﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:25,918 --> 00:00:27,918
‫« اِکس پَت - دلم تنگتـه »

3
00:00:33,942 --> 00:00:35,942
‫« خیلی وقته ندیدمت، دردناکه. »

4
00:00:45,942 --> 00:00:48,736
‫- بذار بیام تو، دارم یخ می‌زنم!
‫- نمی‌تونم صبر کنم.

5
00:00:49,737 --> 00:00:51,030
‫الان دیگه نمی‌تونم نفس بکشم!

6
00:00:55,159 --> 00:00:57,661
‫باشه، خیلی‌خب، بیا ببریمت اون زیر.

7
00:00:57,662 --> 00:00:58,746
‫حله.

8
00:00:59,789 --> 00:01:01,456
‫این چسبه دقیقاً چی کار می‌کنه؟

9
00:01:01,457 --> 00:01:03,875
‫باعث می‌شه دقیقاً ۵۰ درصد
‫کمتر دیوونه‌بازی دربیارم.

10
00:01:03,876 --> 00:01:06,670
‫واژنم رو مرطوب نگه می‌داره.

11
00:01:06,671 --> 00:01:08,338
‫مگه من واژنت رو مرطوب نگه نمی‌دارم؟

12
00:01:08,339 --> 00:01:09,882
‫آخی عزیزم.

13
00:01:11,050 --> 00:01:12,135
‫تقریباً.

14
00:01:13,469 --> 00:01:14,761
‫اگه دلت می‌خواد، می‌تونی بکنیش.

15
00:01:14,762 --> 00:01:16,513
‫تموم شده.

16
00:01:16,514 --> 00:01:17,514
‫آره.

17
00:01:19,892 --> 00:01:21,435
‫- آی!
‫- ببخشید.

18
00:01:21,436 --> 00:01:22,436
‫شوخی کردم.

19
00:01:26,524 --> 00:01:28,525
‫- وای خدا، زحمت نده.
‫- درش میارم دیگه.

20
00:01:28,526 --> 00:01:30,945
‫- اون کوفتی تا آخر عمر همونجا می‌مونه.
‫- بذار من امتحان کنم.

21
00:01:33,239 --> 00:01:34,907
‫عجیبه که به نظرم این کار رمانتیکه؟

22
00:01:36,367 --> 00:01:39,536
‫نه، هیچ نشانه‌ای والاتر از عشق نیست،

23
00:01:39,537 --> 00:01:42,874
‫به جز کندن چسب خشک‌‌شده‌ی پچ استروژن.

24
00:01:43,700 --> 00:01:49,700
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

25
00:01:50,548 --> 00:01:52,674
‫شام خدافظی احمقانه‌ی لورکن.

26
00:01:52,675 --> 00:01:54,718
‫- باشه.
‫- من هیچوقت واقعاً آزاد نمی‌شم.

27
00:01:54,719 --> 00:01:57,347
‫ولی الان دیگه می‌دونم چرا باهاش ازدواج کردی.
‫مهارت‌های فتوشاپش.

28
00:02:01,559 --> 00:02:02,476
‫چیه؟

29
00:02:02,477 --> 00:02:04,478
‫این روزا خیلی باهام عجیب رفتار می‌کنه.

30
00:02:04,479 --> 00:02:05,937
‫به خاطر اینه که داری از زیر کار در میری؟

31
00:02:05,938 --> 00:02:07,356
‫چی داری میگی؟ من از زیر کار در نمیرم.

32
00:02:07,357 --> 00:02:09,316
‫- ببخشید، منظورم دورکاری بود.
‫- نه، من فقط...

33
00:02:09,317 --> 00:02:11,318
‫- الکس، جفتـمون داریم از زیر کار در میریم.
‫- من بازدهیم بیشتره.

34
00:02:11,319 --> 00:02:13,237
‫- مشکلی نیست.
‫- اون از دستم شاکیه چون...

35
00:02:13,821 --> 00:02:15,031
‫یه کتاب فروختم.

36
00:02:16,449 --> 00:02:18,742
‫خبرها رو دیدی؟ جسی نامزد شده...

37
00:02:18,743 --> 00:02:20,661
‫- توی جوایز ادبی زنان!
‫- این دیگه چه سمیه؟

38
00:02:20,662 --> 00:02:24,164
‫و یه جایزه‌ی یه عمر دستاورد لعنتی هم
‫برای شارلوت، اونم به خاطر من.

39
00:02:24,165 --> 00:02:26,166
‫- نامزد جایزه شده!
‫- هی هی هی!

40
00:02:26,167 --> 00:02:28,168
‫می‌تونی به جسی خبر بدی؟

41
00:02:28,169 --> 00:02:30,046
‫- چی؟
‫- امروز گذرت اینورا می‌افته؟

42
00:02:31,381 --> 00:02:33,965
‫آخرین باری که چیزی برنده شدم،
‫تیتوی مصرف یک سال بود،

43
00:02:33,966 --> 00:02:36,051
‫اونم وقتی ۱۲ سالم بود
‫توی قرعه‌کشی بیمارستان.

44
00:02:36,052 --> 00:02:38,345
‫تبریک میگم عزیزم. واقعاً برات خوشحالم.

45
00:02:38,346 --> 00:02:39,889
‫یعنی چی؟

46
00:02:41,307 --> 00:02:43,141
‫یعنی الان همه‌ی اینا باهم نصیبم شده؟

47
00:02:43,142 --> 00:02:45,602
‫آخه هیچوقت قبلاً همه‌چی رو باهم نداشتم.

48
00:02:45,603 --> 00:02:48,146
‫همیشه اینجوریـه که مثلاً یه بخشیش رو داری.

49
00:02:48,147 --> 00:02:49,189
‫یا هیچی نداری.

50
00:02:49,190 --> 00:02:50,190
‫اینکه هیچ گهی نصیبت نشه؟

51
00:02:51,275 --> 00:02:53,402
‫میرم برامون چای و نون‌تست
‫جشن و شادی درست کنم.

52
00:02:53,403 --> 00:02:55,320
‫- ایول!
‫- بعدش، قراره پاشیم...

53
00:02:55,321 --> 00:02:57,155
‫و قراره این شهر رو به آتیش بکشیم!

54
00:02:57,156 --> 00:02:58,449
‫بزن بریم!

55
00:03:03,312 --> 00:03:07,312
‫« جوونی »

56
00:03:11,337 --> 00:03:12,754
‫لامصب.

57
00:03:12,755 --> 00:03:14,965
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن! صبر کن!

58
00:03:14,966 --> 00:03:17,509
‫صبر کن! صبر کن!

59
00:03:17,510 --> 00:03:19,177
‫بیخیال، چی؟

60
00:03:19,178 --> 00:03:21,431
‫بیخیال.

61
00:03:24,183 --> 00:03:25,308
‫باید پیاده برم.

62
00:03:25,309 --> 00:03:26,643
‫- آره.
‫- تا قدم‌هام رو پُر کنم.

63
00:03:26,644 --> 00:03:28,061
‫برات خوبه.

64
00:03:28,062 --> 00:03:29,522
‫چه روز توپیـه براش.

65
00:03:36,154 --> 00:03:38,196
‫بریم سراغ ناتوانیت توی نه گفتن...

66
00:03:38,197 --> 00:03:40,741
‫- به خوش‌گذرونی.
‫- آره.

67
00:03:40,742 --> 00:03:43,910
‫توی تور کتاب سال ۸۹ مسمومیت الکلی گرفتم،

68
00:03:43,911 --> 00:03:46,371
‫- که فکر کنم باعث اولین...
‫- صبح بخیر.

69
00:03:46,372 --> 00:03:48,249
‫سکته‌های ناقصم شد.

70
00:03:50,209 --> 00:03:51,251
‫- سلام.
‫- سلام.

71
00:03:51,252 --> 00:03:52,412
‫- از کت‌وشلوارت خوشم میاد.
‫- مرسی.

72
00:03:59,343 --> 00:04:00,802
‫صبح بخیر.

73
00:04:00,803 --> 00:04:03,263
‫- تبریک میگم!
‫- هورا!

74
00:04:03,264 --> 00:04:05,223
‫- ایول!
‫- می‌دونم، نه؟ سم اینجاست؟

75
00:04:05,224 --> 00:04:07,184
‫آره، ازم خواست همه‌ رو
‫به زودی دور هم جمع کنم...

76
00:04:07,185 --> 00:04:08,643
‫برای شامپاین.

77
00:04:08,644 --> 00:04:11,605
‫ولی خیلی سریع بگم،
‫جسی فینلی دوباره زنگ زد.

