﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,920 --> 00:00:12,790
‫آره، عالیـه

3
00:00:12,790 --> 00:00:14,790
‫یه برد برای جینی

4
00:00:14,790 --> 00:00:16,010
‫خیلی خب

5
00:00:16,010 --> 00:00:17,100
‫میر، تو چی داری؟

6
00:00:17,100 --> 00:00:18,320
‫خب...

7
00:00:18,320 --> 00:00:20,010
‫داشتم به این فکر می‌کردم که رو یه خبر

8
00:00:20,020 --> 00:00:21,800
‫به اسم «تنزلِ مرکز شهر» کار کنم

9
00:00:21,800 --> 00:00:24,410
‫درمورد این که آدم‌های کمتری دارن
راهیِ مرکز شهر میشن

10
00:00:24,410 --> 00:00:26,800
‫جالبـه. خوشم اومد.
‫حالا رویکردت چیه؟

11
00:00:26,800 --> 00:00:29,240
‫راستش، هنوز نمی‌دونم

12
00:00:29,240 --> 00:00:32,070
‫بیخیال، من می‌خواستم رو یه خبرِ
‫«هنوز نمی‌دونم» کار کنم که

13
00:00:32,070 --> 00:00:34,120
‫درمورد دو تا کلمه‌ن که به همدیگه میان

14
00:00:34,120 --> 00:00:36,640
‫بالا شهر، خاک بر سر

15
00:00:36,640 --> 00:00:40,820
‫- نه
‫- به‌گمونم این رو بتونیم بذاریم اینجا

16
00:00:40,820 --> 00:00:42,780
‫من قصدی نداشتم اینجا باشم اما

17
00:00:42,780 --> 00:00:44,040
‫حالا که هستم

18
00:00:44,040 --> 00:00:46,950
‫واقعاً دلم می‌خواد یه کوچولو
‫دهن یکی رو سرویس کنم

19
00:00:46,950 --> 00:00:49,390
‫اون‌وقت به همین زودی رفتم تو
‫تابلوی «نا سودمند»

20
00:00:49,390 --> 00:00:51,960
‫آخرین باری که این‌قدر استرس داشتم،
‫بچه بودم

21
00:00:51,960 --> 00:00:54,310
‫که دکتر مجبور شد برام
خو‌ش‌بو کننده تجویز کنه

22
00:00:54,310 --> 00:00:56,350
‫صدام می‌زدن پریتیِ عرق‌زیر‌بغلی

23
00:00:56,360 --> 00:00:57,570
‫دوران خوبی بود

24
00:00:57,570 --> 00:00:58,970
‫چطور بود؟

25
00:00:58,970 --> 00:01:00,270
‫- نگرفت
‫- چی؟

26
00:01:00,270 --> 00:01:02,190
‫«تنزل مرکز شهر» نگرفت؟

27
00:01:02,190 --> 00:01:03,710
‫- اصلاً
‫- شوخی می‌کنی

28
00:01:03,710 --> 00:01:05,060
‫اون خبر همه‌چی داشت

29
00:01:05,060 --> 00:01:07,130
‫توش آمار جمعیتی داشت.
‫دو تا «ز» داشت

30
00:01:07,130 --> 00:01:08,180
‫همین رو بگو

31
00:01:08,180 --> 00:01:09,720
‫یه چی دیگه بهت محول کردن؟

32
00:01:09,720 --> 00:01:11,070
‫به کسی خبر محول نمی‌کنن

33
00:01:11,070 --> 00:01:12,150
‫هر چقدر بکشی، می‌خوری

34
00:01:12,150 --> 00:01:13,500
‫و من شبیه اون شیریـم که

35
00:01:13,500 --> 00:01:15,460
‫بقیه شیرها شرم‌شون میاد نگاهش کنن

36
00:01:15,460 --> 00:01:18,200
‫خب، اگه بهت دلداری میده

37
00:01:18,200 --> 00:01:19,990
‫اینجا هم اوضاع مزخرفـه

38
00:01:19,990 --> 00:01:21,850
‫از وقتی خبر «کلاب گلس‌»مون منتفی شد

39
00:01:21,850 --> 00:01:23,560
‫دیگه هیچ ذوقی ندارم

40
00:01:23,560 --> 00:01:27,120
‫باورم نمیشه قراره اخراجم کنن و
‫برم گردونن خونه

41
00:01:27,130 --> 00:01:29,210
‫مثل کسی که نتونسته دلِ روپال رو ببره

42
00:01:29,210 --> 00:01:31,910
‫می‌دونی باید چی‌کار کنی؟
‫باید عین یه شیر نعره بکشی

43
00:01:31,910 --> 00:01:33,910
‫- خفه شو
‫- مثل همون شیری که هستی

44
00:01:33,910 --> 00:01:36,220
‫باید بکشی.
می‌دونم تو اون اتاقک‌های عایق صدایی

45
00:01:36,220 --> 00:01:38,440
‫بیخیال. بدون نعره که نمی‌تونی بکُشی

46
00:01:40,360 --> 00:01:42,310
‫نه، بلندتر بکش.
‫یالا، بکش

47
00:01:47,100 --> 00:01:48,490
‫همین رو میگم!

48
00:01:48,490 --> 00:01:50,060
‫هنوز برنامه‌ی شام امشب برقراره؟

49
00:01:50,060 --> 00:01:51,800
‫- آره، حتماً
‫- باشه

50
00:01:52,800 --> 00:01:53,930
‫رفت

51
00:01:53,930 --> 00:01:55,940
‫چند وقته با تماس تصویری با هم شام می‌خوریم

52
00:01:55,940 --> 00:01:57,460
‫بهش میگیم، «تماس تصویری شکم‌پر»

53
00:01:57,460 --> 00:01:59,110
‫جفت‌مون یه غذا سفارش میدیم

54
00:01:59,110 --> 00:02:01,080
‫یعنی مثلاً رفتیم یه رستوران

55
00:02:01,080 --> 00:02:03,250
‫اما ند خیلی بیشتر از من،
‫غذای چینی دوست داره

56
00:02:03,250 --> 00:02:05,030
‫واسه همین من توی جعبه‌ی غذا

57
00:02:05,030 --> 00:02:06,510
‫ناگت مرغ می‌ذارم

58
00:02:07,380 --> 00:02:08,430
‫جواب داده

59
00:02:08,430 --> 00:02:10,170
‫بهترین بخش از روزم...

60
00:02:10,170 --> 00:02:11,430
‫شام خوردن‌مونـه

61
00:02:11,430 --> 00:02:13,560
‫اگه به‌خاطر «تماس تصویری شکم‌پر» نبود

62
00:02:13,560 --> 00:02:15,800
‫هیچ دلیلی برای زنده مونده نداشتم

63
00:02:16,480 --> 00:02:20,200
‫یکم از چیزی که منظورم بود،
‫ترسناک‌تر شد

64
00:02:21,350 --> 00:02:23,620
‫اما تنها چیزیـه که زنده نگهم داشته

65
00:02:42,000 --> 00:02:49,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

66
00:02:49,125 --> 00:02:52,545
« روزنامه »
« فصل دوم: قسمت هشتم »

67
00:02:53,750 --> 00:02:57,170
‫امروز فقط گزارش‌های تکمیلی
درمورد گردباد داریم

68
00:02:57,170 --> 00:02:58,820
‫کاش یه گردباد دیگه بیاد

69
00:02:58,830 --> 00:03:00,260
‫باحال بود

70
00:03:01,070 --> 00:03:04,570
‫خب، آره، دو نفر به‌خاطر گردباد کشته شدن

71
00:03:04,570 --> 00:03:06,480
‫یه زنه با ماشینش پرت شده ته دره و

72
00:03:06,490 --> 00:03:08,230
‫ماشینش پر از آب شده

73
00:03:08,230 --> 00:03:09,880
‫این ترس شماره یکمـه

74
00:03:09,880 --> 00:03:12,320
‫یه یارویی هم از پشت‌بوم پرت شده پایین

75
00:03:12,320 --> 00:03:13,360
‫ترس شماره دومـم

76
00:03:13,360 --> 00:03:15,200
‫یه بیانیه‌ی مطبوعاتی درباره اون مردی که

77
00:03:15,200 --> 00:03:18,320
‫از پشت‌بوم پرت شده پایین برامون فرستادن.
‫دزموند ساندوال

