﻿1
00:00:02,125 --> 00:00:15,708
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:17,125 --> 00:00:18,708
‫واکنش مردمک‌ها طبیعیـه.

3
00:00:19,250 --> 00:00:21,333
‫اثری از آسیب به سر یا سرگیجه نیست.

4
00:00:22,208 --> 00:00:24,416
‫- الان خوبـین؟
‫- شما باید بگی.

5
00:00:25,416 --> 00:00:28,875
‫فشار خون کمی بالاست که
‫با توجه به وضعیت، طبیعیـه.

6
00:00:30,041 --> 00:00:32,083
‫تسلیت عرض می‌کنم.

7
00:00:32,166 --> 00:00:36,083
‫زیاد پیش می‌آد بیماران سالمندِ مبتلا به
‫وقفه‌ی تنفسی، دچار ایست قلبی بشن.

8
00:00:36,166 --> 00:00:37,791
‫حمله‌ی قلبی نبود.

9
00:00:39,041 --> 00:00:40,375
‫پس چی بود؟

10
00:00:41,625 --> 00:00:44,375
‫نمی‌دونم.
‫چیز بود...

11
00:00:46,125 --> 00:00:47,250
‫یه جونور.

12
00:00:47,750 --> 00:00:49,125
‫یه جونور؟

13
00:00:51,403 --> 00:00:53,375
‫شبیه یه حیوون بود.

14
00:00:54,208 --> 00:00:56,125
‫چجور... حیوونی بود؟

15
00:00:58,166 --> 00:00:59,291
‫نمی‌دونم.

16
00:00:59,791 --> 00:01:01,000
‫ما که حیوونی ندیدیم.

17
00:01:01,083 --> 00:01:02,500
‫خب ترسوندمش دیگه.

18
00:01:03,475 --> 00:01:04,642
‫درک می‌کنم.

19
00:01:04,916 --> 00:01:07,300
‫آدم توی تاریکی گاهی اشتباه می‌بینه.

20
00:01:08,500 --> 00:01:11,125
‫- حتماً گیج شدین.
‫- من گیج نشدم.

21
00:01:12,583 --> 00:01:13,831
‫توهم هم نزدم.

22
00:01:13,856 --> 00:01:14,930
‫پس حیوون بود؟

23
00:01:17,791 --> 00:01:18,916
‫شبیه حیوون بود.

24
00:01:20,884 --> 00:01:23,303
‫نظرتون چیـه با ما بیاین؟

25
00:01:23,328 --> 00:01:26,916
‫توی بیمارستان چک‌آپ بشین
‫که یه‌وقت سرتون آسیب ندیده باشه.

26
00:01:26,942 --> 00:01:28,455
‫گفتی حالم خوبـه که.

27
00:01:28,882 --> 00:01:30,583
‫واسه محکم‌کاری می‌گم.

28
00:01:32,869 --> 00:01:34,250
‫سرم خیلی هم سالمـه.

29
00:01:34,333 --> 00:01:35,458
‫باشه.

30
00:01:35,541 --> 00:01:38,875
‫اگه احساس گیجی یا هرچی داشتین...

31
00:01:38,958 --> 00:01:40,291
‫سریع به سرافیم خبر بدین.

32
00:01:40,375 --> 00:01:42,250
‫می‌گم خوبـم!

33
00:01:44,125 --> 00:01:45,125
‫بسیار خوب.

34
00:01:58,458 --> 00:02:00,125
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

35
00:02:08,708 --> 00:02:10,875
‫یه روزِ قشنگ دیگه در بوروز.

36
00:04:00,173 --> 00:04:05,291
[ بـوروز ]

37
00:04:17,302 --> 00:04:20,753
(قسمت دوم: «سرگیجه»)

38
00:04:32,750 --> 00:04:34,125
‫صبح به‌خیر.

39
00:04:34,745 --> 00:04:35,975
‫صبح به‌خیر، عزیزم.

40
00:04:42,666 --> 00:04:46,541
‫امروز می‌خوام برم بازار جدیدی
‫که توی میدون لوگان راه افتاده.

41
00:04:46,625 --> 00:04:49,916
‫خوبـه، من هم واسه
‫شام امشب پیاز شالِت می‌خوام.

42
00:04:52,291 --> 00:04:53,458
‫پس تو هم بیا.

43
00:04:55,833 --> 00:04:57,083
‫این چیـه؟

44
00:05:05,333 --> 00:05:06,333
‫لیلی؟

45
00:05:08,625 --> 00:05:09,708
‫لیلی، بس کن.

46
00:05:11,041 --> 00:05:11,875
‫بس کن!

47
00:05:22,266 --> 00:05:23,266
‫الو؟

48
00:05:23,319 --> 00:05:24,595
‫بابا، تو چت شده؟

49
00:05:24,916 --> 00:05:25,916
‫چی می‌گی؟

50
00:05:26,000 --> 00:05:28,250
‫یعنی باید از بقیه بشنوم؟

51
00:05:29,083 --> 00:05:30,250
‫چی رو بشنوی؟

52
00:05:30,333 --> 00:05:32,625
‫می‌گن یه‌نفر توی
‫خونه‌ت بهت حمله کرده.

53
00:05:32,708 --> 00:05:34,666
‫چیزیت نشده؟

54
00:05:36,125 --> 00:05:38,083
‫نه بابا، خوبـم.

55
00:05:38,833 --> 00:05:42,708
‫ادوارد بود... بنده‌خدا
‫یه‌جور زوال عقل داره.

56
00:05:42,791 --> 00:05:45,166
‫قاطی کرد و اومد توی خونه.

57
00:05:45,875 --> 00:05:47,166
‫حرف‌های عجیبی هم می‌زد.

58
00:05:47,250 --> 00:05:48,708
‫خب چرا بهم زنگ نزدی؟

59
00:05:48,791 --> 00:05:50,416
‫نمی‌خواستم نگران بشی.

60
00:05:50,500 --> 00:05:52,000
‫اتفاقاً می‌خوام نگران بشم.

61
00:05:52,083 --> 00:05:53,751
‫مگه عقلت کمـه؟

62
00:05:54,791 --> 00:05:55,916
‫ممنونـم واقعاً.

63
00:05:57,583 --> 00:05:59,875
‫این صدای تق‌تق چیـه؟

64
00:06:03,166 --> 00:06:04,750
‫یه جغد توی دیواره.

65
00:06:05,333 --> 00:06:08,250
‫یعنی چی...
‫چی داری می‌گی بابا؟ جغد؟

66
00:06:08,333 --> 00:06:09,916
‫الان نمی‌تونم حرف بزنم، کلِیر.

67
00:06:10,000 --> 00:06:12,125
‫قضیه چیـه؟
‫من که گیج شدم.

68
00:06:12,208 --> 00:06:14,125
‫می‌گم من گیج نشدم!

69
00:06:14,208 --> 00:06:16,125
‫من که چیزی نگفتم...

70
00:06:16,208 --> 00:06:17,750
‫باید قطع کنم.
‫کار دارم.

71
00:06:17,775 --> 00:06:18,858
‫بابا، من...

72
00:06:23,041 --> 00:06:24,750
‫صبح به‌خیر.

73
00:06:25,916 --> 00:06:27,625
‫برات صبحونه درست کردم.

74
00:06:28,208 --> 00:06:29,375
‫بگیر بشین.

75
00:06:31,041 --> 00:06:34,500
‫دیروز موقع پیاده‌روی
‫برات تمشک جمع کردم.

76
00:06:35,250 --> 00:06:39,208
‫گفتم برات پن‌کیک ویژه درست کنم.

77
00:06:39,291 --> 00:06:41,125
‫مثل قدیم‌ندیم‌ها.

78
00:06:42,500 --> 00:06:44,333
‫جان گانتر می‌گه

79
00:06:45,125 --> 00:06:49,500
‫«خوش‌بختی توی یه صبحونه‌ی
‫دل‌چسب خلاصه می‌شه».

80
00:06:50,208 --> 00:06:52,500
‫به تمشک حساسیت دارم.

81
00:06:53,000 --> 00:06:54,041
‫از کِی تا حالا؟

82
00:06:59,250 --> 00:07:01,291
‫آها. باشه.