78
00:04:11,606 --> 00:04:13,148
‫باید یه قرار بذارم؟ آخه دیروز هم...

79
00:04:13,149 --> 00:04:14,649
‫- چند بار زنگ زد.
‫- آره، نه، خودم ردیفش می‌کنم.

80
00:04:14,650 --> 00:04:16,067
‫هی!

81
00:04:16,068 --> 00:04:17,903
‫مامان، مامان، ولم کن.

82
00:04:17,904 --> 00:04:20,822
‫فقط یه بغل کوچیک می‌خواستم.
‫امروز صبح ندیدمت.

83
00:04:20,823 --> 00:04:22,324
‫- چون هنوز توی تخت بودی.
‫- داشتم عقب‌موندگی‌های مطالعه‌ام رو جبران می‌کردم،

84
00:04:22,325 --> 00:04:23,617
‫چون توی خونه بازدهیم بیشتره.

85
00:04:23,618 --> 00:04:25,494
‫حالت چطوره؟ خوب خوابیدی؟

86
00:04:25,495 --> 00:04:27,287
‫من خیلی خوب خوابیدم.

87
00:04:27,288 --> 00:04:28,872
‫خواب واقعاً ستون همه‌چیـه، مگه نه؟

88
00:04:28,873 --> 00:04:30,081
‫مامان، داری عجیب می‌شی. تمومش کن.

89
00:04:30,082 --> 00:04:31,416
‫الکس؟

90
00:04:31,417 --> 00:04:33,628
‫- سلام بهت!
‫- چرا داری لبخند می‌زنی؟

91
00:04:34,337 --> 00:04:35,545
‫چرا دارم لبخند می‌زنم؟

92
00:04:35,546 --> 00:04:38,298
‫همین الان لیوید پشت خط بود،
‫از مصاحبه‌ی پادکست شارلوت...

93
00:04:38,299 --> 00:04:40,050
‫رسماً داشت از دهنش کف میومد.

94
00:04:40,051 --> 00:04:42,469
‫- باشه.
‫- ظاهراً داشتنِ دخترش رو انکار کرده؟

95
00:04:42,470 --> 00:04:44,346
‫فکر می‌کردم تو داری ضبط رو
‫باهاش انجام میدی؟

96
00:04:44,347 --> 00:04:46,556
‫خب آره. آره. آره.

97
00:04:46,557 --> 00:04:49,684
‫آره، ولی بعدش می‌دونی،
‫تیم روابط‌عمومی کنترل رو دست گرفتن.

98
00:04:49,685 --> 00:04:51,102
‫راستش خیلی از دستـشون عصبانیـم.

99
00:04:51,103 --> 00:04:53,396
‫آخه من رو هم در جریان بذارید لعنتی‌ها، می‌فهمی؟

100
00:04:53,397 --> 00:04:55,607
‫ولی آره. نذار اون روی دستاورد فوق‌العاده‌ی ما...

101
00:04:55,608 --> 00:04:57,776
‫سایه بندازه، باشه؟

102
00:04:57,777 --> 00:04:59,694
‫به جسی بابت نامزدیش زنگ زدی؟

103
00:04:59,695 --> 00:05:01,696
‫آره، به جسی زنگ زدم.

104
00:05:01,697 --> 00:05:02,781
‫خدای من.

105
00:05:02,782 --> 00:05:03,825
‫خوارشو!

106
00:05:07,495 --> 00:05:10,205
‫خیلی مهمه که آدم وقت بذاره و جشن بگیره.

107
00:05:10,206 --> 00:05:11,873
‫همه‌ی ما لایق این هستیم.

108
00:05:11,874 --> 00:05:14,584
‫همه‌ی ما زحمت کشیدیم تا خانه‌ای بسازیم
‫که نویسنده‌ها بتونن توش...

109
00:05:14,585 --> 00:05:15,919
‫به برنده‌های جایزه تبدیل بشن،

110
00:05:15,920 --> 00:05:17,337
‫به پُرفروش‌های بین‌المللی،

111
00:05:17,338 --> 00:05:19,840
‫جایی که بتونن وارد دنیای فیلم بشن.

112
00:05:19,841 --> 00:05:22,133
‫ما در حال حاضر داریم برای بیبی فینگرز
‫قرارداد می‌بندیم.

113
00:05:22,134 --> 00:05:23,426
‫- هورا!
‫- و... چی؟

114
00:05:23,427 --> 00:05:26,346
‫- فقط، هورا.
‫- باشه.

115
00:05:26,347 --> 00:05:28,598
‫و من همیشه گفتم
‫که مجبور بودم توی این صنعت...

116
00:05:28,599 --> 00:05:32,894
‫دو برابر هر کسی تلاش کنم
‫تا نصف اونا پیشرفت کنم، ولی الان اینجام.

117
00:05:32,895 --> 00:05:34,771
‫- برای الکس شاو.
‫- بعضی وقت‌ها مجبوری فداکاری کنی...

118
00:05:34,772 --> 00:05:35,981
‫- اون گل‌ها برای منه؟
‫- آره.

119
00:05:35,982 --> 00:05:37,482
‫- وای خدای من!
‫- چقدر بزرگن!

120
00:05:37,483 --> 00:05:39,693
‫گل برای من!

121
00:05:39,694 --> 00:05:41,570
‫- وای خدای من، گلدان لازم دارم.
‫- الکس، زحمتی نیست؟

122
00:05:41,571 --> 00:05:43,113
‫شت، ببخشید. وای خدای من.

123
00:05:43,114 --> 00:05:44,781
‫- ادامه بده.
‫- آره خب، پس آدم باید خیلی فداکاری کنه...

124
00:05:44,782 --> 00:05:46,199
‫- برام گلدان بیار.
‫- و بعضی وقت‌ها...

125
00:05:46,200 --> 00:05:47,826
‫- به سختی خودت رو می‌شناسی...
‫- سنگینـه.

126
00:05:47,827 --> 00:05:49,954
‫در آخر کار، پس باید...

127
00:05:51,080 --> 00:05:52,581
‫ارزشش رو داشته باشه...

128
00:05:52,582 --> 00:05:54,457
‫- پس آره.
‫- گلدان پیدا نکردم. این خوبه؟

129
00:05:54,458 --> 00:05:55,542
‫- جدی؟
‫- از شامپاین‌تون لذت ببرید.

130
00:05:55,543 --> 00:05:57,711
‫- خب، الان می‌خرم.
‫- سلامتی.

131
00:05:57,712 --> 00:05:58,713
‫آخی.

132
00:06:00,089 --> 00:06:04,051
‫تحت‌تاثیر قرار گرفتم. و فکر کنم بقیه هم
‫به نظرشون... باشه.

133
00:06:06,762 --> 00:06:08,055
‫گل‌هام رو ببین!

134
00:06:10,266 --> 00:06:12,602
‫- لباس قشنگیـه.
‫- ببخشید؟ چی گفتی؟

135
00:06:14,520 --> 00:06:16,438
‫فقط گفتم لباس قشنگیـه.

136
00:06:16,439 --> 00:06:17,439
‫اوه.

137
00:06:17,815 --> 00:06:18,815
‫مرسی.

138
00:06:21,068 --> 00:06:22,612
‫قرار نوشیدنی‌مون سرِ جاشه؟

139
00:06:23,237 --> 00:06:24,572
‫- آره.
‫- عالیـه.

140
00:06:25,323 --> 00:06:26,407
‫شلوار قشنگیـه.

141
00:06:31,454 --> 00:06:32,871
‫از کجا می‌دونستی گل دوست دارم؟

142
00:06:32,872 --> 00:06:34,415
‫یه ذره درباره‌ی زن‌ها تحقیق کردم.

143
00:06:36,083 --> 00:06:37,834
‫داشتم فکر می‌کردم باید جشن بگیریم.
‫می‌برمت بیرون.

144
00:06:37,835 --> 00:06:39,210
‫- چی، که منو بکشی؟
‫- آره.

145
00:06:39,211 --> 00:06:41,379
‫شاید بهتر باشه فقط بیای
‫و روی کاناپه بشینی.

146
00:06:41,380 --> 00:06:43,006
‫سریع تمومش می‌کنم. اصلاً نمی‌فهمی.

147
00:06:43,007 --> 00:06:44,341
‫- خوبه؟
‫- نمی‌دونم.

148
00:06:44,342 --> 00:06:45,942
‫- من یه پسر دارم.
‫- منطقیـه. پس نمی‌کشمت.

149
00:06:46,677 --> 00:06:48,094
‫برای ناهار کجا می‌خوای بری؟

150
00:06:48,095 --> 00:06:49,471
‫نمی‌دونم.

151
00:06:49,472 --> 00:06:50,555
‫- سلام.
‫- الکس.

