﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:10,000
‫این داستان کاملاً تخیلیه و هرگونه شباهت به افراد واقعی
‫چه زنده و چه مرده، کاملاً تصادفی و اتفاقیه

2
00:00:11,000 --> 00:00:22,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

3
00:00:26,000 --> 00:00:33,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

4
00:00:33,784 --> 00:00:36,494
‫-خب، همه‌تون تموم کردین؟
‫-هوم

5
00:00:36,495 --> 00:00:41,041
‫خب، سؤال این بود که کی از همه‌مون فقیرتره؟

6
00:00:43,043 --> 00:00:44,502
‫یه رأی برای تام

7
00:00:44,503 --> 00:00:46,671
‫-ببخشید رفیق
‫-معلومه رابرت

8
00:00:46,672 --> 00:00:48,423
‫دو رأی برای تام

9
00:00:50,259 --> 00:00:51,551
‫آخی، سه رأی به تام

10
00:00:52,177 --> 00:00:55,179
‫-تام رسماً فقیرترینمونه
‫-نه، بابام ولمون کرد، باشه؟

11
00:00:55,180 --> 00:00:57,640
‫حتی یه مهلت نداد که بتونیم برای وضع مالی‌مون برنامه‌ریزی کنیم

12
00:00:57,641 --> 00:01:00,685
‫یه‌دفعه گورش رو گم کرد و بدون هیچ هشداری رفت، خیلی هم خوشحالم که این‌قدر بهتون خوش می‌گذره

13
00:01:00,686 --> 00:01:03,229
‫تام، ما همیشه همین کارو می‌کنیم.

14
00:01:03,230 --> 00:01:05,690
‫فقط خودمونیم، همیشه فقط خودمون بودیم.

15
00:01:05,691 --> 00:01:08,609
‫عمداً مسخره و احمقانه‌ست، فقط یه بازیه.

16
00:01:08,610 --> 00:01:10,570
‫آره، بازی‌ای که انگار همیشه توش برنده‌ای.

17
00:01:10,571 --> 00:01:12,947
‫کی از همه خوشگل‌تره؟ کی از همه باهوش‌تره؟

18
00:01:12,948 --> 00:01:15,908
‫کی بیشتر از همه احتمال داره موفق بشه، کی بیشتر از همه احتمال داره ملکه جشن بازگشت به مدرسه بشه؟

19
00:01:15,909 --> 00:01:17,994
‫سوزان، سوزان، سوزان، سوزان.

20
00:01:17,995 --> 00:01:20,621
‫در عوض، این یارو اینجا قشنگ همه رأی‌های «فقیرترین» رو درو می‌کنه

21
00:01:20,622 --> 00:01:23,040
‫دِبی هم مرتب رأی «کی بیشتر از همه باید ده کیلو کم کنه» رو می‌بره

22
00:01:23,041 --> 00:01:27,629
‫ببخشیدا، من اون یکی رو فقط یه بار بردم، اونم بعد از اینکه یه بسته دوریتوس خوردم.

23
00:01:28,839 --> 00:01:31,258
‫خدای من، برت، کجا بودی؟

24
00:01:32,050 --> 00:01:34,468
‫کل روز داشتم بهت زنگ می‌زدم، جواب ندادی.

25
00:01:34,469 --> 00:01:35,970
‫آره، برت، کجا بودی؟

26
00:01:35,971 --> 00:01:39,265
‫از همیشه خسته‌تر و رنگ‌پریده‌تری، که خودش حرف زیادیه.

27
00:01:39,266 --> 00:01:41,267
‫ولش کنین، الان اینجاست.

28
00:01:41,268 --> 00:01:43,478
‫برت، داریم رأی‌گیری مخفی می‌کنیم، تو سؤال رو بگو.

29
00:01:44,062 --> 00:01:45,146
‫ترولر کیه؟

30
00:01:45,147 --> 00:01:47,357
‫نه، به اندازه کافی جذاب نیست.

31
00:01:47,858 --> 00:01:52,695
‫من یه چیزی مثل «بهترین سینه‌ها» رو ترجیح میدم که خودم همه رأی‌هاشو می‌برم.

32
00:01:52,696 --> 00:01:54,990
‫ولی به‌عنوان نگهبان صندوق و شمارنده آرا، قبولش می‌کنم

33
00:01:55,866 --> 00:01:58,368
‫برت، وقت رأی دادنه، رأی بده.

34
00:02:00,412 --> 00:02:04,290
‫منم می‌برم، خوش‌قیافه‌ترین، کسی که بیشتر از همه احتمال داره بزرگ‌ترین آلت رو داشته باشه

35
00:02:04,291 --> 00:02:06,709
‫خوش‌بوترین نفس، سکسی‌ترین خط موی زیر شکم

36
00:02:06,710 --> 00:02:09,545
‫هی، اون یکی مال من بود، خیلی دوستش داشتم.

37
00:02:09,546 --> 00:02:11,297
‫بهترین باسن، بهترین لبخند.

38
00:02:11,298 --> 00:02:13,300
‫-باشه.
‫-می‌تونم همین‌طور ادامه بدم

39
00:02:17,220 --> 00:02:19,389
‫اوه اوه، یه رأی برای برت.

40
00:02:21,767 --> 00:02:23,809
‫دِبی، این که خط خودته

41
00:02:23,810 --> 00:02:26,521
‫چی بگم؟ این اواخر خیلی درگیر مرگ شدی

42
00:02:27,189 --> 00:02:30,901
‫یه رأی برای سوارکاران آخرت
‫اوه، این همون فرقه‌ست؟

43
00:02:31,735 --> 00:02:32,736
‫خمیازه.

44
00:02:33,320 --> 00:02:35,404
‫یه رأی برای روندا خانومِ واقعاً دوست‌داشتنی

45
00:02:35,405 --> 00:02:36,822
‫رأی خودمه، معلومه.

46
00:02:36,823 --> 00:02:39,992
‫قبلاً دوستش داشتم، همون‌طور که همه‌تون میدونین، ولی حالا میدونم دیوونه‌ست

47
00:02:39,993 --> 00:02:42,161
‫جلوی همه گفت من آدم‌ربام و مرتکب خشونت شدم

48
00:02:42,162 --> 00:02:44,455
‫اونم وقتی که با بزرگواری تاجمو پس داده بودم.

49
00:02:44,456 --> 00:02:45,915
‫عزیزم، الان دیگه یه افسانه‌ای.

50
00:02:45,916 --> 00:02:48,501
‫۴۵ دقیقه توی زندان بودی و بعد آزادت کردن

51
00:02:48,502 --> 00:02:50,753
‫با این حال، بابا و مامانم مجبور شدن بیان.

52
00:02:50,754 --> 00:02:52,631
‫مامانم دیوونه شد.

53
00:02:53,256 --> 00:02:55,591
‫این‌قدر گریه کرد که واقعاً از خجالت آب شدم، شما اونجا نبودین

54
00:02:55,592 --> 00:02:59,553
‫کی اهمیت میده؟ اون خانوم کوچولوی راهپیمایی دایمز فوراً حرفشو پس گرفت

55
00:02:59,554 --> 00:03:01,430
‫گفت گیج شده بوده.

56
00:03:01,431 --> 00:03:04,725
‫پدر و مادرش بردنش یه آسایشگاه روانی توی تنسی

57
00:03:04,726 --> 00:03:06,811
‫جایی که از اول هم باید می‌بود.

58
00:03:06,812 --> 00:03:10,314
‫محبوبیتت الان در بالاترین حدشه، سو سو
‫پس چرا این‌قدر تلخی؟

59
00:03:10,315 --> 00:03:11,565
‫حق با توئه.

60
00:03:11,566 --> 00:03:14,528
‫روندا مشکل داره.
‫خیلی چیزا از سر گذرونده.

61
00:03:16,363 --> 00:03:19,782
‫می‌خوام علناً رأی مخفی‌مو پس بگیرم و بعد هم رأی ندم.

62
00:03:19,783 --> 00:03:21,451
‫ببخشید، هنوز یه کم دست‌وپام می‌لرزه.

63
00:03:22,035 --> 00:03:25,246
‫خب، یه رأی برای رابرت.

64
00:03:25,247 --> 00:03:28,332
‫هی، دو رأی برای برت، برنده

65
00:03:28,333 --> 00:03:31,043
‫-مثل اینکه تو ترولری، برت
‫-ووهو!

66
00:03:31,044 --> 00:03:32,671
‫مثل اینکه همین‌طوره.

67
00:03:34,089 --> 00:03:35,673
‫هی، می‌خواین بدونین چرا توی ۱۸ ساعت گذشته

68
00:03:35,674 --> 00:03:38,050
‫ نتونستین باهام تماس بگیرین؟

69
00:03:38,051 --> 00:03:39,052
‫معلومه.

70
00:03:40,512 --> 00:03:44,098
‫تمام شب توی کلانتری بودم و شهادت می‌دادم.

71
00:03:44,099 --> 00:03:46,184
‫چی؟ چرا؟

72
00:03:49,354 --> 00:03:51,106
‫مت کلنر مرده.

73
00:03:55,068 --> 00:03:56,486
‫یا خدا.

74
00:03:58,071 --> 00:03:59,656
‫من سر بریده‌ اش رو پیدا کردم.

75
00:04:04,619 --> 00:04:06,496
‫یکی می‌خواسته من پیداش کنم.

76
00:04:10,400 --> 00:04:15,200
‫"شاردها"

77
00:04:17,299 --> 00:04:19,676
‫مرگ مت کلنر همه‌چیز رو عوض کرد.

78
00:04:24,890 --> 00:04:27,726
‫دیگه فقط من نبودم که نگران ماجرا بودم.

79
00:04:28,852 --> 00:04:31,395
‫هر کسی که تا اون موقع منو متهم کرده بود که پارانوئید شدم

80
00:04:31,396 --> 00:04:34,733
‫دیگه نمی‌تونست انکار کنه که یه قاتل بین خودمونه

81
00:04:37,277 --> 00:04:40,154
‫مدرسه برای یه هفته تعطیل شد و وقتی دوباره باز شد

82
00:04:40,155 --> 00:04:43,450
‫حضور پلیس یه‌دفعه خیلی پررنگ شد و تا آخر سال هم ادامه داشت.

83
00:04:47,120 --> 00:04:48,455
‫بازجویی‌ها شروع شد.

84
00:04:49,706 --> 00:04:51,541
‫یه‌دفعه همه مظنون شده بودن.