83
00:07:02,875 --> 00:07:05,333
‫خب یه‌کم گوشت داریم.

84
00:07:06,291 --> 00:07:08,541
‫آبمیوه هم هست.
‫خودت بردار.

85
00:07:10,375 --> 00:07:12,500
‫من می‌رم با بچه‌ها گلف بازی کنم.

86
00:07:12,583 --> 00:07:16,166
‫اگه دیر برسم، وامپ سرم غرمی‌زنه.

87
00:07:17,000 --> 00:07:18,208
‫قهوه هم تازه‌ست.

88
00:07:18,708 --> 00:07:21,291
‫ظرف‌ها رو خودم بعداً می‌شورم.

89
00:07:21,375 --> 00:07:23,041
‫شرمنده ظرف‌شویی شلوغـه.

90
00:07:26,916 --> 00:07:28,041
‫خب دیگه...

91
00:07:28,125 --> 00:07:29,541
‫شب می‌بینمت.

92
00:07:33,208 --> 00:07:34,208
‫خدافظ.

93
00:08:03,458 --> 00:08:04,791
‫چطوری، فرانکلین؟

94
00:08:05,375 --> 00:08:06,833
‫می‌ری پیاده‌روی، آرت؟

95
00:08:06,916 --> 00:08:08,625
‫امروز جون می‌ده واسه پیاده‌روی.

96
00:08:08,708 --> 00:08:10,541
‫حواست باشه آب زیاد بخوری.

97
00:08:11,041 --> 00:08:12,583
‫گرمای بیابون امون نمی‌ده.

98
00:08:12,666 --> 00:08:15,666
‫از بچگی پیشاهنگ بودم.

99
00:08:16,333 --> 00:08:17,708
‫همیشه آماده‌ام.

100
00:08:29,833 --> 00:08:31,875
‫جک بیچاره حیف شد.

101
00:08:31,958 --> 00:08:34,750
‫پسر گُلی بود.

102
00:08:34,833 --> 00:08:36,833
‫دوستش داشتم.

103
00:08:36,916 --> 00:08:41,000
‫من هم تابستون سال پیش،
‫حدوداً دو ماه دوستش داشتم.

104
00:08:41,083 --> 00:08:43,625
‫امشب دارن براش مجلس می‌گیرن.

105
00:08:43,708 --> 00:08:46,916
‫توی سینیور کوسیناس.

106
00:08:47,000 --> 00:08:48,166
‫ای وای.

107
00:08:48,250 --> 00:08:52,083
‫آخه کی توی رستوران
‫مکزیکی مجلس ختم می‌گیره؟

108
00:08:52,166 --> 00:08:53,625
‫جک دیگه.

109
00:08:53,708 --> 00:08:55,041
‫شاید خوش بگذره.

110
00:08:55,125 --> 00:08:58,916
‫سال پیش، مجلس ربکا
‫توی باشگاه شطرنج بود.

111
00:08:59,000 --> 00:09:00,833
‫واقعاً خسته‌کننده بود.

112
00:09:00,916 --> 00:09:05,041
‫اون‌ها می‌دونن مهره‌های
‫شطرنج رو چجوری جایگزین کنن؟

113
00:09:05,125 --> 00:09:06,125
‫چی؟

114
00:09:06,208 --> 00:09:08,958
‫نوه‌م واسه کریسمس سال پیش

115
00:09:09,041 --> 00:09:11,458
‫یه دسته مهره‌ی قشنگ شطرنج خرید.

116
00:09:11,541 --> 00:09:15,291
‫و همین پریشب مهره‌های سفیدش گم شدن.

117
00:09:15,375 --> 00:09:18,083
‫- پیداشون نمی‌کنم.
‫- جنس مهره‌ها چی بود؟

118
00:09:18,166 --> 00:09:20,083
‫همون... چیزمیزهای سفید.

119
00:09:20,166 --> 00:09:22,458
‫مثل نگین شفاف بود.

120
00:09:25,250 --> 00:09:27,500
‫مرکز پزشکی بوروز، بفرمایید.

121
00:09:27,583 --> 00:09:29,916
‫حتماً.
‫گوشی خدمت‌تون.

122
00:09:41,875 --> 00:09:43,875
‫عع... این وقت تلف کردنـه.

123
00:09:43,958 --> 00:09:46,916
‫اصلاً هم این‌طور نیست.

124
00:09:47,416 --> 00:09:49,125
‫این‌ها تحقیقات پزشک‌های بزرگ

125
00:09:49,208 --> 00:09:52,375
‫در زمینه‌ی طب جایگزین
‫سرطان توی اروپا و آسیاست.

126
00:09:52,458 --> 00:09:54,500
‫خودت خوب می‌دونی «جایگزین» یعنی چی.

127
00:09:54,583 --> 00:09:56,416
‫یعنی آمریکایی نیست.

128
00:09:56,500 --> 00:09:57,833
‫ولی دلیل نمی‌شه بَد باشه.

129
00:09:57,858 --> 00:10:00,275
‫هیچ‌کدوم از این روش‌ها صلاحیت ندارن.

130
00:10:00,416 --> 00:10:04,125
‫درست مثل اون دونه‌های زردآلو
‫و هیپنوتیزم‌درمانی که روش اصرار داشتی.

131
00:10:04,833 --> 00:10:06,500
‫معجزه‌ها واقعی نیستن.

132
00:10:07,000 --> 00:10:09,875
‫چاره‌ای جز معجزه برام نمونده.

133
00:10:13,458 --> 00:10:15,541
‫پزشکت توی سانتا فه بهت چی گفت؟

134
00:10:15,625 --> 00:10:17,666
‫- هنوز باهاش حرف نزدم.
‫- چرا؟

135
00:10:17,750 --> 00:10:19,000
‫دیگه جواب تماس‌هام رو نمی‌ده.

136
00:10:20,625 --> 00:10:23,083
‫والی، تو خودت دکتری.

137
00:10:23,166 --> 00:10:25,541
‫- آره.
‫- شاید از من هم دکتر بهتری باشی.

138
00:10:25,625 --> 00:10:26,625
‫می‌دونم.

139
00:10:32,083 --> 00:10:34,666
‫فرض کن یه بیمار
‫شصت‌وخُرده‌ای‌ساله می‌آد سراغت...

140
00:10:34,750 --> 00:10:35,725
‫اولِ ۶۰‌سالگی‌مـه.

141
00:10:35,750 --> 00:10:37,958
‫و سرطان مرحله‌ی ۴ پروستات داره.

142
00:10:38,041 --> 00:10:41,708
‫جراحی، پرتودرمانی، شیمی‌درمانی
‫و حتی اشعه‌ی پروتون رو امتحان کرده

143
00:10:41,791 --> 00:10:43,083
‫و جواب نگرفته.

144
00:10:43,750 --> 00:10:45,833
‫حالا سرطان زده به کبدش.

145
00:10:49,195 --> 00:10:50,625
‫تو باشی، چی بهش می‌گی؟

146
00:10:51,916 --> 00:10:54,125
‫می‌گم بره سراغ دونه‌های زردآلو.

147
00:11:03,458 --> 00:11:05,791
‫بیاین، دوستان.
‫بفرمایین.

148
00:11:07,166 --> 00:11:09,125
‫بفرمایین از این‌طرف.

149
00:11:09,208 --> 00:11:12,083
‫- خسته شدم.
‫- بیا اینجا، پال.

150
00:11:12,958 --> 00:11:14,250
‫- چیزی شده؟
‫- بتی.

151
00:11:14,333 --> 00:11:18,208
‫همون حرفی که توی کلاس
‫پیلاتس بهم زدی رو به ایشون بگو.

152
00:11:18,291 --> 00:11:20,125
‫نوه‌م برام یه دسته مهره‌ی شطرنج خرید

153
00:11:20,208 --> 00:11:21,958
‫که البته لازم نبود این کار رو بکنه...

154
00:11:22,041 --> 00:11:25,500
‫آخه شوهر یونانی‌ش
‫تازگی از کارش اخراج شده.

155
00:11:25,583 --> 00:11:27,791
‫می‌دونم مهره‌ها براش خرج داره.

