﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:48,583 --> 00:00:49,832
‫سلام، ادوارد.

3
00:00:49,833 --> 00:00:50,916
‫فردی.

4
00:00:52,000 --> 00:00:59,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:00:59,208 --> 00:01:01,249
‫- از دیدنت خوشحالم.
‫- منم از دیدنت خوشحالم.

6
00:01:01,874 --> 00:01:03,623
‫خوب به نظر میای.

7
00:01:03,624 --> 00:01:05,416
‫- مشتاق دیدار.
‫- آره.

8
00:01:06,541 --> 00:01:07,458
‫من،

9
00:01:08,458 --> 00:01:10,208
‫شنیدم یکم تنهایی لازم داشتی.

10
00:01:10,708 --> 00:01:14,958
‫دقیقاً، همین طوره. یه کم...
‫یه کم تنهایی و خلوت لازم داشتم.

11
00:01:15,916 --> 00:01:16,916
‫آره.

12
00:01:18,249 --> 00:01:22,124
‫خب... تلفنی گفتی یه خبرهایی داری.

13
00:01:23,791 --> 00:01:26,958
‫دارم داماد می‌شم، فردی.

14
00:01:29,416 --> 00:01:30,666
‫ای جان.

15
00:01:31,499 --> 00:01:32,458
‫عجب.

16
00:01:33,208 --> 00:01:34,415
‫تبریک می‌گم.

17
00:01:34,416 --> 00:01:35,790
‫- ممنون.
‫- خبر فوق‌العاده‌ای بود.

18
00:01:35,791 --> 00:01:37,998
‫- آره.
‫- حالا این دختر خوش‌شانس کی هست؟

19
00:01:37,999 --> 00:01:40,082
‫بلا. ایتالیاییه.

20
00:01:40,083 --> 00:01:41,208
‫ایتالیایی؟

21
00:01:42,416 --> 00:01:43,373
‫پس از این با اصل‌ و نسب‌ها نیست؟

22
00:01:43,374 --> 00:01:45,998
‫نه، اتفاقاً کنتسه.

23
00:01:45,999 --> 00:01:46,999
‫ادوارد.

24
00:01:47,624 --> 00:01:49,082
‫خوش بحالت.

25
00:01:49,083 --> 00:01:50,249
‫خدا رو شکر.

26
00:01:50,874 --> 00:01:53,791
‫ببین، واسه این اومدم اینجا که...

27
00:01:54,874 --> 00:01:56,249
‫خب، می‌خواستم...

28
00:01:57,499 --> 00:01:59,166
‫می‌خواستم ازت بخوام ساقدوشم بشی.

29
00:02:04,041 --> 00:02:05,374
‫واو.

30
00:02:07,958 --> 00:02:08,916
‫عجب.

31
00:02:09,458 --> 00:02:12,249
‫مقام بزرگیه، نه؟ ساقدوشی.

32
00:02:15,041 --> 00:02:17,541
‫منم یه بار ساقدوش شدم. دوران دانشگاه.

33
00:02:19,166 --> 00:02:20,666
‫تیم مونتگومری.

34
00:02:23,666 --> 00:02:25,833
‫با... با کمال میل. یعنی باعث افتخارمه.

35
00:02:26,708 --> 00:02:27,833
‫خوبه.

36
00:02:29,749 --> 00:02:30,749
‫فقط اینکه...

37
00:02:36,999 --> 00:02:37,999
‫فکر نکنم آمادگیش رو داشته باشم.

38
00:02:40,416 --> 00:02:41,666
‫شرمنده‌ام، رفیق.

39
00:02:42,333 --> 00:02:44,791
‫باشه. خب...

40
00:02:46,749 --> 00:02:48,166
‫البته درکت می‌کنم.

41
00:02:49,499 --> 00:02:52,582
‫- عروسی کجا برگزار می‌شه؟
‫- درياچه ماجوره.

42
00:02:52,583 --> 00:02:54,332
‫چقدر عالی. ماه عسل چی؟

43
00:02:54,333 --> 00:02:56,248
‫چندتا دریاچه بالاتر، سمت شمال.

44
00:02:56,249 --> 00:02:58,874
‫بلا اصرار داره که با هواپیمای دریایی بریم اونجا.

45
00:02:59,624 --> 00:03:01,666
‫یک کنتس خلبان ایتالیایی.

46
00:03:02,958 --> 00:03:05,290
‫خب، همه‌ چی عالی به نظر می‌رسه.

47
00:03:06,333 --> 00:03:08,416
‫در ضمن، اصلاً نگران ما نباش.

48
00:03:09,166 --> 00:03:11,166
‫ما دوباره با هم آشتی می‌کنیم.

49
00:03:11,666 --> 00:03:13,333
‫فقط یه کم زمان می‌بره.

50
00:03:15,166 --> 00:03:17,708
‫ادی، تو واسه خودت الهیات‌شناسی، مگه نه؟

51
00:03:18,333 --> 00:03:20,707
‫داستان عیسو و یعقوب رو بلدی؟

52
00:03:22,041 --> 00:03:23,623
‫آره، بلدم.

53
00:03:23,624 --> 00:03:27,624
‫ببین، فکر کنم شباهت زیادی به اون دوتا برادر داریم.

54
00:03:28,874 --> 00:03:30,291
‫من مثل عیسوام،

55
00:03:31,041 --> 00:03:35,582
‫برادر بزرگتر دانا، شریف و زودباور
‫که روی زمین‌ها جون می‌کند.

56
00:03:35,583 --> 00:03:38,415
‫هر روز جون می‌کند و زحمت می‌کشید.

57
00:03:38,416 --> 00:03:43,123
‫در حالی که تو، تو مثل اون
‫برادر کوچکتر مکار و حیله‌گری، یعقوب،

58
00:03:43,124 --> 00:03:46,707
‫که با نیرنگ عیسوی بزرگتر رو گول زد

59
00:03:46,708 --> 00:03:48,832
‫تا ارثش رو واگذار کنه

60
00:03:48,833 --> 00:03:52,457
‫اونم در ازای یه چیز بخور و نمیر،
‫یه کاسه سوپ.

61
00:03:52,458 --> 00:03:54,665
‫واقعاً می‌خوای این بحث رو پیش بکشی؟

62
00:03:54,666 --> 00:03:55,874
‫و اگه یادت باشه،

63
00:03:56,458 --> 00:04:00,165
‫یعقوب خودشو به شکل عیسو درآورد

64
00:04:00,166 --> 00:04:03,457
‫تا سر پدر کلاه بذاره و حق ارثش رو بگیره.

65
00:04:03,458 --> 00:04:07,040
‫من سر کسی کلاه نذاشتم، فردی.

66
00:04:07,041 --> 00:04:10,041
‫بابا به خاطر خودت وصیت‌نامه رو عوض کرد،
‫یادت رفته؟

67
00:04:10,541 --> 00:04:12,207
‫وقتی یکی مست میشینه پشت فرمون،

68
00:04:12,208 --> 00:04:14,999
‫باید فرمون رو به هر قیمتی که شده
‫از دستش بکشی بیرون.

69
00:04:17,124 --> 00:04:17,999
‫ببین،

70
00:04:18,499 --> 00:04:22,291
‫می‌ذارم خوب فکراتو بکنی،

71
00:04:22,958 --> 00:04:24,374
‫بعدش به مرور زمان...

72
00:04:26,541 --> 00:04:29,291
‫من و بلا بعد از ماه عسل میایم دیدنت.

73
00:04:30,291 --> 00:04:31,749
‫خیلی هم خوشحال می‌شم.

74
00:04:32,749 --> 00:04:33,874
‫و اینم یادت باشه.

75
00:04:36,541 --> 00:04:39,624
‫عیسو آخر سر یعقوب رو بخشید، ادوارد،

76
00:04:41,208 --> 00:04:44,166
‫اما تازه بعد از اینکه با فرشته‌ی پروردگار کشتی گرفت.

77
00:04:46,624 --> 00:04:49,874
‫خب، خوشحالم که آشتی کامل هنوز محتمله.

78
00:04:50,916 --> 00:04:52,291
‫کاملاً هست.

79
00:04:52,999 --> 00:04:54,249
‫کاملاً هست.

80
00:04:55,333 --> 00:04:57,124
‫منم همین جا منتظرت می‌مونم.

81
00:04:59,291 --> 00:05:00,208
‫هر وقت آمادگیش رو داشتی.

82
00:05:13,958 --> 00:05:15,166
‫تلاشم رو کردم.

83
00:05:17,124 --> 00:05:19,249
‫تلاشم رو کردم، اما نتونستم شیرفهمش کنم.

84
00:05:20,249 --> 00:05:23,999
‫«اما تو ای پروردگار، از من دور نشو،

85
00:05:25,958 --> 00:05:27,499
‫ای نیروی من.

86
00:05:28,541 --> 00:05:30,458
‫به یاری من بشتاب.

87
00:05:32,624 --> 00:05:34,958
‫«جانم را از شمشیر برهان.

88
00:05:35,791 --> 00:05:38,749
‫«جان گران‌بهایم را از چنگال سگ.

89
00:05:42,291 --> 00:05:44,749
‫مرا از دهان شیر نجات بده...

90
00:05:47,749 --> 00:05:51,124
‫و از شاخ‌های گاو وحشی...

91
00:05:51,898 --> 00:05:53,347
‫« جنتلمن‌ها »
‫« فصل دوم »

92
00:05:53,416 --> 00:05:56,041
‫چرا که تو دعایم را اجابت کردی.»

93
00:06:00,604 --> 00:06:03,604
‫«قسمت ششم: بل از سن دومنیکو»

94
00:06:12,666 --> 00:06:15,540
‫عزیزم. اینو نگاه کن.

95
00:06:15,541 --> 00:06:19,541
‫عجب جاییه! چه باحال!

96
00:06:20,208 --> 00:06:24,124
‫ظاهراً وینستون چرچیل منشیش رو می‌آورده اینجا.

97
00:06:24,874 --> 00:06:27,623
‫واسه جلسات یوگا.

98
00:06:27,624 --> 00:06:30,123
‫اینجا پاتوق مورد علاقه‌ی موسولینی هم بوده.

99
00:06:30,124 --> 00:06:33,415
‫شایعه شده که لخت تو بالکن می‌ایستاده
‫و سخنرانی‌هاش رو تمرین می‌کرده.

100
00:06:33,416 --> 00:06:35,208
‫تاریخه دیگه، عشقم. برنده‌ها و بازنده‌ها.

101
00:06:36,083 --> 00:06:37,291
‫سلام، جفری.

102
00:06:38,208 --> 00:06:39,790
‫می‌ذارم جابه‌جا بشید.

103
00:06:39,791 --> 00:06:41,123
‫تو کجا می‌ری؟

104
00:06:41,124 --> 00:06:43,124
‫توی میخانه‌ی اون‌طرف خیابون اتاق گرفتم.

105
00:06:44,374 --> 00:06:46,748
‫نمی‌شد همین جا برات اتاق بگیریم؟

106
00:06:46,749 --> 00:06:50,707
‫عزیزم، سخت نگیر.
‫می‌دونی که جفری چقدر حریم شخصیش رو دوست داره.

107
00:06:50,708 --> 00:06:52,665
‫خب، من دیگه رفع زحمت کنم.

108
00:06:52,666 --> 00:06:56,415
‫لااقل نمی‌مونی یه بلینی بزنیم؟

109
00:06:56,416 --> 00:06:59,791
‫خیلی دلم می‌خواست،
‫اما فکر کنم باید برم به خانواده ادای احترام کنم.

110
00:07:44,958 --> 00:07:46,665
‫روز بخیر، کنتس.

111
00:07:46,666 --> 00:07:50,123
‫چشمات رو ببند! چشمات رو ببند!
‫نگاه نکنی‌ها. بدشگونه. تو رو خدا.