78
00:03:18,320 --> 00:03:19,410
‫اوه

79
00:03:21,940 --> 00:03:24,200
‫- توی کلاب گلس؟
‫- همون‌جا کار می‌کرده

80
00:03:24,200 --> 00:03:26,160
‫از بالای پشت‌بوم رستوران مرکز شهر

81
00:03:26,160 --> 00:03:27,770
‫نه‌خیر. نه، نه، نه

82
00:03:27,770 --> 00:03:29,810
‫کلاب گلس؟ نه

83
00:03:29,810 --> 00:03:32,380
‫طرفش نمیرم. درسم رو گرفتم

84
00:03:32,380 --> 00:03:34,340
‫همین مونده جلوی همه تحقیر شم و

85
00:03:34,340 --> 00:03:36,860
‫دوست‌دخترم رو بفرستن یه شهر دیگه

86
00:03:36,860 --> 00:03:39,490
‫نه... حرفش هم نزن

87
00:03:39,490 --> 00:03:41,130
‫می‌خوای مال تو باشه؟

88
00:03:41,130 --> 00:03:43,650
‫- فقط... این رو منتشر کنم؟
‫- معلومـه کار خودتـه

89
00:03:43,650 --> 00:03:45,000
‫برو اونجا و مطمئن شو چی شده

90
00:03:45,000 --> 00:03:47,790
‫فقط پای من رو نکش وسط لطفاً

91
00:03:47,790 --> 00:03:50,490
‫تراویس، می‌خوای باهاش بری و
‫عکس بگیری؟

92
00:03:50,490 --> 00:03:54,100
‫راستش، کاش می‌تونستم اما زیر دلم درد می‌کنه

93
00:03:54,100 --> 00:03:55,140
‫چی؟

94
00:03:55,140 --> 00:03:56,670
‫درد زیر دلِ مردونه، ند

95
00:03:56,670 --> 00:03:59,060
‫ما مردها باید راحت‌تر درمورد این چیزها
حرف بزنیم

96
00:03:59,060 --> 00:04:00,630
‫این فقط مربوط به خانم‌ها نیست

97
00:04:01,020 --> 00:04:05,020
‫نه. روزی که گرباد شد، هیچ خبر دیگه‌ای نشد

98
00:04:05,020 --> 00:04:07,940
‫اصلاً هیچ اتفاقی نیفتاد

99
00:04:07,940 --> 00:04:09,590
‫اِزمرالدا

100
00:04:09,590 --> 00:04:11,900
‫زن ناشناس در دره

101
00:04:11,900 --> 00:04:13,510
‫بهت هم میاد

102
00:04:13,510 --> 00:04:15,250
‫من باید درمورد همچین چیزی بنویسم؟

103
00:04:15,250 --> 00:04:17,030
‫زنی که تو ماشین کوچولوش می‌میره

104
00:04:17,030 --> 00:04:19,470
‫واسه این که یادش رفته درها چطوری باز میشن؟

105
00:04:19,470 --> 00:04:21,690
‫چقدر تحقیرآمیز

106
00:04:21,690 --> 00:04:25,300
‫وقتی سعی می‌کنن بکشنت پایین،
‫هر چقدر بری پایین، باز هم کمـه

107
00:04:25,300 --> 00:04:27,350
‫می‌خوان بکشوننت پایین و پایین‌تر

108
00:04:27,350 --> 00:04:28,960
‫و حالا ند سمپسون می‌خواد

109
00:04:28,960 --> 00:04:32,180
‫من رو بشکونه زیر سطح دریا، خب؟

110
00:04:32,180 --> 00:04:34,010
‫- سلام
‫- سلام

111
00:04:34,010 --> 00:04:37,230
‫این چندتا عکس از حادثه‌ی کلاب گلسـه

112
00:04:37,230 --> 00:04:39,060
‫باشه. یه نگاه میندازم

113
00:04:41,010 --> 00:04:43,890
‫این که فقط عکس یکیه که داره
‫پیاده‌رو رو می‌شوره

114
00:04:43,890 --> 00:04:45,670
‫آره. داشت همین کار رو می‌کرد

115
00:04:45,670 --> 00:04:47,320
‫تحقیقات رو تموم کردن؟

116
00:04:47,330 --> 00:04:48,670
‫گزارش پلیس کوش؟

117
00:04:48,670 --> 00:04:50,680
‫نمی‌دونم، گفتن گزارشی در کار نیست

118
00:04:50,680 --> 00:04:52,900
‫خبرنگارها باید غریزه‌ی خوبی داشته باشن

119
00:04:52,900 --> 00:04:55,900
‫اما یکی از مهم‌ترین غرایز...

120
00:04:55,900 --> 00:04:59,770
‫اینه که بدونی کِی نباید به غرایزت گوش کنی

121
00:04:59,770 --> 00:05:03,250
‫برام مهمـه که وقتی یکی می‌میره،
‫پلیس معمولاً گزارش می‌نویسه؟

122
00:05:03,250 --> 00:05:08,210
‫مخصوصاً وقتی اون شخص،
‫به شکل عجیبی می‌میره؟

123
00:05:08,220 --> 00:05:11,740
‫در حال حاضر یه صدایی توی گوشم داره میگه،
‫«هی، ند...

124
00:05:11,740 --> 00:05:15,090
‫یه‌جای این ماجرای عجیب تو کلاب گلس می‌لنگه

125
00:05:15,090 --> 00:05:16,880
‫هم درمورد اون یارو که سقوط کرده و

126
00:05:16,880 --> 00:05:19,270
‫هم درمورد جوری که اوضاع رو جمع کردن»

127
00:05:19,270 --> 00:05:21,750
‫اما یه صدای ریزتری میگه

128
00:05:21,750 --> 00:05:24,230
‫«هی، به اون یارو گوش نکن

129
00:05:24,230 --> 00:05:25,620
‫یه بار گند بالا آوردی

130
00:05:25,620 --> 00:05:27,320
‫و اگه به این کارهات ادامه بدی

131
00:05:27,320 --> 00:05:28,930
‫باز هم گند بالا میاری»

132
00:05:28,930 --> 00:05:31,640
‫اما اون صدای ریز، یه ترسوی بی‌عرضه‌ست

133
00:05:34,070 --> 00:05:36,460
‫پسرت واقعاً من رو یاد یکی میندازه

134
00:05:36,460 --> 00:05:38,810
...چیز

135
00:05:38,810 --> 00:05:41,340
‫آهان! یادِ سیب‌زمینی

136
00:05:41,340 --> 00:05:43,490
‫نوبتِ زایمان تو کِیـه؟

137
00:05:45,430 --> 00:05:46,640
‫هی، ایشون کی هستن؟

138
00:05:46,650 --> 00:05:49,950
‫اوه، ایشون یکی از تازه مادرهاست که
‫تو جاش کار می‌کنی

139
00:05:49,950 --> 00:05:52,170
‫آره، حدود دو ماه و نیمـه که از

140
00:05:52,170 --> 00:05:54,300
‫مرخصی زایمان سه‌ماهه‌ش گذشته اما

141
00:05:54,310 --> 00:05:57,130
‫این‌طور که پیداست،
می‌خواد زودتر برگرده سر کار

142
00:05:57,130 --> 00:05:59,570
‫- از دیدنت خوشحال شدم، آماندا
‫- من هم همین‌طور