156
00:11:27,875 --> 00:11:30,458
‫- ولی ازبس دختر مهربونیـه...
‫- بتی.

157
00:11:30,541 --> 00:11:33,333
‫درباره‌ی مهره‌های گم‌شده‌ت بگو.

158
00:11:33,416 --> 00:11:35,458
‫مهره‌های شطرنجم گم شدن.

159
00:11:35,541 --> 00:11:37,583
‫مهره‌های شطرنج بلوری‌ش گم شدن.

160
00:11:37,666 --> 00:11:40,458
‫درست مثل نگین‌هایی
‫که از کلاس من گم شدن

161
00:11:40,541 --> 00:11:44,583
‫و زیربشقابی‌های بلوری
‫توی آشپزخونه‌ی پال.

162
00:11:44,666 --> 00:11:46,333
‫ماجرای همه‌مون یکیـه.

163
00:11:46,416 --> 00:11:51,041
‫یکی داره وسایل
‫بی‌ارزش ما رو می‌دزده.

164
00:11:51,541 --> 00:11:52,958
‫حالا می‌خواین چی‌کار کنین؟

165
00:11:53,041 --> 00:11:55,541
‫فکر کنم باید گزارش بنویسم.

166
00:11:56,833 --> 00:11:58,708
‫بله.
‫ممنون.

167
00:11:58,791 --> 00:12:02,041
‫- فقط یه مشکلی هست.
‫- شروع شد.

168
00:12:02,115 --> 00:12:06,240
‫اگه گزارش بنویسم،
‫احتمالاً هَنک اخراجم می‌کنه

169
00:12:06,275 --> 00:12:08,083
‫که اون‌وقت بی‌پول و گشنه می‌مونم.

170
00:12:08,166 --> 00:12:09,166
‫مگه این‌که...

171
00:12:09,808 --> 00:12:11,593
‫قول بدی من رو به شام دعوت کنی.

172
00:12:12,261 --> 00:12:13,608
‫خودم می‌برمت شام.

173
00:12:13,991 --> 00:12:15,708
‫شیطون شدی‌ها، بتی.

174
00:12:17,125 --> 00:12:18,708
‫نظرت چیـه؟

175
00:12:19,666 --> 00:12:20,666
‫باشه.

176
00:12:20,750 --> 00:12:21,875
‫البته اگه اخراج بشی.

177
00:12:22,458 --> 00:12:23,541
‫شمع هم سر میز باشه.

178
00:12:23,625 --> 00:12:25,791
‫و یه لیوان شراب ناب.
‫مارک اَپل‌بی نباشه.

179
00:12:25,875 --> 00:12:27,416
‫باشه. قبول.

180
00:12:28,291 --> 00:12:30,125
‫- پاز.
‫- رنه.

181
00:12:30,208 --> 00:12:32,083
‫من هم اسمت رو یادمـه.

182
00:12:41,333 --> 00:12:43,250
‫بیا بشین، ادوارد.

183
00:12:43,333 --> 00:12:45,791
‫همین‌جا بشینی، باشه؟

184
00:12:45,875 --> 00:12:48,208
‫- می‌خواین من هم بمونم؟
‫- نه، مشکلی نیست.

185
00:12:48,875 --> 00:12:49,875
‫بسیار خوب.

186
00:12:49,958 --> 00:12:52,416
‫اگه چیزی لازم داشتی،
‫من اونجائـم.

187
00:12:52,500 --> 00:12:55,375
‫فقط لطفاً هیجان‌زده‌ش نکنین.

188
00:12:55,970 --> 00:12:57,203
‫امروز خیلی آروم بوده.

189
00:12:57,666 --> 00:12:58,791
‫چَشم.

190
00:13:03,500 --> 00:13:05,500
‫من رو یادتـه، ادوارد؟

191
00:13:06,000 --> 00:13:07,333
‫آره فکر کنم.

192
00:13:08,916 --> 00:13:10,541
‫خونه‌م رو یادتـه؟

193
00:13:11,958 --> 00:13:13,041
‫خونه‌ی خودت.

194
00:13:15,041 --> 00:13:17,791
‫یادتـه درباره‌ی
‫جغد توی دیوار چی گفتی؟

195
00:13:17,875 --> 00:13:20,083
‫قهوه‌تون آماده‌ست.

196
00:13:21,833 --> 00:13:23,833
‫دوتا لاته‌ی وانیلی...

197
00:13:23,916 --> 00:13:27,958
‫- یه دونه با شیر و یه‌دونه معمولی...
‫- من که سفارش...

198
00:13:30,125 --> 00:13:31,333
‫نوش جان.

199
00:13:32,291 --> 00:13:33,958
‫وانیلی خیلی دوست دارم.

200
00:13:36,791 --> 00:13:38,625
‫قهوه‌تون آماده‌ست.

201
00:13:40,333 --> 00:13:42,583
‫حواست رو بده به من، ادوارد.

202
00:13:43,500 --> 00:13:45,416
‫درباره‌ی جغده بهم بگو.

203
00:13:46,375 --> 00:13:47,833
‫آماده‌ای بریم، پهلوون؟

204
00:13:48,833 --> 00:13:50,333
‫بریم؟ کجا بریم؟

205
00:13:50,416 --> 00:13:51,458
‫بریم پارک دیگه، جویی.

206
00:13:51,541 --> 00:13:53,375
‫من جویی نیستم.
‫سام هستم.

207
00:13:53,458 --> 00:13:55,333
‫امروز خوراک بادبادک‌بازیـه.

208
00:13:55,358 --> 00:13:56,516
‫من رو گوش کن، ادوارد.

209
00:13:56,541 --> 00:13:59,250
‫لطفاً درباره‌ی جغد توی دیوار بهم بگو.

210
00:13:59,333 --> 00:14:00,291
‫بادبادکت کو؟

211
00:14:00,375 --> 00:14:02,333
‫بدون بادبادک که نمی‌شه.

212
00:14:02,416 --> 00:14:04,041
‫بادبادکی در کار نیست.

213
00:14:05,333 --> 00:14:06,750
‫پارکی در کار نیست.

214
00:14:06,833 --> 00:14:08,750
‫من جویی نیستم.
‫سام هستم.

215
00:14:08,833 --> 00:14:10,916
‫سام!
‫لامصب.

216
00:14:11,500 --> 00:14:14,416
‫لطفاً درباره‌ی جغد توی دیوار بگو!

217
00:14:15,583 --> 00:14:17,250
‫من وانیلی دوست دارم.

218
00:14:39,541 --> 00:14:40,750
‫ببین، بابایی.

219
00:14:40,833 --> 00:14:42,291
‫بادبادکم رو پیدا کردم.

220
00:14:43,083 --> 00:14:44,750
‫چه قشنگـه، پسرم.

221
00:14:45,458 --> 00:14:49,000
‫دست تو باشه.
‫من شاید گمش کنم.

222
00:14:49,083 --> 00:14:52,791
‫می‌ذارم کنار بادبادک‌های دیگه
‫که بعداً با هم هوا کنیم.

223
00:14:53,291 --> 00:14:55,208
‫بادبادک واسه هواکردنـه دیگه.

224
00:14:55,291 --> 00:14:56,791
‫راست می‌گی، بابایی.

225
00:15:00,851 --> 00:15:02,424
‫تو جویی نیستی، مگه نه؟

226
00:15:05,041 --> 00:15:06,208
‫نه متأسفانه.

227
00:15:06,875 --> 00:15:08,791
‫همونی هستی که دنبال جغد می‌گرده.

228
00:15:09,958 --> 00:15:11,166
‫دقیقاً.

229
00:15:17,125 --> 00:15:18,583
‫من یکی‌شون رو گرفتم.

230
00:15:20,041 --> 00:15:21,041
‫واقعاً؟

231
00:15:21,541 --> 00:15:23,791
‫- حبسش کردم.
‫- کجا؟

232
00:15:24,458 --> 00:15:25,791
‫کلید لازم داری.

233
00:15:25,875 --> 00:15:28,000
‫کلید؟ کلیدِ چی؟

234
00:15:28,083 --> 00:15:29,333
‫کلید توی چراغـه.