112
00:07:50,124 --> 00:07:52,832
‫- نگاه نمی‌کنم.
‫- صبر کن، صبر کن. زیر زیرکی نگاه نکنی.

113
00:07:52,833 --> 00:07:55,998
‫- منتظرم.
‫- وایسا، وایسا، صبر کن. خب.

114
00:07:55,999 --> 00:07:57,791
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

115
00:08:00,041 --> 00:08:02,208
‫سلام.

116
00:08:03,249 --> 00:08:05,416
‫امیدوارم کفش‌های رقصت رو آورده باشی.

117
00:08:05,916 --> 00:08:08,248
‫نیومدم برقصم. اومدم اینجا که باهات ازدواج کنم.

118
00:08:08,249 --> 00:08:10,541
‫اون که ماله فرداست. امشب می‌رقصیم، یادت رفته؟

119
00:08:11,499 --> 00:08:13,083
‫- دزدکی نگاه کردی؟
‫- اصلاً نگاه نکردم.

120
00:08:17,874 --> 00:08:21,332
‫آره، می‌دونم در مورد این خرافات چی فکر می‌کنی.

121
00:08:21,333 --> 00:08:23,707
‫مثل اینکه داماد نباید لباس عروس رو
‫قبل از عروسی ببینه.

122
00:08:23,708 --> 00:08:25,957
‫اما این قوانین الکی اینجا نیستن، دلیل دارن،

123
00:08:25,958 --> 00:08:28,333
‫و منم دلم نمی‌خواد هیچ اتفاق بدی برامون بیفته.

124
00:08:29,458 --> 00:08:31,665
‫پس امشب نمی‌تونیم روی یه تخت بخوابیم؟

125
00:08:31,666 --> 00:08:32,790
‫دقیقاً.

126
00:08:32,791 --> 00:08:34,707
‫خب. برای امروز بعدازظهر چی؟

127
00:08:34,708 --> 00:08:36,873
‫می‌گم نگاه کردن آزاده، اما دست زدن ممنوع.

128
00:08:36,874 --> 00:08:38,458
‫می‌دونم.

129
00:08:39,958 --> 00:08:42,373
‫مارکو با آنجلیکا طبقه پایین منتظرتن.

130
00:08:42,374 --> 00:08:45,666
‫خب، می‌تونه یکم بیشتر منتظر بمونه.

131
00:08:53,999 --> 00:08:55,333
‫صبح بخیر، مارکو. آنجلیکا.

132
00:08:55,833 --> 00:08:57,791
‫ادواردو.

133
00:08:58,291 --> 00:08:59,833
‫بابت ویسکی ممنون.

134
00:09:00,333 --> 00:09:01,915
‫مال تقطیرخانه‌ی خودتونه؟

135
00:09:01,916 --> 00:09:04,291
‫خب، یه پیشکش ناچیزه برای قدردانی.

136
00:09:05,749 --> 00:09:11,207
‫اینکه طوری سلایق خاص و اعیانیت رو دنبال می‌کنی

137
00:09:11,208 --> 00:09:15,958
‫که همزمان پول‌هات رو هم باهاش
‫پول‌شویی می‌کنی، هنر بزرگیه.

138
00:09:16,791 --> 00:09:17,624
‫ممنون، مارکو.

139
00:09:19,374 --> 00:09:21,290
‫یه چیزی برات دارم. کادوی عروسیه.

140
00:09:26,291 --> 00:09:28,207
‫واو.

141
00:09:28,208 --> 00:09:34,415
‫یکی از نقشه‌های دریانوردی اصل کریستف کلمب.

142
00:09:34,416 --> 00:09:36,373
‫فوق‌العاده‌ست، مارکو، دستت درد نکنه.

143
00:09:36,374 --> 00:09:38,748
‫می‌بینی؟ هنوز خبری از آمریکا نیست.

144
00:09:38,749 --> 00:09:40,998
‫حتی نمی‌دونستن دارن به کدوم سمت بادبان می‌کشن.

145
00:09:40,999 --> 00:09:43,249
‫اما با این حال دل رو زدن به دریا.

146
00:09:43,250 --> 00:09:45,434
‫شما چی می‌گید، خیلی دل و جیگر داشتن؟

147
00:09:47,458 --> 00:09:48,291
‫ها؟

148
00:09:48,999 --> 00:09:53,040
‫- به «کولیونی» چی می‌گید شما؟
‫- تخم. ما می‌گیم تخم.

149
00:09:53,041 --> 00:09:55,957
‫تخم. به ایتالیایی قشنگ‌تر به نظر میاد.

150
00:09:55,958 --> 00:09:57,124
‫مثل اکثر چیزهای دیگه.

151
00:09:57,624 --> 00:09:59,623
‫- کولیونی.
‫- کولیونی.

152
00:09:59,624 --> 00:10:00,666
‫کولیونی.

153
00:10:01,249 --> 00:10:02,999
‫خب، بریم سر اصل مطلب.

154
00:10:04,666 --> 00:10:08,373
‫حالا جریان اون اشراف‌زاده‌های اروپاییت چیه؟

155
00:10:08,374 --> 00:10:10,873
‫بیشترشون رو فردا توی عروسی می‌بینی.

156
00:10:10,874 --> 00:10:13,248
‫دوک‌ها و دوشس‌های زاکسن،

157
00:10:13,249 --> 00:10:16,665
‫سگوویا و پدراسا برای پذیرایی میان.

158
00:10:16,666 --> 00:10:19,423
‫لیختن‌اشتاین و هلند هم بعد از شام می‌رسن.

159
00:10:19,424 --> 00:10:24,173
‫کنسرسیوم جدیدمون باید بیش از
‫یک‌چهارم کل قاره اروپا رو تحت پوشش بگیره.

160
00:10:24,174 --> 00:10:26,341
‫و همه‌شون شرایط رو پذیرفتن، نه؟

161
00:10:27,091 --> 00:10:30,923
‫با اشتیاق کامل. با وجود هزار سال
‫ازدواج فامیلی و دعواهای خانوادگی،

162
00:10:30,924 --> 00:10:35,758
‫تنها چیز مشترک بین اشراف اروپایی،
‫نیاز به حفظ و بقای املاک‌شونه.

163
00:10:37,216 --> 00:10:39,383
‫این واقعاً رضایت‌بخشه.

164
00:10:40,133 --> 00:10:43,215
‫البته هنوز یه جزئیاتی هست که باید حل ‌و فصل بشه،

165
00:10:43,216 --> 00:10:46,133
‫اما... اصول کلی سر جاشه.

166
00:10:47,299 --> 00:10:52,299
‫پس تو بر تولید نظارت می‌کنی
‫و ما هم توزیع رو به عهده می‌گیریم.

167
00:10:52,799 --> 00:10:56,924
‫سود هم دقیقاً نصف به نصف تقسیم می‌شه.

168
00:10:58,049 --> 00:11:00,923
‫البته بعد از اینکه پول‌ها توسط
‫رابط‌های من تو لندن پول‌شویی شد.

169
00:11:00,924 --> 00:11:05,632
‫ما توی هنگ‌کنگ رابط‌های قدیمی داریم.
‫همیشه میشه روشون حساب کرد.

170
00:11:05,633 --> 00:11:10,674
‫آره، اما ما همیشه مشتاقیم گزینه‌ها
‫و فرصت‌های جدید رو امتحان کنیم، نه؟

171
00:11:12,966 --> 00:11:13,799
‫آنجلیکا؟

172
00:11:17,633 --> 00:11:21,632
‫می‌ذارم شما دوتا در مورد جزئیات حرف بزنید،
‫اما باهاش مدارا کن، آنجلیکا.

173
00:11:21,633 --> 00:11:23,466
‫پسره فردا عروسیشه.

174
00:11:27,299 --> 00:11:29,341
‫احمد، می‌خوام یه سری آمار و اطلاعات برام در بیاری.

175
00:11:30,591 --> 00:11:32,090
‫آنجلیکا مارینو.

176
00:11:32,091 --> 00:11:34,090
‫یه آمار سوابق کامل ازش می‌خوام.

177
00:11:34,091 --> 00:11:36,173
‫چطوری هجائش می‌کنی، قربان؟

178
00:11:36,174 --> 00:11:38,007
‫مثل اسم کشور، نه اون پشمه.

179
00:11:38,008 --> 00:11:40,383
‫اون مشاور و دست‌راست مارکو ـه.

180
00:11:40,883 --> 00:11:44,590
‫می‌خوام بدونم چه منافع تجاری
‫و کسب‌وکاری ممکنه توی شرق دور داشته باشه.

181
00:11:44,591 --> 00:11:47,923
‫وقتی می‌گیم شرق دور،

182
00:11:47,924 --> 00:11:49,757
‫دقیقاً چقدر دور مد نظرتونه؟

183
00:11:49,758 --> 00:11:50,757
‫هنگ‌کنگ.

184
00:11:50,758 --> 00:11:53,965
‫می‌خواید اینو بذارم اولویت اول،
‫بالاتر از بقیه کارها؟

185
00:11:53,966 --> 00:11:56,424
‫- بذار بالای بقیه پرونده‌ها لطفاً، احمد.
‫- اطاعت، قربان.

186
00:11:59,091 --> 00:12:00,883
‫تو فکر رفتی، ادوینا.

187
00:12:03,674 --> 00:12:06,173
‫می‌دونی، تازه وقتی ارزش واقعی یه چیزی رو می‌فهمی

188
00:12:06,174 --> 00:12:07,799
‫که چیزی نمونده از دستت بره.

189
00:12:10,258 --> 00:12:11,799
‫فکر می‌کردم کارم تمومه، چاکلز.

190
00:12:13,258 --> 00:12:15,091
‫و حالا همه‌ چی خیلی...

191
00:12:17,466 --> 00:12:18,966
‫خیلی لعنتی نزدیک به نظر می‌رسه.

192
00:12:19,883 --> 00:12:22,841
‫املاک، کسب ‌و کار، همه ‌چی انگار

193
00:12:24,049 --> 00:12:25,549
‫همین نوک انگشتامه.

194
00:12:27,966 --> 00:12:30,091
‫شک ندارم به‌زودی یه وارث هم توی راهه، نه؟

195
00:12:32,174 --> 00:12:35,674
‫خب، قبلاً آمادگیش رو نداشتم،
‫اما فکر کنم الان دارم.

196
00:12:40,299 --> 00:12:41,883
‫یه چیزی جلوت رو گرفته، مگه نه؟

197
00:12:43,841 --> 00:12:47,340
‫همه‌ چی... از روی وظیفه که نیست با بلا، هست؟

198
00:12:47,341 --> 00:12:50,340
‫نه بابا! چرا همچین حرفی می‌زنی؟

199
00:12:50,341 --> 00:12:52,632
‫نه، آخه... منظورم اینه که دوستش داری، نه؟

200
00:12:52,633 --> 00:12:54,383
‫اون فوق‌العاده‌ست.

201
00:12:55,049 --> 00:12:59,258
‫خوشگل، بامزه و باهوشه.

202
00:13:00,008 --> 00:13:02,008
‫احساس می‌کنم یه «امای» چاکلزی در راهه.

203
00:13:03,133 --> 00:13:04,133
‫نه.

204
00:13:05,966 --> 00:13:06,841
‫اصلاً.

205
00:13:09,133 --> 00:13:11,091
‫هرچند دنیاتون خیلی با هم فرق داره.

206
00:13:11,799 --> 00:13:15,091
‫تو همیشه انگار همه ‌چی رو کاملاً
‫تحت کنترل داری، در حالی که اون...

207
00:13:15,591 --> 00:13:17,132
‫احساساتیه.

208
00:13:17,133 --> 00:13:19,507
‫به یه روش فوق‌العاده دلنشین و جذاب.

