﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:13,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:13,013 --> 00:00:15,473
‫یکی از صمیمی‌ترین راه‌ها برای کشتن یه نفر اینه که

3
00:00:15,474 --> 00:00:17,225
‫ از یه ارتفاع زیاد پرتش کنی پایین.

4
00:00:20,729 --> 00:00:23,397
‫سرعت نهایی به بیشترین سرعتی گفته میشه که

5
00:00:23,398 --> 00:00:26,193
‫بدن یه آدم موقع سقوط توی هوا می‌تونه بهش برسه.

6
00:00:26,902 --> 00:00:29,195
‫حدود ۱۲ ثانیه طول میکشه تا به اون سرعت برسه.

7
00:00:29,196 --> 00:00:31,198
‫♪ توی هوای سرد قدم میزدیم ♪

8
00:00:33,158 --> 00:00:35,451
‫تری حتی نزدیک سرعت نهایی هم نشد که

9
00:00:35,452 --> 00:00:37,287
‫ با کف چوبی ورودی خونه شافرها برخورد کرد.

10
00:00:37,996 --> 00:00:40,498
‫♪ نفس یخ‌زده روی شیشه پنجره... ♪

11
00:00:40,499 --> 00:00:43,042
‫حالا که به اون ترم پاییزی سال آخر دبیرستان فکر می‌کنم

12
00:00:43,043 --> 00:00:45,711
‫اتفاقات زیادی افتاد که واقعاً می‌تونستن آدمو داغون کنن.

13
00:00:45,712 --> 00:00:49,174
‫اون قاتل زنجیره‌ای، یا قاتل‌های مختلفی که مدرسه‌مون رو به وحشت انداخته بودن

14
00:00:49,675 --> 00:00:51,676
‫از هم پاشیدن گروه دوستیمون

15
00:00:51,677 --> 00:00:55,180
‫و مرگ نابهنگام نوجوون‌هایی که اصلاً قرار نبود بمیرن.

16
00:00:56,974 --> 00:00:59,558
‫ولی تا امروز، دو تا سؤال هست که هنوز بیشتر از همه گیجم می‌کنن

17
00:00:59,559 --> 00:01:01,228
‫ و آزارم میدن.

18
00:01:02,479 --> 00:01:05,274
‫کی تری شافر رو از نرده‌های راه‌پله هل داد پایین؟

19
00:01:05,941 --> 00:01:07,233
‫و چرا؟

20
00:01:08,318 --> 00:01:10,529
‫خیلی‌ها فکر می‌کردن کار من بوده.

21
00:01:11,113 --> 00:01:12,905
‫تری بهم خیانت کرده بود.

22
00:01:12,906 --> 00:01:14,657
‫نه‌تنها توی هتل بورلی هیلز ازم سوءاستفاده کرده بود

23
00:01:14,658 --> 00:01:16,785
‫بلکه اون موقع هم، درست مثل الان، باور داشتم که

24
00:01:17,703 --> 00:01:21,914
‫از ما فیلم گرفته بود تا یه جور بیمه‌ی منحرفانه برای خودش داشته باشه

25
00:01:21,915 --> 00:01:27,254
‫♪ این برای من هیچ معنایی نداره... ♪

26
00:01:27,879 --> 00:01:31,090
‫حقیقت اینه که تا شب مهمونی هالووین دبی

27
00:01:31,091 --> 00:01:34,136
‫تقریباً همه یه دلیلی داشتن که بخوان تری شافر بمیره.

28
00:01:35,429 --> 00:01:38,515
‫استیون یه دهه تمام وفادارانه برای تری کار کرده بود

29
00:01:39,016 --> 00:01:41,642
‫و تری هم در جواب، مرتب تحقیرش می‌کرد

30
00:01:41,643 --> 00:01:43,854
‫و نمیذاشت فیلمی که می‌خواست بسازه رو تولید کنه.

31
00:01:49,609 --> 00:01:52,445
‫♪ نفس یخ‌زده روی شیشه پنجره... ♪

32
00:01:52,446 --> 00:01:55,114
‫لیز سال‌ها خیانت‌های تری رو تحمل کرده بود

33
00:01:55,115 --> 00:01:57,826
‫و دروغ‌های مسخره و ناشیانه‌ش درباره گرایش جنسیش رو.

34
00:01:58,410 --> 00:02:01,746
‫و در تمام این مدت، یه چیز پلید توی وجودش داشت شکل می‌گرفت.

35
00:02:01,747 --> 00:02:04,373
‫♪ مردی در تاریکی، توی یه قاب عکس ♪

36
00:02:04,374 --> 00:02:07,127
‫♪ این‌قدر مرموز و پر از احساس... ♪

37
00:02:07,753 --> 00:02:10,172
‫و بالاخره دوره‌ی خاموشیش تموم شده بود.

38
00:02:12,549 --> 00:02:13,842
‫بعد هم دبی بود.

39
00:02:14,426 --> 00:02:17,846
‫دختر کوچولوی بابا، اعتمادش رو به اولین و تنها مردی که تا اون موقع
‫بهش اعتماد کرده بود از دست داده بود

40
00:02:19,556 --> 00:02:22,016
‫خشمش با یه درد عمیق و...

41
00:02:22,017 --> 00:02:24,810
‫♪ این حس از بین رفته، فقط من و تو موندیم ♪

42
00:02:24,811 --> 00:02:29,106
‫♪ برای من هیچ معنایی نداره ♪

43
00:02:29,107 --> 00:02:30,733
‫...تقریباً غریزی و ذاتی، شدیدتر شده بود.

44
00:02:30,734 --> 00:02:35,446
‫♪ این برای من هیچ معنایی نداره ♪

45
00:02:35,447 --> 00:02:37,406
‫♪ اوه، وین ♪

46
00:02:37,407 --> 00:02:40,743
‫سوزان از تری متنفر بود چون زندگی دبی رو خراب کرده بود.

47
00:02:40,744 --> 00:02:43,205
‫و حتی بیشتر ازش متنفر بود چون سعی کرده بود زندگی منم خراب کنه.

48
00:02:48,377 --> 00:02:53,507
‫سوزان، که خیلی بعدتر فهمیدم، از راز شرم‌آور من باخبر شده بود.

49
00:02:55,384 --> 00:02:58,803
‫تام اون سال هر روز خشن‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر رفتار می‌کرد.

50
00:02:58,804 --> 00:03:00,262
‫♪ موسیقی در حال بافتنه ♪

51
00:03:00,263 --> 00:03:03,058
‫و از پدر خودش کینه‌ی شدیدی به دل داشت.

52
00:03:04,643 --> 00:03:06,144
‫یا از هر کسی که نقش پدر رو براش داشت.

53
00:03:07,062 --> 00:03:09,939
‫♪ نت‌های وهم‌آلود، سازهای زهی پیتزیکاتو ♪

54
00:03:09,940 --> 00:03:11,858
‫♪ ریتم داره صدامون می‌کنه ♪

55
00:03:14,736 --> 00:03:18,906
‫و البته رابرت هم بود، که همه میدونستن سایکوپاته.

56
00:03:18,907 --> 00:03:21,450
‫♪ تنها در شب، وقتی روشنایی روز از راه میرسه... ♪

57
00:03:21,451 --> 00:03:23,452
‫ماجرای مرگ مادر خودش به طرز ترسناکی

58
00:03:23,453 --> 00:03:25,747
‫شبیه سقوط تری بود.

59
00:03:28,333 --> 00:03:31,795
‫از همون لحظه‌ای که اولین بار توی اون سانس بعدازظهر «درخشش» توی چشم‌هاش نگاه کردم...

60
00:03:34,548 --> 00:03:38,301
‫میدونستم توانایی و میل انجام کارهای شرورانه‌ای رو داره که حتی نمیشه به زبون آورد

61
00:03:42,556 --> 00:03:45,224
‫♪ تصویر از بین رفته، فقط من و تو موندیم ♪

62
00:03:45,225 --> 00:03:47,977
‫♪ برای من هیچ معنایی نداره ♪

63
00:03:47,978 --> 00:03:50,896
‫همه‌مون توی ذهنمون به آسیب زدن به تری فکر کرده بودیم.

64
00:03:50,897 --> 00:03:54,191
‫♪ این برای من هیچ معنایی نداره ♪

65
00:03:54,192 --> 00:03:57,153
‫ولی فقط یکی از ما واقعاً می‌تونست این کارو انجام بده.

66
00:03:57,154 --> 00:04:00,240
‫♪ اوه، وین ♪

67
00:04:00,364 --> 00:04:05,264
‫"شاردها"

68
00:04:05,288 --> 00:04:12,288
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

69
00:04:48,747 --> 00:04:51,415
‫می‌دونم... می‌دونم که اون... یه تار مو از سرت کند

70
00:04:51,416 --> 00:04:52,500
‫وحشیانه بود

71
00:04:52,501 --> 00:04:56,337
‫ولی دارم یه فیلم رو با تو و پولانسکی جور می‌کنم...

72
00:04:56,338 --> 00:04:58,631
‫تیم رؤیاییه، جواب میده.

73
00:04:58,632 --> 00:05:00,759
‫شما دوتا ترکیب جادویی‌ای هستین.

74
00:05:01,343 --> 00:05:02,761
‫گوشی رو بذار کنار.

75
00:05:03,428 --> 00:05:05,346
‫دارم با فی داناوی حرف میزنم.
‫یه دقیقه بهم وقت بده.

76
00:05:05,347 --> 00:05:06,639
‫به درکِ فی داناوی.

77
00:05:06,640 --> 00:05:08,475
‫گفتم همین الان گوشی رو بذار کنار.

78
00:05:09,351 --> 00:05:10,852
‫این مهمه.

79
00:05:12,437 --> 00:05:14,898
‫فی، می‌تونم بعداً بهت زنگ بزنم؟

80
00:05:15,398 --> 00:05:18,151
‫پنج دقیقه دیگه، باشه، خداحافظ.

81
00:05:20,695 --> 00:05:22,197
‫چی؟

82
00:05:22,781 --> 00:05:27,369
‫یهویی خودمون رو توی یه دردسر حسابی می‌بینیم، تری.

83
00:05:27,953 --> 00:05:29,912
‫چرا این‌طوری صدام کردی؟

84
00:05:29,913 --> 00:05:31,498
‫-من بابایی‌ام
‫-دیگه نیستی

85
00:05:32,290 --> 00:05:36,336
‫یا بهتره بگم، من دیگه دختر کوچولوی بابا نیستم.

86
00:05:36,920 --> 00:05:39,005
‫همیشه میدونستم این روز میرسه.

87
00:05:40,131 --> 00:05:41,757
‫حامله‌ای؟ اشکالی نداره.

88
00:05:41,758 --> 00:05:43,552
‫-می‌تونیم حلش کنیم
‫-حامله نیستم

89
00:05:44,094 --> 00:05:46,679
‫از شانزده‌سالگی دارم روش بیرون کشیدن رو تمرین می‌کنم.

90
00:05:46,680 --> 00:05:49,265
‫نه، نه، اینو نگو

91
00:05:49,266 --> 00:05:50,641
‫این‌طوری با من حرف نزن.

92
00:05:50,642 --> 00:05:52,602
‫من تو رو این‌طوری بزرگ نکردم که با من این‌جوری حرف بزنی.

93
00:05:53,353 --> 00:05:58,023
‫یه سری اطلاعات درباره ا‌ت به دستم رسیده.

94
00:05:58,024 --> 00:05:59,984
‫این یعنی چی؟

95
00:05:59,985 --> 00:06:03,612
‫خوب فکر کن ببین ممکنه چه چیزایی درباره‌ت بدونم.