85
00:04:54,336 --> 00:04:56,212
‫اگه براتون سؤاله که ترولر چطور تونست شب جشن بازگشت به

86
00:04:56,213 --> 00:04:59,548
‫ مدرسه وارد محوطه دبیرستان بشه و قسر در بره

87
00:04:59,549 --> 00:05:02,760
‫باید یادتون باشه که اون موقع سال ۱۹۸۱ بود.

88
00:05:02,761 --> 00:05:05,387
‫نه موبایلی وجود داشت، نه دوربین مداربسته‌ای

89
00:05:05,388 --> 00:05:07,848
‫نه پرونده‌های دیجیتالی‌ای بود، نه دستگاه فلزیاب

90
00:05:07,849 --> 00:05:09,434
‫همه اینا بعد از یازده سپتامبر به وجود اومد

91
00:05:10,143 --> 00:05:14,523
‫اون موقع فقط آدم‌ها بودن
‫آدم‌هایی که دست‌وپا می‌زدن و خراب می‌کردن.

92
00:05:19,444 --> 00:05:22,071
‫تا جایی که می‌تونستیم برگشتیم سر زندگی عادی‌مون

93
00:05:22,072 --> 00:05:24,533
‫به این امید که کم‌کم حس عادی بودن هم برگرده.

94
00:05:26,409 --> 00:05:29,079
‫-لطف کردین بالاخره به ما ملحق شدین، آقای الیس
‫-ببخشید

95
00:05:35,210 --> 00:05:36,545
‫چرا روی صندلی من نشستی؟

96
00:05:37,587 --> 00:05:38,755
‫نمی‌دونم، همین‌جا نشستم.

97
00:05:41,675 --> 00:05:43,260
‫چرا همه روی صندلی‌های متفاوت نشستن؟

98
00:05:43,844 --> 00:05:46,178
‫این معمای یه روز دیگه‌ست، آقای الیس.

99
00:05:46,179 --> 00:05:47,472
‫هر جا راحتی بشین.

100
00:05:48,598 --> 00:05:52,017
‫یه آدم‌ربایی، یه قتل و یه تحقیقات فعال پلیس

101
00:05:52,018 --> 00:05:53,728
‫اونم در حالی که هنوز هالووین نرسیده.

102
00:05:54,229 --> 00:05:58,566
‫خیلی‌ها اگه جای من بودن احتمالاً برنامه درسی رو عوض می‌کردن

103
00:05:58,567 --> 00:05:59,568
‫با شماها خیلی نرم‌تر رفتار می‌کردن

104
00:06:00,360 --> 00:06:05,574
‫ولی من اینجا، توی کلاس سال آخری‌ها، این کارو نمی‌کنم
‫شکسپیر ۱۰۱

105
00:06:06,241 --> 00:06:09,869
‫«رومئو و ژولیت» نمایشنامه‌ایه درباره

106
00:06:09,870 --> 00:06:13,999
‫مرگ، وسواس، اضطراب و عشق.

107
00:06:14,583 --> 00:06:17,419
‫درباره اینه که نوجوون بودن چه حسی داره.

108
00:06:18,128 --> 00:06:23,173
‫پرده اول، صحنه سوم، ژولیت هنوز چهارده سالش هم نشده

109
00:06:23,174 --> 00:06:25,552
‫و رومئو هم احتمالاً یه کم بزرگ‌تره.

110
00:06:26,636 --> 00:06:29,514
‫یه دختر سیزده‌ساله و یه پسر پانزده‌ساله

111
00:06:30,098 --> 00:06:32,893
‫یه دانش‌آموز کلاس هشتم و یه دانش‌آموز سال دهم.

112
00:06:35,186 --> 00:06:37,188
‫خانم رینولدز، قیافت یه جوری شده

113
00:06:38,231 --> 00:06:40,649
‫بچه‌های کلاس هشتم عشق رو نمی‌فهمن.

114
00:06:40,650 --> 00:06:43,277
‫حتی اون‌قدر بزرگ نشدن که بتونن برای ناهار از مدرسه بیرون برن.

115
00:06:43,278 --> 00:06:45,738
‫حرفت منطقیه، پس سال دهمی‌ها چی؟

116
00:06:45,739 --> 00:06:47,323
‫رومئو تقریباً هم‌سن خودته.

117
00:06:47,324 --> 00:06:50,117
‫آره، نوجوون‌ها فکر می‌کنن عاشق شدن، ولی این حس از بین میره.

118
00:06:50,118 --> 00:06:52,161
‫اوایلش خیلی شدیده

119
00:06:52,162 --> 00:06:55,497
‫بعد کم‌کم فروکش می‌کنه یا یه‌شبه ناپدید میشه

120
00:06:55,498 --> 00:06:57,291
‫و آخرش فقط عادت می‌مونه.

121
00:06:57,292 --> 00:06:58,792
‫این مزخرفه.

122
00:06:58,793 --> 00:07:00,961
‫چه فرقی می‌کنه چند سالشون باشه؟

123
00:07:00,962 --> 00:07:03,797
‫مغزشون هنوز کامل رشد نکرده و پر از هورمونه.

124
00:07:03,798 --> 00:07:06,467
‫-تام درس رو خونده؟ حالش خوبه؟
‫-یعنی نمی‌تونن عاشق بشن؟

125
00:07:06,468 --> 00:07:08,677
‫عشق واقعی نباید کاری کنه که بخوای خودتو بکشی.

126
00:07:08,678 --> 00:07:11,305
‫تنها چیزی که رومئو و ژولیت کشتن، خودشون بودن.

127
00:07:11,306 --> 00:07:12,307
‫این به نظرم منطقیه.

128
00:07:13,141 --> 00:07:14,475
‫درباره‌ش توضیح بده.

129
00:07:14,476 --> 00:07:16,935
‫اگه عاشق باشی و خودتو بکشی، فقط یه بار می‌میری

130
00:07:16,936 --> 00:07:19,188
‫ولی اگه عاشق باشی و نتونی با کسی که دوستش داری باشی

131
00:07:19,189 --> 00:07:20,482
‫انگار هر روز داری می‌میری.

132
00:07:24,110 --> 00:07:25,819
‫یه بار مردن، هر روز مردن

133
00:07:25,820 --> 00:07:28,947
‫واقعاً همین‌طوره؟
‫واقعاً انگار هر روز مردنه؟

134
00:07:28,948 --> 00:07:32,451
‫یا شاید هر دوتاشون به محض اینکه با یه نفر دیگه آشنا می‌شدن، از سرشون می‌افتاد؟

135
00:07:32,452 --> 00:07:35,996
‫چند نفر رو می‌شناسین که از هم جدا می‌شن، طوری رفتار می‌کنن انگار دنیا به آخر رسیده

136
00:07:35,997 --> 00:07:39,041
‫و بعد تا زنگ هفتم یه کراش جدید پیدا می‌کنن که فکر می‌کنن قراره زندگی‌شون رو عوض کنه؟

137
00:07:39,042 --> 00:07:41,127
‫رومئو و ژولیت باید بی‌خیالش می‌شدن و می‌رفتن دنبال زندگی‌شون.

138
00:07:41,753 --> 00:07:45,924
‫این رمانتیک‌ترین برداشت ممکن نیست، خانم رینولدز، ولی خوشم اومد.

139
00:07:46,883 --> 00:07:50,094
‫توی کتاب‌خوانی معلم‌های مطلقه‌مون یه جا خالی داریم

140
00:07:50,095 --> 00:07:53,138
‫-اگه پایه‌ای
‫-اشتباه می‌کنی، اونا نیمه گمشده همدیگه‌ان

141
00:07:53,139 --> 00:07:56,975
‫ژولیت خاصه.
‫اون یه جنده کلاس هشتمی معمولی نیست.

142
00:07:56,976 --> 00:07:57,977
‫اون یه فرشته‌ست.

143
00:07:59,062 --> 00:08:02,649
‫فرشته‌ها جنده نیستن.

144
00:08:04,275 --> 00:08:08,904
‫این به نظر موضوع خیلی خوبی میاد که توی مقاله‌ت بررسیش کنی، آقای رایت.

145
00:08:35,432 --> 00:08:37,266
‫-چی؟
‫-هیچی

146
00:08:37,267 --> 00:08:38,393
‫داری زل می‌زنی بهم

147
00:08:38,893 --> 00:08:41,478
‫یعنی وقتی داریم تکالیفمون رو انجام می‌دیم، حق ندارم به دوست‌دخترم نگاه کنم؟

148
00:08:41,479 --> 00:08:43,481
‫هر جا می‌خوای نگاه کن.
‫برام مهم نیست.

149
00:08:45,025 --> 00:08:46,401
‫فقط فکر می‌کنم واقعاً غم‌انگیزه.

150
00:08:48,111 --> 00:08:49,862
‫چی واقعاً غم‌انگیزه، تام؟

151
00:08:49,863 --> 00:08:52,407
‫اینکه فکر نمی‌کنی رومئو و ژولیت برای هم ساخته شدن.

152
00:08:53,450 --> 00:08:55,617
‫نمایشنامه اسمش «رومئو و ژولیت»

153
00:08:55,618 --> 00:08:58,287
‫خب که چی؟
‫یه کارتون هم هست به اسم «تام و جری»

154
00:08:58,288 --> 00:09:00,165
‫فکر می‌کنی اونا هم برای هم ساخته شدن؟

155
00:09:01,833 --> 00:09:02,834
‫باشه تام.

156
00:09:03,877 --> 00:09:06,920
‫اونا برای همدیگه عالی‌ان و مجبوریم حرفتو باور کنیم

157
00:09:06,921 --> 00:09:10,341
‫چون هیچ‌وقت نمی‌فهمیم، چون رومئو و ژولیت خودشونو کشتن.

158
00:09:10,925 --> 00:09:14,428
‫دقیقاً، این ثابت می‌کنه چقدر همدیگه رو دوست داشتن.

159
00:09:14,429 --> 00:09:16,972
‫شاید قرار نبوده تا ابد با هم باشن.

160
00:09:16,973 --> 00:09:19,183
‫شاید فقط قرار بوده عشقشون مال ورونا باشه.

161
00:09:19,184 --> 00:09:20,434
‫عشقشون مال ورونا باشه؟

162
00:09:20,435 --> 00:09:22,352
‫آره، بعد وقتی از ورونا می‌رفتن...