235
00:15:29,416 --> 00:15:31,083
‫جغد توی دیواره.

236
00:15:31,166 --> 00:15:32,291
‫کلید توی چراغـه.

237
00:15:32,375 --> 00:15:33,750
‫جغد توی دیواره.

238
00:15:33,833 --> 00:15:35,291
‫کلید توی چراغـه.

239
00:15:35,375 --> 00:15:38,208
‫جغد توی دیواره.
‫کلید توی چراغـه...

240
00:15:38,291 --> 00:15:42,416
‫خب دیگه، ادوارد. وقت رفتنـه.
‫خوبـه گفتم هیجان‌زده‌ش نکنین.

241
00:15:42,500 --> 00:15:45,958
‫- جغد توی دیواره...
‫- باشه.

242
00:15:46,041 --> 00:15:47,458
‫کلید توی چراغـه...

243
00:15:47,541 --> 00:15:50,166
‫بیا برگردیم به اتاقت، ادوارد.

244
00:15:50,250 --> 00:15:52,500
‫کلید توی چراغـه.
‫جغد توی دیواره.

245
00:15:52,583 --> 00:15:54,125
‫- باشه.
‫- کلید توی چراغـه.

246
00:15:54,208 --> 00:15:57,166
‫- بیا بریم.
‫- ولی جغد توی دیواره.

247
00:15:57,250 --> 00:15:59,875
‫کلید توی چراغـه.
‫جغد توی دیواره.

248
00:15:59,958 --> 00:16:02,416
‫کلید توی چراغـه.
‫جغد توی دیواره.

249
00:16:02,500 --> 00:16:04,875
‫کلید توی چراغـه.
‫جغد توی دیواره.

250
00:16:04,958 --> 00:16:07,791
‫کلید توی چراغـه.
‫جغد توی دیواره...

251
00:16:40,000 --> 00:16:41,416
‫چطوری، بروکسی؟

252
00:16:42,291 --> 00:16:44,875
‫مراقب قارچ‌هام بودی؟

253
00:16:46,000 --> 00:16:48,666
‫پس بیا این هم دستمزدت.

254
00:16:48,750 --> 00:16:50,708
‫آفرین. بخور.

255
00:16:56,666 --> 00:16:58,916
‫دیشب جک مُرد.

256
00:17:00,916 --> 00:17:02,000
‫آره.

257
00:17:02,083 --> 00:17:04,166
‫همونی که زنم رو می‌کرد.

258
00:17:04,666 --> 00:17:06,708
‫باید خوش‌حال باشم که مُرده...

259
00:17:07,791 --> 00:17:08,833
‫ولی نیستم.

260
00:17:09,416 --> 00:17:11,458
‫خودم رو زدم به اون راه، بروکس.

261
00:17:12,041 --> 00:17:14,458
‫خیلی وقتـه که زدم به اون راه.

262
00:17:16,125 --> 00:17:17,750
‫چون اگه این کار رو نمی‌کردم...

263
00:17:17,833 --> 00:17:20,000
‫می‌ترسیدم زنم ترکم کنه.

264
00:17:20,083 --> 00:17:23,208
‫ولی امروز که حالت چهره‌ش رو دیدم...

265
00:17:25,483 --> 00:17:26,500
‫آره.

266
00:17:27,000 --> 00:17:28,416
‫فقط غمگین نبود.

267
00:17:31,333 --> 00:17:33,041
‫دل‌شکسته بود.

268
00:17:36,375 --> 00:17:38,625
‫می‌دونستم باهاش رابطه داره.

269
00:17:39,833 --> 00:17:42,833
‫ولی حالا فکر می‌کنم عاشقش هم بوده.

270
00:17:44,500 --> 00:17:47,500
‫می‌دونی سایکوپامپ چیـه، بروکس؟

271
00:17:48,208 --> 00:17:50,291
‫تا حالا اسمش رو شنیدی؟

272
00:17:52,041 --> 00:17:56,416
‫توی بعضی فرهنگ‌ها می‌گن
‫شما کلاغ‌ها سایکوپامپ هستین.

273
00:18:03,431 --> 00:18:03,946
(اصطلاح «سایکوپامپ» یا «psychopomp» اولین بار توی روان‌شناسی کارل یونگ استفاده شد.
‫یونگ اعتقاد داشت موجوداتی به این نام وجود دارن که
‫معمولاً به‌شکل مَرد یا زنی خردمند ظاهر می‌شن و رابط بینِ
‫خودآگاه و ناخودآگاه ذهن هستن.
‫بعضاً گفته می‌شه سایکوپامپ‌ها یه‌جور حیوون هستن.
‫کلاغ در بعضی فرهنگ‌ها نماد مرگ هست و به دنیای دیگه هم اشاره داره.)

274
00:17:57,333 --> 00:18:01,000
‫موجودات شبح‌مانندی که
‫روح مُرده‌ها رو منتقل می‌کنن

275
00:18:01,083 --> 00:18:03,958
‫تا به آرامش ابدی برسن.

276
00:18:07,583 --> 00:18:08,916
‫شاید واقعاً باشی.

277
00:18:09,625 --> 00:18:10,833
‫چه‌می‌دونم.

278
00:18:13,083 --> 00:18:15,833
‫ولی اگه جک رو دیدی...

279
00:18:21,666 --> 00:18:23,583
‫ببرش یه جای خوب.

280
00:19:17,625 --> 00:19:20,500
‫تو فقط سُس درست کن، فرانسین.
‫همین ازت برمی‌آد.

281
00:19:20,583 --> 00:19:24,500
‫سالاد درست کردن رو
‫بسپر به حرفه‌ای‌هاش.

282
00:19:24,583 --> 00:19:26,666
‫دیگه کم‌کم داشت اعصابم رو...

283
00:20:47,625 --> 00:20:50,208
‫- این از جنس فوم هوشمنده؟
‫- بله فکر کنم.

284
00:20:51,291 --> 00:20:54,580
‫تابوت تو باید بلندگوی بلوتوثی
‫داشته باشه. می‌دونی چرا؟

285
00:20:54,958 --> 00:20:55,958
‫چرا؟

286
00:20:56,041 --> 00:20:57,708
‫می‌خوام بعداز مرگت برات آهنگ بذارم.

287
00:20:57,791 --> 00:20:59,375
‫نه تو رو خدا.

288
00:20:59,458 --> 00:21:01,208
‫حداقل از فیبی بریجز نذار.

289
00:21:01,291 --> 00:21:03,125
‫زمزمه‌هاش افسرده‌م می‌کنه.

290
00:21:03,208 --> 00:21:05,250
‫شرمنده، ولی درخواستی قبول نمی‌کنم.

291
00:21:05,333 --> 00:21:08,750
‫حالا... نظرت چیـه، رنه؟

292
00:21:08,833 --> 00:21:12,208
‫به نظرم هنوز باید
‫توی چندتا تابوت دیگه بخوابی

293
00:21:12,291 --> 00:21:14,541
‫و بعد شاکی بشی که چرا
‫این یکی از جنس بِلا لوگوسی‌ـه...

294
00:21:14,683 --> 00:21:16,891
‫چرا اون یکی از جنس ماهوگانی‌ـه...

295
00:21:16,916 --> 00:21:19,833
‫ماهوگانی من رو یاد
‫اتاق کار پدر ناتنی‌م می‌ندازه...

296
00:21:19,916 --> 00:21:22,041
‫نصف روز اینجا علاف می‌شیم...

297
00:21:22,125 --> 00:21:27,541
‫و بعدش تو رو می‌برم کافه‌ی
‫روبه‌رو و با هم ویسکی می‌زنیم.

298
00:21:28,291 --> 00:21:30,125
‫درست مثل پنج دفعه‌ی قبلی.

299
00:21:32,166 --> 00:21:33,291
‫همین رو می‌خوام.

300
00:21:34,214 --> 00:21:35,714
‫الان براتون آماده‌ش می‌کنم.

301
00:21:37,291 --> 00:21:38,875
‫- چت شده؟
‫- چیزی نیست.

302
00:21:39,583 --> 00:21:41,916
‫می‌دونی که فوم هوشمند خیلی دوست دارم.