96
00:06:03,613 --> 00:06:07,450
‫بدترین چیزی که می‌تونستم درباره‌ت بفهمم چیه؟

97
00:06:08,952 --> 00:06:10,078
‫خب...

98
00:06:12,622 --> 00:06:14,164
‫بالاخره

99
00:06:14,165 --> 00:06:15,709
‫همیشه بهش شک داشتم

100
00:06:16,668 --> 00:06:18,378
‫و بالاخره فهمیدم.

101
00:06:21,047 --> 00:06:22,799
‫چی فهمیدی؟

102
00:06:24,509 --> 00:06:26,136
‫داری منو تهدید می‌کنی؟

103
00:06:30,348 --> 00:06:36,562
‫همین‌قدر بدون که یه سری اطلاعات به میز صورتی و پرنسسی من رسیده

104
00:06:36,563 --> 00:06:41,984
‫که می‌تونه به‌کل کارت رو بسازه
‫می‌تونم به مامان بگم.

105
00:06:41,985 --> 00:06:44,821
‫می‌تونم به استودیو زنگ بزنم.

106
00:06:45,906 --> 00:06:48,033
‫می‌تونم به مطبوعات زنگ بزنم، ولی تصمیم گرفتم این کارو نکنم.

107
00:06:48,617 --> 00:06:51,828
‫به شرطی که از امروز دقیقاً همون چیزی رو که

108
00:06:52,704 --> 00:06:59,501
‫ می‌خوام بهم بدی، چیزی که حقمه

109
00:06:59,502 --> 00:07:01,253
‫بس کن، همین الان بس کن.

110
00:07:01,254 --> 00:07:03,964
‫وگرنه چی؟ می‌خوای تنبیهم کنی و توی خونه حبسم کنی؟

111
00:07:03,965 --> 00:07:06,092
‫تا حالا جواب داده؟ من همیشه یواشکی می‌زدم بیرون.

112
00:07:08,219 --> 00:07:13,932
‫می‌دونی، قبلاً وقتی از دستم عصبانی می‌شدی، خیلی ازت کینه به دل می‌گرفتم.

113
00:07:13,933 --> 00:07:17,687
‫هر وقت توی یه مسابقه می‌باختم یا توی مونوپولی شکست می‌خوردم

114
00:07:18,438 --> 00:07:22,983
‫بهم می‌گفتی «دبی، تو درست مثل مادرتی»

115
00:07:22,984 --> 00:07:24,277
‫می‌دونستم منظورت از این حرف اینه که من یه بازنده‌ام.

116
00:07:24,861 --> 00:07:26,321
‫به خاطر همین ازت متنفر بودم.

117
00:07:28,406 --> 00:07:31,826
‫ولی حقیقت اینه که من بیشتر از اینکه شبیه اون باشم، شبیه توام.

118
00:07:33,328 --> 00:07:35,829
‫-همیشه همین‌طور بودم
‫-تو اصلاً شبیه من نیستی

119
00:07:35,830 --> 00:07:38,208
‫مثل خودت، بابایی، منم یه قاتلم

120
00:07:39,084 --> 00:07:40,835
‫این ویژگی رو از تو به ارث بردم.

121
00:07:42,796 --> 00:07:44,088
‫من از ماشینم خوشم نمیاد.

122
00:07:44,089 --> 00:07:45,632
‫یه فراری می‌خوام.

123
00:07:46,508 --> 00:07:48,384
‫نمی‌خوام برم دانشگاه.

124
00:07:48,385 --> 00:07:50,177
‫می‌خوام ستاره بشم

125
00:07:50,178 --> 00:07:54,431
‫و تو برام یه تست بازیگری جور می‌کنی

126
00:07:54,432 --> 00:07:57,018
‫و اون نقشی که منو ستاره می‌کنه رو هم برام می‌گیری.

127
00:07:57,769 --> 00:08:00,813
‫-واضحه؟
‫-تو هیچ استعدادی نداری

128
00:08:00,814 --> 00:08:02,232
‫ولی من اطلاعات دارم.

129
00:08:03,483 --> 00:08:07,779
‫حالا چیزی رو می‌دونم که مامان هیچ‌وقت نتونست ثابتش کنه.

130
00:08:09,781 --> 00:08:11,116
‫تو چشمام نگاه کن.

131
00:08:13,952 --> 00:08:16,162
‫خودت می‌دونی که بالاخره فهمیدم.

132
00:08:20,250 --> 00:08:23,878
‫این تازه اول یه لیست بلندبالاست از چیزایی که قراره ازت بخوام.

133
00:08:24,671 --> 00:08:26,005
‫گفت‌وگوی خوبی بود.

134
00:08:26,840 --> 00:08:28,091
‫چه روزای خوبی.

135
00:08:31,177 --> 00:08:33,303
‫چی؟ چی می‌دونی؟

136
00:08:33,304 --> 00:08:34,639
‫همین الان بهم بگو!

137
00:08:36,057 --> 00:08:37,434
‫دستت رو از روم بردار.

138
00:08:40,061 --> 00:08:43,148
‫نمی‌خوای به براق‌ترین جام قهرمانیت کبودی بندازی که، مگه نه؟

139
00:08:47,152 --> 00:08:48,278
‫میدونم

140
00:08:50,905 --> 00:08:51,948
‫لو میدم.

141
00:08:53,408 --> 00:08:55,284
‫همه‌چی می‌تونه یه‌دفعه دود بشه و بره هوا

142
00:08:55,285 --> 00:08:58,621
‫و این بزرگ‌ترین ترس توئه، مگه نه؟

143
00:09:01,875 --> 00:09:04,377
‫نمی‌تونم بهت بگم چقدر حس فوق‌العاده‌ای داره

144
00:09:05,253 --> 00:09:06,880
‫که بالاخره برنده بشی.

145
00:09:08,048 --> 00:09:11,676
‫که بالاخره، تهِ همه‌چی، به چیزی که می‌خوای برسی.

146
00:09:53,218 --> 00:09:54,344
‫خوبی؟

147
00:09:55,261 --> 00:09:57,304
‫برای تنیس با دبی دیرم شده.

148
00:09:57,305 --> 00:09:59,015
‫چی می‌خواستی باهام حرف بزنی؟

149
00:09:59,641 --> 00:10:00,850
‫گند زدم.

150
00:10:01,476 --> 00:10:02,477
‫خودم میدونم.

151
00:10:03,853 --> 00:10:06,523
‫-خیلی زیادی تند رفتم
‫-با چاقو تهدیدم کردی

152
00:10:07,273 --> 00:10:10,818
‫همون هفته‌ای که سر بریده‌ی همکلاسی‌مون رو توی ویترین جام‌ها پیدا کردن.

153
00:10:10,819 --> 00:10:14,321
‫پس هفته‌ی بدی رو برای تهدید کردن دوست‌دخترم با چاقو انتخاب کردم.

154
00:10:14,322 --> 00:10:16,116
‫تام، این خنده‌دار نیست.

155
00:10:17,742 --> 00:10:19,702
‫راستی، بین این دوتا ارتباطی هست؟

156
00:10:20,370 --> 00:10:23,248
‫بین وسواس تو نسبت به چاقو و اتفاقی که برای مت افتاد؟

157
00:10:23,998 --> 00:10:25,959
‫وسواس من نسبت به چاقو؟

158
00:10:27,043 --> 00:10:28,169
‫داری درباره چی حرف میزنی؟

159
00:10:29,045 --> 00:10:31,381
‫این اواخر انگار یه آدم دیگه شدی.

160
00:10:32,006 --> 00:10:34,300
‫-دیگه اصلاً نمیشناسمت
‫-منو نمیشناسی؟

161
00:10:36,177 --> 00:10:37,595
‫من میشناسمت.

162
00:10:38,596 --> 00:10:39,931
‫می‌دونم ترسیدی.

163
00:10:40,807 --> 00:10:43,143
‫می‌دونم به یکی نیاز داری که ازت محافظت کنه.

164
00:10:44,227 --> 00:10:45,687
‫خودت اینو گفتی.

165
00:10:46,437 --> 00:10:47,897
‫بچه‌ها دارن می‌میرن.

166
00:10:49,566 --> 00:10:54,069
‫ما توی لس‌آنجلس در امان نیستیم.
‫دورمون رو آدمای خیلی خیلی بد گرفتن.

167
00:10:54,070 --> 00:10:55,446
‫مثل رابرت.

168
00:10:57,782 --> 00:11:00,284
‫یه چیزیش جدی جدی مشکل داره، مگه نه؟

169
00:11:00,285 --> 00:11:02,829
‫نه، تام، من این‌طور فکر نمی‌کنم.

170
00:11:03,580 --> 00:11:06,790
‫چون هیچ‌وقت از رابرت کاری ندیدم که حتی

171
00:11:06,791 --> 00:11:10,128
‫نصفِ تهدید به بریدن رگ‌هاش با چاقوی استیک‌خوری، آزاردهنده باشه.

172
00:11:26,561 --> 00:11:27,770
‫این چیه؟

173
00:11:28,688 --> 00:11:31,106
‫درباره تو با مشاور مدرسه حرف زدم.

174
00:11:31,107 --> 00:11:34,526
‫گفت این روزا برای نوجوون‌ها می‌تونه خیلی سخت باشه

175
00:11:34,527 --> 00:11:39,032
‫با این همه فشارِ درخواست‌های دانشگاه و طلاق.

176
00:11:40,200 --> 00:11:41,575
‫و ماجرای پدرت.

177
00:11:41,576 --> 00:11:44,077
‫درباره بابام با یکی حرف زدی؟

178
00:11:44,078 --> 00:11:47,206
‫نباید این کارو می‌کردی، سوزان.
‫واقعاً نباید این کارو می‌کردی.

179
00:11:47,207 --> 00:11:49,082
‫-فهمیدی؟
‫-همین

180
00:11:49,083 --> 00:11:53,712
‫همین نگاه توی چشماته که باعث میشه
‫از خودم بپرسم چه کارایی ازت برمیاد.

181
00:11:53,713 --> 00:11:55,465
‫من چیزای زیادی برای زندگی کردن دارم.

182
00:11:56,591 --> 00:11:57,592
‫تو.

183
00:11:59,177 --> 00:12:01,261
‫خانواده‌مون، آینده‌مون.

184
00:12:01,262 --> 00:12:02,388
‫تو...

185
00:12:04,349 --> 00:12:06,141
‫تام، چه غلطی داری می‌کنی؟

186
00:12:06,142 --> 00:12:07,227
‫سو...

187
00:12:08,895 --> 00:12:10,812
‫تام، من فقط... می‌خوام دوباره بشینی.

188
00:12:10,813 --> 00:12:14,692
‫-سوزان ماری رینولدز
‫-اوه

189
00:12:19,197 --> 00:12:21,032
‫می‌خوام ازت محافظت کنم.

190
00:12:23,368 --> 00:12:25,036
‫من... من...

191
00:12:25,578 --> 00:12:27,955
‫می‌خوام باهات ازدواج کنم.

192
00:12:27,956 --> 00:12:31,584
‫می‌خوام بغلت کنم تا خوابت ببره

193
00:12:32,585 --> 00:12:38,549
‫و وقتی خوابت برد، بیدار می‌مونم و تمام شب بغلت می‌کنم.

194
00:12:39,801 --> 00:12:43,096
‫تنها راهی که می‌تونم مطمئن بشم در امانی همینه.

195
00:12:46,891 --> 00:12:47,892
‫اوم...