209
00:13:21,924 --> 00:13:22,758
‫خب،

210
00:13:23,841 --> 00:13:25,340
‫شاید این دقیقاً همون چیزیه که نیاز دارم.

211
00:13:25,341 --> 00:13:26,174
‫آره.

212
00:13:26,841 --> 00:13:27,924
‫دقیقاً.

213
00:13:28,633 --> 00:13:32,424
‫در حالی که فکر کنم
‫من همیشه تصور می‌کردم تهش با...

214
00:13:33,966 --> 00:13:35,382
‫خب می‌دونی، با یکی دیگه ازدواج کنی.

215
00:13:35,383 --> 00:13:37,424
‫اگه منظورت سوزی ـه،

216
00:13:38,508 --> 00:13:40,258
‫رابطه‌مون همیشه کاری بود.

217
00:13:43,008 --> 00:13:44,549
‫حتی دیگه همون کار هم نیست.

218
00:13:45,633 --> 00:13:47,383
‫- واقعاً؟
‫- آره، واقعاً.

219
00:13:48,091 --> 00:13:49,883
‫اون فصل به‌خصوص

220
00:13:50,883 --> 00:13:52,174
‫دیگه کاملاً و رسماً بسته شده.

221
00:13:54,841 --> 00:13:55,716
‫که این‌طور.

222
00:13:57,758 --> 00:14:03,008
‫بگذریم، ما اومدیم اینجا واسه جشن و مهمونی.

223
00:14:08,190 --> 00:14:10,190
‫[عصر پیش از عروسی]

224
00:14:13,924 --> 00:14:15,132
‫سلام!

225
00:14:15,133 --> 00:14:16,132
‫چائو!

226
00:14:16,133 --> 00:14:19,132
‫چقدر خوشگل شدی!

227
00:14:19,133 --> 00:14:20,340
‫مارکو.

228
00:14:20,341 --> 00:14:22,258
‫خواهش می‌کنم.

229
00:14:26,549 --> 00:14:29,216
‫- پسرعموها لوکا، جولیا و ماتئو.
‫- از دیدنتون خوشبختم.

230
00:14:30,133 --> 00:14:32,590
‫- بازم دختر و پسر خاله.
‫- سلام دخترخاله‌ها.

231
00:14:32,591 --> 00:14:34,132
‫بازم اون‌ورتر هستن.

232
00:14:34,133 --> 00:14:35,257
‫- سلام.
‫- چائو.

233
00:14:35,258 --> 00:14:36,341
‫چائو.

234
00:14:37,850 --> 00:14:39,809
‫پشمام، بلا.

235
00:14:40,633 --> 00:14:41,924
‫مامامیا!

236
00:14:41,925 --> 00:14:43,732
‫چه دلبر شدی.

237
00:14:43,733 --> 00:14:45,427
‫خانما و آقایون...

238
00:14:45,428 --> 00:14:46,977
‫میشه لطفاً توجه کنید.

239
00:14:46,978 --> 00:14:50,437
‫برای عروس خوشگلمون یه کف مرتب بزنید.

240
00:14:50,438 --> 00:14:51,438
‫یالا!

241
00:14:57,347 --> 00:15:00,265
‫عزیزم، مثل فرشته‌ها شدی.

242
00:15:00,841 --> 00:15:03,383
‫می‌تونم نامزدم ادواردو رو بهت معرفی کنم؟

243
00:15:03,384 --> 00:15:04,623
‫اصلاً به من فکر کردی؟

244
00:15:08,966 --> 00:15:12,090
‫از دیدنت خوشبختم. بسیار تبریک می‌گم،
‫جناب دوک.

245
00:15:12,091 --> 00:15:13,799
‫- ممنون.
‫- سلام، چائو!

246
00:15:21,508 --> 00:15:23,258
‫پسر خوش‌شانسی هستی.

247
00:15:24,341 --> 00:15:25,465
‫ممنونم.

248
00:15:25,466 --> 00:15:28,841
‫فکر کنم جزء معدود کسایی هستم
‫که دقیقاً می‌دونم، و وقتی می‌گم دقیقاً...

249
00:15:31,674 --> 00:15:33,258
‫منظورم دقیقاً اینه که چقدر خوش‌شانسی.

250
00:15:33,841 --> 00:15:35,465
‫اگه منظورم رو متوجه بشی.

251
00:15:35,466 --> 00:15:37,341
‫نه، مطمئن نیستم منظورت رو فهمیده باشم.

252
00:15:37,924 --> 00:15:41,382
‫نه، فقط... خب منظورم اینه که خیلی خوشگله.

253
00:15:41,383 --> 00:15:43,257
‫اون... اون خیلی پرطرفداره.

254
00:15:43,258 --> 00:15:44,882
‫- که اینطور.
‫- آره.

255
00:15:44,883 --> 00:15:46,048
‫خیلی پرطرفدار.

256
00:15:46,049 --> 00:15:47,798
‫خب، لطف داری.

257
00:15:47,799 --> 00:15:50,049
‫فکر نمی‌کردم این صفت به‌خصوص رو به کار ببری.

258
00:15:51,716 --> 00:15:54,049
‫و وقتی می‌گی پرطرفدار،
‫دقیقاً منظورت چیه‌؟

259
00:15:55,133 --> 00:15:59,548
‫خب منظورم پرطرفداره دیگه. پرطرفدار...
‫پرطرفدار یعنی پرطرفدار دیگه داداش، غیر از اینه؟

260
00:15:59,549 --> 00:16:01,840
‫بذار کمکت کنم.
‫گفتی اسمت چی بود؟

261
00:16:01,841 --> 00:16:04,007
‫- تانکردی.
‫- ببخشید، یه بار دیگه. درست متوجه...

262
00:16:04,008 --> 00:16:07,132
‫تانکردی، اما اگه بخوای
‫می‌تونی تانو صدام کنی.

263
00:16:07,133 --> 00:16:08,008
‫مهم نیست.

264
00:16:08,508 --> 00:16:13,465
‫فکر می‌کنی اون خیلی محبوب
‫و مورد پسند یه گروه بزرگ از مردمه،

265
00:16:13,466 --> 00:16:16,173
‫یا تعریف دیگه‌ای هم هست که بخوای بگی؟

266
00:16:16,174 --> 00:16:20,757
‫نه، پسر، ببخشید، ولی انگلیسی تو خیلی
‫واسه ایتالیایی من قلمبه‌سلمبه‌ست، مادرجنده.

267
00:16:20,758 --> 00:16:23,340
‫فقط می‌خوام بگم دوست زیاد داره.

268
00:16:23,341 --> 00:16:26,007
‫دوست‌دختر، دوست‌پسر، کلی دوست داره.

269
00:16:26,008 --> 00:16:28,465
‫- خیلی زیاد. افتاد؟
‫- باشه، فهمیدم. دستت درد نکنه.

270
00:16:28,466 --> 00:16:30,633
‫- فکر کنم الان دیگه متوجه شدم.
‫- عالیه.

271
00:16:31,216 --> 00:16:33,258
‫مشتاقم بیشتر بشناسمت.

272
00:16:33,841 --> 00:16:36,132
‫خیلی ردیف می‌شه، پسر.

273
00:16:36,133 --> 00:16:40,633
‫اگه بخوای می‌تونیم با هم بچرخیم.
‫یه سری رازها رو برات برملا می‌کنم. حالشو ببر، پسر.

274
00:16:42,633 --> 00:16:44,758
‫چرا الان در مورد اون رازها بهم نمی‌گی؟

275
00:16:46,008 --> 00:16:47,216
‫چی می‌خوری؟

276
00:16:50,049 --> 00:16:50,924
‫برای من.

277
00:16:50,925 --> 00:16:51,925
‫لطفاً یه لیوان شامپاین.

278
00:16:53,966 --> 00:16:56,716
‫همه ‌چی مرتبه؟

279
00:16:57,633 --> 00:16:58,716
‫اون کیه؟

280
00:16:59,799 --> 00:17:02,966
‫سال‌ها دنبالم بود
‫و هیچ‌وقت جواب ردم رو نپذیرفت.

281
00:17:03,549 --> 00:17:04,924
‫فقط یه بچه‌ست.

282
00:17:05,424 --> 00:17:07,590
‫حسودی که نمی‌کنی؟

283
00:17:11,549 --> 00:17:14,298
‫بریم عمه سیمونتا رو ببينيم؟
‫۱۰۳ سالشه.

284
00:17:14,299 --> 00:17:15,133
‫آره.

285
00:17:30,674 --> 00:17:34,382
‫خب، بلا بهم گفته تو دین و ایمان نداری، ادی.

286
00:17:34,383 --> 00:17:35,840
‫که خب واسه عروسی...

287
00:17:35,841 --> 00:17:37,507
‫- اما...
‫- راست می‌گه.

288
00:17:37,508 --> 00:17:40,923
‫با این حال مشتاقیم که فردا تو کلیسامون
‫ازت استقبال کنیم.

289
00:17:40,924 --> 00:17:43,507
‫ممنون. بلا بهم گفته انسان فوق‌العاده‌ای هستید

290
00:17:43,508 --> 00:17:46,966
‫و به‌قول معروف اهل بحث‌های فلسفی هستید.

291
00:17:47,466 --> 00:17:49,840
‫مواظب باش.
‫ادی توی دانشگاه الهیات خونده،

292
00:17:49,841 --> 00:17:53,298
‫واسه همین اگه جلوش در بیای،
‫انگار جلوی شیطان در آمدی.

293
00:17:53,299 --> 00:17:56,173
‫- عاشق این آهنگم. بیا تو رو خدا!
‫- یه دقیقه دیگه میام پیشت.

294
00:17:56,174 --> 00:18:00,091
‫یالا دیگه! بیا، خیلی فاز می‌ده!

295
00:18:02,341 --> 00:18:03,299
‫یوهو!

296
00:18:11,924 --> 00:18:15,799
‫خب، چند وقته با آنجلیکا کار می‌کنی؟

297
00:18:17,383 --> 00:18:20,048
‫من... از قبل از به دنیا اومدن تو، ادواردو.

298
00:18:22,258 --> 00:18:23,508
‫ازش خوشت نمیاد؟

299
00:18:25,383 --> 00:18:26,799
‫نه، ازش خوشم میاد. من...

300
00:18:27,424 --> 00:18:31,966
‫وقتی داشتیم در مورد پیشنهادمون حرف می‌زدیم
‫یه جور امتناع و اکراه تو وجودش حس کردم.

301
00:18:33,758 --> 00:18:35,840
‫آنجلیکا مشاوره.

302
00:18:35,841 --> 00:18:37,633
‫اعتمادم بهش مطلقه.

303
00:18:38,133 --> 00:18:42,508
‫فقط یه موی دماغ احتمالی وجود داره.

304
00:18:43,591 --> 00:18:46,382
‫به انگلیسی به موی دماغ چی می‌گید؟

305
00:18:46,383 --> 00:18:48,924
‫مگس دور شیرینی.

306
00:18:51,008 --> 00:18:52,424
‫سوزی گلس.

307
00:18:54,508 --> 00:18:57,923
‫من و سوزی همیشه رابطه کاری خوبی داشتیم.

308
00:18:57,924 --> 00:19:00,132
‫خیلی خاطرم جمعه که می‌تونم ردش کنم بره.

309
00:19:00,133 --> 00:19:04,883
‫با دادن سهم از سودت به اون و باباش.

310
00:19:05,383 --> 00:19:08,548
‫تو دست‌ودل‌بازی، اما مطمئنی که اون حرکتت رو

311
00:19:08,549 --> 00:19:11,549
‫یه تهدید تلقی نمی‌کنه؟

312
00:19:13,008 --> 00:19:16,007
‫دقیقاً به همین دلیله که به عروسی دعوت شده، مارکو.