163
00:09:22,353 --> 00:09:23,979
‫چرا باید از ورونا می‌رفتن؟

164
00:09:23,980 --> 00:09:26,107
‫-برای اینکه جاهای دیگه رو ببینن
‫-مثلاً کجا؟

165
00:09:27,984 --> 00:09:31,862
‫چون حتی همین الان، توی دنیای مدرن، اگه فکرشو بکنی فقط یه عالمه جای محدود توی دنیا هست

166
00:09:31,863 --> 00:09:33,822
‫شاید صد تا

167
00:09:33,823 --> 00:09:35,199
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

168
00:09:35,200 --> 00:09:38,577
‫مثلاً خب، تولدو یه جاییه
‫ولی قرار نیست واقعاً بری اونجا.

169
00:09:38,578 --> 00:09:41,413
‫پس از هر نظر که حساب کنی، انگار اصلاً وجود نداره.

170
00:09:41,414 --> 00:09:44,209
‫تام، اصلاً کنجکاوی بدونی بیرون از این دنیا چه خبره؟

171
00:09:44,709 --> 00:09:47,211
‫هیچ چیز دیگه‌ای برات مهمه؟

172
00:09:47,212 --> 00:09:49,630
‫غیر از چیزایی که خودت هر روز تجربه می‌کنی؟

173
00:09:49,631 --> 00:09:51,299
‫نه، تو چی؟

174
00:09:51,883 --> 00:09:53,051
‫آره.

175
00:09:54,177 --> 00:09:56,762
‫پس چی، تولِدو برات مهمه؟

176
00:09:56,763 --> 00:09:59,723
‫آره، معلومه
‫رم و پاریس هم برام مهمن...

177
00:09:59,724 --> 00:10:02,227
‫تولدو برات مهم‌تر از منه؟

178
00:10:03,770 --> 00:10:07,315
‫سوزان، تولدو برات مهم‌تر از منه؟

179
00:10:08,358 --> 00:10:10,068
‫این دیگه دیوونه‌بازیه، من ادامه نمیدم.

180
00:10:11,277 --> 00:10:14,613
‫تازه مقاله‌تو هم تصحیح نمی‌کنم یا مثل همیشه برات نمی‌نویسمش.

181
00:10:14,614 --> 00:10:16,156
‫این تکلیف رو خودت تموم کن.

182
00:10:16,157 --> 00:10:18,909
‫دوستت دارم، سوزان.
‫بدون تو می‌میرم.

183
00:10:18,910 --> 00:10:20,619
‫تام، این خیلی فشار زیادیه.

184
00:10:20,620 --> 00:10:23,038
‫نمی‌خوام با کسی باشم که برای زنده موندن به من نیاز داره.

185
00:10:23,039 --> 00:10:25,082
‫تو مرکز دنیای منی.
‫تو زمین منی.

186
00:10:25,083 --> 00:10:28,752
‫اون خورشیده.
‫خورشید مرکز دنیاست.

187
00:10:28,753 --> 00:10:30,255
‫ژولیت خورشیده

188
00:10:31,798 --> 00:10:33,466
‫طلوع کن، ای خورشید زیبا

189
00:10:34,134 --> 00:10:36,094
‫و ماه حسود رو از بین ببر

190
00:10:36,761 --> 00:10:40,265
‫که همین حالا از غصه مریض و رنگ‌پریده شده

191
00:10:40,807 --> 00:10:44,561
‫چون تو، کنیز او، از خودش خیلی زیباتری.

192
00:10:46,104 --> 00:10:47,939
‫ماه رو قسم نده

193
00:10:48,606 --> 00:10:54,027
‫به این ماه بی‌ثبات
‫که هر ماه شکلش توی آسمون عوض میشه

194
00:10:54,028 --> 00:10:57,157
‫مبادا عشق تو هم
‫مثل اون تغییرپذیر از آب دربیاد

195
00:10:59,284 --> 00:11:00,451
‫تام

196
00:11:01,786 --> 00:11:03,246
‫من یه کم فاصله می‌خوام.

197
00:11:05,623 --> 00:11:08,835
‫یعنی چی؟

198
00:11:10,670 --> 00:11:12,546
‫فکر می‌کنم باید از هم جدا بشیم.

199
00:11:12,547 --> 00:11:14,047
‫رابرت وادارت کرده این کارو بکنی؟

200
00:11:14,048 --> 00:11:15,424
‫رابرت؟

201
00:11:15,425 --> 00:11:17,593
‫داره ازت سوءاستفاده میکنه. برت درست میگفت.

202
00:11:17,594 --> 00:11:20,345
‫از وقتی اون اومده، تو کاملاً یه آدم دیگه شدی.

203
00:11:20,346 --> 00:11:23,891
‫-این هیچ ربطی به رابرت نداره
‫-چرا، معلومه که داره

204
00:11:23,892 --> 00:11:28,729
‫خدای من، تام، همین الانش هم مشکل دقیقاً همینه.

205
00:11:28,730 --> 00:11:32,816
‫این منم که دارم باهات به هم می‌زنم
‫خودمم که دارم این کارو می‌کنم و متأسفم، ولی...

206
00:11:32,817 --> 00:11:35,861
‫فکر می‌کنی این رابطه واقعی نیست چون نوجوونیم.

207
00:11:35,862 --> 00:11:37,572
‫نه، نه، نه.

208
00:11:38,323 --> 00:11:41,367
‫فکر نمی‌کنم واقعی باشه چون واقعاً واقعی نیست.

209
00:11:42,744 --> 00:11:44,579
‫دیگه عاشقت نیستم.

210
00:11:48,583 --> 00:11:50,042
‫هی.

211
00:11:50,043 --> 00:11:52,336
‫ببخشید... میشه یه چاقوی استیک برام بیارید؟

212
00:11:52,337 --> 00:11:53,338
‫بله قربان.

213
00:12:02,597 --> 00:12:04,139
‫-نه، هی، هی، هی، نه، نه، بشین
‫-نه، نه

214
00:12:04,140 --> 00:12:05,432
‫-بشین
‫-نه، ولم کن

215
00:12:05,433 --> 00:12:06,434
‫بشین!

216
00:12:07,393 --> 00:12:08,394
‫بفرمایید قربان.

217
00:12:20,657 --> 00:12:22,659
‫همین یکی.

218
00:12:24,327 --> 00:12:26,079
‫می‌تونیم بریم دستشویی و این کارو بکنیم.

219
00:12:26,829 --> 00:12:29,623
‫هیچ‌کس متوجه نمیشه. دردی هم نداره.

220
00:12:29,624 --> 00:12:32,418
‫مثل اینه که توی یه حموم گرم آروم‌آروم خوابت ببره.

221
00:12:38,758 --> 00:12:39,926
‫این یکی؟

222
00:12:41,010 --> 00:12:42,302
‫همین‌جا؟

223
00:12:42,303 --> 00:12:44,597
‫می‌تونیم وقتی داریم میریم، همدیگه رو بغل کنیم.

224
00:12:45,640 --> 00:12:50,228
‫و وقتی رفتیم
‫می‌تونیم توی اتر دوباره همدیگه رو پیدا کنیم

225
00:12:57,652 --> 00:12:58,695
‫چاقو رو بده به من.

226
00:13:11,791 --> 00:13:15,544
‫به درک، تام.

227
00:13:15,545 --> 00:13:16,878
‫به درک.

228
00:13:16,879 --> 00:13:18,047
‫مشکلت چیه؟

229
00:13:18,589 --> 00:13:21,049
‫فکر کردی من جون خودمو می‌گیرم

230
00:13:21,050 --> 00:13:23,385
‫اونم روی کف لینولئومی کثیف و گه‌مالیده‌ی دستشویی
‫توی همبرگر هملت لعنتی

231
00:13:23,386 --> 00:13:27,597
‫فقط به خاطر یه پسری که اوج موفقیتش همون سال آخر دبیرستانشه؟

232
00:13:27,598 --> 00:13:30,225
‫این حرفو نزن... هیچ‌وقت اینو به من نگو.

233
00:13:30,226 --> 00:13:33,437
‫تو منظورت این نیست.
‫این... این فکر رابرته که توی سرته.

234
00:13:33,438 --> 00:13:37,482
‫من رابرتو نمی‌خوام. بهش احتیاجی ندارم.
‫نمی‌فهمی؟ من به هیچ‌کس احتیاج ندارم.

235
00:13:37,483 --> 00:13:39,651
‫من استعداد و آینده دارم.

236
00:13:39,652 --> 00:13:42,655
‫یه زندگی بزرگ در انتظارمه.

237
00:13:43,364 --> 00:13:44,782
‫رویا دارم.

238
00:13:47,326 --> 00:13:49,078
‫کارمون تمومه، تام.

239
00:13:53,499 --> 00:13:54,751
‫کارمون تمومه.

240
00:13:58,379 --> 00:14:00,172
‫-من دارم میرم
‫-نه، ما هنوز...

241
00:14:00,173 --> 00:14:02,674
‫-هنوز حرفمون تموم نشده
‫-آره، من دارم میرم

242
00:14:02,675 --> 00:14:04,718
‫-دارم میرم
‫-تو مریضی

243
00:14:04,719 --> 00:14:07,512
‫می‌دونم. می‌تونم عوض بشم
‫هرجوری که تو بخوای میشم

244
00:14:07,513 --> 00:14:10,933
‫فقط بگو می‌خوای چه‌جوری باشم.
‫همون میشم.عوض میشم.

245
00:14:12,727 --> 00:14:16,897
‫من... من نمی‌خوام عوض بشی.

246
00:14:16,898 --> 00:14:18,983
‫می‌خوام خودت باشی.

247
00:14:21,277 --> 00:14:24,530
‫-از خودم متنفرم
‫-نه، تو کاملی، باشه؟

248
00:14:26,949 --> 00:14:28,326
‫پس چرا هیچ‌کس نمی‌مونه؟

249
00:14:29,077 --> 00:14:31,536
‫اگه من این‌قدر کاملم، پس چرا همه ولم می‌کنن؟

250
00:14:31,537 --> 00:14:33,956
‫من ولت نمی‌کنم، تام.

251
00:14:34,916 --> 00:14:37,667
‫من تا مدت خیلی زیادی توی زندگیت می‌مونم.

252
00:14:37,668 --> 00:14:38,669
‫نه.

253
00:14:39,921 --> 00:14:41,172
‫نمی‌مونی.

254
00:14:42,548 --> 00:14:43,591
‫عاشق‌ها می‌میرن.