152
00:06:50,556 --> 00:06:53,141
‫الکس ببخشید. جسی فینلی اینجاست.

153
00:06:53,142 --> 00:06:54,434
‫- اون اینجاست؟
‫- آره.

154
00:06:54,435 --> 00:06:56,269
‫- لعنتی. منو دیده؟
‫- نمی‌دونم.

155
00:06:56,270 --> 00:06:58,605
‫- زود باش، پرده رو بکش!
‫- الکس؟ الکس؟

156
00:06:58,606 --> 00:07:00,106
‫- لعنت بهش، احتمالاً منو دیده.
‫- الو؟

157
00:07:00,107 --> 00:07:01,483
‫- سلام!
‫- الو؟

158
00:07:01,484 --> 00:07:03,277
‫سلام، بعداً بهت زنگ می‌زنم.

159
00:07:05,988 --> 00:07:09,074
‫- جسی، انتظار نداشتم...
‫- فکر کنم تا اینجا تعقیبم کردن.

160
00:07:09,075 --> 00:07:10,867
‫- تو... چی؟ لعنتی.
‫- اما باید می‌زدم بیرون. دارم دیوونه می‌شم.

161
00:07:10,868 --> 00:07:12,953
‫خب، بیا... برات گل فرستادم.
‫به دستت رسید؟

162
00:07:12,954 --> 00:07:14,454
‫توی هتل می‌مونم، پس نه.

163
00:07:14,455 --> 00:07:15,580
‫- چرا برام گل فرستادی؟
‫- چرا توی هتل می‌مونی؟

164
00:07:15,581 --> 00:07:17,123
‫- خب، چون کاندید شده بودی...
‫- چون یه عوضی مزاحم

165
00:07:17,124 --> 00:07:18,583
‫- جلوی آپارتمانم کشیک میده.
‫- برای بهترین تازه‌وارد لعنتی!

166
00:07:18,584 --> 00:07:19,835
‫تبریک میگم!

167
00:07:20,378 --> 00:07:21,294
‫بیا...

168
00:07:21,295 --> 00:07:22,337
‫لعنتی.

169
00:07:22,338 --> 00:07:23,798
‫بیا...

170
00:07:24,840 --> 00:07:25,757
‫بیا فقط...

171
00:07:25,758 --> 00:07:28,469
‫یه جای خصوصی‌تر بشینیم.

172
00:07:29,679 --> 00:07:31,054
‫زود باش.

173
00:07:31,055 --> 00:07:32,682
‫خیلی وحشتناک به نظر می‌رسه، اون...

174
00:07:33,641 --> 00:07:35,101
‫عوضی مزاحم جلوی...

175
00:07:39,647 --> 00:07:41,315
‫گفتم که فکر کنم تا اینجا تعقیبم کرده؟

176
00:07:41,857 --> 00:07:44,275
‫آره. فکر کنم باید پای پلیس رو وسط بکشیم

177
00:07:44,276 --> 00:07:45,902
‫وقتی یکی جلوی خونه‌ات نشسته.

178
00:07:45,903 --> 00:07:47,445
‫می‌دونی که داشتم بهت زنگ می‌زدم.

179
00:07:47,446 --> 00:07:49,046
‫می‌دونی، نمی‌دونم چطور...

180
00:07:49,740 --> 00:07:51,366
‫- چطور متوجه نشدم.
‫- می‌شه چک کردن پیام‌هات رو تموم کنی؟

181
00:07:51,367 --> 00:07:52,909
‫- نه، داشتم...
‫- می‌دونی، قبلاً هر روز

182
00:07:52,910 --> 00:07:55,578
‫اولِ وقت بهم زنگ می‌زدی.
‫یکم زیاده‌روی بود.

183
00:07:55,579 --> 00:07:57,664
‫نمی‌تونی یه نفر رو اونجوری
‫به خودت وابسته کنی

184
00:07:57,665 --> 00:07:59,207
‫و بعدش همینجوری گم و گور بشی.

185
00:07:59,208 --> 00:08:01,459
‫- متاسفم. می‌دونم.
‫- خیلی اتفاق‌ها داره می‌افته.

186
00:08:01,460 --> 00:08:03,211
‫و الان نمی‌تونم از پسش بربیام و همه‌ش...

187
00:08:03,212 --> 00:08:04,629
‫- همش تقصیر...
‫- مامانم حالش خوب نبوده.

188
00:08:04,630 --> 00:08:06,132
‫اون...

189
00:08:06,632 --> 00:08:09,592
‫دیابت داره و به خاطر قطع عضو،
‫عفونت کرده، برای همین...

190
00:08:09,593 --> 00:08:12,346
‫وای خدای من. کجاش رو قطع کردن؟

191
00:08:13,889 --> 00:08:16,307
‫انگشت پاش.

192
00:08:16,308 --> 00:08:17,685
‫دوتا از انگشت‌های پاش.

193
00:08:18,561 --> 00:08:21,730
‫- نه، متاسفم.
‫- آره.

194
00:08:21,731 --> 00:08:23,481
‫نمی‌دونستم مامانت حالش بده.

195
00:08:23,482 --> 00:08:25,400
‫فکر کردم فقط داری مثل یه سلیطه‌ی بی‌معرفت
‫رفتار می‌کنی.

196
00:08:25,401 --> 00:08:26,735
‫- آره، نه، من...
‫- عزیزم.

197
00:08:26,736 --> 00:08:28,320
‫- این... آره.
‫- آخی.

198
00:08:29,113 --> 00:08:30,780
‫آخی، گل.

199
00:08:30,781 --> 00:08:33,825
‫خیلی خوبه.
‫حداقل برای تو جشن میگیرن.

200
00:08:33,826 --> 00:08:35,786
‫آره، این‌ها برای کاندید شدن از طرف...

201
00:08:36,704 --> 00:08:38,247
‫این‌ها فقط... می‌خوایشون؟

202
00:08:39,749 --> 00:08:43,168
‫هر وقت آماده بودی صفحه‌های جدید رو بفرست،
‫می‌دونی که.

203
00:08:43,169 --> 00:08:44,753
‫هنوز چیزی ندارم ولی.

204
00:08:44,754 --> 00:08:48,339
‫آره، نه خب اصلاً عجله‌ای نیست.
‫ولی ببین، توی مراسم می‌بینمت و...

205
00:08:48,340 --> 00:08:49,674
‫آره.

206
00:08:49,675 --> 00:08:51,760
‫اون قهوه‌ساز رو هم هر وقت تونستی برگردون.

207
00:08:51,761 --> 00:08:53,219
‫- آره.
‫- باشه.

208
00:08:53,220 --> 00:08:54,764
‫و بازم تبریک میگم!

209
00:08:58,000 --> 00:09:05,000


210
00:09:08,152 --> 00:09:09,652
‫سلام.

211
00:09:09,653 --> 00:09:13,406
‫ببخشید که با گل‌هام
‫وسط سخنرانیت پریدم.

212
00:09:13,407 --> 00:09:15,658
‫- امشب می‌خوای جشن بگیری؟ باید بگیری.
‫- آره.

213
00:09:15,659 --> 00:09:18,536
‫می‌خوام با رفتن به رختخواب
‫توی ساعت ۸:۳۰ جشن بگیرم،

214
00:09:18,537 --> 00:09:20,705
‫البته وقتی که شوهرم غرق شدن
‫توی احساساتش رو تموم کنه.

215
00:09:20,706 --> 00:09:22,546
‫وای خدا، فکر کردم
‫از دستم عصبانی هستی.

216
00:09:23,125 --> 00:09:26,461
‫می‌دونی، همش اینور اونور می‌پلکه،
‫سلیطه‌ی ازخودراضی، همه‌چی‌تموم.

217
00:09:26,462 --> 00:09:27,880
‫- چی‌چی‌تموم؟
‫- همه‌چی.

218
00:09:28,380 --> 00:09:31,216
‫می‌دونی دیگه، شریک زندگی،
‫بچه‌ی شاد، کار.

219
00:09:31,217 --> 00:09:33,457
‫- خب، اون تعادلی که...
‫- باشه، من دیگه رفتم.

220
00:09:34,845 --> 00:09:36,013
‫بازم تبریک میگم!

221
00:09:41,352 --> 00:09:42,727
‫- سلام.
‫- سلام.

222
00:09:42,728 --> 00:09:44,270
‫مامانت از دستم شاکیه؟

223
00:09:44,271 --> 00:09:48,608
‫معمولاً همه‌ش بهم پیام میده،
‫توی همه‌ی جلسه‌هاش منو می‌بره.

224
00:09:48,609 --> 00:09:50,485
‫فکر نمی‌کنم.

