﻿1
00:01:24,998 --> 00:01:32,995
‫« عـصـر طـلـایـی »

2
00:01:32,996 --> 00:01:43,996
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:01:52,654 --> 00:01:53,954
‫یالا، برو حیوون!

4
00:01:54,500 --> 00:02:01,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:02:02,205 --> 00:02:03,999
‫بمون!

6
00:02:07,865 --> 00:02:09,242
‫ممنون

7
00:02:13,091 --> 00:02:16,011
‫دکتر تامس، لطف کردید اومدید

8
00:02:16,094 --> 00:02:17,071
‫ببریدم پیشش

9
00:02:17,095 --> 00:02:19,723
‫- البته. فاکس
‫- چشم، خانم

10
00:02:19,806 --> 00:02:21,558
‫از این طرف، آقا

11
00:02:33,820 --> 00:02:35,120
‫خدا رو شکر که اومدید

12
00:02:35,197 --> 00:02:37,115
‫می‌ترسم دیر خبرتون کرده باشیم

13
00:02:51,706 --> 00:02:54,870
‫خانم ون‌راین، خانم فورته.
‫صبح بخیر

14
00:03:00,681 --> 00:03:02,891
‫مراقب گلدون‌ها باشید

15
00:03:02,974 --> 00:03:04,601
‫اون صندلی‌ها رو خیلی نزدیک در نذارید

16
00:03:04,685 --> 00:03:05,985
‫داریم همون کاری رو انجام می‌دیم
‫که خانم بهمون گفتن

17
00:03:06,061 --> 00:03:07,521
‫شاید، اما من می‌دونم خواسته‌ش چیه

18
00:03:07,604 --> 00:03:09,022
‫خب نشنیدی چی گفت؟

19
00:03:09,106 --> 00:03:10,406
‫چطور می‌تونی این‌قدر مطمئن باشی؟

20
00:03:10,482 --> 00:03:11,782
‫انگار می‌دونست دقیقاً چی می‌خواست…

21
00:03:11,858 --> 00:03:12,960
‫چون من این‌جا کار می‌کنم
‫و شما دو نفر

22
00:03:12,984 --> 00:03:14,087
‫فقط برای امروز استخدام شدید

23
00:03:14,111 --> 00:03:16,321
‫حالا بیا کمکم بریم کیک رو بیاریم

24
00:03:33,046 --> 00:03:34,715
‫همیشه از یادم می‌ره…

25
00:03:34,798 --> 00:03:37,300
‫بارون نشونه‌ی خوش‌یمنی بود یا بدیمنی؟

26
00:03:37,384 --> 00:03:39,928
‫خب توی هر زندگی مشترکی
‫روزهای بارونی کم نیست،

27
00:03:40,011 --> 00:03:42,389
‫پس فکر نمی‌کنم مهم باشه

28
00:03:42,472 --> 00:03:45,976
‫اما توی راهرو تنها قدم برداشتن
‫به سمت داماد چقدر عجیبه

29
00:03:46,059 --> 00:03:48,061
‫اگه پدرش مُرده باشه که عجیب نیست

30
00:03:48,145 --> 00:03:49,646
‫نتونستم چتر پیدا کنم

31
00:03:49,730 --> 00:03:51,030
‫بارون خیلی شدیده

32
00:03:51,064 --> 00:03:52,524
‫می‌دونم

33
00:04:09,916 --> 00:04:12,586
‫قراره خیلی خوش بگذره

34
00:04:15,756 --> 00:04:17,024
‫نباید جونش در خطر باشه

35
00:04:17,048 --> 00:04:18,633
‫هر کاری که گفتید رو انجام دادیم!

36
00:04:18,717 --> 00:04:20,594
‫سعی کنید درد رو بپذیرید، دوشس

37
00:04:20,677 --> 00:04:22,971
‫مقاومت نکنید، و همه‌چیز درست می‌شه

38
00:04:23,054 --> 00:04:25,015
‫نمی‌تونم… از پسش برنمیام

39
00:04:25,098 --> 00:04:26,325
‫معلومه که می‌تونی، عزیزم

40
00:04:26,349 --> 00:04:28,185
‫معلومه که می‌تونی.
‫ادلهاید، بطری رو بیار

41
00:04:29,853 --> 00:04:31,646
‫قوی باشید!

42
00:04:31,730 --> 00:04:32,790
‫اون چیه؟

43
00:04:32,814 --> 00:04:34,149
‫داروی آرام‌بخش خانم وینزلوئه

44
00:04:34,232 --> 00:04:35,293
‫ضرری نداره

45
00:04:35,317 --> 00:04:37,027
‫متأسفانه ممکنه ضرر
‫داشته باشه، خانم راسل

46
00:04:37,110 --> 00:04:39,362
‫حاوی مورفینه و ممکنه
‫باعث کشته شدن نوزاد بشه

47
00:04:39,446 --> 00:04:40,781
‫اما اگه اون…

48
00:04:40,864 --> 00:04:42,240
‫بذارید واضح بگم

49
00:04:42,324 --> 00:04:43,825
‫شما درکی از این شرایط ندارید

50
00:04:43,909 --> 00:04:45,209
‫لطفاً تنهام بذارید

51
00:04:46,578 --> 00:04:48,205
‫هر اتفاقی افتاد بهتون اطلاع می‌دم

52
00:04:48,288 --> 00:04:49,588
‫مادر!

53
00:04:49,664 --> 00:04:51,166
‫نه!

54
00:04:51,249 --> 00:04:52,751
‫لطفاً نه!

55
00:05:07,390 --> 00:05:09,476
‫فکر نمی‌کنم تا حالا اسکار رو
‫این‌قدر خوشحال دیده باشم

56
00:05:09,559 --> 00:05:12,479
‫فوق‌العاده‌ست، نه؟

57
00:05:12,562 --> 00:05:14,231
‫تو هم خوشحالی، اَگنس؟

58
00:05:14,314 --> 00:05:17,984
‫معلومه که آره.
‫بالاخره پسرم ازدواج کرد

59
00:05:18,068 --> 00:05:20,278
‫اونم با یه زن زیباروی ثروتمند

60
00:05:20,362 --> 00:05:21,662
‫که می‌تونه زندگی خوبی
‫برای هر دو تاشون فراهم کنه

61
00:05:23,281 --> 00:05:25,116
‫و به زودی قراره میزبان

62
00:05:25,200 --> 00:05:26,785
‫رئیس‌جمهور ایالات متحده باشم

63
00:05:26,868 --> 00:05:29,246
‫خانم ون‌راین، تبریک می‌گم

64
00:05:29,329 --> 00:05:31,998
‫چه زوج دوست‌داشتنی‌ای هستن
‫و عجب جشن خوبیه

65
00:05:32,082 --> 00:05:33,750
‫ممنون که من رو دعوت کردید

66
00:05:33,834 --> 00:05:34,852
‫باعث افتخارمونه

67
00:05:34,876 --> 00:05:36,711
‫هر دو تاتون خانم فاستر رو یادتونه،

68
00:05:36,795 --> 00:05:38,713
‫مدیر انجمن میراث

69
00:05:38,797 --> 00:05:41,091
‫از وقتی اون خبر رو دریافت کردیم

70
00:05:41,174 --> 00:05:42,717
‫خواهرم در مورد چیزهای دیگه
‫خیلی کم صحبت می‌کنه

71
00:05:42,801 --> 00:05:44,135
‫همین‌طوره

72
00:05:44,219 --> 00:05:46,763
‫خب کارهای زیادی برای
‫انجام دادن وجود داره، درسته؟

73
00:05:46,847 --> 00:05:49,349
‫هر کاری که لازم باشه،
‫از پسش برمیاییم

74
00:05:49,432 --> 00:05:51,935
‫اجازه بدید جایی که به نظرم

75
00:05:52,018 --> 00:05:54,604
‫برای دیدار خصوصی با رئیس‌جمهور
‫مناسبه رو نشون‌تون بدم

76
00:05:54,688 --> 00:05:55,988
‫فوق‌العاده‌ست

77
00:05:56,022 --> 00:05:57,774
‫اگه نوشیدنی‌تون رو خوردید
‫می‌تونم لیوان رو ببرم

78
00:05:57,858 --> 00:05:59,776
‫اگه تموم نکردید هم مشکلی نیست.
‫می‌تونم برم بعداً بیام

79
00:05:59,860 --> 00:06:01,160
‫اون خیلی…

80
00:06:03,196 --> 00:06:05,615
‫جمع کردن لیوان‌ها کاریه
‫که باید در سکوت انجام بشه

81
00:06:05,699 --> 00:06:06,926
‫اینا مهمون‌های تو نیستن

82
00:06:06,950 --> 00:06:08,952
‫ببخشید، آقای بنیستر

83
00:06:25,093 --> 00:06:27,137
‫حالت خوبه؟

84
00:06:27,220 --> 00:06:29,222
‫عالی‌ام. چرا خوب نباشم؟

85
00:06:29,306 --> 00:06:32,142
‫انگار حواست پرته

86
00:06:32,225 --> 00:06:35,812
‫ممنونم که توی چنین زمانی
‫که به کمک نیاز داریم، به کمک‌مون اومدی

87
00:06:35,896 --> 00:06:38,148
‫آره، همه‌مون باید سهم
‫خودمون رو انجام بدیم

88
00:06:45,614 --> 00:06:48,033
‫خانم باور، واقعاً گل کاشتی

89
00:06:48,116 --> 00:06:51,286
‫تمرین خیلی خوبیه
‫اونم قبل از این‌که این افتخار نصیب‌مون بشه

90
00:06:51,369 --> 00:06:53,038
‫که برای رئیس‌جمهور غذا بپزیم

91
00:06:53,121 --> 00:06:55,749
‫رئیس‌جمهور ایالات متحده
‫قراره بیاد این‌جا؟

92
00:06:55,832 --> 00:06:57,792
‫خب من که رئیس‌جمهور
‫دیگه‌ای نمی‌شناسم

93
00:06:57,876 --> 00:06:59,961
‫مثل امروز چند نفر رو
‫برای کمک میاری؟

94
00:07:00,045 --> 00:07:01,421
‫فکر کنم، اما امیدوارم تا اون موقع

95
00:07:01,504 --> 00:07:02,607
‫یه پیشخدمت جدید پیدا کرده باشیم

96
00:07:02,631 --> 00:07:03,931
‫یعنی تا کِی؟

97
00:07:04,007 --> 00:07:05,234
‫فکر کنم تا چند روز آینده

98
00:07:05,258 --> 00:07:07,510
‫چرا رئیس‌جمهور می‌خواد بیاد این‌جا؟

99
00:07:07,594 --> 00:07:10,472
‫باید بدونی این خونه‌ی بسیار آبرومندیه

100
00:07:10,555 --> 00:07:12,182
‫بدون شک رئیس‌جمهور می‌خواد
‫علاقه‌ش به نیویورک

101
00:07:12,265 --> 00:07:14,684
‫و سنت‌هاش رو دوباره نشون بده

102
00:07:14,768 --> 00:07:18,939
‫خانم باور، برای غذای بیشتر آماده‌ایم

103
00:07:19,022 --> 00:07:21,816
‫الان می‌فرستم

104
00:07:21,900 --> 00:07:24,027
‫لازمه کسی رو از لندن خبر کنیم؟

105
00:07:24,110 --> 00:07:25,612
‫من با کمال میل هزینه رو پرداخت می‌کنم

106
00:07:25,695 --> 00:07:27,072
‫معلومه که پرداخت می‌کنید،
‫اما همه‌چیز تحت کنترله

107
00:07:27,155 --> 00:07:29,491
‫دکتر تامس چندین ساله
‫مراقب خانواده‌ی ماست

108
00:07:29,574 --> 00:07:30,843
‫دکتر خوبیه، برتا

109
00:07:30,867 --> 00:07:32,869
‫شاید این‌طور باشه،
‫اما اگه دست من بود…

110
00:07:32,953 --> 00:07:34,329
‫اما دست شما نیست

111
00:07:34,412 --> 00:07:35,712
‫این‌جا نه

112
00:07:35,747 --> 00:07:37,499
‫پس اگه بخواید برید
‫توی اتاقتون منتظر بمونید…

113
00:07:37,582 --> 00:07:40,043
‫- چطور جرئت می‌کنی…
‫- خانم‌ها. خانم‌ها، لطفاً

114
00:07:40,126 --> 00:07:42,587
‫این حرف‌ها هیچ کمکی
‫به گلدیس نمی‌کنن

115
00:07:42,671 --> 00:07:44,005
‫تغییری صورت گرفته؟

116
00:07:44,089 --> 00:07:45,715
‫متأسفانه نه

117
00:07:45,799 --> 00:07:47,926
‫نوزاد وارونه قرار گرفته

118
00:07:48,009 --> 00:07:52,222
‫شاید وقتش رسیده تصمیم بگیریم
‫باید مادر رو نجات بدیم یا نوزاد رو

119
00:07:53,932 --> 00:07:57,978
‫و مشخصاً تصمیمی نیست
‫که من براتون بگیرم

120
00:07:58,061 --> 00:08:00,230
‫- قطعاً جون بچه مهم‌تره
‫- امکان نداره جدی این حرف رو بزنی

121
00:08:00,313 --> 00:08:02,440
‫اگه بچه پسر باشه، آینده‌ته

122
00:08:02,524 --> 00:08:04,693
‫آینده‌ی همه‌مونه

123
00:08:04,776 --> 00:08:06,653
‫باید به هر قیمتی که شده
‫اون رو نجات بدیم

124
00:08:06,736 --> 00:08:08,071
‫هکتور!