196
00:12:48,476 --> 00:12:51,311
‫تام، روی زمین داری چی کار می‌کنی؟ سوزان گوشواره‌شو گم کرده؟

197
00:12:51,312 --> 00:12:54,982
‫برای تنیس دیرمون شده و باید برم خونه کیفم رو عوض کنم.

198
00:12:54,983 --> 00:12:56,818
‫پس بریم.

199
00:13:01,739 --> 00:13:03,241
‫بهش فکر کن.

200
00:13:04,284 --> 00:13:05,743
‫این دیگه چه غلطی بود؟

201
00:13:06,911 --> 00:13:10,872
‫تام داشت یادم می‌انداخت چرا ازش جدا شدم.

202
00:13:10,873 --> 00:13:12,666
‫وای خدا، دوست‌پسراهامون خیلی افتضاحن.

203
00:13:12,667 --> 00:13:15,628
‫-دوست‌پسر سابق
‫-حالا هرچی

204
00:13:16,462 --> 00:13:19,339
‫-سال آخر دبیرستانه
‫-دیگه هیچ بهونه‌ای برای خوش نگذشتن نداریم

205
00:13:19,340 --> 00:13:22,092
‫مخصوصاً هفته‌ی هالووین، تعطیلات موردعلاقه‌ ام

206
00:13:22,093 --> 00:13:25,595
‫راست میگی
‫همه‌مون یه کم حواس‌پرتی لازم داریم

207
00:13:25,596 --> 00:13:29,058
‫ولی پلیس به خاطر ترالر عملاً همه‌چی رو لغو کرده

208
00:13:30,727 --> 00:13:32,978
‫خیلی خیالم راحت شده بود که بالاخره کارهای وحشیانه‌ی ترالر

209
00:13:32,979 --> 00:13:35,689
‫توی ذهن دوستام هم جا افتاده بود.

210
00:13:35,690 --> 00:13:40,527
‫...همه از ترس به خودشون می‌لرزیدن، چون یه قاتل زنجیره‌ای معروف به ترالر

211
00:13:40,528 --> 00:13:45,574
‫دانش‌آموزهای یه مدرسه‌ی شبانه‌روزیِ سطح بالا در دره‌ی سن فرناندو کالیفرنیا رو هدف گرفته.

212
00:13:45,575 --> 00:13:49,453
‫دیگه اون کاساندرا‌ی دیوونه‌ای نبودم که هشدارهای توخالی می‌داد.

213
00:13:49,454 --> 00:13:50,580
‫حالا همه ترسیده بودن.

214
00:13:51,956 --> 00:13:54,876
‫قتل‌های زنجیره‌ای ترالر دیگه شده بود خبر اول کشور.

215
00:13:55,626 --> 00:13:57,711
‫به نظر می‌رسید بیشتر دیده شدن قاتل

216
00:13:57,712 --> 00:14:00,130
‫خوشحالش کرده و شاید حتی هیجان‌زده‌ش کرده بود.

217
00:14:00,131 --> 00:14:03,967
‫انگار از این توجه خوشش می‌اومد و خیلی زود شروع کرد مستقیم‌تر دنبالش بگرده.

218
00:14:03,968 --> 00:14:08,055
‫در نامه‌ای که به هیئت تحریریه‌ی لس‌آنجلس تایمز رسیده بود

219
00:14:08,056 --> 00:14:11,600
‫فردی که خودش رو ترالر معرفی کرده بود

220
00:14:11,601 --> 00:14:14,352
‫تهدیدهای مشخص و باورپذیری مطرح کرده بود.

221
00:14:14,353 --> 00:14:19,566
‫حالا این پیام نگران‌کننده قول داده، به قول خودش

222
00:14:19,567 --> 00:14:22,110
‫همه بچه‌هایی رو که با لباس مبدل برای هالووین میرن شکلات جمع کنن، قتل‌عام کنه

223
00:14:22,111 --> 00:14:24,654
‫اون موقع بود که من بارها به پلیس گفتم کسی که

224
00:14:24,655 --> 00:14:26,949
‫ پشت این ماجراست رابرتـه

225
00:14:27,825 --> 00:14:30,327
‫پس چرا هویت «ترولر» رو مخفی می‌کردن؟

226
00:14:30,328 --> 00:14:34,665
‫خانواده پولدار و بانفوذ رابرت چه بند و بساطی رو به کار انداخته بودن؟

227
00:14:35,541 --> 00:14:38,711
‫اون قبلاً یه بار تو شیکاگو قسر در رفته بود و از قتل جون سالم به در برده بود.

228
00:14:39,879 --> 00:14:43,131
‫این بار بیشتر از همیشه مصمم بودم

229
00:14:43,132 --> 00:14:45,425
‫که نذارم دوباره از زیرش در بره.

230
00:14:45,426 --> 00:14:47,220
‫من راز رابرت رو می‌دونستم.

231
00:14:48,137 --> 00:14:49,138
‫مشکل این بود که...

232
00:14:50,973 --> 00:14:52,350
‫اونم راز منو می‌دونست.

233
00:14:54,477 --> 00:14:57,145
‫نقشه ا‌م این بود که شب هالووین باهاش روبه‌رو بشم

234
00:14:57,146 --> 00:14:59,649
‫این بار دیگه قرار نبود فریب جذابیتش رو بخورم

235
00:15:01,567 --> 00:15:03,820
‫یا تحت‌تأثیر میل و کشش خودم قرار بگیرم.

236
00:15:04,862 --> 00:15:08,031
‫قرار بود همه‌مون یه جور مهمونی توی خونه امن داشته باشیم

237
00:15:08,032 --> 00:15:10,617
‫ولی می‌دونستم تا وقتی رابرت مالوری برای همیشه

238
00:15:10,618 --> 00:15:12,286
‫از زندگی‌مون نرفته، هیچ‌کدوممون در امان نیستیم.

239
00:15:12,954 --> 00:15:15,497
‫فکر کنم دیگه خودتون حدس زده باشید مهمونی رو کی برگزار می‌کرد.

240
00:15:15,498 --> 00:15:18,208
‫پلیسا می‌تونن رژه هالووین وست هالیوود رو لغو کنن

241
00:15:18,209 --> 00:15:20,253
‫ولی نمی‌تونن جلوی منو برای برگزاری مهمونی بگیرن.

242
00:15:20,795 --> 00:15:25,215
‫این مهمونی قراره باشه مهمونیِ تمام مهمونی‌ها، بدون اینکه تو خرج کردن دست‌ودلمون بلرزه

243
00:15:25,216 --> 00:15:27,718
‫یه ایده برای تم مهمونی دارم: منطقه ۵۴

244
00:15:28,469 --> 00:15:29,594
‫چی؟

245
00:15:29,595 --> 00:15:32,722
‫مثل استودیو ۵۴، ولی توی فضا.

246
00:15:32,723 --> 00:15:36,768
‫اِم، فکر کنم باید یه کم حواسمون به مسخره‌بازی باشه
‫باشه سوزان؟

247
00:15:36,769 --> 00:15:39,855
‫استودیو ۵۴ که چند ماهه دیگه از مُد افتاده.

248
00:15:39,856 --> 00:15:42,400
‫این مراسم باید یه سر و گردن بالاتر باشه، بزرگسالانه‌تر.

249
00:15:44,235 --> 00:15:46,236
‫وای، برای تنیس خیلی دیرمون شده

250
00:15:46,237 --> 00:15:48,029
‫کل روز رو رزرو کردم.

251
00:15:48,030 --> 00:15:50,073
‫البته بهتره بگم بابام این کارو کرده

252
00:15:50,074 --> 00:15:52,742
‫خدایا، تو باباتو قشنگ گذاشتی تو جیبت.

253
00:15:52,743 --> 00:15:54,536
‫تو که خبر نداری.

254
00:15:54,537 --> 00:15:56,956
‫هر وقت بخوایم می‌تونیم بریم اونجا، یا اصلاً نریم.

255
00:15:57,456 --> 00:15:58,833
‫پولش که دیگه رفته.

256
00:16:01,752 --> 00:16:05,088
‫نمی‌تونم با لباس سفید تنیسم یه کیف یاسی دستم بگیرم، باشه؟

257
00:16:05,089 --> 00:16:07,925
‫باشگاه شاید یهودی‌ها رو راه بده
‫ولی همچین چیزی رو راه نمیده.

258
00:16:08,676 --> 00:16:09,760
‫لیز؟

259
00:16:13,472 --> 00:16:16,600
‫-گاهی اینجا چرت میزنه
‫-میگه این تنها تخت این خونه‌ست

260
00:16:16,601 --> 00:16:18,477
‫که تری با بدنش توش بهش دروغ نگفته.

261
00:16:19,854 --> 00:16:20,938
‫لیز، بیدار شو.

262
00:16:27,111 --> 00:16:28,321
‫لیز؟

263
00:16:35,000 --> 00:16:42,000


264
00:16:49,091 --> 00:16:50,551
‫حالِش چطوره؟

265
00:16:52,011 --> 00:16:54,347
‫دکتر استون الان پیششه.

266
00:16:58,601 --> 00:17:01,854
‫من هیچ‌وقت ندیده بودم این‌طوری بشه، دبی.

267
00:17:02,855 --> 00:17:04,607
‫اول از شدت هیجان و اضطراب از حال رفت و بعد...

268
00:17:06,400 --> 00:17:07,693
‫یه‌دفعه به طرز ترسناکی آروم شد

269
00:17:11,155 --> 00:17:12,156
‫مـ... من سعی کردم...

270
00:17:13,366 --> 00:17:14,951
‫سعی کردم آرومش کنم، ولی اون...

271
00:17:15,743 --> 00:17:17,620
‫فقط منو پس زد.

272
00:17:18,746 --> 00:17:21,540
‫دختر خودم منو پس زد.

273
00:17:26,379 --> 00:17:28,213
‫فکر کنم حقم بود.

274
00:17:28,214 --> 00:17:31,050
‫خب، الان دیگه دست آدمای خوبیه.

275
00:17:33,052 --> 00:17:34,053
‫اون، اِم...

276
00:17:34,971 --> 00:17:36,555
‫سر اسب؟

277
00:17:36,556 --> 00:17:40,560
‫هوم، پلیس برای پیدا کردن اثر انگشت همه‌جا رو بررسی کرد و هیچی پیدا نکرد.

278
00:17:41,978 --> 00:17:43,646
‫من اون خرابکاری رو جمع کردم.

279
00:17:45,022 --> 00:17:46,523
‫همیشه همین کارو می‌کنم.

280
00:17:46,524 --> 00:17:48,359
‫استیون، کی می‌تونسته این کارو کرده باشه؟

281
00:17:50,653 --> 00:17:54,906
‫یه کار این‌قدر بی‌رحمانه و خشن.

282
00:17:54,907 --> 00:17:58,243
‫آخه چطور ممکنه یکی همین‌جوری بیاد تو خونه‌مون و کسی هم نبینتش؟

283
00:17:58,244 --> 00:18:00,788
‫اوه، لیز، حتی دزدگیر رو هم فعال نکرده بودیم.

284
00:18:01,581 --> 00:18:06,502
‫ببین، نمی‌خواستم اینو بهت بگم، ولی اصطبل...

285
00:18:07,378 --> 00:18:10,006
‫یه کابوس به تمام معنا بود.

286
00:18:12,008 --> 00:18:16,219
‫-اسپیریت رو چندین بار با چاقو زده بودن...
‫-نه

287
00:18:16,220 --> 00:18:19,640
‫...سرش رو بریده بودن و سُم‌هاشم ناپدید شده بود

288
00:18:20,600 --> 00:18:24,561
‫و باز هم هیچ اثر انگشتی توی صحنه جرم پیدا نشده.