255
00:14:47,470 --> 00:14:48,763
‫داری تهدیدم می‌کنی؟

256
00:14:51,057 --> 00:14:53,309
‫فقط دارم یادت می‌ندازم آخر داستان چی میشه.

257
00:15:12,000 --> 00:15:19,000


258
00:15:37,979 --> 00:15:41,231
‫مکبث، پرده چهارم، صحنه سوم

259
00:15:41,232 --> 00:15:43,191
‫«بیایید از انتقام بزرگمون دارو بسازیم

260
00:15:43,192 --> 00:15:44,902
‫تا این غم مرگبار رو درمان کنیم»

261
00:15:45,862 --> 00:15:46,863
‫به نظرم منطقیه.

262
00:15:47,572 --> 00:15:50,532
‫تا وقتی حس کنی قدرتمندی

263
00:15:50,533 --> 00:15:53,410
‫یعنی داری یه چیزی غیر از غم رو حس می‌کنی.

264
00:15:53,411 --> 00:15:55,705
‫انتقام به‌عنوان درمان افسردگی

265
00:15:57,039 --> 00:16:00,167
‫ولی اگه انتقام یه دارو باشه، قطعاً عوارضی هم داره

266
00:16:00,168 --> 00:16:02,086
‫کی می‌تونه عوارض احتمالی‌شو بگه؟

267
00:16:02,753 --> 00:16:03,796
‫هرج‌ومرج.

268
00:16:04,422 --> 00:16:06,257
‫هرج‌ومرج، آره، حتماً

269
00:16:07,425 --> 00:16:09,468
‫ولی جدی، بهش فکر کنین

270
00:16:10,303 --> 00:16:13,430
‫اگه به آدمایی که بهتون آسیب زدن، آسیب بزنین چی میشه؟

271
00:16:13,431 --> 00:16:14,432
‫اونا هم تلافی می‌کنن.

272
00:16:15,892 --> 00:16:17,226
‫«خون، خون می‌طلبه»

273
00:16:19,729 --> 00:16:20,730
‫پرده سوم، صحنه چهارم.

274
00:16:21,397 --> 00:16:25,192
‫دقیقاً. انتقام یه چرخه بی‌پایان از حمله‌های متقابل

275
00:16:25,193 --> 00:16:29,112
‫و حمله‌های متقابلِ بعدی راه می‌ندازه
‫همون‌طور که مکبث خیلی خوب اینو ثابت می‌کنه

276
00:16:29,113 --> 00:16:33,074
‫خون، خون می‌طلبه
‫تا وقتی که خون همه تموم بشه

277
00:16:33,075 --> 00:16:35,285
‫پس یعنی مساوی میشن؟

278
00:16:35,286 --> 00:16:38,456
‫نه. آخرش همه می‌بازن

279
00:16:41,792 --> 00:16:43,085
‫همه می‌بازن.

280
00:16:49,759 --> 00:16:53,137
‫لیدی مکبث یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های شرور ادبیاته

281
00:16:54,347 --> 00:16:58,643
‫ولی اصلاً می‌فهمه نقشه‌هاش چه دومینووار عواقبی به دنبال داره؟

282
00:17:00,102 --> 00:17:04,940
‫«با سوزش شست‌ها
‫یه چیز شوم داره از این طرف میاد»

283
00:17:04,941 --> 00:17:06,524
‫هوم.

284
00:17:06,525 --> 00:17:10,487
‫خیلی خوشگلی. خدای من.

285
00:17:11,948 --> 00:17:13,032
‫-سلام
‫-هوم

286
00:17:14,200 --> 00:17:17,327
‫خدا رو شکر داروسازم اومد.

287
00:17:17,328 --> 00:17:19,246
‫مامان دیگه داره داروهاش تموم میشه.

288
00:17:19,247 --> 00:17:22,207
‫با این ماجرای ترولر حسابی اعصابم به‌هم ریخته.

289
00:17:22,208 --> 00:17:23,291
‫اوه.

290
00:17:23,292 --> 00:17:26,336
‫تری میگه قراره یه سیستم امنیتی جدید نصب کنیم

291
00:17:26,337 --> 00:17:28,798
‫و من باید یه رمز چهار رقمی براش انتخاب کنم.

292
00:17:29,507 --> 00:17:31,968
‫ولی آخه من چطوری قراره همچین رمزی رو یادم بمونه؟

293
00:17:33,970 --> 00:17:36,680
‫فقط فکر اینکه یه هیولای وحشتناک اون بیرونه که

294
00:17:36,681 --> 00:17:39,975
‫بچه‌ها رو هدف گرفته
‫خواب و خوراکو ازم گرفته

295
00:17:39,976 --> 00:17:41,435
‫خب، میدونی

296
00:17:42,478 --> 00:17:45,064
‫هر هیولایی یه دلیلی داره که باعث شده تبدیل به هیولا بشه.

297
00:17:46,607 --> 00:17:48,676
‫خب، بریم سر اصل مطلب.

298
00:17:49,610 --> 00:17:54,948
‫دارم موجودی والتون و

299
00:17:54,949 --> 00:17:59,202
‫هالسیونت رو برات دوباره کامل می‌کنم.

300
00:17:59,203 --> 00:18:03,040
‫من از این شیشه‌های قرصی که داروخانه‌ها استفاده می‌کنن خوشم نمیاد.
‫پلاستیکی و زشتن

301
00:18:03,833 --> 00:18:06,210
‫تو یه زن باارزشی.

302
00:18:07,003 --> 00:18:09,380
‫واقعاً به همه‌چی فکر می‌کنی.

303
00:18:11,632 --> 00:18:13,342
‫یه خبر برات دارم.

304
00:18:14,176 --> 00:18:17,596
‫این اواخر کارکنای خونه رو زیر نظر داشتم

305
00:18:17,597 --> 00:18:19,222
‫و به نظر من

306
00:18:19,223 --> 00:18:23,394
‫اون احترامی که لیاقتش رو داری باهات رفتار نمی‌کنن.

307
00:18:24,854 --> 00:18:30,860
‫برای همین خودم دست‌به‌کار شدم

308
00:18:34,739 --> 00:18:38,325
‫و یه یادداشت برای خدمتکارها پخش کردم، از این به بعد
‫باید صداتون کنن خانم شافر

309
00:18:38,326 --> 00:18:40,702
‫نه خانمِ شافر.

310
00:18:40,703 --> 00:18:44,540
‫مردم باید ببینن که تری هویت و ارزش تو رو تعیین نمی‌کنه.

311
00:18:46,000 --> 00:18:48,960
‫این شهر روی دوش زن‌هایی مثل تو می‌چرخه.

312
00:18:50,379 --> 00:18:51,963
‫درسته.

313
00:18:51,964 --> 00:18:54,342
‫من از بین شیشه‌ها خزیدم، استیون.

314
00:18:54,925 --> 00:18:56,718
‫با یه لبخند روی صورتم

315
00:18:56,719 --> 00:18:59,930
‫و در حالی که نوار دوشیزه ایندیانا داشت خفه ا‌م می‌کرد

316
00:19:00,431 --> 00:19:03,225
‫اینکه بذارن آدم رو روی یه پایه بذارن، برام آرامش‌بخشه.

317
00:19:03,893 --> 00:19:05,644
‫حتی اگه اون پایه مال تو باشه.

318
00:19:05,645 --> 00:19:06,937
‫پس بابتش ممنونم.

319
00:19:09,940 --> 00:19:10,941
‫خب

320
00:19:12,777 --> 00:19:16,405
‫با اون آرامش لحظه‌ای خداحافظی کن، خانم شافر

321
00:19:17,114 --> 00:19:21,702
‫چون می‌خوام یه چیزی بهت بگم که ممکنه بهمت بریزه.

322
00:19:23,788 --> 00:19:24,789
‫جیغ نزن.

323
00:19:25,956 --> 00:19:27,083
‫شلوغش نکن.

324
00:19:28,334 --> 00:19:29,668
‫فقط گوش کن.

325
00:19:34,131 --> 00:19:36,300
‫من درباره اون فیلم پورنو می‌دونم.

326
00:19:39,095 --> 00:19:40,345
‫کدوم فیلم پورن؟

327
00:19:40,346 --> 00:19:46,310
‫اوه عزیزم، من دیدم چه کارایی می‌کنی که بدن آدم اصلاً نباید جرئت امتحان کردنشون رو داشته باشه

328
00:19:47,687 --> 00:19:48,854
‫چطور دیدیش؟

329
00:19:50,022 --> 00:19:53,108
‫بهم قول داده بودن فقط خارج از کشور اکرانش کنن.

330
00:19:53,109 --> 00:19:55,777
‫اگه دریاچه اکو پارک رو بشه دریا حساب کرد

331
00:19:55,778 --> 00:19:57,529
‫پس آره، به قولشون عمل کردن.

332
00:19:57,530 --> 00:19:58,531
‫چی؟

333
00:20:00,950 --> 00:20:02,367
‫اینجا توی شهر هم اکران میشه؟

334
00:20:02,368 --> 00:20:05,704
‫تو و رایان کوچولوی عزیزت روی پرده سینما

335
00:20:05,705 --> 00:20:08,416
‫که با هر بار نمایش، بیشتر و بیشتر از ریخت می‌افته.

336
00:20:09,834 --> 00:20:11,961
‫وای خدای من، من چه غلطی کردم؟

337
00:20:12,712 --> 00:20:13,795
‫تری ولم می‌کنه.

338
00:20:13,796 --> 00:20:16,923
‫دیگه پولی برام نمی‌مونه.
‫وای خدای من، دیگه پولی برام نمی‌مونه.

339
00:20:16,924 --> 00:20:19,176
‫یه هالسیون بخور عزیزم، حالت رو بهتر می‌کنه

340
00:20:22,930 --> 00:20:26,726
‫اگه حتی به ذهنت برسه که اینو به کسی بگی

341
00:20:28,227 --> 00:20:29,729
‫به خدا قسم

342
00:20:31,439 --> 00:20:33,606
‫نمی‌دونی من چه کارایی ازم برمیاد.

343
00:20:33,607 --> 00:20:34,816
‫بس کن.

344
00:20:34,817 --> 00:20:36,569
‫همین الان تمومش کن.

345
00:20:38,487 --> 00:20:41,824
‫معلومه که رازت پیش من محفوظ می‌مونه.

346
00:20:45,119 --> 00:20:47,788
‫فقط می‌خوام بدونم چرا این کارو کردی.