125
00:08:08,154 --> 00:08:11,658
‫عالی‌جناب، همین‌الان باید جواب بدید

126
00:08:13,576 --> 00:08:16,162
‫محض رضای خدا، اگه می‌تونی
‫هر دو تاشون رو نجات بده

127
00:08:16,246 --> 00:08:19,582
‫اما اگه مجبور به انتخاب بودیم،

128
00:08:19,666 --> 00:08:21,751
‫دوشس رو نجات بده

129
00:08:21,835 --> 00:08:24,004
‫وای، خدا رو شکر

130
00:08:46,901 --> 00:08:48,170
‫خبری نشده؟

131
00:08:48,194 --> 00:08:49,696
‫اوضاع راکفلر چطوره؟

132
00:08:49,779 --> 00:08:50,881
‫کوتاه نیومده؟

133
00:08:50,905 --> 00:08:53,658
‫نه. اصلاً

134
00:08:53,742 --> 00:08:55,910
‫و اگه من موافقت کنم، خودم باید

135
00:08:55,994 --> 00:08:58,455
‫بیشتر هزینه‌های حمل‌ونقل
‫نفت رو بپردازم

136
00:08:58,538 --> 00:08:59,640
‫مسخره‌ست!

137
00:08:59,664 --> 00:09:01,082
‫موافقم، قربان

138
00:09:01,166 --> 00:09:03,376
‫اما شرکت استاندارد اویلِ راکفلر
‫مهم‌ترین مشتری‌مونه

139
00:09:03,460 --> 00:09:06,421
‫اگه از دستش بدیم،
‫راه‌آهن‌تون دووم نمیاره

140
00:09:06,504 --> 00:09:09,090
‫چه اون باشه، چه نباشه
‫من نمی‌تونم دووم بیارم!

141
00:09:09,174 --> 00:09:10,508
‫با این قیمت‌ها امکان‌پذیر نیست

142
00:09:12,635 --> 00:09:14,429
‫فقط برو بیرون

143
00:09:16,473 --> 00:09:18,349
‫این رو می‌ذارم پیش‌تون

144
00:09:18,433 --> 00:09:20,477
‫اطلاعاتی از طرف آژانس کارآگاهی پینکرتونه

145
00:09:20,560 --> 00:09:22,937
‫ممکنه سرنخی پیدا شده باشه در مورد
‫کسی که قصد کشتن‌تون رو داشته

146
00:09:25,482 --> 00:09:27,442
‫این خبر خوب امروزم بود؟

147
00:09:37,786 --> 00:09:41,873
‫جمعیت خوبی اومدن،
‫اونم با وجود این طوفان استوایی

148
00:09:41,956 --> 00:09:44,459
‫ولی ناامید شدم که خانم اَستر نیومد

149
00:09:44,542 --> 00:09:47,462
‫و خانم فیش رو توی کلیسا دیدم،
‫اما این‌جا نیست

150
00:09:47,545 --> 00:09:50,590
‫بی‌ادبی نیست که توی
‫مراسم پذیرایی شرکت نکرده؟

151
00:09:50,673 --> 00:09:52,133
‫اونا هم سر عقل میان

152
00:09:52,217 --> 00:09:53,760
‫از اعتماد به نفست خوشم میاد

153
00:09:53,843 --> 00:09:55,724
‫جامعه‌ی اشرافی شاید
‫دمدمی‌مزاج به نظر برسه،

154
00:09:55,725 --> 00:09:58,264
‫اما در واقع همه‌چیز قابل پیش‌بینیه

155
00:09:59,974 --> 00:10:02,769
‫ایشون خانم فاستر هستن

156
00:10:02,852 --> 00:10:04,646
‫از انجمن میراث

157
00:10:04,729 --> 00:10:08,566
‫ایشون همسر دوست‌داشتنی پسرم
‫خانم اسکار ون‌راین هستن

158
00:10:08,650 --> 00:10:11,820
‫یه جشن عروسی و یه دیدار
‫از طرف رئیس‌جمهور

159
00:10:11,903 --> 00:10:13,780
‫این خونه‌ی خیلی خوش‌شانسیه

160
00:10:13,863 --> 00:10:15,573
‫دلیلی وجود داره که رئیس انجمن

161
00:10:15,657 --> 00:10:17,033
‫میزبان این دیدار نیست؟

162
00:10:17,117 --> 00:10:19,452
‫متأسفانه خانم فرنوی
‫گرفتار بستر شده،

163
00:10:19,536 --> 00:10:22,372
‫پس این مسئولیت بزرگ

164
00:10:22,455 --> 00:10:24,415
‫به عهده‌ی نایب‌رئیس‌مون خانم ون‌راین‌ـه

165
00:10:24,499 --> 00:10:27,085
‫که بزرگواری کردن و پذیرفتن

166
00:10:27,168 --> 00:10:29,921
‫همین هفته قراره
‫با منشی رئیس‌جمهور

167
00:10:30,004 --> 00:10:31,381
‫آقای لامونت دیدار داشته باشیم

168
00:10:31,464 --> 00:10:32,966
‫بله، و حالا که مراسم عروسی رو
‫برگزار کردیم

169
00:10:33,049 --> 00:10:35,093
‫می‌تونم تمام توجهم رو
‫به اون مراسم معطوف کنم

170
00:10:35,176 --> 00:10:36,845
‫هر دو تامون خیلی قدردانیم

171
00:10:36,928 --> 00:10:39,139
‫و هیجان‌زده‌ایم که می‌خوایم
‫زندگی متأهلی‌مون رو شروع کنیم

172
00:10:39,222 --> 00:10:40,890
‫و دیگه وقتش بود

173
00:10:40,974 --> 00:10:44,352
‫اگه بخوام بیشتر از این
‫برای به دنیا اومدن یه نوه صبر کنم

174
00:10:44,435 --> 00:10:46,271
‫ممکنه دیگه توان بغل کردنش رو
‫نداشته باشم

175
00:10:49,107 --> 00:10:50,650
‫اگه ما رو ببخشید، مادر،

176
00:10:50,733 --> 00:10:52,443
‫بهتره بریم به مهمون‌ها رسیدگی کنیم

177
00:10:52,527 --> 00:10:54,195
‫البته

178
00:11:04,664 --> 00:11:08,001
‫منتظری ببینی آقای راسل جوان
‫قراره بیاد یا نه؟

179
00:11:08,084 --> 00:11:09,384
‫نه

180
00:11:09,460 --> 00:11:10,563
‫چرا چنین فکر می‌کنی؟

181
00:11:10,587 --> 00:11:12,630
‫دیدم توی کلیسا داشتی
‫باهاش صحبت می‌کردی

182
00:11:12,714 --> 00:11:15,341
‫تازه از شیکاگو برگشته

183
00:11:15,425 --> 00:11:18,845
‫از وقتی رفت به شیکاگو
‫تا الان با هم صحبت نکرده بودیم

184
00:11:18,928 --> 00:11:20,680
‫کاش می‌فهمیدم چه اتفاقی

185
00:11:20,763 --> 00:11:22,640
‫بین‌تون افتاده

186
00:11:22,724 --> 00:11:24,350
‫نمی‌تونستیم رابطه‌مون رو درست کنیم،

187
00:11:24,434 --> 00:11:26,561
‫هر چقدر تلاش کردیم هم فایده‌ای نداشت

188
00:11:26,644 --> 00:11:27,788
‫اما الان برگشته

189
00:11:27,812 --> 00:11:30,023
‫و چیزی تغییر نکرده

190
00:11:30,106 --> 00:11:33,610
‫من و لری اون قضیه رو
‫فراموش کردیم و…

191
00:11:33,693 --> 00:11:35,820
‫اگه من از گرفتن چنین تصمیمی
‫خوشحالم، تو هم باید خوشحال باشی

192
00:11:35,904 --> 00:11:39,532
‫اِیدا، می‌شه یه دقیقه بیایی؟

193
00:11:41,201 --> 00:11:43,119
‫من و خانم فاستر داشتیم در مورد

194
00:11:43,203 --> 00:11:45,830
‫کارکنان اضافی‌ای که برای اون دیدار
‫نیاز داریم صحبت می‌کردیم

195
00:11:45,914 --> 00:11:48,333
‫آره، فکر کنم نیازه

196
00:11:48,416 --> 00:11:49,792
‫همین‌الانش هم یه پیشخدمت کم داریم

197
00:11:49,876 --> 00:11:52,337
‫و بیشتر از کارکنان امروز
‫باید استخدام کنیم

198
00:11:52,420 --> 00:11:54,547
‫قراره انجمن هزینه رو پرداخت کنه؟

199
00:11:56,674 --> 00:11:59,969
‫نیازه بهت یادآوری کنم
‫که آبروی این خانواده

200
00:12:00,053 --> 00:12:03,598
‫به موفقیت اون دیدار بستگی داره؟

201
00:12:03,681 --> 00:12:05,892
‫الان وقت خسیس‌بازی نیست

202
00:12:07,518 --> 00:12:10,563
‫مخصوصاً وقتی پول خودت نیست
‫که بخوای خسیس‌بازی دربیاری

203
00:12:14,567 --> 00:12:17,195
‫خیلی خوشگل می‌شی

204
00:12:17,278 --> 00:12:19,739
‫من و کشیش کرکلند
‫خیلی سپاسگزاریم که موافقت کردید

205
00:12:19,822 --> 00:12:22,659
‫مراسم توی کلیساش
‫در نیوپورت برگزار بشه

206
00:12:22,742 --> 00:12:24,953
‫فکر کنم بالاخره کارمون تموم شد

207
00:12:25,036 --> 00:12:28,122
‫این تور دست‌بافت بروکسل
‫واقعاً بی‌نظیره

208
00:12:28,206 --> 00:12:32,585
‫آره، خیلی زیباست،
‫اما پگی یه تور ساده می‌خواد

209
00:12:32,669 --> 00:12:36,047
‫خب شاید بهتر باشه
‫نظرش رو عوض کنید

210
00:12:36,130 --> 00:12:37,882
‫پس همون تور بروکسل

211
00:12:37,966 --> 00:12:39,509
‫متأسفانه دیگه باید بریم

212
00:12:39,592 --> 00:12:41,010
‫یه چیز دیگه

213
00:12:41,094 --> 00:12:43,179
‫می‌خوام لباس جدیدی
‫براتون سفارش بدم

214
00:12:43,263 --> 00:12:45,265
‫خب در واقع برای هر دوی شما

215
00:12:45,348 --> 00:12:47,141
‫اصلاً نیاز نیست

216
00:12:47,225 --> 00:12:48,935
‫تا همین‌الانش هم خیلی لطف کردید

217
00:12:49,018 --> 00:12:50,812
‫و با کار و کتاب،

218
00:12:50,895 --> 00:12:52,730
‫خودم می‌تونم هزینه‌ش رو بپردازم

219
00:12:52,814 --> 00:12:55,775
‫خب شاید این‌طور باشه،
‫اما لطفاً بذارید این کار رو بکنم

220
00:12:55,858 --> 00:12:57,986
‫می‌بینید، می‌خوام توی نیوپورت
‫یه مهمونی عصرانه برگزار کنم

221
00:12:58,069 --> 00:13:01,072
‫و خیلی دوست دارم
‫شما مهمون‌های افتخاری باشید

222
00:13:01,155 --> 00:13:03,574
‫کِی برنامه‌ریزی شده؟

223
00:13:03,658 --> 00:13:06,744
‫فکر کنم دارم یه‌کم زیاده‌روی می‌کنم

224
00:13:06,828 --> 00:13:10,707
‫می‌خوام از هر دو تاتون دعوت کنم
‫به انجمن بانوان من بپیوندید

225
00:13:10,790 --> 00:13:14,502
‫اسم انجمن‌مون «دختران دوستی»ـه

226
00:13:14,585 --> 00:13:17,171
‫و توی این انجمن چیکار می‌کنید؟

227
00:13:17,255 --> 00:13:18,673
‫برای اهداف ارزشمندی
‫که به رنگین‌پوست‌ها کمک می‌کنن