225
00:09:50,486 --> 00:09:52,487
‫یعنی فکر کنم فقط خوشحاله.

226
00:09:52,488 --> 00:09:53,655
‫واقعاً؟

227
00:09:53,656 --> 00:09:55,073
‫آره، یعنی فکر کنم خوشحاله.

228
00:09:55,074 --> 00:09:58,869
‫یادمه وقتی حدوداً هشت سالم بود،
‫قیافه‌اش همینطوری شده بود.

229
00:09:59,995 --> 00:10:01,121
‫منظورم اینه که عجیبه،

230
00:10:01,122 --> 00:10:03,164
‫ولی خیلی وقته سر هیچ‌چی بهم پیله نکرده.

231
00:10:03,165 --> 00:10:05,501
‫پس فکر کنم باید فقط ازش لذت ببریم.

232
00:10:06,252 --> 00:10:08,379
‫پلام!

233
00:10:09,421 --> 00:10:11,005
‫فردی!

234
00:10:11,006 --> 00:10:12,465
‫خیلی خوشحالم که تونستی بیای.

235
00:10:12,466 --> 00:10:13,591
‫ردیفی؟

236
00:10:13,592 --> 00:10:14,926
‫- آره خوبم.
‫- آره؟

237
00:10:14,927 --> 00:10:16,094
‫آره، بد نیستم.

238
00:10:16,095 --> 00:10:17,495
‫آره دیگه، برگشتم لیورپول.

239
00:10:18,305 --> 00:10:20,223
‫همونجایی که دانشگاه رفتم
‫و همه‌چی عالی بوده.

240
00:10:20,224 --> 00:10:22,059
‫اونجا توی یه آژانس دیگه کار می‌کنی؟

241
00:10:22,768 --> 00:10:25,146
‫نه، نه واقعاً.
‫توی هوترز کمک‌سرآشپزم.

242
00:10:26,272 --> 00:10:27,272
‫باحاله.

243
00:10:28,023 --> 00:10:30,024
‫من یه مدتی توی بار کار کردم.

244
00:10:30,025 --> 00:10:32,443
‫متنفر بودم ازش. کف زمین چسبناک، مردهای هیز.

245
00:10:32,444 --> 00:10:34,112
‫خب، هوترز بیشتر
‫یه رستوران خانوادگیـه،

246
00:10:34,113 --> 00:10:35,613
‫واسه همین اونجا واقعاً از این خبرها نیست.

247
00:10:35,614 --> 00:10:37,574
‫گرچه مردهای هیز همه‌جا هستن.

248
00:10:37,575 --> 00:10:39,117
‫اون یارو مالکوم گابلین، خیلی منحرفه.

249
00:10:39,118 --> 00:10:40,368
‫- واقعاً؟
‫- آره.

250
00:10:40,369 --> 00:10:41,828
‫- آره.
‫- یادمه وقتی کتابش رو آورد،

251
00:10:41,829 --> 00:10:43,538
‫باهاش دست دادم،
‫و بعدش بلافاصله

252
00:10:43,539 --> 00:10:45,039
‫- دستش رو بو کرد.
‫- چی؟ واسه چی؟

253
00:10:45,040 --> 00:10:47,500
‫یه بار که نماینده‌اش بودیم،
‫مجبور شدم تا ماشینش همراهیش کنم.

254
00:10:47,501 --> 00:10:50,712
‫و مست بود و مثلاً ادا درآورد
‫که تعادلش رو از دست داده،

255
00:10:50,713 --> 00:10:54,591
‫و بهم تکیه داد و مثلاً
‫دستش رو روی سینه‌ام ولو کرد.

256
00:10:54,592 --> 00:10:55,592
‫خیلی چندش بود.

257
00:10:59,763 --> 00:11:00,764
‫خب...

258
00:11:01,557 --> 00:11:03,099
‫بازم همون قبلی؟ مهمون من؟

259
00:11:03,100 --> 00:11:06,020
‫یا بهتره بگم مهمون هوترز!

260
00:11:08,105 --> 00:11:09,439
‫متاسفم که اون اتفاق برات افتاد.

261
00:11:09,440 --> 00:11:11,191
‫باید به یکی مثل سم یا مامانم

262
00:11:11,192 --> 00:11:13,067
‫- یا یه کسی می‌گفتی.
‫- نه. نه، اون یه جوری این کار رو می‌کنه

263
00:11:13,068 --> 00:11:15,570
‫که آدم سخت می‌تونه مطمئن بشه

264
00:11:15,571 --> 00:11:17,989
‫که توهین‌آمیز هست یا نه،
‫حتی وقتی داره سر خودت میاد.

265
00:11:17,990 --> 00:11:20,326
‫واسه همین آره، واقعاً نمی‌خوام
‫بیخودی قشقرق به پا کنم.

266
00:11:21,368 --> 00:11:23,329
‫تو لایق اون قشقرقی. منظورم اینه که...

267
00:11:28,167 --> 00:11:29,168
‫ببخشید.

268
00:11:30,753 --> 00:11:31,754
‫چرا؟

269
00:11:32,254 --> 00:11:35,673
‫من ازت بزرگترم.
‫مثلاً تو موضع قدرتم.

270
00:11:35,674 --> 00:11:37,885
‫خب، مامانم رئیس توئه،
‫پس فکر کنم قدرت دست من باشه.

271
00:11:39,261 --> 00:11:41,221
‫- از اینکه بزرگتری خوشم میاد.
‫- واقعاً؟

272
00:11:41,222 --> 00:11:44,516
‫چون زن‌های بزرگتر درباره‌ی شراب بیشتر می‌دونن
‫و اینکه ما توی تخت چی می‌خوایم؟

273
00:11:45,726 --> 00:11:48,312
‫شوخی کردم. من هیچ کوفتی از شراب سرم نمی‌شه.

274
00:11:50,397 --> 00:11:51,940
‫ای بابا.

275
00:11:51,941 --> 00:11:53,484
‫یادم رفت که هنوز حقوقم رو نگرفتم.

276
00:11:54,568 --> 00:11:55,694
‫درسته.

277
00:11:57,780 --> 00:12:00,823
‫سکس خوب وظیفه‌ی مرده.

278
00:12:00,824 --> 00:12:03,243
‫باید مطمئن بشی که می‌تونی
‫نعوظت رو حفظ کنی.

279
00:12:03,244 --> 00:12:05,203
‫باید بتونی چندین کار رو

280
00:12:05,204 --> 00:12:06,788
‫به طور هم‌زمان با انگشت‌هات،

281
00:12:06,789 --> 00:12:08,790
‫با زبونت، با دست‌هات،

282
00:12:08,791 --> 00:12:10,918
‫و با اون رفیق پایین‌تنه‌ات مدیریت کنی.

283
00:12:14,571 --> 00:12:16,571
‫« پلام - دیشب خوش گذشت.
‫فردا شب چی کاره‌ای؟ »

284
00:12:22,596 --> 00:12:23,973
‫- اوه!
‫- منو اینجا تنها نذار.

285
00:12:25,224 --> 00:12:26,808
‫برای ناهار می‌برمت پاریس.

286
00:12:26,809 --> 00:12:29,561
‫نه. اگه بخوای توی پاریس ول بگردی،
‫نمی‌تونی همه‌ی این‌ها رو باهم داشته باشی.

287
00:12:30,562 --> 00:12:31,562
‫ماچ.

288
00:12:31,855 --> 00:12:32,855
‫لعنتی.

289
00:12:32,879 --> 00:12:33,667
‫« سم لاویل - لیو داره میاد.
‫خودت بهش برس. »

290
00:12:33,691 --> 00:12:35,316
‫گندش بزنن، واقعاً باید برم.

291
00:12:39,613 --> 00:12:40,613
‫بروکسل؟

292
00:12:41,615 --> 00:12:42,949
‫فقط راست شدنـش کافی نیست.

293
00:12:42,950 --> 00:12:44,659
‫تو به زنت مدیونی که ۳۰ درصد سفت‌تر باشی!

294
00:12:44,660 --> 00:12:47,287
‫- داری به چه مزخرفی گوش میدی؟
‫- مامان!

295
00:12:47,288 --> 00:12:48,872
‫- بس کن.
‫- چی...

296
00:12:53,627 --> 00:12:57,588
‫مردها هیچوقت فراتر از روابط جنسی
‫برای من جذابیتی نداشتن،

297
00:12:57,589 --> 00:12:59,674
‫چون هیچوقت منو درک نکردن، عزیزم.