289
00:18:24,562 --> 00:18:26,897
‫ولی انگار این کار کاملاً شخصی بوده، مگه نه؟

290
00:18:27,523 --> 00:18:30,693
‫-یه جور عجیبی شخصی بوده
‫-استیون، می‌تونم یه چیزی بهت بگم؟

291
00:18:31,694 --> 00:18:33,029
‫همیشه.

292
00:18:33,613 --> 00:18:39,535
‫تمام کاری که تری تو این پنج سال کرده این بوده
‫که از اون اسب لعنتی شکایت کنه.

293
00:18:40,661 --> 00:18:43,038
‫از اینکه چقدر هزینه نگهداریش میشه، خرج و مخارجش.

294
00:18:43,039 --> 00:18:44,790
‫داری میگی تری این کارو کرده؟

295
00:18:46,167 --> 00:18:47,375
‫مدرکی داری؟

296
00:18:47,376 --> 00:18:50,796
‫استیون، تو تری رو می‌شناسی

297
00:18:52,798 --> 00:18:54,216
‫تری یه کارایی می‌کنه.

298
00:18:56,135 --> 00:18:57,428
‫کارای بد.

299
00:18:59,597 --> 00:19:01,431
‫تری همیشه از زیرش درمیره.

300
00:19:02,767 --> 00:19:05,143
‫دبی راحت خوابیده.

301
00:19:05,144 --> 00:19:08,980
‫بهش یه آمپول داروون زدم و تا صبح خوابه.

302
00:19:08,981 --> 00:19:11,316
‫خیلی ممنونم دکتر استون.

303
00:19:11,317 --> 00:19:12,609
‫بذار تا دم در همراهیت کنم.

304
00:19:12,610 --> 00:19:15,613
‫اوه... صبر کن دکتر استون، اِم...

305
00:19:16,364 --> 00:19:18,783
‫حالا که اینجایی، می‌تونم باهات حرف بزنم؟

306
00:19:19,617 --> 00:19:20,618
‫خصوصی.

307
00:19:21,661 --> 00:19:23,663
‫من دیگه مزاحمتون نمیشم.

308
00:19:33,506 --> 00:19:36,967
‫دکتر استون، کلونوپینی که برام تجویز کردی خراب از آب دراومده.

309
00:19:37,635 --> 00:19:39,177
‫خراب؟

310
00:19:39,178 --> 00:19:41,721
‫آره، یه سری داروی معیوبه، اثر نمی‌کنه.

311
00:19:41,722 --> 00:19:43,848
‫یه داروی قوی‌تر لازم دارم

312
00:19:43,849 --> 00:19:48,771
‫لیز، اگه کلونوپین اثر نمی‌کنه، به این خاطره که زیادی و زیادی اوقات اثر کرده.

313
00:19:49,355 --> 00:19:51,023
‫باید کم‌کم قطعش کنی.

314
00:19:57,071 --> 00:19:58,655
‫این‌همه استرس برای چیه؟

315
00:19:58,656 --> 00:19:59,824
‫بهم بگو.

316
00:20:03,411 --> 00:20:04,494
‫اِم...

317
00:20:04,495 --> 00:20:06,914
‫شوهرم همجنس‌گراست.

318
00:20:08,708 --> 00:20:11,000
‫دخترم ازم متنفره.

319
00:20:12,753 --> 00:20:15,840
‫یه قاتل زنجیره‌ای افتاده به جون آدمای سرشناس و خوشگل.

320
00:20:17,967 --> 00:20:20,302
‫می‌تونی از همون دارویی که به دبی زدی یه آمپول هم به من بزنی؟

321
00:20:23,973 --> 00:20:25,099
‫کات!

322
00:20:25,725 --> 00:20:27,059
‫مارک، چی شد؟

323
00:20:28,853 --> 00:20:31,564
‫پنج دقیقه وقت داری.

324
00:20:32,440 --> 00:20:34,442
‫به نظرم معامله منصفانه‌ایه.

325
00:20:35,234 --> 00:20:38,028
‫بهترین سال‌های عمر من در ازای پنج دقیقه از وقت تو.

326
00:20:38,529 --> 00:20:40,238
‫باشه، ده دقیقه، چی می‌خوای؟

327
00:20:41,323 --> 00:20:42,615
‫چیزی که می‌خوام...

328
00:20:45,786 --> 00:20:47,204
‫...اینه که تکلیفمون روشن باشه.

329
00:20:48,748 --> 00:20:51,751
‫اوضاع بین ما داره عوض میشه، اونم خیلی سریع

330
00:20:53,127 --> 00:20:55,462
‫وقتی اولین بار منو دیدی که توی کافه پارامونت قهوه می‌بردم

331
00:20:55,463 --> 00:20:58,298
‫تازه از سن‌دیگو اومده بودم، با یه عالمه اعتمادبه‌نفس

332
00:20:58,299 --> 00:21:01,050
‫از زرنگی و چابکی‌م وقتی سفارشت رو می‌آوردم خوشت اومده بود

333
00:21:01,051 --> 00:21:03,678
‫و یه رؤیای بزرگ برای اینکه این شهر رو به دست بگیرم.

334
00:21:03,679 --> 00:21:08,433
‫از زرنگی و چابکیم وقتی سفارشت رو می‌آوردم خوشت اومده بود

335
00:21:08,434 --> 00:21:10,310
‫وقتی پرسیدی حاضرم برات کار کنم یا نه

336
00:21:10,311 --> 00:21:14,857
‫منم از اینکه رؤیای هالیوودی جلوی چشمام داشت به واقعیت تبدیل می‌شد، سر از پا نمی‌شناختم.

337
00:21:16,984 --> 00:21:19,862
‫ولی خیلی وقته دیگه حس نمی‌کنم این یه رؤیاست.

338
00:21:20,654 --> 00:21:22,489
‫حقوق بیشتری می‌خوای؟

339
00:21:22,490 --> 00:21:25,533
‫فکر کنم بعد از دوازده سال، باید بیشتر از یه افزایش حقوق بخوام.

340
00:21:25,534 --> 00:21:26,702
‫نه.

341
00:21:29,246 --> 00:21:30,830
‫می‌خوام همراهت تهیه‌کننده بشم.

342
00:21:33,167 --> 00:21:37,670
‫-ببخشید؟
‫-می‌خوام تو تهیه کنندگی شریک باهات شریک بشم

343
00:21:37,671 --> 00:21:40,049
‫هوم، آره

344
00:21:42,051 --> 00:21:43,052
‫باشه.

345
00:21:45,554 --> 00:21:47,555
‫ببین، می‌خوام باهات صادق باشم.

346
00:21:47,556 --> 00:21:51,392
‫این سر و وضع کاملت، خط چشم، موهات، لباس‌هات.

347
00:21:51,393 --> 00:21:52,852
‫اسم این تیپ چی بود؟

348
00:21:52,853 --> 00:21:54,395
‫-نیو ایج
‫-درسته

349
00:21:54,396 --> 00:21:57,774
‫استیون، شبیه یه فاحشه تاجر روی سفینه فضایی شدی.

350
00:21:58,859 --> 00:22:01,569
‫اگه فکر می‌کنی باید با همچین سر و وضعی ببرمت پیش بری دیلر یا لو واسرمن

351
00:22:01,570 --> 00:22:04,280
‫پس واقعاً هیچی از سازوکار این شهر سرت نمیشه.

352
00:22:04,281 --> 00:22:06,366
‫و قضیه خیلی عمیق‌تر از لباس پوشیدنه.

353
00:22:06,367 --> 00:22:11,747
‫برو تو آینه نگاه کن
‫خانم ترنس لوی شافر.

354
00:22:12,456 --> 00:22:15,251
‫خودت هم که دقیقاً شبیه کلینت ایستوود نیستی.

355
00:22:16,043 --> 00:22:22,758
‫و اگه اجازه داشته باشم صادق باشم
‫نصف موفقیتت رو مدیون منی

356
00:22:24,218 --> 00:22:26,719
‫آخرین بار کی اصلاً یه فیلمنامه لعنتی رو خوندی؟

357
00:22:26,720 --> 00:22:30,515
‫من همه فیلمنامه‌هات رو بررسی می‌کنم و همه کارای کثیفت رو هم انجام میدم

358
00:22:30,516 --> 00:22:33,394
‫-اوه، تو هم که فرشته نیستی عزیزم
‫-خودت می‌دونی منظورم چیه

359
00:22:33,978 --> 00:22:36,062
‫تو فقط یه عروسکی که دست من توی کونته

360
00:22:36,063 --> 00:22:38,273
‫سال‌هاست حتی دهنت رو هم خودت باز نکردی.

361
00:22:38,274 --> 00:22:40,692
‫تمام نظرهات درباره اینکه چی خوبه

362
00:22:40,693 --> 00:22:44,363
‫چی بده، چی فروش می‌کنه، کی رو میشه رام کرد...

363
00:22:45,865 --> 00:22:47,700
‫همه‌ش کار منه عزیزم.

364
00:22:49,577 --> 00:22:52,997
‫تو هنوز چیزی بیشتر از یه قهوه‌چی نیستی، استیون.

365
00:22:53,497 --> 00:22:54,707
‫روتو زیاد نکن .

366
00:22:56,625 --> 00:23:00,044
‫فقط یه قدم با اخراج شدن فاصله داری، می‌فهمی؟

367
00:23:00,045 --> 00:23:04,507
‫می‌خوام با هم «کمتر از صفر» رو تهیه کنیم.

368
00:23:04,508 --> 00:23:06,926
‫لیز هی داره درباره این فیلم حرف می‌زنه.

369
00:23:06,927 --> 00:23:09,679
‫چرا همه این‌قدر برای یه فیلمنامه که یه نوجوون نوشته خودشونو به آب و آتیش میزنن؟

370
00:23:09,680 --> 00:23:11,222
‫این یه فیلم پرفروشه.

371
00:23:11,223 --> 00:23:12,266
‫به من اعتماد کن.

372
00:23:13,350 --> 00:23:15,310
‫کارت رو راحت می‌کنم.

373
00:23:15,311 --> 00:23:17,021
‫لازم نیست هیچ کاری بکنی.

374
00:23:18,397 --> 00:23:19,940
‫فقط یه فرصت بهم بده.

375
00:23:20,900 --> 00:23:22,902
‫یه فرصت.

376
00:23:24,236 --> 00:23:27,573
‫اگه جواب نداد، دیگه هیچ‌وقت مجبور نیستی با من تهیه‌کننده بشی.

377
00:23:28,657 --> 00:23:31,492
‫خب، با اینکه پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ایه

378
00:23:31,493 --> 00:23:32,953
‫جوابم منفیه.

379
00:23:36,373 --> 00:23:37,708
‫اوه، یه چیز دیگه.

380
00:23:38,459 --> 00:23:41,462
‫قبل از اینکه خشکشویی ببنده، شلوارم رو از اونجا بگیر.

381
00:23:52,014 --> 00:23:53,139
‫چارلز.

382
00:23:53,140 --> 00:23:54,975
‫وقتشه دوباره یه کم بن دو سولِی بزنیم.

383
00:24:03,525 --> 00:24:05,735
‫♪ موهاش طلاییه، مثل طلای موهای جین هارلو ♪

384
00:24:05,736 --> 00:24:07,445
‫می‌تونی کت‌وشلوارمو بلند کنی و زیرش بزنیش.