228
00:13:18,756 --> 00:13:20,091
‫پول جمع می‌کنیم

229
00:13:20,174 --> 00:13:22,051
‫اما ما که توی نیوپورت زندگی نمی‌کنیم

230
00:13:22,135 --> 00:13:23,435
‫درسته

231
00:13:23,511 --> 00:13:26,514
‫خب می‌خوام برای خانواده‌م
‫استثنا قائل بشم

232
00:13:26,597 --> 00:13:30,143
‫توی مهمونی عصرانه به عنوان
‫اعضای جدید معرفی‌تون می‌کنم،

233
00:13:30,226 --> 00:13:31,526
‫اگه بپذیرید

234
00:13:31,561 --> 00:13:33,980
‫خیلی لطف دارید که به فکر
‫ما هستید، خانم کرکلند

235
00:13:34,063 --> 00:13:36,566
‫اما صد البته می‌خوایم مطمئن باشیم

236
00:13:36,649 --> 00:13:38,109
‫می‌تونیم زمانی که انجمن‌تون

237
00:13:38,192 --> 00:13:40,194
‫شایسته‌ش هست رو
‫در اختیارتون بذاریم

238
00:13:40,278 --> 00:13:45,408
‫آدم همیشه برای کارهای مهم
‫وقت پیدا می‌کنه

239
00:13:45,491 --> 00:13:47,744
‫از دیدن‌تون خوشحال شدم، خانم اِسکات

240
00:13:47,827 --> 00:13:49,162
‫من همین‌جا می‌مونم

241
00:13:49,245 --> 00:13:50,621
‫و پارچه‌های لباس‌هاتون رو انتخاب می‌کنم

242
00:13:50,705 --> 00:13:55,251
‫یادتون باشه، فردا با چاپخونه
‫جلسه داریم

243
00:13:55,335 --> 00:14:00,089
‫و باید در مورد نحوه‌ی
‫چینش صندلی‌ها صحبت کنیم

244
00:14:00,173 --> 00:14:04,510
‫یه عالمه کار داریم
‫قبل از این‌که برم

245
00:14:04,594 --> 00:14:07,805
‫هر چی زودتر، بهتر

246
00:14:23,404 --> 00:14:25,406
‫با دوشس تنهاتون می‌ذارم

247
00:14:25,490 --> 00:14:28,368
‫توی راهرو می‌مونم

248
00:14:28,451 --> 00:14:30,244
‫آفرین، عزیزم

249
00:14:30,328 --> 00:14:32,372
‫چقدر فوق‌العاده که بچه پسره

250
00:14:32,455 --> 00:14:34,916
‫فقط خوشحالم که تموم شد

251
00:14:34,999 --> 00:14:37,210
‫کاش پدرت این‌جا بود

252
00:14:37,293 --> 00:14:39,462
‫خوش‌شانسه که توی
‫این مخمصه نیُفتاد

253
00:14:39,545 --> 00:14:41,089
‫همه‌مون خسته شدیم

254
00:14:41,172 --> 00:14:44,217
‫حتماً خیلی خسته‌ای

255
00:14:44,300 --> 00:14:46,469
‫- واقعاً خسته‌ام
‫- معلومه که خسته‌ای

256
00:14:46,552 --> 00:14:48,346
‫ما می‌ریم که استراحت کنی

257
00:14:48,429 --> 00:14:50,431
‫می‌تونیم فردا تبریک بگیم

258
00:15:02,235 --> 00:15:05,446
‫آقا و خانم ون‌راین

259
00:15:05,530 --> 00:15:07,657
‫لطفاً «اینید» صدام کن

260
00:15:07,740 --> 00:15:09,075
‫و دوست داری من رو چی صدا کنی؟

261
00:15:10,284 --> 00:15:12,870
‫خیلی برای هر دو تاتون خوشحالم

262
00:15:12,954 --> 00:15:16,249
‫و مشتاقانه منتظرم
‫بیشتر باهات آشنا بشم

263
00:15:16,332 --> 00:15:19,669
‫برای بعد از مراسم برنامه‌ای داری؟

264
00:15:19,752 --> 00:15:21,754
‫نه. چرا؟ شما برنامه‌ای دارید؟

265
00:15:21,838 --> 00:15:24,090
‫به محض این‌که زمان مناسبی
‫برای فرار کردن پیدا بشه

266
00:15:24,173 --> 00:15:26,384
‫اون کسایی که هنوز بیداریم

267
00:15:26,467 --> 00:15:30,096
‫می‌خوایم بریم به مرکز شهر
‫و یه جشن درست‌وحسابی بگیریم

268
00:15:30,179 --> 00:15:33,516
‫مرکز شهر؟

269
00:15:33,599 --> 00:15:34,827
‫مطمئن نیستم

270
00:15:34,851 --> 00:15:37,728
‫ماریان، به عنوان یه ماجراجویی
‫در نظر بگیرش

271
00:15:37,812 --> 00:15:40,356
‫نمی‌تونیم بذاریم این‌جا
‫بین پیر و پاتال‌ها بپوسی

272
00:15:40,440 --> 00:15:43,109
‫اجازه نداری عروس رو
‫توی روز عروسیش ناراحت کنی،

273
00:15:43,192 --> 00:15:44,492
‫و من اصرار دارم که بیایی

274
00:15:47,405 --> 00:15:50,116
‫خیلی‌خب، چرا که نه؟

275
00:15:50,199 --> 00:15:51,951
‫اگه بارون روحیه‌تون رو خراب نکرده،

276
00:15:52,034 --> 00:15:53,411
‫من نمی‌خوام خرابش کنم

277
00:15:59,167 --> 00:16:00,710
‫اون رو ول کن و برو بخواب

278
00:16:00,793 --> 00:16:03,004
‫تو هم حتماً خیلی خسته‌ای

279
00:16:03,087 --> 00:16:05,590
‫فکر می‌کنم در مقایسه با شما
‫خیلی خسته نیستم

280
00:16:05,673 --> 00:16:07,550
‫تجربه‌ی خیلی سختی بود

281
00:16:09,260 --> 00:16:10,560
‫شب‌تون بخیر

282
00:16:21,147 --> 00:16:22,291
‫دکتر تامس!

283
00:16:22,315 --> 00:16:24,859
‫خانم راسل، سریع بیایید!

284
00:16:24,942 --> 00:16:25,919
‫خون‌ریزی دارن!

285
00:16:25,943 --> 00:16:26,962
‫چی شده؟

286
00:16:26,986 --> 00:16:28,696
‫قضیه چیه؟

287
00:16:28,779 --> 00:16:30,364
‫گلدیس؟

288
00:16:30,448 --> 00:16:33,242
‫- خون‌ریزی شدید داره
‫- گلدیس، عزیزم

289
00:16:33,326 --> 00:16:34,626
‫یه کاری بکنید!

290
00:16:55,306 --> 00:16:57,433
‫حالا می‌شه اسم این رو جشن گذاشت

291
00:16:57,517 --> 00:17:00,645
‫خب در واقع بیشتر دوست‌های من
‫این رو «پایین‌شهرگردی» می‌دونن

292
00:17:00,728 --> 00:17:02,939
‫مطمئن نیستم عمه اَگنس
‫با این کار موافق باشه

293
00:17:03,022 --> 00:17:06,025
‫من کاملاً مطمئنم موافق نیست،
‫و دقیقاً به همین دلیل

294
00:17:06,108 --> 00:17:08,319
‫دعوتش نکردیم

295
00:17:08,402 --> 00:17:11,197
‫بیا بریم. قول دادی باهام برقصی

296
00:17:11,280 --> 00:17:13,282
‫چنین قولی ندادم

297
00:17:13,366 --> 00:17:15,451
‫درخواست همسرت رو رد می‌کنی؟

298
00:17:15,535 --> 00:17:17,495
‫همسرم؟

299
00:17:17,578 --> 00:17:19,997
‫خودم رو توی چه دردسری انداختم؟

300
00:17:33,844 --> 00:17:35,179
‫دوشیزه بروک

301
00:17:37,348 --> 00:17:39,892
‫عجیبه که این‌جا می‌بینم‌تون

302
00:17:39,976 --> 00:17:41,203
‫برای خودمم عجیبه

303
00:17:41,227 --> 00:17:44,272
‫فکر می‌کردم چنین مکان‌هایی
‫مورد تأییدتون نیستن

304
00:17:44,355 --> 00:17:46,357
‫خب یه مناسبت خاصه

305
00:17:46,440 --> 00:17:49,569
‫پس می‌شه استثنا قائل شد

306
00:17:52,154 --> 00:17:54,949
‫می‌دونم نباید این حرف رو بزنم،

307
00:17:55,032 --> 00:17:57,410
‫اما دلم براتون تنگ شده بود

308
00:17:57,493 --> 00:17:59,620
‫برای این هم استثنا قائل می‌شم

309
00:18:03,666 --> 00:18:06,502
‫اما در مورد شیکاگو چیزی بهم نگفتید

310
00:18:06,586 --> 00:18:08,004
‫خیلی مشغله داشتم،
‫اما سفر پرباری بود

311
00:18:08,087 --> 00:18:09,755
‫فکر کنم پدرم خوشحال می‌شه

312
00:18:09,839 --> 00:18:13,384
‫این‌جا خودم پروژه‌هایی دارم
‫که باید بهشون رسیدگی کنم

313
00:18:13,467 --> 00:18:15,845
‫و شما چی؟ اوضاع کارتون چطوره؟

314
00:18:15,928 --> 00:18:17,471
‫فوق‌العاده بوده

315
00:18:17,555 --> 00:18:19,015
‫توی مرکز خدمات اجتماعی
‫در «لوئر ایست ساید»

316
00:18:19,098 --> 00:18:20,433
‫داوطلبانه کار می‌کنم

317
00:18:20,516 --> 00:18:23,936
‫کار سختیه، اما بسیار ارزشمنده

318
00:18:24,020 --> 00:18:25,320
‫خیلی خوش‌شانسن که شما رو دارن

319
00:18:27,231 --> 00:18:29,108
‫این‌که شما چنین حرفی بزنید
‫خیلی برام باارزشه

320
00:18:31,235 --> 00:18:32,612
‫به یاد قدیما؟

321
00:18:33,696 --> 00:18:35,156
‫نمی‌دونم فکر خوبیه یا نه

322
00:18:35,239 --> 00:18:36,824
‫یه رقص ساده‌ست

323
00:18:40,661 --> 00:18:43,372
‫خب رقصیه که من تا حالا ندیدم

324
00:18:43,456 --> 00:18:46,042
‫یه نوع رقص مازورکاست.
‫حرکات من رو دنبال کنید

325
00:18:51,339 --> 00:18:53,299
‫فکر کردم اون دو نفر
‫زدن زیر همه‌چیز

326
00:18:53,382 --> 00:18:54,842
‫زده بودن

327
00:18:54,925 --> 00:18:56,761
‫اما فکر کنم توی روز عروسی خودمون

328
00:18:56,844 --> 00:18:59,472
‫عشق توی هوا جریان داره

329
00:20:28,769 --> 00:20:29,746
‫حرکت کنید!

330
00:20:29,770 --> 00:20:31,439
‫مطمئنید زحمتی نیست
من رو برسونید خونه؟

331
00:20:31,522 --> 00:20:32,898
‫اصلاً

332
00:20:32,982 --> 00:20:34,567
‫امکان نداره بتونید درشکه‌ای پیدا کنید،

333
00:20:34,650 --> 00:20:37,445
‫و قطعاً توی چنین هوایی
‫نمی‌تونم تنهاتون بذارم

334
00:20:37,528 --> 00:20:39,447
‫مطمئنم تا حالا هیچ‌وقت

335
00:20:39,530 --> 00:20:41,699
‫توی چنین جشن عروسی‌ای
‫شرکت نکرده بودم

336
00:20:41,782 --> 00:20:43,051
‫ولی خیلی لذت بردید

337
00:20:43,075 --> 00:20:45,619
‫خیلی آسون و غیرپیچیده بود

338
00:20:45,703 --> 00:20:48,497
‫همه‌ی آدم‌ها فقط
‫داشتن خوش می‌گذروندن

339
00:20:49,790 --> 00:20:51,333
‫هیچ‌وقت این رو به کسی نگفتم،

340
00:20:51,417 --> 00:20:55,087
‫اما تالارهای رقص واقعاً فوق‌العاده‌ان

341
00:20:56,756 --> 00:20:59,550
‫مدام من رو شگفت‌زده می‌کنید، دوشیزه بروک

342
00:20:59,633 --> 00:21:02,386
‫فکر می‌کردم شما رو کامل می‌شناسم

343
00:21:06,766 --> 00:21:08,434
‫آروم باشید!