347
00:20:54,879 --> 00:20:56,213
‫نمی‌دونم.

348
00:20:58,591 --> 00:21:00,509
‫دیگه حتی نمی‌دونم کی هستم.

349
00:21:02,887 --> 00:21:04,597
‫یا اصلاً چرا کارایی رو که می‌کنم، انجام میدم.

350
00:21:07,683 --> 00:21:09,101
‫دیگه فقط یه شیء هستم.

351
00:21:13,189 --> 00:21:17,692
‫اون فیلم کثیف، حاصل انتقام‌جویی یه جام زنگ‌زده بود.

352
00:21:17,693 --> 00:21:20,154
‫-همین
‫-مطمئنی؟

353
00:21:22,448 --> 00:21:24,282
‫شاید دلم می‌خواست دوباره لمس بشم

354
00:21:24,283 --> 00:21:26,534
‫حتی اگه فقط توی یه صحنه‌ای بود که داشتیم بازیش می‌کردیم.

355
00:21:26,535 --> 00:21:29,829
‫اون نقش بازی کردنِ «روز ملخ» رو بذار کنار، لیز
‫من یکی که باورش نمی‌کنم.

356
00:21:29,830 --> 00:21:32,583
‫یه دور آخر هم لطفاً.
‫ممنون.

357
00:21:34,627 --> 00:21:39,548
‫فکر کنم اینجا چیزی زیر این سطح همیشه متلاطم داره قل‌قل می‌کنه.

358
00:21:40,174 --> 00:21:41,758
‫می‌تونم رؤیاپردازی‌هات رو ببینم.

359
00:21:41,759 --> 00:21:43,676
‫می‌دونم دلت می‌خواد بازیگر بشی

360
00:21:43,677 --> 00:21:46,262
‫و فکر می‌کنم این کار فقط یه تلاش منحرفانه بود

361
00:21:46,263 --> 00:21:48,264
‫برای اینکه یه قدم به اون رؤیا نزدیک‌تر بشی.

362
00:21:51,936 --> 00:21:54,063
‫«بیرون برو، ای لکه‌ی لعنتی، بیرون برو، میگم

363
00:21:55,773 --> 00:21:57,775
‫یک، دو.

364
00:21:58,818 --> 00:22:01,445
‫پس وقتشه انجامش بدیم.

365
00:22:02,655 --> 00:22:04,365
‫جهنم تاریک و تیره‌ست»

366
00:22:08,953 --> 00:22:13,082
‫«چهره‌ی دروغین باید چیزی رو پنهان کنه که قلب دروغین ازش خبر داره»

367
00:22:18,337 --> 00:22:21,840
‫می‌خوام بدونی که همه نگاتیوها رو خریدم

368
00:22:21,841 --> 00:22:25,426
‫پس دیگه لازم نیست نگران باشی که هیچ‌وقت سر از بیرون دربیارن

369
00:22:25,427 --> 00:22:28,596
‫و این کارو کردم که از دست شوهرت هم در امان بمونی.

370
00:22:28,597 --> 00:22:30,015
‫اوه، استیون.

371
00:22:31,141 --> 00:22:32,768
‫وای خدای من، ممنونم.

372
00:22:33,310 --> 00:22:36,814
‫ولی بازم خودم نگهشون می‌دارم عزیزم.

373
00:22:38,858 --> 00:22:41,986
‫چون باید حواسم به خودم هم باشه.

374
00:22:44,905 --> 00:22:47,700
‫-چی می‌خوای؟
‫-چیزی که حقمه

375
00:22:48,492 --> 00:22:51,160
‫تری منو رقیب جدی‌ای توی این صنعت نمی‌بینه

376
00:22:51,161 --> 00:22:55,791
‫پس برای به واقعیت تبدیل کردن یه رؤیای بزرگ، به کمکت نیاز دارم.

377
00:22:56,375 --> 00:23:01,005
‫یه فیلم به اسم «کمتر از صفر»
‫و می‌خوام همراه اون تهیه‌کننده‌ش بشم

378
00:23:01,922 --> 00:23:05,717
‫دوست‌پسر دبی، برت، یه طرح فیلمنامه نوشته که بر اساس رمانیـه که داره می‌نویسه.

379
00:23:05,718 --> 00:23:07,302
‫فوق‌العاده‌ست.

380
00:23:07,303 --> 00:23:10,346
‫منم یه نقد خیلی مثبت براش نوشتم، ولی تری حتی حاضر نشد اونو بخونه.

381
00:23:10,347 --> 00:23:12,515
‫لیز، اون اصلاً چیزی نمی‌خونه.

382
00:23:12,516 --> 00:23:14,934
‫فقط یه جلسه مسخره با آقای الیس گذاشته

383
00:23:14,935 --> 00:23:16,270
‫ولی قرار نیست بتونه حق اقتباسش رو بگیره.

384
00:23:17,438 --> 00:23:19,023
‫تو قراره کمکم کنی تا اون حق رو بگیریم.

385
00:23:19,899 --> 00:23:24,277
‫توی این پروژه یه نقش برای تو هست.
‫تو برای این نقش محشری.

386
00:23:24,278 --> 00:23:28,240
‫بالاخره یه ستاره بشو.

387
00:23:30,701 --> 00:23:33,578
‫-چی می‌خوای من انجام بدم؟
‫-هر شب وقتی تری خوابه

388
00:23:33,579 --> 00:23:35,788
‫می‌خوام یه جمله رو آروم توی گوشش زمزمه کنی

389
00:23:35,789 --> 00:23:37,666
‫حداقل صد بار

390
00:23:38,459 --> 00:23:42,087
‫دقیقاً مثل نَنسی که برای اینکه نقشه‌های کوچیکش رو توی سر رونالد ریگان بندازه، همین کارو باهاش می‌کرد.

391
00:23:43,255 --> 00:23:44,672
‫جمله چیه؟

392
00:23:44,673 --> 00:23:50,387
‫«کمتر از صفر تو رو صد میلیون دلار پولدار می‌کنه»

393
00:24:06,111 --> 00:24:08,321
‫درس بعدی‌مون درباره هملت بود

394
00:24:08,322 --> 00:24:11,532
‫و شباهت‌های اون با زندگی‌ای که روزبه‌روز بیشتر برام غریبه می‌شد، اون‌قدر واضح بود

395
00:24:11,533 --> 00:24:14,870
‫که نمی‌تونستم حس نکنم داره مسخره‌ ام می‌کنه

396
00:24:16,830 --> 00:24:18,414
‫هردومون شاهزاده بودیم.

397
00:24:18,415 --> 00:24:20,166
‫هردومون رازدار بودیم

398
00:24:20,167 --> 00:24:22,502
‫و هردومون می‌دونستیم یه چیز خیلی فاسد و گندیده

399
00:24:22,503 --> 00:24:25,213
‫توی قلمرو خودمون در جریانه.

400
00:24:25,214 --> 00:24:28,883
‫خب، می‌خوام برای جلسه بعد نمایشنامه رو از پرده اول تا سوم بخونید

401
00:24:31,387 --> 00:24:33,972
‫و یه نوشته پانصد کلمه‌ای می‌خوام درباره اینکه

402
00:24:33,973 --> 00:24:36,725
‫شکسپیر چطور به ارتباط بین مرگ‌پذیری و جنون پرداخته.

403
00:24:37,768 --> 00:24:38,894
‫ممنون.

404
00:24:44,733 --> 00:24:46,694
‫برت، یه لحظه وقت داری؟

405
00:24:47,277 --> 00:24:50,446
‫-باید باهات حرف بزنیم، خصوصی
‫-اشکالی نداره فقط

406
00:24:50,447 --> 00:24:53,242
‫چند دقیقه این کلاس رو در اختیارمون بذارید؟

407
00:24:54,535 --> 00:24:56,661
‫باشه، فقط قراره به‌زودی یه کلاس دیگه اینجا داشته باشم.

408
00:24:56,662 --> 00:24:57,663
‫نباید زیاد طول بکشه.

409
00:24:58,247 --> 00:24:59,540
‫حتماً.

410
00:25:03,585 --> 00:25:06,005
‫چند تا سؤال دیگه درباره مت کلنر داریم.

411
00:25:07,673 --> 00:25:09,007
‫چه جور سؤالایی؟

412
00:25:09,008 --> 00:25:11,427
‫درباره رابطه شخصی تو با مت

413
00:25:13,053 --> 00:25:15,139
‫رابطه شخصی من با مت؟

414
00:25:16,890 --> 00:25:18,934
‫ما فقط در حد آشنا بودیم.

415
00:25:19,518 --> 00:25:20,853
‫واقعاً حتی نزدیک هم نبودیم.

416
00:25:21,478 --> 00:25:24,022
‫اگه می‌خواید با کسی حرف بزنید که با مت صمیمی بوده

417
00:25:24,023 --> 00:25:25,773
‫پیشنهاد می‌کنم درباره‌ش با رابرت مالوری صحبت کنید.

418
00:25:25,774 --> 00:25:28,902
‫ما قبلاً با رابرت مالوری درباره‌ش حرف زدیم، اونم مفصل.

419
00:25:29,987 --> 00:25:33,114
‫بذار یه سؤال ازت بپرسم، برت

420
00:25:33,115 --> 00:25:34,616
‫روز ناپدید شدن مت رفتی خونه کلنرها؟

421
00:25:35,784 --> 00:25:37,369
‫این رو قبلاً به ما نگفته بودی

422
00:25:38,203 --> 00:25:40,080
‫فکر نمی‌کردم مهم باشه.

423
00:25:40,706 --> 00:25:44,042
‫داشتیم درباره تکلیف کلاس صحبت می‌کردیم
‫برای انجامش کمک می‌خواست.

424
00:25:44,043 --> 00:25:46,085
‫یه چیز دیگه هم هست که به ما نگفتی.

425
00:25:46,086 --> 00:25:49,130
‫بعد از ناپدید شدن مت، رفتی پیش پدرش.

426
00:25:50,632 --> 00:25:52,926
‫مـ...من فقط فکر نمی‌کردم ربطی داشته باشه

427
00:25:54,678 --> 00:25:55,845
‫پس چرا رفتی؟

428
00:25:55,846 --> 00:25:59,265
‫-به خاطر نگرانی برای دوستم
‫-فکر کردم گفتی دوست نبودید

429
00:25:59,266 --> 00:26:01,893
‫بالاخره کدومش درسته؟
‫دوستش بودی یا نبودی؟

430
00:26:01,894 --> 00:26:02,895
‫یا اینکه...