385
00:24:07,446 --> 00:24:09,072
‫♪ لباش یه شیرینیِ غافلگیرکننده‌ست ♪

386
00:24:09,073 --> 00:24:11,158
‫نور خورشید از پارچه رد میشه.

387
00:24:11,867 --> 00:24:14,161
‫♪ دستاش هیچ‌وقت سرد نیست ♪

388
00:24:15,663 --> 00:24:17,163
‫♪ چشمایی داره مثل چشمای بتی دیویس ♪

389
00:24:17,164 --> 00:24:18,289
‫بمالش .

390
00:24:18,290 --> 00:24:20,334
‫♪ موسیقیش رو برات روشن می‌کنه ♪

391
00:24:22,211 --> 00:24:24,003
‫♪ دیگه لازم نیست دوبار فکر کنی ♪

392
00:24:24,004 --> 00:24:26,673
‫باشه، دیگه بسه، زیادی بهت خوش گذشت.
‫ممنون چارلز.

393
00:24:26,674 --> 00:24:28,968
‫♪ پاک و سفید مثل برف نیویورکه ♪

394
00:24:30,761 --> 00:24:32,012
‫اون کی بود؟

395
00:24:33,013 --> 00:24:34,181
‫خدمتکار برنزه‌کردن خودم.

396
00:24:34,807 --> 00:24:36,391
‫باورم نمیشه تا حالا یکی نداشتم

397
00:24:36,392 --> 00:24:39,103
‫باورم نمیشه بابات می‌ذاره از زیر این کار در بری.

398
00:24:40,479 --> 00:24:42,105
‫به خاطر اتفاقی که برای اسپیریت افتاد؟

399
00:24:44,733 --> 00:24:48,445
‫متأسفانه تو همین سن کم فهمیدم

400
00:24:49,655 --> 00:24:52,950
‫که همیشه یه وقتی می‌رسه که باید از رؤیاهای بچگیت دست بکشی.

401
00:24:56,203 --> 00:24:59,498
‫بابام هم اخیراً از نظر مالی خیلی بیشتر هوامو داره

402
00:25:01,291 --> 00:25:03,627
‫به دلایلی که فعلاً ترجیح میدم درباره‌شون حرف نزنم.

403
00:25:05,546 --> 00:25:08,339
‫♪ می‌ذاره ببریش خونه... ♪

404
00:25:08,340 --> 00:25:10,592
‫خوشحالم که می‌بینمت.

405
00:25:11,260 --> 00:25:13,721
‫خیلی وقته یه وقتِ درست‌وحسابی با هم نگذروندیم.

406
00:25:14,346 --> 00:25:15,596
‫هوم.

407
00:25:15,597 --> 00:25:16,723
‫چرا؟

408
00:25:16,724 --> 00:25:18,349
‫اوم...

409
00:25:18,350 --> 00:25:20,144
‫-فقط سرم شلوغ بوده
‫-آها

410
00:25:20,769 --> 00:25:22,687
‫آدمای دور و برمون هی دارن کشته میشن.

411
00:25:24,898 --> 00:25:26,400
‫این یکی رو بهت حق میدم.

412
00:25:28,235 --> 00:25:30,529
‫♪ تا وقتی آبی از آب دربیای ♪

413
00:25:31,822 --> 00:25:33,906
‫♪ چشمای بتی دیویس رو داره ♪

414
00:25:33,907 --> 00:25:36,035
‫بیا، بپر تو!

415
00:25:37,911 --> 00:25:41,748
‫♪ وقتی گولت می‌زنه، رسوات می‌کنه ♪

416
00:25:41,749 --> 00:25:45,793
‫♪ با خرده‌ریزایی که برات می‌ریزه، از پا درت میاره ♪

417
00:25:45,794 --> 00:25:47,171
‫♪ بی‌رحمه ♪

418
00:25:47,880 --> 00:25:51,132
‫♪ و دقیقاً می‌دونه چی کار کنه ♪

419
00:25:51,133 --> 00:25:53,969
‫♪ تا حتی یه حرفه‌ای رو هم خجالت‌زده کنه ♪

420
00:25:55,054 --> 00:25:57,263
‫♪ همه پسرا فکر می‌کنن جاسوسه ♪

421
00:25:57,264 --> 00:25:58,347
‫بیا اینجا.

422
00:25:58,348 --> 00:26:02,102
‫♪ چشمای بتی دیویس رو داره... ♪

423
00:26:14,198 --> 00:26:15,365
‫چی شده؟

424
00:26:16,658 --> 00:26:17,659
‫هیچی.

425
00:26:18,577 --> 00:26:20,661
‫هیچی.

426
00:26:20,662 --> 00:26:24,166
‫♪ بیشتر از این نمیشه که خوشحالت کنه ♪

427
00:26:24,792 --> 00:26:26,751
‫♪ زودتر از سنش می‌فهمه ♪

428
00:26:26,752 --> 00:26:28,711
‫♪ و دقیقاً می‌دونه چی... ♪

429
00:26:28,712 --> 00:26:30,130
‫شل شدی.

430
00:26:31,256 --> 00:26:33,966
‫من که مشکلی ندارم، لعنتی.
‫باید مثل سنگ سفت باشی برت.

431
00:26:33,967 --> 00:26:37,846
‫خب، اگه این‌قدر بهم فشار نمی‌آوردی، بودم.

432
00:26:38,722 --> 00:26:40,848
‫وقتی داری شنا می‌کنی، حفظ کردن این حالت سخته.

433
00:26:40,849 --> 00:26:42,142
‫این دیگه یه واقعیت علمیه.

434
00:26:43,143 --> 00:26:44,645
‫با یکی دیگه‌ای؟

435
00:26:45,312 --> 00:26:46,396
‫راستشو بهم بگو.

436
00:26:47,064 --> 00:26:50,483
‫باید باهات به هم بزنم.
‫واقعاً باید این کارو بکنم.

437
00:26:50,484 --> 00:26:52,735
‫دوستت دارم.
‫خودت می‌دونی چقدر منو تحریک می‌کنی.

438
00:26:54,029 --> 00:26:55,030
‫من که اینو نمی‌دونم.

439
00:26:56,782 --> 00:26:58,450
‫ولی خیلی چیزای دیگه رو می‌دونم.

440
00:26:59,284 --> 00:27:00,868
‫یعنی چی؟

441
00:27:00,869 --> 00:27:02,454
‫یعنی اینکه...

442
00:27:03,831 --> 00:27:05,457
‫دیگه نمی‌خوام خودمو نگه دارم.

443
00:27:06,291 --> 00:27:08,293
‫خسته شدم از اینکه نصفه‌نیمه دبی باشم.

444
00:27:08,919 --> 00:27:10,546
‫آماده‌ام که تا تهش برم

445
00:27:11,755 --> 00:27:13,632
‫و تو هم باید یه تصمیم بگیری.

446
00:27:14,341 --> 00:27:16,176
‫با منی یا نه؟

447
00:27:17,302 --> 00:27:19,596
‫خودت می‌دونی می‌خوام با هم بمونیم.

448
00:27:20,347 --> 00:27:21,348
‫باشه.

449
00:27:22,641 --> 00:27:25,853
‫پس اگه این‌طوره، ازت کمک می‌خوام

450
00:27:26,937 --> 00:27:29,146
‫هفت ماه دیگه جشن پرامه.

451
00:27:29,147 --> 00:27:31,732
‫می‌خوام سوزان رو شکست بدم و ملکه پرام بشم

452
00:27:31,733 --> 00:27:35,779
‫و می‌خوام از مهارت نویسندگیت استفاده کنم تا کارزار انتخاباتی‌مو راه بندازی.

453
00:27:36,363 --> 00:27:37,530
‫بابایی پولشو میده.

454
00:27:37,531 --> 00:27:40,367
‫باور کن، بابایی پولشو میده

455
00:27:41,785 --> 00:27:45,455
‫و با هم پیروز میشیم.

456
00:27:46,999 --> 00:27:49,375
‫من اینو می‌خوام، فهمیدی؟

457
00:27:49,376 --> 00:27:51,753
‫-آره، باشه، فهمیدم
‫-هوم

458
00:27:53,630 --> 00:27:56,507
‫همچنین میخوام که هر جمعه و شنبه شب بکنیم

459
00:27:56,508 --> 00:27:58,426
‫و دیگه خبری از اون آب‌بازی روی شکم نیست.

460
00:27:58,427 --> 00:28:00,261
‫باید توی من آبتو بیاری

461
00:28:00,262 --> 00:28:04,099
‫و بعدش خودمو چک می‌کنم که مطمئن بشم همین کارو کردی.

462
00:28:05,225 --> 00:28:06,309
‫فهمیدی؟

463
00:28:10,772 --> 00:28:13,274
‫چارلز، حوله.

464
00:28:13,275 --> 00:28:14,735
‫در اون لحظه

465
00:28:15,402 --> 00:28:17,738
‫حس می‌کردم عرق از صورتم سرازیر میشه

466
00:28:18,906 --> 00:28:21,408
‫و هر قطره‌ش پر از شرم و وحشت بود.

467
00:28:22,492 --> 00:28:23,827
‫دبی چی می‌دونست؟

468
00:28:26,413 --> 00:28:27,664
‫و کی بهش گفته بود؟

469
00:28:29,917 --> 00:28:34,170
‫برخلاف دبی شفر، سوزان رینولدز همیشه دختر خوب و سربه‌راهی بود

470
00:28:34,171 --> 00:28:35,880
‫همه نمره‌هاش بیست بود.

471
00:28:35,881 --> 00:28:38,342
‫اون اولین نفر تو جمع ما بود که می‌دونست SPF چیه.

472
00:28:42,095 --> 00:28:44,931
‫دو ماه از سال آخر دبیرستانمون گذشته بود که

473
00:28:44,932 --> 00:28:47,266
‫ اون ظاهر بی‌نقصش شروع کرد ترک برداشتن و خرد شدن.

474
00:28:47,267 --> 00:28:49,435
‫من از دور شاهد این ماجرا بودم

475
00:28:49,436 --> 00:28:53,648
‫و این فاصله‌ای که تازه بینمون افتاده بود، عمیقاً آزارم می‌داد.

476
00:28:53,649 --> 00:28:54,858
‫خیلی، خیلی متأسفم.

477
00:28:55,442 --> 00:28:59,070
‫هیچ‌کس نباید مجبور بشه با همچین چیزی روبه‌رو بشه، اینکه یه سر اسب لعنتی رو بذارن تو تختش.

478
00:28:59,071 --> 00:29:00,072
‫هوم.

479
00:29:01,114 --> 00:29:02,449
‫فکر می‌کنی کار کی بوده؟

480
00:29:03,742 --> 00:29:05,077
‫نمی‌دونم.

481
00:29:06,036 --> 00:29:09,080
‫ولی حس می‌کردم افتادم وسط یکی از اون فیلم‌های ترسناکی که

482
00:29:09,081 --> 00:29:10,958
‫ برت قبلاً منو می‌کشوند ببینم.

483
00:29:11,541 --> 00:29:13,460
‫من اصلاً از این جور فیلما خوشم نمیاد.

484
00:29:14,044 --> 00:29:15,503
‫من داستان‌های عاشقانه دوست دارم.

485
00:29:16,755 --> 00:29:17,965
‫منم همین‌طور.

486
00:29:19,675 --> 00:29:22,761
‫قبلاً من کسی بودم که اون همه حرف دلش رو بهش می‌زد.

487
00:29:23,595 --> 00:29:24,888
‫ولی دیگه نه.