143
00:05:59,570 --> 00:06:02,140
‫میشه زودتر بزرگ شی تا مامانت
بتونه برگرده سر کار؟

144
00:06:02,140 --> 00:06:03,440
‫خیلی بهش نیاز داریم

145
00:06:03,450 --> 00:06:06,270
‫وای خدا، چقدر نازه

146
00:06:06,270 --> 00:06:07,450
‫نه ساعتِ ۳ صبح

147
00:06:07,450 --> 00:06:10,150
‫وای، این سن واقعاً بهترین دوره‌ست

148
00:06:10,150 --> 00:06:12,840
‫تو این زمانـه که واقعاً باهات آشنا میشن

149
00:06:12,840 --> 00:06:15,060
‫هر چهره‌ای که از سه تا شیش ماهگی ببینن

150
00:06:15,070 --> 00:06:18,370
‫همون چهره‌ایـه که وقتی ۱۴ سال‌شون شد
‫به حرفش گوش میدن

151
00:06:18,370 --> 00:06:21,900
‫مامانیت رو لازم داری؟

152
00:06:21,900 --> 00:06:23,120
‫- واقعاً...
‫- خیلی خوش‌شانسید که

153
00:06:23,140 --> 00:06:24,550
‫همسرتون تمام‌وقت خونه‌ست

154
00:06:24,550 --> 00:06:26,690
‫نه، شوهرم آتش‌نشانـه

155
00:06:26,690 --> 00:06:29,380
‫خب، مهدکودک هم جای باحالیـه

156
00:06:29,380 --> 00:06:31,600
‫فقط حواست باشه اون دستای کوچولوت رو بشوری

157
00:06:31,600 --> 00:06:34,350
‫سیستم ایمنی بدنت قراره خیلی قوی بشه

158
00:06:34,350 --> 00:06:35,560
‫مال شما هم همین‌طور

159
00:06:35,560 --> 00:06:38,050
‫واضحاً، به کاری که الان کردم افتخار نمی‌کنم

160
00:06:38,050 --> 00:06:41,250
‫اما نمی‌تونم بدون یه خبر خفن
‫این کار رو ول کنم

161
00:06:41,250 --> 00:06:43,670
‫و اون خبر، میشه بچه‌ی من

162
00:06:43,980 --> 00:06:45,430
‫توفان‌گردی چطور بود؟

163
00:06:46,490 --> 00:06:49,710
‫راسیاتش... دارم ازش یه فیلم‌نامه در میارم

164
00:06:49,710 --> 00:06:51,320
‫واسه یه فیلم سینمایی

165
00:06:51,320 --> 00:06:52,710
‫- ایول
‫- و خب... آره

166
00:06:52,710 --> 00:06:55,310
‫می‌خوام اسمش رو بذارم...

167
00:06:55,340 --> 00:06:56,720
‫توییست‌مس مبارک

168
00:06:56,720 --> 00:06:59,360
‫- پس از اون فیلم‌های کریسمی و توفانیـه
‫- آره

169
00:06:59,380 --> 00:07:00,850
‫- خیلی خفنـه، رفیق
‫- آره، دقیقاً

170
00:07:00,850 --> 00:07:03,200
‫و دو تا همکار هم توش هستن که

171
00:07:03,200 --> 00:07:05,380
‫یه صحنه‌ی خیلی معذب‌کننده ازش در میاد و

172
00:07:05,380 --> 00:07:07,160
‫یکی‌شون خیلی مطمئن نیست که

173
00:07:07,160 --> 00:07:09,420
‫حس اون یکی درمورد این ماجرا چیه

174
00:07:10,340 --> 00:07:12,160
‫آهان. خیلی خب

175
00:07:12,170 --> 00:07:14,730
‫من بودم فقط تمرکزم رو می‌ذاشتم روی
توفان و کریسمسش

176
00:07:14,730 --> 00:07:17,340
‫- جدی؟
‫- چون پول‌سازترین قسمتش همونـه

177
00:07:17,340 --> 00:07:20,520
‫خب، نه. گوش کن، فقط باید رو جزئیاتش کار کنم

178
00:07:20,520 --> 00:07:24,310
‫خب... تو با یکی از همکارهات توی
رابطه بودی، درستـه؟

179
00:07:24,310 --> 00:07:27,400
‫خب، من تا حالا با کسی از
همکارها توی رابطه نبودم

180
00:07:27,400 --> 00:07:29,180
‫نه رابطه‌ای که جدی باشه

181
00:07:29,180 --> 00:07:30,450
‫واقعاً؟

182
00:07:31,660 --> 00:07:33,800
‫ما تو رابطه بودیم.
‫اون داره فریب‌تون میده

183
00:07:33,800 --> 00:07:35,880
‫شما رو فریب میده، من رو فریب میده و

184
00:07:35,890 --> 00:07:37,800
‫«توییست‌مس مبارک» هم نمی‌گیره

185
00:07:37,800 --> 00:07:40,890
‫می‌خوام گزارش رابطه‌ی عاطفی
بین دو همکار رو بدم

186
00:07:40,890 --> 00:07:43,410
‫وای، چه جذاب. خدایا، کی با کی؟

187
00:07:43,410 --> 00:07:45,760
‫من با دتریک مور توی رابطه بودم

188
00:07:45,760 --> 00:07:47,850
‫ای جان، دختر خوب

189
00:07:47,850 --> 00:07:49,290
‫خیلی خوشگلـه

190
00:07:49,290 --> 00:07:51,470
‫اما خب راستش، فقط زمانی باید گزارش بدی که

191
00:07:51,470 --> 00:07:53,290
‫از اون روابط بین رئیس و کارمند باشه

192
00:07:53,290 --> 00:07:55,300
‫مثل رابطه‌ی دیو با بِل...

193
00:07:55,300 --> 00:07:57,910
‫نه، مثلاً اگه دیو با خانم قوری
رابطه داشته باشه

194
00:07:57,910 --> 00:07:59,600
‫فکرش رو بکن. منحرفانه و عجیبـه

195
00:07:59,600 --> 00:08:02,000
‫من آدمـم، قوری نیستم، خب؟

196
00:08:02,000 --> 00:08:06,260
‫با ‌عنوان یه رابطه‌ی واقعی، اتفاق افتاده و
‫تموم‌شده ثبتش کن

197
00:08:06,260 --> 00:08:08,610
‫باشه، خون‌سرد باش

198
00:08:08,610 --> 00:08:11,310
‫نیکول، وایسا.
‫حدس بزن دارم به چی فکر می‌کنم

199
00:08:11,310 --> 00:08:13,620
‫لنگم به هوا بازیِ دیو با خانم قوری

200
00:08:13,620 --> 00:08:15,140
‫تصورش خیلی باحالـه، نه؟

201
00:08:15,140 --> 00:08:18,620
‫«وای دیو... برعکسم کن و خشکم کن، باشه؟»

202
00:08:18,620 --> 00:08:19,850
‫نیکول

203
00:08:23,500 --> 00:08:26,460
‫- سلام
‫- سلام

204
00:08:26,460 --> 00:08:31,510
‫یه خارشی افتاده به جونم که
واقعاً نباید بخارونمش

205
00:08:31,510 --> 00:08:33,860
‫- این مکالمه رو ضبط می‌کنم
‫- نه

206
00:08:33,860 --> 00:08:35,380
‫- پونزدهم نوامبر
‫- نه

207
00:08:35,380 --> 00:08:36,770
‫صدای مرد، نیکول سمپسون

208
00:08:36,770 --> 00:08:38,690
‫نه، لازم نیست. گوش کن چی میگم

209
00:08:38,690 --> 00:08:41,650
‫درمورد اون گارسون بامزه و پیره که

210
00:08:41,650 --> 00:08:43,730
‫از اون پشت‌بوم بامزه و قدیمی پرت شده

211
00:08:43,740 --> 00:08:46,380
‫داشتم پیش خودم می‌گفتم که

212
00:08:46,380 --> 00:08:49,380
‫طرف لابد خیلی پیر و فسقلی بوده، نه؟

213
00:08:50,330 --> 00:08:53,140
‫واسه این که باد این‌طور بلندش کنه

214
00:08:53,140 --> 00:08:54,920
‫- نه راستش
‫ - نه؟

215
00:08:54,920 --> 00:08:57,400
‫آخه این صفحه‌ی یادبود خانوادگیشـه

216
00:08:57,400 --> 00:08:58,530
‫بذار ببینم

217
00:09:00,320 --> 00:09:02,930
‫وای! عجب گنده‌بکی بوده!