344
00:21:08,517 --> 00:21:10,603
‫حتماً اسب‌ها به‌خاطر
‫طوفان وحشت‌زده شدن

345
00:21:10,686 --> 00:21:11,986
‫محکم بشینید

346
00:21:15,983 --> 00:21:17,943
‫آروم باشید!

347
00:21:18,027 --> 00:21:19,987
‫هی! بمونید!

348
00:21:20,070 --> 00:21:22,114
‫لری؟

349
00:21:24,950 --> 00:21:26,250
‫بمونید!

350
00:21:30,581 --> 00:21:32,041
‫ماریان!

351
00:21:33,375 --> 00:21:34,352
‫آسیب دیدی؟

352
00:21:34,376 --> 00:21:36,587
‫نه، خدا رو شکر

353
00:21:36,670 --> 00:21:38,214
‫- تو آسیب دیدی؟
‫- نه، خوبم

354
00:21:41,383 --> 00:21:42,718
‫چرخ شکسته

355
00:21:42,802 --> 00:21:44,678
‫نمی‌تونم از این جلوتر ببرم‌تون

356
00:21:44,762 --> 00:21:46,263
‫جانسون، ممنون که خونسرد بودی

357
00:21:46,347 --> 00:21:48,307
‫یه هتل آخر خیابون هست

358
00:21:49,767 --> 00:21:51,435
‫نظرتون چیه؟

359
00:21:52,478 --> 00:21:55,064
‫فکر کنم از غرق شدن بهتره

360
00:21:55,147 --> 00:21:57,441
‫جانسون، لطفاً برو
‫دو تا اتاق برامون بگیر

361
00:21:57,525 --> 00:22:00,110
‫- من با دوشیزه بروک میام
‫- بسیار خب، قربان

362
00:22:07,076 --> 00:22:10,871
‫و بین دو اتاقی که خالی‌ان
‫این بزرگ‌تره

363
00:22:10,955 --> 00:22:12,255
‫این یکی برای شما

364
00:22:14,124 --> 00:22:16,126
‫می‌تونید یه تلگراف
‫به خونه‌ی عمه‌م بزنید؟

365
00:22:16,210 --> 00:22:18,087
‫- آدرس رو بهتون می‌دم
‫- قطعاً، دوشیزه

366
00:22:18,170 --> 00:22:20,130
‫خیلی لطف داری. ممنون

367
00:22:25,761 --> 00:22:29,390
‫امشب خیلی بهم خوش گذشت

368
00:22:33,894 --> 00:22:36,313
‫صبح می‌بینم‌تون

369
00:22:45,948 --> 00:22:47,366
‫شب بخیر، دوشیزه بروک

370
00:22:49,243 --> 00:22:51,620
‫شب بخیر، آقای راسل

371
00:23:18,856 --> 00:23:21,066
‫- خیلی شانس آوردیم
‫- خیال‌مون راحت شد

372
00:23:21,150 --> 00:23:22,902
‫دوشس دارن با آرامش استراحت می‌کنن،

373
00:23:22,985 --> 00:23:25,070
‫و موفق شدیم خون‌ریزی رو
‫متوقف کنیم

374
00:23:25,154 --> 00:23:27,114
‫اما باید خیلی استراحت کنن

375
00:23:27,197 --> 00:23:28,782
‫خوش‌بختانه جوون هستن

376
00:23:28,866 --> 00:23:30,093
‫خیلی سریع حال‌شون خوب می‌شه

377
00:23:30,117 --> 00:23:31,827
‫منم برم بخوابم

378
00:23:31,911 --> 00:23:33,579
‫خیلی خسته شدم

379
00:23:37,583 --> 00:23:39,668
‫بیایید امیدوار باشیم
‫بچه‌ی بعدی این‌قدر اذیت نکنه

380
00:23:40,878 --> 00:23:42,546
‫بعدی؟

381
00:23:42,630 --> 00:23:44,256
‫خب فوراً که نه

382
00:23:44,340 --> 00:23:47,217
‫اما می‌دونم گلدیس دوست داره
‫خانواده‌ی پرجمعیتی داشته باشیم

383
00:23:47,301 --> 00:23:50,679
‫متأسفانه دوشس دیگه نمی‌تونن
‫بچه به دنیا بیارن

384
00:23:50,763 --> 00:23:54,224
‫چی؟

385
00:23:54,308 --> 00:23:56,560
‫فکر کردم متوجه شدید

386
00:23:56,644 --> 00:23:58,270
‫اگه رحم رو درنمی‌آوردم

387
00:23:58,354 --> 00:24:00,147
‫نمی‌شد خون‌ریزی رو بند آورد

388
00:24:04,443 --> 00:24:06,946
‫بهش اطلاع دادی؟

389
00:24:07,029 --> 00:24:10,366
‫شما باید بهش اطلاع بدید، نه من

390
00:24:21,418 --> 00:24:24,088
‫بهتره بذاری اول قوی‌تر بشه

391
00:24:24,171 --> 00:24:27,716
‫برای به دنیا آوردن یه پسر سالم
‫خیلی سختی کشید، اما موفق شد

392
00:24:27,800 --> 00:24:29,927
‫بذار فعلاً خوشحال باشه

393
00:24:30,010 --> 00:24:33,180
‫اما هکتور، کاش می‌شد
‫شرایط متفاوت باشه

394
00:24:51,615 --> 00:24:53,117
‫- کیه؟
‫- منم لری

395
00:25:07,464 --> 00:25:10,968
‫بیایید داخل

396
00:25:11,051 --> 00:25:13,470
‫نگران بودم

397
00:25:13,554 --> 00:25:15,889
‫می‌خواستم مطمئن بشم
‫حال‌تون خوبه

398
00:25:18,267 --> 00:25:22,062
‫شانس آوردیم حادثه‌ی کالسکه
‫فاجعه‌بار نبود

399
00:25:23,605 --> 00:25:25,607
‫آره، درسته

400
00:25:31,447 --> 00:25:36,785
‫می‌خواید تا وقتی خواب‌تون می‌گیره
‫این‌جا پیش‌تون بمونم؟

401
00:26:07,983 --> 00:26:11,653
‫قدم، پرش، قدم، پرش.
‫مازورکا، مازورکا

402
00:26:18,160 --> 00:26:19,870
‫اسکار، خیلی فکر کردم

403
00:26:19,953 --> 00:26:21,789
‫با توجه به این‌که
‫اون همه شامپاین خوردیم

404
00:26:21,872 --> 00:26:23,916
‫واقعاً کار بزرگی کردی

405
00:26:23,999 --> 00:26:26,543
‫خانم اَستر و خانم راسل

406
00:26:26,627 --> 00:26:28,796
‫مشخص کردن که محافل اشرافی
‫براشون چه معنایی داره

407
00:26:28,879 --> 00:26:31,632
‫پس منطقی نیست که ما هم

408
00:26:31,715 --> 00:26:33,842
‫خودمون برای خودمون تصمیم بگیریم؟

409
00:26:33,926 --> 00:26:35,302
‫درسته، درسته، خیلی درسته

410
00:26:35,385 --> 00:26:37,054
‫ولی در مورد راسل‌ها

411
00:26:37,137 --> 00:26:40,224
‫صعود برق‌آساشون به اوج جامعه

412
00:26:40,307 --> 00:26:43,936
‫شاید پایه‌های ازدواجشون رو
‫سست کرده باشه

413
00:26:45,979 --> 00:26:49,149
‫گفتی جامعه قابل پیش‌بینیه،

414
00:26:49,233 --> 00:26:50,859
‫اما نیازی نیست اون‌طور باشه

415
00:26:50,943 --> 00:26:53,112
‫منظورت اینه که باید چیزی ارائه کنیم

416
00:26:53,195 --> 00:26:55,781
‫که یه‌کم نوآورانه‌تر باشه؟

417
00:26:55,864 --> 00:26:56,966
‫آره

418
00:26:56,990 --> 00:26:59,910
‫نظرت چیه یه‌جور محفل برگزار کنیم؟

419
00:26:59,993 --> 00:27:02,913
‫از اون دورهمی‌های حوصله‌سربر

420
00:27:02,996 --> 00:27:04,296
‫که خانم اَستر برگزار می‌کنه نه

421
00:27:04,373 --> 00:27:06,083
‫توی دورهمی خودمون خوش می‌گذره…

422
00:27:06,166 --> 00:27:09,128
‫مثل کاری که فرانسوی‌ها
‫و ایتالیایی‌ها انجام می‌دن،

423
00:27:09,211 --> 00:27:12,840
‫پر از هنرمند و موسیقی‌دان

424
00:27:12,923 --> 00:27:15,968
‫همه دلشون می‌خواد بیان

425
00:27:16,051 --> 00:27:19,012
‫و بهشون…

426
00:27:19,096 --> 00:27:21,306
‫کوکتل می‌دیم

427
00:27:21,390 --> 00:27:24,143
‫می‌تونم فهرست مهمون‌ها رو آماده کنم،
‫یه فهرست خیلی انحصاری،

428
00:27:24,226 --> 00:27:28,647
‫با چاشنی چند آدم هنری

429
00:27:28,730 --> 00:27:29,833
‫هنرمندهای پیشرو

430
00:27:29,857 --> 00:27:32,943
‫عصر شگفت‌انگیزی می‌شه

431
00:27:35,779 --> 00:27:40,409
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم مردی باشم
‫که به همسرش افتخار می‌کنه

432
00:27:41,952 --> 00:27:46,582
‫پایانی بی‌نظیر برای یک روز بی‌نظیر

433
00:27:48,917 --> 00:27:52,671
‫پس این پایان روزه

434
00:27:52,754 --> 00:27:56,258
‫فکر کردم همدیگه رو درک می‌کنیم

435
00:27:59,303 --> 00:28:01,096
‫کامل

436
00:28:05,017 --> 00:28:09,062
‫شب بخیر، آقای ون‌راین

437
00:28:09,146 --> 00:28:14,484
‫و شب شما هم بخیر، خانم ون‌راین

438
00:28:18,325 --> 00:28:25,325


439
00:28:47,309 --> 00:28:51,188
‫لری، بیدار شو

440
00:28:55,359 --> 00:28:57,569
‫باید بیدار بشی

441
00:28:57,653 --> 00:28:59,821
‫صبح بخیر

442
00:28:59,905 --> 00:29:01,365
‫- لباس پوشیدی؟
‫- آره

443
00:29:01,448 --> 00:29:03,450
‫باید بری توی اتاقت
‫و حواست باشه کسی نفهمه

444
00:29:03,533 --> 00:29:06,286
‫ماریان، هنوز صبح زوده.
‫مشکلی نیست

445
00:29:06,370 --> 00:29:07,788
‫زود نیست، خیلی دیره

446
00:29:07,871 --> 00:29:09,171
‫و خیلی هم مشکل داره

447
00:29:09,248 --> 00:29:11,375
‫خجالت می‌کشم،

448
00:29:11,458 --> 00:29:14,753
‫و احتمالاً حیثیتم به باد رفته

449
00:29:14,836 --> 00:29:18,548
‫نمی‌بینی چه چیزی در خطره؟

450
00:29:21,927 --> 00:29:25,555
‫ماریان. ماریان، بمون!

451
00:29:57,879 --> 00:29:58,940
‫ماریان!