313
00:19:16,924 --> 00:19:21,298
‫توی تجارت فقط یه چیز هست که

314
00:19:21,299 --> 00:19:22,341
‫از رقابت بدتره.

315
00:19:25,633 --> 00:19:26,924
‫اونم جنگه.

316
00:19:54,924 --> 00:19:56,299
‫- سوزان.
‫- کاپیتان.

317
00:19:56,799 --> 00:19:58,423
‫خب، همه ‌چی خیلی قشنگ و رویایی نیست؟

318
00:19:58,424 --> 00:20:01,216
‫ممنون که اومدی. برام خیلی ارزش داره.

319
00:20:01,883 --> 00:20:03,465
‫باعث افتخارمه که اینجام.

320
00:20:03,466 --> 00:20:05,840
‫خیلی وقتا پیش خودم فکر می‌کنم
‫اگه تو کار مواد نبودم،

321
00:20:05,841 --> 00:20:07,632
‫حتماً می‌رفتم تو کار تشریفات عروسی.

322
00:20:07,633 --> 00:20:10,757
‫برخلاف ظاهر گول‌زننده پدرم،

323
00:20:10,758 --> 00:20:13,673
‫اون ما رو با خوراک فیلم‌های درام
‫و عاشقانه تاریخی بزرگ کرد.

324
00:20:13,674 --> 00:20:15,466
‫بگی‌نگی تعجب هم نکردم.

325
00:20:16,049 --> 00:20:17,341
‫عشق واقعی من، خود عشقه.

326
00:20:19,924 --> 00:20:21,716
‫یه جای خلوت هست که بتونیم حرف بزنیم؟

327
00:20:33,383 --> 00:20:34,549
‫خبری از فردی نیست؟

328
00:20:35,049 --> 00:20:38,298
‫خب، فردی هنوز آمادگیش رو نداشت.
‫ننی ساقدوش شده.

329
00:20:38,299 --> 00:20:39,673
‫انتخاب هوشمندانه‌ایه.

330
00:20:39,674 --> 00:20:41,299
‫استرس دقیقه آخری که نداری؟

331
00:20:41,883 --> 00:20:43,007
‫اصلاً و ابداً.

332
00:20:45,133 --> 00:20:47,341
‫کی فهمیدی؟
‫منظورم اینه که کی فهمیدی خود جنسه؟

333
00:20:48,841 --> 00:20:51,798
‫خب، وقتی داشتم خودم رو
‫از یه گور دسته‌جمعی و کم‌عمق می‌کشیدم بیرون،

334
00:20:51,799 --> 00:20:53,424
‫یهو یه چیزی تو ذهنم جرقه زد.

335
00:20:54,466 --> 00:20:58,758
‫- دست بر قضا، بابتش باید از تو ممنون باشم.
‫- خب، عذر می‌خوام. و قابلتو نداشت.

336
00:20:59,424 --> 00:21:00,633
‫می‌دونستم ازش خوشت میاد.

337
00:21:01,133 --> 00:21:03,590
‫اما ازدواج فقط یه قرارداد احساسی نیست.

338
00:21:03,591 --> 00:21:05,383
‫یه تصمیم تجاری و کاری خیلی مهمه.

339
00:21:06,466 --> 00:21:07,341
‫بسیار خب.

340
00:21:08,049 --> 00:21:09,340
‫حالا که حرفش شد،

341
00:21:09,341 --> 00:21:11,590
‫توسعه و تنوع کارتون توی
‫آمریکای جنوبی چطور پیش می‌ره؟

342
00:21:11,591 --> 00:21:14,048
‫ترکونده، مرسی که پرسیدی.

343
00:21:14,049 --> 00:21:16,548
‫سود تپل‌تر، مشتری‌های نیازمندتر.

344
00:21:16,549 --> 00:21:17,674
‫دیگه چی از این بهتر؟

345
00:21:18,508 --> 00:21:19,341
‫خبری از جو نیست؟

346
00:21:20,049 --> 00:21:21,133
‫جو رفت پی کارش.

347
00:21:21,924 --> 00:21:22,882
‫جو بیچاره.

348
00:21:22,883 --> 00:21:25,258
‫پایِ کار بود، فقط این کاره نبود.

349
00:21:27,091 --> 00:21:28,383
‫از شنیدنش متاسف شدم.

350
00:21:29,299 --> 00:21:31,298
‫می‌دونم شب قبل از عروسيته،

351
00:21:31,299 --> 00:21:33,841
‫اما گستاخيه اگه یه سوال رک و مستقیم ازت بپرسم؟

352
00:21:35,216 --> 00:21:36,341
‫بپرس.

353
00:21:37,341 --> 00:21:38,508
‫جریان چیه‌؟

354
00:21:39,424 --> 00:21:41,049
‫دقیق‌تر بگو، سوزان.

355
00:21:41,758 --> 00:21:45,007
‫این بساط. کلش. این دورهمی کوچیک.

356
00:21:45,008 --> 00:21:47,508
‫خانواده‌های خوشبخت هورنیمان و مورتی.

357
00:21:48,091 --> 00:21:50,465
‫وقتی بابام گفت تو کشیدی کنار،
‫منظورش کاملاً کنار کشیدن بود.

358
00:21:50,466 --> 00:21:53,382
‫نه فقط خارج شدن از انگلیس، بلکه کلاً کنار کشیدن.

359
00:21:53,383 --> 00:21:57,466
‫نه اینکه بری با یه رئیس مافیای ایتالیایی
‫گروه انشعابی تشکیل بدی.

360
00:21:58,008 --> 00:21:59,882
‫امیدوارم مفاد بند عدم رقابت ضمنی

361
00:21:59,883 --> 00:22:02,799
‫قراردادت رو زیر پا نذاری.

362
00:22:03,924 --> 00:22:06,591
‫فکر کنم باید جلوی بدگمانیت رو بگیری، سوزان.

363
00:22:07,633 --> 00:22:09,382
‫من چشمم دنبال اهداف خیلی بزرگ‌تریه.

364
00:22:09,383 --> 00:22:12,258
‫باید خیلی حواست رو جمع کنی، ادی.

365
00:22:13,049 --> 00:22:15,299
‫تو هم بهتره حواست به این «حواست رو جمع کن»‌هات باشه.

366
00:22:17,383 --> 00:22:20,299
‫داری حد و حدود خودت
‫و موقعیت رو فراموش می‌کنی.

367
00:22:24,883 --> 00:22:27,465
‫خب، اگه زحمتی نیست
‫من باید برگردم پیش مهمونام.

368
00:22:27,466 --> 00:22:30,008
‫نه، راست می‌گی.
‫دارم حد و حدودم رو فراموش می‌کنم.

369
00:22:30,508 --> 00:22:32,383
‫اون زن خیلی خوش‌شانسیه، ادی.

370
00:22:34,133 --> 00:22:36,299
‫مطمئنم دوتایی خیلی خوشبخت می‌شید.

371
00:22:40,091 --> 00:22:40,924
‫ممنون.

372
00:22:59,641 --> 00:23:01,641
‫دشمنی ندارم... دشمنی ندارم.

373
00:23:01,642 --> 00:23:03,642
‫نه، از دستت ناراحتم.

374
00:23:04,472 --> 00:23:05,472
‫شرمنده، باشه...

375
00:23:05,800 --> 00:23:07,800
‫شاید اون موقع یه مشت مزخرف به نامزدت گفتم...

376
00:23:07,801 --> 00:23:08,801
‫باشه، خب.

377
00:23:08,802 --> 00:23:09,802
‫یه بغل بزرگ...

378
00:23:09,803 --> 00:23:10,803
‫یه بغل بزرگ بده...

379
00:23:12,241 --> 00:23:13,929
‫خیلی خوشگلی.

380
00:23:14,224 --> 00:23:14,930
‫ممنون.

381
00:23:14,931 --> 00:23:16,331
‫باشه، لطفاً برو دیگه.

382
00:23:17,264 --> 00:23:18,264
‫ولم کن.

383
00:23:18,265 --> 00:23:20,065
‫نکن دیگه!

384
00:23:20,066 --> 00:23:21,886
‫چه گهی داری می‌خوری؟

385
00:23:22,541 --> 00:23:23,541
‫چه گهی خوردم؟

386
00:23:23,542 --> 00:23:24,542
‫زده به سرت؟

387
00:23:26,383 --> 00:23:28,508
‫نیازی نیست تو دخالت کنی، جوزپه.

388
00:23:31,472 --> 00:23:33,072
‫از همگی معذرت می‌خوام، ریدم.

389
00:23:33,844 --> 00:23:35,840
‫به جهنم... یالا دیگه.... گفتم، به کارتون برسید.

390
00:23:36,568 --> 00:23:38,801
‫منو ببخش. بازم مبارک باشه...

391
00:23:39,676 --> 00:23:41,121
‫همه چی، تو زیبایی...

392
00:23:42,049 --> 00:23:43,749
‫و همینطور یه جنده تمام عیار.

393
00:23:47,297 --> 00:23:48,497
‫چه غلطی کردی؟

394
00:24:04,674 --> 00:24:07,341
‫- دهنت رو سرویس می‌کنم!
‫- بیناموس! اگه خایه‌ش رو داری بیا!

395
00:24:07,962 --> 00:24:08,962
‫بسه دیگه!

396
00:24:09,585 --> 00:24:11,585
‫صدای آهنگ رو زیاد کن. ناسلامتی جشنه.

397
00:24:14,332 --> 00:24:16,332
‫آروم باش. برو، برگرد هتل.

398
00:24:24,966 --> 00:24:26,424
‫قبلاً بوکسور بوده.

399
00:24:54,341 --> 00:24:56,715
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

400
00:24:56,716 --> 00:24:58,090
‫چی شد؟

401
00:24:58,091 --> 00:25:01,965
‫هیچی. هیچی. مست بود.
‫برگشت هتل. همه‌ چی ردیفه.

402
00:25:01,966 --> 00:25:02,841
‫کی؟

403
00:25:04,508 --> 00:25:06,632
‫همون یارو، ولی تانکردی احمقه.

404
00:25:06,633 --> 00:25:08,966
‫فقط یه سوءتفاهم بود. هیچ اتفاقی نیفتاده.

405
00:25:09,966 --> 00:25:11,383
‫هیچی نشده.

406
00:25:13,091 --> 00:25:14,841
‫بهم اعتماد کن، چیزی نیست.

407
00:25:15,758 --> 00:25:17,423
‫- من خوبم.
‫- آره.

408
00:25:17,424 --> 00:25:19,257
‫- خیلی مسخره بود.
‫- مسخره.

409
00:25:19,258 --> 00:25:20,341
‫هیچ اتفاقی نیفتاده.

410
00:25:20,841 --> 00:25:22,966
‫- قول می‌دم. دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

411
00:25:24,758 --> 00:25:27,590
‫می‌رم یه چیزی بنوشم.
‫همین الان برمی‌گردم، باشه؟

412
00:25:27,591 --> 00:25:28,591
‫باشه.

413
00:25:44,049 --> 00:25:45,633
‫مثل اینه که، دارم بهت می‌گم...

414
00:26:08,383 --> 00:26:11,091
‫سلام. اشکالی نداره بیام تو؟

415
00:26:11,674 --> 00:26:13,923
‫ادی، ادی. بیا تو.

416
00:26:26,508 --> 00:26:29,133
‫حس می‌کنم خشت اول رو کج گذاشتیم.

417
00:26:30,466 --> 00:26:32,382
‫و اگه قراره جلو بریم

418
00:26:32,383 --> 00:26:35,008
‫اونم با روحیه مثبتی که شایسته‌ی این مناسبته،

419
00:26:35,924 --> 00:26:38,049
‫فکر کنم فکر خوبیه اگه عذرخواهی کنی.

420
00:26:39,049 --> 00:26:39,883
‫علنی.

421
00:26:41,633 --> 00:26:44,632
‫آره، معلومه. معلومه.