431
00:26:05,272 --> 00:26:08,317
‫یه چیز دیگه‌ای بینتون بود؟

432
00:26:08,901 --> 00:26:11,152
‫تناقض‌ها همیشه معنی خاصی ندارن

433
00:26:11,153 --> 00:26:15,032
‫ولی وقتی این تناقض‌ها مربوط به کسی باشن که جسد قربانی رو پیدا کرده...

434
00:26:17,409 --> 00:26:21,205
‫خب، اون‌وقت احساس می‌کنیم شاید بهتره یه کم عمیق‌تر بررسی کنیم.

435
00:26:23,582 --> 00:26:24,917
‫معلومه.

436
00:26:26,460 --> 00:26:28,503
‫همین بود، افسرها؟

437
00:26:28,504 --> 00:26:31,590
‫هوم، یه مورد دیگه هم هست.

438
00:26:32,132 --> 00:26:34,509
‫صدات رو روی صحنه فیلمبرداری «دنس آف!» شنیدن

439
00:26:34,510 --> 00:26:38,054
‫که داشتی در گوش دِبی شافر می‌گفتی حقش بوده برنده بشه

440
00:26:38,055 --> 00:26:40,766
‫چقدر دلت می‌خواست دوست‌دخترت برنده بشه، برت؟

441
00:26:42,184 --> 00:26:44,478
‫داری میگی من چاچا رو کشتم؟

442
00:26:46,897 --> 00:26:49,065
‫این حرفا از کجا میاد؟
‫من بازداشت شدم؟

443
00:26:49,066 --> 00:26:51,109
‫مگه نباید بشی؟

444
00:26:51,110 --> 00:26:54,071
‫افسرها، من همین الان کلاس‌مو لازم دارم.

445
00:26:54,947 --> 00:26:58,158
‫نگران نباشید خانم.
‫ما کارمون اینجا تموم شده بود.

446
00:27:01,870 --> 00:27:02,996
‫ممنون خانم.

447
00:27:06,458 --> 00:27:09,085
‫رازهایی که داشتم، داشتن یقه‌ ام رو می‌گرفتن.

448
00:27:09,086 --> 00:27:11,712
‫اضطرابی که از پنهون کردن گرایش جنسیم داشتم

449
00:27:11,713 --> 00:27:13,966
‫ناخواسته باعث شده بود مظنون بشم.

450
00:27:15,384 --> 00:27:16,635
‫هیچ مدرکی برای اثبات اینکه جای دیگه‌ای بودم نداشتم.

451
00:27:17,219 --> 00:27:18,220
‫بدجوری به فنا رفته بودم.

452
00:27:18,887 --> 00:27:21,389
‫یکی داشت تصویری که از من توی ذهن بقیه بود رو شکل می‌داد

453
00:27:21,390 --> 00:27:23,267
‫و دقیقاً می‌دونستم اون کیه.

454
00:29:09,748 --> 00:29:12,250
‫رابرت، می‌دونم خودتی.

455
00:30:17,065 --> 00:30:18,983
‫فکر می‌کردم هیچ‌چیز نمی‌تونه بیشتر از

456
00:30:18,984 --> 00:30:21,027
‫متهم شدن به قتل مت کلنر بترسوندم.

457
00:30:26,491 --> 00:30:29,243
‫عالی کار کردی، پروژه...

458
00:30:29,244 --> 00:30:31,788
‫ولی اشتباه می‌کردم.
‫این یکی یه جوری بدتر بود.

459
00:30:33,498 --> 00:30:35,166
‫اشتباه نمی‌کردم.
‫درست هم نمی‌گفتم.

460
00:30:35,167 --> 00:30:36,626
‫بیا تو بچه.

461
00:30:37,377 --> 00:30:38,378
‫آره.

462
00:30:40,255 --> 00:30:41,256
‫باب...

463
00:30:42,174 --> 00:30:43,175
‫باب...

464
00:30:44,092 --> 00:30:46,969
‫آره.

465
00:30:46,970 --> 00:30:48,471
‫مسخره‌ست.
‫نه، باب.

466
00:30:48,472 --> 00:30:49,681
‫مـ...من باید ولت کنم.

467
00:30:50,223 --> 00:30:52,642
‫آره، دارم با یه استعداد جلسه می‌ذارم.

468
00:30:56,855 --> 00:30:58,732
‫آره.

469
00:31:00,650 --> 00:31:02,568
‫آره، تو مریضی، می‌دونی که، باب؟

470
00:31:02,569 --> 00:31:04,362
‫بعداً باهات حرف می‌زنم، خداحافظ.

471
00:31:18,585 --> 00:31:19,753
‫چیزی می‌خوری؟

472
00:31:20,629 --> 00:31:21,630
‫نه، ممنون.

473
00:31:22,214 --> 00:31:23,757
‫مستقیم بریم سر اصل مطلب.

474
00:31:24,299 --> 00:31:26,509
‫خب گوش کن، یه نگاهی به طرحت انداختم

475
00:31:26,510 --> 00:31:29,513
‫و فکر کنم بخوام حق ساختش رو بگیرم.

476
00:31:31,807 --> 00:31:32,932
‫وای.

477
00:31:32,933 --> 00:31:36,352
‫چند نفر که گاهی نظرشون برام مهمه

478
00:31:36,353 --> 00:31:39,147
‫هی تو گوشم از نبوغ این کار می‌گفتن.

479
00:31:39,773 --> 00:31:41,108
‫من به نجواها گوش میدم.

480
00:31:43,777 --> 00:31:44,945
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

481
00:31:45,737 --> 00:31:48,824
‫نوشته‌هات خیلی... پخته‌ست

482
00:31:50,075 --> 00:31:56,580
‫خیلی وقت‌ها داستان‌هایی که درباره جوون‌ها نوشته می‌شن، خودشون هم زیادی بچگانه و غیرواقعی‌ان.

483
00:31:56,581 --> 00:31:58,541
‫آره، دقیقاً.

484
00:31:58,542 --> 00:32:02,921
‫ولی تو، نوشته‌هات...
‫ازشون می‌فهمم که چیزای بزرگسالانه رو می‌فهمی.

485
00:32:03,964 --> 00:32:05,047
‫مگه نه، برت؟

486
00:32:07,467 --> 00:32:10,511
‫منظورم اینه که فکر می‌کنم می‌دونی کار دنیا چطوری می‌چرخه.

487
00:32:10,512 --> 00:32:12,514
‫فکر می‌کنم می‌فهمی...

488
00:32:14,474 --> 00:32:15,559
‫ریسک یعنی چی.

489
00:32:17,269 --> 00:32:20,354
‫فکر می‌کنم می‌فهمی که سرمایه‌گذاری روی یه فیلمنامه‌نویس تازه‌کار

490
00:32:20,355 --> 00:32:23,191
‫چه ریسک بزرگی برای من داره

491
00:32:24,067 --> 00:32:28,989
‫ولی در عین حال می‌دونی چیزای خوب چه‌جوری می‌تونن باشن.

492
00:32:31,074 --> 00:32:32,284
‫کارهایی که می‌تونیم...

493
00:32:33,827 --> 00:32:35,120
‫برای هم انجام بدیم.

494
00:32:37,289 --> 00:32:38,290
‫مگه نه؟

495
00:32:46,548 --> 00:32:47,799
‫آره.

496
00:32:50,218 --> 00:32:51,511
‫عالیه.

497
00:32:57,475 --> 00:32:59,227
‫مطمئنی اون نوشیدنی رو نمی‌خوای؟

498
00:33:02,731 --> 00:33:03,732
‫آره.

499
00:33:04,941 --> 00:33:05,942
‫باشه.

500
00:33:10,155 --> 00:33:11,698
‫من میرم یه دستی به سر و روم بکشم.

501
00:33:31,968 --> 00:33:33,345
‫تری اشتباه می‌کرد.

502
00:33:35,055 --> 00:33:37,140
‫من چیزای بزرگسالانه رو نمی‌فهمیدم.

503
00:33:39,851 --> 00:33:41,102
‫فقط فکر می‌کردم می‌فهمم.

504
00:33:46,483 --> 00:33:49,778
‫با گذشت زمان فهمیدم خیلی از جوون‌ها همین اشتباه رو می‌کنن.

505
00:33:52,364 --> 00:33:55,367
‫اون بعدازظهر توی هتل بورلی هیلز فکر می‌کردم همه‌چیز تحت کنترلمه.

506
00:33:59,788 --> 00:34:01,956
‫فکر می‌کردم این انتخاب خودمه که از حموم بیام بیرون

507
00:34:01,957 --> 00:34:03,792
‫این انتخاب خودمه که توی اون اتاق بمونم.

508
00:34:05,669 --> 00:34:07,545
‫این چیزیه که یادمه.

509
00:34:09,464 --> 00:34:11,258
‫دیدن بدن برهنه تری.

510
00:34:12,467 --> 00:34:14,593
‫جَوون‌تر از سن واقعیش به نظر می‌رسید.

511
00:34:14,594 --> 00:34:15,886
‫از نظر ظاهری جذاب بود

512
00:34:15,887 --> 00:34:19,557
‫ولی اون‌قدر از من بزرگ‌تر بود که حتی نمی‌تونستم بهش به‌عنوان یه شریک جنسی واقعی فکر کنم.

513
00:34:20,183 --> 00:34:23,144
‫با این حال، اونجا بودم و دقیقاً داشتم به همین فکر می‌کردم.

514
00:34:24,521 --> 00:34:27,565
‫تری منو کشید سمت خودش و با خشونت لب‌هامو بوسید.

515
00:34:28,108 --> 00:34:30,110
‫مزه دهنش مثل شامپاین و ماری‌جوانا بود.

516
00:34:30,652 --> 00:34:33,613
‫با شیطنت هُلم داد روی تخت و شلوارم رو درآورد.

517
00:34:34,114 --> 00:34:35,406
‫منم باهاش همراهی کردم

518
00:34:35,407 --> 00:34:38,535
‫پاهامو از روی زمین بلند کردم تا بتونه همه لباسامو از تنم دربیاره.

519
00:34:39,536 --> 00:34:41,328
‫با اینکه کاملاً تحریک شده بودم

520
00:34:41,329 --> 00:34:44,791
‫وقتی تری با دهنش مشغولم شد، هیچ هیجانی حس نمی‌کردم.