298
00:12:59,675 --> 00:13:04,721
‫و می‌شه گفت که حرفه‌ات
‫روی زندگی خانوادگیت هم تاثیر گذاشته؟

299
00:13:04,722 --> 00:13:08,224
‫خب، مادرم وقتی خیلی جوون بودم مُرد.

300
00:13:08,225 --> 00:13:11,227
‫و پدرم هم مردی بود
‫که مثل یه دمل چرکی بود،

301
00:13:11,228 --> 00:13:14,105
‫پس فکر کنم از خیلی جهات...

302
00:13:14,106 --> 00:13:17,818
‫کتاب‌هام الان تنها خانواده‌ی من هستن.
‫والدینم، بچه‌هام.

303
00:13:18,944 --> 00:13:21,237
‫باید یکی مراقب مادرم باشه،

304
00:13:21,238 --> 00:13:23,573
‫مثل یه بچه‌ی نوپای شیرین‌عقل کنار استخر!

305
00:13:23,574 --> 00:13:26,951
‫کمِ کمش می‌تونستی بهم هشدار بدی
‫که قراره سه بار انکارم کنه!

306
00:13:26,952 --> 00:13:29,412
‫آره. آره. سه بار بود؟

307
00:13:29,413 --> 00:13:31,956
‫- باشه، آره.
‫- نگهداری از مادرم فقط به دوش منه.

308
00:13:31,957 --> 00:13:34,792
‫تمام طول روز و طی ساعت‌های تاریکی.

309
00:13:34,793 --> 00:13:37,587
‫- زوال عقل که تقویم نداره.
‫- می‌بینم که ناراحتی و من...

310
00:13:37,588 --> 00:13:39,505
‫معلومه که خیلی ناراحتم!

311
00:13:39,506 --> 00:13:41,883
‫من بیشتر از اون چه که تو بفهمی
‫واسه اون زن مایه می‌ذارم،

312
00:13:41,884 --> 00:13:43,968
‫و با این حال، کلاً از صفحه‌ی روزگار محو می‌شم.

313
00:13:43,969 --> 00:13:46,764
‫- خب ببین، من...
‫- ببین، من یه بیانیه‌ی مطبوعاتی می‌خوام.

314
00:13:47,806 --> 00:13:50,808
‫باشه، فکر کنم سخته که بشه برای این موضوع
‫توجه کسی رو جلب کرد.

315
00:13:50,809 --> 00:13:53,603
‫خب، من با سردبیر تلگراف بریج
‫بازی می‌کنم، پس...

316
00:13:53,604 --> 00:13:56,939
‫نه، قانع نشدم که این راه درستش باشه.

317
00:13:56,940 --> 00:13:58,192
‫ببین، من...

318
00:13:59,151 --> 00:14:00,693
‫همه‌ی کارهایی رو
‫که واسه مامانت می‌کنی می‌بینم.

319
00:14:00,694 --> 00:14:03,237
‫و می‌بینم که قدرشون رو نمی‌دونه.

320
00:14:03,238 --> 00:14:06,658
‫مسئله اینه که اون هیچوقت
‫قرار نیست این‌ها رو ببینه.

321
00:14:07,701 --> 00:14:09,869
‫پس شاید نیاز باشه
‫دیگه ازش انتظار نداشته باشی.

322
00:14:09,870 --> 00:14:11,997
‫شاید وقتشه که شروع کنی
‫به خوشحال کردن خودت.

323
00:14:13,248 --> 00:14:14,248
‫آره؟

324
00:14:15,167 --> 00:14:16,209
‫باشه.

325
00:14:16,210 --> 00:14:18,211
‫این خوب بود، نه؟

326
00:14:18,212 --> 00:14:20,798
‫به نظرت مفید بود؟
‫خوشحالم که این کار رو کردیم.

327
00:14:26,678 --> 00:14:28,554
‫- چیه؟
‫- هیچی.

328
00:14:28,555 --> 00:14:30,890
‫نه، فقط روز خوبی بود.

329
00:14:30,891 --> 00:14:33,726
‫فردا می‌خوام برم
‫مامان‌بزرگ و بابابزرگ رو ببینم.

330
00:14:33,727 --> 00:14:36,104
‫- تو هم میای؟ خیلی وقت شده.
‫- نه. نه.

331
00:14:36,105 --> 00:14:38,106
‫- اشکالی نداره؟
‫- نمی‌دونم.

332
00:14:38,107 --> 00:14:40,525
‫آخه دیگه عمری براشون نمونده،

333
00:14:40,526 --> 00:14:43,152
‫- و اون موقع احساس...
‫- خب، پلام ازم خواست برم باهاش نوشیدنی بخورم.

334
00:14:43,153 --> 00:14:45,321
‫نمی‌دونستم شما دوتا باهم هستین.

335
00:14:45,322 --> 00:14:46,864
‫فعلاً در حال گپ زدنیم.

336
00:14:46,865 --> 00:14:48,699
‫دارین گپ می‌زنین؟ چه مدرن.

337
00:14:48,700 --> 00:14:50,910
‫می‌دونی که شبِ شام خدافظی باباته.

338
00:14:50,911 --> 00:14:52,662
‫- چرا کسی به من نگفت؟
‫- گذاشتمش توی تقویم مشترک.

339
00:14:52,663 --> 00:14:54,497
‫- تقویم مشترک کجاست؟
‫- توی گوشیت!

340
00:14:54,498 --> 00:14:56,917
‫مامان، من تو کل عمرم
‫از اون استفاده نکردم!

341
00:14:57,709 --> 00:14:58,793
‫محض رضای سگ.

342
00:14:58,794 --> 00:15:00,211
‫وای.

343
00:15:00,212 --> 00:15:02,505
‫- زن بزرگتر.
‫- مامان، اون ۲۱ سالشـه.

344
00:15:02,506 --> 00:15:05,341
‫آره، ولی خب یه زنه دیگه، می‌دونی.

345
00:15:05,365 --> 00:15:06,365
‫{\an8}« پلام - بعدش بریم خونه من؟ »

346
00:15:05,342 --> 00:15:08,594
‫می‌دونه چی می‌خواد
‫و چطوری به دستش بیاره.

347
00:15:08,618 --> 00:15:09,618
‫{\an8}« آره لطفاً »

348
00:15:08,595 --> 00:15:10,471
‫حس فوق‌العاده‌ای داری؟

349
00:15:10,472 --> 00:15:13,224
‫قراره حس معرکه‌ای داشته باشی، می‌دونی؟
‫قراره مردت کنه.

350
00:15:13,225 --> 00:15:15,810
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه،
‫ولی من الان خیلی کیفم کوکـه.

351
00:15:13,834 --> 00:15:14,834
‫{\an8}« کجا ویاگرا بخرم؟ »

352
00:15:15,811 --> 00:15:17,146
‫- تسکو؟
‫- هان؟

353
00:15:18,522 --> 00:15:20,857
‫هیچی. باید برم.
‫بعداً می‌بینمت.

354
00:15:20,858 --> 00:15:22,568
‫کجا میری... چی؟

355
00:15:24,194 --> 00:15:25,194
‫روری!

356
00:15:26,029 --> 00:15:28,031
‫اگه میری تسکو، برام تخم‌مرغ بخر!

357
00:15:31,201 --> 00:15:32,618
‫- سلام.
‫- سلام.

358
00:15:32,619 --> 00:15:34,328
‫سلام پاتریک.

359
00:15:34,329 --> 00:15:37,331
‫- کجاست...
‫- دلی داره پوشک اون اسمش‌چی‌بود رو عوض می‌کنه.

360
00:15:37,332 --> 00:15:39,125
‫ماد، بابا.

361
00:15:39,126 --> 00:15:41,252
‫پاتریک رو یادت هست؟

362
00:15:41,253 --> 00:15:43,045
‫- سلام والی. حالت چطوره؟
‫- ماد.

363
00:15:43,046 --> 00:15:44,756
‫چه بچه‌ی نازیه.

364
00:15:46,216 --> 00:15:49,427
‫اولین نوه خیلی خاصه، نه؟

365
00:15:49,428 --> 00:15:51,596
‫روری، والی.

366
00:15:51,597 --> 00:15:53,390
‫روری نوه‌ست.

367
00:15:54,308 --> 00:15:55,434
‫بله می‌دونم.

368
00:15:56,393 --> 00:15:58,269
‫سلام! اینم از ایشون.

369
00:15:58,270 --> 00:15:59,770
‫- سلام.
‫- چطوری پسر؟

370
00:15:59,771 --> 00:16:01,856
‫- چطوری غریبه.
‫- آخی.

371
00:16:01,857 --> 00:16:03,984
‫خب، بالاخره از تخت اومدی بیرون؟

372
00:16:05,444 --> 00:16:06,820
‫هی، بیا اینجا. آیا...