422
00:26:44,633 --> 00:26:46,215
‫مسئله‌ای نیست. معذرت می‌خوام.

423
00:26:46,216 --> 00:26:48,299
‫می‌دونم جوگیر شدم.

424
00:26:48,799 --> 00:26:51,382
‫خون ایتالیاییه دیگه، ادی.

425
00:26:51,383 --> 00:26:53,173
‫کلی هم از این ویسکی لعنتی خوردم.

426
00:26:53,174 --> 00:26:56,007
‫پسر، واقعاً نمی‌دونم چرا،

427
00:26:56,008 --> 00:27:00,049
‫اما بعضی وقت‌ها جوری رفتار می‌کنم که...

428
00:27:00,841 --> 00:27:02,966
‫اصلاً شایسته نیست.

429
00:27:03,966 --> 00:27:04,966
‫بابت همین،

430
00:27:06,133 --> 00:27:07,216
‫عذر می‌خوام.

431
00:27:09,466 --> 00:27:10,299
‫خوبه.

432
00:27:12,299 --> 00:27:13,133
‫خب...

433
00:27:16,716 --> 00:27:17,924
‫فکر کنم کارمون تموم شد.

434
00:27:22,049 --> 00:27:23,008
‫ولی...

435
00:27:26,424 --> 00:27:28,048
‫متاسفانه،

436
00:27:28,049 --> 00:27:30,799
‫بابت اینکه به بلا گفتم جنده عذرخواهی نمی‌کنم.

437
00:27:31,924 --> 00:27:33,340
‫دلیلش رو می‌دونی؟

438
00:27:33,341 --> 00:27:35,091
‫چون واقعاً جنده‌س.

439
00:27:36,258 --> 00:27:38,382
‫یه هرزه تمام عیاره، پسر.

440
00:27:38,383 --> 00:27:41,257
‫پسر، کسش این‌ قدری گشاده.

441
00:27:41,258 --> 00:27:43,465
‫می‌تونی صورتت رو بکنی توش.

442
00:27:43,666 --> 00:27:47,540
‫.چون مثل دوچرخه‌ی روستاست
‫همه میکننش

443
00:27:47,541 --> 00:27:50,915
‫و بعضی‌وقت‌ها حتی همزمان میکننش

444
00:27:50,916 --> 00:27:52,216
‫از این خبر دارم

445
00:27:56,666 --> 00:27:59,549
‫خب، سعیم رو کردم

446
00:28:07,124 --> 00:28:08,508
‫تانکریدی؟

447
00:28:10,208 --> 00:28:11,633
‫لعنتی

448
00:28:17,583 --> 00:28:19,341
‫!تف توش

449
00:28:24,541 --> 00:28:28,133
‫♪ هیچوقت آشنا نمیشدیم ♪

450
00:28:29,999 --> 00:28:33,790
‫♪ من نمیتونم ♪

451
00:28:33,791 --> 00:28:39,633
‫♪ اینو بگم ♪

452
00:28:41,000 --> 00:28:47,000


453
00:28:48,555 --> 00:28:51,055
‫[روز عروسی]

454
00:28:58,541 --> 00:29:01,383
‫ادواردو -
‫صبح بخیر، مارکو -

455
00:29:01,583 --> 00:29:02,966
‫صبح بخیر

456
00:29:04,083 --> 00:29:06,383
‫لطفا بشین

457
00:29:06,583 --> 00:29:09,924
‫.روز بزرگیه
‫مهمه که صبحونه‌ی خوبی بخوریم

458
00:29:10,124 --> 00:29:11,832
‫شرمنده شروع کردم -
‫خواهش -

459
00:29:11,833 --> 00:29:13,758
‫پیشخدمت

460
00:29:21,541 --> 00:29:22,674
‫خیلی خب

461
00:29:23,374 --> 00:29:27,674
‫میخواستم بدونی دیشب ترتیب کارها رو دارم

462
00:29:30,458 --> 00:29:33,957
‫کدوم کارها؟ -
‫مرد جوانی که به بلا توهین کرد -

463
00:29:33,958 --> 00:29:37,341
‫چند تا از دوست‌هام رو به هتلش فرستادم
‫تا ترتیبش رو بدن

464
00:29:37,541 --> 00:29:39,383
‫یه حادثه براش پیش اومد

465
00:29:41,541 --> 00:29:44,832
‫واقعا؟
‫چه بد

466
00:29:44,833 --> 00:29:49,165
‫توی این شرایط
‫،فکر کردم بهتره که دردسری پیش نیاد

467
00:29:49,166 --> 00:29:51,966
‫واسه همین ترتیبی دادم

468
00:29:52,208 --> 00:29:54,424
‫که آشفتگی‌ها کم بشن

469
00:29:54,958 --> 00:29:56,207
‫همم

470
00:29:56,208 --> 00:29:59,091
‫اونوقت این چه ربطی من داره؟

471
00:29:59,541 --> 00:30:02,591
‫روز عروسی توـه

472
00:30:02,874 --> 00:30:05,457
‫هیچکس توی روز عروسیش خبر بد نمیخواد، درسته؟

473
00:30:05,458 --> 00:30:06,716
‫همم

474
00:30:07,541 --> 00:30:10,633
‫مرد مورد نظرمون چمدون‌هاش رو بست و رفت

475
00:30:10,958 --> 00:30:14,674
‫هیچکس نمیدونه و اهمیتی نمیده که کجا رفته

476
00:30:14,999 --> 00:30:19,133
‫.هیچ ماجرایی وجود نداره، ادی
‫رفته. غیب شده

477
00:30:20,249 --> 00:30:22,457
‫خب، ممنون، مارکو

478
00:30:22,458 --> 00:30:26,665
‫که مطمئن شدی امروز بدون
‫هیچ دردسری ادامه پیدا کنه

479
00:30:26,666 --> 00:30:29,173
‫به عنوان هدیه‌ی دوم عروسیت در نظرش بگیر

480
00:30:29,958 --> 00:30:33,258
‫سومی یه هدیه برای بلاست

481
00:30:33,541 --> 00:30:34,883
‫یه فراری

482
00:30:35,416 --> 00:30:37,915
‫یه اسپایدر 330 مدل 1968

483
00:30:37,916 --> 00:30:39,258
‫وای

484
00:30:39,708 --> 00:30:41,665
‫خیلی به خاطرش خوشحاله

485
00:30:41,666 --> 00:30:44,873
‫.خیلی دست و دلبازی، مارکو
‫خوش‌شانسیم که تو رو داریم

486
00:30:44,874 --> 00:30:47,174
‫بلا مثل دخترمه

487
00:30:52,458 --> 00:30:53,799
‫،و حالا

488
00:30:54,333 --> 00:30:55,924
‫تو مثل پسرمی

489
00:30:58,208 --> 00:30:59,508
‫دستت رو بده به من

490
00:31:03,955 --> 00:31:06,255
‫...تو مثل گرگی

491
00:31:06,555 --> 00:31:08,355
‫که لباس گوسفند پوشیده...

492
00:31:09,855 --> 00:31:11,855
‫هیچکس به بلا توهین نمیکنه

493
00:31:17,791 --> 00:31:19,299
‫دعای خیرم پشت سرته

494
00:31:23,291 --> 00:31:24,716
‫مارکو خیلی دست و دلبازه

495
00:31:24,999 --> 00:31:26,883
‫سریعه، نه؟ -
‫آره -

496
00:31:27,083 --> 00:31:28,623
‫تو یه ماشین گیرت میاد. به من نقشه میدن

497
00:31:28,624 --> 00:31:32,623
‫نگران نباش. شش ساعت دیگه
‫نقشه هم مال من میشه

498
00:31:32,624 --> 00:31:33,924
‫درسته

499
00:31:34,416 --> 00:31:36,582
‫واسه یه چیز قدیمی، این گردنبند رو دارم -
‫خب -

500
00:31:36,583 --> 00:31:39,832
‫.مال مادربزرگم بود
‫واسه چیز جدید، حلقه‌ات رو دارم

501
00:31:39,833 --> 00:31:41,123
‫اوهوم

502
00:31:41,124 --> 00:31:44,873
‫گل‌های آبی هم روی شرتم دارم
‫و آنجلیکا سنجاق سرش رو بهم قرض داده

503
00:31:44,874 --> 00:31:46,091
‫صحیح

504
00:31:48,333 --> 00:31:50,207
‫حس میکنم ازش خوشت نمیاد، درسته؟

505
00:31:50,208 --> 00:31:51,716
‫...نه، من

506
00:31:52,458 --> 00:31:55,082
‫به نظرم شناختنش یکم سخته

507
00:31:55,083 --> 00:31:57,082
‫چون احساساتش رو مخفی میکنه

508
00:31:57,083 --> 00:32:00,633
‫.از قلب شکسته‌اش مراقبت میکنه
‫شوهرش با یه زن دیگه فرار کرده

509
00:32:00,916 --> 00:32:04,123
‫هیچکس خبر نداره، ولی با من حرف میزنه -
‫کجا فرار کرده؟ -

510
00:32:04,124 --> 00:32:06,924
‫مگه مهمه که کجا فرار کرده؟

511
00:32:08,291 --> 00:32:09,540
‫احتمالش هست به هنگ‌کنگ رفته باشه؟

512
00:32:09,541 --> 00:32:13,132
‫خدای من، ادی، وقتی جوابش رو میدونی
‫چرا سوال میرسی؟

513
00:32:23,958 --> 00:32:25,174
‫اینجا چیکار میکنیم؟

514
00:32:25,374 --> 00:32:27,248
‫یه دلیلی داره که آوردمت اینجا

515
00:32:27,249 --> 00:32:29,674
‫میخوام قبل از اینکه ازدواج کنیم
‫توی کلیسا اعتراف کنی

516
00:32:30,374 --> 00:32:32,748
‫میدونی کاتولیک نیستم دیگه؟ -
‫آره، میدونم -

517
00:32:32,749 --> 00:32:35,841
‫ولی با پدر باسکور حرف زدم
‫و گفت برات استثنا قائل میشه

518
00:32:37,083 --> 00:32:39,966
‫مطمئن نیستم فکر خیلی خوبی باشه

519
00:32:41,791 --> 00:32:43,424
‫خیلی برام ارزش داره

520
00:32:44,499 --> 00:32:45,924
‫خواهش میکنم

521
00:32:47,166 --> 00:32:48,341
‫اگه اصرار داری

522
00:32:51,291 --> 00:32:54,965
‫سریع باش. هوا خیلی گرمه -
‫باشه. سریع میام -

523
00:33:13,041 --> 00:33:15,383
‫صبح بخیر، پسرم -
‫صبح بخیر، پدر -

524
00:33:15,958 --> 00:33:19,540
‫میخواستم مطمئن باشی
‫امروز هر چیزی بهم بگی

525
00:33:19,541 --> 00:33:22,165
‫تحت قانون مقدس اعتراف، یه راز می‌مونه

526
00:33:22,166 --> 00:33:23,299
‫صحیح

527
00:33:23,499 --> 00:33:27,248
‫خب، به نظرت ایزابلا چرا خواسته منو ببینی؟

528
00:33:27,249 --> 00:33:30,582
‫خب، فکر کنم حس میکنه در مورد یه چیزهایی
‫میخوام خودم تخلیه کنم

529
00:33:30,583 --> 00:33:33,424
‫یه چیزهایی؟ -
‫آره -

530
00:33:34,083 --> 00:33:35,924
‫بیشتر واسه اینکه یه نفر رو کشتم

531
00:33:38,041 --> 00:33:39,174
‫متوجهم

532
00:33:40,249 --> 00:33:42,258
‫کِی این اتفاق افتاده؟

533
00:33:42,541 --> 00:33:43,841
‫دیشب، پدر

534
00:33:46,458 --> 00:33:50,174
‫خب، واقعا گناه خیلی بزرگیه -
‫البته -

535
00:33:54,124 --> 00:33:56,165
‫ولی اومدی طلب بخشش کنی؟

536
00:33:56,166 --> 00:33:58,832
‫،خب، قبل از اینکه به بخشش برسیم، پدر

537
00:33:58,833 --> 00:34:02,383
‫حالا که اینجام، اگه اشکالی نداره
‫میخوام چند تا چیز دیگه بگم