488
00:29:25,889 --> 00:29:29,350
‫حالا فقط پیش رابرت مالوری می‌رفت.

489
00:29:30,435 --> 00:29:34,355
‫سال‌ها بعد، وقتی همه اون مرگ‌ها و تراژدی‌ها اتفاق افتاده بود

490
00:29:34,356 --> 00:29:37,274
‫ تازه فهمیدم رابرت چطوری تونسته بود اعتمادشو جلب کنه.

491
00:29:37,275 --> 00:29:39,485
‫تام فقط... دیگه اون آدم سابق نیست.

492
00:29:39,486 --> 00:29:41,320
‫عوض شده، اون...

493
00:29:41,321 --> 00:29:42,406
‫غیر اقبل پیش بینی شده بود.

494
00:29:43,156 --> 00:29:44,281
‫آره.

495
00:29:44,282 --> 00:29:45,783
‫-آره
‫-آره

496
00:29:45,784 --> 00:29:48,077
‫یه بار که مست بودیم، بهم گفت

497
00:29:48,078 --> 00:29:52,081
‫«سوزان، اگه نتونم تو رو داشته باشم، پس هیچ‌کس دیگه‌ای هم نمی‌تونه»

498
00:29:52,082 --> 00:29:53,666
‫تو که مال کسی نیستی.

499
00:29:53,667 --> 00:29:54,668
‫می‌دونم

500
00:29:55,502 --> 00:29:58,005
‫آره، و برت...

501
00:29:59,297 --> 00:30:00,756
‫برت فقط...

502
00:30:00,757 --> 00:30:03,510
‫اون دیگه مثل قبل نیست.
‫حس نمی‌کنم بتونم بهش اعتماد کنم.

503
00:30:04,511 --> 00:30:06,220
‫چرا؟

504
00:30:06,221 --> 00:30:08,973
‫نمیدونم چرا دارم اینا رو بهت میگم، ولی...

505
00:30:08,974 --> 00:30:11,685
‫تو اصطبل، درست قبل از شروع مدرسه

506
00:30:12,394 --> 00:30:16,105
‫برت گفت اسپیریت احمق بوده.

507
00:30:17,482 --> 00:30:19,067
‫از اون اسب متنفر بود.

508
00:30:19,818 --> 00:30:21,528
‫انگار بهش حسادت می‌کرد؟

509
00:30:24,031 --> 00:30:25,114
‫آره.

510
00:30:25,115 --> 00:30:28,576
‫تور رابرت مالوری که دور سوزان تنیده بود

511
00:30:28,577 --> 00:30:30,453
‫به مرور فهمیدم

512
00:30:30,454 --> 00:30:35,625
‫بر اساس یه قانون ساده برای بازی با احساسات بود که فقط یه جامعه‌ستیز هجده‌ساله می‌تونست بلد باشه

513
00:30:38,336 --> 00:30:39,588
‫هیچ‌وقت چیزی رو طلب نکن.

514
00:30:40,756 --> 00:30:42,591
‫هیچ‌وقت زیادی فشار نیار.

515
00:30:44,968 --> 00:30:46,845
‫بذار خودشون بیان سراغت.

516
00:30:49,181 --> 00:30:51,767
‫همیشه بذار اول خودشون بیان سراغت.

517
00:31:04,780 --> 00:31:05,863
‫آره.

518
00:31:05,864 --> 00:31:07,490
‫-هوم؟
‫-یه کم...

519
00:31:13,830 --> 00:31:16,957
‫سوزان، گفتن این حرف واقعاً برام سخته

520
00:31:16,958 --> 00:31:21,254
‫ولی... فکر کنم باید قبول کنی که شاید دیگه از دوستات بزرگ‌تر شدی و دیگه بهشون نمی‌خوری.

521
00:31:22,714 --> 00:31:24,173
‫ولی من دوستشون دارم.

522
00:31:24,174 --> 00:31:26,258
‫آدما عوض میشن، می‌دونی

523
00:31:26,259 --> 00:31:28,637
‫و این همون دوره‌ایه که این تغییرات شروع میشن.

524
00:31:31,765 --> 00:31:35,017
‫-برت ازم متنفره، می‌دونم
‫-آره

525
00:31:35,018 --> 00:31:37,145
‫حسودیش میشه یا یه همچین چیزی

526
00:31:38,021 --> 00:31:40,107
‫و من و تام هم...

527
00:31:41,900 --> 00:31:43,693
‫رابطه‌مون پیچیده‌ست.

528
00:31:46,363 --> 00:31:48,031
‫چرا پیچیده‌ست؟

529
00:31:51,368 --> 00:31:53,495
‫چون جفتمون عاشق یه دختر هستیم.

530
00:31:59,543 --> 00:32:03,212
‫نباید تو هیچ کاری عجله کنیم، می‌دونی؟
‫باید خونسرد باشیم

531
00:32:03,213 --> 00:32:05,340
‫می‌دونم نمی‌خوای دل کسی رو بشکنی، منم همین‌طور.

532
00:32:07,300 --> 00:32:09,219
‫ولی آینده خیلی روشنه.

533
00:32:10,262 --> 00:32:13,682
‫همین اون طرف افقه
‫منتظر ماست

534
00:32:16,059 --> 00:32:17,435
‫اگه هر دومون بخوایمش.

535
00:32:28,155 --> 00:32:29,738
‫اون شب سرنوشت‌ساز

536
00:32:29,739 --> 00:32:32,826
‫قبل از اینکه ترسناک‌ترین اتفاق زندگی سوزان براش بیفته

537
00:32:34,286 --> 00:32:38,331
‫سوزان رینولدز رفت تخت، با حسی که ماه‌ها بود تجربه‌ش نکرده بود

538
00:32:39,040 --> 00:32:40,124
‫آرامش.

539
00:32:43,545 --> 00:32:45,629
‫و بعد اون حس امنیت درهم شکست

540
00:32:49,968 --> 00:32:52,053
‫سلام.

541
00:34:37,867 --> 00:34:40,995
‫بذار بیام تو، بذار بیام تو! زود باش

542
00:34:42,831 --> 00:34:44,207
‫تامم!

543
00:34:45,917 --> 00:34:47,377
‫تام؟

544
00:34:56,386 --> 00:34:59,680
‫هی، هی، هی، چیزی نیست، چیزی نیست.

545
00:34:59,681 --> 00:35:02,349
‫-چیزی نیست، چیزی نیست، چیزی نیست
‫-نه، نه!

546
00:35:02,350 --> 00:35:03,434
‫نگرانت شده بودم.

547
00:35:03,435 --> 00:35:06,020
‫بیرون داشتم زیر نظر می‌گرفتمت که دیدمش.

548
00:35:06,021 --> 00:35:09,982
‫دیدم داشت بهت حمله می‌کرد، برای همین زدم تو و دویدم بالا و باهاش درگیر شدم.

549
00:35:09,983 --> 00:35:12,526
‫جلوی کارشو گرفتم، ببین، جلوی کارشو گرفتم.

550
00:35:12,527 --> 00:35:16,196
‫چی... چی... چی... چی شد؟

551
00:35:16,197 --> 00:35:18,116
‫هلش دادم.
‫از بالکن هلش دادم پایین.

552
00:35:39,596 --> 00:35:41,013
‫کجاست؟

553
00:35:47,896 --> 00:35:49,022
‫نمی‌دونم.

554
00:36:03,453 --> 00:36:05,871
‫دبی یه جوری باباشو راضی کرده بود

555
00:36:05,872 --> 00:36:08,999
‫که براش خفن‌ترین مهمونی هالووین تاریخ رو بگیره.

556
00:36:09,000 --> 00:36:12,628
‫تم مهمونی «بی‌نقاب» بود
‫که خیلی هم طعنه‌آمیز بود

557
00:36:12,629 --> 00:36:14,046
‫چون تا آخر شب

558
00:36:14,047 --> 00:36:17,342
‫خیلی از راز‌هامون، اگه نگیم همه‌شون، قرار بود رو بشن.

559
00:36:20,136 --> 00:36:23,473
‫دبی اصرار داشت همه بدون ماسک و با لباس رسمی مشکی بیان.

560
00:36:24,099 --> 00:36:25,475
‫پس منم یکی اجاره کردم.

561
00:36:27,143 --> 00:36:30,813
‫اون بعدازظهر، خالی بودن خونه‌م مثل یه غار رو یادمه.

562
00:36:30,814 --> 00:36:33,065
‫اولین بار از وقتی بچه بودم بود که یادم میاد

563
00:36:33,066 --> 00:36:35,110
‫ دلم برای بابام تنگ شده بود.

564
00:36:36,027 --> 00:36:39,239
‫بابام قبلاً برای جشن‌های مدرسه کراوات پاپیونی‌مو می‌بست.

565
00:36:40,532 --> 00:36:43,410
‫هنوزم تا امروز نتونستم این کارو درست یاد بگیرم.

566
00:36:45,120 --> 00:36:46,745
‫اونجا تو اتاق خوابم ایستاده بودم

567
00:36:46,746 --> 00:36:50,166
‫چند ساعت مونده بود به اولین مهمونی رسمی واقعی بزرگسالانه‌م

568
00:36:51,126 --> 00:36:52,669
‫هیچ‌وقت این‌قدر پیر احساس نکرده بودم.

569
00:36:53,753 --> 00:36:55,755
‫هیچ‌وقت هم این‌قدر بی‌دفاع احساس نکرده بودم.

570
00:36:56,464 --> 00:36:58,424
‫هالووین رفتن و شکلات جمع کردن تو کلاس ششم با بچه‌ها

571
00:36:58,425 --> 00:37:00,300
‫انگار یه رؤیا از یه زندگی قبلی بود.

572
00:37:03,763 --> 00:37:05,557
‫بگو تریک یا تریت!

573
00:37:13,106 --> 00:37:16,860
‫دلم برای یه زمان و جایی تنگ شده بود که دیگه وجود نداشت

574
00:37:23,032 --> 00:37:24,951
‫و هیچ‌وقت هم قرار نبود دوباره وجود داشته باشه.

575
00:37:36,000 --> 00:37:43,000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

576
00:37:54,773 --> 00:37:58,401
‫♪ جانی حتی از بچگی هم بد بود، همه می‌تونستن بفهمن ♪

577
00:38:00,028 --> 00:38:03,907
‫♪ همه می‌گفتن اگه آدم نشی، آخرش حتماً میری جهنم... ♪

578
00:38:04,741 --> 00:38:06,283
‫فقط یه چیزه که نمی‌تونم بفهمم

579
00:38:06,284 --> 00:38:09,369
‫اینکه چطور تونستی اون لباس قاتل رو این‌قدر سریع دربیاری.

580
00:38:09,370 --> 00:38:11,288
‫چطور می‌تونی همچین چیزی بگی؟

581
00:38:11,289 --> 00:38:13,957
‫من نبودم، من نجاتت دادم.

582
00:38:13,958 --> 00:38:16,043
‫می‌دونم کار تو بود، تام

583
00:38:16,044 --> 00:38:19,797
‫و به هیچ‌کس چیزی نگفتم چون سعی داشتم ازت محافظت کنم.

584
00:38:19,798 --> 00:38:20,799
‫حتی تا همین الان.

585
00:38:21,758 --> 00:38:23,676
‫ولی امشب دیگه همه‌چی تموم میشه.

586
00:38:25,512 --> 00:38:27,263
‫♪ دوست داشت چیزا رو آتیش بزنه... ♪

587
00:38:27,972 --> 00:38:30,015
‫می‌دونم کار تو بود، استیون.