218
00:09:02,930 --> 00:09:05,000
‫تازه، سالسا هم می‌رقصیده

219
00:09:06,080 --> 00:09:08,410
‫- عضلات قدرتمندی می‌خواد
‫- خیلی

220
00:09:08,410 --> 00:09:11,070
‫به‌گمونم عجیبـه که این جزئیات رو

221
00:09:11,070 --> 00:09:12,850
‫توی بیانیه‌ی مطبوعاتی نیوردن، نه؟

222
00:09:12,850 --> 00:09:15,510
‫ند؟ نگو که کنجکاویت به‌خاطرِ کینه‌ی قدیمیت

223
00:09:15,510 --> 00:09:18,730
‫نسبت به یه کلاب خاص تحریک شده، هان؟

224
00:09:18,730 --> 00:09:20,210
‫- به هیچ وجه. به هیچ وجه
‫- خیلی خب

225
00:09:20,210 --> 00:09:21,380
‫- به هیچ وجه
‫- باشه

226
00:09:21,380 --> 00:09:22,770
‫به هیچ وجه. ادلولا...

227
00:09:22,770 --> 00:09:25,520
‫میشه لطفاً بیای به اتاق کنفرانس؟

228
00:09:25,520 --> 00:09:28,210
‫درمورد کلاب گلسـه؟

229
00:09:31,300 --> 00:09:34,000
‫اسکار، میشه لطفاً بیای به اتاق کنفرانس؟

230
00:09:34,000 --> 00:09:35,430
‫- درمورد کلاب گلسـه؟
‫- نه

231
00:09:35,430 --> 00:09:37,960
‫درمورد یه موضوع دیگه‌ست که

232
00:09:37,960 --> 00:09:40,100
‫اینجا نمی‌تونم درموردش باهات صحبت کنم

233
00:09:40,100 --> 00:09:42,620
‫چون کلمه‌ی «ک» دار توش داره

234
00:09:42,620 --> 00:09:44,060
‫خواهش می‌کنم

235
00:09:44,060 --> 00:09:45,840
‫تراویس، اتاق کنفرانس

236
00:09:45,840 --> 00:09:47,190
‫- درمورد کلاب گلسـه؟
‫- نه

237
00:09:47,190 --> 00:09:48,760
‫دتریک، اتاق کنفرانس

238
00:09:48,760 --> 00:09:51,320
‫- درمورد کلاب گلسـه؟
‫- نه، فقط بیا...

239
00:09:51,760 --> 00:09:53,150
‫بچه‌ها...

240
00:09:53,150 --> 00:09:55,330
‫احتمال داره که یکم فریب‌تون داده باشم

241
00:09:55,330 --> 00:09:59,120
‫قضیه درمورد کلاب گلسـه

242
00:10:04,930 --> 00:10:07,080
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ی نده

243
00:10:07,080 --> 00:10:09,910
‫احتمالاً داره واسه تنزل مقام بعدیم
‫نقشه می‌کشه

244
00:10:09,910 --> 00:10:11,170
‫بوش رو حس می‌کنم، خب؟

245
00:10:11,170 --> 00:10:13,740
‫نمی‌تونید به این دماغ دروغ بگید

246
00:10:13,740 --> 00:10:17,220
‫این مرد عاشق دادنِ تنزل مقام به
‫مامان‌های مجرده

247
00:10:17,220 --> 00:10:21,530
‫به اولین جلسه‌ی تیم سرّی
‫«تروث‌تلر تولیدو» خوش اومدید

248
00:10:21,530 --> 00:10:24,620
‫- پایه‌اید؟
‫- قراره جلسات‌مون همیشه همین زمان باشه؟

249
00:10:24,620 --> 00:10:27,670
‫بعید بدونم که زمان مشخصی داشته باشه، اسکار

250
00:10:27,670 --> 00:10:31,230
‫از همین اول بگم که من چهارشنبه‌ها نیستم

251
00:10:31,230 --> 00:10:33,240
‫من و مامانم همیشه «بازمانده» می‌بینیم

252
00:10:33,240 --> 00:10:34,370
‫لطفاً اسپویلش نکن

253
00:10:34,370 --> 00:10:35,800
‫- باشه
‫- من دو قسمت عقبـم

254
00:10:35,800 --> 00:10:37,240
‫- نه، باشه...
‫- فقط...

255
00:10:37,240 --> 00:10:38,630
‫- نمی‌ذاریمش چهارشنبه‌ها
‫- باشه

256
00:10:38,630 --> 00:10:41,720
‫حالا این عکس از پشت‌بوم ساختمانِ
‫کلاب گلس رو بررسی می‌کنیم

257
00:10:41,720 --> 00:10:44,330
‫خب؟ همه‌جا چتر و کلاه‌گیس هست

258
00:10:44,330 --> 00:10:46,480
‫با این‌حال تنها چیزی که باد می‌زنه زیرش

259
00:10:46,480 --> 00:10:48,600
‫یه مرد گُنده و چالاکـه

260
00:10:48,600 --> 00:10:50,950
‫این عجیبـه، خب؟ بله؟

261
00:10:50,950 --> 00:10:52,860
‫من شب‌های سه‌شنبه و جمعه کار دارم

262
00:10:52,860 --> 00:10:54,080
‫عالی شد که

263
00:10:54,080 --> 00:10:55,870
‫من دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها کار دارم

264
00:10:55,870 --> 00:10:58,000
‫- بعداً برنامه رو می‌چینیم
‫- نمی‌تونم...

265
00:10:58,000 --> 00:10:59,610
‫میشه لطفاً تمرکز داشته باشید؟

266
00:10:59,610 --> 00:11:02,050
‫من رو به تیمش راه نمیده

267
00:11:02,050 --> 00:11:03,920
‫خب تیم خودم رو می‌سازم

268
00:11:03,920 --> 00:11:06,050
‫خب، نظرتون چیه، بچه‌ها؟

269
00:11:06,050 --> 00:11:11,750
‫حاضرید زندگی‌تون رو وقف
تیم سرّی «اِزمرالدا» کنید؟

270
00:11:11,750 --> 00:11:12,930
‫میشه به زنم بگم؟

271
00:11:12,930 --> 00:11:14,760
‫تا حالا هیچی رو از سامر مخفی نکردم

272
00:11:14,760 --> 00:11:17,630
‫این اصلاً سکسی نیست.
‫باید یه رازی داشته باشی

273
00:11:17,630 --> 00:11:19,980
‫رُکسان حتی نمی‌دونه «بری» مخفف چه اسمیـه

274
00:11:19,980 --> 00:11:21,760
‫حتی نمی‌دونه کجا کار می‌کنم

275
00:11:21,760 --> 00:11:23,110
‫فکر می‌کنه پلیسـم

276
00:11:23,110 --> 00:11:26,680
‫مأموریت خیلی مهمی دارید

277
00:11:26,680 --> 00:11:30,100
‫مأموریت تیم سرّی من

278
00:11:30,100 --> 00:11:32,860
‫اینـه که بفهمیم مأموریت تیم سرّی ند چیـه

279
00:11:32,860 --> 00:11:34,470
‫ند تیم سرّی داره؟

280
00:11:34,470 --> 00:11:36,470
‫حتماً صبح خیلی زود بیدار شده که تونسته

281
00:11:36,470 --> 00:11:37,740
‫این رو از من مخفی کنه

282
00:11:37,740 --> 00:11:40,050
‫من چشم و گوش اینجام

283
00:11:40,960 --> 00:11:42,350
‫باید یه شعار داشته باشیم

284
00:11:42,350 --> 00:11:43,830
‫گروهبان تأیید کرد که

285
00:11:43,830 --> 00:11:46,140
‫شستن صحنه‌ی جرم با واترجت
کاملاً غیرقانونیـه

286
00:11:46,140 --> 00:11:48,260
‫گفت دفعه‌ی اولـه و باید ببینه
کی اجازه‌ش رو داده

287
00:11:48,260 --> 00:11:49,490
‫یه پست لینکدین براش فرستادم...