538
00:34:03,458 --> 00:34:05,799
‫لطفا ادامه بده -
‫ممنون -

539
00:34:06,416 --> 00:34:09,465
‫خب، یه مرد توی خانه‌های سازمانی هم بود

540
00:34:11,666 --> 00:34:13,582
‫ولی اون دفاع از خود بود

541
00:34:13,583 --> 00:34:16,133
‫هنری کالینز هم بود
‫که با خونسردی کشتمش

542
00:34:17,333 --> 00:34:19,957
‫.ولی اون کاملا حقش بود
‫،از بین همه‌اشون

543
00:34:19,958 --> 00:34:22,632
‫احتمالا بیشتر در مورد حسابدار
‫با خودم کلنجار میرم

544
00:34:25,208 --> 00:34:28,258
‫ولی حتی اون موقع هم چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

545
00:34:28,874 --> 00:34:30,591
‫...بعد از اون همه افغانی

546
00:34:32,999 --> 00:34:37,008
‫باید بدونی توی وضعیت جنگی بودم
‫و دستوراتی داشتم

547
00:34:37,624 --> 00:34:39,665
‫خیلی شوکه‌کننده‌اس

548
00:34:39,666 --> 00:34:42,383
‫که جاولین 148 میتونه چه صدمه‌ای
‫به تویوتا هایلوکس بزنه

549
00:34:48,124 --> 00:34:51,082
‫توی صدات حس میکنم هیچ پشیمونی‌ای نداری؟

550
00:34:51,083 --> 00:34:52,790
‫نه، پدر، نه

551
00:34:52,791 --> 00:34:55,165
‫گرفتن جون یه انسان همیشه شامل پشیمونی میشه

552
00:34:55,166 --> 00:34:58,582
‫.واسه همین داریم صحبت میکنیم
‫سوالی که باهاش در کشمکش هستم

553
00:34:58,583 --> 00:35:01,040
‫اینه که چطوری این حس پشیمونی رو
‫موثرتر حساب کنم؟

554
00:35:01,041 --> 00:35:03,841
‫ولی متوجهی که قتل یه گناهه؟

555
00:35:04,083 --> 00:35:08,665
‫،و فرمان ششم الهی میگه
‫"قتل نباید انجام شود"

556
00:35:08,666 --> 00:35:12,915
‫،پدر، فکر کنم به زبان عبری اصلی میگه
‫"کشتار نباید انجام شود"

557
00:35:12,916 --> 00:35:14,091
‫آه

558
00:35:14,874 --> 00:35:17,832
‫انگار خیلی از انجیل مطلع هستی

559
00:35:17,833 --> 00:35:18,998
‫اونقدری مطلع هستم که بدونم

560
00:35:18,999 --> 00:35:22,258
‫یه تناقض توی این مطلب وجود داره

561
00:35:22,541 --> 00:35:24,707
‫،توی کتاب جامعه گفته
‫،زمانی برای کاشتن"

562
00:35:24,708 --> 00:35:27,498
‫زمانی برای برداشت، زمانی برای التیام
‫"و زمانی برای کشتن

563
00:35:27,499 --> 00:35:31,373
‫نه، نه، ادی، مهمه که سعی نکنی
‫حرف خدا رو منحرف کنی

564
00:35:31,374 --> 00:35:34,498
‫برای توجیه اعمالت، باید از خدا طلب بخشش کنی

565
00:35:34,499 --> 00:35:37,915
‫،پدر، واسه اینکه ابهامات رفع بشه
‫،وقتی میگی حرف خدا

566
00:35:37,916 --> 00:35:40,248
‫منظورت کدوم وجه خداست؟

567
00:35:40,249 --> 00:35:43,248
‫ساختار بیرونی یا ذات درونی؟

568
00:35:43,249 --> 00:35:47,133
‫میشه این موضوع رو روشن کنیم
‫تا بتونیم موثرتر ادامه بدیم؟

569
00:35:47,791 --> 00:35:49,665
‫مطمئن نیستم متوجه سوالت شده باشم

570
00:35:49,666 --> 00:35:52,665
‫خب، یکیش بیرونه و یکی داخله

571
00:35:52,666 --> 00:35:54,915
‫یا مسئول اعمالت هستی

572
00:35:54,916 --> 00:35:57,540
‫یا مسئولیت اون اعمالت رو

573
00:35:57,541 --> 00:36:00,623
‫به یه عامل رستگاری در دسترس میسپری

574
00:36:00,624 --> 00:36:02,790
‫اونوقت اون عامل چیه؟

575
00:36:02,791 --> 00:36:05,082
‫خب، میتونه هر چیزی باشه

576
00:36:05,083 --> 00:36:07,623
‫،کوکائین، فاحشه، پول، هروئین

577
00:36:07,624 --> 00:36:09,508
‫،عیسی، محمد

578
00:36:09,708 --> 00:36:11,915
‫یا سخت‌تر از همه، خدا

579
00:36:11,916 --> 00:36:13,457
‫ولی خداوند ایزد متعاله، ادی

580
00:36:13,458 --> 00:36:15,915
‫ولی سوالم این نیست، پدر

581
00:36:15,916 --> 00:36:18,623
‫فقط موقعیت مکانی ایزد متعال

582
00:36:18,624 --> 00:36:20,216
‫جای سوال داره

583
00:36:20,874 --> 00:36:22,540
‫هروئین رو با خدا مقایسه میکنی؟

584
00:36:22,541 --> 00:36:25,957
‫مطمئنا آدم‌های بیشتری با بهونه‌ی خدا مردن

585
00:36:25,958 --> 00:36:28,466
‫بیشتر از تعدادی که
‫با حس هیجان هروئین مرده باشن

586
00:36:29,624 --> 00:36:31,498
‫اگه میخوایم کارهامون سنجیده بشه

587
00:36:31,499 --> 00:36:34,924
‫چطوری این تناقض رو برطرف کنیم، پدر؟

588
00:36:41,166 --> 00:36:44,924
‫،میذارم بهش فکر کنی، پدر
‫شاید بعدا بیشتر در موردش حرف بزنیم

589
00:36:45,583 --> 00:36:48,883
‫فعلا -
‫ادی، ادی، ادی -

590
00:36:49,124 --> 00:36:50,299
‫ادی

591
00:36:51,583 --> 00:36:53,133
‫ممنون، ادی

592
00:36:53,458 --> 00:36:56,665
‫فکر کنم میدونی که گذشته‌ی ناجوری دارم

593
00:36:56,666 --> 00:37:00,799
‫.میدونم
‫و نمیخوام بدونم جسدها رو کجا دفن کردی

594
00:37:03,166 --> 00:37:07,216
‫.نمیخوام عوضت کنم
‫تنها چیزی که میخوام تویی

595
00:37:07,340 --> 00:37:09,340
‫وقتشه لباس بپوشیم؟

596
00:37:09,624 --> 00:37:10,799
‫بزن بریم

597
00:37:14,458 --> 00:37:15,924
‫محسورکننده‌اس

598
00:37:17,041 --> 00:37:18,998
‫در مورد کلاه مطمئن نیستم

599
00:37:18,999 --> 00:37:20,373
‫،کلاه، جواهرات

600
00:37:20,374 --> 00:37:22,632
‫کل پوششت کاملا بی‌نقصه

601
00:37:23,791 --> 00:37:25,707
‫ممنون -
‫برات نوشیدنی بلادی مری سفارش دادم -

602
00:37:25,708 --> 00:37:27,082
‫عالیه

603
00:37:27,083 --> 00:37:29,216
‫حالا که خماریت تحت کنترله

604
00:37:29,416 --> 00:37:31,665
‫...و تصمیم گرفتی واسه عروسی چی میخوای بپوشی

605
00:37:31,666 --> 00:37:33,832
‫هنوز در مورد این کلاه مطمئن نیستم

606
00:37:33,833 --> 00:37:35,258
‫حالا کلاه رو بذاریم کنار

607
00:37:35,749 --> 00:37:39,174
‫میخواستم در مورد چیزی که دیشب فهمیدم
‫بااحتیاط باهات حرف بزنم

608
00:37:41,083 --> 00:37:42,082
‫تارکوئین و من

609
00:37:42,083 --> 00:37:44,674
‫توی باغ قدم میزدیم

610
00:37:44,874 --> 00:37:47,798
‫رمز چیه؟
‫!رمز لعنتی رو داشت یادم میرفت

611
00:37:48,624 --> 00:37:50,424
‫هیس، هیس، هیس

612
00:37:50,749 --> 00:37:54,423
‫...تصمیم گرفتم یه جوری بطریش رو گرم کنم. ولی

613
00:37:55,583 --> 00:37:59,841
‫...به جای پیدا کردن آشپزخونه و اجاق گرم

614
00:38:01,208 --> 00:38:04,549
‫به جایی وارد شدم که فقط میتونم به عنوانِ

615
00:38:04,749 --> 00:38:06,957
‫یه سازمان عظیم مجرمانه توصیفش کنم

616
00:38:06,958 --> 00:38:09,174
‫ولی این تنها چیزی نبود که دیدم

617
00:38:09,374 --> 00:38:11,748
‫دیدم افسرهای پلیس شماره پلاکِ

618
00:38:11,749 --> 00:38:13,873
‫مهمون‌های جشن رو یادداشت میکنن

619
00:38:13,874 --> 00:38:15,548
‫چرا باید این کار رو بکنن؟

620
00:38:16,833 --> 00:38:21,216
‫متوجهم که بلا و مارکو
‫یه تجارتی با ادی دارن

621
00:38:23,124 --> 00:38:25,799
‫ولی چجور تجارتی میکنن؟

622
00:38:27,583 --> 00:38:30,290
‫کاملا مطمئنی که میخوای بهت بگم؟

623
00:38:30,291 --> 00:38:32,633
‫آره. البتـ... نه

624
00:38:33,708 --> 00:38:35,540
‫ناسلامتی ادی یه دوک‌ـه

625
00:38:35,541 --> 00:38:39,248
‫اون بخشی از قدیمی‌ترین
‫خانواده‌های بریتانیای کبیره. جریان چیه؟

626
00:38:39,249 --> 00:38:43,748
‫ببین، سوالی نپرس
‫که دلت نمیخواد جوابش رو بدونی

627
00:38:43,749 --> 00:38:47,758
‫چرا قبلا بهم نگفتی؟ -
‫نمیتونستم. تو مهتر پادشاهی -

628
00:38:48,874 --> 00:38:50,883
‫جریان چقدر جدیه، عزیزم؟

629
00:38:51,583 --> 00:38:54,424
‫خیلی جدیه

630
00:38:55,291 --> 00:38:58,924
‫آخه چجوری میتونست
‫پول خونه و کارکنان رو جور کنه؟

631
00:38:59,749 --> 00:39:03,841
‫متاسفم، ولی ممکنه یکم زمان ببره
‫تا باهاش کنار بیام