303
00:21:41,941 --> 00:21:43,049
‫خب؟

304
00:21:43,708 --> 00:21:46,000
‫و البته بلندگوی بلوتوثی.

305
00:21:47,683 --> 00:21:50,183
‫امروز وقت دکتر داشتی.
‫نتیجه چی شد؟

306
00:21:50,208 --> 00:21:51,291
‫هیچی.

307
00:21:51,916 --> 00:21:53,625
‫همچنان سرطان دارم.

308
00:21:54,291 --> 00:21:56,500
‫سرطانی که قراره مرگم رو رقم بزنه.

309
00:21:58,000 --> 00:22:00,916
‫دیگه نمی‌خوام منتظر معجزه باشم.

310
00:22:01,791 --> 00:22:03,375
‫خسته شدم، رنه.

311
00:22:04,458 --> 00:22:05,583
‫خسته.

312
00:22:06,875 --> 00:22:09,166
‫خسته شدم ازبس بهم سیخونک زدن...

313
00:22:10,000 --> 00:22:11,208
‫انگشتم کردن...

314
00:22:11,708 --> 00:22:14,416
‫و انواع قرص‌ها رو به خوردم دادن.

315
00:22:14,916 --> 00:22:19,416
‫هیچی به‌جز بی‌حالی
‫و بی‌خوابی برام نداشته.

316
00:22:24,125 --> 00:22:25,750
‫مرگ چقدر مزخرفـه.

317
00:22:27,719 --> 00:22:29,333
‫نمی‌دونم تا کِی زنده‌ام...

318
00:22:29,416 --> 00:22:32,166
‫ولی از این به بعد
‫فقط می‌خوام مست کنم

319
00:22:32,791 --> 00:22:34,000
‫و بترکونم.

320
00:22:34,588 --> 00:22:35,879
‫باشه.

321
00:22:35,988 --> 00:22:37,274
‫پس دور اول مهمون تویـیم.

322
00:22:37,299 --> 00:22:39,091
‫زنیکه‌ی خسیس.

323
00:23:05,291 --> 00:23:07,333
‫آخ، سگ‌مصب.

324
00:23:07,416 --> 00:23:08,600
‫آخ آخ...

325
00:23:08,958 --> 00:23:10,000
‫سام.

326
00:23:11,000 --> 00:23:12,125
‫جودی.

327
00:23:13,500 --> 00:23:14,541
‫حالت چطوره؟

328
00:23:14,625 --> 00:23:16,250
‫اومدم بهت یادآوری کنم

329
00:23:16,333 --> 00:23:19,541
‫که امشب برای جک مراسم داریم.

330
00:23:19,625 --> 00:23:22,625
‫ساعت ۸ توی سینیور کوسیناس.

331
00:23:23,125 --> 00:23:26,250
‫- بالای رستوران یه کلاه بزرگـه.
‫- حتماً می‌آم. ممنون.

332
00:23:28,208 --> 00:23:31,666
‫راستی مثل این‌که تو
‫کنار جک بودی وقتی...

333
00:23:32,070 --> 00:23:33,753
‫آخر عمرش بوده.

334
00:23:35,416 --> 00:23:36,792
‫بله، کنارش بودم.

335
00:23:38,583 --> 00:23:39,791
‫درد کشید؟

336
00:23:40,291 --> 00:23:41,291
‫نه.

337
00:23:42,125 --> 00:23:43,708
‫پس با آرامش مُرد؟

338
00:23:44,291 --> 00:23:45,291
‫آره.

339
00:23:46,333 --> 00:23:47,458
‫خدا رو شکر.

340
00:23:48,750 --> 00:23:52,500
‫می‌دونم شما دوتا با هم صمیمی بودین.

341
00:23:53,503 --> 00:23:55,187
‫خب همه جک رو دوست داشتن.

342
00:23:57,250 --> 00:23:58,250
‫آره، من هم.

343
00:23:59,791 --> 00:24:00,875
‫خب پس...

344
00:24:01,625 --> 00:24:03,291
‫توی مراسم می‌بینمت.

345
00:24:03,375 --> 00:24:05,041
‫داشت یادم می‌رفت...

346
00:24:07,041 --> 00:24:08,291
‫این چکشِ تو نیست؟

347
00:24:13,416 --> 00:24:14,416
‫چرا.

348
00:24:15,375 --> 00:24:18,250
‫با این پنجره‌ی جک رو شکستم
‫که بتونم وارد بشم.

349
00:24:19,500 --> 00:24:23,041
‫حتماً وقتی جسدش رو پیدا کردم،
‫از دستم افتاده.

350
00:24:23,125 --> 00:24:24,750
‫جسد جک رو پیدا کردی؟

351
00:24:25,916 --> 00:24:27,791
‫تو که گفتی با آرامش مُرد.

352
00:24:27,875 --> 00:24:31,208
‫نه، منظورم...
‫ظاهرش آروم بود.

353
00:24:31,291 --> 00:24:32,708
‫انگار توی خواب مُرده بود.

354
00:24:32,791 --> 00:24:36,416
‫وقتی من رسیدم،
‫دیگه کار از کار گذشته بود.

355
00:24:38,666 --> 00:24:39,666
‫فهمیدم.

356
00:24:40,500 --> 00:24:44,041
‫ببخشین، ولی باید برم دست‌شویی.

357
00:24:44,541 --> 00:24:46,541
‫مثانه‌م دیگه مثل سابق نیست.

358
00:24:47,041 --> 00:24:48,833
‫توی مراسم می‌بینمت.
‫باشه؟

359
00:25:00,583 --> 00:25:02,375
‫«کلید توی چراغـه».

360
00:25:21,741 --> 00:25:22,750
‫این چیـه؟

361
00:25:22,833 --> 00:25:24,750
‫دزد اشیای بلوری.

362
00:25:24,833 --> 00:25:26,541
‫کت‌بسته خدمت شما.

363
00:25:26,625 --> 00:25:28,125
‫- این یارو؟
‫- بله.

364
00:25:28,208 --> 00:25:29,458
‫به چندجا زنگ زدم...

365
00:25:29,541 --> 00:25:32,791
‫آخه دیدم گزارش ثبت کردی،
‫بااین‌که گفتم نکنی...

366
00:25:32,875 --> 00:25:34,916
‫ولی عیب نداره.

367
00:25:35,833 --> 00:25:37,791
‫با رفیقم توی اداره‌ی پلیس
‫آلباکرک صحبت کردم.

368
00:25:37,875 --> 00:25:39,958
‫پنجشنبه این یارو رو دستگیر کردن...

369
00:25:40,041 --> 00:25:41,666
‫به‌جُرم رانندگی با پلاک باطل.

370
00:25:41,750 --> 00:25:43,916
‫حدس بزن توی صندوق‌عقبش چی بوده؟

371
00:25:44,750 --> 00:25:47,083
‫۳۵ کیلو سنگ‌جواهر کم‌ارزش...

372
00:25:47,166 --> 00:25:49,250
‫از جمله نگین‌های تزئینی
‫و مهره‌های شطرنج.

373
00:25:49,333 --> 00:25:50,875
‫یارو از این خل‌وچل‌ها بوده.

374
00:25:50,958 --> 00:25:53,208
‫چیزهای عجیبی دزدیده بود.

375
00:25:53,291 --> 00:25:58,208
‫شیش جعبه از اون عروسک‌های
‫متحرک روی داشبورد پیدا کردن.

376
00:25:59,750 --> 00:26:02,250
‫حالا جنس‌ها کِی برمی‌گرده؟

377
00:26:02,333 --> 00:26:03,333
‫کدوم جنس‌ها؟

378
00:26:03,416 --> 00:26:05,666
‫مهره‌های شطرنج بتی
‫و نگین‌های رنه دیگه.

379
00:26:05,750 --> 00:26:07,000
‫کی می‌رسه بهشون؟

380
00:26:07,791 --> 00:26:08,958
‫قرار نیست برسه.

381
00:26:09,041 --> 00:26:10,125
‫مدرک جُرم حساب می‌شه.

382
00:26:11,375 --> 00:26:13,750
‫خب یه زنگ به رفیقت بزن ببین...