588
00:38:30,016 --> 00:38:33,060
‫می‌دونم تو بودی که ازم فیلم گرفتی.

589
00:38:33,061 --> 00:38:35,772
‫تریک یا تریت، دامپلینگ.

590
00:38:38,191 --> 00:38:41,236
‫نظرت چیه یه شیرجه کوچیک تو جکوزیِ دوجو بزنیم؟

591
00:38:41,861 --> 00:38:43,613
‫هیچ‌وقت به جکوزی نه نگو.

592
00:38:46,991 --> 00:38:48,368
‫می‌خوام بگم...

593
00:38:50,161 --> 00:38:51,578
‫متأسفم.

594
00:38:51,579 --> 00:38:53,790
‫می‌دونم چقدر اون اسب رو دوست داشتی.

595
00:38:54,415 --> 00:38:56,626
‫می‌فهمم برات چقدر مهم بود.

596
00:38:57,710 --> 00:39:01,547
‫و قول میدم بفهمیم کی این بلا رو سرش آورده.

597
00:39:01,548 --> 00:39:03,091
‫همه‌مون می‌دونیم بابایی این کارو کرده

598
00:39:04,634 --> 00:39:06,469
‫یا شرکت بیمه ا‌ش.

599
00:39:08,263 --> 00:39:10,348
‫بابایی خیلی تاریک‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.

600
00:39:13,351 --> 00:39:15,519
‫منم می‌خوام بگم متأسفم.

601
00:39:15,520 --> 00:39:17,646
‫حالا می‌فهمم تو این سال‌ها

602
00:39:17,647 --> 00:39:19,147
‫چقدر سختی کشیدی.

603
00:39:19,148 --> 00:39:22,819
‫اینکه نگه داشتن این همه راز چقدر باید برات سخت بوده باشه.

604
00:40:07,572 --> 00:40:08,990
‫موهات خیسه.

605
00:40:10,575 --> 00:40:12,702
‫-رفتی جکوزی؟
‫-آره

606
00:40:14,037 --> 00:40:16,956
‫خیلی چیزا روشن‌کننده بود

607
00:40:17,832 --> 00:40:19,167
‫خیلی چیزا دستگیرم شد.

608
00:40:21,586 --> 00:40:22,587
‫بذار کمکت کنم.

609
00:40:32,931 --> 00:40:34,599
‫فکر کنم باید درباره‌ش حرف بزنیم

610
00:40:37,060 --> 00:40:38,770
‫درباره اتفاقی که بینمون افتاد.

611
00:40:39,687 --> 00:40:41,522
‫چه اتفاقی بینمون افتاد؟

612
00:40:42,857 --> 00:40:43,858
‫خودت میدونی...

613
00:40:45,276 --> 00:40:46,945
‫اومدی خونه ا‌م

614
00:40:48,571 --> 00:40:50,281
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

615
00:40:53,159 --> 00:40:54,577
‫خدای من، چقدر کلیشه‌ای

616
00:40:55,203 --> 00:40:57,830
‫یه پسر هترو وانمود می‌کنه که اصلاً همچین اتفاقی نیفتاده

617
00:40:58,623 --> 00:41:00,082
‫باشه، رفیق.

618
00:41:00,083 --> 00:41:03,127
‫تو هیچ‌وقت تو تخت من نبودی، همون‌طور که هیچ‌وقت هم تو «درخشش» نبودی.

619
00:41:03,753 --> 00:41:06,380
‫تو به من وسواس پیدا کردی و من دیگه خسته شدم.

620
00:41:06,381 --> 00:41:08,591
‫اصلاً کی اهمیت میده من یه سال پیش یه فیلم دیدم؟

621
00:41:09,717 --> 00:41:10,927
‫من اهمیت میدم، رابرت.

622
00:41:11,636 --> 00:41:14,638
‫-کاترین لچفورد هم اهمیت می‌داد.
‫-کی؟

623
00:41:14,639 --> 00:41:17,266
‫همون دختری که باهاش رفتی فیلم رو دیدی و بعد کشتیش.

624
00:41:18,267 --> 00:41:21,061
‫من خاله‌ ات رو دیدم، خودش بهم گفت.

625
00:41:21,062 --> 00:41:24,731
‫خاله‌ ام؟ عمه اَبی؟
‫اون یه الکلی افسرده‌ست.

626
00:41:24,732 --> 00:41:28,235
‫خودش خواست منو ببینه و همه‌چی رو بهم گفت.

627
00:41:28,236 --> 00:41:32,197
‫اون روز تو «درخشش» بودی.
‫گفت خطرناکی.

628
00:41:32,198 --> 00:41:34,366
‫گفت یه روانی لعنتی‌ای.

629
00:41:34,367 --> 00:41:39,037
‫می‌دونی، هر چیزی که همیشه درباره‌ت بهش شک داشتم
‫رابرت، درست از آب دراومد.

630
00:41:39,038 --> 00:41:40,789
‫همه‌ اش.

631
00:41:40,790 --> 00:41:43,500
‫تو کاترین لچفورد و مت کلنر رو کشتی

632
00:41:43,501 --> 00:41:46,795
‫مادرت رو هم کشتی
‫و احتمالاً خیلی‌های دیگه رو هم.

633
00:41:46,796 --> 00:41:50,048
‫خاله‌ ام به زور می‌تونه یه جمله درست‌وحسابی بگه
‫تا چک‌های نفقه‌ش رو نقد کنه.

634
00:41:52,719 --> 00:41:55,637
‫گوش کن، ببین، برت

635
00:41:55,638 --> 00:41:57,515
‫من درکت می‌کنم.

636
00:41:58,933 --> 00:42:01,102
‫داری با گرایش جنسیتیت دست‌وپنجه نرم می‌کنی

637
00:42:01,769 --> 00:42:05,189
‫و از چیزایی که خوندم، مثل «مرگ در ونیز» و چندتا چیز دیگه

638
00:42:05,898 --> 00:42:07,608
‫این واقعاً مسئله سنگینیه.

639
00:42:09,193 --> 00:42:10,403
‫دلم برات می‌سوزه.

640
00:42:11,237 --> 00:42:12,488
‫واقعاً میگم.

641
00:42:14,407 --> 00:42:16,993
‫باید از این علاقه کوچیکی که به من پیدا کردی دست بکشی.

642
00:42:19,078 --> 00:42:22,040
‫امیدوارم یکی رو پیدا کنی، واقعاً امیدوارم

643
00:42:23,207 --> 00:42:26,878
‫حالا که سوزان رو دارم، می‌فهمم عشق چقدر مهمه.

644
00:42:27,462 --> 00:42:30,338
‫میدونی، عشق.

645
00:42:30,339 --> 00:42:32,007
‫چی داری میگی؟

646
00:42:32,008 --> 00:42:34,093
‫من و سوزان با همیم.

647
00:42:35,428 --> 00:42:36,637
‫اون با منه.

648
00:42:37,221 --> 00:42:39,473
‫نه با تام، نه با تو.

649
00:42:39,474 --> 00:42:40,558
‫چرت نگو.

650
00:42:42,018 --> 00:42:43,603
‫این چرت و پرته، این...

651
00:42:47,565 --> 00:42:50,567
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.
‫تو سوزان رو نخواهی داشت.

652
00:42:50,568 --> 00:42:53,695
‫-قبل از اینکه بذارم این اتفاق بیفته، میمیرم
‫-قول میدی؟

653
00:42:54,781 --> 00:42:58,034
‫می‌دونی چیه، رابرت؟
‫باید بدونی که دیگه تمومه

654
00:42:58,618 --> 00:43:00,160
‫کارت تمومه.

655
00:43:00,161 --> 00:43:02,037
‫فردا با کارآگاه‌ها قرار دارم

656
00:43:02,038 --> 00:43:03,915
‫که هرچی درباره‌ت می‌دونم رو بهشون بگم.

657
00:43:04,499 --> 00:43:05,833
‫ماجرای کاترین لچفورد.

658
00:43:07,043 --> 00:43:08,336
‫همه‌چی رو.

659
00:43:09,045 --> 00:43:10,170
‫تبریک میگم.

660
00:43:10,171 --> 00:43:11,505
‫قراره کنار تد باندی

661
00:43:11,506 --> 00:43:13,841
‫توی تالار مشاهیر قاتل‌های زنجیره‌ای خوش‌قیافه قرار بگیری.

662
00:43:16,511 --> 00:43:18,261
‫بذار فردا باهات بیام پیش پلیس، برت.

663
00:43:18,262 --> 00:43:20,472
‫یه چیزایی هست که می‌خوام درباره‌ت بهشون بگم.

664
00:43:20,473 --> 00:43:21,765
‫دست از سرم بردار.

665
00:43:21,766 --> 00:43:23,767
‫من با محل کار پدرت تماس گرفتم

666
00:43:23,768 --> 00:43:27,104
‫تا درباره غیبت مرموز چندماهه‌ش پرس‌وجو کنم.

667
00:43:27,105 --> 00:43:29,356
‫-رفتن سفر، خودت که میدونی
‫-واقعاً؟

668
00:43:29,357 --> 00:43:31,942
‫چون اونا گفتن پدرت هیچ‌وقت بهشون نگفته که قراره بره سفر.

669
00:43:31,943 --> 00:43:34,278
‫یه روز، همین‌جوری دیگه سر کار نیومد.

670
00:43:35,154 --> 00:43:36,739
‫فکر می‌کردن ول کرده و رفته.

671
00:43:38,116 --> 00:43:42,452
‫برت، یعنی برای همیشه با مادرت توی زیرزمین قایم شده؟

672
00:43:42,453 --> 00:43:43,537
‫تیکه‌تیکه‌شون کردی

673
00:43:43,538 --> 00:43:45,413
‫و گذاشتی‌شون اون پایین کنار سبزیجات ریشه‌ای؟

674
00:43:45,414 --> 00:43:47,999
‫تو حیاط خاکشون کردی؟
‫کشتیشون؟

675
00:43:48,000 --> 00:43:50,044
‫گمشو! اینا همش دروغه.

676
00:43:50,670 --> 00:43:53,339
‫فکر کنم مریضی!

677
00:43:54,257 --> 00:43:57,343
‫تو یه رمان‌نویس بدبخت و کوچولویی که دیگه نمی‌تونی چیزی بنویسی.

678
00:43:58,094 --> 00:44:00,220
‫داری همه این بچه‌ها رو می‌کشی و می‌خوای تقصیرهاشو بندازی گردن من.

679
00:44:00,221 --> 00:44:01,889
‫این‌طوری می‌تونی درباره چیزایی بنویسی که خودت میشناسی.

680
00:44:02,640 --> 00:44:05,726
‫چه پرفروشنده‌ای قراره از آب دربیاد.
‫می‌تونی تو زندان تمومش کنی.

681
00:44:07,728 --> 00:44:08,979
‫اینجا چه خبره؟

682
00:44:08,980 --> 00:44:10,064
‫سلام عشقم.

683
00:44:11,440 --> 00:44:13,693
‫داشتم به برت کمک می‌کردم پاپیونشو ببنده.

684
00:44:14,485 --> 00:44:16,361
‫برت، میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

685
00:44:16,362 --> 00:44:19,031
‫نه، اشکالی نداره عزیزم.
‫فکر کنم دیگه کاملاً در جریانم.

686
00:44:23,870 --> 00:44:27,415
‫بچه‌ها، بجنبید. اوینگو بویینگو همین الان دومین
‫اجرای دوباره‌شون رو شروع کردن.

687
00:44:58,279 --> 00:44:59,280
‫الو.