632
00:39:04,374 --> 00:39:07,790
‫خانواده‌ی همسرم تبهکارن، اشرافی نیستن

633
00:39:07,791 --> 00:39:10,165
‫نه، ببین، عزیزم، نیازی نیست وحشت کنی

634
00:39:10,166 --> 00:39:11,841
‫هنوزم اشرافی هستیم

635
00:39:12,249 --> 00:39:13,383
‫همم

636
00:39:14,208 --> 00:39:16,915
‫گل رز پدربزرگت

637
00:39:16,916 --> 00:39:19,998
‫گفتم جف از خونه‌های شیشه‌ای بیاره

638
00:39:19,999 --> 00:39:22,290
‫توی آب نگه داشته شدن

639
00:39:22,291 --> 00:39:27,457
‫یه عالمه ازشون اطراف خونه‌ی بیوه‌ام میکارم

640
00:39:27,458 --> 00:39:29,082
‫لازم نیست از خونه بری

641
00:39:29,083 --> 00:39:30,582
‫چرا، لازمه

642
00:39:30,583 --> 00:39:32,957
‫نظم طبیعی کارهاست

643
00:39:32,958 --> 00:39:35,882
‫واسه بانوی جدید هالستد جا باز میکنم

644
00:39:37,458 --> 00:39:39,507
‫ادی من

645
00:39:41,166 --> 00:39:43,123
‫خیلی برات خوشحالم

646
00:39:43,124 --> 00:39:47,165
‫شراکت با یکی که میتونی دوستش داشته باشی
‫و بهش اعتماد کنی

647
00:39:47,166 --> 00:39:51,174
‫همه‌امون توی این زندگی همین رو نیاز داریم، نه؟

648
00:39:51,374 --> 00:39:53,216
‫ممنون، مادر

649
00:39:53,666 --> 00:39:57,790
‫.یکی بیرون میخواد شما رو ببینه، قربان
‫حس میکنم از آدم‌های مورتی‌ـه

650
00:39:57,791 --> 00:39:59,957
‫خیلی خب. یه دقیقه طول میکشه -
‫آره -

651
00:39:59,958 --> 00:40:03,174
‫...وایسا، جف، من

652
00:40:06,041 --> 00:40:07,174
‫اجازه هست؟

653
00:40:11,208 --> 00:40:14,049
‫...خب، باید بگم، خیلی

654
00:40:14,708 --> 00:40:16,457
‫اشرافی شدی

655
00:40:16,458 --> 00:40:18,216
‫ممنون، بانو

656
00:40:19,958 --> 00:40:21,424
‫،میشه بگم

657
00:40:22,374 --> 00:40:24,716
‫لباس محشری دارین، بانو

658
00:40:26,541 --> 00:40:27,924
‫برازنده‌ترینه

659
00:40:29,083 --> 00:40:30,799
‫ممنون، جف

660
00:40:34,999 --> 00:40:36,123
‫جریان چیه؟

661
00:40:36,124 --> 00:40:38,998
‫خانم آنجلیکا میخواد شما رو ببینه

662
00:40:38,999 --> 00:40:41,498
‫.دو ساعت دیگه ازدواج میکنم
‫یکم سرم شلوغه

663
00:40:41,499 --> 00:40:45,091
‫،خیلی طول نمیکشه
‫ولی موضوع اضطراریه

664
00:40:46,374 --> 00:40:48,799
‫باشه. بیا زود تمومش کنیم -
‫آره -

665
00:40:54,916 --> 00:40:56,632
‫اومدین مارکو مورتی رو ببینین؟

666
00:41:11,791 --> 00:41:13,216
‫بلا

667
00:41:13,624 --> 00:41:15,049
‫لباست رو دوست دارم

668
00:41:15,833 --> 00:41:17,216
‫ممنون

669
00:41:18,999 --> 00:41:20,841
‫کاری میتونم براتون بکنم؟

670
00:41:21,041 --> 00:41:23,508
‫اومدن با مارکو حرف بزنم

671
00:41:25,333 --> 00:41:29,457
‫.فکر نمیکردم بیای
‫ادی گفت میای، ولی مطمئن نبودم

672
00:41:29,458 --> 00:41:32,633
‫به هیچ وجه از دستش نمیدادم -
‫خوشحالم -

673
00:41:33,666 --> 00:41:36,498
‫برام مهمه که دوست بمونیم

674
00:41:36,499 --> 00:41:38,457
‫چرا نباید دوست باشیم؟

675
00:41:38,458 --> 00:41:42,924
‫نمیدونم. همیشه حس میکردم
‫یه چیزی بین شما دوتاست

676
00:41:44,041 --> 00:41:46,383
‫یه حس هیجان

677
00:41:46,583 --> 00:41:49,832
‫نه. نه، اشتباه متوجه شدی

678
00:41:49,833 --> 00:41:52,216
‫فقط باهم کار میکنیم، همین

679
00:41:52,416 --> 00:41:54,049
‫الان واسه همین اینجایی؟

680
00:41:54,249 --> 00:41:56,799
‫از مارکو بپرسی دارن چیکار میکنن؟

681
00:41:57,874 --> 00:41:59,665
‫فقط میخواستم صحبت کنیم

682
00:41:59,666 --> 00:42:01,049
‫تا کدورت‌ها رو کنار بذاری

683
00:42:03,874 --> 00:42:08,040
‫و هر چی بین تو و ادواردو بوده

684
00:42:08,041 --> 00:42:10,466
‫فقط تصورات من بوده؟

685
00:42:10,791 --> 00:42:12,091
‫درسته

686
00:42:13,708 --> 00:42:17,665
‫فکر نمیکنی به خاطر پدرخوانده‌ام
‫باهام ازدواج میکنه؟

687
00:42:17,666 --> 00:42:19,133
‫به هیچ وجه

688
00:42:19,791 --> 00:42:23,091
‫ادی اگه عمیقا عاشقت نبود
‫باهات ازدواج نمیکرد

689
00:42:23,291 --> 00:42:24,841
‫از ته دل

690
00:42:25,249 --> 00:42:26,633
‫با شور و شوق

691
00:42:27,583 --> 00:42:28,957
‫،راستی

692
00:42:28,958 --> 00:42:30,633
‫عشق بهت میاد

693
00:42:31,374 --> 00:42:32,632
‫ممنون

694
00:42:32,656 --> 00:42:33,956
‫آقای مورتی آماده‌اس

695
00:42:43,083 --> 00:42:45,373
‫خانم -
‫میدونم روز شلوغیه -

696
00:42:45,374 --> 00:42:47,299
‫تا میتونیم سریع تمومش میکنیم

697
00:42:48,166 --> 00:42:51,341
‫یه مشکلی در مورد تانکریدی به وجود اومده

698
00:42:51,833 --> 00:42:56,049
‫،به راحتی حل میشه
‫ولی نیاز به توجهت داره. خواهش میکنم

699
00:42:57,749 --> 00:43:01,498
‫چرا بهم نمیگی جریان چیه؟ -
‫اگه نشونت بدم آسون‌تره -

700
00:43:01,499 --> 00:43:04,290
‫یه تصویر به هزار کلمه می‌ارزه، نه؟

701
00:43:04,291 --> 00:43:05,633
‫!انزو

702
00:43:09,416 --> 00:43:13,508
‫،مجبور شدیم پاهاش رو بشکنیم تا جا بشه
‫واسه همین یکم جاش تنگه

703
00:43:17,624 --> 00:43:20,415
‫زندگیم رو صرف تمیز کردن کارهای مارکو کردم

704
00:43:20,416 --> 00:43:23,258
‫و حالا باید شلختگی تو رو هم تمیز کنم

705
00:43:23,749 --> 00:43:25,748
‫خیلی قدردان شما هستم، خانم

706
00:43:25,749 --> 00:43:27,623
‫قدردانیت رو دوست دارم

707
00:43:27,624 --> 00:43:30,790
‫،و ادب زیبای انگلیسیت رو هم دوست دارم

708
00:43:30,791 --> 00:43:32,207
‫ولی کافی نیست

709
00:43:32,208 --> 00:43:35,957
‫میخوام به مارکو بگی
‫،در مورد تجارت فکر میکردی

710
00:43:35,958 --> 00:43:41,008
‫،و تصمیم گرفتی پول باید از هنگ‌کنگ رد بشه
‫نه لندن

711
00:43:41,291 --> 00:43:45,790
‫،ولی اگه این کار رو نکنی
‫یکم مشکل ایجاد میشه

712
00:43:45,791 --> 00:43:49,707
‫به گمونم مشکلیه که ته دریاچه غرق نمیشه

713
00:43:49,708 --> 00:43:53,998
‫مشکلی که روی آب شناور میشه
‫و ممکنه یکم شرم‌آور بشه

714
00:43:53,999 --> 00:43:55,549
‫یه شناور شرم‌آور

715
00:43:56,333 --> 00:43:57,415
‫آقای مورتی؟

716
00:43:57,416 --> 00:43:59,665
‫بله؟ -
‫دوشیزه سوزی گلس -

717
00:43:59,666 --> 00:44:01,508
‫سوزی

718
00:44:01,833 --> 00:44:04,457
‫،من سیسیلی نیستم و بلا دخترم نیست

719
00:44:04,458 --> 00:44:07,415
‫ولی هنوزم غیرممکنه

720
00:44:07,416 --> 00:44:09,748
‫توی همچین روز خجسته‌ای درخواستی رو رد کنم

721
00:44:09,749 --> 00:44:12,549
‫مطمئن میشم مختصر و مفید حرف بزنم

722
00:44:12,749 --> 00:44:15,915
‫.میدونم داری با ادی یه نقشه میریزی
‫مشکلی باهاش ندارم

723
00:44:15,916 --> 00:44:18,123
‫اون قراردادی نداره
‫و من هیچوقت به خودم اجازه نمیدم

724
00:44:18,124 --> 00:44:20,498
‫بهت بگم باید با کی کار کنی یا نکنی

725
00:44:20,499 --> 00:44:24,373
‫کنجکاوم که بدونم ممکنه چه تاثیری
‫روی رابطه‌ی کاری فعلیمون میذاره

726
00:44:24,374 --> 00:44:27,790
‫.ادی مشتاق بود خودش باهات حرف بزنه
‫فکر کردم حرف زده

727
00:44:27,791 --> 00:44:29,748
‫دیشب چکیده‌اش رو گفت

728
00:44:29,749 --> 00:44:32,790
‫هنوز دارم پیامدهاش رو ارزیابی میکنم

729
00:44:32,791 --> 00:44:37,008
‫،امروز ادی رو به خانواده‌امون راه میدیم
‫به قول معروف، لا فامیلیا

730
00:44:37,499 --> 00:44:39,957
‫،میدونم دیگه برای خانواده‌ی گلس کار نمیکنه

731
00:44:39,958 --> 00:44:43,082
‫ولی امیدوارم این ازدواج یه روز

732
00:44:43,083 --> 00:44:46,341
‫به دوستی مجدد تو و اون منتهی بشه

733
00:44:46,624 --> 00:44:49,133
‫مطمئنا ادی همین قصد رو داره

734
00:44:50,999 --> 00:44:53,873
‫،حالا که به خانواده‌ات راهش میدی

735
00:44:53,874 --> 00:44:56,174
‫حاضری به عنوان ضامن عمل کنی؟

736
00:44:58,041 --> 00:45:00,332
‫خوشحال میشم مجددا بهت اطمینان بدم

737
00:45:00,333 --> 00:45:04,123
‫که من هیچوقت حرکتی
‫علیه تو و خانواده‌ات نمیزنم

738
00:45:04,124 --> 00:45:07,633
‫ولی ادی... ادی مستقله

739
00:45:08,124 --> 00:45:13,373
‫قراره با ازدواج وارد سازمانی بشه
‫که مدت خیلی زیادی وجود داشته

740
00:45:13,374 --> 00:45:16,258
‫و پتانسیل زیادی براش به همراه داره

741
00:45:16,541 --> 00:45:21,424
‫پس با اینکه میتونم اطمینان بدم
‫،مشکلی بین ما نیست

742
00:45:22,583 --> 00:45:25,341
‫نمیتونم تضمینی که میخوای رو بهت بدم

743
00:45:25,999 --> 00:45:27,882
‫گوش کن

744
00:45:29,124 --> 00:45:33,466
‫زنگ‌های سن دومنیکو
‫به خاطر تو نواخته میشن، ادی

