی چوب گلف برداری
‫و خودت رو باهاش خالی کنی؟

809
00:45:58,916 --> 00:46:01,500
‫خرجش هم کمتر از...

810
00:46:03,125 --> 00:46:04,666
‫شکستن دَرِ خونه‌تـه.

811
00:46:09,125 --> 00:46:10,125
‫مگه نه؟

812
00:46:21,333 --> 00:46:22,583
‫باشه. بهش فکر می‌کنم.

813
00:46:24,333 --> 00:46:25,416
‫خیلی هم عالی.

814
00:46:27,625 --> 00:46:29,625
‫ببین، من...

815
00:46:30,666 --> 00:46:34,041
‫باید برگردم به جشن
‫ببینم جودی در چه حالـه.

816
00:46:35,416 --> 00:46:36,416
‫جک.

817
00:46:38,041 --> 00:46:39,041
‫دمت گرم.

818
00:46:40,305 --> 00:46:41,597
‫بابت همه‌چی.

819
00:46:41,705 --> 00:46:42,708
‫نفرمایید...

820
00:46:46,500 --> 00:46:47,916
‫داداش خودمـی، سام.

821
00:47:30,500 --> 00:47:32,916
‫با دفتر بلین شا در بوروز تماس گرفتید.

822
00:47:33,000 --> 00:47:34,666
‫جایی که حسابی بهتون خوش می‌گذره.

823
00:47:34,750 --> 00:47:38,333
‫لطفاً پیام خودتون رو بذارید
‫تا در اسرع وقت پاسخ‌گو باشیم.

824
00:47:39,625 --> 00:47:40,541
‫آقای شا.

825
00:47:41,041 --> 00:47:42,375
‫سام کوپر هستم.

826
00:47:45,875 --> 00:47:48,416
‫می‌خواستم بگم به کلانتر زنگ نمی‌زنم

827
00:47:48,500 --> 00:47:50,458
‫و همچنین لازم نیست

828
00:47:50,958 --> 00:47:52,625
‫قرارداد رو فسخ کنین.

829
00:47:54,083 --> 00:47:55,583
‫می‌خوام بمونم.

830
00:47:57,916 --> 00:47:58,833
‫همین دیگه...

831
00:48:00,500 --> 00:48:02,000
‫می‌بینمتون.

832
00:49:31,291 --> 00:49:32,291
‫جک؟

833
00:49:37,875 --> 00:49:38,875
‫جک!

834
00:50:01,041 --> 00:50:02,041
‫جک؟

835
00:50:07,083 --> 00:50:08,083
‫جک؟

836
00:51:07,813 --> 00:52:12,821
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