288
00:11:49,490 --> 00:11:51,140
‫- خیلی خب!
‫- هیس، هیس، هیس

289
00:11:51,140 --> 00:11:52,710
‫گندش بزنن

290
00:11:52,710 --> 00:11:57,410
‫من فقط می‌خوام یواشکی با چندتا مرد
دور هم جمع شم

291
00:11:57,410 --> 00:11:59,370
‫کجای این کار این‌قدر خطرناکـه؟

292
00:11:59,370 --> 00:12:01,190
‫- من اینچا چی‌کار می‌کنم؟
‫- سلام

293
00:12:01,190 --> 00:12:02,720
‫ممکنه از خودتون بپرسید

294
00:12:02,720 --> 00:12:04,130
‫خب، هه...

295
00:12:04,130 --> 00:12:05,880
‫بهتون نمیگم

296
00:12:05,880 --> 00:12:08,370
‫اما میگم، حس خوبی بهش ندارم

297
00:12:08,370 --> 00:12:10,810
‫اوه، راستش می‌دونم کجا می‌تونیم جلسه بذاریم

298
00:12:10,810 --> 00:12:13,250
‫وایسا، یه لحظه طول می‌کشه

299
00:12:13,250 --> 00:12:16,250
‫یه گروه سرّی پیامکی ساختم که

300
00:12:16,250 --> 00:12:20,090
‫اسمش رو گذاشتم، «پسران هرمس»

301
00:12:21,260 --> 00:12:22,970
‫تروایس اسم گروه رو عوض کرد

302
00:12:23,800 --> 00:12:29,800


303
00:12:30,700 --> 00:12:32,220
‫اینجا مال کیه، داداش؟

304
00:12:32,220 --> 00:12:34,140
‫مال مِیره

305
00:12:34,140 --> 00:12:35,620
‫رمز درش رو بهم داده تا

306
00:12:35,620 --> 00:12:37,840
‫وقتایی که نیست، به گیاه‌هاش آب بدم

307
00:12:39,000 --> 00:12:42,450
‫اما متأسفانه... سرم شلوغ بوده

308
00:12:42,450 --> 00:12:44,150
‫وای... صبر کن ببینم

309
00:12:44,150 --> 00:12:47,380
‫به خونه‌های همه‌مون دسترسی داری؟
‫جواب بده

310
00:12:47,380 --> 00:12:49,410
‫پشمام. میر رو خارج از ساعت کاری ببینید

311
00:12:49,420 --> 00:12:51,700
‫وای ببین بدنشو...

312
00:12:54,280 --> 00:12:55,950
‫بچه‌ها...

313
00:12:55,950 --> 00:12:58,340
‫باید بفهمیم چه اتفاقی بالای
اون پشت‌بوم افتاده

314
00:12:58,340 --> 00:13:01,580
‫می‌دونیم که روز رخدادِ توفان

315
00:13:01,580 --> 00:13:04,870
‫کلاب گلس داشته ناهار سرو می‌کرده

316
00:13:04,870 --> 00:13:06,430
‫- آره
‫- حالا گارسون کجاس؟

317
00:13:06,430 --> 00:13:07,480
‫دزموند کجاس؟

318
00:13:07,480 --> 00:13:09,260
‫دزموند این خوش‌بوکننده‌ست

319
00:13:09,260 --> 00:13:10,830
‫باشه؟

320
00:13:10,830 --> 00:13:13,350
‫چون اتفاقی که براش افتاده، «راز»ـه

321
00:13:13,350 --> 00:13:16,490
‫اما دزموند واقعاً اندازه‌‌‌ی یه
خوش‌بوکننده‌ست؟

322
00:13:16,490 --> 00:13:17,970
‫تو دنیای واقعی؟

323
00:13:17,970 --> 00:13:21,140
‫خب، اون چهارشونه‌ست... عین خمیر اصلاح

324
00:13:21,140 --> 00:13:22,670
‫- متوجهم
‫- باید سنگین‌تر باشه

325
00:13:22,670 --> 00:13:24,930
‫- باشه، حتماً...
‫- مایونز چطوره؟ شاید مایونز خوب باشه

326
00:13:24,930 --> 00:13:26,950
‫- باشه. میگیم مایونز
‫- باشه. خیلی خب

327
00:13:26,950 --> 00:13:30,250
‫فرض می‌کنیم دزموند مایونزه. حالا...

328
00:13:30,250 --> 00:13:32,700
‫همه‌چی خوبـه تا این که توفان میاد

329
00:13:33,900 --> 00:13:38,160
‫بالم لب افتاد،
اما مایونز انگار میخ شده به زمین

330
00:13:38,160 --> 00:13:39,510
‫جایی نمیره

331
00:13:39,510 --> 00:13:41,770
‫چرا مایونز و فقط مایونز...

332
00:13:43,000 --> 00:13:44,260
‫از پشت‌بوم افتاده؟

333
00:13:45,600 --> 00:13:48,150
‫باید سرک بکشیم

334
00:13:48,980 --> 00:13:50,390
‫بچه‌ها

335
00:13:50,390 --> 00:13:52,170
‫همه سرک بکشن

336
00:13:52,170 --> 00:13:55,920
‫یا خدا، چقدر ایمیل از «بیرکنستاک» اومده

337
00:13:55,920 --> 00:13:58,610
‫بیرکنستاک؟ کد تخفیف توشون هست؟

338
00:13:58,620 --> 00:14:00,050
‫وایسید!

339
00:14:00,050 --> 00:14:01,490
‫جوراب‌هاش اینجاس

340
00:14:01,490 --> 00:14:04,620
‫اسم هم روشون نوشته شده.
‫ند هینز رو پیدا کنید

341
00:14:04,620 --> 00:14:07,580
‫امکان نداره آدام این‌قدر احمق باشه

342
00:14:07,580 --> 00:14:08,930
‫ند اون رو خریده

343
00:14:08,930 --> 00:14:11,980
‫به من نگاه کن، بری.
‫ما با هم حرف نمی‌زنیم

344
00:14:11,980 --> 00:14:15,890
‫فکر کنم آدام جاسوس دوطرفه‌ست

345
00:14:15,890 --> 00:14:17,930
‫وای...