452
00:29:58,964 --> 00:30:00,424
‫لری آوردت خونه؟

453
00:30:00,507 --> 00:30:02,509
‫نه، گفتم عاقلانه‌تره خودم
‫با یه درشکه بیام

454
00:30:02,592 --> 00:30:04,594
‫کار عاقلانه‌ای کردی

455
00:30:04,678 --> 00:30:06,680
‫این‌که شب اون‌جا موندی قابل درکه،

456
00:30:06,763 --> 00:30:08,390
‫با توجه به طوفان

457
00:30:08,473 --> 00:30:11,310
‫ولی ترجیح می‌دم بهونه‌ای
‫به شایعه‌سازهای نیویورک ندیم

458
00:30:11,393 --> 00:30:13,145
‫متأسفانه حق با اَگنسه

459
00:30:13,228 --> 00:30:15,147
‫آره، این دقیقاً از همون اتفاقاته

460
00:30:15,230 --> 00:30:17,441
‫که می‌تونه باعث بی‌آبروییت بشه

461
00:30:17,524 --> 00:30:20,235
‫حتماً خیلی شرایط سختی بوده.
‫خیلی به‌هم‌ریخته شدی

462
00:30:21,320 --> 00:30:22,463
‫خودمم همین حس رو دارم

463
00:30:22,487 --> 00:30:24,489
‫ببخشید، باید برم لباس عوض کنم

464
00:30:40,213 --> 00:30:41,715
‫به آقای بوردن بگم…

465
00:30:41,798 --> 00:30:43,342
‫ممنون، چرچ، گرسنه‌م نیست

466
00:30:43,425 --> 00:30:45,218
‫لطفاً این رو ببر

467
00:30:45,302 --> 00:30:46,602
‫قربان

468
00:30:58,565 --> 00:31:01,568
‫اونی که توی راهرو دیدم
‫یه تلفن بود؟

469
00:31:01,651 --> 00:31:03,320
‫از غیبت همه استفاده کردم

470
00:31:03,403 --> 00:31:04,738
‫و گفتم یکی نصب کنن

471
00:31:04,821 --> 00:31:06,823
‫تا این‌جا ۵ هزار نفر
‫توی نیویورک تلفن نصب کردن

472
00:31:06,907 --> 00:31:08,009
‫فوق‌العاده‌ست

473
00:31:08,033 --> 00:31:09,826
‫کجا بودی؟

474
00:31:09,910 --> 00:31:12,788
‫توی طوفان گیر افتادم و مجبور شدم
‫توی باشگاه لباس عوض کنم

475
00:31:16,416 --> 00:31:18,668
‫در مورد برج شیکاگو برام بگو

476
00:31:18,752 --> 00:31:20,052
‫ساختمان «هوم اینشورنس»

477
00:31:20,128 --> 00:31:22,172
‫تحسین‌برانگیزه، شکی درش نیست

478
00:31:22,255 --> 00:31:25,384
‫وقتی از پایین بهش نگاه می‌کنی
‫انگار آسمون رو سوراخ کرده

479
00:31:25,467 --> 00:31:27,928
‫آره، آره. چطور ساخته شده؟

480
00:31:28,011 --> 00:31:29,930
‫با اسکلت فولادی

481
00:31:30,013 --> 00:31:33,183
‫با چند تا معمار صحبت کردم،
‫و با گرفتن مجوزهای لازم

482
00:31:33,266 --> 00:31:35,227
‫دلیلی نداره که صنایع راسل

483
00:31:35,310 --> 00:31:37,687
‫نتونه این‌جا توی نیویورک یکی بسازه

484
00:31:37,771 --> 00:31:40,023
‫مگه این‌که نظرت عوض شده باشه

485
00:31:42,150 --> 00:31:45,195
‫با ساختن یه برج جدید
‫به رقبا یادآوری می‌کنیم

486
00:31:45,278 --> 00:31:47,447
‫که ما هنوزم بهترینیم

487
00:31:49,699 --> 00:31:53,078
‫اما هزینه‌ش خیلی زیاده

488
00:31:53,161 --> 00:31:55,372
‫وقتی ازم خواستی برم تحقیق کنم
‫این رو می‌دونستی

489
00:31:55,455 --> 00:31:57,040
‫آره، خب شرایط عوض شده

490
00:31:57,124 --> 00:31:58,424
‫به‌روز باش

491
00:31:59,835 --> 00:32:02,587
‫چطور مگه؟

492
00:32:02,671 --> 00:32:04,131
‫خب نه تنها راکفلر داره تلاش می‌کنه

493
00:32:04,214 --> 00:32:06,425
‫من رو به زانو دربیاره،

494
00:32:06,508 --> 00:32:10,178
‫بلکه الان شایعاتی شنیده می‌شه
‫که اعضای کابینه‌ی کلیولند

495
00:32:10,262 --> 00:32:12,305
‫می‌خوان قوانین ضدانحصار رو

496
00:32:12,389 --> 00:32:13,890
‫در صدر برنامه‌هاشون قرار بدن

497
00:32:13,974 --> 00:32:15,274
‫نمی‌شه ایرادی هم گرفت

498
00:32:15,350 --> 00:32:17,519
‫وقتی همه‌چیز دست چند نفر باشه

499
00:32:17,602 --> 00:32:19,187
‫رقیب‌های کوچیک‌تر شانسی ندارن

500
00:32:19,271 --> 00:32:21,440
‫نیاز نیست پسرم نصیحتم کنه

501
00:32:21,523 --> 00:32:23,233
‫می‌خوام برینکلی همه‌چیز رو
‫برات توضیح بده

502
00:32:23,316 --> 00:32:26,987
‫قبل از اینکه بدون اطلاع از موضوع
‫دهنت رو باز کنی

503
00:32:27,070 --> 00:32:28,780
‫این‌جا توی خونه زندگی می‌کنی؟

504
00:32:28,864 --> 00:32:31,950
‫تا وقتی مادرت برگرده

505
00:32:32,033 --> 00:32:33,702
‫بعدش برمی‌گردم به باشگاه

506
00:32:33,785 --> 00:32:35,662
‫و روی موضوع راکفلر تمرکز می‌کنم

507
00:32:35,745 --> 00:32:37,205
‫قربان

508
00:32:51,553 --> 00:32:55,015
‫تبریک می‌گم

509
00:32:55,098 --> 00:32:57,225
‫دایی شدی

510
00:32:57,309 --> 00:32:59,227
‫گلدیس بچه رو به دنیا آورده؟

511
00:32:59,311 --> 00:33:01,563
‫پسره

512
00:33:01,646 --> 00:33:04,065
‫می‌تونم تبریک بگم، قربان؟

513
00:33:04,149 --> 00:33:06,359
‫قطعاً می‌تونی، چرچ

514
00:33:06,443 --> 00:33:08,695
‫لطفاً این خبر رو به کارکنان بگو

515
00:33:08,778 --> 00:33:10,697
‫البته، قربان

516
00:33:12,699 --> 00:33:16,620
‫نوه‌م، مارکیِ سیدموث

517
00:33:26,129 --> 00:33:28,673
‫واقعاً بعد از طوفان
‫خورشید درخشان‌تر می‌تابه،

518
00:33:28,757 --> 00:33:29,984
‫مگه نه؟

519
00:33:30,008 --> 00:33:32,344
‫خب شاید به‌خاطر خودمون
‫درخشان‌تر می‌تابه

520
00:33:33,553 --> 00:33:35,805
‫مادرم می‌گه برنامه‌ریزی عروسی
‫خیلی خوب پیش می‌ره

521
00:33:35,889 --> 00:33:37,641
‫نمی‌دونم کدومش بدتره،

522
00:33:37,724 --> 00:33:39,142
‫تأیید نکردنش
‫یا با آغوش باز پذیرفتنش

523
00:33:40,352 --> 00:33:41,937
‫من و مادرم رو دعوت کرد

524
00:33:42,020 --> 00:33:43,355
‫به «دختران دوستی» ملحق بشیم

525
00:33:43,438 --> 00:33:45,106
‫اون انجمن خیلی براش خاصه

526
00:33:45,190 --> 00:33:46,525
‫خودش تأسیسش کرده

527
00:33:46,608 --> 00:33:48,652
‫اگه دعوت‌تون کرده
‫قطعاً خیلی باارزشه

528
00:33:48,735 --> 00:33:50,403
‫پس یه دعوت صادقانه بوده؟

529
00:33:50,487 --> 00:33:51,464
‫آره

530
00:33:51,488 --> 00:33:53,114
‫ترجیح می‌دی قبول کنم؟

531
00:33:54,115 --> 00:33:56,785
‫تصمیمش با خودته

532
00:33:56,868 --> 00:34:00,455
‫اما من و پدرم توی
‫یه انجمن برادری هستیم

533
00:34:00,539 --> 00:34:04,376
‫شاید کار جالبی باشه،
‫به عنوان زن و شوهر

534
00:34:04,459 --> 00:34:05,877
‫زن و شوهر

535
00:34:06,586 --> 00:34:08,213
‫تصور کن

536
00:34:08,296 --> 00:34:10,882
‫هر روز صبح کنار هم
‫از خواب بیدار می‌شیم

537
00:34:10,966 --> 00:34:13,301
‫من که بی‌صبرانه منتظرم

538
00:34:15,011 --> 00:34:16,638
‫انتظار خیلی طولانی به نظر می‌رسه

539
00:34:16,721 --> 00:34:19,516
‫اما یه زندگی طولانی در پیش داریم،
‫فقط من و تو

540
00:34:19,599 --> 00:34:20,934
‫و بچه‌ها، البته

541
00:34:21,017 --> 00:34:23,019
‫به امید خدا هر چه زودتر

542
00:34:23,103 --> 00:34:25,814
‫باید صبر کنیم ببینیم
‫چی می‌شه، نه؟

543
00:34:40,495 --> 00:34:42,747
‫ایشون آقای تراتر هستن

544
00:34:42,831 --> 00:34:45,208
‫ایشون آقای پورتر
‫و آقای اِسمیتسون هستن

545
00:34:45,292 --> 00:34:46,561
‫احتمالاً اسم ایشون رو شنیدید

546
00:34:46,585 --> 00:34:47,812
‫همون مخترع ساعت زنگ‌داری هستن

547
00:34:47,836 --> 00:34:49,212
‫که بازار رو تحت سلطه درآورده

548
00:34:49,296 --> 00:34:50,630
‫خب قطعاً اسم‌شون رو شنیدیم

549
00:34:50,714 --> 00:34:53,800
‫ایشون آیزاک نیوتنِ ساعت‌سازی هستن

550
00:34:53,883 --> 00:34:55,719
‫آقای نیوتن رو نمی‌شناسم

551
00:34:55,802 --> 00:34:58,805
‫یه مخترعه؟

552
00:34:58,888 --> 00:35:01,308
‫جاذبه رو اختراع کرده

553
00:35:01,391 --> 00:35:03,685
‫البته باید گفت مفهومش رو

554
00:35:03,768 --> 00:35:06,563
‫خب قطعاً توی دانشگاه
‫در موردش مطالعه کردید

555
00:35:06,646 --> 00:35:08,565
‫یا توی دانشگاه پرینستون تحصیل کردید؟

556
00:35:10,692 --> 00:35:11,711
‫معذرت می‌خوام

557
00:35:11,735 --> 00:35:13,486
‫ما فارغ‌التحصیل‌های ییل هستیم،
‫خیلی‌هامون اون‌جا تحصیل کردیم

558
00:35:13,570 --> 00:35:14,988
‫اما مهم نیست

559
00:35:15,071 --> 00:35:16,865
‫شما نابغه‌ی این‌جا هستید

560
00:35:16,948 --> 00:35:21,578
‫در مورد اختراع جدیدتون برامون بگید

561
00:35:21,661 --> 00:35:23,747
‫یه دستگاه هم‌زن برقیه

562
00:35:23,830 --> 00:35:27,208
‫چند تا هم‌زن برقی توی بازار هست

563
00:35:27,292 --> 00:35:29,044
‫مثل این نه

564
00:35:31,004 --> 00:35:33,673
‫خیلی به «آرتیشو» علاقه ندارید؟

565
00:35:33,757 --> 00:35:36,217
‫راستش رو بخواید اولین باریه
‫که می‌خوام بخورم

566
00:35:38,303 --> 00:35:39,846
‫بیشتر در مورد اختراع‌تون توضیح بدید

567
00:35:39,929 --> 00:35:43,016
‫خب اصل قضیه، کنترل سرعته،

568
00:35:43,099 --> 00:35:45,560
‫به طوری که همون دستگاه
‫با تعویض پدل هم‌زن

569
00:35:45,644 --> 00:35:49,064
‫بتونه سفیده‌ی تخم‌مرغ رو هم بزنه،
‫کیک رو مخلوط کنه،

570
00:35:49,147 --> 00:35:51,358
‫و یه میلک‌شیک جدید درست کنه

571
00:35:51,441 --> 00:35:52,776
‫جالب به نظر می‌رسه

572
00:35:52,859 --> 00:35:54,402
‫تنها کار می‌کنید یا شریکی دارید؟

573
00:35:54,486 --> 00:35:56,946
‫موقع ساختن اون ساعت
‫یه شریک داشتم، لری راسل

574
00:35:58,281 --> 00:35:59,581
‫پس شما دو نفر حتماً توی هاروارد
‫با هم آشنا شدید

575
00:35:59,616 --> 00:36:00,760
‫نه

576
00:36:00,784 --> 00:36:02,827
‫نه

577
00:36:02,911 --> 00:36:06,414
‫من و آقای راسل
‫این‌جا توی نیویورک همسایه بودیم

578
00:36:06,498 --> 00:36:07,874
‫الان مشغول کارهای دیگه‌ایه،

579
00:36:07,957 --> 00:36:09,793
‫پس این بار خودم تنها
‫دارم کار می‌کنم

580
00:36:09,876 --> 00:36:13,672
‫خب ببینیم چی می‌شه

581
00:36:21,888 --> 00:36:23,306
‫خیلی کوچیکه

582
00:36:23,390 --> 00:36:24,367
‫آره

583
00:36:24,391 --> 00:36:26,351
‫نکنه ناقصش کنم؟

584
00:36:26,434 --> 00:36:30,146
‫نوزادها مقاوم‌تر از چیزی‌ان
‫که فکر می‌کنی

585
00:36:30,230 --> 00:36:32,232
‫ذاتاً این‌کاره

586
00:36:32,315 --> 00:36:35,110
‫واقعاً هستی

587
00:36:35,193 --> 00:36:38,571
‫سارا، می‌خوای قبل از رفتن
‫نوزاد رو بغل کنی؟

588
00:36:38,655 --> 00:36:40,407
‫اون افتخار باید یه روز دیگه نصیبم بشه

589
00:36:42,283 --> 00:36:44,828
‫بانو سارا

590
00:36:53,253 --> 00:36:55,171
‫- جک!
‫- نه، نه، نه، نه

591
00:36:55,255 --> 00:36:57,048
‫بذار ببرمش

592
00:36:57,132 --> 00:36:58,842
‫همین‌الان اون رو بذار روی زمین!