383
00:26:13,833 --> 00:26:16,000
‫پسرجون، دیگه پرونده رو بُردی.

384
00:26:16,500 --> 00:26:19,875
‫پس برو جشن بگیر و خوش باش.

385
00:26:21,500 --> 00:26:23,833
‫این قضیه تموم شد.
‫باشه، رفیق؟

386
00:27:00,000 --> 00:27:01,500
‫سلام، عزیزم.

387
00:27:01,583 --> 00:27:03,208
‫حالم خیلی خوبـه.

388
00:27:03,916 --> 00:27:09,250
‫فقط توی دو ساعت گذشته،
‫همه‌ی چراغ‌های خونه رو از جا کندم

389
00:27:10,458 --> 00:27:12,582
‫و دنبال یه هیولا می‌گردم.

390
00:27:13,275 --> 00:27:18,625
‫چرا؟ چون یه پیرمرد که زوال عقل داره،
‫درحال نوشیدن گلوله‌ی کاموا این رو ازم خواست.

391
00:27:19,125 --> 00:27:21,916
‫در نتیجه، الان توپِ توپـم.

392
00:27:26,333 --> 00:27:27,958
‫نگرانم نباش.

393
00:28:10,833 --> 00:28:12,125
‫آخ ادوارد.

394
00:28:13,125 --> 00:28:17,501
‫قیافه‌ی چارلز مَنسون
‫در برابر این مثل فرشته می‌مونه.

395
00:28:16,996 --> 00:28:17,500
(چارلز مَسنون یکی از معروف‌ترین مجرم‌های آمریکاست
‫که رهبر یه فرقه بود و پیروانش رو مجاب به قتل آدم‌ها می‌کرد.
‫منظور رنه اینـه که قیافه‌ی طرف به هرچی می‌خوره، به‌جز دزد نگین.)

396
00:28:17,875 --> 00:28:20,750
‫به‌هرحال هنک می‌گه
‫این یارو نگین‌ها رو دزدیده.

397
00:28:22,070 --> 00:28:23,083
‫ولی؟

398
00:28:23,483 --> 00:28:25,291
‫ولی هنک زیاد زِر می‌زنه.

399
00:28:25,791 --> 00:28:27,208
‫با پلیس آلباکرک تماس گرفتم.

400
00:28:27,291 --> 00:28:28,833
‫واقعاً این یارو رو دستگیر کردن...

401
00:28:28,916 --> 00:28:32,750
‫ولی هیچ‌کدوم از اشیای
‫دزدیده‌شده‌ی شماها همراهش نبوده.

402
00:28:32,833 --> 00:28:34,083
‫نگین که اصلاً نبوده.

403
00:28:34,916 --> 00:28:36,458
‫چرا هنک باید دروغ بگه؟

404
00:28:37,000 --> 00:28:38,833
‫چون تنبلـه دیگه.

405
00:28:38,916 --> 00:28:41,708
‫حال نداره دنبال یه دزد واقعی بگرده.

406
00:28:42,416 --> 00:28:43,833
‫آره، راست می‌گی.

407
00:28:43,916 --> 00:28:46,500
‫پس... بقیه‌ش به عهده‌ی ماست.

408
00:28:46,811 --> 00:28:48,149
‫دقیقاً.

409
00:28:49,125 --> 00:28:53,291
‫چهارتا دوربین
‫کنترل از راه دور با کیفیت 4K.

410
00:28:54,041 --> 00:28:56,041
‫خوراک دستگیریِ دزدهاست.

411
00:28:56,125 --> 00:28:58,357
‫این‌همه زحمت فقط واسه یه شام؟

412
00:28:58,392 --> 00:28:59,499
‫چرا که نه؟

413
00:29:00,213 --> 00:29:01,833
‫و البته چون هنک گُه می‌خوره.

414
00:29:02,813 --> 00:29:04,208
‫این رو موافقـم.

415
00:29:07,137 --> 00:29:09,500
‫چندتا نکته‌ی به‌دردنخور بهت بگم.

416
00:29:10,000 --> 00:29:13,375
‫لارِن هیل از روی ترانه‌ی
‫استرایسند، این رو خونده.

417
00:29:13,458 --> 00:29:16,000
‫در واقع این از روی
‫ترانه‌ی گلادیز نایت کاور شده...

418
00:29:16,083 --> 00:29:18,475
‫اون هم به‌سبک قبیله‌ی ووتانگ.

419
00:29:18,500 --> 00:29:21,541
‫صبر کن ببینم... تو طرف‌دار
‫باربارا استرایسند هستی؟

420
00:29:21,625 --> 00:29:23,208
‫اون زن گنجینه‌ی ملی‌ـه.

421
00:29:23,291 --> 00:29:26,125
‫داک ساس یه آهنگ درباره‌ش خونده.
‫شنیدی؟

422
00:29:26,208 --> 00:29:28,875
‫معلومـه که شنیدم.
‫اولین آهنگی که زدم، مال اون بود.

423
00:29:28,958 --> 00:29:30,250
‫مگه تو آهنگسازی؟

424
00:29:30,833 --> 00:29:32,250
‫من درامرم.

425
00:29:32,333 --> 00:29:35,041
‫تا حالا توی شیش‌تا گروه بودم.
‫دوتاشون خیلی خوب بود.

426
00:29:35,125 --> 00:29:37,541
‫- تو هم می‌زنی؟
‫- نه، من مدیر آهنگسازها بودم.

427
00:29:37,625 --> 00:29:38,833
‫پس کت‌شلواری بودی.

428
00:29:38,341 --> 00:29:38,846
(«پس مأمور دولت بودی.»)

429
00:29:38,916 --> 00:29:40,875
‫هیچ‌وقت به کت‌شلواری‌ها اعتماد نمی‌کنم.

430
00:29:40,958 --> 00:29:42,416
‫دیگه بازنشست شدم.

431
00:29:42,500 --> 00:29:44,833
‫یه بار که کت‌شلوار بپوشی،
‫از تنت درنمی‌آد.

432
00:29:44,916 --> 00:29:46,083
‫می‌تونستم چیز بَدتری باشم.

433
00:29:46,166 --> 00:29:47,333
‫مثلاً یه درامر باشم.

434
00:29:47,416 --> 00:29:48,916
‫ناراحتم کردی.

435
00:29:49,000 --> 00:29:51,083
‫- می‌خوای یه جوک بشنوی؟
‫- خیر.

436
00:29:51,166 --> 00:29:54,291
‫به آدمی که آویزون
‫موسیقی‌دان‌ها می‌شه، چی می‌گن؟

437
00:29:54,375 --> 00:29:55,666
‫ادامه نده.

438
00:29:55,750 --> 00:29:56,875
‫یه درامر.

439
00:29:57,625 --> 00:29:58,958
‫خیلی بَدجنسـی.

440
00:29:58,983 --> 00:30:00,208
‫خب کت‌شلواری‌ام دیگه.

441
00:30:12,208 --> 00:30:13,958
‫چی آوردی، رفیق؟

442
00:30:15,583 --> 00:30:16,666
‫بروکسی؟

443
00:30:22,708 --> 00:30:24,916
‫باز چی با خودت آوردی؟

444
00:30:25,000 --> 00:30:26,291
‫سر بطری.

445
00:30:26,375 --> 00:30:28,416
‫عجب... چی نوشته؟

446
00:30:29,000 --> 00:30:30,708
‫آبجوی فراستی.

447
00:30:31,640 --> 00:30:34,000
‫از این آبجو نخوردم.

448
00:30:34,735 --> 00:30:36,333
‫این چه صداییـه؟

449
00:30:41,291 --> 00:30:42,458
‫بروکسی!

450
00:30:42,541 --> 00:30:43,916
‫نکن!

451
00:30:44,000 --> 00:30:46,000
‫بروکس، نکن!

452
00:30:47,583 --> 00:30:48,708
‫بروکس.

453
00:30:48,791 --> 00:30:50,291
‫آروم باش!

454
00:30:50,375 --> 00:30:52,125
‫چت شده، بروکسی؟

455
00:30:59,208 --> 00:31:00,458
‫بروکس!