346
00:14:17,930 --> 00:14:19,940
‫تو فلجی داری

347
00:14:19,940 --> 00:14:22,950
‫رکسان هم داره

348
00:14:24,120 --> 00:14:25,560
‫بری رو هم خریدن

349
00:14:26,760 --> 00:14:29,860
باد به این راحتیا، ‫دزموندِ مایونز
نمی‌تونه از جا بکنه

350
00:14:29,860 --> 00:14:34,000
‫اما اگه خانم شیره‌ی «باترورث» و

351
00:14:34,000 --> 00:14:37,310
‫پروتئینِ «کور پاور» تصمیم گرفتن
دست‌به‌کار شن چی؟

352
00:14:37,310 --> 00:14:38,870
‫- مایونز رو بلند می‌کنن...
‫- آره

353
00:14:38,870 --> 00:14:41,930
‫...و از پشت‌بوم پرتش می‌کنن پایین

354
00:14:41,930 --> 00:14:44,250
‫ممکنه قتل باشه؟

355
00:14:45,700 --> 00:14:48,370
‫شماها دیگه کی هستین؟

356
00:14:48,850 --> 00:14:50,570
‫- سلام
‫- خیلی خب

357
00:14:50,590 --> 00:14:52,230
‫شما میر رو از کجا می‌شناسید؟

358
00:14:52,230 --> 00:14:54,800
‫خب، نمی‌دونستم خونه‌ت رو دادی اجاره

359
00:14:54,800 --> 00:14:56,280
‫خب، واقعاً شرمنده‌م

360
00:14:56,280 --> 00:14:58,680
‫پول روزهایی که کنسل کردن رو پس میدم

361
00:14:58,680 --> 00:15:00,900
‫گوش کن، امشب نمی‌تونم بیام
‫«تماس تصویری شکم‌پر»

362
00:15:00,900 --> 00:15:03,900
‫باید یه خبر پیدا کنم.
‫خیلی احساس بی‌عرضگی می‌کنم

363
00:15:03,900 --> 00:15:05,510
‫نه، نه. بی‌عرضه اونان

364
00:15:05,510 --> 00:15:06,990
‫چرا نمیای خونه؟

365
00:15:06,990 --> 00:15:08,700
‫تا تو این روزنامه خبری چاپ نکنم،

366
00:15:08,700 --> 00:15:09,950
‫از اینجا نمیرم

367
00:15:09,950 --> 00:15:12,380
‫- بعدش دیگه می‌تونی بری؟
‫- آره

368
00:15:12,380 --> 00:15:13,690
‫خیلی خب. راستش...

369
00:15:13,690 --> 00:15:15,910
‫این ارزشِ از دست دادنِ شام رو داره

370
00:15:15,910 --> 00:15:18,960
‫- برو سراغش، رفیق
‫- مرسی

371
00:15:18,960 --> 00:15:21,740
‫خب، تیم سرّی؟
‫به‌نظرم این خیلی مهمـه و

372
00:15:21,740 --> 00:15:23,260
‫باید عملیش کنیم

373
00:15:23,270 --> 00:15:25,790
‫پس پیشنهاد میدم همه‌ی برنامه‌هاتون رو
‫کنسل کنید،

374
00:15:25,790 --> 00:15:27,400
‫شام رو سفارش میدیم

375
00:15:27,400 --> 00:15:30,310
‫امشب باید به ناپدریم برای اسباب‌کشی کمک کنم

376
00:15:30,320 --> 00:15:33,730
‫به‌نظرم این کار رو باید مامانت بکنه

377
00:15:33,730 --> 00:15:36,870
‫چون این‌طور که پیداست، باید صحبت کنن.
‫شام هم مهمون منید

378
00:15:37,930 --> 00:15:41,280
‫راجع به این که دوباره بریم سراغ کلاب گلس،
مطمئن نبودم اما

379
00:15:41,280 --> 00:15:43,200
‫هر چی بیشتر بهش فکر می‌کنم

380
00:15:43,200 --> 00:15:46,300
‫ممکنه واقعاً اون مایونز رو کشته باشن

381
00:15:48,390 --> 00:15:49,900
‫- همچین بد هم نیست
‫- آره

382
00:15:49,900 --> 00:15:51,160
‫پیتزا با رفقا رو میگم

383
00:15:51,160 --> 00:15:53,860
‫خب، از اونجایی که ما یه تیم سرّی‌ایم...

384
00:15:53,860 --> 00:15:56,480
‫شاید بد نباشه چندتا از رازهامون رو
به هم بگیم

385
00:15:56,480 --> 00:15:58,870
‫صرفاً برای نزدیک شدن به هم

386
00:15:58,870 --> 00:16:01,780
‫- سوگند خونی شاید بد نباشه
‫- نه

387
00:16:01,780 --> 00:16:04,090
‫- خب، من از خون خوشم نمیاد
‫- نمیاد؟

388
00:16:04,090 --> 00:16:05,780
‫خب، بیشتر منظورم این بود که

389
00:16:05,790 --> 00:16:07,400
‫هر کدوم‌مون به نوبت

390
00:16:07,400 --> 00:16:11,660
‫یه رازی رو درمورد خودمون بگیم، خب؟

391
00:16:11,660 --> 00:16:13,050
‫برای همبستگی

392
00:16:13,050 --> 00:16:14,880
‫خب، من از خون خوشم نمیاد

393
00:16:16,010 --> 00:16:17,930
‫نه بیشتر منظورم این بود که...

394
00:16:17,930 --> 00:16:21,540
‫من یکم از خاکسترهای بابام رو خوردم

395
00:16:21,540 --> 00:16:22,930
‫ریختم‌شون تو آب‌میوه و

396
00:16:22,930 --> 00:16:25,370
‫سعی کردم بعضی از قدرت‌هاش رو جذب کنم

397
00:16:25,370 --> 00:16:27,880
‫- اما جواب نداد
‫- خیلی خب

398
00:16:28,590 --> 00:16:30,200
‫بیشتر منظورم این‌طوری بود

399
00:16:34,080 --> 00:16:35,380
‫اوه، اوه، دتریک

400
00:16:35,380 --> 00:16:37,430
‫اومدن منابع انسانی، هیچ‌وقت خوب نیست

401
00:16:37,430 --> 00:16:39,170
‫نیکول اون‌موقع اومد دفترم و

402
00:16:39,170 --> 00:16:40,600
‫یه‌جورایی بهم رسوند که

403
00:16:40,600 --> 00:16:44,260
‫شما سابقاً توی رابطه بودید

404
00:16:44,260 --> 00:16:46,390
‫خب، من اسمش رو نمی‌ذارم رابطه

405
00:16:46,390 --> 00:16:47,830
‫خیلی خب. می‌دونستم

406
00:16:47,830 --> 00:16:49,050
‫- چطور مگه؟
‫- نمی‌دونم

407
00:16:49,050 --> 00:16:51,570
‫فقط به‌گمونم تو باید با آدم بامزه‌تری باشی

408
00:16:51,570 --> 00:16:53,490
‫خب، من اون‌قدرها بامزه نیستم، برای همین...

409
00:16:53,490 --> 00:16:56,100
‫خب، پس برای تعادل،
الان باید با یه بامزه باشی

410
00:16:56,100 --> 00:16:58,330
‫تو همه‌ی کتاب‌ها این رو گفته...

411
00:16:58,930 --> 00:17:01,230
‫- من بامزه‌م
‫- که این‌طور

412
00:17:01,230 --> 00:17:04,190
‫یعنی الان به لیسا از منابع انسانی
‫اطلاع دادم که دتریک مجرده؟

413
00:17:04,190 --> 00:17:05,450
‫تو واقعاً جنتلمنی

414
00:17:05,450 --> 00:17:08,760
‫شهردار گفته که حاشیه‌ی جدید رودخونه‌،
‫۳۰۰۰ شغل ایجاد می‌کنه

415
00:17:10,050 --> 00:17:11,730
‫«نون‌سین»

416
00:17:11,730 --> 00:17:13,890
‫این یه بیانیه‌ی مطبوعاتیـه،
‫در حد خبر نیست

417
00:17:14,720 --> 00:17:16,730
‫خیلی خب. دیگه چی داری؟

418
00:17:16,730 --> 00:17:19,980
‫باید از تابلوی «نا سودمند» بیام پایین

419
00:17:21,150 --> 00:17:22,310
‫چی؟

420
00:17:23,650 --> 00:17:26,480
‫همین الان که گفتی. تابلوی نون‌سین

421
00:17:27,480 --> 00:17:29,170
‫اوه! نه، نه، نه

422
00:17:29,170 --> 00:17:32,740
‫اون حروف اول اسمِ اون یارو تازه‌کاره
توی تولیدوئه