373
00:16:07,905 --> 00:16:09,864
‫حال بابا یه خرده بدتر شده؟

374
00:16:09,865 --> 00:16:11,616
‫مامان ناراحت به نظر می‌رسه.

375
00:16:11,617 --> 00:16:13,451
‫آره خب، تا حالا حدود پنج بار

376
00:16:13,452 --> 00:16:15,036
‫ازم پرسیده که روز شلوغی داشتم یا نه.

377
00:16:15,037 --> 00:16:17,623
‫منم میگم آره، مشغول جواب دادن دوباره
‫به همین سوال تخمیـم.

378
00:16:18,540 --> 00:16:19,624
‫سلام.

379
00:16:19,625 --> 00:16:21,375
‫- سلام.
‫- سلام، مادی کوچولو.

380
00:16:21,376 --> 00:16:24,086
‫- ببینم چی داری پس.
‫- تو چقدر سنگینی کوچولو.

381
00:16:24,087 --> 00:16:26,631
‫- چی بهش میدی؟
‫- فقط همین شیر معمولی ممه.

382
00:16:26,632 --> 00:16:28,758
‫باشه. می‌خوای بری
‫چندتا اردک ببینی؟

383
00:16:28,759 --> 00:16:30,843
‫آره. اون اردک‌ها رو دوست داره.

384
00:16:30,844 --> 00:16:32,220
‫- خیلی‌خب.
‫- از گُه اردک هم خوشش میاد،

385
00:16:32,221 --> 00:16:33,721
‫- پس حواست باشه.
‫- باشه.

386
00:16:33,722 --> 00:16:35,849
‫هی، بیا بریم. راه بیفت.

387
00:16:40,979 --> 00:16:42,064
‫سلام مامان.

388
00:16:44,399 --> 00:16:46,317
‫- عالیه، نه؟
‫- آره.

389
00:16:46,318 --> 00:16:48,277
‫خیلی آرومه.

390
00:16:48,278 --> 00:16:49,654
‫هیچی بهمش نمیریزه.

391
00:16:49,655 --> 00:16:51,906
‫الکس، خودش بچه داره؟

392
00:16:51,907 --> 00:16:54,200
‫نه، به این نتیجه رسید
‫که مرد بچه داشتن نیست.

393
00:16:54,201 --> 00:16:55,911
‫با بچه خیلی دوست‌داشتنی به نظر میاد.

394
00:16:57,079 --> 00:16:58,580
‫باید پیرهنش رو دربیاره.

395
00:17:00,374 --> 00:17:02,626
‫ببخشید. خیلی وقته تو این فازا نبودم.

396
00:17:03,377 --> 00:17:05,003
‫بابات پیش اون خیلی پیر به نظر میاد.

397
00:17:05,837 --> 00:17:08,507
‫یا خدا، زمان چقدر زود می‌گذره.

398
00:17:09,508 --> 00:17:13,052
‫خودمونیم که زمان رو سپری می‌کنیم دخترا،
‫پس عاقلانه خرجش کنید.

399
00:17:13,053 --> 00:17:15,638
‫آره، منم تو همین فکر بودم.

400
00:17:15,639 --> 00:17:17,014
‫من و پاتریک می‌خوایم بریم پاریس.

401
00:17:17,015 --> 00:17:19,225
‫آره. کِی؟

402
00:17:19,226 --> 00:17:21,352
‫چون می‌دونی، هردومون واقعاً
‫لازم بود اینجا باشیم...

403
00:17:21,353 --> 00:17:23,437
‫وقتی مامان دوباره سر حال میاد
‫چون دیگه نمی‌تونه رو بابا حساب کنه.

404
00:17:23,438 --> 00:17:25,481
‫- خب نه.
‫- آره، نه، من فقط...

405
00:17:25,482 --> 00:17:27,275
‫- متوجه نشده بودم، یعنی...
‫- خب، اگه یه ذره هم حضور داشتی...

406
00:17:27,276 --> 00:17:28,609
‫شاید می‌فهمیدی.

407
00:17:28,610 --> 00:17:30,945
‫دلی! من یه والد تنهام با یه...

408
00:17:30,946 --> 00:17:32,613
‫فکر کردی اون وامونده چه کوفتیه؟

409
00:17:32,614 --> 00:17:34,532
‫- چه مرگته؟ می‌شه فقط آروم باشی...
‫- تمومش کنید دیگه.

410
00:17:34,533 --> 00:17:35,813
‫به جای اینکه اینطوری بپری به...

411
00:17:38,287 --> 00:17:40,163
‫یا خدا، این دختره یه سکس لازم داره.

412
00:17:46,753 --> 00:17:50,090
‫همگی، می‌خوام این مناسبت رو جشن بگیرم.

413
00:17:51,633 --> 00:17:52,550
‫ممنون.

414
00:17:52,551 --> 00:17:55,261
‫می‌دونید، جالبه،
‫وقتی تازه داشتم شروع می‌کردم،

415
00:17:55,262 --> 00:17:57,973
‫یه چک یک میلیون پوندی برای خودم نوشتم.

416
00:17:58,557 --> 00:18:01,684
‫دوستای من، به این میگن تجسم.

417
00:18:01,685 --> 00:18:02,893
‫قراره یک میلیون پوند بهت بدن؟

418
00:18:02,894 --> 00:18:04,353
‫این مبلغ خیلی هنگفتیه.

419
00:18:04,354 --> 00:18:05,396
‫- پناه بر خدا!
‫- خب نه.

420
00:18:05,397 --> 00:18:07,023
‫شام مهمون لورکن‌مایستر هستید.

421
00:18:07,024 --> 00:18:09,775
‫- شوخی می‌کنی؟!
‫- قرار نیست یک میلیون پوند بگیرم.

422
00:18:09,776 --> 00:18:12,111
‫ولی پول زیادی میگیره.

423
00:18:12,112 --> 00:18:13,321
‫آره.

424
00:18:13,322 --> 00:18:16,782
‫در هر صورت، آخرین چیزی
‫که فکرش رو می‌کردم بخوام...

425
00:18:16,783 --> 00:18:20,244
‫این بود که برای یه اجرای تکرارنشدنی،
‫راهی فضا بشم...

426
00:18:20,245 --> 00:18:22,413
‫اونم با نیمه‌ی گمشده‌ام.

427
00:18:22,414 --> 00:18:23,498
‫ولی اتفاق افتاد.

428
00:18:24,207 --> 00:18:27,586
‫پس، بزنیم به سلامتی آخرین شب من روی زمین.

429
00:18:30,088 --> 00:18:33,299
‫و لذت ببرید! سلامتی.

430
00:18:33,300 --> 00:18:34,467
‫سلامتی.

431
00:18:34,468 --> 00:18:35,885
‫هر چی که گفتی رفیق،

432
00:18:35,886 --> 00:18:37,429
‫- موفق باشی.
‫- ممنون فرانکی.

433
00:18:38,388 --> 00:18:40,348
‫چه نوشیدنی گواراییـه.

434
00:18:40,349 --> 00:18:41,892
‫آبه فرانک. همه‌مون ازش خوردیم.

435
00:18:43,018 --> 00:18:45,561
‫نمی‌خوام باهات احساساتی بشم،

436
00:18:45,562 --> 00:18:49,315
‫ولی انگار همین دیروز بود
‫که قدت یه وجب بود و اون همه...

437
00:18:49,316 --> 00:18:51,943
‫- ویدیوهای تست بازیگری رو با من ضبط می‌کردی.
‫- آره.

438
00:18:52,819 --> 00:18:54,154
‫ببین چطوری جواب دادن.

439
00:18:56,782 --> 00:18:58,866
‫موساکا.

440
00:18:58,867 --> 00:19:01,118
‫- موساکا.
‫- برای منم؟ عالیه.

441
00:19:01,119 --> 00:19:02,370
‫موساکا.

442
00:19:02,371 --> 00:19:03,871
‫- آره.
‫- ببخشید، چی؟

443
00:19:03,872 --> 00:19:04,997
‫- موساکا.
‫- من هنوز حتی...

444
00:19:04,998 --> 00:19:06,374
‫منو رو هم ندیدم، من...

445
00:19:06,375 --> 00:19:07,500
‫- موساکا.
‫- ممنون.

446
00:19:07,501 --> 00:19:08,918
‫من برای کل میز سفارش دادم.

447
00:19:08,919 --> 00:19:11,379
‫- با خودم گفتم ساده برگزارش کنیم.
‫- و موساکا.