456
00:31:59,396 --> 00:32:00,555
‫ای وای!

457
00:33:14,791 --> 00:33:15,875
‫هعی...

458
00:34:17,791 --> 00:34:20,541
‫یا خدا!
‫ریدم...

459
00:34:22,041 --> 00:34:23,416
‫بازش کن، مَرد.

460
00:34:32,416 --> 00:34:34,166
‫خدا قوت، ادوارد.

461
00:34:34,250 --> 00:34:35,791
‫واقعاً یه جغد گرفتی.

462
00:34:48,458 --> 00:34:49,833
‫چیزی شده، خانم؟

463
00:34:50,207 --> 00:34:52,621
‫اِوا!
‫آقای کوپر!

464
00:34:52,646 --> 00:34:53,666
‫سلام!

465
00:34:53,750 --> 00:34:55,583
‫من رو یادتونـه؟

466
00:34:55,608 --> 00:34:56,733
‫بله، یادمـه.

467
00:34:56,758 --> 00:34:57,883
‫چه عالی.

468
00:34:58,500 --> 00:35:00,500
‫شنیدم جک فوت کرده.

469
00:35:00,583 --> 00:35:03,208
‫توی گزارش اورژانس
‫نوشته حمله‌ی قلبی بوده.

470
00:35:04,500 --> 00:35:06,000
‫- بله.
‫- چه حیف.

471
00:35:06,083 --> 00:35:08,458
‫خواستم به‌عنوان مسئول شما

472
00:35:08,541 --> 00:35:09,833
‫بیام بهتون سر بزنم.

473
00:35:09,916 --> 00:35:10,750
‫من خوبـم.

474
00:35:10,833 --> 00:35:13,125
‫فکر نکنم، آقای کوپر.

475
00:35:13,750 --> 00:35:16,666
‫شما توی یه هفته
‫دو بار آسیب روحی دیدین.

476
00:35:16,750 --> 00:35:19,125
‫اول بهتون حمله شد و حالا مرگ جک.

477
00:35:19,625 --> 00:35:24,041
‫آسیب‌های روحی اغلب باعث بروز
‫واکنش‌های طبیعی بدن می‌شن.

478
00:35:24,125 --> 00:35:28,708
‫ممکنـه گاهی احساس گیجی،
‫اضطراب یا انزوا بهتون دست بده...

479
00:35:28,791 --> 00:35:30,458
‫پیرشدن هم همین‌طوریـه.

480
00:35:32,583 --> 00:35:35,833
‫- پیرشدن که آسیب روحی نیست، آقای کوپر.
‫- مطمئنـین؟

481
00:35:36,416 --> 00:35:37,875
‫روزی که صورت چروکیده‌ی

482
00:35:37,958 --> 00:35:40,916
‫توی آینه رو تشخیص ندادین،
‫سلام‌تون می‌کنم.

483
00:35:52,833 --> 00:35:55,333
‫- وای، آقای موشنیک.
‫- نگو «آقای موشنیک».

484
00:35:55,416 --> 00:35:57,833
‫دیگه نمی‌خوام این‌طوری صدام بزنی.

485
00:35:57,916 --> 00:35:59,750
‫بهم بگو «بابا».

486
00:35:59,833 --> 00:36:01,291
‫چه عالی!
‫مگه نه، پسرم؟

487
00:36:01,375 --> 00:36:04,375
‫سیمور کرل‌بورن، بیا اینجا، پسرم.

488
00:36:04,704 --> 00:36:07,298
‫می‌خوام درباره‌ی
‫آینده‌ت باهات حرف بزنم.

489
00:36:08,125 --> 00:36:10,916
‫می‌خوام برات یه گُل‌خونه‌ی بزرگ بسازم

490
00:36:11,000 --> 00:36:13,500
‫که توش گُل‌های زیبا
‫و کمیاب رو پرورش بدی.

491
00:36:13,583 --> 00:36:15,500
‫در عوض، من اون‌ها رو می‌فروشم...

492
00:36:17,000 --> 00:36:23,324
‫اون نوشته ی بزرگ توی آسمون رو می‌بینی؟
‫به فرانسوی نوشته «گراویس موشنیک».

493
00:36:23,625 --> 00:36:25,034
‫چه هیجان‌انگیز!

494
00:36:38,628 --> 00:36:40,253
‫ممنون که تشریف آوردید.

495
00:36:40,500 --> 00:36:44,000
‫می‌دونم همه خاطرات خوشی
‫از جک داریم و می‌خوایم بازگو کنیم.

496
00:36:44,083 --> 00:36:47,083
‫ولی قبلش می‌خوام
‫از رئیس بزرگ دعوت کنم.

497
00:36:47,166 --> 00:36:49,541
‫بااین‌که ایشون برنامه‌ی شلوغی دارن...

498
00:36:49,625 --> 00:36:54,250
‫ولی با حضورشون نشون دادن
‫جک چقدر شخصیت محبوبی بوده.

499
00:36:54,333 --> 00:36:58,125
‫خانم‌ها و آقایان، مدیرعامل
‫شرکت بوروز، آقای بلین شا.

500
00:37:01,666 --> 00:37:03,291
‫ممنون، دوستان.
‫سپاسگزارم.

501
00:37:03,375 --> 00:37:04,416
‫خیلی ممنون.

502
00:37:04,500 --> 00:37:07,416
‫خیلی خوب یادمـه، ۱۳ سالم که بود...

503
00:37:07,500 --> 00:37:10,708
‫با عجله از مدرسه می‌اومدم خونه

504
00:37:10,791 --> 00:37:15,708
‫که اخبار هواشناسی رو رأسِ
‫ساعت ۵ با اجرای جک تماشا کنم.

505
00:37:15,791 --> 00:37:18,958
‫جک... سوگلی شهرک‌مون بود.

506
00:37:19,791 --> 00:37:24,416
‫یادمـه جک همیشه می‌گفت
‫توی زندگی هرکسی

507
00:37:24,500 --> 00:37:26,958
‫روزهای بارونی هم وجود داره.

508
00:37:27,100 --> 00:37:28,725
‫عمراً جک این رو گفته باشه.

509
00:37:28,750 --> 00:37:31,625
‫این اسگل هم توی
‫۱۳سالگی‌ش مثل بقیه‌مون جق می‌زده.

510
00:37:32,125 --> 00:37:34,291
‫بچه‌ها، آروم‌تر صحبت کنین.

511
00:37:34,375 --> 00:37:36,250
‫- ببخشین، عزیزم.
‫- شرمنده.

512
00:37:36,333 --> 00:37:39,750
‫تا آخر عمرم
‫این خاطره رو فراموش نمی‌کنم.

513
00:37:39,833 --> 00:37:43,125
‫ازت ممنونـم، جک.

514
00:37:46,750 --> 00:37:47,833
‫لطف کردین.

515
00:37:50,296 --> 00:37:51,463
‫به‌به.

516
00:37:51,708 --> 00:37:55,083
‫ممنون بابت سخنان
‫تأثیرگذارتون، جناب شا.

517
00:37:55,166 --> 00:37:59,083
‫زندگی پستی‌ها و بلندی‌هایی داره...

518
00:37:59,166 --> 00:38:01,333
‫وای خدا...
‫آرت کجاست؟

519
00:38:01,416 --> 00:38:03,875
‫می‌خوام هرچه سریع‌تر نشئه کنم.

520
00:38:03,958 --> 00:38:06,125
‫گُل گفتی آی گُل گفتی.

521
00:38:06,208 --> 00:38:08,625
‫- فکر کردی یادم می‌ره؟
‫- آفرین به تو!

522
00:38:08,708 --> 00:38:12,625
‫در واقع دور هم جمع شدیم
‫تا زندگی‌ش رو جشن بگیریم.

523
00:38:12,708 --> 00:38:15,125
‫با رایحه‌ی هندونه‌ست
‫که خیلی دوست داری.

524
00:38:16,125 --> 00:38:19,208
‫- خوبـه، نه؟
‫- بچه‌ها، لطفاً.

525
00:38:19,291 --> 00:38:20,583
‫تو هم یه پُک می‌خوای؟

526
00:38:20,666 --> 00:38:23,625
‫نه، فقط می‌خوام ساکت شین.