423
00:17:32,740 --> 00:17:35,090
‫همونی که دَن میگه عوضیـه

424
00:17:36,090 --> 00:17:37,570
‫احتمالاً می‌شناسیش

425
00:17:37,570 --> 00:17:38,950
‫ند سمپسون؟

426
00:17:40,230 --> 00:17:41,270
‫نه. نه، نه

427
00:17:41,270 --> 00:17:43,800
‫من از کسی بدم نمیاد

428
00:17:43,800 --> 00:17:48,100
‫من تابلوی نون‌سین رو بعد از
این گذاشتم که ند توی

429
00:17:48,110 --> 00:17:50,320
‫جایزه‌ی روزنامه‌نگاری اوهایو شکست‌مون داد

430
00:17:50,320 --> 00:17:54,680
‫و مارو، یه عکس با یه متن خودخواهانه
برامون فرستاد

431
00:17:54,680 --> 00:17:56,850
‫درمورد این که بودجه‌ی اون‌ها نصف ماست و

432
00:17:56,850 --> 00:17:59,070
‫خب می‌دونید چیه؟

433
00:17:59,070 --> 00:18:01,560
‫کون لق اون دستمال‌توالت فروش سابق

434
00:18:04,860 --> 00:18:06,560
‫- سلام، برای میره؟
‫- بله

435
00:18:06,560 --> 00:18:08,120
‫خیلی ممنون

436
00:18:08,130 --> 00:18:10,470
‫راستش، هی...

437
00:18:10,480 --> 00:18:11,740
‫شما که اخیراً...

438
00:18:11,740 --> 00:18:13,960
‫خبر محلی جالبی نشنیدید؟

439
00:18:14,390 --> 00:18:16,090
‫همم...

440
00:18:16,090 --> 00:18:19,100
‫خب، برادرم بلیت مجانی مسابقاتِ
قهرمانی بیسبال ‫گیرش اومد

441
00:18:19,100 --> 00:18:20,440
‫خیلی خب

442
00:18:20,440 --> 00:18:22,960
‫اون اولین پرتاب‌کننده‌ی دبیرستانی
با دست رباتیـه

443
00:18:24,840 --> 00:18:26,620
‫چیزی که کم داریم، انگیزه‌ست

444
00:18:26,620 --> 00:18:28,930
‫خب؟ این دندون‌پزشک‌ها و
ماشین‌فروش‌های مایه‌دار

445
00:18:28,930 --> 00:18:30,970
‫که همین‌طوری الکی کسی رو نمی‌کشن

446
00:18:30,970 --> 00:18:33,110
‫حالا چی از این یارو می‌دونیم؟

447
00:18:33,110 --> 00:18:34,460
‫تموم عمرش گارسون بوده

448
00:18:34,460 --> 00:18:36,240
‫یه ۱۰۰ سالی تو کلاب گلس کار می‌کرده

449
00:18:36,240 --> 00:18:37,810
‫نه زنی داشته، نه بچه‌ای

450
00:18:37,810 --> 00:18:40,070
‫- شاید افسرده بوده
‫- خوشم اومد

451
00:18:40,070 --> 00:18:42,460
‫نه، خب، شاید کار برای بعضی از آدم‌ها
کافی باشه

452
00:18:42,460 --> 00:18:45,380
‫شاید هم مجرد بودنش انتخاب خودش نبوده

453
00:18:45,380 --> 00:18:47,690
‫تموم عمرش دنبال یه فرد ایده‌آل بوده اما

454
00:18:47,690 --> 00:18:50,120
‫قبلش با یه تیکه بتن آشنا شده

455
00:18:50,120 --> 00:18:52,100
‫شاید فکر کرده آدم درست رو پیدا کرده اما

456
00:18:52,100 --> 00:18:54,610
‫اشتباه می‌کرده و دختره هزار جور مشکل داشته

457
00:18:54,610 --> 00:18:56,610
‫شاید هم آدم درست رو پیدا کرده اما

458
00:18:56,610 --> 00:18:58,180
‫شرایط عجیب شده و

459
00:18:58,180 --> 00:18:59,740
‫نمی‌تونه این رو بهش بگه

460
00:18:59,740 --> 00:19:01,740
‫شانسش گفته شغلش رو دوست داشته

461
00:19:01,740 --> 00:19:03,850
‫کار چیزیـه که به زندگیِ یه مَرد، معنا میده

462
00:19:03,850 --> 00:19:07,270
‫نمی‌دونم، آخه بعید بدونم کار
از یه آدم مهم‌تر باشه

463
00:19:07,270 --> 00:19:12,090
‫فکر نمی‌کنم هیچ کاری بتونه
‫بیشتر از آدم‌ها، خوشحالم کنه

464
00:19:13,710 --> 00:19:14,970
‫چیه؟

465
00:19:14,970 --> 00:19:16,760
‫تو بزرگ‌ترین معتاد به کارِ اینجایی

466
00:19:16,760 --> 00:19:19,300
‫برای شغلی که عاشقشی،

467
00:19:19,300 --> 00:19:21,630
‫جشن سالگرد ۱۲۵ سالگی گرفتی

468
00:19:23,200 --> 00:19:24,640
‫خیلی خب

469
00:19:24,640 --> 00:19:26,460
‫چی‌کار داریم می‌کنیم؟

470
00:19:26,460 --> 00:19:29,440
‫- کار می‌کنیم
‫- شاید طرف همین‌طوری از پشت‌بوم افتاده

471
00:19:30,210 --> 00:19:32,820
‫- من باید برم
‫- باشه

472
00:19:35,910 --> 00:19:37,910
‫اگه میر بود تا الان می‌فهمید

473
00:19:37,910 --> 00:19:39,580
‫باید برش گردونیم

474
00:19:40,260 --> 00:19:42,090
‫هی، ایمیلت رو چک کن

475
00:19:42,090 --> 00:19:43,750
‫چند تا ایده برات فرستادم

476
00:19:43,750 --> 00:19:47,700
‫یه گزارش خوب درمورد کم‌فروشیِِ
برندهای شکلات هست

477
00:19:47,700 --> 00:19:50,000
‫دیگه از کاکائو استفاده نمی‌کنن

478
00:19:57,230 --> 00:20:00,430
‫خب، خبر خوب. دن از این ایده خوشش اومد

479
00:20:00,430 --> 00:20:01,630
‫ایول!

480
00:20:01,630 --> 00:20:03,280
‫تبریک میگم! می‌دونستم!

481
00:20:03,280 --> 00:20:06,550
‫می‌دونستم فوق‌ستاره‌ای مثل تو،
‫مدت زیادی رو تابلوی نون‌سین نمی‌مونه

482
00:20:06,550 --> 00:20:07,590
‫عالی شد

483
00:20:07,590 --> 00:20:09,110
‫آره، یکم استرس داشتم

484
00:20:09,120 --> 00:20:10,200
‫جو سنگینی بود

485
00:20:10,200 --> 00:20:11,940
‫بر اومدن از پس‌شون خیلی سختـه

486
00:20:11,940 --> 00:20:14,600
‫کس دیگه‌ای نبود؟

487
00:20:14,600 --> 00:20:16,250
‫هیشکی؟

488
00:20:16,250 --> 00:20:17,650
‫میر، تو چطور؟

489
00:20:18,820 --> 00:20:22,690
‫خب، تیم رباتیک دبیرستان راجر بیکن

490
00:20:22,690 --> 00:20:25,910
‫برای یه پرتاب‌کننده معلول،
دست بیونیک ساخته

491
00:20:25,920 --> 00:20:29,950
‫حالا وارد ترکیب اصلی شده و سرعت دستش به
‫۱۵۰‌ کیلومتر می‌رسه