448
00:19:11,380 --> 00:19:13,297
‫آخه کیه که از موساکا خوشش نیاد؟

449
00:19:13,298 --> 00:19:16,592
‫و می‌دونی، فکر می‌کنم شما دوتا
‫واقعاً بهم میاین.

450
00:19:16,593 --> 00:19:18,177
‫- فقط خواستم بگم.
‫- ممنون.

451
00:19:18,178 --> 00:19:21,305
‫لیوانی دارید که پایه‌اش نازک‌تر باشه؟

452
00:19:21,306 --> 00:19:23,057
‫من می‌خورمش.

453
00:19:23,058 --> 00:19:25,184
‫مشکلی نیست. فقط عضله‌ی مقعدت رو منقبض کن.

454
00:19:25,185 --> 00:19:27,144
‫خداروشکر که اینجایی.

455
00:19:27,145 --> 00:19:29,438
‫می‌شه یه آب گازدار عالی برام بیارید، لطفاً؟

456
00:19:29,439 --> 00:19:31,357
‫- باشه.
‫- فرانکی، تو نه؟

457
00:19:32,442 --> 00:19:33,651
‫روند بهبودی چطور پیش میره؟

458
00:19:33,652 --> 00:19:37,279
‫عالی پیش میره. آره.
‫تراپی حرف نداره. تو هم میری؟

459
00:19:37,280 --> 00:19:39,281
‫من عاشق یه ذره تراپیم. بهش نیاز دارم.

460
00:19:39,282 --> 00:19:41,283
‫می‌دونی، الان دیگه دو ماه و نیم شده.

461
00:19:41,284 --> 00:19:42,201
‫واقعاً؟

462
00:19:42,202 --> 00:19:43,536
‫- آره.
‫- گوش کن.

463
00:19:43,537 --> 00:19:45,204
‫بهترین کاریـه که تا حالا انجام دادم.

464
00:19:45,205 --> 00:19:48,207
‫آره، وارد مرحله‌ی چی تو زندگیم سمیـه شدیم.

465
00:19:48,208 --> 00:19:50,543
‫آره می‌دونی. تا اینجا اینا رو تو لیست سیاه گذاشتم.

466
00:19:50,544 --> 00:19:54,005
‫ظروف پلاستیکی، نورهای آبی، مادر.

467
00:19:55,424 --> 00:19:56,591
‫یا خدا، بعدیش چیه؟

468
00:19:57,000 --> 00:20:02,500
آ و ا‌ مـ ـو و ی

469
00:20:03,223 --> 00:20:05,726
‫چرا این اتفاق باید
‫تو این مرحله از زندگیم بیفته؟

470
00:20:07,185 --> 00:20:08,686
‫حالا هر بار که میره تراپی،

471
00:20:08,687 --> 00:20:10,521
‫با خودم فکر می‌کنم،
‫این همون جلسه‌ایـه که تصمیم میگیرن...

472
00:20:10,522 --> 00:20:13,190
‫نوبت حذف کردن منه، که مشکل از منه.

473
00:20:13,191 --> 00:20:15,526
‫خب ببین، نمی‌تونی کنترلش کنی، مگه نه؟

474
00:20:15,527 --> 00:20:17,278
‫اگه اون کاری کنه فکر کنه رابطه‌مون...

475
00:20:17,279 --> 00:20:19,364
‫- سمیـه چی؟
‫- چرا، فکر می‌کنی هست؟

476
00:20:20,532 --> 00:20:22,033
‫نه الکس، فکر نمی‌کنم.

477
00:20:23,618 --> 00:20:24,827
‫بذار بهت بگم چی سمیـه.

478
00:20:24,828 --> 00:20:26,455
‫هر کسی که از واژه‌ی نیمه‌ی گمشده
‫استفاده می‌کنه.

479
00:20:28,123 --> 00:20:31,000
‫می‌دونم. نیمه گمشده برو تو کونم رفیق.

480
00:20:31,001 --> 00:20:33,086
‫تریسا رسماً اولین زنی بود که دید...

481
00:20:33,628 --> 00:20:34,754
‫بعد از من.

482
00:20:34,755 --> 00:20:36,046
‫جدی میگم، اون...

483
00:20:36,047 --> 00:20:38,632
‫وقتی از خونه‌ی ما رفت، اون صاحبخونه‌اش بود.

484
00:20:38,633 --> 00:20:40,801
‫رسماً اولین زنی بود که باهاش در ارتباط بود.

485
00:20:40,802 --> 00:20:43,929
‫نه، دروغ گفتم، اون دختری
‫که بهش کارتن‌های مقوایی فروخت...

486
00:20:43,930 --> 00:20:45,765
‫تا آت‌وآشغال‌های احمقانه‌اش رو توشون بذاره.

487
00:20:45,766 --> 00:20:47,726
‫اون اولین نفر بود...

488
00:20:49,144 --> 00:20:50,353
‫هی!

489
00:20:54,733 --> 00:20:56,901
‫دستـاش رو نشست.

490
00:20:56,902 --> 00:21:00,905
‫خب، چطور برای شخصیتی مثل این
‫که قراره نقشش رو بازی کنی، آماده می‌شی؟

491
00:21:00,906 --> 00:21:03,282
‫خب، اون نقش کلاً می‌شه زندگیت.

492
00:21:03,283 --> 00:21:04,742
‫متد خاصیه؟ تو متد اکتوری؟

493
00:21:04,766 --> 00:21:05,766
‫{\an8}« پلام - هیجان دارم که ببینمت. »

494
00:21:04,743 --> 00:21:05,993
‫همه چیزه.

495
00:21:05,994 --> 00:21:07,912
‫یعنی، این یکی بر اساس یه بازی ویدیوییـه،
‫برای همین...

496
00:21:07,913 --> 00:21:10,248
‫چیزی نیست که واقعاً
‫با حرف زدن درباره‌اش راحت باشم.

497
00:21:11,374 --> 00:21:13,083
‫خانم‌ها.

498
00:21:13,084 --> 00:21:15,545
‫- خانم‌ها برگشتن.
‫- دقیقاً.

499
00:21:17,047 --> 00:21:18,340
‫- خدای من.
‫- می‌خوام... آره.

500
00:21:20,258 --> 00:21:21,801
‫دلم می‌خواد یه چیزی بگم.

501
00:21:21,802 --> 00:21:22,802
‫آه.

502
00:21:26,264 --> 00:21:27,264
‫تپش قلبم.

503
00:21:28,725 --> 00:21:33,270
‫عجیبه که چطور بسته شدن یه در...
‫تموم شدن یه ازدواج...

504
00:21:33,271 --> 00:21:36,817
‫می‌تونه راه رو برای
‫چنین فراوونی و زیبایی‌ای باز کنه.

505
00:21:37,692 --> 00:21:41,445
‫این همون چیزیـه که لیاقتش رو داریم
‫و من برای آینده‌مون خیلی هیجان‌زده‌ام.

506
00:21:41,446 --> 00:21:44,657
‫مخصوصاً چون... و می‌دونم لورکن
‫ناراحت نمی‌شه این رو بگم.

507
00:21:44,658 --> 00:21:47,076
‫- چی رو بگی؟
‫- اون اخیراً...

508
00:21:47,077 --> 00:21:49,245
‫عمل وازکتومیش رو برگردونده.

509
00:21:49,246 --> 00:21:53,374
‫پس الکس، دیگه واقعاً لازم نیست نگران این باشی
‫که من چطوری وقتم رو پُر می‌کنم،

510
00:21:53,375 --> 00:21:55,543
‫- چون قراره بچه‌دار بشم، باشه؟
‫- ممنون عزیزم.

511
00:21:55,544 --> 00:21:57,336
‫- ممنون.
‫- باشه.

512
00:21:57,337 --> 00:21:58,505
‫شوخیت گرفته؟

513
00:21:59,339 --> 00:22:01,131
‫داری دوباره بچه‌دار می‌شی؟

514
00:22:01,132 --> 00:22:03,133
‫- آره، همینطوره.
‫- خب...

515
00:22:03,134 --> 00:22:06,136
‫تو یه نوجوان همه‌چی‌تموم
‫همین الان تو خونه داری.

516
00:22:06,137 --> 00:22:07,888
‫- مشکلی نیست مامان.
‫- نه، اصلاً درست نیست.

517
00:22:07,889 --> 00:22:09,765
‫سال‌هاست که اون فقط داره رفع‌تکلیف می‌کنه.

518
00:22:09,766 --> 00:22:12,434
‫- بیخیال الکس.
‫- نه، تو یه بابای افتضاحی.