527
00:38:23,708 --> 00:38:25,958
‫- باشه. ساکت می‌شیم.
‫- ببخشین.

528
00:38:26,041 --> 00:38:29,791
‫و حالا می‌خوام یکی از

529
00:38:30,291 --> 00:38:33,416
‫دوستان ویژه‌ی جک رو معرفی کنم.

530
00:38:35,125 --> 00:38:38,125
‫خانم‌ها و آقایان، به افتخار تونی.

531
00:38:52,208 --> 00:38:54,666
‫♪ بیا من رو در آغوش بگیر ♪

532
00:38:56,083 --> 00:38:59,250
‫♪ همون‌طور که قول داده بودی ♪

533
00:39:00,750 --> 00:39:02,791
‫♪ بهم بگو ♪

534
00:39:03,958 --> 00:39:05,541
‫♪ چی توی سینه‌ت حبس کردی؟ ♪

535
00:39:05,625 --> 00:39:08,083
‫- والی، باید باهات حرف بزنم.
‫- الان نمی‌شه.

536
00:39:08,166 --> 00:39:10,000
‫تو دکتری دیگه، درستـه؟

537
00:39:10,083 --> 00:39:12,916
‫- باشه بعداز مراسم.
‫- یه‌چیزی هست که باید ببینی.

538
00:39:13,000 --> 00:39:14,375
‫ای بابا!

539
00:39:14,875 --> 00:39:16,250
‫خفه شین دیگه!

540
00:39:23,625 --> 00:39:24,833
‫♪ قلبم رو... ♪

541
00:39:32,125 --> 00:39:33,541
‫یه‌هو چش شد؟

542
00:39:33,625 --> 00:39:34,833
‫والا نفهمیدم.

543
00:40:03,750 --> 00:40:04,791
‫فندک داری؟

544
00:40:06,208 --> 00:40:07,208
‫سیگار نمی‌کِشم.

545
00:40:08,083 --> 00:40:09,208
‫من هم.

546
00:40:09,708 --> 00:40:11,541
‫البته همسرم این‌طوری فکر می‌کنه.

547
00:40:12,041 --> 00:40:13,375
‫همیشه نگرانمـه.

548
00:40:15,041 --> 00:40:17,500
‫رازت پیش من می‌مونه.

549
00:40:20,541 --> 00:40:21,541
‫ممنون.

550
00:40:25,625 --> 00:40:27,583
‫توی این‌جور مراسم زیاد شرکت می‌کنین؟

551
00:40:31,541 --> 00:40:34,041
‫بهای زندگی توی بوروز همینـه.

552
00:40:35,291 --> 00:40:37,291
‫گاهی حس می‌کنم...

553
00:40:40,125 --> 00:40:41,583
‫دیگه طاقت ندارم.

554
00:40:52,250 --> 00:40:53,916
‫من هم همین‌طورم.

555
00:40:56,791 --> 00:40:57,791
‫بعضی‌وقت‌ها...

556
00:40:59,395 --> 00:41:01,896
‫حس می‌کنی می‌خوای از درون منفجر بشی.

557
00:41:07,625 --> 00:41:10,208
‫واسه همین همیشه
‫می‌رم توی بیابون فریاد می‌زنم.

558
00:41:14,574 --> 00:41:16,616
‫بیابون رازدار خوبیـه.

559
00:41:25,416 --> 00:41:27,416
‫باید برگردم داخل.

560
00:41:28,000 --> 00:41:29,291
‫شبت به‌خیر.

561
00:41:30,250 --> 00:41:31,500
‫همچنین، عزیزم.

562
00:41:56,833 --> 00:41:59,000
‫آرت.
‫آرت!

563
00:42:01,333 --> 00:42:02,333
‫جودی!

564
00:42:03,166 --> 00:42:06,666
‫باورت نمی‌شه امروز چی دیدم.

565
00:42:06,750 --> 00:42:08,000
‫کجا بودی؟

566
00:42:08,083 --> 00:42:09,166
‫چی؟

567
00:42:09,958 --> 00:42:11,291
‫مراسم جک بود.

568
00:42:11,958 --> 00:42:13,458
‫متوجه نیستی...

569
00:42:13,541 --> 00:42:16,875
‫امروز چیزی دیدم
‫که اصلاً قابل‌توضیح نیست.

570
00:42:16,958 --> 00:42:20,208
‫هزاران کلاغ توی آسمون بود!

571
00:42:20,291 --> 00:42:22,333
‫آسمون سیاه دشه بود!

572
00:42:22,416 --> 00:42:24,625
‫و بعدش یه‌هو شَپلق!

573
00:42:26,583 --> 00:42:27,750
‫بالاخره موفق شدم!

574
00:42:29,202 --> 00:42:31,097
‫از نزدیک شاهد قدرت خدا بودم.

575
00:42:31,125 --> 00:42:32,708
‫باز نشئه شدی؟

576
00:42:32,791 --> 00:42:34,541
‫باور کن... واقعی بود.

577
00:42:35,041 --> 00:42:37,208
‫ببین، من...

578
00:42:37,291 --> 00:42:38,916
‫امشب حوصله ندارم.

579
00:42:40,166 --> 00:42:42,333
‫جودی، دارم باهات حرف می‌زنم.

580
00:43:30,625 --> 00:43:31,916
‫خونه‌ت چی شده؟

581
00:43:32,000 --> 00:43:35,041
‫با چراغ‌ها به مشکل خوردم.
‫حتی فکرش هم نمی تونی بکنی.

582
00:43:35,125 --> 00:43:36,541
‫ریدی توی فضای خونه.

583
00:43:38,041 --> 00:43:41,166
‫ببین، اگه من رو بُکشی،
‫قتل تعصبی حساب می‌شه.

584
00:43:41,250 --> 00:43:44,041
‫نمی‌دونم اسمش رو بذارم
‫«پدیده» یا چیز دیگه...

585
00:43:44,125 --> 00:43:48,041
‫چند ساعت پیش دیدمش
‫و بارها روش آزمایش کردم.

586
00:43:49,541 --> 00:43:52,083
‫من مهندسـم و تو هم یه دکتری.

587
00:43:52,750 --> 00:43:55,166
‫حداقل تو بگو این لامصب چیـه.

588
00:43:55,250 --> 00:43:56,541
‫این چیـه؟

589
00:43:58,291 --> 00:44:00,416
‫خون جونوری که جک رو کُشت.

590
00:44:02,208 --> 00:44:03,250
‫چی؟

591
00:44:03,392 --> 00:44:04,975
‫می‌دونم باورش سختـه.

592
00:44:05,000 --> 00:44:06,708
‫رسماً از دست رفتی.

593
00:44:08,648 --> 00:44:10,119
‫من هم از همین می‌ترسم.

594
00:44:11,916 --> 00:44:12,916
‫حالا نشونم بده.

595
00:44:14,958 --> 00:44:16,583
‫- عینک بزن.
‫- عینک؟

596
00:44:16,666 --> 00:44:17,541
‫آره.

597
00:44:17,625 --> 00:44:19,916
‫- چراغ هم خاموش کن.
‫- ای به چَشم.

598
00:44:22,083 --> 00:44:23,708
‫- حالا پناه می‌گیریم.
‫- چرا؟

599
00:44:24,708 --> 00:44:26,971
‫سام، چرا باید پناه بگیریم؟

600
00:44:26,996 --> 00:44:27,958
‫هیس!

601
00:44:28,041 --> 00:44:30,833
‫- چند روزه نخوابیدی؟
‫- تماشا کن.

602
00:44:47,708 --> 00:44:48,759
‫جالبـه.

603
00:45:14,627 --> 00:45:15,627
‫بخواب زمین!

604
00:45:30,958 --> 00:45:32,416
‫تو هم می‌بینی دیگه؟

605
00:45:32,500 --> 00:45:35,291
‫بله که می‌بینم.

606
00:45:44,666 --> 00:45:45,750
‫به نظرت این چیـه؟

607
00:45:52,583 --> 00:45:53,791
‫یه معجزه.

608
00:45:58,466 --> 00:46:53,484
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