492
00:20:30,800 --> 00:20:32,050
‫خیلی خب

493
00:20:32,050 --> 00:20:33,880
‫- وای
‫- ایول، میر

494
00:20:33,880 --> 00:20:35,230
‫- آره
‫- وای

495
00:20:35,230 --> 00:20:36,620
‫- وای خدا
‫- بدش ببینم

496
00:20:36,620 --> 00:20:40,230
‫- ایول
‫- دست بیونیک، برو بریم

497
00:20:40,230 --> 00:20:42,410
‫- خیلی خب
‫- واقعاً عالی بود، میر

498
00:20:42,410 --> 00:20:43,980
‫- ایول
‫- مرسی

499
00:20:43,980 --> 00:20:45,110
‫- عالی بود
‫- هوم‌ران کردی

500
00:20:45,110 --> 00:20:46,240
‫خیلی خب

501
00:20:46,240 --> 00:20:47,540
‫حالا مفید بود؟

502
00:20:47,550 --> 00:20:49,070
‫شدیداً

503
00:20:49,070 --> 00:20:51,160
‫خب، خوشحالم تونستم کمک کنم

504
00:20:51,160 --> 00:20:53,330
‫خب، ایده‌های ند واقعاً خوب بودن اما

505
00:20:53,330 --> 00:20:56,730
‫هر روز که یه دست بیونیک نمی‌افته سر راهت

506
00:20:58,080 --> 00:20:59,470
‫خیلی خب...

507
00:20:59,470 --> 00:21:01,950
‫- سلام
‫- خوب شد اومدی

508
00:21:01,950 --> 00:21:04,430
‫خیلی خب. با یه یارویی به اسم پارسینز
حرف زدم

509
00:21:04,430 --> 00:21:06,040
‫صاحب اون رستوران پشت‌بومیـه

510
00:21:06,040 --> 00:21:07,430
‫یکم خودش رو گرفت اما

511
00:21:07,440 --> 00:21:09,170
‫بهم گفت مهمون‌های ویژه کجا می‌شینن

512
00:21:09,180 --> 00:21:11,000
‫اعضای ویژه، وضع‌خوب‌ترین‌های کلابـن

513
00:21:11,000 --> 00:21:12,610
‫یعنی بیشترین پول رو خرج می‌کنن و

514
00:21:12,610 --> 00:21:15,270
‫همیشه تو بخش دزموند سندوال می‌شینن

515
00:21:15,270 --> 00:21:18,880
‫پس بقیه‌ی گارسون‌ها به انعام‌هاش
حسودی می‌کنن و

516
00:21:18,880 --> 00:21:21,880
‫دوستان، این یه انگیزه‌ست

517
00:21:21,880 --> 00:21:23,970
‫ند، باورت نمیشه

518
00:21:23,970 --> 00:21:26,370
‫- یه انگیزه پیدا کردم
‫- دتریک الان بهمون گفت

519
00:21:26,370 --> 00:21:27,630
‫چی؟

520
00:21:27,630 --> 00:21:29,370
‫از قضیه‌ی اتحادیه باخبر شدی؟

521
00:21:29,370 --> 00:21:31,680
‫پشمام، چقدر به خودم افتخار می‌کردم

522
00:21:31,680 --> 00:21:34,290
‫چی... کدوم اتحادیه؟

523
00:21:35,330 --> 00:21:37,180
‫این عکس رو از...

524
00:21:37,180 --> 00:21:40,380
‫صفحه‌ی فیسبوکِ گارسونه برداشتم

525
00:21:40,380 --> 00:21:41,950
‫این خالکوبی رو نگاه کنید

526
00:21:41,950 --> 00:21:43,300
‫یه خالکوبی اتحادیه‌ایـه

527
00:21:43,300 --> 00:21:47,300
‫می‌خواسته برای گارسون‌ها اتحادیه تشکل بده
‫اما رستوران خوشش نیومد

528
00:21:47,300 --> 00:21:48,560
‫این یه انگیزه‌ی دیگه‌ست

529
00:21:48,560 --> 00:21:50,390
‫یعنی واقعاً ممکنه قتل باشه

530
00:21:50,390 --> 00:21:52,260
‫- آره
‫- و کلاب گلس پشتش بوده

531
00:21:52,260 --> 00:21:54,740
‫یعنی... یعنی حق با منـه

532
00:21:54,740 --> 00:21:56,350
‫- آره
‫- نه؟ غریزه‌ی خوبی دارم

533
00:21:56,350 --> 00:21:57,920
‫- آره
‫- قتلـه، عزیزم!

534
00:21:57,920 --> 00:21:59,700
‫- قتلـه!
‫- قتلـه، عزیزم!

535
00:21:59,700 --> 00:22:02,660
‫قتل. قتل. قتل!

536
00:22:02,660 --> 00:22:04,320
‫قتل!

537
00:22:04,320 --> 00:22:06,390
‫♪ قتل، قتل، قتل! ♪

538
00:22:11,110 --> 00:22:13,200
‫دیگه به بری اعتماد ندارم

539
00:22:13,200 --> 00:22:15,150
‫به‌نظرم برای ند کار می‌کنه

540
00:22:15,150 --> 00:22:20,120
‫مدیریت عالی یعنی ریشه‌کن کردن خیانت

541
00:22:20,120 --> 00:22:23,470
‫آزمایشش کن، ببین بهم خیانت می‌کنه یا نه

542
00:22:23,470 --> 00:22:24,950
‫- باشه؟
‫- باشه

543
00:22:24,950 --> 00:22:28,910
‫جوزف استالین با کمک یکی از زیردست‌هاش

544
00:22:28,910 --> 00:22:33,650
‫اون یکی زیردستش رو گول زد تا
‫بهش خیانت کنه

545
00:22:33,650 --> 00:22:36,390
‫من برای صرفه‌جویی در وقت،
‫دو تاش رو با هم انجام میدم

546
00:22:36,390 --> 00:22:37,790
‫نقشه رو می‌دونی؟

547
00:22:37,790 --> 00:22:41,270
‫آزمایشش کن، ببین بهم خیانت می‌کنه یا نه

548
00:22:41,270 --> 00:22:43,880
‫میشه یه صحبت محرمانه بکنیم؟

549
00:22:43,880 --> 00:22:45,450
‫راستش...

550
00:22:45,450 --> 00:22:47,450
‫من هم می‌خواستم با تو صحبت محرمانه کنم

551
00:22:47,450 --> 00:22:50,020
‫جالبـه

552
00:22:51,500 --> 00:22:55,370
‫فکر نمی‌کنم که خیلی بتونم به
اِزمرالدا اعتماد کنم

553
00:22:55,370 --> 00:22:56,670
‫بیشتر برام بگو

554
00:22:56,670 --> 00:22:59,450
‫- تو می‌تونی به اِزمرالدا اعتماد کنی؟
‫- نه حتی یه ذره

555
00:22:59,450 --> 00:23:00,810
‫چی‌کارش کنیم؟

556
00:23:00,810 --> 00:23:03,380
‫دلت می‌خواد بهش خیانت کنی؟

557
00:23:03,380 --> 00:23:05,200
‫احتمالاً همون‌قدری که تو می‌خوای

558
00:23:05,200 --> 00:23:06,600
‫گفته بود این رو میگی!

559
00:23:06,600 --> 00:23:08,860
‫همین رو هم به من گفت!

560
00:23:08,860 --> 00:23:10,120
‫یه‌جای کارش می‌لنگه، رفیق

561
00:23:10,120 --> 00:23:12,600
‫جفت‌شون شدیداً ناامیدم کردن و

562
00:23:12,600 --> 00:23:15,390
‫حتی فراتر از انتظارم بودن

563
00:23:15,390 --> 00:23:17,650
‫بعید بدونم بتونم بهشون اعتماد کنم

564
00:23:17,650 --> 00:23:20,090
‫شاید بخوان من رو بکشن

565
00:23:20,114 --> 00:23:40,114
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