593
00:36:58,925 --> 00:37:00,927
‫تو که این‌جا کار نمی‌کنی.
‫چی توی سرت می‌گذره؟

594
00:37:01,010 --> 00:37:03,388
‫فقط کاری رو انجام دادم
‫که باید انجام می‌شد

595
00:37:03,471 --> 00:37:05,682
‫این‌جا همه‌چیز خیلی آسونه،
‫چون منطقیه

596
00:37:05,765 --> 00:37:07,034
‫اتفاقی افتاده؟

597
00:37:07,058 --> 00:37:08,685
‫واقعاً نه

598
00:37:08,768 --> 00:37:10,437
‫با چند تا تاجر ناهار خوردم

599
00:37:10,520 --> 00:37:14,107
‫و این‌که در مورد چیزهایی حرف می‌زدم
‫که اطلاعی ازشون نداشتم و خیلی مسخره بود

600
00:37:14,190 --> 00:37:16,109
‫باید آرتیشو خوردنم رو می‌دیدید

601
00:37:17,444 --> 00:37:19,904
‫شاید وارد دنیای تجارت شده باشم،
‫اما هیچ‌وقت یکی از اونا نمی‌شم

602
00:37:19,988 --> 00:37:21,173
‫این رو منم می‌تونستم بهت بگم

603
00:37:21,197 --> 00:37:23,825
‫یکی‌شون هستی،
‫و از خیلی‌هاشون بهتری

604
00:37:23,908 --> 00:37:25,744
‫چیزهایی که نمی‌دونی رو
‫می‌تونی یاد بگیری،

605
00:37:25,827 --> 00:37:27,829
‫اما استعدادی که تو داری رو
‫اونا نمی‌تونن یاد بگیرن

606
00:37:27,912 --> 00:37:29,456
‫مطمئن نیستم اصلاً دلشون بخواد

607
00:37:29,539 --> 00:37:31,374
‫فقط چون بلد نیستی آرتیشو بخوری

608
00:37:31,458 --> 00:37:33,793
‫می‌خوای بذار دنیا بهت زور بگه؟

609
00:37:33,877 --> 00:37:35,336
‫مزخرفه!

610
00:37:35,420 --> 00:37:37,464
‫خودم هر چیزی که نیازه بدونی رو
‫بهت یاد می‌دم

611
00:37:37,547 --> 00:37:40,133
‫خیلی لطف دارید، آقای بنیستر،
‫و من…

612
00:37:40,216 --> 00:37:42,594
‫پیشنهاد سخاوتمندانه‌تون رو می‌پذیرم

613
00:37:42,677 --> 00:37:46,431
‫اما فعلاً باید برم

614
00:37:55,732 --> 00:37:58,735
‫و می‌تونیم دو میز دیگه بذاریم این‌جا،

615
00:37:58,818 --> 00:38:00,570
‫پس به نظرم…

616
00:38:07,827 --> 00:38:08,846
‫به نظرم می‌تونیم سه میز…

617
00:38:08,870 --> 00:38:10,055
‫بعدازظهر بخیر

618
00:38:10,079 --> 00:38:11,706
‫امیدوارم بد موقع مزاحم نشده باشم

619
00:38:11,790 --> 00:38:15,293
‫تو هیچ‌وقت مزاحم نیستی

620
00:38:15,376 --> 00:38:17,128
‫از مادرشوهرم فرار کردم

621
00:38:17,212 --> 00:38:21,341
‫تا نسخه‌ی چاپ اول کتابم رو بگیرم!

622
00:38:23,760 --> 00:38:27,305
‫«دوستان در این روزگار»
‫نوشته‌ی پگی اِسکات

623
00:38:27,388 --> 00:38:29,432
‫واقعاً دستاورد بزرگیه

624
00:38:29,516 --> 00:38:31,518
‫حتماً خیلی افتخار می‌کنی

625
00:38:31,601 --> 00:38:32,901
‫باید هم افتخار کنی

626
00:38:32,936 --> 00:38:35,647
‫الهام‌بخش زنان رنگین‌پوست زیادی می‌شی

627
00:38:35,730 --> 00:38:37,030
‫الهام‌بخش زنان زیادی می‌شی!

628
00:38:37,065 --> 00:38:39,192
‫به نظر می‌رسه ناشرها
‫دارن حمایت می‌کنن

629
00:38:39,275 --> 00:38:41,110
‫در مورد یه تور سخنرانی حرف می‌زنن

630
00:38:41,194 --> 00:38:43,279
‫باید یه پلاک روی خونه نصب کنیم

631
00:38:43,363 --> 00:38:45,824
‫- تا همه بدونن یه زمانی این‌جا زندگی می‌کردی
‫- بس کنید

632
00:38:45,907 --> 00:38:47,575
‫نظر ویلیام چیه؟

633
00:38:47,659 --> 00:38:51,871
‫کامل ازم حمایت می‌کنه
‫و در هر قدم تشویقم می‌کنه

634
00:38:51,955 --> 00:38:53,706
‫می‌شه یه دقیقه پگی رو
‫ازتون قرض بگیرم؟

635
00:38:53,790 --> 00:38:54,975
‫عالی می‌شه

636
00:38:54,999 --> 00:38:56,709
‫منم می‌تونم اینا رو بررسی کنم

637
00:38:56,793 --> 00:38:59,337
‫قبل از این‌که خانم فاستر
‫و منشی اجتماعی برسن

638
00:38:59,420 --> 00:39:01,881
‫باید آماده باشم

639
00:39:01,965 --> 00:39:03,758
‫متأسفانه باید بمونه برای یه وقت دیگه

640
00:39:03,842 --> 00:39:05,510
‫اومد

641
00:39:07,887 --> 00:39:09,889
‫وای، خدا

642
00:39:12,642 --> 00:39:15,103
‫پایین خیلی ساکت بودی

643
00:39:15,186 --> 00:39:16,486
‫نمی‌خواستم ساکت باشم

644
00:39:16,563 --> 00:39:19,107
‫بابت موفقیتت خیلی خوشحالم

645
00:39:19,190 --> 00:39:20,650
‫می‌دونم

646
00:39:20,733 --> 00:39:22,861
‫اما یه مشکلی پیش اومده

647
00:39:22,944 --> 00:39:24,244
‫مشخصه

648
00:39:31,661 --> 00:39:33,204
‫لری رو دیدم

649
00:39:33,288 --> 00:39:35,290
‫و پشیمونی که رابطه‌تون رو
‫به هم زدید؟

650
00:39:35,373 --> 00:39:37,625
‫من…

651
00:39:41,462 --> 00:39:42,881
‫یه اشتباهی کردم

652
00:39:42,964 --> 00:39:44,264
‫باهاش حرف زدی؟

653
00:39:44,340 --> 00:39:45,717
‫می‌شه اشتباهات رو درست کرد

654
00:39:45,800 --> 00:39:47,635
‫خیلی دیره

655
00:39:47,719 --> 00:39:49,137
‫من و لری…

656
00:39:52,932 --> 00:39:55,602
‫همدیگه رو بوسیدیم

657
00:39:55,685 --> 00:39:57,812
‫نمی‌فهمم

658
00:39:57,896 --> 00:39:59,939
‫قبلاً هم یه مرد رو بوسیدی

659
00:40:00,023 --> 00:40:02,901
‫کار درستی نبود

660
00:40:07,614 --> 00:40:11,326
‫ماریان، هر حسی که داری،

661
00:40:11,409 --> 00:40:14,454
‫داری خیلی به خودت سخت می‌گیری

662
00:40:14,537 --> 00:40:16,581
‫امیدوارم اجازه ندی تجربیات گذشته

663
00:40:16,664 --> 00:40:20,001
‫مانع آینده‌ت بشن

664
00:40:20,084 --> 00:40:21,920
‫سزاوار این هستی
‫که بهت عشق ورزیده بشه

665
00:40:25,298 --> 00:40:28,593
‫فکر کنم اون کسی که
‫فکر می‌کردم، نیستم

666
00:40:30,803 --> 00:40:33,389
‫مزخرف نگو

667
00:40:35,475 --> 00:40:38,770
‫میزها در طول این اتاق‌ها
‫چیده خواهند شد

668
00:40:38,853 --> 00:40:41,564
‫توی این فکر بودم که هر طرف
‫‏۱۶ میز چیده بشه،

669
00:40:41,648 --> 00:40:44,400
‫اما فکر نمی‌کنم بیشتر
‫از ۱۰ میز جا بشه

670
00:40:44,484 --> 00:40:45,985
‫حس می‌کنم خیلی جا تنگه

671
00:40:46,069 --> 00:40:48,279
‫خب این خونه در طول این سال‌ها

672
00:40:48,363 --> 00:40:49,822
‫میزبان دورهمی‌های
‫زیادی بوده، آقای لامونت

673
00:40:49,906 --> 00:40:52,951
‫قول می‌دم اون‌قدری فضا هست
‫که مهمون‌ها حس نکنن

674
00:40:53,034 --> 00:40:54,219
‫خیلی شلوغه

675
00:40:54,243 --> 00:40:56,621
‫رئیس‌جمهور کلیولند به ندرت
‫در خونه‌های خصوصی غذا می‌خوره

676
00:40:56,704 --> 00:40:57,932
‫بله، می‌دونم

677
00:40:57,956 --> 00:41:00,708
‫همین باعث می‌شه
‫افتخار خیلی بزرگ‌تری برای ما باشه

678
00:41:00,792 --> 00:41:02,669
‫دفتر شهردار گریس
‫باهاتون در ارتباط بوده؟

679
00:41:02,752 --> 00:41:04,504
‫بله، حمایت کامل‌شون رو
‫پیشنهاد دادن

680
00:41:04,587 --> 00:41:06,381
‫فهرست مهمون‌ها باید تأیید بشه

681
00:41:06,464 --> 00:41:08,591
‫و اون‌وقت می‌تونیم در مورد
‫تعداد کارکنان صحبت کنیم

682
00:41:08,675 --> 00:41:11,844
‫اگه اشکالی نداشته باشه
‫می‌خوام آشپزخونه‌هاتون رو ببینم

683
00:41:11,928 --> 00:41:13,113
‫هیچ مشکلی نداره

684
00:41:13,137 --> 00:41:14,437
‫و اون‌جا ظروف چینی

685
00:41:14,438 --> 00:41:16,599
‫و ظروف نقره‌ای که می‌خوایم
‫استفاده کنیم رو نشون‌تون می‌دیم

686
00:41:16,683 --> 00:41:18,601
‫از این طرف

687
00:41:18,685 --> 00:41:22,313
‫آخرین باری که انجمن میراث
‫میزبان یه رئیس‌جمهور بود،

688
00:41:22,397 --> 00:41:23,982
‫دوران «رادرفورد بیرچارد هیز» بود

689
00:41:24,065 --> 00:41:26,776
‫همسرش پیرو کلیسای متدیست بود

690
00:41:26,859 --> 00:41:29,904
‫یکی از حامیان سرسخت جنبش
مبارزه با مصرف مشروبات الکلی بود

691
00:41:29,988 --> 00:41:32,115
‫هر بار که سرم رو می‌چرخونم

692
00:41:32,198 --> 00:41:34,909
‫انگار این دورهمی خیلی بزرگ‌تر می‌شه

693
00:41:34,993 --> 00:41:36,095
‫فکر کنم بهت نگفتم،

694
00:41:36,119 --> 00:41:37,578
‫اما از عمه اَگنس خواسته شده
‫میزبان یه مراسم شام