521
00:34:45,709 --> 00:34:48,419
‫وقتی اون رو به صورتش می‌زد، هیچ حسی نداشتم

522
00:34:48,420 --> 00:34:50,088
‫در حالی که با شدت ادامه می‌داد و نفس می‌کشید.

523
00:34:50,880 --> 00:34:54,842
‫این کار چند دقیقه ادامه پیدا کرد، تا اینکه تری لگنمو گرفت

524
00:34:54,843 --> 00:34:57,345
‫منو روی شکم چرخوند و باسنم رو بالا آورد.

525
00:35:01,099 --> 00:35:03,977
‫با خودم فکر کردم شاید این‌طوریه که مردای بزرگ‌تر این کارو می‌کنن.

526
00:35:05,186 --> 00:35:07,647
‫اون موقع فقط با مت و رایان بودم

527
00:35:09,232 --> 00:35:10,858
‫یادمه چقدر درد داشت

528
00:35:10,859 --> 00:35:13,194
‫و وقتی به پشت چرخیدم، چه‌قدر احساس آرامش کردم.

529
00:35:15,614 --> 00:35:18,782
‫یادمه همه‌جا کاملاً ساکت بود
‫جز نسیمی که

530
00:35:18,783 --> 00:35:20,577
‫ بیرون می‌وزید و با نخل‌ها بازی می‌کرد

531
00:35:21,369 --> 00:35:22,746
‫و بعد تموم شد.

532
00:35:23,413 --> 00:35:26,416
‫برگشتم حموم و خودمو توی آینه نگاه کردم.

533
00:35:27,626 --> 00:35:29,543
‫فکر می‌کردم خیلی خونسرد و مسلط به نظر می‌رسم.

534
00:35:29,544 --> 00:35:30,878
‫نه فقط خونسرد

535
00:35:30,879 --> 00:35:33,089
‫انگار واقعاً یه کاری رو به سرانجام رسونده بودم.

536
00:35:33,965 --> 00:35:36,009
‫خودم اینو انتخاب کرده بودم، مگه نه؟

537
00:35:36,718 --> 00:35:38,427
‫من چیزای بزرگسالانه رو می‌فهمیدم.

538
00:35:38,428 --> 00:35:40,347
‫می‌فهمیدم دنیا چطوری کار می‌کنه.

539
00:35:41,097 --> 00:35:43,141
‫این چیزی نبود که می‌خواستم
‫ولی اون‌قدرها هم بد نبود

540
00:35:45,101 --> 00:35:46,394
‫یا شاید بود.

541
00:35:47,562 --> 00:35:49,064
‫من چی می‌دونستم آخه؟

542
00:35:50,106 --> 00:35:51,690
‫من فقط یه بچه بودم.

543
00:35:53,652 --> 00:35:55,028
‫این تاریک‌ترین رازم بود

544
00:35:55,737 --> 00:35:57,238
‫و حالا حتی اونم دیگه راز نبود.

545
00:35:57,947 --> 00:35:59,574
‫اطلاعاتش بیرون پخش شده بود.

546
00:36:00,075 --> 00:36:01,534
‫اونم دیگه دست من نبود.

547
00:36:02,827 --> 00:36:06,039
‫یکی از ما فیلم گرفته بود، ولی کی و چرا؟

548
00:36:09,000 --> 00:36:16,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

549
00:36:19,010 --> 00:36:21,637
‫تنها چیزی که می‌دونستم این بود که سال ۱۹۸۱ بود

550
00:36:21,638 --> 00:36:23,848
‫و من هجده سالم بود و گرایش جنسیم رو از همه پنهون می‌کردم.

551
00:36:25,517 --> 00:36:28,394
‫ترجیح می‌دادن منو به‌عنوان یه قاتل زنجیره‌ای روانی لو بدن

552
00:36:28,395 --> 00:36:29,688
‫تا اینکه همجنس‌گرا بودنم رو فاش کنن.

553
00:36:36,695 --> 00:36:40,781
‫هملت گرفتار بدگمانی و تردید به خودش شده

554
00:36:40,782 --> 00:36:43,117
‫بین عمل کردن و دست روی دست گذاشتن گیر کرده

555
00:36:43,118 --> 00:36:45,786
‫بین میل به انتقام گرفتن از مرگ پدرش

556
00:36:45,787 --> 00:36:49,873
‫و اینکه بخواد صددرصد مطمئن بشه

557
00:36:49,874 --> 00:36:51,792
‫که عمویش گناهکاره.

558
00:36:51,793 --> 00:36:55,879
‫ولی اصلاً همچین اطمینانی وجود داره؟

559
00:36:55,880 --> 00:36:57,465
‫معلومه که وجود داره.

560
00:36:58,174 --> 00:36:59,883
‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

561
00:36:59,884 --> 00:37:01,927
‫خب، اگه دیده باشی یکی یه کاری رو انجام میده

562
00:37:01,928 --> 00:37:04,263
‫اون دیگه یه واقعیت عینیه.

563
00:37:04,264 --> 00:37:05,389
‫حقیقته.

564
00:37:05,390 --> 00:37:08,642
‫هملت یه روح دیده.
‫این به نظرت حقیقت میاد؟

565
00:37:11,896 --> 00:37:15,066
‫نه، این بیشتر یه جور توهم ناشی از غمه.

566
00:37:15,650 --> 00:37:17,151
‫شما مخالفید، آقای مالوری؟

567
00:37:17,152 --> 00:37:20,113
‫با اینکه هملت یه خل‌وضعه مخالفم؟
‫معلومه که نه.

568
00:37:20,905 --> 00:37:23,574
‫من با این مخالفم که چیزی به اسم حقیقت وجود داشته باشه.

569
00:37:23,575 --> 00:37:28,120
‫«هیچ چیزی خوب یا بد نیست، این فکر ماست که خوب یا بدش می‌کنه»
‫پرده دوم، صحنه دوم

570
00:37:28,121 --> 00:37:31,790
‫«به نظرم این خانم زیادی انکار می‌کنه»
‫پرده سوم، صحنه دوم.

571
00:37:31,791 --> 00:37:34,084
‫بذارید آقای مالوری ادامه بده.

572
00:37:36,379 --> 00:37:37,463
‫ببخشید خانم.

573
00:37:37,464 --> 00:37:41,049
‫افسرها، اینجا کلاس منه، نه دانشکده پلیس.

574
00:37:41,050 --> 00:37:42,427
‫فقط می‌خوایم چند کلمه‌ای با...

575
00:37:46,681 --> 00:37:47,682
‫یکی از دانش‌آموزاتون حرف بزنیم.

576
00:37:49,768 --> 00:37:50,894
‫آقای مالوری.

577
00:38:06,659 --> 00:38:08,453
‫«شب بخیر، شاهزاده عزیز»

578
00:38:12,457 --> 00:38:13,625
‫شما اول بفرمایید.

579
00:38:23,843 --> 00:38:26,178
‫اون بعدازظهر گرم اکتبر، با عجله خودمو به تلفن رسوندم

580
00:38:27,263 --> 00:38:30,225
‫انتظار داشتم دوباره صدای نفس‌های شهوانی و چندش‌آورِ تراولر رو بشنوم.

581
00:38:31,601 --> 00:38:33,727
‫الو، کیه؟

582
00:38:33,728 --> 00:38:34,895
‫اون نبود.

583
00:38:34,896 --> 00:38:38,482
‫♪ اون هیچ‌وقت نمی‌ذاره خودم برای خودم تصمیم بگیرم... ♪

584
00:38:38,483 --> 00:38:40,317
‫در عوض، باورکردنی نبود

585
00:38:40,318 --> 00:38:42,654
‫تماس‌گیرنده عمه ابیگیل رابرت مالوری بود

586
00:38:45,698 --> 00:38:48,408
‫اصرار داشت حضوری باهام حرف بزنه

587
00:38:48,409 --> 00:38:50,410
‫و رابرت هم نباید هیچ‌وقت از این قضیه باخبر می‌شد.

588
00:38:50,411 --> 00:38:52,038
‫نمی‌دونستم میای یا نه

589
00:38:52,747 --> 00:38:54,206
‫چیزی می‌خوری؟

590
00:38:54,207 --> 00:38:55,333
‫نه، ممنون.

591
00:38:57,043 --> 00:38:59,294
‫ببخشید اگه یه کم حواسم پرته.

592
00:38:59,295 --> 00:39:01,756
‫تازه از جلسه با وکیلم اومدم.

593
00:39:02,590 --> 00:39:05,717
‫من و شوهرم داریم یه طلاق خیلی طولانی و پر دردسر رو پشت سر می‌ذاریم

594
00:39:05,718 --> 00:39:09,222
‫و اونم حسابی داره کار رو سخت می‌کنه.

595
00:39:09,931 --> 00:39:12,392
‫البته فکر کنم خودش هم درباره من همینو میگه.

596
00:39:14,686 --> 00:39:16,771
‫احتمالاً باید این قرار رو عقب می‌انداختم.
‫ببخشید.

597
00:39:18,940 --> 00:39:20,066
‫آره، یکی دیگه.

598
00:39:30,535 --> 00:39:32,453
‫رابرت میگه زیاد ازش خوشت نمیاد.

599
00:39:33,913 --> 00:39:36,206
‫بذار فقط بگیم همیشه با هم شوخی می‌کنیم.

600
00:39:36,207 --> 00:39:38,208
‫رابرت فکر نمی‌کنه داری شوخی می‌کنی.

601
00:39:38,209 --> 00:39:39,919
‫اصلاً اینو باور نداره.

602
00:39:41,754 --> 00:39:43,297
‫پس چرا اینجاییم؟

603
00:39:43,298 --> 00:39:46,301
‫رابرت خیلی درباره ا‌ت تعریف کرده.
‫در واقع از همون روز اول مدرسه.

604
00:39:46,926 --> 00:39:49,595
‫می‌گفت وقتی این‌قدر مطمئن بودی که بیشتر از

605
00:39:49,596 --> 00:39:52,681
‫یه سال پیش توی سینما دیدیش، حسابی معذبش کردی.

606
00:39:52,682 --> 00:39:54,141
‫من می‌دونم که اونجا دیدمش.

607
00:39:54,142 --> 00:39:56,351
‫نمی‌فهمم چرا درباره‌ش دروغ میگه.

608
00:39:56,352 --> 00:40:00,773
‫خب، می‌تونیم همین‌جا بشینیم و تا شب از حرف زدن درباره هر چیزی که بینمونه طفره بریم.