688
00:45:04,994 --> 00:45:05,995
‫باشه.

689
00:45:17,423 --> 00:45:18,798
‫چی می‌خوای؟

690
00:45:24,096 --> 00:45:26,224
‫♪ من بیرونم ♪

691
00:45:27,475 --> 00:45:29,310
‫♪ حالا دیگه بیرونم ♪

692
00:45:30,353 --> 00:45:32,230
‫♪ من بیرونم ♪

693
00:45:33,272 --> 00:45:35,524
‫♪ حالا دیگه بیرونم ♪

694
00:45:36,817 --> 00:45:38,610
‫ممنون، یه سر و صدایی به پا کنید!

695
00:46:10,393 --> 00:46:14,020
‫سوزان و رابرت احتمالاً اولین نوجوون‌های تاریخ بودن که

696
00:46:14,021 --> 00:46:18,316
‫ اولین بوسه‌شون با جیغی که خبر از یه سوءقصد می‌داد، قطع شد

697
00:46:29,328 --> 00:46:31,497
‫وای خدای من!

698
00:46:45,928 --> 00:46:48,138
‫-مرده؟
‫-انگار آره

699
00:46:48,139 --> 00:46:49,807
‫انگار لیز خورده

700
00:46:50,308 --> 00:46:52,226
‫یا با آدم اشتباهی درافتاده.

701
00:46:58,107 --> 00:47:01,610
‫بابا. بابا، می‌تونی نفس بکشی؟

702
00:47:02,653 --> 00:47:05,448
‫تو رو خدا
‫یکی به پلیس زنگ بزنه!

703
00:47:08,743 --> 00:47:10,077
‫یه کاری بکنید!

704
00:47:12,330 --> 00:47:15,875
‫بابا، صدامو می‌شنوی؟

705
00:47:30,222 --> 00:47:31,223
‫اینجا منتظر بمون.

706
00:47:53,454 --> 00:47:55,121
‫شیرینی گیرت اومد؟

707
00:47:55,122 --> 00:47:56,207
‫چی؟

708
00:47:57,166 --> 00:47:58,458
‫تو مهمونی هالووین.

709
00:47:58,459 --> 00:48:02,128
‫حتی یه دونه ام‌اَندام هم ندیدم، خیلی تو ذوقم خورد.

710
00:48:02,129 --> 00:48:03,671
‫-تو چی؟
‫-فکر می‌کنی داری بامزه‌بازی درمیاری؟

711
00:48:03,672 --> 00:48:05,716
‫از این نقش آدم جامعه‌ستیزت خسته شدم، رابرت.

712
00:48:06,634 --> 00:48:08,635
‫تری شافر به دستگاه وصل شده.
‫ممکنه بمیره.

713
00:48:08,636 --> 00:48:11,262
‫بذار حدس بزنم.
‫فکر می‌کنی من هُلش دادم.آره، همین فکر رو می‌کنم

714
00:48:11,263 --> 00:48:13,765
‫از وقتی اومدی این شهر، همه‌چی به هم ریخته.

715
00:48:13,766 --> 00:48:14,767
‫نظریه من؟

716
00:48:15,601 --> 00:48:17,812
‫یه پرنده کوچولو بهم خبر داده تری فیلمنامه‌ ات رو خریده.

717
00:48:19,146 --> 00:48:20,439
‫راسته؟

718
00:48:22,316 --> 00:48:23,691
‫آره، که چی؟

719
00:48:23,692 --> 00:48:27,071
‫برای اینکه به اون موفقیت بزرگ هالیوودی برسی
‫مجبور شدی چه کارایی بکنی، برت؟

720
00:48:29,031 --> 00:48:32,284
‫حدس میزنم... کارای خیلی تاریکی.

721
00:48:33,411 --> 00:48:34,829
‫کارایی که ازشون پشیمونی.

722
00:48:35,454 --> 00:48:36,913
‫کارایی که ازشون کینه داری.

723
00:48:36,914 --> 00:48:38,833
‫ساعت چند نوبتته؟

724
00:48:39,792 --> 00:48:40,793
‫چرا؟

725
00:48:42,128 --> 00:48:43,629
‫همین‌جوری پرسیدم.

726
00:48:44,588 --> 00:48:46,048
‫فقط امیدوارم من زودتر برم.

727
00:48:46,966 --> 00:48:50,761
‫مدرکم غیرقابل انکاره.
‫با دستبند می‌برنت.

728
00:48:51,345 --> 00:48:53,179
‫اگه تو زودتر بری

729
00:48:53,180 --> 00:48:54,806
‫فقط وقت همه‌مون تلف میشه.

730
00:48:54,807 --> 00:48:55,975
‫فکر نکنم.

731
00:48:56,809 --> 00:48:59,185
‫فکر می‌کنم اگه من زودتر برم، می‌برنت زندان

732
00:48:59,186 --> 00:49:01,521
‫و بعدش هم دیر یا زود حکم اعدامت میاد.

733
00:49:01,522 --> 00:49:03,314
‫-دقیقاً به چه جرمی؟
‫-آماده‌ای؟

734
00:49:03,315 --> 00:49:04,400
‫آره.

735
00:49:06,068 --> 00:49:08,320
‫-خب، دنبالم بیا
‫-کدوم یکی‌مون؟

736
00:49:11,240 --> 00:49:12,408
‫هردومون.

737
00:49:13,993 --> 00:49:14,994
‫الان.

738
00:49:20,124 --> 00:49:22,750
‫اون موقع نمی‌دونستم که زندگی قراره به قبل و

739
00:49:22,751 --> 00:49:25,087
‫ بعد از یه اتفاق تقسیم بشه.

740
00:49:25,754 --> 00:49:27,965
‫و نه فقط زندگی من یا رابرت

741
00:49:30,468 --> 00:49:31,760
‫بلکه زندگی همه‌مون.

742
00:49:41,687 --> 00:49:42,688
‫بشین.

743
00:49:45,232 --> 00:49:47,775
‫-جناب افسر، من یه سری اطلاعات درباره...
‫-یه لحظه صبر کن پسر

744
00:49:47,776 --> 00:49:50,196
‫تا یه دقیقه دیگه می‌رسیم به مصاحبه‌های تک‌تک.

745
00:49:51,030 --> 00:49:53,323
‫به یه سری مدارک و شواهد دست پیدا کردیم

746
00:49:53,324 --> 00:49:55,575
‫مربوط به قتل‌های کاترین لچفورد

747
00:49:55,576 --> 00:49:58,746
‫مت کلنر و ربوده شدن روندا فاکس

748
00:49:59,830 --> 00:50:02,040
‫چه... چجور شواهدی؟

749
00:50:02,041 --> 00:50:04,375
‫ما فکر می‌کنیم همه این جنایت‌ها به هم مربوطن

750
00:50:04,376 --> 00:50:06,336
‫و کار یه نفره.

751
00:50:06,337 --> 00:50:08,506
‫و اون یه نفر...

752
00:50:09,215 --> 00:50:10,716
‫یکی از آدمای توی همین اتاقه.

753
00:50:15,262 --> 00:50:16,429
‫میدونستم.

754
00:50:17,000 --> 00:50:33,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

755
00:50:33,572 --> 00:50:37,867
‫♪ می‌شنوی‌شون؟
‫درباره ما حرف می‌زنن ♪

756
00:50:37,868 --> 00:50:40,912
‫♪ دروغ میگن
‫خب، چیز عجیبی نیست ♪

757
00:50:40,913 --> 00:50:44,500
‫♪ می‌بینیشون؟
‫می‌تونی از توشون رد بشی؟ ♪

758
00:50:45,793 --> 00:50:49,171
‫♪ هیچ سپری ندارن
‫هیچ رازی برای برملا کردن ندارن ♪

759
00:50:49,755 --> 00:50:52,549
‫♪ مهم نیست چی میگن ♪

760
00:50:52,550 --> 00:50:57,345
‫♪ تو بازی‌های حسادت‌آمیزی که آدما راه می‌ندازن
‫هی هی هی ♪

761
00:50:57,346 --> 00:50:59,222
‫و اینجا بود که اوضاع...

762
00:50:59,223 --> 00:51:00,891
‫♪ لب‌هامون بسته‌ست ♪

763
00:51:01,892 --> 00:51:03,142
‫...واقعاً دیوونه‌وار شد

764
00:51:03,143 --> 00:51:07,021
‫♪ سلاحی داریم که باید ازش استفاده کنیم ♪

765
00:51:07,022 --> 00:51:10,191
‫♪ برای دفاع از خودمون، سکوت ♪

766
00:51:10,192 --> 00:51:13,612
‫♪ وقتی نگاشون می‌کنی
‫مستقیم از توشون رد شو ♪

767
00:51:14,363 --> 00:51:18,950
‫♪ اون موقع‌ست که ناپدید می‌شن
‫اون موقع‌ست که ازمون می‌ترسن ♪

768
00:51:18,951 --> 00:51:21,078
‫♪ مهم نیست چی میگن ♪

769
00:51:22,246 --> 00:51:26,667
‫♪ تو بازی‌های حسادت‌آمیزی که آدما راه می‌ندازن
‫هی هی هی ♪

770
00:51:28,294 --> 00:51:30,045
‫♪ لب‌هامون بسته‌ست ♪

771
00:51:31,547 --> 00:51:34,341
‫♪ به حرفاشون توجه نکن ♪

772
00:51:35,634 --> 00:51:39,555
‫♪ اصلاً مهم نیست چی میگن، هی هی هی ♪

773
00:51:41,265 --> 00:51:42,850
‫♪ لب‌هامون بسته‌ست ♪

774
00:51:54,069 --> 00:51:57,780
‫♪ هیس، عزیز دلم ♪

775
00:51:57,781 --> 00:52:00,868
‫♪ گریه نکن ♪

776
00:52:01,660 --> 00:52:04,872
‫♪ آروم باش، فرشته کوچولو ♪

777
00:52:05,581 --> 00:52:07,957
‫♪ دروغ‌هاشونو فراموش کن ♪

778
00:52:07,958 --> 00:52:11,961
‫♪ میشنوی‌شون؟
‫درباره ما حرف میزنن ♪

779
00:52:11,962 --> 00:52:15,298
‫♪ دروغ میگن
‫خب، چیز عجیبی نیست ♪

780
00:52:15,299 --> 00:52:18,761
‫♪ می‌بینیشون؟
‫می‌تونی از توشون رد بشی؟ ♪

781
00:52:20,346 --> 00:52:23,349
‫♪ هیچ سپری ندارن
‫هیچ رازی برای برملا کردن ندارن ♪

782
00:52:23,974 --> 00:52:26,518
‫♪ مهم نیست چی میگن ♪

783
00:52:27,478 --> 00:52:31,357
‫♪ تو بازی‌های حسادت‌آمیزی که آدما راه می‌ندازن
‫هی هی هی ♪

784
00:52:33,400 --> 00:52:35,194
‫♪ لب‌هامون بسته‌ست ♪

785
00:52:36,695 --> 00:52:39,323
‫♪ به حرفاشون توجه نکن ♪

786
00:52:40,908 --> 00:52:44,578
‫♪ اصلاً مهم نیست چی میگن، هی هی هی ♪

787
00:52:46,413 --> 00:52:48,332
‫♪ لب‌هامون بسته‌ست ♪

788
00:52:50,084 --> 00:52:51,960
‫♪ لب‌هامون بسته‌ست ♪

789
00:52:53,587 --> 00:52:55,964
‫♪ اوه، لب‌هامون بسته‌ست ♪