695
00:41:37,662 --> 00:41:39,288
‫برای رئیس‌جمهور کلیولند باشه

696
00:41:39,372 --> 00:41:41,874
‫عـه

697
00:41:41,958 --> 00:41:43,626
‫مشکلی هست؟

698
00:41:43,710 --> 00:41:45,670
‫نمی‌تونم بگم طرفدار رئیس‌جمهور هستم

699
00:41:45,753 --> 00:41:47,213
‫می‌شه دلیلش رو بپرسم؟

700
00:41:47,296 --> 00:41:49,382
‫مرد صادقی نیست؟

701
00:41:49,465 --> 00:41:51,300
‫بیشتر شهروندان رنگین‌پوست

702
00:41:51,384 --> 00:41:52,653
‫به رئیس‌جمهور کلیولند بدبین هستن

703
00:41:52,677 --> 00:41:54,178
‫باید اعتراف کنم

704
00:41:54,262 --> 00:41:56,973
‫به اندازه‌ی کافی از این مشکلات
‫خبر ندارم

705
00:41:57,056 --> 00:41:59,142
‫چند وقت پیش یه مقاله
‫برای روزنامه‌ی «گلوب» نوشتم

706
00:41:59,225 --> 00:42:01,602
‫و توضیح دادم چطور آمریکایی‌های
‫رنگین‌پوست در جنوب

707
00:42:01,686 --> 00:42:03,980
‫همیشه در معرض تهدید
‫خشونت قرار دارن

708
00:42:05,148 --> 00:42:07,066
‫ولی رئیس‌جمهور کلیولند
‫هنوز علیه این بی‌قانونی‌ها

709
00:42:07,150 --> 00:42:08,943
‫موضع رسمی‌ای نگرفته،

710
00:42:09,027 --> 00:42:11,362
‫و شک دارم اصلاً موضعی بگیره

711
00:42:11,446 --> 00:42:14,490
‫نمی‌دونم چطور مقاله‌ت رو نخوندم

712
00:42:14,574 --> 00:42:16,993
‫می‌شه یه نسخه ازش بهم بدی؟

713
00:42:17,076 --> 00:42:18,303
‫یکی براتون می‌فرستم

714
00:42:18,327 --> 00:42:20,705
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

715
00:42:20,788 --> 00:42:22,832
‫خیلی از دیدن‌تون خوشحال شدم

716
00:42:30,882 --> 00:42:33,134
‫خیلی متأسفم که به این زودی
‫دارید از پیش‌مون می‌رید

717
00:42:33,217 --> 00:42:35,928
‫فقط اومده بودم از نسل بعدی
‫استقبال کنم،

718
00:42:36,012 --> 00:42:37,430
‫و الان خیالم راحته

719
00:42:37,513 --> 00:42:40,224
‫که اسم باکینگهام
‫ادامه پیدا می‌کنه

720
00:42:40,308 --> 00:42:42,060
‫البته

721
00:42:42,143 --> 00:42:45,021
‫باید درک کنید که دوشس
‫یه وظیفه داشت

722
00:42:45,104 --> 00:42:48,316
‫به دنیا آوردن یه وارث پسر
‫انتخابی نیست که بشه ازش چشم‌پوشی کرد

723
00:42:48,399 --> 00:42:50,818
‫و چیزی که شما هیچ‌وقت درک نمی‌کنید

724
00:42:50,902 --> 00:42:52,612
‫اینه که مادر بودن چه حسی داره،

725
00:42:52,695 --> 00:42:55,281
‫این‌که ببینی زندگی بچه‌ت
‫به یه مو بنده

726
00:43:05,249 --> 00:43:07,710
‫- اون چیه؟
‫- نشان خاندان لیوینگستون

727
00:43:09,337 --> 00:43:12,298
‫حالا که ما میزبان رئیس‌جمهوریم

728
00:43:12,381 --> 00:43:15,676
‫گفتم بهتره نشان خانوادگی‌مون
‫به نمایش گذاشته بشه

729
00:43:15,760 --> 00:43:18,096
‫هر چی نباشه مراسم ماست

730
00:43:18,179 --> 00:43:19,448
‫مراسم توئه

731
00:43:19,472 --> 00:43:20,848
‫اینا هیچ‌کدوم به من ربطی ندارن

732
00:43:20,932 --> 00:43:24,685
‫به جز وقتی که زمان پرداخت می‌رسه

733
00:43:24,769 --> 00:43:27,021
‫اصلاً این‌طور نیست

734
00:43:27,105 --> 00:43:29,524
‫من و تو از خاندانی هستیم

735
00:43:29,607 --> 00:43:31,567
‫که صدها ساله در نیویورک ریشه دارن

736
00:43:31,651 --> 00:43:34,821
‫برای همین از من خواسته شد
‫میزبان این دورهمی باشم

737
00:43:34,904 --> 00:43:37,073
‫البته تو بهم می‌خندی،
‫اما من حس می‌کنم برای اولین بار

738
00:43:37,156 --> 00:43:40,910
‫از زمانی که اسکار
‫از نظر مالی نابودم کرده،

739
00:43:40,993 --> 00:43:45,748
‫حق دارم بخشی از تاریخ
‫این کشور باشم

740
00:43:45,832 --> 00:43:47,583
‫من یه آمریکایی‌ام

741
00:43:47,667 --> 00:43:50,920
‫خاندان‌مون از بنیان‌گذاران آمریکاست

742
00:43:51,003 --> 00:43:54,632
‫بهش افتخار می‌کنم،
‫و تو هم باید افتخار کنی

743
00:43:54,715 --> 00:43:57,260
‫می‌دونم این مراسم برات مهمه، اَگنس،

744
00:43:57,343 --> 00:43:59,512
‫اما الان که با دیدگاه‌های
‫اجتماعی و سیاسیِ

745
00:43:59,595 --> 00:44:02,223
‫آقای کلیولند آشنا شدم
‫دارم مردد می‌شم

746
00:44:02,306 --> 00:44:04,441
‫منم با همه‌ی دیدگاه‌هاش موافق نیستم

747
00:44:04,442 --> 00:44:05,977
‫اما خب رئیس‌جمهور

748
00:44:06,060 --> 00:44:07,360
‫ایالات متحده‌ست

749
00:44:07,436 --> 00:44:08,813
‫دیگه داری زیاده‌روی می‌کنی

750
00:44:08,896 --> 00:44:11,065
‫پس حاضر نیستی بیشتر هزینه کنی؟

751
00:44:11,149 --> 00:44:13,943
‫تا الان پول ظرف‌ها، لیوان‌ها،

752
00:44:14,026 --> 00:44:17,155
‫میزها، رومیزی‌ها و خیلی
‫چیزهای دیگه رو دادم

753
00:44:17,238 --> 00:44:18,781
‫به نظرت خیلی سخاوتمند نبودم؟

754
00:44:18,865 --> 00:44:19,925
‫چون به نظرم بودم

755
00:44:19,949 --> 00:44:22,326
‫دوست داری بی‌آبروییِ
‫این خانواده رو ببینی؟

756
00:44:23,744 --> 00:44:25,663
‫یه راه دیگه پیدا می‌کنی، اَگنس

757
00:44:25,746 --> 00:44:28,624
‫همیشه پیدا می‌کنی

758
00:44:37,466 --> 00:44:38,766
‫موافق نیستی؟

759
00:44:38,801 --> 00:44:40,219
‫نه، قضیه این نیست

760
00:44:40,303 --> 00:44:41,572
‫پس چیه؟

761
00:44:41,596 --> 00:44:42,896
‫چیزی نیست

762
00:44:42,972 --> 00:44:44,307
‫اگه چیزی نبود

763
00:44:44,390 --> 00:44:46,309
‫که قیافه‌ت این‌طور نمی‌شد

764
00:44:46,392 --> 00:44:47,810
‫احتمالاً خودتون می‌دونید

765
00:44:47,894 --> 00:44:49,729
‫چی رو؟

766
00:44:49,812 --> 00:44:52,648
‫یالا، آرمسترانگ. بگو

767
00:44:52,732 --> 00:44:55,568
‫این‌که خانم ون‌راین جدید

768
00:44:55,651 --> 00:45:01,324
‫قبلاً خدمتکار مخصوص
‫خانم راسل بوده

769
00:45:01,407 --> 00:45:03,367
‫خدمتکار مخصوصش؟

770
00:45:05,203 --> 00:45:07,622
‫چرا قبل از عروسی بهم نگفتی؟

771
00:45:07,705 --> 00:45:09,290
‫خودتون گفتید دخالت نکنم

772
00:45:09,373 --> 00:45:10,708
‫قبلاً که دخالتت رو می‌کردی

773
00:45:10,791 --> 00:45:12,835
‫اگه یه بار توی عمرت باید دخالت می‌کردی
‫توی همین موضوع بوده

774
00:45:12,919 --> 00:45:14,188
‫متأسفم که بهتون نگفتم

775
00:45:14,212 --> 00:45:16,255
‫واقعاً نمی‌دونستم باید چیکار کنم

776
00:45:16,339 --> 00:45:20,718
‫خب دیگه اون‌قدر دیر شده
‫که من نمی‌تونم کاری بکنم!

777
00:45:20,801 --> 00:45:23,387
‫تنها چیزی که بدتر از اینه
‫که پسرم با یه خدمتکار ازدواج کرده

778
00:45:23,471 --> 00:45:26,474
‫اینه که پسرم از یه خدمتکار طلاق بگیره

779
00:45:29,018 --> 00:45:31,270
‫اگه موضوع فاجعه‌بار
‫دیگه‌ای برای گفتن نداری

780
00:45:31,354 --> 00:45:33,147
‫برو بیرون

781
00:45:33,231 --> 00:45:35,775
‫برو بیرون!

782
00:45:57,421 --> 00:45:58,721
‫چنگال صدف‌خوری

783
00:45:59,590 --> 00:46:00,890
‫نه

784
00:46:02,176 --> 00:46:03,476
‫آره

785
00:46:12,520 --> 00:46:13,938
‫دهنت رو ببند

786
00:46:15,982 --> 00:46:17,316
‫صاف بشین

787
00:46:22,238 --> 00:46:23,507
‫چرا آدم‌ها از اینا می‌خورن؟

788
00:46:23,531 --> 00:46:24,907
‫با کره خوش‌مزه‌تره

789
00:46:24,991 --> 00:46:26,367
‫از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم

790
00:46:26,450 --> 00:46:28,035
‫درست حرف بزن، جان

791
00:46:28,119 --> 00:46:32,123
‫«با شما» و «خوشحالم»

792
00:46:32,206 --> 00:46:34,917
‫از آشنایی با شما خوشحالم

793
00:47:13,873 --> 00:47:15,173
‫آرنج‌هات!

794
00:47:15,249 --> 00:47:17,168
‫خب اینا اصول اولیه بودن

795
00:47:17,251 --> 00:47:18,794
‫باید خیلی چیزها رو یادم بمونه

796
00:47:18,878 --> 00:47:22,590
‫خب با گذر زمان همه برات عادی می‌شن

797
00:47:22,673 --> 00:47:24,383
‫اما وقتی شروع می‌کنن
‫به حرف زدن در مورد چیزهایی

798
00:47:24,467 --> 00:47:25,485
‫که من متوجه نمی‌شم چی؟

799
00:47:25,509 --> 00:47:27,178
‫وانمود کن متوجه می‌شی

800
00:47:27,261 --> 00:47:30,181
‫از عبارت‌های خنثی استفاده کن،

801
00:47:30,264 --> 00:47:34,560
‫مثلاً… چه جالب، که این‌طور،
‫شگفت‌انگیزه

802
00:47:34,643 --> 00:47:36,395
‫و حالا بریم سراغ غذای بعدی

803
00:47:38,773 --> 00:47:40,608
‫بریجت، کجا می‌ری؟

804
00:47:40,691 --> 00:47:42,234
‫می‌دونی از کدوم برای
‫خوردن ماهی استفاده می‌کنن؟

805
00:47:42,318 --> 00:47:44,612
‫خیلی مسخره‌ست

806
00:47:44,695 --> 00:47:46,364
‫تو از ماهی متنفری

807
00:47:46,447 --> 00:47:48,574
‫اگه این آدم‌ها نمی‌تونن
‫همون‌طور که هستی دوستت داشته باشن

808
00:47:48,657 --> 00:47:50,242
‫اصلاً به چه دردی می‌خورن؟

809
00:47:58,834 --> 00:48:02,088
‫قضیه چی بود؟

810
00:48:04,673 --> 00:48:08,094
‫به زودی هیچ‌کدوم‌مون دیگه
‫به اندازه‌ی کافی براش خوب نیستیم

811
00:48:08,177 --> 00:48:11,472
‫یا شاید هم نگران اینی که فکر کنه
‫خودت به اندازه‌ی کافی براش خوب نیستی؟

812
00:48:11,555 --> 00:48:13,516
‫هر یک‌شنبه می‌رم خونه‌ش،

813
00:48:13,599 --> 00:48:16,268
‫سوپ و پای تو رو می‌برم براش

814
00:48:16,352 --> 00:48:19,647
‫انگار از دیدنم خوشحاله،
‫اما فکر کنم الان دیگه

815
00:48:19,730 --> 00:48:21,315
‫امیدواره یه بانوی اشرافی پیدا کنه

816
00:48:21,399 --> 00:48:24,527
‫خب می‌دونی چقدر خجالتیه

817
00:48:24,610 --> 00:48:28,489
‫اگه من جای تو بودم
‫مدام می‌رفتم پیشش

818
00:48:28,572 --> 00:48:32,118
‫دیر یا زود احساسات واقعیش رو
‫بروز می‌ده

819
00:48:34,829 --> 00:48:36,129
‫خانم اِسکات

820
00:48:36,163 --> 00:48:37,706
‫شرمنده که دیر اومدم

821
00:48:37,790 --> 00:48:39,834
‫ویلیام تازه رفت

822
00:48:39,917 --> 00:48:42,336
‫یه ویزیت خونگی داشت

823
00:48:42,420 --> 00:48:45,381
‫رفتم پیش ناشرها و…

824
00:48:45,464 --> 00:48:48,717
‫کتابت رو آوردی!