519
00:22:12,435 --> 00:22:14,395
‫در بهترین حالت، فقط ادای باباها رو درمیاری،

520
00:22:14,396 --> 00:22:16,939
‫و حالا می‌خوای دوباره از اول شروع کنی؟ چرا؟

521
00:22:16,940 --> 00:22:18,816
‫چون می‌خوای این بار درست انجامش بدی؟

522
00:22:18,817 --> 00:22:21,694
‫خب، موفق باشی که بخوای با اون زانوهای لرزونت
‫برای بچه پیتیکوپیتیکو کنی.

523
00:22:21,695 --> 00:22:22,862
‫این دیگه یکم تند بود.

524
00:22:22,863 --> 00:22:24,572
‫- تند بود؟
‫- الکس، الکس.

525
00:22:24,573 --> 00:22:26,782
‫اگه اشکالی نداره، من دیگه برم.

526
00:22:26,783 --> 00:22:28,118
‫الان خوشحالی؟

527
00:22:28,660 --> 00:22:29,702
‫خجالت‌زده‌اش کردی.

528
00:22:29,703 --> 00:22:31,287
‫نه، نکرده.

529
00:22:31,288 --> 00:22:32,873
‫اون هیچوقت باعث خجالت من نمی‌شه.

530
00:22:33,790 --> 00:22:35,125
‫کار دارم.

531
00:22:38,545 --> 00:22:40,254
‫لازم نیست اینقدر عجیب و ساکت بشی.

532
00:22:40,255 --> 00:22:42,799
‫مشکلی نیست. تورنتو خوش بگذره بابا.

533
00:22:43,550 --> 00:22:46,011
‫دلم برات تنگ می‌شه رفیق. واقعاً میگم.

534
00:22:47,137 --> 00:22:49,513
‫آره خب، چند هفته دیگه می‌بینمت.

535
00:22:49,514 --> 00:22:52,057
‫قرارداد من هشت ماهه‌ست رفیق، پس...

536
00:22:52,058 --> 00:22:55,144
‫آره، ولی قبلاً هم به نتیجه نرسیده.

537
00:22:55,145 --> 00:22:57,355
‫پس فعلاً.

538
00:23:02,152 --> 00:23:06,947
‫صرفاً برای اینکه ساز مخالف زده باشم،
‫من یکی که برات خوشحالم.

539
00:23:06,948 --> 00:23:09,491
‫- مرسی فرانک.
‫- منظورش چی بود؟

540
00:23:09,492 --> 00:23:11,535
‫- منظور چی چی بود؟
‫- اینکه قبلاً به نتیجه نرسیده.

541
00:23:11,536 --> 00:23:13,579
‫- چی قبلاً به نتیجه نرسیده؟
‫- خودت که می‌دونی، پایلوت‌ها،

542
00:23:13,580 --> 00:23:15,205
‫اینجور چیزها، کلاً تایید نمی‌شن.

543
00:23:15,206 --> 00:23:17,666
‫ساعت ۹ شبـه. وقت خواب فرانکه.

544
00:23:17,667 --> 00:23:19,251
‫- دست از این تیکه‌انداختن‌ها بردار.
‫- کمک.

545
00:23:19,252 --> 00:23:21,671
‫من مهره‌ی سوخته‌ام. شغلم رو به عنوان
‫مدیر برنامه‌ی فرانک از دست دادم.

546
00:23:22,380 --> 00:23:24,757
‫می‌دونی چیه؟ تو همینجا بمون.

547
00:23:24,758 --> 00:23:26,008
‫- من تاکسی میگیرم.
‫- بعید می‌دونم.

548
00:23:26,009 --> 00:23:27,217
‫می‌دونی که خونه‌ام رو فروختم.

549
00:23:27,218 --> 00:23:28,427
‫وضعیت سلامتیم داغونه، پس همینجا بمون.

550
00:23:28,428 --> 00:23:29,804
‫مطمئنم همه‌چی درست می‌شه.

551
00:23:57,040 --> 00:23:59,125
‫ببخشید.

552
00:24:13,098 --> 00:24:14,431
‫ببخشید، فقط یه لحظه.

553
00:24:14,432 --> 00:24:15,432
‫من...

554
00:24:16,059 --> 00:24:17,601
‫دست‌هام اتوبوسیـه. من فقط...

555
00:24:17,602 --> 00:24:19,479
‫- آره.
‫- فقط سریع می‌شورمشون.

556
00:24:20,897 --> 00:24:22,482
‫- یه ثانیه طول می‌کشه.
‫- باشه.

557
00:24:47,317 --> 00:24:49,317
‫« نیم ساعت قبل از فعالیت جنسی مصرف شود »

558
00:24:49,342 --> 00:24:51,344
‫ریدم تو این شانس.

559
00:25:06,735 --> 00:25:07,736
‫فاک.

560
00:25:09,279 --> 00:25:10,989
‫ببخشید پلام، ولی من...

561
00:25:11,948 --> 00:25:12,949
‫پلام؟

562
00:25:19,789 --> 00:25:20,789
‫شت.

563
00:26:15,887 --> 00:26:18,764
‫وقتی باهم بودیم
‫ازش می‌خواستم که وازکتومی کنه،

564
00:26:18,765 --> 00:26:20,808
‫اون موقع که باهم بودیم،
‫اما اون واقعاً فکر می‌کرد

565
00:26:20,809 --> 00:26:23,144
‫این یعنی قراره خایه‌هاش رو از دست بده.

566
00:26:24,687 --> 00:26:26,146
‫باید برم بشاشم. خیلی معذرت می‌خوام.

567
00:26:26,147 --> 00:26:27,774
‫- باشه.
‫- آبجو، شراب، سوپ؟

568
00:26:28,525 --> 00:26:29,483
‫- چای؟
‫- چای.

569
00:26:29,484 --> 00:26:31,652
‫از خودت پذیرایی کن، توی سینک هم نگاه نکن.

570
00:26:31,653 --> 00:26:32,737
‫باشه.

571
00:26:44,082 --> 00:26:46,542
‫نمی‌تونم دست از فکر کردن
‫به سم و فرانک بردارم.

572
00:26:46,543 --> 00:26:48,502
‫- می‌دونم!
‫- مثلاً چطوری از...

573
00:26:48,503 --> 00:26:51,463
‫خوشحال‌ترین زوج جمع بودن به اینجا رسیدن؟

574
00:26:51,464 --> 00:26:53,215
‫من که بهشون نمی‌گفتم خوشحال‌ترین زوج جمع.

575
00:26:53,216 --> 00:26:55,676
‫همیشه بیشتر بوی قتل و خودکشی
‫ازشون به مشامم می‌رسید.

576
00:26:55,677 --> 00:26:56,802
‫پاتریک!

577
00:26:56,803 --> 00:26:58,178
‫نه؟

578
00:26:58,179 --> 00:26:59,179
‫نه.

579
00:27:00,515 --> 00:27:04,060
‫می‌تونیم باهم عهد ببندیم
‫که آخر و عاقبتـمون مثل اونا نشه؟

580
00:27:05,270 --> 00:27:07,063
‫و اینکه هیچوقت سکس دهانی رو کنار نذاریم.

581
00:27:07,897 --> 00:27:09,899
‫اینکه هیچوقت سکس دهانی رو کنار نذاریم؟

582
00:27:10,859 --> 00:27:12,277
‫هیچوقت؟

583
00:27:13,278 --> 00:27:15,780
‫منظورم اینه که عالی به نظر می‌رسه،
‫ولی من برای خودم آرزوهایی دارم.

584
00:27:15,804 --> 00:27:17,804
‫« مزایای الکس »

585
00:27:24,539 --> 00:27:25,874
‫حاضرم یه امتحانی بکنم.

586
00:27:25,898 --> 00:27:26,934
‫« معایب - نمی‌تونه برام بچه بیاره »

587
00:27:26,958 --> 00:27:31,128
‫شاید بتونیم یه رکورد جهانی چیزی بزنیم، می‌دونی؟

588
00:27:31,129 --> 00:27:33,547
‫ولی شاید مجبور بشم یه سری
‫تمرینات خاص انجام بدم،

589
00:27:33,548 --> 00:27:36,800
‫یا نمی‌دونم، رژیم غذاییم رو عوض کنم؟

590
00:27:36,801 --> 00:27:38,802
‫قطعاً باید شغلم رو هم عوض کنم،
‫چون فکر نمی‌کنم

591
00:27:38,803 --> 00:27:41,513
‫بتونم به همه‌شون برسم، می‌دونی.
‫ولی در هر صورت،

592
00:27:41,514 --> 00:27:43,674
‫قول میدم حتی وقتی ۹۰ سالت شد هم
‫هنوز برات بخورم.

593
00:27:44,976 --> 00:27:46,311
‫الکس؟

594
00:27:47,000 --> 00:28:07,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