745
00:45:33,749 --> 00:45:38,258
‫.امروز قراره شادترین روز زندگیت باشه
‫خرابش نکن

746
00:45:41,458 --> 00:45:45,258
‫میدونستم از اوضاع عملیاتمون راضی نیستی

747
00:45:45,583 --> 00:45:48,540
‫،البته میخوای پول از هنگ‌کنگ رد بشه

748
00:45:48,541 --> 00:45:50,332
‫،ولی دلیلش اینه که

749
00:45:50,333 --> 00:45:54,174
‫...با اینکه ادعا میکنی شوهرت ترکت کرده، خب

750
00:45:54,791 --> 00:45:56,008
‫هیچوقت ترکت نکرده

751
00:45:56,999 --> 00:46:02,748
‫اون سهامدار اصلی یه شرکت پوششیه
‫که باهاش تاسیس کردی

752
00:46:02,749 --> 00:46:05,966
‫تا از تجارت‌های مارکو مورتی توی هنگ‌کنگ
‫پول کش بری

753
00:46:06,249 --> 00:46:09,957
‫اگه بفهمه جریان چی بوده
‫،هیچکدوممون سودی نمی‌بریم

754
00:46:09,958 --> 00:46:12,674
‫ولی به نظرم این اتفاقیه که ممکنه بیفته

755
00:46:13,416 --> 00:46:16,040
‫اون صندوق به ته دریاچه میره

756
00:46:16,041 --> 00:46:18,165
‫به همراه تانکریدی و راز کوچیکت

757
00:46:18,166 --> 00:46:21,915
‫،من ازدواج میکنم و وقتی از ماه‌عسلم برگشتم

758
00:46:21,916 --> 00:46:24,540
‫پولی که معامله‌ی مشترکمون به دست میاریم

759
00:46:24,541 --> 00:46:26,424
‫از لندن رد میشه

760
00:46:26,624 --> 00:46:30,633
‫و دیگه هیچوقت به این مکالمه اشاره نمیکنیم

761
00:46:33,624 --> 00:46:36,091
‫...میتونی از عروسی لذت ببری و

762
00:46:36,499 --> 00:46:37,799
‫خب، خدا رو چه دیدی؟

763
00:46:38,833 --> 00:46:40,633
‫شاید دسته گل رو بگیری

764
00:46:41,874 --> 00:46:43,173
‫روز خوش

765
00:47:09,041 --> 00:47:10,341
‫!جف

766
00:47:14,374 --> 00:47:16,915
‫چیه؟ -
‫کارش دارم -

767
00:47:16,916 --> 00:47:20,332
‫میشه یه لحظه اینجا بشینی؟ -
‫باید اینا رو پخش کنم -

768
00:47:20,333 --> 00:47:22,508
‫میشه بشینی؟

769
00:47:34,166 --> 00:47:36,008
‫سوزان. چپس

770
00:47:36,291 --> 00:47:38,498
‫کاپیتان. میخواستم بدونم میشه سریع صحبت کنم؟

771
00:47:38,499 --> 00:47:41,174
‫یکم کمبود زمان داریم. باهام قدم بزن

772
00:47:41,499 --> 00:47:43,165
‫شرمنده که مختصر حرف میزنم

773
00:47:43,166 --> 00:47:46,915
‫یکم نگرانم که میخوای با ازدواج
‫وارد یه سازمان قدرت جدید بشی

774
00:47:46,916 --> 00:47:50,133
‫و تو رو به وسوسه‌هایی می‌اندازه
‫که قبلا باهاش روبرو نشدی

775
00:47:50,333 --> 00:47:52,707
‫،هردومون میدونیم مرد جاه‌طلبی هستی، ادی

776
00:47:52,708 --> 00:47:55,248
‫ولی مطمئن نیستیم جاه‌طلبیت
‫تا کجا قراره ادامه پیدا کنه

777
00:47:55,249 --> 00:47:56,633
‫واقعا که، سوزان

778
00:47:57,166 --> 00:47:58,674
‫تو اینطوری نیستی

779
00:47:58,999 --> 00:48:01,540
‫راستش، پیام و زمانبندیت هم ناشیانه‌اس

780
00:48:01,541 --> 00:48:05,174
‫دیشب کاملا منظورم رو رسوندم

781
00:48:06,208 --> 00:48:07,716
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

782
00:48:09,041 --> 00:48:10,258
‫آره

783
00:48:11,541 --> 00:48:13,758
‫پتانسیل تبدیل شدن به یه هیولا رو داری

784
00:48:19,458 --> 00:48:21,091
‫دستت رو بده به من، سوزان

785
00:48:26,333 --> 00:48:29,924
‫...اگه نگرانی که قراره بیام سراغت

786
00:48:32,541 --> 00:48:33,758
‫نباش

787
00:48:40,874 --> 00:48:42,591
‫،حالا اگه منو ببخشی

788
00:48:43,333 --> 00:48:44,716
‫یکم سرم شلوغه

789
00:48:58,541 --> 00:48:59,841
‫جفری

790
00:49:00,916 --> 00:49:02,133
‫نانی

791
00:49:04,458 --> 00:49:06,966
‫صبح بخیر، پدر -
‫صبح بخیر، ادی -

792
00:49:07,249 --> 00:49:11,383
‫...خیلی در مورد صحبتمون فکر میکردم و

793
00:49:12,374 --> 00:49:14,290
‫خیلی به خاطرش آشفته شدم

794
00:49:14,291 --> 00:49:17,665
‫خب. الان زمان و مکان درستی نیست، پدر

795
00:49:17,666 --> 00:49:19,341
‫...میخواستم بهت بگم

796
00:49:21,458 --> 00:49:22,707
‫برات دعا میکنم

797
00:49:22,708 --> 00:49:25,008
‫خیلی لطف داری، پدر

798
00:49:25,208 --> 00:49:28,207
‫ولی الان، به نظرم باید تمرکز کنیم

799
00:49:28,208 --> 00:49:29,466
‫درسته؟

800
00:51:34,208 --> 00:51:36,883
‫میدونم این ازدواج برای حرفه‌ات خوبه

801
00:51:38,624 --> 00:51:40,799
‫بیخیال

802
00:51:42,083 --> 00:51:43,716
‫احمق که نیستم

803
00:51:47,999 --> 00:51:49,466
‫برام مهم نیست

804
00:51:50,458 --> 00:51:51,883
‫دوستت دارم

805
00:51:53,166 --> 00:51:54,883
‫پس مهم نیست

806
00:52:00,208 --> 00:52:01,757
‫ولی باید بدونم

807
00:52:05,374 --> 00:52:07,466
‫رابطه‌امون برات واقعیه یا نه؟

808
00:52:12,666 --> 00:52:13,924
‫بلا

809
00:52:16,999 --> 00:52:18,424
‫دوستت دارم

810
00:52:19,249 --> 00:52:22,758
‫کاملا و مطلقا

811
00:52:23,833 --> 00:52:26,966
‫،و وقتی پیر شدیم و موهامون سفید شد

812
00:52:27,583 --> 00:52:30,299
‫بهت یادآوری میکنم که این سوال رو ازم پرسیدی

813
00:52:31,458 --> 00:52:33,633
‫و حس خیلی شیطونی پیدا میکنی

814
00:52:40,433 --> 00:52:41,933
‫[فردای عروسی]

815
00:52:41,958 --> 00:52:43,716
‫یه حرکت رو به جلوـه، بابا

816
00:52:43,999 --> 00:52:46,123
‫میگه اهل جنگ نیست

817
00:52:46,124 --> 00:52:48,915
‫فکر کنم از میزان جاه‌طلبی‌هاش خبر نداره

818
00:52:48,916 --> 00:52:51,540
‫مطمئنی روی رادارت تاثیری نداشته

819
00:52:51,541 --> 00:52:53,707
‫چون مجبور شدی ببینی دوک ازدواج میکنه؟

820
00:52:53,708 --> 00:52:56,466
‫.مطمئنم
‫رادارم هیچ مشکلی نداره

821
00:52:56,874 --> 00:52:59,165
‫،فکر کنم داره به ماه‌عسلش میره

822
00:52:59,166 --> 00:53:02,873
‫،ولی تا جایی که باید بدونی
‫اون یه موشک اکسوست‌ـه

823
00:53:02,874 --> 00:53:05,758
‫خب، بذار من نگرانش باشم

824
00:53:06,708 --> 00:53:11,707
‫گوش کن، وضعیت هر ساعت در حال عوض شدنه

825
00:53:11,708 --> 00:53:14,957
‫چطوره سوار پرواز بعدی بشی

826
00:53:14,958 --> 00:53:17,332
‫و وقتی برگشتی در جریانت میذارم

827
00:53:17,333 --> 00:53:19,165
‫خیلی خب -
‫خیلی خب، صفر بی‌خطر -

828
00:53:19,166 --> 00:53:21,424
‫دوستت دارم -
‫دوستت دارم -

829
00:53:22,999 --> 00:53:25,883
‫شرمنده. دخترم بود

830
00:53:26,416 --> 00:53:29,466
‫مطمئنا بهترین نماینده‌اتون رو
‫به عروسی دوک فرستادین

831
00:53:29,999 --> 00:53:33,415
‫،متاسفانه، آقای جانستون نتونست حاضر باشه

832
00:53:33,416 --> 00:53:36,582
‫خیلی بده، چون عاشق یه عروسی خوبه

833
00:53:36,583 --> 00:53:38,841
‫عاشق کیر خوب هم هست

834
00:53:40,958 --> 00:53:43,133
‫ادامه بدیم، آقای گلس؟

835
00:53:44,124 --> 00:53:46,873
‫اگه پرواز کنیم، یه ربع دیگه به سوئیس میرسیم

836
00:53:46,874 --> 00:53:51,591
‫تا زمانی که سوخت هواپیما رو پر کنیم
‫و چمدون‌ها رو داخلش بذاریم، یه ساعت رد میشه

837
00:53:52,083 --> 00:53:53,165
‫بیا با ماشین بریم

838
00:53:53,166 --> 00:53:55,957
‫.چمدون‌ها توی فراری جا نمیشه
‫صندوق عقب رو دیدی

839
00:53:55,958 --> 00:53:57,883
‫میگیم برامون بفرستنشون

840
00:54:01,458 --> 00:54:04,582
‫.فکر خیلی بهتری دارم
‫میخوای بشنوی؟

841
00:54:04,583 --> 00:54:07,008
‫آره -
‫باشه -

842
00:54:07,416 --> 00:54:09,091
‫تو با ماشین بیا

843
00:54:10,041 --> 00:54:11,383
‫من با هواپیما میام

844
00:54:11,583 --> 00:54:12,924
‫و باهات مسابقه میدم

845
00:54:15,458 --> 00:54:17,540
‫قبوله -
‫لطفا بااحتیاط برون -

846
00:54:17,541 --> 00:54:19,674
‫اگه به خودت صدمه بزنی، میکشمت

847
00:54:19,874 --> 00:54:21,915
‫،ولی اگه به ماشین صدمه بزنی
‫خانواده‌ات رو میکشم

848
00:54:21,916 --> 00:54:25,299
‫چهل دقیقه‌ی دیگه اونجا میبینمت -
‫خفه شو و منو ببوس -

849
00:54:32,416 --> 00:54:33,966
‫فعلا، بلا -
‫فعلا -

850
00:54:35,499 --> 00:54:37,415
‫!وای نه

851
00:54:37,416 --> 00:54:38,549
‫!فعلا، بلا

852
00:54:38,999 --> 00:54:40,123
‫خداحافظ

853
00:54:52,708 --> 00:54:53,998
‫!خداحافظ

854
00:55:03,555 --> 00:55:23,555
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