825
00:48:48,801 --> 00:48:52,346
‫خیلی بهت افتخار می‌کنیم و خوشحالیم

826
00:48:52,430 --> 00:48:54,432
‫ببینید، کتاب پگیه!

827
00:48:54,515 --> 00:48:55,815
‫عالی نیست؟

828
00:48:55,891 --> 00:48:57,601
‫اگه کسی اعتراض نداره،

829
00:48:57,685 --> 00:49:00,855
‫می‌خوام اِلینگتون‌ها رو
‫بذارم کنار کمپل‌ها

830
00:49:00,938 --> 00:49:02,238
‫پگی؟

831
00:49:03,691 --> 00:49:05,734
‫آره، مشکلی نیست

832
00:49:07,153 --> 00:49:10,614
‫فهرستم رو توی اون یکی اتاق
‫جا گذاشتم

833
00:49:13,117 --> 00:49:16,162
‫جوری بهش نگاه کرد
‫انگار یه تیکه آشغال بود

834
00:49:16,245 --> 00:49:19,498
‫نذار شادیت رو خراب کنه

835
00:49:21,167 --> 00:49:23,919
‫خیلی فوق‌العاده‌ست که بالاخره
‫کتاب رو توی دست‌هام گرفتم

836
00:49:24,003 --> 00:49:25,671
‫بعضی از مسئول‌های فروش
‫دعوتم کردن

837
00:49:25,754 --> 00:49:27,339
‫فردا توی یه جلسه شرکت کنم

838
00:49:27,423 --> 00:49:28,841
‫تا در مورد بازاریابیش حرف بزنیم

839
00:49:28,924 --> 00:49:31,218
‫خب خیلی هیجان‌انگیزه!

840
00:49:31,302 --> 00:49:33,095
‫شاید بهتر باشه اون زن رو
‫بشونم سر جاش

841
00:49:33,179 --> 00:49:34,448
‫نه، نه

842
00:49:34,472 --> 00:49:37,141
‫خوب یا بد، اون زن

843
00:49:37,224 --> 00:49:38,893
‫قراره مادرشوهرم بشه

844
00:49:38,976 --> 00:49:43,898
‫فقط باید جلوی زبونم رو بگیرم
‫و این رو بگذرونم

845
00:49:43,981 --> 00:49:45,316
‫درسته

846
00:49:45,399 --> 00:49:48,903
‫تازه، صبح برمی‌گرده به نیوپورت، پس…

847
00:49:48,986 --> 00:49:50,905
‫نمی‌دونم بهتون گفتم یا نه

848
00:49:50,988 --> 00:49:54,283
‫اما یه نوبت براتون گرفتم

849
00:49:54,366 --> 00:49:56,243
‫پیش یکی از بهترین آرایشگرهای مو

850
00:49:56,327 --> 00:49:58,329
‫توی نیویورک

851
00:49:58,412 --> 00:50:01,081
‫اما مگه قرار نیست برگردید به نیوپورت؟

852
00:50:01,165 --> 00:50:04,960
‫انداختمش عقب.
‫خیلی کار دارم

853
00:50:05,044 --> 00:50:07,963
‫مگه این‌که برنامه‌های
‫دیگه‌ای ریخته باشید

854
00:50:08,047 --> 00:50:11,509
‫در اون صورت کاملاً درک می‌کنم

855
00:50:13,260 --> 00:50:14,488
‫نه

856
00:50:14,512 --> 00:50:17,264
‫برنامه‌های دیگه‌ای ندارم

857
00:50:18,557 --> 00:50:20,559
‫بیا این‌جا رو ببینیم

858
00:50:21,477 --> 00:50:23,896
‫خانم اسکار ون‌راین

859
00:50:25,564 --> 00:50:28,150
‫اینید، گفتم بهتره صحبت کنیم

860
00:50:28,234 --> 00:50:30,486
‫قطعاً

861
00:50:30,569 --> 00:50:33,155
‫مشتاقانه منتظر این هستم
‫که بیشتر با هم آشنا بشیم

862
00:50:34,782 --> 00:50:37,660
‫جالبه که این موضوع رو مطرح کردی

863
00:50:37,743 --> 00:50:40,913
‫به تازگی یه چیزی در مورد فهمیدم

864
00:50:40,996 --> 00:50:43,123
‫که خیلی برام تعجب‌آور بود

865
00:50:43,207 --> 00:50:45,584
‫- جداً؟
‫- یکی از کارکنانم بهم گفت

866
00:50:45,668 --> 00:50:48,879
‫که قبل از این‌که خانم وینترتون باشی،

867
00:50:48,963 --> 00:50:51,340
‫برای خانم راسل کار می‌کردی

868
00:50:53,634 --> 00:50:56,637
‫آره، خدمتکارش بودم

869
00:50:56,720 --> 00:50:59,932
‫خب غافلگیرم کردی.
‫فکر کردم انکار می‌کنی

870
00:51:00,015 --> 00:51:01,392
‫که چی بشه؟

871
00:51:01,475 --> 00:51:03,185
‫در نهایت که متوجه می‌شدید

872
00:51:03,269 --> 00:51:05,729
‫الان دیگه نیاز نیست
‫منتظر افشا شدنش باشم

873
00:51:05,813 --> 00:51:09,024
‫و نیّتت این بود که آبروی
‫خانواده‌ی ون‌راین رو ببری؟

874
00:51:09,108 --> 00:51:10,859
‫نه، اصلاً

875
00:51:10,943 --> 00:51:13,988
‫وقتی خانم وینترتون بودم
‫گذشته‌م اصلاً دردسرساز نبود،

876
00:51:14,071 --> 00:51:16,949
‫و الانم انتظار ندارم دردسرساز باشه

877
00:51:17,032 --> 00:51:20,286
‫و پسرم کامل از گذشته‌ت خبر داره؟

878
00:51:20,369 --> 00:51:24,331
‫هر دو تامون با چشم باز
‫وارد این زندگی متأهلی شدیم

879
00:51:27,710 --> 00:51:29,461
‫به نظرم شگفت‌زده می‌شید
‫وقتی ببینید

880
00:51:29,545 --> 00:51:33,340
‫من و اسکار با هم می‌تونیم
‫چه کارهای فوق‌العاده‌ای انجام بدیم

881
00:51:33,424 --> 00:51:38,137
‫می‌تونم از پسرتون حمایت کنم،
‫و از اهداف خود شما

882
00:51:38,220 --> 00:51:40,806
‫می‌تونم توی مراسم شام
‫رئیس‌جمهور کمک‌تون کنم،

883
00:51:40,889 --> 00:51:44,810
‫اگه برای کمک مالی بیشتر
‫جا داشته باشید

884
00:51:46,520 --> 00:51:48,230
‫که این‌طور

885
00:51:51,525 --> 00:51:54,236
‫خانم راسل با کشتی «اتروریا» میاد

886
00:51:54,320 --> 00:51:56,614
‫چهارم به خونه می‌رسه

887
00:51:57,948 --> 00:51:59,248
‫به خدمتکارها خبر بده

888
00:51:59,283 --> 00:52:01,493
‫چشم، قربان

889
00:52:01,577 --> 00:52:02,846
‫لطفاً چمدون‌هام رو جمع کنید

890
00:52:02,870 --> 00:52:04,747
‫می‌خوام برگردم به باشگاه «یونیون»

891
00:52:04,830 --> 00:52:06,248
‫بسیار خب، قربان

892
00:52:12,588 --> 00:52:15,007
‫وقتش نرسیده مادر رو ببخشی؟

893
00:52:15,090 --> 00:52:17,217
‫ربطی به تو نداره

894
00:52:17,301 --> 00:52:18,844
‫اصلاً شبیه خودت نیستی

895
00:52:18,927 --> 00:52:20,512
‫اگه منظورت اینه که مسئولیت دارم

896
00:52:20,596 --> 00:52:23,515
‫مشکل راکفلر رو حل کنم، موافقم

897
00:52:23,599 --> 00:52:25,267
‫شاید مادر هم بتونه کمک کنه

898
00:52:25,351 --> 00:52:28,562
‫وقتی دو نفری با مشکلات روبه‌رو می‌شید
‫به نظر می‌رسه چیزی جلودارتون نیست

899
00:52:28,646 --> 00:52:31,649
‫یادته خودت اولین کسی بودی
‫که نقل مکان کردی؟

900
00:52:31,732 --> 00:52:34,068
‫اما انتظار نداشتم همه‌چیز از هم بپاشه

901
00:52:34,151 --> 00:52:36,236
‫خب همیشه نمی‌تونیم پیامدهای

902
00:52:36,320 --> 00:52:38,322
‫کارهایی که می‌کنیم رو کنترل کنیم

903
00:52:40,616 --> 00:52:43,827
‫قربان، کارآگاه‌های پینکرتون اومدن

904
00:52:43,911 --> 00:52:48,123
‫می‌گن کارشون ضروریه

905
00:52:48,207 --> 00:52:49,958
‫خب…

906
00:52:58,008 --> 00:53:00,302
‫نمی‌دونم تو که بری
‫می‌خوام چیکار کنم

907
00:53:00,386 --> 00:53:04,973
‫به زندگیت می‌رسی.
‫درستش هم همینه

908
00:53:05,057 --> 00:53:07,851
‫هکتور بهت گفت
‫دکتر تامس چی ازش پرسیده؟

909
00:53:07,935 --> 00:53:09,037
‫منظورت چیه؟

910
00:53:09,061 --> 00:53:10,521
‫وقتی اوضاع خراب بود

911
00:53:10,604 --> 00:53:12,898
‫گفت هکتور باید بین تو و بچه
‫یه نفر رو انتخاب کنه

912
00:53:12,981 --> 00:53:14,441
‫جلوی تو این حرف رو زد؟

913
00:53:14,525 --> 00:53:16,193
‫به دکتر التماس کرد
‫تمام تلاشش رو بکنه

914
00:53:16,276 --> 00:53:18,445
‫تا هر دو تاتون رو نجات بده

915
00:53:18,529 --> 00:53:21,699
‫اما اگه مجبور به انتخاب باشه،
‫تو رو انتخاب می‌کنه

916
00:53:28,914 --> 00:53:30,332
‫چه جذاب

917
00:53:30,416 --> 00:53:32,000
‫الان چرا دارن به صدا درمیارن‌شون؟

918
00:53:32,084 --> 00:53:34,086
‫تا به مردم روستا خبر بدن
‫که مارکی سیدموث

919
00:53:34,169 --> 00:53:35,469
‫به دنیا اومده

920
00:53:35,546 --> 00:53:38,006
‫برای دختر ۱۰ بار،
‫و برای پسر ۲۱ به صدا درمیارن‌شون

921
00:53:39,508 --> 00:53:40,843
‫فقط برای بچه‌ی اوله،

922
00:53:40,926 --> 00:53:42,761
‫یا برای هر بچه که متولد بشه
‫به صدا درمیارن‌شون؟

923
00:53:47,099 --> 00:53:49,768
‫برای هر بچه

924
00:53:59,903 --> 00:54:01,780
‫این مردیه که بهتون شلیک کرد؟

925
00:54:01,864 --> 00:54:04,908
‫قطعاً شبیهش که هست

926
00:54:04,992 --> 00:54:08,203
‫یکی از خبرچین‌هامون توی
‫محله‌های فقیرنشین بهمون خبر داد

927
00:54:08,287 --> 00:54:11,999
‫چندین روزه داریم تعقیبش می‌کنیم

928
00:54:26,180 --> 00:54:29,850
‫کجا بودی؟

929
00:54:29,933 --> 00:54:32,478
‫زنه هم قیافه‌ش آشناست،
‫اما نمی‌دونم کجا دیدمش

930
00:54:37,316 --> 00:54:39,818
‫می‌دونید کجا می‌تونیم
‫پسره رو پیدا کنیم؟

931
00:54:39,902 --> 00:54:42,362
‫یه نفر همین‌الان اون‌جاست

932
00:54:46,073 --> 00:55:06,073
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