609
00:40:02,191 --> 00:40:03,651
‫چرا اونجا بستری بود؟

610
00:40:05,612 --> 00:40:07,988
‫-چطور فهمیدی؟
‫-چیکار کرده بود؟

611
00:40:07,989 --> 00:40:11,618
‫رابرت چه کار کرده بود که کارش به بستری شدن توی بیمارستان روانی کشید؟

612
00:40:12,243 --> 00:40:16,371
‫به نظر میاد مرگ مادرش باعث شد رابرت یه کم از مسیر خارج بشه

613
00:40:16,372 --> 00:40:18,291
‫که البته قابل درکه، ولی...

614
00:40:21,461 --> 00:40:22,879
‫پدرش بستریش کرده بود

615
00:40:25,089 --> 00:40:26,716
‫مادرش چی شد؟

616
00:40:27,592 --> 00:40:29,010
‫ظاهراً یه حادثه بوده.

617
00:40:30,720 --> 00:40:34,014
‫از پاگرد طبقه بالای خونه‌شون افتاده بود

618
00:40:34,015 --> 00:40:35,098
‫پاش به نرده گیر کرده بود

619
00:40:35,099 --> 00:40:37,477
‫و جوری افتاده بود که همون‌جا جونش رو از دست داده بود.

620
00:40:41,314 --> 00:40:42,941
‫ولی...

621
00:40:44,233 --> 00:40:46,568
‫می‌دونی، همیشه یه سری سؤال وجود داشت.

622
00:40:46,569 --> 00:40:49,030
‫-چه سؤال‌هایی؟
‫-تناقض‌هایی

623
00:40:50,031 --> 00:40:52,950
‫همیشه از طرف پدر رابرت یه سری سؤال و ابهام وجود داشت.

624
00:40:52,951 --> 00:40:54,368
‫یه چیزایی با هم جور درنمی‌اومد.

625
00:40:54,369 --> 00:40:56,745
‫می‌گفت برای اینکه این اتفاق بیفته، باید دقیقاً یه جای خاص کنار نرده

626
00:40:56,746 --> 00:40:58,915
‫همون نرده‌های طبقه دوم، قرار گرفته باشه.

627
00:40:59,791 --> 00:41:00,792
‫رابرت خونه نبود.

628
00:41:02,126 --> 00:41:03,919
‫ولی خودش بود که پیداش کرد

629
00:41:03,920 --> 00:41:05,545
‫اون مدرکی برای بی‌گناهی داره؟

630
00:41:05,546 --> 00:41:08,340
‫مادرش رو ول کن.

631
00:41:08,341 --> 00:41:09,884
‫فقط به حرفم گوش کن.

632
00:41:11,719 --> 00:41:14,347
‫رابرت اومد لس‌آنجلس و پیش من موند.

633
00:41:15,390 --> 00:41:17,183
‫تابستون ۱۹۸۰.

634
00:41:19,727 --> 00:41:21,728
‫همون موقع بود که گفتی دیدیش، درسته؟

635
00:41:21,729 --> 00:41:23,188
‫آره، ماه می توی «درخشش»

636
00:41:23,189 --> 00:41:24,272
‫خب، درست می‌گفتی

637
00:41:24,273 --> 00:41:25,858
‫واقعاً دیدیش.

638
00:41:27,902 --> 00:41:29,112
‫رابرت توی سینما بود

639
00:41:30,446 --> 00:41:32,240
‫و با یه دختر اونجا بود.

640
00:41:33,032 --> 00:41:35,243
‫کاترین لچفورد.

641
00:41:36,202 --> 00:41:38,036
‫این همون اولین قربانی ترالر بود

642
00:41:38,037 --> 00:41:42,499
‫آره، اولین دختره بود و واسه همینه که گفت اصلاً اون فیلم رو ندیده

643
00:41:42,500 --> 00:41:45,044
‫چون نمی‌خواست کسی بین این دوتا ارتباطی پیدا کنه.

644
00:41:46,963 --> 00:41:50,257
‫نه، من خیلی رابرت، خواهرزاده‌م رو دوست دارم، ولی...

645
00:41:50,258 --> 00:41:51,384
‫ولی چی؟

646
00:41:53,136 --> 00:41:54,387
‫ولی کور نیستم.

647
00:41:55,013 --> 00:41:57,806
‫و فکر نمی‌کنم تو هم باید به خاطر اون چشماتو روی حقیقت ببندی.

648
00:42:17,535 --> 00:42:20,288
‫باورم نمیشد تهوع چقدر سریع بهم غلبه کرد.

649
00:42:21,164 --> 00:42:24,374
‫دلم می‌خواست برم خونه، علف بکشم و یه کوآلود دیگه بخورم

650
00:42:24,375 --> 00:42:26,960
‫تا اون‌قدر نشئه بشم که خودمو از پا دربیارم

651
00:42:26,961 --> 00:42:31,174
‫و برم زیر پتوهای تختم و یه خواب عمیق و بی‌رویا داشته باشم.

652
00:42:33,134 --> 00:42:35,470
‫حالا دیگه با اطمینان می‌دونستم ترالر کیه.

653
00:42:36,304 --> 00:42:37,430
‫حالا مدرک هم داشتم.

654
00:42:44,645 --> 00:42:46,606
‫نکنه پلیس دروغش رو فهمیده بود؟

655
00:42:47,690 --> 00:42:50,860
‫واسه همین بود که برای آخرین بازجویی بردنش؟

656
00:42:54,822 --> 00:42:57,699
‫حالا که به اون موقع فکر می‌کنم

657
00:42:57,700 --> 00:43:01,245
‫تنها چیزی که مطمئن بودم این بود
‫که یه جای کار تو ایالت کالیفرنیا حسابی می‌لنگید

658
00:43:08,169 --> 00:43:09,544
‫رابرت.

659
00:43:09,545 --> 00:43:11,130
‫از جونم چی می‌خوای، برت؟

660
00:43:13,716 --> 00:43:14,717
‫متأسفم.

661
00:43:17,428 --> 00:43:18,805
‫چطوری اومدی تو؟

662
00:43:19,430 --> 00:43:22,724
‫یه بار دیگه منو بردن، تهدیدم کردن که بازداشتم می‌کنن.

663
00:43:22,725 --> 00:43:26,436
‫ازم درباره چیزای وحشتناک پرسیدن، چیزای هولناک

664
00:43:26,437 --> 00:43:28,231
‫کارایی که من اصلاً قادر به انجامشون نیستم.

665
00:43:29,315 --> 00:43:31,567
‫ولی فکر می‌کنن به خاطر تو من دارم اون کارا رو می‌کنم.

666
00:43:33,277 --> 00:43:34,821
‫مادرم مرد، برت.

667
00:43:36,155 --> 00:43:37,657
‫مگه تا حالا به اندازه کافی عذاب نکشیدم؟

668
00:43:40,535 --> 00:43:42,411
‫من هیچ‌وقت به کسی آسیب نزدم.

669
00:43:43,454 --> 00:43:46,249
‫من همچین آدمی نیستم، چرا می‌خوای این‌طور باشم؟

670
00:43:50,294 --> 00:43:51,838
‫چرا این‌قدر ازم متنفری؟

671
00:43:58,636 --> 00:44:00,304
‫من ازت متنفر نیستم.

672
00:44:04,642 --> 00:44:06,352
‫پس چرا داری همه این کارا رو می‌کنی؟

673
00:44:09,021 --> 00:44:11,023
‫چرا مردم همیشه برام میشن دشمن؟

674
00:44:12,150 --> 00:44:14,026
‫دوستام و اعضای خانواده‌ ام.

675
00:44:16,112 --> 00:44:18,071
‫به خاطر اینه که این شکلی به نظر میام؟

676
00:44:18,072 --> 00:44:19,490
‫چون زیادی بی‌نقصم؟

677
00:44:20,408 --> 00:44:23,536
‫دیوونه‌م می‌کنه که اونا خود واقعی منو نمی‌بینن، همین منی که الان جلوی توئه.

678
00:44:25,496 --> 00:44:26,789
‫اون پسره با قلب شکسته.

679
00:44:34,005 --> 00:44:40,052
‫یه چیزایی در موردت هست که نمی‌تونم نادیده‌شون بگیرم.

680
00:44:43,222 --> 00:44:45,223
‫الان همه‌مون واقعاً ترسیدیم.

681
00:44:45,224 --> 00:44:47,602
‫باید قبول کنی که یه گذشته‌ای داری.

682
00:44:48,853 --> 00:44:51,314
‫درسته.
‫من سابقه بی‌ثباتی روانی دارم.

683
00:44:51,939 --> 00:44:55,943
‫افسردگی دارم، اضطراب دارم
‫ولی اینا منو آدم بدی نمی‌کنه

684
00:44:59,655 --> 00:45:01,115
‫من آدم بدم؟

685
00:45:01,991 --> 00:45:03,326
‫بهم بگو که نیستم، برت.

686
00:46:49,390 --> 00:46:52,934
‫«بودن یا نبودن، مسئله این است»

687
00:46:53,000 --> 00:47:23,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

688
00:47:40,066 --> 00:47:44,528
‫♪ اوه سوپرمن ♪

689
00:47:47,323 --> 00:47:50,951
‫♪ اوه قاضی ♪

690
00:47:53,746 --> 00:47:56,499
‫♪ اوه مامان و بابا ♪

691
00:47:59,001 --> 00:48:00,252
‫♪ اوه مامان و بابا ♪

692
00:48:13,140 --> 00:48:16,852
‫♪ اوه سوپرمن ♪

693
00:48:20,398 --> 00:48:24,235
‫♪ اوه قاضی ♪

694
00:48:28,447 --> 00:48:35,079
‫♪ توی آغوش خودکارت ♪

695
00:48:36,539 --> 00:48:40,375
‫♪ توی آغوش الکترونیکت ♪

696
00:48:40,376 --> 00:48:45,172
‫♪ توی آغوشت ♪

697
00:48:47,591 --> 00:48:52,762
‫♪ پس بغلم کن، مامان ♪

698
00:48:52,763 --> 00:48:56,100
‫♪ با آغوش بلند و کشیده‌ ات ♪

699
00:49:00,354 --> 00:49:06,610
‫♪ با آغوش پتروشیمیت ♪

700
00:49:07,194 --> 00:49:12,491
‫♪ با آغوش نظامیت ♪

